نویسنده: ماریا آیوازیان

ناواسارد

این واژه هم ریشهٔ واژهٔ navasard ایرانی مرکب از واژهٔ اوستایی ـ nava   «نو» و sareδa «سال» است و در ارمنی به معنی ‹‹سال نو›› و ‹‹ردیف و ترتیب نو›› آمده است.

در تقویم باستانی ارمنیان، این جشن پیش از پنج روز آخر سال بوده و شروع سال نو را نوید می داده است. در اینجا گفتنی است که در دوران باستان ارمنیان نیز همانند مصریان، بابلیان، و ایرانیان دارای سال قمری بودند اما بعداً سال خورشیدی را پذیرفتند و این امر تحت تأثیر ایرانیان انجام گرفت.

تقویم ارمنیان باستان دارای سال سیزده ماهه بود که دوازده ماه آن سی روزه و یک ماه پنج روزه بوده و مجموعاً 365 روز، یعنی یک سال خورشیدی را تشکیل می داده است. دربارهٔ نام ماه ها، پرفسور آچاریان تألیفی دارد که در آن شرح کاملی از سال و تقسیم بندی ماه های دوازده یا سیزده گانهٔ سال، سال کبیسه، و چگونگی محاسبه روزهای ماه و انواع محاسبهٔ تاریخ، از قبیل متحرک و ژابت و غیره را در اختیار خواننده قرار داده است.

گفتنی است که نام شش ماه تقویم قدیم ارمنی برگرفته از واژه های ایرانی است.

ناواسارد             Navasard          (سال نو و ماه اول سال)

تیر                    Tir                    (تیر)

مِهِکان                Mehekan           (مهر یا مهرگان)

آهه کان             Ahekan             (آذر، یا در پهلویAtur)

مارگات               Margat              (مرغ)

هروتیتس            Herotits             (هم ریشهٔ واژهٔ پهلویFravartikan )

گذشته از اسامی ماه ها، ارمنیان برای روزهای ماه نیز اسامی خاصی داشتند که میان آنها نیز به واژه هایی مشترک با زبان های ایرانی بر می خوریم، زیرا این اسامی برگرفته از اسامی خدایان باستان و اماکن مقدس دوران کهن کیشی هستند.

جالب است که ارمنیان حتی برای ساعات شبانه روز هم نام های خاصی داشته اند.

اولین روز ناواسارد، مصادف با یازدهم اوت و ابتدا و شروع سال جدید بوده است. در این روزها جشن و سرورهای فراوان و همگانی بر پا می شد و زائران، انبوه مردم، سپاهیان، درباریان، مأموران حکومتی و روحانیان در آنها شرکت می جستند.

این جشن ها در سرحدات ولایت های تارون و باگِرواند در کنارهٔ رود مقدس آرازانی و کوهپایهٔ نِپات و بتکدهٔ باگاوان، واقع در کوهپایهٔ نِپات برگزار می شدند و مردم جشن هایی برای نوح و و توفان نوح، آرامازد (پدر ایزدان)، آناهیت (ایزدبانوی مادر و حاصلخیزی و باروری)، آستقیک (ایزدبانوی زیبایی) را برپا می ساختند.

در باورهای ارمنیان گفته می شود که در دوران باستان، ایزدان و ایزدبانوان در آن روزها پس از آب تنی و شنا در رودهای فرات و آرازانی، از کوه های پر از برف بالا می رفتند و از قلهٔ کوه ها نظاره گر جشن و سرور آنان می شدند و زائران را در پناه خود می گرفتند.

استرابُن می نویسد: در این روزها برخی از دختران خانواده های درباری، باکرگی خود را تقدیم جوان دلخواهشان می کردند و با این عمل گویی نتیجه و ژمرهٔ اعتقادی را تأیید می نمودند.

در جشن ناواسارد، گوسالهٔ مادهٔ سه ساله ای را در پای ایزدان قربانی می کردند و مردم متدین و باایمان، به نشان پاکیزگی و شروع زندگی نوین، خود را به خون قربانی آغشته می ساختند. در پای مجسمهٔ آرامازد، حیواناتی مانند گاومیش، اسب، قاطر و بُزِ نَر، که همگی به رنگ سفید بودند، قربانی می کردند. از مراسم خاص این روز، تقدیم قربانی و هدایا، نواختن موسیقی، آواز و رقص، نمایش بوده است. همراه آنچه گفته شد بازی های رزمی، مسابقات گوناگون، تفریحاتی همراه با شکار، و پیشگویی و غیره نیز برگزار می شده است.

