نویسنده: کلارا آبولیان

یکی از شاخه های مهم ادبیات قدیم ارمنی تاریخ نگاری است که از ابتدای شکل گیری ادبیات ارمنی وجود داشته و تا به امروز نیز ادامه دارد. با مطالعۀ تاریخ نگاری می توان به مباحث و نکات مهمی در زمینۀ تاریخ ادبیات دست یافت. مراحل پیشرفت تاریخ ادبیات به خود تاریخ وابسته است ـ خواه تاریخ سیاسی، خواه مذهبی و یا حتی اجتماعی. می توان گفت که بدون تحقیق و پی بردن به تاریخ یک ملت نمی توان به مراحل پیشرفت تاریخ ادبیات آن پی برد و برای دستیابی به اعماق تاریخ ادبیات یکی از بهترین راه ها تحقیق دربارۀ تاریخ نگاران قدیم است. بسیاری از تاریخ نگاران ارمنی تأثیر بسزایی در فرهنگ ملت ارمنی و پیشرفت ادبیات آن در سال های پس از خود داشته اند.

نخستین اثر در زمینۀ تاریخ نگاری ارمنی متعلق به کوریون،[2] مترجم، تاریخ نگار و روحانی قرن پنجم میلادی است با نام روایت احوال، زندگی و وفات مجتهد قدیس و مترجم سعادتمند، ماشتوتس یا به اختصار احوال ماشتوتس که دربارۀ زندگی مسروپ ماشتوتس[3] و تاریخ ابداع الفبای ارمنی است. موثق بودن و اهمیت این اثر از آنجا ناشی می شود که کوریون خود شاگرد مسروپ ماشتوتس و شاهد عینی این تحول بزرگ (ابداع حروف الفبای ارمنی) بوده است. از تاریخ و محل تولد کوریون اطلاعی در دست نیست و اطلاعات اندکی نیز که دربارۀ وی وجود دارد اطلاعاتی است که از کتاب خود وی برگرفته شده است.

کوریون از شاگردان ارشد مسروپ ماشتوتس و از فعالان فرهنگی مهم آن زمان بوده، شخصی روحانی که با فعالیت های فرهنگی توانست آثار مهمی از خود برجای گذارد.

چنان که از مقدمۀ کتاب احوال ماشتوتس بر می آید پس از مرگ مسروپ ماشتوتس کوریون در صدد نوشتن زندگی نامۀ وی و چگونگی ابداع الفبای ارمنی برآمد. در همین زمان کوریون از یکی دیگر از شاگردان ماشتوتس به نام هوسپ وایادزورتسی،[4] که جانشین جاثلیق آن زمان بود، فرمانی مبنی بر نوشتن این کتاب دریافت کرد. دیگر شاگردان ماشتوتس نیز در پشتیبانی از این امر کوریون را به نوشتن کتاب تشویق کردند چرا که همگی خواهان جاودانگی استادشان و کار شایستۀ او بودند.

تاریخ دقیق نگارش کتاب معلوم نیست اما به نظر محققان و به احتمال قوی کوریون آن را در 443 ـ 451م نوشته، یعنی پس از مرگ ماشتوتس در 440م و پیش از مرگ وایادزورتسی در 451م.

در حال حاضر دو نسخۀ مختلف از این کتاب در دست است یکی مفصل و دیگری مختصر. محققان برآن اند که نسخۀ مفصل به دست کوریون نوشته شده و نسخۀ مختصر برگرفته از کتاب تاریخ موسی خورنی[5] است.

در این کتاب به غیر از اطلاعات مربوط به ابداع الفبای ارمنی اطلاعات مهمی نیز دربارۀ ابداع الفبای گرجی و آلانی[6] و وقایع مربوط به آنها نوشته شده است.

کتاب احوال ماشتوتس از چهار بخش تشکیل شده: یک مقدمه کوتاه، یک مقدمۀ بلند و مفصل، متن اصلی و اختتامیه.

