نویسنده: هاسمیک خاچاطوریان

«چون کتاب عشق است عزیزم 
اما دشمنان ما آن را نفهمیدند»

وُسکان یرِوانتسی به خاطر آرمان والای خود با فدا کردن خوشبختی و عشق دوران جوانی، به منزلۀ مشعل دار خستگی ناپذیر هنر و صنعت چاپ، در دوران تاریکی و خفقان و سانسور با سپری کردن سال های پر از رنج و محنت و گذر از کورۀ برافروختۀ دشمنان، پرچم پرافتخار صنعت چاپ ارمنی را از غرب به شرق و از جلفای اصفهان تا هلند و آمستردام و سواحل بین النهرین به اهتزاز درآورد.

 وُسکان یرِوانتسی ناشر ادبی، کارشناس امور چاپ، فعال ادبی، زبان شناس و روحانی بلندمرتبۀ کلیسای ارمنی، در 1614م در جلفای اصفهان از پدر و مادری ارمنی، که به دست شاه عباس صفوی از ارمنستان به ایران کوچ داده شده بودند، متولد شد. تحصیلات اولیه را نزد خادم کشیش کلیسای محله آموخت و سپس در کلیسای آمِناپرگیچ اصفهان و سپس در مدرسۀ خاچاطور کِساراتسی به تحصیلات خود ادامه داد. در 1629م، به ارمنستان و اِجمیادزین مقدس رفت و پس از تکمیل تحصیلات به جلفا بازگشت.

یروانتسی در 1634م با پذیرش دعوت اسقف اعظم پیلیبوس آقباکتسی باردیگر به اِجمیادزین مقدس رفت و در آنجا با پائولو پیرو ماللی، راهب کلیسای دومینیکن، آشنا شد. این آشنایی به یک رابطۀ استادی و شاگردی انجامید. وُسکان از ماللی زبان لاتین، فلسفه، هندسه و ارقام نجومی را فراگرفت و در مقابل به او زبان ارمنی را آموزش داد. چندی بعد هم به همراهی یکدیگر دست به ترجمۀ کتاب مقدس زدند. وُسکان در ارمنستان به سرپرستی دیر اوشی و کلیسای سارکیس مقدس گمارده شد.

اسقف اعظم جلفای اصفهان، هاکوپ جوقایتسی، با شناختی که از شخصیت، توانایی ها و اندیشه های والای وُسکان یروانتسی داشت به او پیشنهاد کرد تا به آمستردام رود و چاپخانه ای را که با ورشکستگی و مرگ زارتسی از رونق افتاده و به حال خود رها شده بود بازسازی کند و ریاست آن را برعهده گیرد و کتاب مقدس را در آن به چاپ رساند.

در 27 سپتامبر 1662م، وُسکان رهسپار آمستردام شد و در خلال این سفر در ایتالیا با برادر بزرگ خود، آوِتیس، ملاقات کرد. آوِتیس، که بازرگان بزرگی بود، به وُسکان اطلاع می دهد که امتیاز چاپخانۀ زارِتسی را خریده و آن را به وُسکان واگذار می کند. سرانجام پس از گذشت شش ماه و پیروزی بر مشکلات فراوان یروانتسی به آمستردام رسید و با نشانی هایی که داشت ساختمان چاپخانه را پیدا کرد. چاپخانه در طبقۀ دوم یک ساختمان فرسوده قرار داشت که در طبقۀ اول آن افراد بی بضاعت فراوانی زندگی می کردند. وُسکان، پس از بازسازی و مرمت چاپخانه آن را آمادۀ کار ساخت. دو تن از شاگردان یروانتسی، که همواره در کنار وی بودند، یعنی کاراپت آدریانتسی و اوهان یروانتسی، در زمینۀ نقاشی و حکاکی روی چوب مهارت داشتند و همچنین تبحری خاص در آماده سازی رنگ برای تزیین و نقاشی صفحات کتاب مقدس داشتند. در 11 مارس 1666م، یروانتسی به کمک شاگردانش شروع به چاپ کتاب مقدس کرد و پس از حدود دو سال، در 1668م، آن را به پایان رساند.