در گذشته های دور تاریخی مراسم آب پاشی یا آبریزگان در نخستین روزهای سال نوی ارمنی، یعنی ناواسارد، انجام می شده است که از زمان قبول مسیحیت از جانب ارمنیان این مراسم در جشن وارداوار در ماه اوت انجام می شود.

بنابر گفتهٔ عالیشان محقق ارمنی، می دانیم که نزد هم ارمنیان و هم ایرانیان به هنگام فرا رسیدن سال نو، مراسمی برپا می شد که طی آن مردم به یکدیگر آب می پاشیدند، اما پس از قبول مسیحیت از جانب ارمنیان، تاریخ جشن مذکور با یکی از اعیاد مسیحی تطابق یافته است.

گفتنی است که میان نام ناواسارد ارمنی، ناواسرحد ایرانی (آبریزگان) و ناواسارادی هندی تشابهاتی به چشم می خورد. ناواسارد نزد ارمنیان، چنان که رفت، یعنی سال نو، که طی آن مراسم آب پاشی نیز مرسوم بوده است. نزد هندی ها این نام معنی جشن آب را می داده است.

ارمنیان پس از پذیرفتن دین مسیح، ناواسارد را فراموش کردند و کاقاند (یونانی) و هونوار (ژانویه) لاتینی را پذیرفتند. واژهٔ کاقاند نیز به معنی آغاز ماه و سال است که بعدها مشتقات دیگری از این واژه ساخته شد.

آمانور

واژهٔ آمانور ازam  «سال» و nor  «نو» تشکیل شده است که am از شکل هندواروپایی باستان ـsama، و اوستایی ـ hama ‹‹تابستان›› گرفته شده است.

آمانور اولین ماه سال ارمنی بود که در تقویم ساکن، یازدهم اوت تا نهم سپتامبر را دربر می گرفت. این واژه برای نامیدن اولین روز از تقویم ملی ارمنی، جشن حلول سال نو و کاقاند ‹‹ورود به سال نو، سرِ سال›› به کار می رود. جشن آمانور چندین دوره تحول را پشت سر نهاده و بیانگرجابجایی اجتماعی ـ سیاسی و فرهنگی در زندگی مردم بوده است.

دورهٔ اول و قدیم ترین دورهٔ آن در بهار بوده و با جشن باریگندان (در ادامه بدان خواهیم پرداخت) همزمان بود. این جشن به عنوان نشانهٔ تولد دوباره طبیعت، برپا می شد.

دورهٔ دوم تحول آن در گاهنامهٔ ارمنی، جابجایی و انتقال این جشن به اول ناواسارد، یعنی یازدهم اوت بوده است. قبل از این که آمانور جشن به حساب آید، ناواسارد در زندگی مردم، جشن جمع آوری محصول پاییزه بوده است. پس از قبول مسیحیت از طرف ارمنیان، آمانور با روز تولد حضرت مسیح مطابقت داده شد.

تا پایان سدهٔ نوزدهم هنوز جشن هایی خاص در بهار، به عنوان تولد دوباره طبیعت، و در پاییز، برای جمع آوری محصول، برگزار می شد.

در سدهٔ هجدهم، طبق تقویم جاژلیق سیمون یروانتسی، ارمنیان اول ژانویه را به عنوان روز اول سال و جشن آمانور پذیرفتند که در اصل تکرار مراسم و جشن های ملی آمانور بود و مراسم تبریک و تهنیت به این مناسبت، پختن نان به شکل انسان یا اسباب و لوازم زندگی و حیوانات و خوردن آن با تشریفات خاص، انجام پیشگویی ها و غیره انجام می شد. همچنین مراسم و جشن های مربوط به مرگ و سپس زندگی دوبارهٔ طبیعت نیز حفظ شدند. زندگی اجتماعی ـ اقتصادی و فرهنگی ارمنیان در این مراسم بازتاب یافته است و به همین دلیل در تمامی شهرها و روستاهای ارمنستان یکسان، اجرا و برگزار می شد.