در مقدمۀ بلند کتاب، کوریون برای توجیح اینکه چرا مسروپ ماشتوتس را مقدس نامیده و زندگی و اعمال وی را به نگارش درآورده دلایل و برهان های بسیاری از کتابمقدس آورده است. در آن دوران نوشتن احوال تنها دربارۀ شخصیت های مقدس مرسوم بود و کوریون در این مقدمه می کوشد تا با نقل گفته هایی از کتاب مقدس عمل خود را نه تنها مجاز بلکه لازم جلوه دهد چرا که به نظر او ماشتوتس شخصی روحانی است که با انجام اعمال نیک و زندگی ساده و حقیر به ترویج خداپرستی مشغول است و دیگران باید از او الگو گیرند.

کوریون و دیگر شاگردان ماشتوتسکتاب مقدس را به زبان ارمنی ترجمه کرده بودند، کتابی که پس از سی سال رنج و زحمت ملکۀ ترجمۀ کتاب مقدس شناخته شد. بنابراین، آنان و بسیاری دیگر مطلع بودند که نوشتن احوال اشخاص مجاز است. پس این همه دلیل و برهان و ترس تعجب آور برای نگارش زندگی نامۀ ماشتوتس برای چه بود؟ می توان با صداقت گفت که این مقدمه چینی ها خطاب به مخالفان ماشتوتس و شاگردانش بوده است چراکه آن زمان ارمنستان بین دو دولت بزرگ وقت، یعنی ایران و روم، تقسیم شده بود و دولت مستقلی نداشت. [7] ملت ارمنی به دو بخش جداگانه تقسیم شده و نه تنها اتحاد و استقلال خود را از دست داده بود بلکه هر کدام از این دو بخش تحت تأثیر جریان سیاسی و فرهنگی جداگانه ای قرار گرفته بود. جدایی افتادن بین ارمنیان از یک سو و نبود الفبا و ادبیات ملی از سوی دیگر سرنوشتی بس ناگوار را برای ملت ارمنی رقم می زد. زبان رسمی و آموزشی به زبان های فارسی و آشوری آن زمان بود و مراسم دینی نیز به زبان ارمنی انجام نمی شد؛ یعنی، ملت ارمنی از درک دین مسیحی به زبان مادری شان محروم بودند و جای تعجب نیست که با گذشت صد سال پس از رسمی شدن مسیحیت در ارمنستان هنوز هم مردم با آن نامأنوس بودند. مردم ارمنستان برای اتحاد و استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی برای حفظ موجودیتشان هم باید می جنگیدند. در واقع، هویت ارمنی در خطر بود و این همان خطری بود که مسروپ ماشتوتس و جاثلیق ساهاگ پارتو[8] را سخت نگران ساخته بود. راه حل مشکل چه بود؟

کوریون در کتابش کار شایستۀ مسروپ ماشتوتس را ارج نهاده و وی را مقدس خوانده چرا که او توانست با ابداع الفبای ارمنی مانع تحقق چنین سرنوشت نامعلومی برای ملت ارمنی شود.

پیش از ابداع الفبای ارمنی مراسم دینی به زبان های آشوری و یونانی انجام می شد. به همین دلیل، روحانیان غیر ارمنی مخصوصاً، روحانیان آشوری نسبت به روحانیان ارمنی قدرت بیشتری داشتند. در سال های 430م، جاثلیق ساهاگ پارتو هم از مقام خود برکنار و این موضوع سبب شد که نفوذ روحانیان آشوری بیش از پیش شود.

ابداع الفبای ارمنی، ترجمۀ کتاب های دینی به ارمنی و انجام مراسم دینی به زبان مادری سبب کم شدن نفوذ روحانیان آشوری شد. در واقع، فعالیت های مسروپ ماشتوتس و ساهاگ پارتو و شاگردانش در زمینۀ ترجمه، ادبیات و تاریخ نگاری، آن هم به زبان ارمنی، پیکاری بود در برابر نفوذ روحانیان آشوری و زبان آشوری.

با این تفاصیل واضح است که چرا کوریون این همه در مقدمه اش از کتاب مقدس نقل  قول آورده تا اثبات کند که نوشتن احوال مسروپ ماشتوتس رواست زیرا وی دنباله رو عیسی مسیح و مجتهدی قدیس است، چیزی که بین روحانیان آشوری و یونانی قابل تحسین بود و دیگر جایی برای مخالفت دشمن باقی نمی گذاشت.