او در ضمن چاپ کتاب مقدس موفق به چاپ شانزده جلد کتاب دیگر در زمینه های دینی و علمی نیز شد. کتاب مقدس چاپ یروانتسی اوج چاپ کهن به شمار می رود. جلد این کتاب از چرم قرمز و چوب ضخیم است و لبۀ صفحات آن از سه طرف طلایی رنگ است و کناره های صفحات گل آذین و منقش با نقش های مختلف، که شامل 159 تصویر است، تزیین شده است. نقاشی ها با کمک وان دیک، نقاش معروف آلمانی و همکاری شاگردان وُسکان صورت گرفته است. یروانتسی به منظور چاپ کتاب مقدس اقدام به طراحی و ریخته گری حروف الفبای ارمنی با طرحی متفاوت و با تلفظ مخصوص می کند. در این اثر، کلمۀ کتاب مقدس با حروفی با طرح پرندگان نوشته و دو طرف چپ و راست آن با صورتک های انسانی، که نماد امیدواری هستند، مزین شده است. کتابخانۀ ملی جمهوری ارمنستان از کتاب مقدس یروانتسی پنج نسخه و ماتناداران دوازده نسخه در اختیار دارند.

لِئو، تاریخ نویس بزرگ ارمنی، دربارۀ کتاب یرِوانتسی می نویسد:«کار بزرگی که از مدت ها پیش آرزوی بسیاری از بزرگان ارمنی بوده ولی به صورت رؤیایی محقق نشده باقی مانده بود».

اُرمانیان، مورخ و اسقف اعظم، می نویسد: «شخصیت یرِوانتسی شایستگی احترام و بزرگداشت ملت ارمنی را در جهت ترقی و پیشرفت روشنفکری و تفکر دارد و وی را باید در شمار افتخارات ملت ارمنی به شمار آورد».

افتخار دومین چاپ کتاب مقدس پس از یرِوانتسی به پطروس لاتیناتسی، از اقوام یرِوانتسی، می رسد که با انتقال حروف ساخت یرِوانتسی به استانبول و تأسیس چاپخانۀ شخصی خود در این شهر در 1712م به چاپ کتاب مقدس پرداخت. کتاب وی، با حروف کوچک، به شکل مصور و متشکل از عهد قدیم و جدید، دارای 1,157 صفحه است.

تلاش های وُسکان یرِوانتسی

یرِوانتسی به منظور تحقق آرمان و وظیفۀ خود رنج ها و مرارت های بی شماری را متحمل شد که شاید در توان هرکسی نباشد. او تا 1669م، کتاب های بسیاری را در آمستردام به چاپ رساند اما سرانجام مجبور به ترک آنجا شد. ترک آمستردام برای وُسکان بسیار تلخ و مشکل بود چراکه پس از تحمل مشقات فراوان زحمات شبانه روزی وی به نتیجه رسیده و توانسته بود امکانات لازم را فراهم آورد و اطمینان مأموران سانسور کلیسای لاتین و هنرمندان دیگر را جلب کند. علت ترک آمستردام مشکلات شدید مالی بود. در ابتدای کار سه تن از بازرگانان ارمنی به وی قول مساعدت مالی داده بودند اما بعدها به دلایلی نامعلوم کمک های خود را قطع کردند. از سوی دیگر، بخشی از کتاب های چاپ وی، که با کشتی به کشورهای شرق فرستاده شده بود، گم شد و ازبین رفت و مبلغ دریافتی از فروش باقی ماندۀ کتاب ها نیز هرگز به دست وُسکان نرسید.

