نویسنده: ابوالقاسم رادفر

نزدیک به هزار سال است که شاهنامهٔ فردوسی همچون گوهری تابناک، فرا روی محققان، هنرمندان، شاعران و فرزانگان این مرز و بوم و دیگر کشورهای جهان بوده و هست؛ زیرا محتوای این اثر حماسی، در واقع چیزی جز بیان خواست ها و آرزوها و بالندگی های یک ملت و در نهایت، آرمان های دلخواه مردم همهٔ جهان نیست. از این رو، این کتاب عظیم همواره موضوع تحقیق، تتبع و ترجمه قرار گرفته و جلوه گاه هنرپردازی های هنرمندان گوناگون بوده است و خواهد بود. اگر فقط به جنبهٔ تصویری این شاهکار بزرگ و تصاویری که زیور نسخ شاهنامه و کتاب های پیرامون آن است توجه کنیم، درمی یابیم که کمتر کتابی تا به این اندازه قلمرو هنرآفرینی های هنرمندان تذهیب و مینیاتور و نقاشی و خط واقع شده است. هر چند خمسهٔ نظامی گنجوی هم از این جهت در خور ذکر است.

شهرت عالمگیر این اثر موجب شده است که شماری از پژوهشگران و مترجمان دیگر زبان ها به تصحیح و ترجمهٔ شاهنامه اقدام کنند و در ابعاد مختلف به تتبع و تحقیق دربارهٔ آن بپردازند، نکات تاریک و مبهم زندگانی و افکار فردوسی را روشن نمایند و شاهکار ارزشمند او را هر چه بهتر بشناسانند. ماحصل این تحقیقات بسیار گسترده، کتاب ها و مقالات فراوانی بوده است که دربارهٔ شاهنامه و سرایندهٔ نامدار آن نوشته اند. همچنین این اثر بزرگ به بیش از 35 زبان ترجمه گردیده که این ترجمه ها خود موجب آفرینش آثار ارزنده ای در سطح ادبیات جهان شده است. شرح تمام این تحقیقات و تأثیرپذیری های شاهنامه یا ترجمه های آن خود، کتابی مفصل خواهد شد که در اینجا ما را چنین کاری جایز نیست. زیرا همان طور که از عنوان مقاله برمی آید، هدف از نوشتن این مقاله معرفی تحقیقات مربوط به شاهنامه و ترجمه های آن در زبان های مهم اتحاد جماهیر شوروی (سابق) بوده است که برای سهولت، آن را به دو بخش جداگانه با عناوین زیر تقسیم کرده ایم:

الف. پژوهش های انجام شده دربارهٔ فردوسی و شاهنامه؛ ب. ترجمه های شاهنامه در زبان های مهم شوروی (سابق).

الف. پژوهش های انجام شده دربارهٔ فردوسی و شاهنامه

آذری: در سال 1934 م گزیدهٔ اشعار شاهنامهٔ فردوسی[1]زیر نظر آخوندف، توسط مرکز انتشارات دولتی آذرنشر در باکو چاپ شد.

ارمنی: در سال 1934 م منتخبات شاهنامه به مناسبت هزارهٔ فردوسی و در1948 م کتاب منابع ایرانی دربارهٔ ارامنه، بر مبنای شاهنامه تألیف هـ. آچاریان، توسط مرکز دولتی نشریات ارمنستان در ایروان چاپ شد. در1967 م شاهنامه و مأخذ ارمنی آن[2] تألیف اِی.اِی. شهسواریان، فارغ التحصیل رشتهٔ ایران شناسی در دانشکدهٔ خاورشناسی دانشگاه ایروان، در ایروان انتشار یافت (شفا1348 : ج1).

ازبکی: نسخه ای خطی و نفیس از شاهنامه در کتابخانهٔ تاشکند موجود است. در کتابخانهٔ آکادمی علوم ازبکستان نیز نسخه ای از شاهنامه به خط محمدمراد سمرقندی کاتب قرن دهم، و نسخه ای از یوسف و زلیخا، کار مکتب هرات در قرن نهم هجری، نگاهداری می شود (شفا1348 : ج1، صص1040،1046،1047).

تاجیکی: در 1938 م برگزیده ای از شاهنامه به زبان فارسی در استالین آباد منتشر شد. در1940 م داستان رستم و سهراب از شاهنامه، به فارسی در استالین آباد نشر یافت. در همین سال، کتاب ِ دربارهٔ فردوسی و شاهنامهٔ او تألیف صدرالدین عینی، در استالین آباد چاپ شد. در1943 م متن فارسی دو اثر با عناوین الماس های دلاوری یا قطعاتی از شاهنامه، گردآوری و مقدمه و حواشی از ابوالقاسم لاهوتی و منتخبات شاهنامهٔ فردوسی، در استالین آباد منتشر گردید. همچنین در1948 م کاوهٔ آهنگر منظومهٔ ابوالقاسم لاهوتی، در استالین آباد چاپ شد. در1954 م اثری با عنوان مقام شاهنامهٔ فردوسی در ادبیات تاجیکی قرون نهم و دهم میلادی[3] تألیف محمد نوری عثمانف، در مسکو انتشار یافت. در1954 م متن فارسی داستان رستم و کاوس، فصلی از شاهنامه، و نیز در1955 م(1960م) متن فارسی منظومه هایی از شاهنامه در دو جلد، هر دو توسط مرکز انتشارات دولتی تاجیکستان در استالین آباد چاپ شد. همچنین کمال الدین عینی فرزند صدرالدین عینی، بنیانگذار مکتب ادب تاجیکی، متن تاجیکی شاهنامه را در نه جلد به چاپ رسانده است(شفا1348 : ج1، صص1237،1387،1388،1395).

