نویسنده: آرپی مانوکیان

نخستین حضور ارمنیان در شبه جزیرۀ کریمه به سدۀ نخست میلادی و برخی از رویدادهای این دوره بازمی  گردد. زمانی که حکمران مقتدر پنتوس، ‏میهردات یوپاتور،[2] مشغول توسعۀ قلمرو خود از سمت شمال و شرق بود[3] در یک اقدام مدبرانۀ سیاسی با عقد پیمانی مساعدت نظامی تیگران (95 ـ 55 ق  م)، پادشاه ارمنستان، را جلب کرد و با رومیان، که از سده  های پیش در شرق متصرفاتی به دست آورده بودند، وارد جنگ شد. ارتش متحد پنتوس ‏و ارمنستان تا حدود سواحل دریای سیاه پیش رفت و بخش  هایی از شبه جزیرۀ کریمه را، که به خرسونس تاوریکیان[4] شهرت داشت، تصرف کرد.‏ [5]

موقعیت جغرافیایی شبه جزیرۀ کریمه و اهمیت اقتصادی آن سبب شد تا هم  زمان با فتوحات لشگریان پنتوس و ارمنستان بازرگانان ارمنی روابط ‏تجاری گسترده  ای با بنادر‎ ‎واقع در کریمه برقرار کنند[6] و شهرهای ساحلی آن محل رفت و آمد، عرضۀ کالاها و داد و ستد شمار زیادی از تجار ارمنی ‏شد. آنها با طی مسیری طولانی از ارمنستان به شرق دور سفر کرده و کالاهای مرغوب آنجا را به قصد فروش به سواحل این شبه جزیره می  آوردند. ‏

رونق اقتصادی و رشد تجارت در شهرهای شمالی ساحل دریای سیاه بازرگانان ارمنی را بر آن داشت تا در این شهرها پایگاه  هایی با مقاصد ‏اقتصادی ایجاد کنند. دیری نپایید که این پایگاه  های تجاری به محل اقامت و سکونتگاه دائم بازرگانان ارمنی و خانواده  های آنان تبدیل شد.‏

‏به این ترتیب، نخستین مهاجران و ساکنان ارمنی شبه جزیرۀ کریمه بازرگانانی بودند که به منظور تجارت و کسب امکانات اقتصادی بهتر به این ‏سرزمین مهاجرت کرده و در شهرهای ساحلی پونتیکاپی،[7] تئودوسیا[8] و خرسونس[9] سکنا گزیدند. ‏

تدوام روابط اقتصادی بازرگانان ارمنی با بنادر تجاری کریمه در طی سده  های پس از میلاد سبب شناخت هرچه بیشتر این شبه جزیره نزد ارمنیان شد ‏چنان  که درسدۀ پنجم میلادی موسس خورناتسی[10] درمتن جغرافیای خویش با عنوان جهان  نما، مطالبی دربارۀ سرزمین تاوریکیان[11] به ثبت رسانده و ‏حدود جغرافیایی این سرزمین را شرح داده است. [12] ‏

‏هم  زمان با تثبیت قدرت امپراتوری بیزانس در شرق ارمنیان با ورود در ساختار نظامی این دولت توانستند جایگاهی برای خود در ارتش بیزانس ‏به دست آورند. آنان، که در ابتدا سربازانی در رده  های پایین بودند، از سدۀ پنجم میلادی با تکیه بر مهارت نظامی خویش مقاماتی درسطح فرماندهی ‏سپاه بیزانس کسب کردند و به یکی از پایه  های اصلی نیروی نظامی این امپراتوری تبدیل شدند. سپس، با استفاده از نفوذ نظامی خویش توانستند در ‏سازمان کشوری مناصبی به دست آورند و حتی، با عنوان پادشاه بر تخت سلطنت بیزانس تکیه زنند. [13]

در اوایل سدۀ هشتم میلادی، حکومت بیزانس برخی از نواحی کریمه را به تابعیت خود درآورد و به منظور مقابله با هر پیشامد غیره منتظره  ای سپاهی ‏با قدرت دفاعی بالا به فرماندهی یکی از سرداران ارمنی خود، پیلیپیگوس واردانس[14] (711 ـ 713 م)، در شهر خرسونس مستقر کرد. خرسونس در این ‏زمان محل اقامت امپراتور خلع شدۀ بیزانس هوستینیانوس‎ ‎دوم،[15] بود که دوران تبعید خود را در آنجا می  گذراند. او در طی اقامت خویش درخرسونس ‏به قصد بازگشت مجدد به قدرت سعی در جلب حمایت ساکنان این شهر کرد لیکن با مخالفت آنها رو به رو شد و پس از مدتی به کمک اقوام دیگری از آنجا ‏گریخت و توانست با حمایت پادشاه بلغارها بار دیگر تاج و تخت بیزانس را ازآن خویش سازد. هوستینیانوس به محض بازگشت به قدرت تصمیم گرفت ‏از ساکنان خرسونس، که از حمایت او خودداری ورزیده و به سرکردگی واردانس بر ضد او قیام کرده بودند، انتقام گیرد. ازاین  رو، ارتشی به منظور سرکوب ‏قیام اهالی این شهر فرستاد. نبرد سختی بین لشگریان واردانس و سپاهیان هوستینیانوس به وقوع پیوست و سرانجام واردانس با تکیه بر مهارت ‏نظامی خود توانست لشگریان حامی هوستینیانوس را شکست دهد. پس از پایان این نبرد، سربازان و فرماندهان ارتش شکست خوردۀ بیزانس با ‏واردانس پیمان وفاداری بستند و سوگند خوردند تا دستیابی او به مقام امپراتوری بیزانس در سپاه تحت فرمان او در برابر لشگریان هوستینیانوس ‏بجنگند. چندی بعد، واردانس و ارتش یکپارچۀ او شهر خرسونس را ترک و به سوی کنستانتیناپولیس[16] حرکت کردند و در نزدیکی این شهر طی نبردی ‏موفق به شکست نیروهای مدافع هوستینیانوس شدند. در پایان این نبرد، واردانس با حمایت ارتش خود تاج و تخت امپراتوری بیزانس را تصاحب ‏کرد. ‏

