نویسنده: گریگور قضاریان

اشاره

مهدی قاسمی

موسیقی کرال، تشکیل گروه کر و آواز خواندن در گروه کر پدیدۀ چندان رایجی در جامعۀ ما نیست. نخستین گروه کر در ایران به صورت علمی و حرفه  ای به دست روبیک گریگوریان[1] در 1312ش راه  اندازی شد و به اجرای برنامه پرداخت. به  رغم گذشت بیش از نیم قرن از اولین اجرا تعداد گروه  های کر حرفه  ای در تهران و دیگر شهرهای ایران چندان فزونی نیافته است. با وجود این، خوشبختانه فرهنگ و ادبیات حرفه  ای کرال در سال  های اخیر شروع به شکوفایی کرده است.

مهدی قاسمی یکی از رهبران کرال است که در این زمینه و همچنین، فرهنگ  سازی موسیقی کرال دست به فعالیت  های بزرگی زده و گام  های موفقی برداشته است.

مهدی قاسمی در 1350ش در خانواده  ای دوست  دار موسیقی در تهران چشم به جهان گشود. کارشناسی خود را در رشتۀ موسیقی از دانشگاه هنر دریافت داشت و پس از فارغ  التحصیلی و گذراندن خدمت سربازی در 1376ش برای ادامۀ تحصیل به کشور ارمنستان سفر کرد و به تکمیل دانش آهنگ  سازی نزد پروفسور ادوارد میرزویان[2] پرداخت. او پس از بازگشت به ایران، در 1378ش، گروه کر شهر تهران را پایه  گذاری و اولین کنسرت خود را نیز در همان سال اجرا کرد. او از آن تاریخ تاکنون، به غیر از سه سالی که در کانادا به سر می  برد، هرساله با گروه کر خود به اجرای برنامه پرداخته است.

مهدی قاسمی در حال حاضر، به غیر از رهبری گروه کر شهر تهران، مدرس دانشکدۀ موسیقی دانشگاه هنر و هنرستان دختران است. وی همچنین مدیریت آموزشگاه موسیقی پارت را نیز بر عهده دارد که خود آن را تأسیس کرده است. جزئیات بیشتر دربارۀ مهدی قاسمی، فعالیت  های او و ارزش و جایگاه موسیقی کرال در جامعه را از زبان خود وی در این گفت و گوی اختصاصی با پیمان می  خوانیم.

گریگور قضاریان: ‏لطفاً در مورد گروه کر شهر تهران و فعالیتهایتان کمی برای خوانندگان ما توضیح دهید.

■ مهدی قاسمی: گروه کر شهر تهران را در 1378ش پایه‌گذاری کردیم. پس از مدتی من به کانادا سفر کردم ‏و در فعالیت‌های گروه حضور نداشتم. پس از بازگشت به ایران، قصد داشتم بزرگ  ترین گروه کر خاورمیانه ‏را ایجاد کنم. پیشنهاد خود را به فرهنگ  سرای بهمن ارائه دادم، پذیرفته شد. با حمایت‌های فرهنگ  سرا و ‏معاونت فرهنگی ـ هنری شهرداری گروهی ایجاد کردیم. در 1380ش، در طی شش ماه چهارصد نفر را آموزش ‏دادیم که در انتهای کار دویست نفر باقی ماندند و البته، به مرور از این تعداد هم کمتر شدند (به دلیل گرفتاری‌های شخصی، ‏کار، ازدواج، مسافرت، مهاجرت و …). بالاخره، با 140 نفر گروه کر را تشکیل دادیم و اسم آن را هم گروه کر شهر تهران ‏گذاشتیم. البته، این گروه از 1384ش مستقل شده و وابسته به هیچ نهادی نیست ‏و تمرین  ها و آموزش‌ها را در همین آموزشگاه خودمان انجام می‌دهیم. برای عضوگیری هم سالانه فراخوان ‏می‌دهیم و بسته به نیازمان عضو جدید می‌پذیریم و برای کسانی که تجربه لازم را نداشته باشند کلاس‌های ‏آموزشی برگزار می‌کنیم.‏