روسی: تصحیح و تحقیق و ترجمهٔ شاهنامه برای نخستین بار، در قرون جدید توسط شرق شناسان انجام گرفته است. در شوروی(سابق) مهم ترین یادبودی که به ایران مربوط می شود، هزارهٔ فردوسی است که در سال1934 م به طور همزمان در مسکو و لنینگراد و پایتخت های هفت جمهوری از جمهوری های مختلف شوروی (سابق) برپا گردید و بدین مناسبت، چندین ترجمه از شاهنامهٔ فردوسی به زبان های روسی، گرجی، ارمنی، و آذربایجانی منتشر شد و آثار تحقیقی متعددی نیز دربارهٔ فردوسی در جمهوری های مختلف این کشور انتشار یافت.

در1934 م انستیتو خاورشناسی آکادمی علوم شوروی (سابق)، نشریه ای رسمی با نام فردوسی[4]در لنینگراد منتشر کرد و در آن چگونگی برگزاری این یادبود را در شوروی(سابق) درج کرد. مجموعهٔ مقالات این نشریه توسط پی والگین[5] و بی.وی لگران[6] گردآوری شده است. در1934 م نسخه های خطی شاهنامه، مجموعهٔ گردآوری شده در لنینگراد تألیف تی گوزالیان[7] و ام دیاکونف[8]، در لنینگراد چاپ شد. در1935 م کتاب ابوالقاسم فردوسی و کار هنری او[9] تألیف ای.ای برتلس[10]، در لنینگراد و مسکو چاپ شد.در همین سال، کتابی نیز با عنوان مینیاتورهای ایرانی نسخه های خطی شاهنامه، در مجموعه های موزهٔ دولتی ارمیتاژ لنینگراد، تألیف ال.تی گوزالیان و ام.ام دیاکونف و تصحیح ای.ان تیخونف[11]، در لنینگراد منتشر شد. در1940 م زندگی و کار هنری فردوسی[12]، تألیف دیاکونف، از سوی فرهنگستان علوم اتحاد شوروی(سابق) در مسکو و لنینگراد انتشار یافت. در1941، کاوهٔ آهنگر، منظومهٔ فارسی ابوالقاسم لاهوتی(با مضمون شاهنامه)، در مسکو و لنینگراد چاپ شد. در1959 م زندگی فردوسی و خلاقیت او[13] تألیف ام.ان عثمانف، با نظارت آی.اس براگینسکی[14]، در مسکو چاپ شد. در1960 م کتاب هنر نقاشی و مجسمه سازی باستانی و شاهنامه[15]، تألیف ای.ام بلنیتسکی[16]، در مسکو چاپ شد. بین سال های1962 ـ 1968 م هیئتی از دانشمندان انستیتوی ملل آسیا متن کامل و منقح (انتقادی) فارسی شاهنامهٔ فردوسی را در نُه جلد به چاپ رسانیدند. در تنظیم این متن از کهن ترین نسخ خطی معتبر شاهنامه متعلق به کتابخانه های مختلف جهان استفاده شده است، از جمله نسخه های خطی موزهٔ بریتانیا ( 675ق)، کتابخانهٔ عمومی سالتیکف شدرین[17] لنینگراد (733ق) شاهنامهٔ بایسنغری کتابخانهٔ سلطنتی ایران ( 842ق)، انستیتوی خاورشناسی فرهنگستان علوم اتحاد شوروی(یکی مربوط به سال 849 ق و دیگری در حدود سال 850 ق)، و ترجمهٔ عربی شاهنامهٔ کتابخانهٔ قاهره (که در سال های615 ـ 624ق توسط فتح بن علی بنداری اصفهانی انجام گرفته است). کار تنظیم و چاپ این شاهنامه از سال 1955 م زیر نظر برتلس، ایران شناس فقید شوروی، آغاز و قسمتی از کتاب به دست خود او آمادهٔ چاپ شد. ولی با درگذشت وی در سال1957 م آکادمی علوم اتحاد شوروی هیئتی مرکب از برتلس[18](فرزند برتلس فقید)، گوزالیان، بانو، اسمیرنوا[19]، عثمانف، و طاهرجانف[20] را عهده دار ادامهٔ این کار کرد. بعداً دانشمندان ایران شناس دیگری چون براگینسکی و رستم علی یف[21] و مخصوصاً باباجان غفورف[22]، رئیس بخش خاورشناسی آکادمی علوم شوروی، با این عده همکاری کردند. انستیتوی ملل آسیا در نظر داشت پس از پاپان چاپ دورهٔ کامل شاهنامه، فرهنگ جامعی از اشعار فردوسی را نیز با همکاری عده ای از دانشمندان ایران شناس تدوین و چاپ کند. در سال های1965 و1966م متن کامل شاهنامهٔ فردوسی در نُه جلد(چاپ دوشنبه) انتشار یافت. در1959 م(1338ش) هیئت اعزامی انستیتوی ادبیات آکادمی علوم ترکمنستان، در سفری که به منظور مطالعات تحقیقی به عشق آباد کرد، یک نسخهٔ خطی بسیار قدیم از شاهنامه به دست آورد که در حدود هزار سال پیش نوشته شده است. این کتاب که دارای 1400 صفحه است، به خط نسخ کتابت شده و قبلاً متعلق به متولی یکی از مدارس مذهبی ایالت مرو بوده است. کتابخانهٔ دولتی عمومی سالتیکف شدرین، یکی از مهم ترین مراکز کتب و نسخ فارسی شوروی است که در1814 م در سن پیترزبورگ تأسیس شد. برخی از کتب خطی فارسی این کتابخانه از نفیس ترین کتب نوع خود در تمام جهان است. از این قبیل است نسخهٔ خطی معروف شاهنامهٔ فردوسی که در سال 733 ق کتابت شده و به لحاظ تاریخ تحریر، پس از نسخهٔ موزهٔ بریتانیا در لندن، قدیمی ترین نسخهٔ خطی موجود شاهنامه در دنیا است؛ شاهنامه ای از قرن دهم هجری با مقدمهٔ بایسنغری، در 877 صفحه با 192 مینیاتور؛ نسخهٔ دیگری به خط نستعلیق از همان قرن با پنجاه مینیاتور؛ و نسخه ای مکتوب در سال1138 ق، با 143 مینیاتور به خط نستعلیق. در کتابخانهٔ انستیتوی ملل آسیا در مسکو نیز نسخه ای از شاهنامهٔ فردوسی موجود است که در سال 849 ق کتابت شده است.