پس از مقدمۀ طولانی متن اصلی کتاب آغاز می شود که در آن دربارۀ زندگی ماشتوتس، محل تولد، اینکه از چه خانواده ای بوده، میزان تحصیلات وی، خدمتش در دربار، واعظی دین مسیحیت در ولایت گغت[9] و چگونگی ابداع الفبای ارمنی نوشته شده است.

گزیده ای بسیار مختصر از متن اصلی و اینکه چگونه کوریون با قلمش در برابر روحانیان آشوری و یونانی مقابله کرده در زیر آورده شده است.

«در قرن پنجم میلادی، ارمنستان شرقی استقلال نداشت و زیر سلطۀ ایران بود و دربار و پادشاه آن تحت فرمان دربار ایران به زندگی خود ادامه می دادند.

مسروپ ماشتوتس و جاثلیق ساهاگ پارتو نزد شاه وقت، یعنی ورامشاپوه،[10] رفتند و نگرانی هایشان را برای وی بازگو کردند. شاه نیز اظهار داشت که خود او نیز نگران و پیگیر این موضوع است چراکه برای او خبرآورده اند که الفبای ارمنی نزد روحانی ای آشوری به نام دانیل[11] موجود است. پس شاه شخصی به نام واهریج[12] را نزد یکی از نزدیکان اسقف دانیل فرستاد تا الفبا را نزد وی بیاورد اما خیلی زود معلوم شد که این الفبا نظام آوایی زبان ارمنی را دربر نمی گیرد. به این ترتیب، مسروپ ماشتوتس کار ابداع الفبا را متقبل شد.

در آن زمان، یکی از مراکز علم و دانش شهر آشوری زبان ادسیا[13] بود. مسروپ همراه شاگردانش راهی این شهر شد. در ادیسا، روحانیان آشوری با روی باز از آنها استقبال کردند. ماشتوتس شماری از شاگردانش را نیز به شهر ساموسات[14] فرستاد. قصد وی آن بود که شاگردانش به زبان های آشوری و یونانی کاملاً تسلط یابند و خود نیز در ادسیا مشغول تحقیق و بررسی نشانه های الفباهای مختلف شد.

سرانجام، رؤیای آنها به حقیقت پیوست و مسروپ ماشتوتس در ادسیا موفق به ابداع الفبای ارمنی شد. پس از آن الفبا را به ساموسات، نزد شخصی یونانی به نام هروپانوس،[15] که کارش دست نویسی کتاب بود، برد تا حروف را به شیوه های مختلف خوش نویسی کند.

کوریون در نگارش کتاب احوال ماشتوتس نکات بسیار ظریفی را در نظر گرفته است؛ برای مثال، او هیچ کجا ذکر نکرده که در کلیساهای ارمنی، مراسم دینی به زبان آشوری برگزار می شده یا در مدارس تحصیلات به زبان آشوری بوده و اینکه که به لطف مسروپ ماشتوتس و ساهاگ پارتو زبان ارمنی جایگزین زبان آشوری در این مکان ها شده. حتی کلمۀ آشور را با دقت کامل فقط دو بار آورده است. نخستین بار در جایی که می گوید: «نزد اسقف دانیل که آشوری بود الفبای ارمنی وجود دارد»، و گویا به این منظور که به روحانیان آشوری نشان دهد که پیش از مسروپ ماشتوتس شخصی آشوری به فکر ابداع الفبای ارمنی بوده و دومین بار، زمانی که مسروپ ماشتوتس و شاگردانش به سفر تحقیقی می روند، درآنجا که می گوید: «روحانیان آشوری با روی باز آنها را می پذیرند و از نیت آنها ابراز خوشحالی می کنند». گویا کوریون روحانیان آشوری را در ارمنستان مخاطب قرار داده تا بگوید شما هم می توانید این چنین باشید. کوریون با توضیحاتی دربارۀ تلاش هروپانوس یونانی زبان در ساموسات وی را اجر می نهد تا بگوید که یونانی زبان ها نیز مخالفتی با این امر نداشتند.

سپس بازگشت مسروپ ماشتوتس به ارمنستان و شور و شوق مردم، شاه و درباریان و استقبال گرم آنها را به تصویر می کشد و توضیح می دهد که چگونه مسروپ ماشتوتس همراه شاگردانش به مناطق مختلف ارمنستان رفت و با پشت کاری جدی مدارس ارمنی دایر کرد و به کار تدریس و ترجمه روی آورد.