در حال حاضر مفهوم قبلی به فراموشی سپرده شده و تنها بخش رسمی ـ تشریفاتی و حیاتی ـ معاشرتی آن باقی مانده است.

چنان که گفته شد واژه های ناواسارد، آمانور و نورداری و گاقاند همگی در اصل به معنای ‹‹سال نو›› بوده اند و در دوره های گوناگون مفهوم آنها تغییر پذیرفته است.

گریگور ماگستروس، مورخ ارمنی، در این باره شعر زیبایی را به آرداشِس پادشاه ارمنستان نسبت می دهد که در آن شاه ارمنستان آرزو می کرده تا فرخنده روز ناواسارد هر چه زودتر فرا رسد تا او ناظر و شاهد مراسم پرجلال و باشکوه ناواسارد باشد.

در اینجا به یکی از رسومِ ناحیه پنتوس، که به نام کاقاندرا یا گالاندار معروف بود، اشاره می کنیم. در این مراسم کیک بزرگی را به همراه هفت ظرف پر از میوه تهیه می کردند. بزرگ خانواده یک شاخهٔ زیتون را به خانه می آورد تا درخت گالاندار را تزیین کند. به علاوه رسم بود که از درخت بلوط و خود بلوط نیز استفاده می کردند و آن هم فقط در روز گالاندار، زیرا روز بعد از آن استفاده از بلوط شوم بوده است.

روی میز جشن گالاندار، بجز کیک و میوه و بلوط، نان ویژه ای هم که روی آن نارنج گذاشته و با شاخه های زیتون تزیین کرده بودند گذاشته می شد و بزرگ خانواده پس از تقسیم آن میان همه، به هر کدام از اعضا خانواده یک سیب نیز می داد. وی قبل از تقسیم سیب ها یکی از آنها را سوراخ می کرد و سکه ای در آن قرار می داد و هر کس که صاحب آن سکه می شد آن را به عنوان یادگاری گرانبها و سعادت آور، در تمام سال پیش خود نگه می داشت.

صبح روز بعد بزرگ خانواده به کلیسا نزد کشیش می رفت و پس از تعمید درخت گالاندار به خانه بر می گشت و از موی سر اعضای خانواده تارهایی را می گرفت برای شگون به درخت گالاندار می بست. گفتنی است بزرگ خانواده چه در موقع رفتن و چه مراجعت، نخست پای راست خود را بر آستانهٔ در قرار می داد، چون معتقد بودند که در غیر این صورت میمنت و شگون گالاندار از میان خواهد رفت.

بزرگ خانواده پس از انجام مراسم ذکر شده چند شاخهٔ لاش (بوته ای است با برگ های بزرگ) برمی داشت و با آن تمام دیوارهای خانه را پاک می کرد و گاو بزرگ را از طویله بیرون می کشید و پس از تزیین شاخ هایش و قرار دادن دو شمع بر آنها، گاو را به سوی در خروجی می برد. معتقد بودند که اگر گاو بزرگ از لنگه سمت راست در خارج شود، همهٔ کارها بر وفق مراد پیش خواهند رفت، درغیر این صورت باید منتظر رویدادهای شومی باشند.[1]

نُورداری

این واژه از واژهٔ اوستایی ـ nava«نو» وtari  «سال›› تشکیل شده است که tari اکنون کاملاً هم معنی am شده است در حالی که قبلاً tari یک سال و am چندین سال معنی داشته است. این واژه به معنی سال نو، روز اول سال و سرِ سال است. نزد اکثر ملت ها، جشن سال نو از قدیم الایام یکی از اعیاد اصلی و مهم بوده است.

گفتنی است که این جشن نزد ملل گوناگون در روز و زمان خاصی انجام می پذیرفت و طی گذشت سده ها به دلایل گوناگون، زمان آن تغییر یافته است.

اکنون نزد اروپاییان و برخی کشورهای دیگر، این جشن مصادف با اول ژانویه است.

جشن سال نو، از سده های پیش باقی مانده و نزد هر ملتی با مراسمی خاص برگزار می شود.