یوری مار، خاورشناس برجستهٔ روس، چندین مقاله در روزنامه های شوروی، دربارهٔ فردوسی و شاهنامه نوشته است که از آن میان می توان به مقالات زیر اشاره کرد:‹‹جشن هزار سالهٔ فردوسی›› در روزنامهٔ کارگر تفلیس، شمارهٔ114،3208، 18 مه1934؛ ‹‹نقشهٔ ایران در زمان فردوسی›› در روزنامهٔ طلوع شرق، شمارهٔ145،2356، 23 ژوئن1934؛ ‹‹فردوسی و شاهنامه›› (ترجمه به زبان ترکی و توسط یاریا) در روزنامهٔ قرمز رنگ لر، شمارهٔ20، 6 ژوئیهٔ1934؛ ‹‹شاهنامه و فردوسی حقنده اسکی وینی معلومات›› (به زبان ترکی) در مجلهٔ انقلاب و مدنیّت، صص19 ـ26؛ ‹‹فردوسی و اشعار جهان›› در مجلهٔ ادبیات، مسکو1935؛ ‹‹وزن شعری شاهنامه›› هم خطابه ای است که در کنگرهٔ فردوسی در تهران خوانده و جداگانه چاپ شده است. البته مقالات دیگری هم از یوری مار دربارهٔ فردوسی و شاهنامه در دست است. (پیام نو1323 ـ1333:صص154،155؛ سیاح1354 : ص22؛ شفا1348 : ج1، صص623،624،702،920،936،1205 ـ1208،1215 ـ1217،1257،1265،1277،1279، ج2، صص50،73،80)

گرجی: اثر جاویدان فردوسی و نوشته های مقلدان و اقتباس کنندگان در طی قرون پانزدهم تا هیجدهم میلادی، توسط چند نفر به نظم و نثر گرجی درآمده است. در1916 م جلد اول روایات گرجی شاهنامه به اهتمام جِی آبولادزه[23] چاپ شد. جلد دوم این روایات، زیر نظر جی. آبولادزه، ای. بارامیدزه[24]، کِی ککه لیدزه[25]، پی اینگوروقوا[26] و ای شانیدزه[27] در سال1934 م منتشر شد. جلد سوم این روایات را دی کوبیدزه آمادهٔ چاپ کرده است. کوبیدزه پرکارترین ایران شناس گرجستان، تحقیقات مفصلی دربارهٔ شاهنامه و روایات گرجی آن به عمل آورده است. نتیجهٔ فعالیت ثمربخش وی را در کتاب روایات گرجی شاهنامه و ماخذ فارسی آنها می توان ملاحظه کرد. این کار غنی پرارزش در سال1959 م چاپ شد. در1934 م (و1935م) کتاب فردوسی و روابط ادبی و هنری ایرانـ گرجستان[28] تألیف بارامیدزه، در تفلیس چاپ شد. همچنین در 1934 م، فهرست نمایشگاه فردوسی و روابط ادبی و هنری گرجستان و ایران، تألیف بارامیدزه و اینگوروقوا، به زبان های گرجی و روسی در تفلیس انتشار یافت. در 1965 م، شرحی دربارهٔ چهرهٔ زن در شاهنامه[29] در تفلیس به چاپ رسید(سخن، ص520؛ شفا1348 :صص757،758؛1118 -1119،1420).

ب. ترجمه های شاهنامه در زبان های مهم شوری(سابق)