در زیر فشار مشکلات مالی وی مجبور شد چاپخانۀ خود را به ایتالیا انتقال دهد اما در ایتالیا سانسور کلیسای کاتولیک بسیار شدید بود و نشریات کلیسایی غیر از کلیسای کاتولیک کمتر اجازۀ چاپ و نشر پیدا می کردند به طوری که یرِوانتسی در 1669م تصمیم گرفت که طی نامه ای از لودویگوس، پادشاه فرانسه، درخواست کند تا چاپخانۀ خود را به این کشور انتقال دهد. برای کسب اجازه از پادشاه فرانسه، یرِوانتسی به خاطر مشکلات مالی با پای پیاده در سرمای زمستان از ایتالیا رهسپار فرانسه شد. در آنجا نیز دو ماه صبر کرد تا اینکه سرانجام توانست به همراه نمونه ای از کتاب مقدس چاپ خود به حضور پادشاه برسد. او در آمستردام نوزده عنوان و در ایتالیا تنها دو عنوان کتاب چاپ کرده بود.

یکی دیگر از مشکلات بزرگ وُسکان دشمنی سرسختانه و دیرینۀ شخصی لاتین تبار به نام پیتو بود. پس از چاپ کتاب آراکل داوریژتسی به تحریک شخصی به نام نیکول و با همکاری پیتو اتهاماتی بر خلاف اعتقادات کلیسای کاتولیک به یرِوانتسی زده شد و چنان عرصه بر وی تنگ آمد که تصمیم گرفت که به هر زحمتی شده چاپخانۀ خود را به فرانسه انتقال دهد. سرانجام نیز در 1673م موفق به تأسیس چاپخانۀ خود در مارسی و ادامۀ هدف بزرگ خود شد.

مرگ وُسکان یرِوانتسی

مرگ وُسکان یرِوانتسی را باید پی آمد مشکلات فراوان ایجاد شده از سوی دشمنان قسم خوردۀ وی دانست. ِِیرِوانتسی در شصت سالگی در مارسی در گذشت، یعنی سنی که اعتبار و احترام لازم را برای پیشرفت و ترقی کسب کرده بود، دارای تجربیاتی با ارزش و گران بها بود و می توانست از نتیجۀ تلاش های شبانه روزی خود بیشتر لذت برد و احساس آرامش نسبی داشته باشد.

از کسانی که همواره باعث زحمت و ایجاد مشکلات فراوان برای یرِوانتسی بودند می توان تادئوس هامازاسپیان را نام برد. او، که با تظاهر و حیله گری هم در آمستردام هم در ایتالیا و مارسی همواره در پی نیات پلید خود بود، در مارسی شریک یرِوانتسی شد، شریکی که در واقع برای تخریب چاپخانه و خاموش کردن چراغ علم و معرفت تلاش می کرد. مردم ازمیر معتقد بودند که هامازاسپیان، که خود را خادم کلیسا معرفی می کرد، نه تنها خادم کلیسا نبود حتی ارزش آن را نیز نداشت که مسیحی نامیده شود. با اطمینان می توان گفت در تمام مشکلات ایجاد شده برای یرِوانتسی در آمستردام، ایتالیا و فرانسه دخالت های حیله گرانۀ تادئوس تأثیر فراوان داشت.

در اواخر 1673م، پس از چاپ کتابی جدید از سوی یرِوانتسی، هامازاسپیان نزد مقامات دولتی، یرِوانتسی را متهم به ارتداد و چاپ مطالب خلاف دین کرد. اندکی پس از این اتهام و افترای دروغ، یرِوانتسی در اوایل 1674م درگذشت، مرگی که درواقع از شدت اندوه و رنجی بود که وُسکان در درون خود احساس می کرد. اسقف اعظم اُرمانیان معتقد است: «در واقع وُسکان یرِوانتسی شهید راه صنعت و هنر چاپ شد. وی طی سال ها به طور شبانه روزی در میان گرد و خاک چاپخانه به سر برد در حالی که می توانست مانند برادرانش به کار تجارت پردازد یا مانند روحانیان دیگر در مقام خود زندگی آرام و راحتی را بگذراند».