در گذشته، از مراسم این جشن پذیرایی های مفصل، گردش های دسته جمعی، رد و بدل کردن هدایا، پیشگویی یعنی پیش بینی آینده و یا انجام سحر و جادو برای تأمین خوشبختی و حیثیت خانواده بوده است. امروزه بسیاری از این مراسم به فراموشی سپرده شده و یا معنی گذشته به خصوص سحر و جادو را از دست داده است و کلاً تبدیل به تفریح، تفنن و شادی شده است. در ارمنستان نورداری جشنی است ملی و مراسم و مبانی آن با روایات و سنن قدیمی یکسان است، مثلاً حضور و نشستن دور میز موقع تحویل سال، داشتن کاج تزئین شده، تبادل هدایا میان حضار، آمدن بابانویل و آوردن هدیه برای بچه ها و غیره.

باِرگندان/ باریگندان

در ارمنی به معنی روز قبل از شروع روزه، به خصوص روزهٔ بزرگ، و اختصاص به جشن و سرور دارد.

مصدر این واژه یعنی barekendanutiun به معنی ‹‹خوشحالی، شادمانی و تفنن›› است که از واژه های bari و kendan یا kendani و یا kendanutiun تشکیل شده است. در فرهنگ های ارمنی این واژه چنین تعریف شده اند.

1- روز خوب زیستن، که عموماً روز شنبهٔ قبل از شروع روزه های هفتگی است و خوب خوردن و آشامیدن و جشن و سرور برپا کردن است.

2- هفتهٔ قبل از شروع روزهٔ بزرگ (قبل از عید پاک) که بون بارِگِندان نامیده می شود و در آن روزها جشن و سرور، گردش و تفریحات گوناگون برگزار می شود.

در فرهنگ های فارسی تعریف برغندان/ برقندان چنین آمده است:1. جشن و نشاطی که در روزهای آخر ماه شعبان کنند به سبب نزدیک شدن ماه رمضان، کلوخ اندازان؛2. شرابی که در جشن مذکور خورند تا بتوانند در تمام ماه رمضان از نوشیدن آن پرهیز کنند.

در اشعار کلاسیک فارسی نیز، از جمله در شعر نَزاری شاعر بیرجندی سدهٔ هشتم هجری، چنین آمده است:

رمضان می رسد اینک دهم شعبان است

مِی بیارید و بنوشید که برغندان است

این واژه از زبان ارمنی به زبان های دیگر نیز رفته است؛ از جمله در زبان کردیbargandan، در زبان اودی (یکی از زبان های قفقازی) به شکلparaganda، در گویش های مختلف ترکی به صورت هایpengardenk،pargendank، pargundank و غیره، که مقتبس از ارمنی گویشی به شکل (‘k) bargandaو زبان ارمنی کلاسیک barekendan است.

یکی از مراسم جالب این عید، بازی هایی است که طی آن نقاب بر چهره می زدند و اعتقاد داشتند که شیاطین را دور می دارد.

در این روز حتی روحانیان نیز آزادی داشتند که از دیرهای خود خارج شوند و در جشن ها شرکت کنند؛ همهآزادی بیان داشتند و انتقاد از بزرگان حتی درباریان و سرکرده های نظامی و حکومتی آزاد بود.

برای این جشن در اروپا اصطلاح کارناوال به کار می رود که طی آن همه به سرور و شادمانی می پردازند.

در ارمنستان باستان مراسم باریگندان به هنگام عید بزرگ ناواسارد برپا می شد. از آنجا که جشن باریگندان را تمامی مردم دوست داشتند و آن را برگزار می کردند، پس از قبول مسیحیت از جانب ارمنیان نیز اهمیت خود را از دست نداد و برگزاری آن ادامه یافت.

در دهکده ها و روستاها مراسم دیگری برگزار می شد که در اینجا یکی از آنها بازگو می شود.