از آنجایی که فرماندهان نظامی ارمنی بیزانس بر حسب عادات و سنت  های خاندانی و منافع سیاسی همواره بخش اعظمی از نیروهای خود را از بین ‏اعضای خانوادۀ خویش تعیین می  کردند روشن است که در میان سپاهیان تحت فرمان واردانس در کریمه شماری از سربازان ارمنی وجود ‏داشته  اند که در حمایت او برای دستیابی به بالاترین قدرت سیاسی امپراتوری بیزانس نقش مؤثری ایفا کرده  اند. این حادثۀ تاریخی سند متقنی دربارۀ ‏حضور نظامی ارمنیان درسدۀ هشتم میلادی در کریمه است. ‏

با رویکردی به وضعیت اقتصادی کریمه درطی سدۀ دهم میلادی می  توان پی برد که چند تن از متمولان ارمنی این سرزمین درتعیین برخی روابط ‏سیاسی امپراتوری بیزانس تأثیر  گذار بوده  اند .مسلم است این افراد در ساختار سیاسی دولت بیزانس صاحب مقام و یا منصبی نبوده  اند و دولت مذکور ‏از موقعیت اقتصادی ارمنیان کریمه، به منزلۀ یکی از ثروتمندترین ساکنان نواحی تحت سلطۀ خویش، در جهت حفظ منافع خود سوء  استفاده می  کرده. ‏شرح برخی از رویدادهای مربوط به این جنبه ازسیاست امپراتوری بیزانس، که در قبال ارمنیان اعمال می  شد، در قالب گزارش  هایی به ثبت رسیده که در ‏آن توضیحات کاملی از نقش برخی از اشراف و ثروتمندان ارمنی شهر خرسونس و تأثیر آنها در تعیین روابط سیاسی دولت بیزانس، ارائه شده است. این گزارش  ها می  تواند مدرک مستندی در ارتباط با قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی ارمنیان در طی این ‏سده درشبه جزیرۀ کریمه باشد. [17] ‏

پاره  ای اسناد تاریخی مربوط به سدۀ یازدهم میلادی نیز اشاراتی به ادامۀ حضور ارمنیان درقالب نیروی نظامی بیزانس مستقر در کریمه داشته است‏‏. بر مبنای این اسناد در 1065م به فرمان کنستانتین،[18] امپراتور وقت بیزانس، شورایی نظامی در کریمه به قصد تدارک لشگری از نظامیان ‏ارمنی برای شرکت در نبردی در نزدیکی رودخانۀ دون[19] تشکیل شده است. [20]

اگرچه حضور ارمنیان در کریمه از زمان  های کهن و به دلایل مختلف در برخی رویدادهای تاریخی به ثبت رسیده لیکن جریان اصلی مهاجرت آنها به ‏سدۀ یازدهم میلادی باز  می  گردد. در نیمۀ دوم این سده، شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر ارمنستان و بخش  هایی از مناطق ارمنی  نشین حوزۀ امپراتوری ‏بیزانس سبب مهاجرت شمار زیادی از ارمنیان به کریمه شد. رونق و شکوفایی اقتصادی، که این سرزمین از طریق گسترش روابط تجاری به دست آورده ‏بود، خیل عظیمی از مهاجران ارمنی را به سوی خود جلب کرد و در اندک زمانی، بنادر این سرزمین در ساحل دریای سیاه محل استقرار ارمنیانی شد که ‏به قصد تجارت و کسب منافع مادی بیشتر کریمه را به منزلۀ سکونتگاه همیشگی خود انتخاب کرده بودند. [21] بیشترین جمعیت مهاجران ارمنی ساکنان ‏بالکان و شهرهای طرابوزان و کنستانتیناپولیس بودند که اغلب به صورت گروهی به سوی نواحی واقع در نوار ساحلی دریای سیاه حرکت می  کردند. [22]

اگرچه در ابتدا جمعیت مهاجران ارمنی را بازرگانان توانگر و یا خرده  فروشانی که سرمایۀ اندکی برای تجارت داشتند تشکیل می  دادند به زودی تحت ‏تأثیر برخی عوامل داخلی و خارجی مهاجرت  های دیگری نیز از ارمنستان به سوی این سرزمین شکل گرفت که از تمامی اقشار و طبقات جامعۀ ارمنی ‏از جمله کشاورزان نیز حضور داشتند. [23]

مهاجرنشین  های ارمنی (سدۀ 11تا اواخر سدۀ 18 میلادی)‏

اسکان شمار زیادی از مهاجران ارمنی در شهرهای ساحلی کریمه سبب شد که این شهرها در قالب مهاجرنشین  های نو  ظهور ارمنی حیات سیاسی، ‏اقتصادی، مذهبی و فرهنگی خود را در چارچوب سنت  ها و عادات قومی خویش آغاز کنند.‏

شهرسوداک[24] از مهم  ترین مهاجرنشین  های ارمنی کریمه محسوب می  شد که از اواخر سدۀ یازدهم میلادی محل ورود و سکونت گروه  ها و جمعیت ‏انبوهی از ارمنیان بود. [25]

بقایای قبرستان  های برجای مانده از سدۀ سیزدهم و چهاردهم میلادی در سوداک مدارک محکمی برای اثبات حضور ارمنیان در این شهر است. مطالعۀ ‏نوشتارها وتاریخ  های حک شده بر روی سنگ  قبرها مشخص کرده که شمار زیادی از آنها متعلق به ارمنیان ساکن در این شهر بوده است. در تعدادی ‏از نوشتارهای موجود بر روی این سنگ  قبرها به اجداد متوفی نیز اشاره شده که بر مبنای آن مسکن پیشین تعدادی از خانواده  های ارمنی مهاجر به ‏شهر سوداک ‏مشخص و نظریاتی در مورد علت و مسیر مهاجرت آنها به کریمه ارائه شده است. [26]

بیشتر ارمنیان سوداک در محدودۀ خاصی از شهر سکونت داشتند. این محله نهادهای مهم دینی جامعۀ ارمنی این شهر را در خود جای داده بود و ‏دیری با عنوان سورپ گئورک[27] و چند کلیسا در آن وجود داشت. در نزدیکی سوداک چند روستای ارمنی  نشین نیز قرار داشتند که در همگی آنها ‏کلیسایی به منظور برگزاری مراسم مذهبی بنا شده بود. [28]

