نویسنده: آرگ میناسیان

لوریک میناسیان

قصد دارم شخصیت مادرم، لوریک میناسیان، را در کانون خانواده و از دید یکی از فرزندانش، به طور خلاصه توصیف کنم. این کار چندان ساده نیست، زیرا انسان چنان به نزدیکان خویش خو می گیرد که توصیف شخصیت شان به شیوهٔ عینی برایش دشوار می شود. وانگهی، کمتر توصیفی می تواند حق مطلب را ادا کند، زیرا واژه ها از بیان احساسات قاصرند. پس به این مختصر اکتفا می کنم.

دربارهٔ مهر مادری سخنان فراوانی گفته شده، اما احساس قلبی من آن است که نه تنها محبت مادر همواره شامل حالم بوده، بلکه شیوهٔ مهرورزی را هم از او آموخته ام. او به راستی به من یاد داد که چگونه می توان کسی را دوست داشت و از دوست داشتن لذت برد.

از صفات برجستهٔ ایشان آن بود، که برای پیوندها و ارزش های خانوادگی اهمیت فراوانی قائل می شد و با رفتار ملایم خود ما را به سختکوشی، بردباری و پیشرفت هرچه بیشتر در زمینه های فرهنگی و به خصوص اجتماعی ترغیب می کرد. طبعاً هر خانواده ای با مسائل و مشکلات گوناگونی روبه روست که حل آنها مستلزم تدابیر آگاهانهٔ بزرگ آن خانواده است. خصلت فوق العادهٔ مادر در چنین مواقعی، آن بود که یک تنه و صبورانه بار دشواری ها را به دوش می کشید و می کوشید تا حل مشکلات را ـ به ویژه آن زمان که به علت سن و سالمان، به قدر کافی برای رویارویی با آنها آمادگی نداشتیم ـ در نظرمان آسان جلوه دهد. برجسته ترین نمونه در این خصوص، به زمان درگذشت پدر مربوط می شد، که به واقع سنگین ترین غم زندگی اش بود ـ کما این که تا آخر عمرش نیز ادامه یافت ـ اما چنان خردمندانه و مسلط با قضیه برخورد کرد که در همان لحظهٔ اطلاع از واقعه، بی آن که اندوه بیکران خود را آشکار سازد، به ما قوت قلب داد و گفت که زندگی ادامه دارد، به گونه ای که این باور در ذهنمان نقش بسته که آری، زندگی همواره ادامه دارد.

مادر را در عرصهٔ هنری به نام لوریک میناسیان می شناسند. ما، هم لوریک را می شناختیم و هم با او زندگی می کردیم. گاهی می گویند زندگی با هنرمند دشوار است؛ علتش ممکن است در نفس هنر یا در شخصیت هنرمند باشد. اما هنر لوریک گویی فضای خانه را به طرز زیبایی تزیین می کرد، شاید بدان سبب که او با جهان هنری خویش خیلی بی تکلف روبه رو می شد، بی آن که هویتش به تبع آن شکل بگیرد. لوریک از فعالیت هنری خود انرژی می گرفت و این انرژی را به اعضای خانواده اش نیز منتقل می کرد. به ویژه کار کردن در زمینهٔ تئاتر کودکان، آن چنان او را بر سر شوق می آورد که انگار می خواست همیشه در میان کودکان باشد و با آنها زندگی کند. از دیدن شادیشان مسرور می شد و به آنان عشق می ورزید. به قول خودش، خوشبختانه، بچه ها هنوز آنقدر ‹‹هنرمند›› نشده اند که معصومیتشان را فراموش کرده باشند!

بارها از لوریک شنیدیم که می گفت: مرگ واقعی هنرمند هنگامی است که به فراموشی سپرده شود.

پس لوریک زنده است. زندگی با هنرمندی که محبت را می آموخت، چه شیرین بود، و از دست دادنش چه دشوار است. یاد و نامش گرامی باد.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 28
سال هشتم | تابستان 1383 | 148 صفحه
در این شماره می خوانید:

مراسم یادبود آوریل ۱۹۱۵ هشتاد و نهمین سالگرد نژاد کشی ارمنیان

نویسنده: آرتین بابایانس مؤسسهٔ هور با همکاری شورای خلیفه گری ارامنهٔ تهران، امسال نیز همچون سال های گذشته، در تاریخ هشتم اردیبهشت ماه با دعوت از تنی چند از اندیشمندان،...