ارمنی: آشنایی با شاهنامهٔ فردوسی تقریباً مقارن با پایان زندگانی خود فردوسی، در ارمنستان آغاز شد. در رسالهٔ گریگور ماگیستروس[30]، متفکر، مورخ و شاعر نامی ارمنی قرن یازدهم میلادی (پنجم هجری) که زبان های فارسی و عربی را به خوبی می دانست، اشارات متعدد به فصول مختلف شاهنامه، مخصوصاً به خوان سوم از هفت خوان رستم در مازندران و نبرد او با دیو سپید و اژدها شده است. به تدریج نفوذ شاهنامه در ارمنستان به قدری زیاد شد که برخی از شعرای ارمنی اصولاً اصل و نسب قهرمانان این اثر را ارمنی دانستند. برای مثال، در یکی از آثار ادبی برجستهٔ ارمنی ادعا شده است که ‹‹در قدیم الایام، در شهر ساسون ارمنستان شخصی به نام زال پادشاهی می کرد که از او پسری به نام رستم پهلوان زاده شد››. در بعضی از این آثار، برزو، فرزند سهراب و نوادهٔ رستم، از نوادگان ساسون قهرمان ملی ارمنستان به شمار آمده است. بعدها اصولاً حماسه ای به نام داستان رستم زال در ارمنستان به وجود آمد، که ترکیبی از شاهنامهٔ فردوسی و ادبیات عامیانه و افسانه های ملی ارمنی بود. زیباترین فصل این حماسه، داستان سیاوش، عشق و مرگ او، و رهایی فرزندش کیخسرو از اسارت و ماجرای پادشاهی وی است. کونستاندین یرزینکاتسی[31]، شاعر ارمنی، یادآوری کرده است که تا قرن سیزدهم میلادی در ارمنستان، شاهنامه خوان های حرفه ای شاهنامه را با آهنگ مخصوص می خواندند. مدارک مختلفی که از آن زمان در دست است نشان می دهد، مردم ارمنستان به داستان های پیکار ممتد ایرانیان و تورانیان که در شاهنامه آمده است، بسیار علاقه مند بودند؛ به طوری که آنها را در ردیف داستان های ملی خود قرار دادند و براساس افسانهٔ زال و رستم، اثر حماسی منظوم بسیار معروف ارمنی به نام ساسنا تسرر[32](دلاور رویین تن) را پدید آوردند.

دربارهٔ ترجمهٔ شاهنامه یا بخش هایی از آن در سده های اخیر، گذشته از آثار متعدد گریگور ماگیستروس که دربارهٔ ایران اسلامی و به ویژه داستان های حماسی ایران، از جمله رستم و اسفندیار نوشته است، پیشینهٔ آن به اواخر قرن نوزدهم می رسد.نخستین بار در1893 م ترجمهٔ رستم و سهراب فردوسی به همت ساموئل گلزادیانتس[33] به شعر ارمنی، در ایروان منتشر شد و سال بعد از آن (1894م) ترجمهٔ داستان سیاوش شاهنامه و در همان سال، ترجمهٔ داستان ضحاک با عنوان ضحاک بیوراسپی دیوصفت، به اقتباس از شاهنامه توسط گلزادیانتس در ایروان انتشار یافت. در1909م تیریاکیان، زبان شناس و پژوهشگر ارمنی در نیویورک، داستان اردشیر پاپکان را از منابع گوناگون فارسی به ارمنی برگرداند. در1924، آساطور[34] فارغ التحصیل رشتهٔ ایران شناسی دانشکدهٔ خاورشناسی دانشگاه ایروان، داستان شورانگیز بیژن و منیژه را به ارمنی ترجمه کرد.در سال1934 م به مناسبت جشن هزارهٔ فردوسی، مترجمان ارمنی تصمیم گرفتند که هر کدام قطعه ای از شاهنامه را به ارمنی برگردانند و به کنگرهٔ برگزاری جشن های هزارهٔ فردوسی تقدیم کنند. آساطور هم چون دیگران بدین مناسبت داستان رستم و سهراب را ترجمه کرد که در ایروان چاپ شد. در همین سال (1934م)، ترجمهٔ سه قطعه از شاهنامه به شعر و زبان ارمنی توسط میرزایانس، در چاپخانهٔ فاروس تهران انتشار یافت و نیز، منتخبات فردوسی (به مناسبت هزارهٔ فردوسی) از سوی مرکز دولتی نشریات ارمنستان در ایروان چاپ شد. در این سال، اثر دیگری هم با عنوان داستان رستم و اسفندیار رویین تن از شاهنامه به زبان ارمنی توسط تارونسی[35] در ایروان انتشار یافت. روبن آبراهامیان[36] فارغ التحصیل دانشگاه سنت پیترزبورگ، که بین سال های 1921 تا1946 م در ایران به تدریس مشغول بوده و دارای تألیفات گوناگونی در زمینهٔ ادبیات ایران و ارمنستان است، قطعهٔ بهرام گور و آزاده را به ارمنی برگرداند. در1934 م هوسپ میرزاییان نمایندهٔ ایرانیان ارمنی در دوره های اول، دوم و سوم مجلس شورای ملی، قطعهٔ رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، رستم و اشکبوس را به شعر ارمنی برگرداند. دارونتزی[37]، یکی دیگر از مترجمان ارمنی، گزیده ای از شاهنامه را ترجمه کرد. در1937 م نمایشنامهٔ سیاوش[38] در پنج پرده، تألیف جاوید، در ایروان منتشر شد. در1961 م ترجمهٔ بخشی از شاهنامه به زبان ارمنی توسط مهرداد تیریاکیان، در نیویورک چاپ شد. در1962 م داستان سیاوش از شاهنامهٔ فردوسی ترجمهٔ سرگئی عمریان[39] در ایروان انتشار یافت. همین شخص در1964 م داستان زال و رودابه[40]، و در1967 م داستان رستم و سهراب[41] را از شاهنامه به ارمنی ترجمه و در ایروان منتشر کرد. داستان اخیر دارای پیشگفتار کاملی پیرامون زندگی فردوسی، همراه با تصاویر هنرمندانهٔ گاسپاریان است. همچنین در مقدمهٔ این کتاب به دو قطعه شعر ‹‹شکوهٔ فردوسی از پیری›› و ‹‹مرژیهٔ فردوسی در مرگ فرزند›› اشاره شده و از داستان ‹‹ شاه مات›› نیز ذکری به میان آمده است. نکتهٔ آخر این که، فردوسی در شاهنامهٔ خویش از رزمندگان و نام آوران بلندآوازهٔ ارمنی با بزرگداشت خاصی یاد کرده است (خاچادریان1357 : صص27 ـ30؛ شفا1348 :ج1؛ قوکاسیان: صص518ـ520).