تاکنون در تالار وحدت، تالار رودکی، فرهنگ  سرای نیاوران، فرهنگ  سرای بهمن و مکان‌های دیگر، چه در تهران و چه در خارج از تهران، به اجرای کنسرت پرداخته  ایم. در اسفند 1393ش/ 2015م، در جشنوارۀ گروه‌های کر خاورمیانه[3] شرکت و رتبۀ دوم را کسب کردیم و امسال (2016م) هم برای شرکت در این ‏جشنواره دعوت شده  ایم.‏

:چگونه وارد دنیای موسیقی شدید؟ آیا عامل خاصی مشوق شما بوده یا در شما ایجاد انگیزه کرده؟

■: فضای خانوادۀ ما فضای موسیقی بود. پدرم با موسیقی ایرانی آشناست، عود می‌نوازد و در این زمینه آموزش تخصصی دارد. مادرم نیز اهل موسیقی و آواز است. در منزل ما همیشه حال و هوای موسیقی سنتی ‏وجود داشت. از طریق یکی از آشنایان پدرم با آقای ذوالفنون[4] و پسر ایشان آشنا شدم. نزد استاد ذوالفنون ‏نواختن سه تار را آموزش دیدم و در دوران دبیرستان، بیشتر سه تار می‌نواختم. در جشنواره‌های کشوری ‏موسیقی سنتی هم شرکت و رتبه‌هایی نیز کسب کردم.‏

در همان دوران دبیرستان، به موسیقی کلاسیک به شدت علاقه‌مند و به مطالعه در مورد آن مشغول شدم. چند سالی هم در محضر استاد سنجری[5] به آموزش ویولن پرداختم و هم  زمان در رشتۀ موسیقی ‏وارد دانشگاه شدم. در همان دوران (1370ـ 1371ش) در فرهنگ  سرای بهمن یک ارکستر ‏تشکیل شده بود که نوازنده‌های جوان جذب آن می‌شدند.در امتحان ورودی فرهنگ  سرا شرکت ‏کردم و پذیرفته شدم و حدود شش سال در ارکستر فرهنگ  سرای بهمن ساز می  نواختم.‏

:به چه علت تصمیم گرفتید که ارمنستان را برای ادامۀ تحصیل انتخاب کنید؟

■: بعد از فارغ  التحصیل شدن از دانشگاه هنر، دوست داشتم که در خارج از کشور ادامۀ تحصیل دهم و یکی از ‏گزینه‌هایی که در ذهنم وجود داشت ارمنستان بود. ذهنیتی خوب نسبت به ارمنستان داشتم. در آن ‏سال‌ها برای  اولین بار ارکستر فیلارمونیک ارمنستان، به رهبری لوریس چکناوریان،[6] در ایران اجرا داشت که ‏شاید، اولین گروه بزرگی بود که بعد از انقلاب در ایران برنامه اجرا می  کرد. غیر از این، ارمنستان کشور ‏نزدیکی به ماست و همان طور که عرض کردم از ارمنستان ذهنیت و تصویر خوبی داشتم.‏

جالب است بدانید که خواهرم نیز پس از اینکه در ایران دیپلم موسیقی گرفت به توصیۀ من برای ‏ادامه تحصیل به ارمنستان رفت و در کنسرواتوار کومیتاس[7] به ادامه تحصیل پرداخت. خواهرم زودتر از من ‏رفت و من نیز بعد از فارغ  التحصیلی و پایان دوران خدمت سربازی، به دلیل همان ‏ذهنیت خوب و مثبتی که از قبل داشتم،  به ارمنستان رفتم.‏