حرفۀ اصلی ساکنان ارمنی سوداک تجارت بود که در طی سده  های یازدهم تا چهاردهم میلادی رونق فراوانی داشت. بازرگانان ارمنی این شهر اقدامات متعددی ‏در جهت رشد و گسترش تجارت انجام دادند و با اتخاذ تمهیداتی به بازارهای جدیدی برای عرضۀ کالاهای خود دست یافتند. [29]

بندر تئودوسیا نیز، که از مراکز تجاری کریمه محسوب می  شد، در سال  های نخست مهاجرت ارمنیان به یکی از مهم  ترین سکونتگاه  های آنان تبدیل شد. [30] ‏مهاجران ارمنی پس از استقرار در این شهر، در امتداد قلعه  ها و حصارهای پیشین، استحکامات جدیدی بنا کردند تا از جمعیت ارمنیانی که درحومۀ ‏شهرساکن شده بودند حفاظت شود. ادارۀ این استحکامات، که به قلعۀ ارمنیان شهرت داشت، در طی سده  های متوالی بر عهدۀ لشگر کوچکی از ‏سربازان ارمنی بود. [31]

محققان با مطالعۀ نوشتارهای موجود بر روی قسمتی از دیوارهای کلیسای سورپ سارکیس[32] شهر تئودسیا اطلاعات جالبی دربارۀ زمان ورود ‏مهاجران ارمنی و دوران سکونت آنها در این شهر به دست آورده  اند. اگرچه آنها در مورد تاریخ بنای این کلیسا اختلاف نظر دارند جملگی بر این باورند ‏که با توجه به شواهد و اسناد موجود به طور یقین کلیسای سورپ سارکیس شهر تئودوسیا از نیمۀ نخست سدۀ یازدهم میلادی، به منزلۀ یکی از ‏مهم  ترین نهادهای دینی ارمنیان، محل برگزاری مراسم مذهبی آنان بوده است. از این  رو، می  توان ادعا کرد که نخستین بنای مذهبی است که به دست ارمنیان ‏کریمه ساخته شده.‏

سنگ  نبشته  هایی بر روی دیوارهای این کلیسا بر جای مانده که قدیمی  ترین آنها سنگ یادبودی از جنس مرمر مربوط به 1047م است و ‏توسط خانواده  ای ارمنی از ساکنان شهر تئودسیا به منظور حفظ خاطرۀ فرزند از دست رفته  شان در بخشی از دیوار کلیسای سورپ سارکیس قرار ‏گرفته. در کنار این سنگ یادبود، سنگ  هایی با حجاری و جنس متشابه نیز وجود دارد که تاریخ  های حک شده در آنها مربوط به سال  های پایانی سدۀ ‏سیزدهم و اوایل سدۀ چهاردهم میلادی است و با مطالعۀ دقیق آنها می  توان به بخش  هایی از حیات اجتماعی، اقشار و طبقات شکل  گرفته در جامعۀ ‏ارمنیان این شهر پی برد. [33]

‏افزون بر کلیسای سورپ سارکیس تا سدۀ سیزدهم میلادی تعداد 24 کلیسای سنتی ارمنیان در تئودوسیا وجود داشته که در سده  های بعد بر شمار آنها ‏افزوده شده. ارمنیان پیرو مذهب کاتولیک نیز بانی ساخت کلیساهایی در این شهر بوده  اند. [34]

متنی به تاریخ 1305م موجود است که در آن مطالبی به قلم وارتابد آوتیک،[35] از روحانیان ارمنی تئودوسیا، دربارۀ بنای کلیسای سورپ ‏یرورتوتیون[36] و مرمت و بازسازی گنبد دیر گامچاک[37] و ساخت کلیسای سورپ آستواتزاتزین[38] در محوطۀ این دیر نوشته شده. از سند مذکور چنین بر  ‏می  آید که به احتمال زیاد می  بایست در سال  های نخست سدۀ چهاردهم میلادی بر جمعیت ارمنیان ساکن در تئودوسیا افزوده شده باشد که این ‏امر ضرورت بنای دو کلیسای جدید را ایجاب کرده است. [39]

شهر تئودوسیا از بنادراقتصادی مهم کریمه بود و از طریق آن مسیرهای تجاری متعددی عبور می  کرد. با افزایش شمار بازرگانان ارمنی و تمرکز آنها ‏در این شهر راه  های تجاری نوینی ایجاد شد که بسیاری از سرزمین  های واقع در آسیای صغیر و شرق دور را به این بندر متصل می  کرد. [40]

از نیمۀ دوم سدۀ سیزدهم میلادی بازرگانان ارمنی تئودوسیا به سبب روابط دوستانه و همکاری تجاری مداوم با بازرگانان وکارگزاران حکومت جنوآ[41] امکان ایجاد برخی نهادهای اقتصادی را به دست آوردند. آنها افزون  بر انبار کالا و تجارت  خانه چندین بانک در این شهر تأسیس و اجازه اجارۀ ‏کشتی  های تجاری را به منظور حمل و نقل کالاهای خود کسب کردند. کاروان  های تجاری نیز، که مسیرهای سخت و خطرناک را طی می  کردند، در اختیار ‏بازرگانان ارمنی بودند و توسط آنها اداره می  شدند.‏

تجار ارمنی تئودوسیا نقش بسزایی در توسعۀ روابط تجاری کریمه داشته  اند. آنها از طریق گسترش روابط اقتصادی با برخی بازرگانان با نفوذ ‏آسیای صغیر در رشد و پویایی تجارت این سرزمین تأثیرگذار بوده  اند. [42] ‏

به تدریج و با افزایش جمعیت ارمنیان شهرهای سوداک و تئودوسیا مهاجران ارمنی ناگزیر نواحی دیگری را در شبه جزیرۀ کریمه به قصد سکونت انتخاب ‏کردند. [43] خرسونس، که از دیرباز برای ارمنیان شناخته شده بود، به منزلۀ یکی از نخستین مهاجرنشین  های ارمنی در فاصلۀ سده  های یازدهم تا چهاردهم میلادی سکونتگاه بخش اعظمی از مهاجران شد.‏

تاریخ شکل  گیری برخی از مهاجرنشین  ها نیز به اوایل سدۀ چهاردهم میلادی باز می  گردد. سنگ  نبشته  های موجود در گنبد و محوطۀ کلیسای ارمنی ‏سورپ خاچ[44] در نزدیکی شهر سورخات،[45] که اسامی بانیان و تاریخ ساخت این کلیسا در آن مشخص شده، سند محکمی است که حضور ساکنان ارمنی ‏در دورۀ مذکور و حیات مذهبی آنان را در این شهر اثبات می  کند. [46]