رسم بود که از میان جوانان روستا، یکی را به عنوان گزیر (مباشر، کسی که زیردست مالک است و فرمان های او را اجرا می کند، پادوی کدخدا) انتخاب می نمودند. این جوان نخست صورت خود را رنگ می کرد، کلاه بزرگ کاغذی به شکل کلاه های نوک تیز روحانیان والامقام به سر می گذاشت، پوستینی به تن می کرد، یک شکم مصنوعی بزرگ می ساخت و آنگاه چوب بلندی، که بر سر آن نوارهای پارچه ای بسته شده بود، به دست می گرفت و دسته هایی از گیاه هان خشک را که به سهولت قابل اشتعال بودند، در دست می گرفت. البته گزیر تنها نبود و گروهی از کودکان ده، با صورت های رنگ کرده و لباس های مندرس، دسته جمعی همراه او به راه می افتادند و پس از گردش در کوچه پس کوچه های ده و خواندن اشعار گوناگون، به سوی روستاهای مجاور می رفتند. مسلماً گروه های مختلف در میان راه به هم می رسیدند و زد و خوردهایی میان آنان در می گرفت و در نتیجه دسته ای مغلوب و جماعتی دیگر پیروز می شدند. برندگان، گزیر و مردم گروه شکست خورده را به شکل پشت و رو سوار بر الاغ می کردند، نیشخند و مسخره می کردند و سرانجام پس از آتش زدن بسته های گیاه، وی را با الاغش به میان رودخانه می انداختند.

در این میان کشیش ده از راه می رسید و پس از تلاوت بخش هایی از کتاب مقدس، گزیر را از آب در می آورد و مطالبه پول می کرد. مردمی که ناظر واقعه بودند به کشیش ده هجوم میآوردند تا با میانجیگری ریش سفیدان غائله را ختم نماید.

یکی از ویژگی های بون باریگندان برقراری مساوات کامل میان عوام و بزرگان از یک طرف و غنی و فقیر از جانب دیگر، بود.

شب هنگام، پس از خوردن آش ماست به بستر می رفتند و پیش از خواب یک تخم مرغ پخته در دهان خود می گذاشتند تا بامدادان با خیر و برکت دهان خود را باز نمایند.

روز پس از باریگندان که به ‹‹باقلاخوران›› (یک اصطلاح فارسی) معروف است جوانان به دشت و صحرا می رفتند و به شادمانی و پایکوبی می پرداختند

Haykakan Sovetakan Hanragitaran, 1974, Yerevan.

Hin Havatalikner, Hayeri Hetanosakan kron , Gh. Alishan, 1895,Venis.

Hay Yekeghetsu Toner , Artak Arkepiskopos Manukian, 1980. Tehran.

Hayeren Armatakan Bararan. H.Acharian, Yerevan, 1971.

کتابنامه

Hayeren Batsatrakan Bararan, H.Acharian, Yerevan, 1971.

دائره العمارف ارمنی، ایروان،1974 م.

باورهای قدیم، کهن کیشی ارمنیان، ونیز،1895 م.

اعیاد کلیسای ارمنی، تهران،1980 م.

فرهنگ ریشه شناسی زبان ارمنی، ایروان،1971 م.

فرهنگ توصیفی زبان ارمنی، ایروان،1971 م.

فرهنگ فارسی، محمد معین، تهران1342.

لغتنامهٔ دهخدا، علی اکبر دهخدا، تهران، مهر1343.

برهان قاطع، به کوشش محمد معین، تهران1376.

آیوازیان، ماریا و آساطوریان، گارنیک، ‹‹وام واژه های ارمنی در زبان فارسی››، ترجمهٔ آیوازیان، ماریا، فرهنگ (ویژهٔ زبان شناسی)، س9، ج1، بهار1375، صص267 ـ275.

پی نوشت:

 1- از کتاب ادبیات شفاهی واهان وارتابد میناسیان، مجلد دوم.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 28
سال هشتم | تابستان 1383 | 148 صفحه
در این شماره می خوانید:

مراسم یادبود آوریل ۱۹۱۵ هشتاد و نهمین سالگرد نژاد کشی ارمنیان

نویسنده: آرتین بابایانس مؤسسهٔ هور با همکاری شورای خلیفه گری ارامنهٔ تهران، امسال نیز همچون سال های گذشته، در تاریخ هشتم اردیبهشت ماه با دعوت از تنی چند از اندیشمندان،...