ازبکی: در سال های اخیر، اصل متن یا ترجمهٔ بسیاری از آثار کلاسیک ادبیات فارسی در جمهوری های ازبکستان و تاجیکستان و ترکمنستان انتشار یافته است. علاوه بر متن کامل شاهنامهٔ فردوسی در نُه جلد (چاپ دوشنبه،1965 ـ1966م)، ترجمهٔ کاملی از شاهنامهٔ فردوسی به زبان ازبکی در دست است که به همت آخوند ملاخاموش صورت گرفته است. از این ترجمه یک نسخهٔ خطی خوب که در1093 م نوشته شده است و یک نسخهٔ خطی دیگر که تاریخ1226 ق را دارد، در اختیار کتابخانهٔ تاشکند است. در1905 م ترجمهٔ ازبکی شاهنامه در 670 صفحه در تاشکند به چاپ رسیده است (شفا1348 : ج1، ص705).

اوکرایینی: ظاهراً نخستین اثری که دربارهٔ ایران در اوکرایین انتشار یافت کتاب مطالعاتی دربارهٔ ایران[42] بود که در1883 م توسط بک[43] در کیف[44] به چاپ رسید. ولی مطالعات واقعی ایران شناسی در اوکرایین مرهون دانشمند برجسته ای به نام آنافانگل کریمسکی[45] است که باید او را از بزرگ ترین ایران شناسان روسیه دانست.قسمتی از آثار کریمسکی، ترجمه های ادبی، به ویژه ترجمهٔ آثار بزرگ ادبیات کلاسیک ایران، مانند اشعار فردوسی، خیام، سعدی، حافظ و جامی است. مهم ترین این ترجمه ها، ترجمهٔ شاهنامه به زبان اوکرایینی است که در1896 م به نام شاهنامه یا تاریخ شاهان ایران[46] در کیف منتشر شد، و چاپ بهتری از آن نیز بعداً در1922 م انتشار یافت (شفا1348 :ج1، 839 ـ840،1379).

تاجیکی: با تأسیس فرهنگستان علوم تاجیکستان در1951 م، فعالیت های فرهنگی و ادبی و زبان شناسی روزبه روز گسترش بیشتری یافت و گروهی از ایران شناسان در بخش خاورشناسی فرهنگستان به پژوهش در زمینه های مختلف فرهنگ ایران اشتغال یافتند. در1959 م منظومه هایی از شاهنامهٔ فردوسی[47] به همت اس لیپکین[48] ترجمه و از سوی مرکز انتشارات دولتی تاجیکستان در استالین آباد چاپ شد. در1960، داستان کیقباد و کیکاوس[49]از شاهنامهٔ فردوسی توسط درژاوین[50] از سوی مرکز انتشارات دولتی تاجیکستان در استالین آباد انتشار یافت (شفا1348 :ج1، ص1400).