او دربارۀ تلاش طاقت فرسای ماشتوتس در نواحی شمال شرقی دشت آرارات می نویسد، جایی که تدریس به اهالی آن منطقه کاری بس دشوار بوده زیرا آنان لهجه ای خشن داشتند و بدتر از آن اینکه هنوز هم پیرو بت پرستی بودند.

آن گونه که از توضیحات کوریون بر می آید کتابت جدید ارمنی نه تنها به تحکیم پایه های مسیحیت خدمت کرد بلکه درگسترش آن نیز نقشی بسزا داشت چراکه ترویج دین به زبان مادری درک آن را آسان تر ساخته بود.

کوریون همچنین دربارۀ تلاش و نقش جاثلیق ساهاک پارتو در این امر خطیر توضیح می دهد، کسی که درقرن پنجم میلادی نمایندۀ نامی زندگی سیاسی، روحانی و فرهنگی ارمنیان بوده است. با توجه به این امر که با کمک بی وقفۀ وی ماشتوتس موفق به ابداع الفبا شده می توان وی را راهنمای فرهنگی ارمنیان دانست. به گفتۀ کوریون «کلیۀ کتاب های مربوط به کلیسای ارمنی به دست ساهاگ پارتو به ارمنی ترجمه شده است».

با اینکه قصد کوریون در این کتاب نوشتن احوال مسروپ ماشتوتس بوده اطلاعات مهمی نیز دربارۀ زندگی اجتماعی و سیاسی ارمنستان نیز ارائه کرده است.

کوریون و همراهانش در بازگشت به ارمنستان در 431م نمونه ای کامل از کتاب مقدس به زبان یونانی و همچنین نسخه ای از گزارش نخستین اجلاس نیکیا (325م) [16] و یپسوس (431م) [17] را با خود به ارمنستان آوردند.

اثر کوریون با بخش وقایع نگاری و حفظ تاریخ  رخدادها به پایان می رسد. این اثر نخستین تاریخ نگاری در ادبیات قدیم ارمنی محسوب می شود چراکه حاوی اطلاعاتی دربارۀ تاریخ رخداد های زندگی ماشتوتس و تاریخ ابداع الفبای ارمنی است. وی با مراجعه به منابع گوناگون تاریخ سلطنت پادشاهان گوناگون را نیز ذکر کرده. این در حالی است که در آن زمان استفاده از تاریخ زبان های دیگر مرسوم نبوده.

اثر کوریون تنها منبع حقیقی دربارۀ ابداع الفبای ارمنی و پایه گذاری کتابت ارمنی است که به منزلۀ تنها منبع موثق همواره مورد استفاده محققان و نویسندگان بوده و در آینده نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

ارمنی شناس نامی، مانوک آبغیان، دربارۀ زبان نوشتاری کوریون اظهار می دارد که «زبان نوشتاری کوریون یکنواخت نیست گاه کوتاه و مختصر و گاه بلند و پیچیده است. گاه با تصورات واهی و در هم و برهم موجود در چند جملۀ پیچیده نامفهوم است.

در بعضی جاها کمبود کلماتی که لازم است دیده می شود و درجایی دیگر کلمات جدید مبهم جایگزین جملات شده اند. حتی کلماتی با معانی ای که برما ناآشناست ارائه شده».

با این همه، اثر کوریون از نظر زبان شناسی از اهمیت خاصی برخوردار است چرا که نخستین اثر نوشتاری در زبان ارمنی محسوب می شود. برای تحقیق دربارۀ زبان ارمنی اثر کوریون هم از نظر مجموعۀ لغات و هم از نظر تفکر زبان و هم به منزلۀ شیوۀ بیان قدیمی ترین زبان ادبی، یعنی گرابار،[18] منبعی موثق به حساب می آید.

اینکه آیا کوریون آثار دیگری هم داشته یا خیر برما آشکار نیست ولی همین یک اثر هم می تواند او را در ردیف یکی از شخصیت های مهم ادبیات قدیم قرار دهد. در آثار ارمنی، از کوریون با صفاتی چون مجذوب، خوش سعادت، نابغه و صفات برجستۀ دیگری یاد کرده اند که کاملاً روا و شایستۀ وی است.