در متون ارمنی، سورخات شهری با رونق تجاری و شکوه فراوان معرفی و مطالبی نیز دربارۀ محله  های ارمنی  نشین و کلیساهای واقع در آنها ذکر ‏شده که بر مبنای آن می  توان دریافت تعداد ده کلیسای ارمنی در این شهر وجود داشته است. روستاهای اطراف شهر نیز محل سکونت بخشی از ‏مهاجران ارمنی بوده که به زراعت اشتغال داشته  اند. [47]‏

از دیگرمدارکی که وجود مهاجرنشین  های نوظهور ارمنی را در اوایل سدۀ چهاردهم میلادی تأیید می  کند سنگ  نبشته  های واقع در محدودۀ کلیسای سورپ ‏گریگور لوساووریچ[48] در آزاخ[49] است. [50]

اوایل سدۀ چهاردهم میلادی، شبه جزیرۀ کریمه بار دیگر شاهد ورود و سکونت خیل عظیمی از مهاجران ارمنی بود. بیشتر این مهاجران ساکنان ‏قبلی شهر آنی[51] بودند که از نیمۀ نخست سدۀ یازدهم میلادی آنجا را ترک کرده و در نواحی مختلف واقع در گرجستان و حدود ولگا ساکن شده بودند. [52] ‏لیکن اقامت آنها در این سرزمین  ها طولانی نشد و پس از کسب موافقت کارگزاران حکومت جنوآ به سوی شهرهای ساحلی کریمه روانه شدند. [53]

این بار نیز بنادر واقع در سواحل جنوب شرقی کریمه محل تمرکز مهاجران تازه  وارد ارمنی بود. به زودی و با افزایش شمار ‏این مهاجران و تجمع آنها در این بنادر امکان تأمین مسکن و پیدا کردن زمینه  های مناسب کسب و کار دشوار شد. از این  رو، گروه  هایی از این مهاجران به ‏سوی نواحی دیگر کریمه حرکت کرده و در تعدادی از شهرهای واقع در شمال، مرکز و مغرب آن ساکن شدند. [54]

کوزلو[55] از نخستین شهرهای واقع در غرب کریمه بود که بخشی از این مهاجران را پذیرفت. مهاجران ارمنی پس از سکونت در این شهر توانستند در ‏نهادهای اقتصادی آن جایگاهی برای فعالیت های خود به دست آورند و از طریق گسترش روابط تجاری با روسیه در رشد اقتصاد آن سهم عمده  ای داشته ‏باشند.‏

‏ شهر  های مرکزی کریمه نیزبه محل سکونت و کار و فعالیت بخشی از مهاجران تازه  وارد تبدیل شد. در قاراسوبازار[56] ارمنیانی که صاحب مشاغل و ‏حرفه  های مختلف صنعتی بودند در محله  ای که بعدها چند کلیسا نیز در آن بنا شد و به قاراخاچ[57] شهرت یافت سکنا گزیدند.‏ [58]

‏ در حد فاصل قاراسوبازار و سورخات شش روستای ارمنی  نشین وجود داشته که تاریخ شکل  گیری آنها 1330م بوده است. این روستاها جمعیت ‏قابل توجهی از مهاجران ارمنی را، که به کشاورزی، پرورش دام و باغداری اشتغال داشتند، در خود جای داده بود و ساکنان آن در قصبه  های محل ‏سکونتشان کلیسا و مدرسه بنا کرده بودند. [59] ‎‏

از نیمۀ دوم سدۀ چهاردهم میلادی افزایش جمعیت ارمنیان دربخش  های شرقی[60] شبه جزیرۀ کریمه به قدری محسوس بود که کارگزاران حکومت جنوآ از ‏این نواحی در بسیاری از گزارش  ها و نامه  های رسمی با عنوان ارمنستان آبی[61] نام می  بردند. [62] ‏

این گزارش  ها و برخی مدارک دیگر سبب ارائۀ نظریات متعددی دربارۀ شمار ارمنیان ساکن درشبه جزیرۀ کریمه در طی ادوار مختلف شده لیکن ‏مورخان ارمنی بر مبنای اسناد مذهبی موجود که در مورد خانوارها و تعداد کلیساهای ارمنی مطالبی ثبت کرده  اند نیز با درنظر گرفتن ضرورت تشکیل ‏دو اسقف  نشین[63] بر این باورند که دراواخرسدۀ چهاردهم میلادی جمعیت ارمنیان ساکن در نواحی مختلف کریمه بالغ بر نیم میلیون نفر بوده است. [64]

جامعۀ ارمنیان کریمه دراواخر سدۀ چهاردهم و نیمۀ نخست سدۀ پانزدهم میلادی با تحولات فرهنگی همراه بود که منجر به رشد آگاهی و کسب ‏مهارت و تجربه درعلوم، فنون و رشته  های مختلف هنری شد و نتیجۀ آن به صورت ابداعات و خلاقیت  هایی در قالب مکتب  های نوخاسته به بار ‏نشست. مسلم است که در مراحل نخست ظهور تحولاتی از این دست مدارس به منزلۀ نهاد سنتی آموزش ارمنی نقش مهمی داشته  اند. این مدارس، که ‏از چند قرن پیش و هم  زمان با بنای دیرها و کلیساها در مجاورت آنها فعالیت محدود خود را آغاز کرده بودند، در اوایل سدۀ چهاردهم میلادی تغییراتی ‏درساختار آموزشی خود ایجاد کردند که سبب ارتقای سطح علمی و رشد کمی آنها شد. ‏

مدرسۀ دیر سورپ خاچ از قدیمی  ترین مدارس ارمنیان کریمه بود. این مدرسه از اوایل سدۀ چهاردهم میلادی در ردیف آموزشگاه  هایی قرارگرفت که با ‏تکیه بر دانش و تجربیات استادان خود،که همگی از چهره  های برجستۀ هنر کتابت ارمنی بودند، به یکی از معتبرترین مراکز آموزش این هنر تبدیل شد.‏