روسی: ترجمهٔ آثار ادبیات کلاسیک ایران در روسیه از قرن نوزدهم آغاز شد. در سال های1810 و1815 و1818م، چند ترجمهٔ ناقص روسی از فردوسی و انوری و سعدی و حافظ و جامی منتشر شد. قطعاتی از شاهنامه برای نخستین بار در ماه مه1815 م در شمارهٔ 10 مجلهٔ ورستنیک اوروپی، به زبان روسی ترجمه شد و ترجمهٔ منظومی از بیژن و منیژه در1818 م در سنت پیترزبورگ انتشار یافت. در1894 م واسیلی اندری یویچ ژوکوفسکی[51] شاعر روس، داستان رستم و سهراب[52] را از شاهنامه به نظم روسی ترجمه کرد. این اثر هر چند ترجمهٔ دقیقی از فردوسی نبود و تا اندازه ای از موضوع اصلی دور افتاده بود، ولی در آن از شیوهٔ کلاسیک فردوسی پیروی شده بود و می توان گفت این ترجمهٔ منظوم ژوکوفسکی از آثار معروف ادبیات روسی شمرده می شود. در1905 م شاهنامه توسط سوکولوف[53] به نثر روسی ترجمه شد. این ترجمه حاوی همهٔ مطالب شاهنامه از آغاز تا پایان سلطنت فریدون است و در مسکو چاپ شده است. وی همچنین در1915 م داستان زال و رودابه و رستم و سهراب را به روسی ترجمه کرد که در مسکو منتشر شده است. در1915 م کریمسکی مستشرق معروف روسی، داستان فریدون و ضحاک و قسمت هایی از رستم و سهراب را از شاهنامه ترجمه و در مسکو چاپ کرد. همچنین در ترجمهٔ دیگری کریمسکی از آغاز شاهنامه تا سلطنت منوچهر را به زبان روسی به شعر درآورده است که این کتاب یک بار به سال1896 م در لوو[54] و بار دیگر به سال1922 م در کیف چاپ شد. کریمسکی در اثر معروف خود به نام تاریخ ایران و ادبیات آن، که در 1913 م در مسکو به طبع رسیده است، شاهنامه را کتاب باعظمتی می داند که بر شالوده های مذهبی و ملی ایران استوار است و جنگ های دایمی ایران و توران را مظهر جنگ خیر با شر (اهوره مزدا و اهریمن) می داند. فایدهٔ چنین کتابی در تعلیم و تربیت ملی ایران و تأثیراتی که در ادبیات قرون وسطای اروپا، مخصوصاً در ادبیات روسیه بخشیده، مستغنی از وصف و بیان است. مستشرق مذکور، قسمت مفصلی از شاهنامه را هم که به قلم سوکولوسکی ترجمه شده، در کتاب خود درج کرده است. در1930 م داستان ضحاک و کاوه، افسانهٔ باستانی ایران، توسط آرندت، تألیف و ترجمه و در مسکو چاپ شد. در1934 م دیاکونف رزم گودرز با پیران[55] و قسمتی از داستان بیژن و منیژه را در مسکو انتشار داد. در همین سال، لوزینسکی[56] دست به ترجمه و نگارش بهرام گور و آزاده[57] از شاهنامه زد که در همان سال در لنینگراد طبع شد. در1934 م منتخبات شاهنامهٔ ابوالقاسم فردوسی طوسی، ترجمهٔ لوزینسکی، با تصحیح و تفسیر و مقاله ای از اف.ای روزنبرگ[58] در مسکو و لنینگراد چاپ شد. ژوزف آربلی[59] در1934 م شاهنامه را ترجمه کرد. در1949 م منتخباتی از شاهنامهٔ ابوالقاسم فردوسی[60] توسط درژاوین[61] ترجمه و با مقدمهٔ یاویچ[62]، از سوی مرکز انتشارات دولتی تاجیکستان در استالین آباد (دوشنبه) چاپ شد. متن تجدید نظر شدهٔ این چاپ در1954 م مجدداً انتشار یافت. داستان بهرام چوبینه، از شاهنامهٔ ابوالقاسم فردوسی[63] در1952 م توسط لیپکین ترجمه و در استالین آباد (دوشنبه) منتشر شد. همچنین در1955 م بخشی از اشعار شاهنامهٔ فردوسی[64] توسط لیپکین ترجمه و با مقدمهٔ مترجم چاپ شد. از کارهای مهمی که در زمینهٔ فرهنگ و ادب ایران در شوروی صورت گرفته، ترجمهٔ متن کامل شاهنامهٔ فردوسی به نظم روسی، در شش جلد است. این ترجمه از سال1955 م زیر نظر آکادمی علوم اتحاد شوروی آغاز شده و نخستین جلد آن در1957 م و جلدهای دوم و سوم در 1960 و1965 م انتشار یافته است، که بر روی هم، آغاز شاهنامه را تا پادشاهی لهراسب شامل می شود. این چاپ با استفاده از متن فارسی نسخه های متعدد شاهنامه، از جمله دو نسخه از نفیس ترین نسخه های خطی این کتاب در جهان (نسخهٔ شاهنامهٔ بایسنغری کتابخانهٔ سلطنتی ایران که در1958 م به تقاضای این آکادمی عکسبرداری و ارسال شد، و نسخهٔ شاهنامهٔ کتابخانهٔ ملی لنینگراد) انجام گرفته است و هیئتی از متخصصان زبان و ادبیات فارسی مأمور این کار بوده اند. همچنین در1957 م ترجمهٔ شاهنامهٔ فردوسی به زبان روسی با نظارت و تصحیح آی براگینسکی و شروینسکی[65] تنظیم و با مقدمه ای از براگینسکی، توسط مرکز انتشارات دولتی آثار ادبی در مسکو چاپ شد. در1959 م رستم و سهراب[66] درژاوین ترجمه و با مقدمه و تصحیح و توضیحات عثمانف در مسکو انتشار یافت. در1926 م داستان دلاوری بهرام چوبینه[67] توسط ال. ان گومیلف[68] گردآوری و با ترجمهٔ ماخذ و دیباچه و حواشی در لنینگراد منتشر شد. در1964 م شاهنامهٔ فردوسی[69] توسط درژاوین و لیپکین ترجمه و با نظارت گروهی از خاورشناسان نظیر آی. براگینسکی، باباجان غفورف، تورسون زاده[70]، با مقدمهٔ آی. براگینسکی و نویسندگی عثمانف، در دو جلد و 1964 صفحه، توسط مرکز انتشارات دولتی آثار ادبی در مسکو به چاپ رسید(افشار1354: ص283؛پیام نو1323 ـ1333: ص154؛شفا1348: ج1، ص625،705،1152،1201،1205،1207،1242،1249،1256،1279،1291،1389،1393،1400؛ ج2، صص50،73؛ صفا1352 : صص220 ـ221؛ فروغ1363 : ص17؛ نفیسی: ص71).