: با موسیقی ارمنی آشنا هستید؟

■: موسیقی ارمنی را دوست دارم اما متأسفانه در سال‌های اخیر نتوانستم به آن بپردازم، ولی در اولین ‏اجراهای گروه کرم چند قطعه از کومیتاس[8] و چند ترانه محلی ارمنی نیز اجرا کردم و موسیقی ارمنی به طور دائم در رپرتوار من ‏بوده و مکرر آن را اجرا کرده  ام.‏

: در مدت زمانی که در ارمنستان بودید، چه تأثیری از آن کشور پذیرفتید؟

■: زمانی که من به ارمنستان رفتم ارمنستان کشوری تازه استقلال یافته و از نظر اقتصادی ‏در تنگنا بود ولی از نظر فرهنگی در جایگاه بالایی قرار داشت. برای من شگفت  انگیز بود کشوری به این ‏کوچکی این همه هنرمند و موسیقی‌دان دارد. ارمنستان از نظر موسیقی بسیار قوی و غنی است و من ‏احساس نزدیکی به این کشور داشتم. مشترکات فراوانی می‌دیدم، مشترکات فرهنگی، زبانی و … حتی به همراه خواهرم فهرستی از ‏واژه‌های مشترک  را در دو زبان تهیه کرده بودیم؛ مثلاً، همین کلمۀ پیمان، عنوان مجلۀ شما، در هر دو زبان به ‏یک معنی به کار می‌رود. هنگامی که اولین بار ارمنستان را دیدم حس کردم که انگار قبلاً نیز در آنجا بوده  ام. ‏سال گذشته هم که سفری به ارمنستان داشتم همین حس را دوباره تجربه کردم.‏

: شما خودتان را آهنگ ساز و رهبر ارکستر میدانید یا رهبر گروه کر؟

■: من آهنگ  ساز نیستم. چند قطعه نوشته  ام ولی آهنگ  ساز نیستم. در ‏ارمنستان نزد استاد میرزویان، آهنگ  ساز معروف ارمنستان، آهنگ  سازی کار کردم ولی بعدها مسیرم عوض شد و ‏در حال حاضر رهبر گروه کر هستم. مضافاً اینکه وقتی وارد کار عملی شدم احساس کردم که در زمینۀ ‏موسیقی کرال در ایران کار زیادی صورت نگرفته و خلأ و نیازی در این زمینه در ‏جامعۀ ما وجود دارد.‏

: آیا لازم است که رهبر یک گروه کر آواز بداند یا آوازهخوان باشد؟

■: لزوماً نه، ولی اگر با آواز آشنا باشد، بهتر است، هرچه قدر بیشتر آشنا باشد بهتر؛ مثلاً، همان  طور که رهبر یک ‏ارکستر، که با سازهای مختلفی در گروه سر و کار دارد، لزوماً نباید نوازندۀ همۀ این سازها باشد ولی باید ‏شناختی عمیق از تک تک سازها داشته باشد و از قابلیت و محدودیت‌های آنها و غیره آگاهی داشته باشد، یک رهبر ‏کر هم ممکن است خواننده باشد یا نباشد. من خودم را خواننده نمی‌دانم ولی فکر می‌کنم آواز و صداها را ‏خوب می‌شناسم. در حین کار دانسته‌هایم را در این زمینه بیشتر کرده  ام.‏

در اینجا، جا دارد که از استاد بزرگوار و فقید، آقای گورگن موسسیان،[9] نیز یاد کنم. اولین تجربۀ کاری من در ‏مورد آواز و گروه کُر با ایشان بود. در سال‌هایی که در دانشگاه هنر دانشجو ‏بودم، مدیر گروه ما از آقای موسسیان دعوت به عمل آورده بود که در وقت‌های آزاد بین کلاس‌ها با ‏دانشجویان قطعات آوازی کار کند و دانشجویان هم خیلی استقبال کردند. با کمک ایشان چند قطعه آواز در ‏دانشگاه کار کردیم. در همان دوران، تالار وحدت فراخوانی برای جذب ‏آوازه‌خوان اعلام داده بود. آقای موسسیان هم رهبر کر تالار بودند و برای این فراگیران جوان در تالار کلاس‌هایی را ‏برگزار می  کردند. من هم در آن کلاس‌ها شرکت کردم. لازم است ذکر کنم که من به آقای موسسیان ‏خیلی ارادت داشتم و به نظرم ایشان جزو سرمایه‌های مملکت بودند، هم موسیقی  دانی عالی بودند و هم انسانی ‏والا. در زندگی  ام کم دیده  ام کسانی را که به این درجه از انسانیت رسیده باشند. این گونه اشخاص ‏ انگشت شمارند و متأسفم که ایشان دیگر در بین ما نیستند.