اهداف و مقاصد یرِوانتسی پس از مرگ تأسف بارش همچون بذری که پراکنده شود به بار نشست و کسانی چون سوقومون لِوُنیان (پسردایی وُسکان)، پطروس لاتیناتسی (از اقوام وی)، نصیب گریگوریان(کارگذار وی) و همچنین ماتووس واناندتسی(حروف چین وی) با تأسیس چاپخانه هایی در شهرهای کشور های مختلف به چاپ کتاب به زبان ارمنی در زمینه های گوناگون علمی و دینی پرداختند.

منابع:

اُرمانیان، ماقاکیا. آزگابادوم. اجمیادزین: مرکز جاثلیقی اجمیادزین،2001. ذیل واژۀ وسکان یروانتسی.

دانشنامۀ ارمنی. ایروان: آکادمی علوم ارمنستان، 1982. ج8. ذیل واژۀ وسکان یروانتسی.

قوکاسیان، هوهانس. وسکان یروانتسی. ایروان: های بد هرات، 1962.

پی نوشت:

1ـ مدرس دانش سرای عالی زبان و ادبیات ارمنی.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 61
سال شانزدهم | پاییز 1391 | 280 صفحه
در این شماره می خوانید:

سکه های تیگران دوم

نویسنده: شاهن هوسپیان تیگران دوم[1] همان نقش را در تاریخ ارمنستان ایفا کرده است که کوروش برای ایران. بنابراین، به مناسبت هم زمانی سال 2010 م با دوهزار و صد و پنجاهمین...

جیوان گاسپاریان،دودوک

نویسنده: رافی آراکلیانس موفقیت بزرگ جیوان گاسپاریان[1] در كنسرت مركز باربیکن[2] لندن، در 28 سپتامبر 2012م (7 مهر 1391ش)، نشانگر پیروزی عشق به نوای دودوك و سنت های وطن...

سمبات دِر کیورقیان

نویسنده: ایساک یونانسیان سمبات دِر کیورقیان[1] در1292ش در خانواده ای ارمنی، در جلفای اصفهان، چشم به جهان گشود. پدرش هوانس و مادرش تاگوهی نام داشتند. سمبات در دو سالگی...

دوست من روبرت واهانیان

نویسنده: م.پ.جکتاجی دوست خوبم، روبرت واهانیان، تا به امروز چندین و چند مقاله نوشته و به من سپرده است كه همه را در ماهنامۀ تخصصی گیلان شناسی، گیله وا، چاپ كرده ام، بیشتر...

روبرت واهانیان،معمار و گیلان شناس

نویسنده: فرامرز طالبی سرآغاز اول بار نامش را در مجلۀ گیله وا دیدم، با مقاله ای نو در ادبیات معماری گیلان: «شهرسازی رشت». با همان مقاله نامش در ذهنم ماند و بعد از آن...

نگاهی به زندگی و آثار علمی دکتر مگردیچ تومانیان

نویسنده: آرمیک نیکوقوسیان ریاضیات نوعی زبان علمی است. مهندسان، فیزیک دانان و سایر دانشمندان به طور دائم از این علم بهره مند می شوند. سایر کارشناسان نیز، که به مطالعۀ...

نگاهی به روابط عرب ها و ارمنیان از گذشته تا حال

نویسنده: نیکولای هوُهانیسیان / ترجمه مسعود احمدی و تورج خسروی خلاصه ای از فعالیت ها و آثار نویسنـده نیكولای هوْهانیسیان، در 1930م، در ارمنستان به دنیا آمد و در1953م از...

گفت و گو با اومیت یاردم،سفیر ترکیه در ایران

نویسنده: گریگور قضاریان دکتر اومیت یاردم،[1] متولد 1961م در بالك اسیر،[2] در غرب تركیه، است. او تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع كارشناسی رشتۀ علوم سیاسی در دانشگاه...

برگی از زندگی من

نویسنده: آراکس آوانسیان اشاره افسوس که بسیار کم از خودش نوشته. خاطراتش را می خوانم و می گویم که حیف کاش بیشتر نوشته بود ولی خاصیت انسان های متواضع و پربار این است که...