گرجی: روابط فرهنگی ایران و گرجستان سابقه ای دوهزار و پانصد ساله دارد که دست کم از هزار سال اخیر آن، اطلاعات زیادی در دسترس هست. شاهنامهٔ فردوسی در قرن دوازدهم میلادی (ششم هجری)، یعنی اندکی بعد از وفات فردوسی، به زبان گرجی ترجمه شد. از این اولین ترجمه، اکنون اثری در دست نیست؛ اما ترجمه های متعدد دیگری از قسمت های مختلف شاهنامه به زبان گرجی در قرون پانزدهم تا هیجدهم به نظم و نثر صورت گرفته که امروزه همهٔ آنها در دست است. مهم ترین این ترجمه ها، رستومیانی (رستم نامه) است که در آن، فصول مربوط به تولد زال تا مرگ گشتاسپ ترجمه شده است. قسمت اساسی این ترجمه توسط سرافیون ساباشویلی، ادیب معروف گرجستان (ف1516 م) در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم انجام گرفته و ترجمهٔ قسمت آخر آن توسط خسرو تورمانیدزه[71] (ف1588 م) صورت پذیرفته است. این هر دو ترجمه منظوم است. رستومیانی در1891 م در تفلیس چاپ شده است. در1891 م بژانیانی (بیژن نامه) از شاهنامه توسط همین خسرو تورمانیدزه، در تفلیس انتشار یافت. البته در قرن هفدهم منظومه ای به زبان گرجی به نام زاآکیانی (ضحاک نامه) توسط ماموک تاواکلاشویلی انتشار یافت که ترجمهٔ سرگذشت ضحاک و فریدون شاهنامه بود. در همان زمان، منظومهٔ گرجی دیگری به نام اوتروتیان ساآمیانی (سام پهلوان) توسط باردزیم واچنادزه منتشر شد، که شامل فصول مربوط به آغاز پادشاهی کیومرث تا تولد زال بود. اندکی بعد، ترجمه هایی به نثر گرجی به نام پریدوینانی (فریدون نامه) و ساآمیانی (سام نامه) انتشار یافت. در سال های اخیر، تحقیقات جامعی دربارهٔ شقوق گرجی شاهنامه و ترجمه های فصول مختلف این کتاب، در تفلیس انتشار یافته است. در1934 م شاهنامهٔ ابوالقاسم فردوسی به همت آبولادزه و عده ای دیگر، با مقدمه و تفسیر و تحشیهٔ بهرامیدزه[72]، در تفلیس چاپ شد و در1962 م منتخبات شاهنامهٔ فردوسی توسط اِی.اِی گواخاریا[73]در تفلیس منتشر شد (سخن: ص520؛ شفا1348 :ج1، صص755،756،761ـ759،1400،1415،1420،1427؛ صفا1352 : ص217).

کتابنامه

ـ افشار، ایرج،1354، مجموعهٔ کمینه، تهران.

پیام نو،1323 ـ1333، ‹‹یوری نیکولایویچ مار››، د1، ش3، تهران، انجمن روابط فرهنگی ایران و اتحاد جماهیر شوروی (سابق)، صص154 ـ155.

ـ خاچادریان آلک،1357، ‹‹ترجمهٔ شاهنامه به زبان فارسی››، دل ها و اندیشه ها (ویژهٔ فردوسی)، ماهنامهٔ رادیو و تلویزیون، ش3، صص27 ـ30.سخن، د21، ش5، ص520.

ـ سیاح، فاطمه،1354، نقد و سیاحت، به کوشش محمد گلین، تهران، توس.

ـ شفا، شجاع الدین،1348، جهان ایران شناسی. تهران، کتابخانهٔ پهلوی.

ـ صفا، ذبیح الله،1352، حماسه سرایی در ایران، چ3، تهران، امیرکبیر.

ـ فروغ، مهدی، شاهنامه و ادبیات، تهران، هنر و فرهنگ.

ـ قوکاسیان، هراند، ‹‹شاهنامهٔ فردوسی به زبان ارمنی››، ارمغان، د36، ش10، صص 518 ـ520.

ـ نفیسی، سعید، ‹‹فردوسی شاعر جهان››، فردوسی نامهٔ مهر، صص 68 ـ72.

پی نوشت ها:  

Firdousi: Shakh-Name, Izbrannye Poemy 1-

Shakh-Name i armyanskie istochniki (na armyanskom yazyke) 2-

Mesto. Shakh-name Ferdousi v tadzikskoi Literature IX-X vv 3-

Ferdousi. 1934. Instituta vostokovedeniya Akademia Nauk SSSR i Gosudarstvennuy Ermitazh 4-

P.Volgin 5-

B.V.Legran 6-

L.T.Guzalian 7-

M.Dyakonov 8-

Abu-L-Kasim Firdousi i ego tvorchestvo 9-

E.E.Bertels 10-

A.N.Tikhonova 11-

Ferdousi, Zhizn i tvorchestvo 12-

Ferdousi, Zhizn i tvorchestvo 13-

I.S.Braginskii 14-

Drevnee izobrazitelnoe iskusstvo i “ shakh-Name”.15-

A.M.Belenitskii1 6-

Saltikova-Shchedrina 17-

A.E.Bertels 18-

O.I.Smirnova 19-

A.T.Tagirzhanov 20-

R.Aliov 21-

B.B.Gafurov 22-

  1. Abuladze23-
  2. Baramidze24-

K.Kekelidze 25-

P.Ingorokva 26-

A.Shandize 27-

Ferdousi i gruzino-iranskie svyzi o literature i iskusstve 28-

Zametki o zhenskikh obrazakt Shakh-Name 29-

Grigor Magistros 30-

Konstandyn Erzinkatsy 31-

Sasnatsrer 32-

S.Gulzadiantz 33-

G.Asatur 34-

S.Taronsy 35-

Rouben Abrahamian 36-

Taronetsi 37-

Siavash 38-

S.Umarian 39-

Zal i Rudabe 40-

Rostam i Sokhrab 41-

Etyudy po Persii 42-

S.Beck 43-

Kiev 44-

A.Iu.Krimskiy 45-

Shah-Name, ili iransko kniga tsariv 46-

Firdousi: Poemy iz Shakh-name v Perevodkh 47-

S.Lipkina 48-

Kei-kubad i Kei-kavus 49-

V.Derzhavina 50-

Vassili Andrievitch Joukovsky 51-

Rustem i Zohrab 52-

Sokoloff 53-

Lvov 54-

Bitva Gudarza s Piranom o tryvok iz rasskaza o Bizhane i Manizhe 55-

M.Lozinski 56-

Bakhram Gur i Azadi 57-

Firdausi. Abul-l Kasim Al-Tusi: Kniga tsarei Shakh-name. Izbrannye mesta. Per M. Lozinskogo pod redS Komm. I statei F. A Rozenberga 58-