: در مورد اهمیت و نقش موسیقی کرال در جامعه چه میتوانید بگویید؟

■: گروه کر می‌تواند به طور فراگیر آدم‌های زیادی را با موسیقی نیمه جدی تا خیلی جدی آشنا کند، بدون ‏اینکه نیاز به آموزش‌ها یا تحصیلات تخصصی و فنی خاصی باشد، بدون اینکه با ساز خاصی آشنا باشند؛ مثلاً، ‏یک نفر برای نواختن در یک ارکستر سمفونیک باید سال‌ها ساز زده باشد تا وارد یک ارکستر غیر حرفه  ای شود ‏ولی در گروه کر روال کار این گونه نیست. اگر شخصی برای مثال دو سال سولفژ[10] و آواز کار کند می‌تواند وارد گروه ‏کر شود. ما کسانی را داریم که رشتۀ تخصصی آنها موسیقی یا آواز نبوده ولی در گروه کر قابلیت بالایی ‏از خود نشان داده  اند. کسی که در گروه کر می‌خواند، علاوه بر اینکه این فرهنگ موسیقیایی برای ‏خودش گسترش پیدا می‌کند، به طور یقین بر اطرافیانش هم تأثیر می‌گذارد. می‌توانم بگویم که آوازه‌خوانی ‏در یک گروه کر می‌تواند در بالا بردن سطح موسیقیایی شخص در درجه اول و بالا بردن سطح فرهنگ ‏جامعه به طور عام‌تر تأثیرگذار باشد.‏

: برای نسل جوانی که قصد دارند وارد عرصۀ موسیقی کرال شوند چه پیام یا ‏توصیهای دارید؟

■: خوشبختانه، در سال‌های اخیر تعداد گروه  های کر نیمه‌حرفه‌ای در تهران افزایش یافته است. زمانی ‏که من شروع به کار کردم در تهران، غیر از گروه‌های کر انجمن‌های فرهنگی جامعۀ ارمنی، تعداد گروه  های کر زیاد ‏نبود. یک گروه کر در تلویزیون بود، یک گروه کر در تالار وحدت وجود داشت و یک گروه کر هم در ‏فرهنگ  سرای بهمن بود. گروه کر غیر حرفه  ای در تهران وجود نداشت. دوستانی بودند که تلاش‌هایی برای تشکیل ‏گروه کر غیر حرفه  ای صورت داده بودند ولی این فعالیت‌ها استمرار نداشت. من از همان روز اول به این فکر ‏افتادم که نیاز داریم این فرهنگ را به وجود آوریم و ماندگاری ایجاد کنیم. در کانادا که بودم ‏گروه‌های کری را می‌دیدم که از سال‌های 1930 یا 1920م هنوز پابرجا بودند. اعضا عوض شده بودند ولی گروه ‏همچنان موجودیت خود را حفظ کرده بود.‏

به نظر من نسل جوان باید دانش موسیقیایی خود را به طور عام بالا برد و اگر علاقه‌مند به آواز خواندن ‏است فنون خوانندگی‌ خود را غنی‌تر کند. یکی از محیط‌های بسیار مناسب برای این کار ‏گروه کر است.‏