دیاسپورا،کتاب،مهاجرت

نویسنده: روبرت صافاریان حکایت پانصد سالگی کتاب چاپی ارمنی حکایت بیمار سالخوردۀ رو به موتی است که برایش جشن تولد می‌گیرند و بزرگش می‌دارند اما کسی حاضر نیست او را نگاه...

گذر تاریخ با نائیری

نویسنده: دکتر داریو فرینی / ترجمه دکتر مهرداد مومنی سال 1335ش است. ارمنی ها هم مثل بقیۀ مردم سرگرم کار و زندگی شونن و می گذرونن! من نیستم؛ یعنی، هنوز به وجود نیومدمو...

مروری کوتاه بر تاریخچه سالنامه های ارمنی

نویسنده: آناهید هوسپیان تألیف و تدوین سالنامه ها، که بخشی جداگانه از ادبیات ارمنی است، با توجه به محتوای آنها ـ که به طور عمده انعکاس دهندۀ زندگی اجتماعی، فرهنگی، ادبی،...

نشریات ارمنی زبان در خدمت کودکان

نویسنده: لیا خاچیکیان مطالبی که از سوی اولیای تربیتی كودكان برای مطالعه در اختیار آنها قرار می گیرد همواره دارای اهمیتی ویژه بوده است و از اصلی ترین برنامه های زیرساختی...

دکتر آلکساندر آتابگیان و دو ماهنامه هاماینک

نویسنده: آرمن بیگلریان دربارۀ نشریه ای به نام هاماینک،[1] که ظاهراً در رشت چاپ می شده، دیدگاه های متفاوتی از سوی محققان و دست اندرکاران مطبوعاتی وجود داشته و دارد. محقق...

نگاهی به تاریخچه مطبوعات ارمنیان ایران

نویسنده: آرمن بیگلریان تاریخچۀ نشریه ها و روزنامه های ارمنی زبان از شهر مدرس در هندوستان آغاز شده است. در نیمۀ دوم قرن هیجدهم میلادی، شمار قابل توجهی از ارمنیان در مدرس...

وُسکان یِروانتسی

نویسنده: هاسمیک خاچاطوریان «چون کتاب عشق است عزیزم  اما دشمنان ما آن را نفهمیدند» وُسکان یرِوانتسی به خاطر آرمان والای خود با فدا کردن خوشبختی و عشق دوران جوانی، به...

تاریخ صنعت چاپ ارمنی در ایران

نویسنده: تئودیک / ترجمه آناهید هوسپیان جلفای اصفهان چاپخانۀ کلیسای وانک جلفا شهرستانی است در مجاورت اصفهان، شهری که زمانی پایتخت ایران بوده است. در این شهرستان، ارمنیان...

تئودیک،نخستین محقق در زمینه تاریخ صنعت چاپ ارمنی

نویسنده: آناهید هوسپیان تئودوروس لاپجینجیان (تئودیک) مؤلف، نویسنده و ناشری پرکار بود. او در 5 مارس 1873م، درمحلۀ اسکیوتاری قسطنطنیه (استانبول)، به دنیا آمد. تحصیلات خود...

تاریخچه صنعت چاپ ارمنیان

ترجمه: آنوشیک ملکی قدیمی ترین پیوند ارمنیان با صنعت چاپ به قرن چهاردهم میلادی و به زمانی بازمی گردد که ناخدای ارمنی اهل ونیز، آنتون هایکازون، به همراه...

به مناسبت پانصدمین سال صنعت چاپ ارمنی

جاثلیق اعظم آرام اول، رهبر حوزۀ دینی کیلیکیه، پس از نام گذاری سال های گذشته به نام موضوعات مختلف، سال2012م را نیز که مصادف است با پانصدمین سال صنعت چاپ ارمنی «سال کتاب...

ماتناداران و میراث خطی مورخان ارمنی

نویسنده: آرپی مانوکیان ماتناداران[2] در معنای لغوی به مجموعه ای اطلاق می شود که مکانی برای نگاهداری اسناد، متون خطی و کتا ب های دست نویس قدیمی یا چاپی است. این مجموعه،...