دومین همایش دو سالانه انجمن مطالعات جوامع فارسی زبان ایروان

نویسنده: عسکر بهرامی انجمن مطالعات جوامع فارسی زبان (ASPS) سازمانی غیردولتی و غیرسیاسی است که در سال1996 م به منظور ایجاد زمینهٔ همکاری میان پژوهشگران علاقه مند به...

بنفشه آلپی

نویسنده:  آکسل باگونتس / ترجمه: سونا خواجه سری اشاره آکسل باگونتس نویسنده، مترجم، ادیب و فعال اجتماعی مشهور ارمنی در سال 1899م در شهر گوریس ارمنستان به دنیا آمد و در...

ادوارد فیتز جرالد و ادبیات فارسی

نویسنده: پروین لولویی پیشگفتار خیام شهرت جهانگیرش را مدیون ادوارد فیتزجرالد[2] است که برای اولین بار رباعیات وی را به زبان انگلیسی برگرداند. با این کار، فیتزجرالد نه...

نقش خیال با لوریک نازنین و عزیزم نقش خیال شد

نویسنده: زاون قوکاسیان سال1369، زمانی که به ساختن فیلمی از زندگی زنده یاد یسائی شاهی جانیان فکر می کردم، فیلم پردهٔ آخر ساختهٔ واروژ کریم مسیحی به نمایش درآمد. با دیدن...

لوریک میناسیان، هنرمندی که دیر شناخته شد

نویسنده: آلفرد قهرمانیانس گفت و گو با مرضیه برومند، کارگردان سینما و تلویزیون سرکار خانم برومند! در ابتدا توضیحات مختصری دربارهٔ فعالیت های حرفه ای خود به عنوان...

مادرم شیوه مهرورزی را به من آموخت

نویسنده: آرگ میناسیان قصد دارم شخصیت مادرم، لوریک میناسیان، را در کانون خانواده و از دید یکی از فرزندانش، به طور خلاصه توصیف کنم. این کار چندان ساده نیست، زیرا انسان...

یادی از لوریک میناسیان

نویسنده: النا مسیحی از زمانی که شاه عباس گروه هایی از ارمنیان را، با در نظر داشتن تدابیری خاص، به اجبار از ارمنستان به مناطق گوناگون ایران کوچاند، ارمنیان با حضور...

جشن های مشترک میان ارمنیان و ایرانیان

نویسنده: ماریا آیوازیان ناواسارد این واژه هم ریشهٔ واژهٔ navasard ایرانی مرکب از واژهٔ اوستایی ـ nava   «نو» و sareδa «سال» است و در ارمنی به معنی ‹‹سال نو›› و ‹‹ردیف و...

درآمدی بر چگونگی حیات اجتماعی و فرهنگی ارمنیان قزوین

نویسنده: ناصر تکمیل همایون اشاره ناصر تکمیل همایون، در سال 1315 خورشیدی در قزوین تولد یافت و پس از پایان تحصیلات ابتدایی در زادگاه خود و تهران، در دانشکدهٔ ادبیات و...

ارمنستان تولدی دیگر

نویسنده: فرانک ویویانوی/ ترجمه: مهشید تولایی مشعل بنای یادبود فاجعهٔ نژادکشی ارمنیان همواره در ایروان فروزان است. این بنا به مناسبت بزرگداشت یاد 1/5 میلیون ارمنی،که در...

کوچاندن ارمنیان به ایالات مرزی ایران

نویسنده: محمد علی موسوی فریدنی مقدمه ارتباط خانوادهٔ من با ارمنیان به چند دهه پیش از تولد من باز می گردد. پدرم از خرده مالکان فریدن و عمدهٔ اراضی او در سورشگان بود....

امشاسپندان و ایزدان در تاریخ اساطیری ایران

واژهٔ اسطوره اسطوره کلمه ای معرب است که از واژهٔ یونانی هیستوریا[2] به معنی ‹‹جست وجو، آگاهی و داستان›› گرفته شده است. [3] برای بیان مفهوم اسطوره در زبان های اروپایی از...

کلیسای سرکیس مقدس در صورمان آباد

نویسنده: بهروز خان محمدی پیشگفتار استان آذربایجان غربی به لحاظ داشتن شرایط مناسب اقلیمی و ویژگی های خاص جغرافیایی از گذشته های دور تاکنون یکی از مناطق مستعد و مناسب...