منابع:

Abeghian, Manook. Arajin badmagirner. hador 3. Yerevan: 1968

Arakelian, A.G. Hay Joghovrdy mdavor mshagouity zargatsman badmootiun  I(BC)-XIV. Yerevan: 1959

Ghazarian, S. GH. Haiots gragan lezvi Badmootiun. Yerevan: 1961

Hay mashagouity nshanavor gortzichner V-XVIII darer. Yerevan: 1976

Haykakan Sovedakan Hanragidaran. hador 5. Yerevan 1979

Koryun. Vark Mashtotsy. Yerevan: 1962

پی نوشت ها:

1ـ کارشناس زبان و ادبیات ارمنی از دانشگاه آزاد اسلامی.

Koryun 2ـ

Mesrop Mashtots 3ـ

مبدع الفبای ارمنی در قرن پنجم میلادی.

Hovsep Vayadzortsy 4ـ

کوریون درکتابش وی را شاگرد ارشد مسروپ ماشتوتس و ساهاگ پارتو می خواند. آنها پیش از مرگشان هوسپ را به منزلۀ جانشین جاثلیق انتخاب کردند. وی در 454م در دفاع از مسیحیت به شهادت  رسید.

Moosa Khoreny (Movses Khorenatsi) 5ـ

مشهورترین تاریخ نویس ارمنی درقرن پنجم میلادی و از شاگردان مسروپ ماشتوتس.

alan 6ـ

آلان (آلبانیا) منطقه ای است واقع در امتداد شمال شرقی ارمنستان تا دریای خزر که زمانی آن را آران نیز می نامیدند.

7ـ ارمنستان در 387م بین دو دولت بزرگ همسایه تقسیم شد. در بخش شرقی، که زیر سلطۀ ایران ساسانی بود، تا 428م دربار و شاه اشکانی آن به زندگی خود ادامه دادند اما در بخش غربی ارمنستان، که زیر سلطۀ روم شرقی قرار داشت و ارمنیان آن را دولت یونانی نیز می نامیدند (به علت زبان رسمی  آن که یونانی بود) دربار و شاه ارمنی قدرتی نداشتند.       

Sahag Partev 8ـ

جاثلیق ارمنیان در آن دوران. وی ازخاندان گریگور لوساوریچ و پسر جاثلیق نرسس بوده است. احتمال می رود که وی در 390 ـ 395م به سمت جاثلیقی برگزیده شده باشد. زمانی که آخرین پادشاه اشکانی در ارمنستان در 428م به دست یزدگرد، شاهنشاه ایران، از تخت پادشاهی برکنار شد، ساهاگ نیز از سمتش برکنار شد اما مسروپ ماشتوتس و شاگردانش همیشه از او با عنوان جاثلیق نام برده اند.

Goght 9ـ

آگولیس امروزی همراه با روستاهای اطرافش، واقع در مرز سیونیک ارمنستان.

Vramshapooh 10ـ

پادشاه اشکانی ارمنستان از 389م. وی جانشین برادرش، خسرو سوم، بود.

Daniel 11ـ

Vahrij 12ـ

Edesia 13ـ

این شهر، که به اورفا یا اورها نیز شهرت داشته، شهری آشوری زبان در بین النهرین شمالی است. ادسیا زمانی مرکز سیاسی و مذهبی محسوب می شد و با نزدیک به سیصد مجموعۀ کلیسایی به مرکز مسیحیت مشهور بود.

Samosat 14ـ

شهری در جنوب ادیسا که درقرن پنجم میلادی در سرزمین روم سزاری قرارداشت و در قسمت شرقی آن به زبان یونانی صحبت می کردند.

Hrapanos 15ـ

16ـ اجلاسی جهانی که به دست کنستانتین اول، در 325م، درشهر نیکیا(Nikia) و با حضور 318 روحانی مسیحی برگزار شد و آرستاگیس، پسر گریگور لوساوریچ، به منزلۀ نمایندۀ ارمنیان در آن حضور داشت. 