: آیا برای خوانندۀ کر مهم است که با فرهنگ و زبان قطعهای که اجرا میکند آشنا باشد؟

■: اگر اعضای گروه ورزیده و توانمند باشند می‌توانند هر قطعه‌ای را اجرا کنند؛ برای مثال، ما در سال‌های قبل ‏قطعات ارمنی، روسی، کردی و … اجرا کرده  ایم در حالیکه اعضای گروه ارمنی یا روسی بلد نبودند. مهم این ‏است که خواننده بتواند با آن قطعه ارتباط برقرار کند و ادراک درستی از آن موسیقی و قطعه داشته باشد.‏

: اصولاً، آثار و قطعات خاصی را برای اجرا انتخاب میکنید؟ چه معیار یا معیارهایی برای انتخاب دارید؟

■: اول از همه بعد آموزشی قطعات را در نظر می‌گیرم، قطعاتی که باعث افزایش دانش گروه شوند، به ویژه اگر گروه تازه  کار باشد. از سوی دیگر، زیبایی قطعه هم مهم است. البته، این کاملاً یک امر ‏سلیقه‌ای ا  ست و به سلیقۀ رهبر بستگی دارد. مهم  تر از همه من معتقدم که باید آثار آهنگ  سازان ایرانی ‏نیز در رپرتوار من باشد و این را برای خودم وظیفه می‌دانم. گروه باید بتواند هر نوع قطعه‌ای را اجرا ‏کند، هم کلاسیک، هم رنسانس، هم رمانتیک هم مدرن قرن بیستم، یعنی تنوع تاریخی قطعه‌ها هم خیلی مهم ‏است.‏

: هنگام اجرای کنسرت، برای مجذوب کردن شنوندگان و جذاب کردن اجرا چه میکنید؟

■: قدم اول انتخاب قطعه است که چه قطعه‌ای را برای شروع انتخاب کنید و اینکه چیدمان قطعات ‏بعدی چگونه باشد. در یک کنسرت، قطعات ایرانی، کلاسیک، جاز و مدرن اجرا می‌کنیم. اینها باید طوری چیده ‏شوند که ارتباط مفهومی داشته باشند و در هر بخش هم طوری قطعه‌ها را انتخاب می‌کنیم که در ابتدا ‏تأثیرگذارتر باشد.‏

ولی در کل از نظر تأثیرگذاری اجرا باید بگویم که هم رهبر و هم گروه هر دو نقش مهمی دارند. اگر گروه ‏خوب و قوی باشد اجرای ساده‌ترین قطعه می‌تواند تأثیرگذار باشد ولی همان قطعه را اگر یک گروه تازه  ‏کار اجرا کند ممکن است تأثیر جالبی بر روی شنونده نداشته باشد. کوک تمیز، شدت و ضعف، ‏جمله‌بندی … اینها کارهایی است که رهبر گروه پشت پرده و قبل از اجرای کنسرت و در حین تمرینات انجام ‏می‌دهد. به نظر من یک رهبر 70 ـ 80 درصد کار خودش را طی تمرین  ها باید انجام داده باشد. روز ‏اجرا، رهبر تنها نقش هماهنگ کننده را ایفا می‌کند. به ویژه، در یک گروه بزرگ، شروع و خاتمۀ خوب و ‏روحیه دادن به گروه در حین اجرا از کارهای مهم یک رهبر است. یک رهبر باید با حرکاتش موسیقی را در ‏فضا ترسیم کند تا شنونده‌ها ارتباط بهتری با موسیقی در حال اجرا برقرار کنند.‏

: هنگامی که روی صحنه میروید چه احساسی دارید؟

■: حس تمرکز بسیار زیاد. در حین اجرا آن  قدر غرق موسیقی و گروهم می‌‌شوم که متوجه نمی‌شوم ‏زمان چگونه می‌گذرد. در گروه، چشمان همه خواننده‌ها به شماست و باید آنها را هدایت کنید. یک مقدار هم ‏استرس دارم اما این استرس قبل از اجراست و در حین اجرا فقط بر روی کار تمرکز دارم.‏