‏استادان مدارس کتابت واقع در محوطۀ کلیساهای آستواتزاتزین و لوساووریچ شهر سورخات نیز با بهره  گیری از مکتب  های نوین این هنر خالق ‏چندین نسخۀ خطی با موضوعات مذهبی و حیات اجتماعی ارمنیان کریمه بودند که افزون  بر ارزش هنری از اسناد و مدارک مهم تاریخ ارمنیان کریمه ‏محسوب می  شوند و محققان بر مبنای اطلاعات موجود در آنها بخش  هایی از زوایای زندگی ساکنان ارمنی این سرزمین را آشکارساخته  اند. ‏

هم  زمان با تحولات فرهنگی شکل  گرفته مدرسۀ واقع در محوطۀ کلیسای سورپ آنتونی[65] در نزدیکی شهر تئودوسیا مهم  ترین مرکز آموزش مباحث ‏فلسفی یونان باستان و ترویج عقاید فیلسوفان ارمنی بود. وجود تعداد زیادی اثر دست  نویس در بایگانی نسخه  های خطی سه کلیسای ارمنی تئودوسیا ‏اهمیت هنر کتابت، تذهیب و رشد آن را درمدارس این شهر به اثبات می  رساند.‏

جامعۀ ارمنیان تئودوسیا در طی سدۀ چهاردهم و اوایل سدۀ پانزدهم میلادی اقدام به بنای چند کلیسا کردند که جزئیات مربوط به معماری آنها به منزلۀ ‏یکی از نمادهای مهم فرهنگی در تاریخ مهاجرنشین  های ارمنی در نوع خود بی  نظیر است. ‏

قدیمی  ترین بنای مذهبی این دوره کلیسای هوهاننس مگردیچ است که در 1348م ساخته شده. اگرچه در نگاه نخست می  توان در بخش  هایی از ‏ساختمان این کلیسا به تأثیرات معماری دورۀ سلجوقی پی برد کاربرد شیوه و مبانی معماری ارمنی دورۀ قرون وسطا، در قسمت  های اصلی بنا، آن را ‏به یکی از نمونه  های بی  نظیر کلیساهای ارمنی کریمه بدل کرده.

در 1408م و در محدودۀ واقع در داخل استحکامات شهر تئودوسیا، توسط ارمنیان پیرو مذهب کاتولیک کلیسای فرشتگان مقرب الهی ـ ‏گابریل[66] و میکائل،[67] بنا شد. معماری این کلیسا، که تقلیدی است از شیوه  های رایج در ایتالیا، بی  همتاست و آن را ازدیگر کلیساهای ارمنی این ‏دوره، که براساس اصول و سبک معماری ارمنی ساخته شده  اند، متمایز کرده.

هم  زمان با تابعیت خانات کریمه[68] از امپراتوری عثمانی در سال 1478م شرایطی به وجود آمد که تعدادی از بنادر کریمه با موانعی در امر تجارت و ‏داد و ستد رو به رو شدند. این امر ادامۀ حیات اقتصادی بازرگانان ارمنی این شهرها را دشوار ساخت و سبب شد شمار زیادی از آنها با ترک ‏سکونتگاه  هایشان به سوی نواحی دیگر این شبه جزیره، که در آرامش بیشتری قرار داشتند و بستر مناسب  تری برای فعالیت اقتصادی در آنها فراهم بود، ‏روانه شوند.‏ [69]

باخچی سارای[70] از شهرهایی بود که در اواخر سدۀ پانزدهم میلادی به منزلگاه شمار زیادی از بازرگانان ارمنی شبه جزیرۀ کریمه تبدیل شد. آنها در ‏سال  های ابتدایی ورود خود به آنجا کلیسای سورپ آستواتزاتزین و سپس، در اواخر سدۀ شانزدهم کلیسای گریگور لوساووریچ را بنا کردند. [71]

بر طبق گزارش  های دیوانی کارگزاران برخی از کشورهای اروپایی اگرچه ارمنیان کریمه در طی سدۀ شانزدهم میلادی به لحاظ جمعیتی زوال چندانی نداشته  اند ‏شرایط سیاسی حاکم، ناشی از وضع مالیات  های سنگین[72] و خشک  سالی 1560م، منجر به نابسمانی در نهادهای اقتصادی آنها شده و امرار معاش ‏با سختی ‏همراه بوده است. [73]

دربارۀ حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ارمنیان کریمه در طی سدۀ هفدهم میلادی اطلاعات اندکی وجود دارد. لیکن، بر مبنای برخی اسناد مذهبی و‏‏ سفرنامه  ها و مشاهدات تعدادی از سیاحان اروپایی، که در این زمان از تئودوسیا عبور کرده  اند، می  توان دریافت که شمار ارمنیان ساکن در این شهر بنا ‏به دلایلی افزایش یافته به گونه  ای که بخشی از جمعیت ارمنیان در محدوده  ای خارج از حصارهای آن، که به محلۀ ارمنی  نشین کاشوت[74] شهرت داشته، ‏ساکن شده بودند.

در سال  های نخست سدۀ هجدهم میلادی مهاجرت شماری ازساکنان ارمنی ار گابو[75] و سکونت آنها در روستایی در حدود شمالی شبه جزیرۀ کریمه ‏سبب ظهور و شکل  گیری شهری جدید در ساختار کشوری این سرزمین به نام آرمیانسک[76] شد. از آنجایی که ار گابو در مسیر رفت و آمد کاروان  های تجار‏ی کریمه قرارگرفته بود استراحتگاه آنها محسوب می  شد و کاروان  سراهای متعددی درآن وجود داشت که مالک تعدادی ازآنها ارمنیانی بودند که از ‏دیرباز در این شهر سکونت داشتند و سود سرشاری از این راه به دست می  آوردند.‏

ار گابو در 1736م، ضمن پیشروی نیروهای روس[77] در خاک کریمه، آسیب جدی دید و متعاقب آن ساکنان ارمنی این شهر آنجا را ترک ‏کرده و در فاصلۀ چهار، پنج کیلومتری آن روستایی کوچک به نام آرمیانسک بازار[78] بنا کردند و با ساخت کاروان  سراهایی آنجا را به استرحتگاه نوین ‏کاروان  های تجاری اختصاص دادند. دیری نپایید که این روستای کوچک در نتیجۀ منفعت و سود فراوانی که از محل کاروان  سراها حاصل می  شد پیشرفت ‏کرد به گونه  ای که در نیمۀ نخست سدۀ هجدهم میلادی شهری با امکانات رفاهی بالا، مهمان  سراها و بازارهای متعدد و محل اقامت موقت بسیاری از ‏رجال سیاسی اروپا بود. ‏