17ـ اجلاسی جهانی در شهر یپسوس(Yepesos) در 431م با حضور جمع کثیری از روحانیان مسیحی.       

18ـ درقرن نوزدهم میلادی در ارمنستان اهالی هر منطقه با گویش محلی خاص خود صحبت می کردند و زبان ادبی آن زمان ارمنی گرابار بود که قدمتی بیش از ارمنی میانه داشت اما این زبان دیگر برای اهالی ارمنستان قابل درک نبود. بنابراین، در 1841م نویسندۀ نامی ارمنی، خاچاطور آبوویان، با نوشتن رمان وِرک هایاستانی (زخم ارمنستان) به گویش مخصوص منطقۀ آرارات، موفق شد که زبان ادبی گرابار را به آشخارابار تبدیل کند.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 62
سال شانزدهم | زمستان 1391 | 272 صفحه
در این شماره می خوانید:

معماری گور دخمه ای در تمدن اورارتو

نویسنده: سمیرا اصغرپور سارویی مقدمه در این پژوهش، براساس مطالعات کتابخانه ای، بررسی یافته های باستان شناختی، داده های تاریخی موجود در اسناد آشوری و اورارتویی و تجزیه و...

نگاهی به تاریخ ارمنستان و بررسی به پاخاستن دودمان کهن باگرادونی

نویسنده: فرشید ابراهیم پور اشاره فرشید ابراهیم پور، کارشناس ارشد تاریخ، استاد پاره وقت تاریخ دانشگاه علمی کاربردی و پژوهشگر و کارشناس ارشد امور فرهنگی سازمان میراث...

پادشاهی ارمنی کیلیکیه از پیدایش تا خاموشی

نویسنده: آرپی مانوکیان سرزمین کیلیکیه[2] یکی ازسکونتگاه های کهن بشری است که نام آن در بسیاری ازمتون مربوط به دورۀ باستان به ثبت رسیده و به سبب موقعیت حساسش همواره در...

گریکور داتِواتسی

نویسنده: شاهن هوسپیان کلیسای ارمنی در قرن چهاردهم میلادی با خطر جدی از دست دادن استقلال خود مواجه شد. در این اوضاع و احوال، کسانی همچون گریگور داتواتسی[1] پیامدهای...

مصاحبه ای که ناتمام ماند

نویسنده: دکتر شهرام امیری مصاحبه ای که نا تمام ماند (به یاد لئون میناسیان، پدر تبار شناسی ارمنیان جلفا) خیلی سریع گذشت. درست خاطرم هست اولین باری که او را دیدم برای...

وداع با محقق جلفای نو

نویسنده: روبرت بگلریان در ابتدای سخن از سوی خودم و جامعۀ ارمنیان تسلیت عرض می کنم به خانواده و بازماندگان مرحوم لئون میناسیان، انسانی که به جد فقدانش غیر قابل انکار...

لئون میناسیان،پژوهشگر فرهنگ و ادب ارمنی

نویسنده: ادوارد هاروتونیان لئون میناسیان پژوهشگر فرهنگ و ادب ارمنی، در 11 دی 1391ش/31 دسامبر 2012م، درسن 92 سالگی دیده از جهان فرو بست. او روستازاده ای بود که از دوران...

نیکول گالانداریان،موسیقی دان ارمنی ایرانی سده بیستم

نویسنده: آرمینه کاراپتیان نیکول گالاندریان از آهنگ سازان برجستۀ موسیقی ارمنی است که سال ها در ایران فعالیت هنری داشته. او، که بیش از 32 سال را صرف آموزش موسیقی و خلق...

نژادکشی ارمنیان از دیدگاه دکتر اوغور اومیت اونگور

نویسنده: گریکور قضاریان دكتر اوغور اومیت اونگور[1] ‌یا اوغور آنگونه، اندیشمند جوان ترک، كه من او را دوست خود می دانم، متولد 1980م در تركیه است. او از كودكی به همراه...

کودکستان البیس فراهیان 70 ساله شد

نویسنده: آیرینا نوراویان / روبینا گالستیان ارمنیان ایران، که همواره آگاهی کاملی نسبت به اهمیت تعلیم و تربیت، در مقطع پیش دبستانی داشته اند، از پیشگامان تأسیس مراکز...