: هر هنرمندی در کار خود هدف یا رسالتی را دنبال میکند، کسب شهرت، مادیات، کیفیت، … شما در مقام رهبر گروه کر چه هدفی را دنبال میکنید؟

■: دو هدف: ماندگاری گروه و کیفیت. اگر گروهی ماندگار شود، به مرور زمان کیفیت آن نیز بهتر ‏می‌شود. ممکن است که اعضای گروه عوض شوند ولی خود گروه پایدار می  ماند. رهبری گروه کر زمینه‌ای ‏نیست که در آن به شهرت فراوان برسید. در نهایت، شاید در عرصۀ فعالیت کاری خودتان و در یک حلقۀ محدود، شناخته ‏شوید و مادیات هم چیزی نیست که رهبر کر بتواند دنبال آن باشد.‏

پی‌نوشت‌ها:

1- Rouben Gregorian

روبن یا روبیک گریگوریان (1915م/1294ش، تفلیس گرجستان ـ 1991م/1370ش، بوستون ماساچوست) آهنگ  ساز، رهبر ارکستر، نوازنده و استاد ویولن و از پیشگامان مکتب موسیقی نوین ایران است که برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران به گردآوری و تنظیم آوازهای محلی ایرانی برای گروه کر پرداخت و آن را در مجموعه  ای منحصر به فرد در 1327ش به چاپ رسانید. به گفتۀ استادان فن گریگوریان در 1312ش اولین گروه کر حرفه  ای و علمی را در ایران به روی صحنه برد. او در طول فعالیت خود در ایران به تدریس آهنگ  سازی و موسیقی مشغول بود. مدتی نیز مدیریت هنرستان عالی موسیقی تهران و رهبری ارکستر سمفونیک تهران (1328 ـ 1330ش) را برعهده داشت. وی دانش  آموختۀ هنرستان عالی موسیقی تهران و کنسرواتوار پاریس بود. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد روبیک گریگوریان ر.ک: ایساک یونانسیان، «روبن گریگوریان، آهنگ  ساز، رهبر ارکستر و نوازندۀ ویلن»، پیمان، ش59 (بهار 1391): 145 ـ 153.

2- Edvard Mirzoyan

(12مه 1921م، گوری/ گرجستان ـ 5 اکتبر 2012م، ایروان/ ارمنستان) استاد دانشگاه و آهنگ  ساز مشهور ارمنی، دانش  آموختۀ کنسرواتوار دولتی کومیتاس ایروان و مسکو، خالق ده  ها اثر ماندگار در تاریخ موسیقی جهان و برندۀ ده  ها جایزه در سطح ملی و بین  المللی. میرزویان را پدر موسیقی کلاسیک ارمنستان لقب داده  اند.

3- ChoirFest Middle East

این جشنواره، که فعالیت خود را در 2013م در دبی (امارات متحدۀ عربی) آغاز کرد، هرساله با شرکت گروه  های کرال کشورهای منطقه در این شهر برگزار می  شود. (choirfestme.com)

4-جلال ذوالفنون (1316ش، آباده ـ1390ش، کرج). آهنگ  ساز برجسته و مشهور ایرانی، استاد بنام در نواختن سه تار و مدرس موسیقی ایرانی. دانش  آموختۀ رشتۀ موسیقی از دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران.

5-حشمت سنجری (1296 ـ 1373ش). دانش  آموختۀ هنرستان عالی موسیقی تهران و آکادمی موسیقی وین، رهبر ارکستر و نوازندۀ ویولن. او از 1334 ـ 1336ش و 1339 ـ 1351ش رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران بود.