ادامۀ نبردهای روس و عثمانی در خاک کریمه در سال  های نخست سدۀ هجدهم میلادی سبب شد که شماری از ساکنان ارمنی به ناچار سکونتگاه  های ‏خود را ترک کرده و به شهرهای دیگر واقع در جنوب غربی و ناحیۀ کوهستانی این سرزمین همچون یالتا،[79] کرچ[80] و آکمچیت[81] نقل مکان کنند.‏

تداوم این نبردها در فاصلۀ 1768ـ1774م[82] و پیامدهای آن نقش تعیین  کننده  ای در سرنوشت ساکنان ارمنی کریمه داشت.‏

‏ پس از اتمام این جنگ  ها امپراتوری روسیه با اتخاذ شیوه  های گوناگون قصد داشت تا شبه جزیرۀ کریمه را به تابعیت خود در آورد و با استقرار بخشی ‏از نیروی نظامی خود به فرماندهی سووروف[83] در این سرزمین مصمم بود تا از طریق نفوذ در ساختارهای اقتصادی حکومت خانات[84] و تضعیف آن ‏اهداف خویش را در این زمینه عملی سازد. به این ترتیب، ساکنان ارمنی و یونانی کریمه، که شالودۀ اقتصاد این سرزمین را تشکیل می  دادند، مورد هدف ‏این سیاست روس  ها قرار گرفتند و سووروف در ژوئیۀ 1778م طی نامه ای به شاهین گیری،[85] خان وقت کریمه، اطلاع داد که امپراتوری روسیه ‏قصد دارد ساکنان ارمنی و یونانی این سرزمین را به نواحی تحت سلطۀ خویش منتقل سازد. این درخواست با مخالفت جدی خان کریمه رو به رو شد و ‏او با ترک مقر حکومت به اقامتگاه تابستانی  اش درآکمچیت رفت و تا چند روز از پاسخ به درخواست  های روس  ها در این زمینه خودداری ورزید لیکن به ‏زودی و با تلاش  های سیاسی سووروف، که وظیفۀ اصلی اجرا و ساماندهی این جابه  جایی  ها را بر عهده داشت، متقاعد شد و در 28 ژوئیۀ 1778م ‏فرمانی صادر کرد که به آن دسته از ساکنان یونانی و ارمنی کریمه که قصد سکونت در سرزمین  های تابع روسیه را داشتند، اجازۀ مهاجرت داده می  شد.‏

امپراتوری روسیه نیز، که از مدت  ها پیش مقدمات این جابه  جایی  ها را فراهم کرده بود، با ایجاد تسهیلاتی از قبیل اختصاص مکانی برای سکونت ‏مهاجران و لغو مالیات  ها به مدت ده سال به ترغیب ساکنان ارمنی و یونانی کریمه می  پرداخت. ‏

اگرچه این سیاست روس  ها در ابتدا با نارضایتی  های فراوانی همراه بود رهبران مذهبی وجامعۀ ارمنیان کریمه دراثر فشارهای سیاسی ناگزیر به ‏پذیرش آن شدند و در اواخر ژوئیۀ 1778م نخستین گروه مهاجران ارمنی با ترک خانه  هایشان به سوی نخجوان نو، ناحیه  ای که از سوی ‏دولت روس برای سکونت ارمنیان کریمه در نظر گرفته شده بود، حرکت کردند. جابه  جایی ساکنان ارمنی کریمه تا اواخر سپتامبر همان سال ادامه ‏یافت و شمار زیادی از ساکنان ارمنی شهرهای ساحل جنوب شرقی، غربی و مرکزی این سرزمین با به جا گذاشتن دستاوردهای ‏فرهنگی و تمدنی چندین سدۀ خویش به سوی نخجوان نو روانه شدند. [86] چند سال بعد شبه جزیرۀ کریمه در تابعیت دولت روسیه قرار گرفت. [87] ‏

پی نوشت ها:

1ـ شبه جزیرۀ کریمه طی سده  های متمادی سکونتگاه شمار زیادی از ارمنیان بوده است. آنان با پایبندی به آداب و رسوم و ریشه  های  قومی خویش توانستند در گذر رویدادهای این سرزمین ‏موجودیت خود را حفظ کرده و نام کریمه را در ردیف یکی از مهم  ترین مهاجرنشین  های ارمنیان در تاریخ این ملت به ثبت رسانند. تاریخ  این سرزمین ساکنانش را با حوادث و فراز و فرودهایی ‏همراه ساخته که گاه نقش تعیین  کننده  ای در سرنوشت آنها داشته  اند چنان  که در دورۀ متأخر شاهد تحولات بزرگی بود و صفحات نوینی در حیات مردمانش رقم خورد.‏ ‏جملگی این عوامل سبب شد تا نوشتار حاضر در قالبی بسیار موجز به شرح مهاجرت  ها و بازگویی بخش  هایی از حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و مذهبی ارمنیان این سرزمین تا ‏اواخر سدۀ هجدهم میلادی بپردازد .لازم به توضیح است که این نوشتار به بیان سرگذشت ارمنیان کریمه در محدودۀ زمانی مشخص شده که دوران اوج وپویایی مهاجرنشین  های ارمنی این ‏سرزمین بوده اکتفا کرده و نیز از بازگویی مفصل رویدادها و حوادث تاریخی خودداری ورزیده.‏

Mihrdat Yevpator2ـ

پادشاه پنتوس  از 111ـ 63 ق  م. به صورت ‏Mithridates Eupator‏ نیز آمده. ‏

3ـ هراند پاسدرماجیان، تاریخ ارمنستان، ترجمۀ محمد قاضی(تهران: زرین ،1377)، ص50.‏

Khersones Tavrikian4ـ

به صورت‏Chersonesu Tavrikian ‎‏ و ‏Chersonese Toarique‏ نیز آمده. ازمتصرفات یونانیان در شبه جزیرۀ کریمه بوده است.‏‏

  1. A. Parsamyan & Others, Hay Joghoverti Badmootiun (Yerevan: Loois, 1963),vol.1, p.171-173 ; V. A. Mikaelyan, Ghrimi

Haykakan Gaghooti Badmootiun(Yerevan: SSR GA Heradarakchootiun , 1964), p.38.‎

Arshag Alboyadjian, Badmootiun Hay Gaghtakanootian (Qahire : Nor Asdgh Debaran,1955),vol. 2, p.3556ـ                                       Pontikapey7ـ