دومین همایش دو سالانه انجمن مطالعات جوامع فارسی زبان ایروان

نویسنده: عسکر بهرامی انجمن مطالعات جوامع فارسی زبان (ASPS) سازمانی غیردولتی و غیرسیاسی است که در سال1996 م به منظور ایجاد زمینهٔ همکاری میان پژوهشگران علاقه مند به...

بنفشه آلپی

نویسنده:  آکسل باگونتس / ترجمه: سونا خواجه سری اشاره آکسل باگونتس نویسنده، مترجم، ادیب و فعال اجتماعی مشهور ارمنی در سال 1899م در شهر گوریس ارمنستان به دنیا آمد و در...

ادوارد فیتز جرالد و ادبیات فارسی

نویسنده: پروین لولویی پیشگفتار خیام شهرت جهانگیرش را مدیون ادوارد فیتزجرالد[2] است که برای اولین بار رباعیات وی را به زبان انگلیسی برگرداند. با این کار، فیتزجرالد نه...

نقش خیال با لوریک نازنین و عزیزم نقش خیال شد

نویسنده: زاون قوکاسیان سال1369، زمانی که به ساختن فیلمی از زندگی زنده یاد یسائی شاهی جانیان فکر می کردم، فیلم پردهٔ آخر ساختهٔ واروژ کریم مسیحی به نمایش درآمد. با دیدن...

لوریک میناسیان، هنرمندی که دیر شناخته شد

نویسنده: آلفرد قهرمانیانس گفت و گو با مرضیه برومند، کارگردان سینما و تلویزیون سرکار خانم برومند! در ابتدا توضیحات مختصری دربارهٔ فعالیت های حرفه ای خود به عنوان...

مادرم شیوه مهرورزی را به من آموخت

نویسنده: آرگ میناسیان قصد دارم شخصیت مادرم، لوریک میناسیان، را در کانون خانواده و از دید یکی از فرزندانش، به طور خلاصه توصیف کنم. این کار چندان ساده نیست، زیرا انسان...

یادی از لوریک میناسیان

نویسنده: النا مسیحی از زمانی که شاه عباس گروه هایی از ارمنیان را، با در نظر داشتن تدابیری خاص، به اجبار از ارمنستان به مناطق گوناگون ایران کوچاند، ارمنیان با حضور...

جشن های مشترک میان ارمنیان و ایرانیان

نویسنده: ماریا آیوازیان ناواسارد این واژه هم ریشهٔ واژهٔ navasard ایرانی مرکب از واژهٔ اوستایی ـ nava   «نو» و sareδa «سال» است و در ارمنی به معنی ‹‹سال نو›› و ‹‹ردیف و...

درآمدی بر چگونگی حیات اجتماعی و فرهنگی ارمنیان قزوین

نویسنده: ناصر تکمیل همایون اشاره ناصر تکمیل همایون، در سال 1315 خورشیدی در قزوین تولد یافت و پس از پایان تحصیلات ابتدایی در زادگاه خود و تهران، در دانشکدهٔ ادبیات و...

ارمنستان تولدی دیگر

نویسنده: فرانک ویویانوی/ ترجمه: مهشید تولایی مشعل بنای یادبود فاجعهٔ نژادکشی ارمنیان همواره در ایروان فروزان است. این بنا به مناسبت بزرگداشت یاد 1/5 میلیون ارمنی،که در...

کوچاندن ارمنیان به ایالات مرزی ایران

نویسنده: محمد علی موسوی فریدنی مقدمه ارتباط خانوادهٔ من با ارمنیان به چند دهه پیش از تولد من باز می گردد. پدرم از خرده مالکان فریدن و عمدهٔ اراضی او در سورشگان بود....

امشاسپندان و ایزدان در تاریخ اساطیری ایران

واژهٔ اسطوره اسطوره کلمه ای معرب است که از واژهٔ یونانی هیستوریا[2] به معنی ‹‹جست وجو، آگاهی و داستان›› گرفته شده است. [3] برای بیان مفهوم اسطوره در زبان های اروپایی از...

کلیسای سرکیس مقدس در صورمان آباد

نویسنده: بهروز خان محمدی پیشگفتار استان آذربایجان غربی به لحاظ داشتن شرایط مناسب اقلیمی و ویژگی های خاص جغرافیایی از گذشته های دور تاکنون یکی از مناطق مستعد و مناسب...