6- Loris Tjeknavorian

لوریس چکناوریان (تولد1316ش/1937م، بروجرد) آهنگ  ساز و رهبر ارکستر ارمنی  تبار اهل ایران که شهرتی جهانی دارد. وی یکی از مشهورترین چهره  های فرهنگی در ایران و ارمنستان است. او خالق ده  ها اثر ارزشمند در زمینۀ اپرا، باله و موسیقی  های سمفونی، مجلسی، کر و فیلم و برندۀ ده  ها جایزۀ ملی و بین  المللی است (www.loristjeknavorian.com).

7-کنسرواتوار دولتی کومیتاس ایروان در 1921م به منزلۀ یک استودیوی موسیقی بنیان گذاشته شد. سپس، در 1923م به منزلۀ عالی  ترین مدرسۀ موسیقی ایروان فعالیت خود را رسماً آغاز کرد و از 1946م به نام موسیقی  دان مشهور ارمنی کومیتاس نام گرفت. ساختمان چهار طبقۀ کنسرواتوار دارای بخش  های مختلفی است از قبیل کلاس  های آموزش سازهای مختلف موسیقی، آموزش موسیقی سمفونیک، اپرا، موسیقی کرال، سالن  های اجرا، کتابخانه و سالن  های آموزشی و سخنرانی.

8- Komitas

سوقومون سوقومونیان (1869م، ترکیه/کوتاهیا، در نزدیکی استانبول ـ 1935م، پاریس) آهنگ  ساز، رهبر ارکستر، نظریه  پرداز موسیقی، خواننده، نوازنده، استاد علوم تربیتی و فلسفه، روحانی و از چهره  های ماندگار تاریخ ارمنی است. وی در 24 آوریل 1915م، هنگامی که نژادکشی ارمنیان رسماً شروع شد، به دست عاملان امپراتوری دستگیر و به همراه دیگر روشنفکران و چهره  های سرشناس ارمنی به مقصدی نامعلوم تبعید شد. او در نهایت از نژادکشی نجات یافت اما به دلیل ضربات روحی سنگین ناشی از این واقعۀ هولناک هرگز نتوانست به زندگی عادی بازگردد و باقی ماندۀ عمر خود را تا زمان مرگ در آسایشگاهی روانی در پاریس به سر برد. در 1936م، یک سال پس از مرگ وی، جسد او را به ارمنستان منتقل کردند و در آرامگاه ابدی به خاک سپردند. به دلیل فعالیت  ها و خدمات منحصر به فرد کومیتاس در زمینۀ موسیقی ارمنی وی را پدر موسیقی ارمنی لقب داده  اند.

9- Gourgen Movsesian

گورگن موسسیان (1321ش/ 1942م، همدان ـ  1393ش/ 2014م، لوس  آنجلس) دانش  آموختۀ مدرسۀ موسیقی وین در رشتۀ رهبری گروه کر، نوازندۀ ویولن و رهبر سابق گروه ارکستر سمفونیک تهران بود. از جمله فعالیت  های او می  توان به رهبری گروه کر ارکستر سمفونیک تهران به مدت بیست سال، رهبری گروه کر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تدریس در هنرستان موسیقی دختران و پسران و پایه  گذاری و رهبری گروه کر سِوان متعلق به باشگاه فرهنگی ـ ورزشی آرارات اشاره کرد. به گفتۀ هنرمندان کر ایران، گروه کر سِوان در دوران وی یکی از حرفه  ای  ترین گروه  های کر در کشور محسوب می  شد. موسسیان در 1378ش به دلیل خدمات ارزنده  اش در اعتلای موسیقی ایران به دریافت لوح تقدیر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نائل شد.