به صورت ‏Pontikapanio‏ وPonticapaeum‏ نیز آمده. از شهرهای باستانی در ساحل شرقی کریمه.‏

Thedosia8ـ

به صورت ‏Fedosia‏ نیز آمده و در مقاطعی از تاریخ کافا(‏Caffa‏ _ ‏Kaffa‏ )نیز نامیده شده. شهری با قدمت و با اهمیت تجاری فراوان در ساحل دریای سیاه، واقع در شبه جزیرۀ کریمه.‏

Khersones9ـ

شهری باستانی در ساحل دریای سیاه، واقع در کریمه.‏

Movses Khorenatsi10ـ

مورخ ارمنی سدۀ پنجم میلادی.‏

11ـ در متون تاریخی ارمنی به شبه جزیرۀکریمه اطلاق می  شود.‏

Artashes Matevosyan, «Khorenatsoots Veradartzootian Ei Verats Yeretsoonts Dervagial Hodvazein», Movses Khorenatsi12ـ

 Hayots Badmootiun (Yerevan: Hayastan Heradarakchootiun, 1986), p.370-385; Mikaelyan,ibid., p.38 & 39.‎  13ـ 
از آنجا که ساکنان بیزانس گرایش کمی به حرفۀ سپاهیگری داشتند ناگزیر ارتش بیزانس از میان داوطلبانی که از اقوام مختلف بودند فراهم می  آمد. ر.ک :پاسدرماجیان، همان، ص 217ـ ‏‏225.‏

[1].1 Pilipigos Vardanes (Philipikos Bardanes)‎14ـ

از امپراتوران ارمنی بیزانس.‏

Hustinianus(Justinianus II)‎15ـ

امپراتور بیزانس از685 ـ 695 و 705 ـ اواخر 711م.‏

16ـ  قسطنطنیه.‏

Mikaelyan, ibid., p.39&40; v. Mikaelyan, «Hayere Ghrimoom», Haykakan Sovedakan‎‏ ‏Hanragidaran (Yerevan: Haykakan SSH 17ـ

Gidootiunneri ‎Academia,1981), vol. 7, p.42,43.‎

‎Constantine X Doukas18ـ

امپراتور بیزانس از 1059 ـ 1067م.

Don19ـ

20ـ ر.ک:

Mateos Oorhayetsi, Jamanakagerootiun, Targmanootiun, Neratzootiun, Tzanotagerootiun, Hrach Bartikyan (Yerevan: Hayastan, 1973);  ‎A.G.Abrahamyan. Hamarod Ourvagitz Hay Gaghtavayreri Badmootian (Yerevan: Haybedhrad, 1964),p.160‎‏.‏

Mikaelyan, Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, p.4221ـ

Alboyadjian, ibid., p.35522ـ

Mikaelyan, Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, p.4223ـ

Sudak24ـ

با نام های سوقدا (‏Sughda‏)، سوروژ (‏Surojh‏) و سولدایا (‏Suldaia‏) نیز آمده. ‏

[1]5. Abrahamyan, ibid., p.16125ـ

[1]1. ‎Abrahamyan, ibid., p.16226ـ ‎

[1]2. ‎Soorp Gevork  27ـ

Vardges Mikaelyan,«Ghrim», Hay Spiurk Hanragidaran (Yerevan: Haykakan Hanragidaran Heradarakchootiun, 2003), vol.7, 28ـ

p.607.‎

[1]4. ‎idem., Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, p.106,184 &18529ـ

[1]5. ‎Abrahamyan, ibid., p.16230ـ

Hrachia Acharyan, Hay Gaghtakanootian Badmootiun (Yerevan:Hrachia Acharyani Anvan Hamalsaran, 2002), ‎ p.7731ـ

‎Soorp Sarkis32ـ

از مهم  ترین کلیساهای ارمنیان تئودوسیا بوده است.‏

33ـ درمتن حک شده بر روی شماری از این سنگ یادبودها برخی اشخاص با القابی از قبیل بارون، ملیک و بی معرفی شده  اند که از لقب  های رایج ثروتمندان وتوانگران ارمنی کریمه در طی ‏سدهای سیزدهم و چهاردهم میلادی بوده است. ر.ک:‏

Mikaelyan,Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, p.46 – 48‎‏ ‏&324.‎

Acharyan,ibid., p.77‎‏34ـ ‏

در مورد تعداد این کلیساها بین مورخان ارمنی اختلاف نظر وجود دارد و برخی از آنها معتقدند ارمنیان تئودسیا در سدۀ مذکور تعداد سی کلیسای مختص به خود داشته  اند. نک:‏

Mikaelyan, «Ghrim», Hay Spiurk Hanragidaran , p.603.‎

‎Vartabet Avetik35ـ

Soorp Yerortootiun  36ـ

‎Gamchak 37ـ

‎Soorp Astevatzatzin 38ـ

‎Abrahamyan, ibid., p.162& 16339ـ

Mikaelyan, Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, p.119 & 12140ـ

41ـ  در این زمان تئودوسیا یکی از پایگاه  های تجاری حکومت جنوآ بود. نک:‏

idem., «Ghrim», Hay Spiurk Hanragidaran, p.603.

‎idem., Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, p.118 & 12342ـ

‎Abrahamyan, ibid., p.16443ـ

‎Soorp Khach44ـ  ‎

Soorkhat45ـ

به صورت اسکی قریم (‏Eski Ghrim‏) نیز آمده است. امروزه (‏Staryi Krym‎‏) نامیده می  شود.‏

‎Mikaelyan,Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, ‎p. 49 & 32146ـ

‎idem., «Ghrim», Hay Spiurk Hanragidaran, p. 60647ـ

‎Soorp Grigor Loosavorich‎ 48ـ

‎Azakh  49ـ

‎‎Abrahamyan, ibid50ـ

Ani51ـ

پایتخت پادشاهی باگراتونی. ‏

‎Abrahamyan, ibid., p.166 ـ 16852ـ

Alboyadjian,ibid‎., p.30553ـ

‎Abrahamyan, ibid., p.16854ـ

Keozlev55ـ

امروزه یوپاتوریا(‏Yevpatoria‎‏) نامیده می  شود.