Joseph Orbely59-

Abul-kasim Firdousi: iz Shakhname 60-

  1. Derzhavin61-

M.Iavich 62-

Abul-Kasim Firdousi: Skazanie o Bakhrame Chubina. Iz Shakhname 63-

Firdousi:Shakh-Name Poemy 64-

  1. Shervinskogo65-
  2. Rustam I Sohrab66-

Podvig Bakhrama Chubina 67-

  1. N.Gumileva68-

Firdousi: Shakh-name (v dvukh knigakh) 69-

M.Tursun-Zade 70-

Khosrov Turmanidze 71-

I.|Boramidze 72-

A.|A.|Gvakhariya 73-

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 27
سال هشتم | بهار 1383 | 117 صفحه
در این شماره می خوانید:

مرثیه

نویسنده: واهاگن داوتیان / ترجمه: سونا خواجه سری اشاره واهاگن داوتیان (1922ـ 1996) شاعر، نمایشنامه نویس، مترجم، روزنامه نگار و چهرهٔ برجسته و فعال ارمنی، در سال1948 م،...

پژوهشها و ترجمه های مربوط به فردوسی و شاهنامه در اتحاد جاهیر شوروی (سابق)

نویسنده: ابوالقاسم رادفر نزدیک به هزار سال است که شاهنامهٔ فردوسی همچون گوهری تابناک، فرا روی محققان، هنرمندان، شاعران و فرزانگان این مرز و بوم و دیگر کشورهای جهان بوده...

اسرار یک عکس

نویسنده: آندرانیک زاروکیان / ترجمه: سوریک آبنوسیان اگر رخصت داده می شد... آندرانیک زاروکیان ترجمهٔ سوریک آبنوسیان ـ اگر در آخرین روز زندگی ات، در آخرین لحظه، رخصت می...

آشنایی با کتاب وارتان اسب

نویسنده: سینار گلریز آشوت مالاکیان، که با نام سپنجی یا مستعار هانری ورنوی شناخته شده است، فیلمساز پرآوازهٔ ارمنی تبار فرانسوی است. او در سال1920 م در روستایی ارمنی در...

سنگ هایی بر دل

نویسنده: آلساندرو میکلونچی / ترجمه: سینار گلریز به تازگی در ایتالیا چند کتاب بسیار جالب و گیرا دربارهٔ نسل کشی ارمنیان، چاپ و منتشر شده است: نشر ریتسولی کتاب Gil...

دودمان گریگور مقدس، و نخستین رهبران دینی ارمنستان

نویسنده: گارون سارکسیان گریگور قدیس، نخستین رهبر دینی ارمنیان بود و در نتیجهٔ کوشش و جان فشانی های او تیرداد، پادشاه اشکانی ارمنستان، در سال 301 م، مسیحیت را دین رسمی...

دنمه ها

نویسنده: ر. آراکلیانس صوفیان، درویشان، ربّی ها، جوکیان، راهبان و شاید آن هفتاد و دو ملتی که ندیدند حقیقت و ره افسانه زدند، همه و همه به دنبال جواب سؤال بزرگ بودند که...

نژادکشی ارمنیان؛بیانیه های منتخب کارشناسان و شاهدان عینی

ترجمه: گاگیک میناسیان اشاره در اوایل سال1915م، بیش از 1/5 میلیون ارمنی در اثر کوچ اجباری، گرسنگی، بیماری در طی یک نسل کشی از پیش طراحی شدهٔ دولت عثمانی ترکیه، به قتل...

التیام و احیاء

نویسنده: اروین استاوب / ترجمه: رافی آراکلیان مقدمه روابط اجتماعی ناسالم در قرن بیستم، نسل کشی ارمنیان در آغاز قرن، قتل عام یهودیان در آلمان، مجارستان و لهستان در اواسط...

ضرورت دقت در روند تدوین

نویسنده: لیدا بربریان اشاره: هیئت تحریریهٔ فصلنامهٔ پیمان در جهت ارائهٔ اطلاعات صحیح و نیز گشایش باب مناظره و ارتباط نزدیک بین نویسندگان و خوانندگانش، همواره پذیرای...

گفتگویی با آقای کاوه بیات به مناسبت ۲۴ آوریل

اشاره: گفت وگویی که می خوانید به دعوت مؤسسهٔ ترجمه و تحقیق هور به مناسبت 24 آوریل1915 م سالروز قتل عام ارمنیان توسط دولت ترکیه، با آقای کاوه بیات، محقق و نویسنده انجام...

نگاهی مختصر به تاریخ کلیسای ارمنیان در ایران

نویسنده: شاهن هوسپیان اشاره: در روز پنجشنبه هفتم اسفندماه سال1382ش به همت مؤسسهٔ ترجمه و تحقیق هور، با همکاری شورای خلیفه گری ارامنه تهران و به منظور آشنایی علاقه...