10- Solfège

علم آواز خواندن بر اساس گام و نت. برای نوشتن و خواندن موسیقی از خط موسیقی یا خط نت استفاده می  شود. کلمۀ سولفژ یعنی نت  خوانی. سلفژ آموزش بنیان موسیقی است که دو جنبۀ نظری و عملی دارد. قسمت عملی شامل خواندن و تلفظ نت  ها به شکل آوازی و وزن  خوانی است و قسمت نظری شناخت کلیۀ علامت  ها و قواعدی را دربر دارد که به منظور اجرای دقیق موسیقی ابداع شده  اند.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 73
سال نوزدهم | پاییز 1394 | 240 صفحه
در این شماره می خوانید:

آربی اُوانسیان در نشستی دوستانه با خوانندگان کتاب

نویسنده: آدیس عیسی قلیان شامگاه دوشنبه، 27 مهر 1394ش، نشست پرسش و پاسخ پیرامون کتاب تئاتر و سینمای آربی اُوانسیان از ورای نوشته  ها، گفتگوها و عکس  ها با حضور آربی...

سیری در کتاب فرمانروایان شاخ زرین

نویسنده: ادوارد هاروتونیان علاقه  مندان به كتاب  های تاریخی به یقین با كتاب فرمانروایان شاخ زرین آشنایی دارند. این كتاب را درست سی سال پیش، در 1364ش، نشر گفتار ‏با...

لُرِتا و شهد نمایش

نویسنده: دکتر طهمورث ساجدی در 1393ش کتابی با عنوان بردی از یادم[3] از مرحوم زاون قوکاسیان[4] به چاپ اول رسید که ضمن روایت زندگی لُرتا، خواننده را با فراز و فرود بیش از...

واراند،شاعر ارمنی گوی ایرانی با چهل و پنج سال فعالیت ادبی

نویسنده: ادوارد هاروتونیان/دکتر قوام الدین رضوی زاده/گیتی خوشدل/واراند ترجمه ادوارد هاروتونیان/دکتر کارن خانلری زندگی  نامه ادوارد هاروتونیان واراند، با نام اصلی سوکیاس...

ماندگاری و کیفیت کلید موفقیت یک گروه کر

نویسنده: گریگور قضاریان اشاره موسیقی کرال، تشکیل گروه کر و آواز خواندن در گروه کر پدیدۀ چندان رایجی در جامعۀ ما نیست. نخستین گروه کر در ایران به صورت علمی و حرفه  ای به...

آشنایی با هایک میرزایانس،از پیشگامان علم حشره شناسی ایران

نویسنده: آرمیک نیکوقوسیان دربارۀ مهندس هایک میرزایانس و نقش منحصر به فرد ایشان در تحقق و تکامل علم حشره  شناسی در ایران و شهرت جهانی استاد بارها در محافل علمی و تخصصی...

آرِگ مگردیچیان،چهره ای ماندگار در عرصه مهندسی ایران

نویسنده: ادوارد هاروتونیان مهندس آرِگ مگردیچیان (1306ـ1393ش) را می  توان بنیان  گذار درس بارگذاری و طراحی سازه های فولادی به شیوۀ ‏نوین در ایران شمرد، درسی که وی سال ...

پاک سازی قومی و کشتار ارمنیان در جمهوری آذربایجان (1988 – 1990م)

نویسنده: ایساک یونانسیان مبارزات قانونی ارمنیان قراباغ در 1988م متوجه سیاست  های ضد ارمنی دولت آذربایجان بود که ادامۀ آن بی  شک ‏به اخراج انبوه ارمنیان از قراباغ می ...

درگیری ارمنی – تاتاری و کشتارهای ارمنیان باکو (1905 – 1906م)

نویسنده: ایساک یونانسیان سیاست روسیۀ تزاری نسبت به اقوام امپراتوری در نظام اداری و حکومتی ای که پس از چیرگی روس  ها بر قفقاز حاکم شد، تنها اصلی که هیچ  گاه مورد توجه...

گذری کوتاه بر دیروز و امروز ارمنیان فریدن

نویسنده:  محمد رافعی ارمنیان و مهاجرت تاریخ بشر همواره با تاریخ مهاجرت همراه بوده است. خواه این مهاجرت در مسیری کوتاه بوده یا ‏بلند، به دلخواه بوده یا به اجبار و ـ...