Gharasoobazar56ـ

امروزه‏Bilohirsk‏.‏

‎Gharakhach‎57ـ

‎Mikaelyan, «Ghrim», Hay Spiurk Hanragidaran, p.602 & 60558ـ

‎‎idem., Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, p.11759ـ

60ـ منظور نواحی ساحلی و بندرهای واقع در جنوب شرقی شبه جزیرۀ کریمه است.‏

61ـ یا ارمنستان دریایی.‏

‎Abrahamyan, ibid., p.16962ـ

‎Mikaelyan, «Hayere Ghrimoom», Haykakan Sovedakan‎‏ ‏Hanragidaran, p.4363ـ

‎Abrahamyan, ibid., p.17064ـ

‎Soorp Antoni65ـ

‎Gabriel  66ـ

‎Michael  67ـ

68ـ حکومتی متشکل از تاتارهای کریمه که از اواخر سدۀ پانزدهم میلادی در تابعیت امپراتوری عثمانی قرار داشتند. ‏

‎Mikaelyan, Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, p.‎ 292, 293,109, 296, 297,323 & 32569ـ

‎Bakhchysarai  70ـ

‎idem.,«Hayere Ghrimoom», Haykakan Sovedakan‎‏ ‏Hanragidaran, p.60271ـ

72ـ حکومت خانات مالیات  های متعددی برای تمامی طبقات جامعۀ ارمنی کریمه تعیین کرده بود که در طی زمان میزان آنها برحسب نیازهای مادی این دولت تغییر می  کرد و افزایش می  یافت. نک:‏

Abrahamyan, ibid‎., p.185 ‏&186.‎

‎Mikaelyan, Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun, p.‎10973ـ

‎Kashot 74ـ

Or Gaboo75ـ

به صورت (‏Or Qapi‏) نیز آمده و (‏Perekop‏) نیزنامیده شده.‏

‎Armyansk76ـ

77ـ روسیه در این زمان با امپراتوری عثمانی در حال جنگ بود. ‏‏

78ـ در منابع ارمنی به صورت ارابازار(‏Orabazar‏) و ارمنی بازار(‏Ermeny Bazar‏) نیز آمده است.‏

‎Yalta 79ـ

‎Kerch  80ـ

Akmechit81ـ

امروزه سمفروپل (‏Simferopol‏).‏

82ـ جنگ  هایی که بخشی از آن در کریمه اتفاق افتاد. نیت اصلی روسیه از این جنگ  ها تضعیف قدرت خانات در این سرزمین بود.‏

‎Alexander Vasilevich Suvorov 83ـ

84ـ حکومت خانات کریمه پس از شکست عثمانی در جنگ با روسیه از 1774م به منزلۀ دولتی مستقل به رسمیت شناخته شد.‏

‎shahin Giray 85ـ

idem., Ghrimi Haykakan Gaghooti Badmootiun,p.122 -166 & 337-369 ;  Abrahamyan , ibid., p. 19086ـ

87ـ درسال 1783م.‏

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 68
سال هجدهم | تابستان 1393 | 308 صفحه
در این شماره می خوانید:

ارمنستان،کشور زیبایی ها و عجایب

نویسنده: بهارک مهدی [1] «ارمنستان کشور زیبایی است». این جمله بارها از زبان کسانی که به منزلۀ گردشگر یا برای مدتی ‏طولانی به این کشور سفر کرده و در آن اقامت گزیده  اند...

بررسی مقابر صخره ای استان آذربایجان غربی

نویسنده: نادره شجاع دل / بهروز خان محمدی معماری صخره  ای در ایران و جهان قدمتی طولانی دارد و بسیاری از عوامل اقلیمی، تدافعی، فرهنگی و ... زمینه  ‏ساز پیدایش زیباترین...

کلیسای مریم مقدس روستای آفتارخانه سلماس

نویسنده: بهروزخان محمدی درآمد سلماس از شهرهای به نسبت پر جمعیت آذربایجان غربی است که در ‏شمال ارومیه و جنوب خوی قرار گرفته و از غرب به ترکیه و از ‏شرق به دریاچۀ ارومیه...

معبد آیانیس

نویسنده: شاهن هوسپیان سارگون دوم،[1] پادشاه آشور،[2] در 714 ق  م، به سرزمین  های ماننا[3] و سپس اورارتو[4] لشکرکشی کرد و هم  زمان اقوام کیمر[5] نیز از شمال به فلات...

یاد مردم نیکونهاد (درگذشت بانوی فرهیخته،ژانت لازاریان)

نویسنده: مسعود عرفانیان ژانت دیگرانوهی لازاریان در 1309ش/ 1930م، در خانواده  ای از ارمنیان نخجوان، که به ‏ایران مهاجرت کرده بودند، در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی...

تاریخ نگاری پروفسور یرواند آبراهامیان

نویسنده: سید علی مزینانی اشاره سید علی مزینانی در 1367ش در شهرستان داورزن سبزوار، در استان خراسان رضوی، ‏چشم به جهان گشود. او در پی عشق به تحصیل مدارج ترقی علمی را یكی...

چهره هنرمند در تجلی صادق هدایت

نویسنده: دکتر قوام الدین رضوی زاده یکی از داستان  های بسیار زیبا و به لحاظ محتوا منحصر به فرد و عمیق هدایت از مجموعۀ سگ ولگرد، ‏داستان کوتاه تجلی است. پیش از هر چیز...

فلوت سحرآمیز در تهران نواخته شد

نویسنده: گریگور قضاریان اپرای فلوت سحر  آمیز،[1] از شاهکار  های موتسارت، در روزهای 2 ـ 4 تیرامسال (1393ش) (23 ـ 25 ژوئن 2014م)، به وسیلۀ گروه آیو[2] به کارگردانی خانم...

ارمنستان در بیانیه چهارده ماده ای وودرو ویلسون

نویسنده:  دکتر آراپاپیان / ترجمه باگو وودرو ویلسون رهبری سیاسی ایالات متحدۀ امریکا را در برهۀ قهرآمیزی از زمان بر عهده داشت (از 1913 ـ ‏‏1921م)، زمانی که در بحبوحۀ جنگ...

شصتمین سالگرد زیارت سالانه کلیسای تادئوس مقدس

نویسنده: ریتا ظزیف نیا تادئوس رسول: «آنگاه عیسی دوازده شاگرد خود را فرا خواند و آنان را اقتدار بخشید تا ارواح پلید را ‏بیرون کنند و هر درد و بیماری را شفا دهند. این است...