ترجمه: مارینا بنیانیان

((من این حق را دارم تا در سرزمینی بمیرم که در آن زاده شده ام)).

                                                                            هراند دینک

سازمان بین المللی روزنامه نگاران: آقای دینک، شما در هفته نامهٔ خود، آگوس، نه تنها در مورد اقلیت ارمنی بلکه در مورد کلیهٔ اقلیت هایی که در ترکیه زندگی می کنند بی پروا صحبت می کنید. نمی ترسید؟

ـ هراند دینک: البته که می ترسم. اگر بخواهیم روراست باشیم، باید بگویم هر روز خدا را در نگرانی و تشویش به سر می برم. تا حالا به یک کبوتر دقت کرده اید؟ ملاحظه کرده اید که چطور سرش را دائم به این سو و آن سو می گرداند؟ با شنیدن کوچک ترین صدایی به خود می لرزد و هر لحظه آماده است تا به پرواز درآید و فرار کند. شما به این می گویید زندگی؟ فرق ما در این است که من نمی توانم مثل یک کبوتر بپرم و در بروم.

در طی چند سال اخیر شما به قولِ گفتنی به دلیل توهین به ملت ترک دو بار در جایگاه اتهام قرار گرفته اید. علیه اورهان پاموک ـ برندهٔ جایزهٔ نوبل ـ نیز اعلام جرم شد اما او مانند شما محکوم نشد. چگونه است؟

ـ من را به شش ماه حبس تعلیقی محکوم کردند. بند کزایی 301 صریحاً افرادی را که به هویت ملی ترک ها توهین کنند مشمول مجازات جزایی می داند و هیچ کس هم نمی داند که چرا برخی افراد متهم و محکوم می شوند و برخی دیگر تبرئه. اتحادیهٔ اروپا برای اینکه خواستار لغو این پاراگراف باشد دلایل محکمی دارد. مفهوم و نحوهٔ بیان آن دست هر قاضی ای را باز می گذارد. در مورد من شانس با من یار نبود. قاضی دادگاه من اظهار داشته که مثلاً من گفته ام خون ترک ها کثیف و حرام است. چقدر یاوه و مضحک!

آگوس، هفته نامه ای که شما منتشر می کنید، تیراژ کمی دارد اما با این حال برخی افراد در ترکیه آن را خطرناک می دانند. فکر می کنید چرا؟

ـ درست است. تیراژ ما به سختی از مرز شش هزار نسخه می گذرد اما تعداد افرادی که هم در داخل ترکیه و هم در خارج آن آگوس را می خوانند خیلی بیش از این است. به همین دلیل برخی افراد به خصوص دل نگران می شوند.

آگوس را به منزلهٔ راه خروج و وسیلهٔ بیان مطبوعات ارمنی می شناسند. چرا آن را به هر دو زبان ترکی و ارمنی منتشر می کنید؟

ـ این همان چیزی است که مجله را برای محافل ملی گرایِ خاص در این کشور خطرناک می سازد. آگوس حقایق را در مورد نسل کشی ارمنیان بازگو می کند. در عین حال، ما آن را به منزلهٔ بخشی از تاریخ ارائه می دهیم و خوانندگانمان را وا می داریم تا از آموزه های آن درس عبرت بگیرند. از نظر من آگوس وسیله ای است هم برای آموزش و هم برای مصالحه. درعین حال، ما آینه ای را در برابر مردم ترک می گیریم و با صدای بلند به آنها می گوییم: اگر ترکیه واقعاً می خواهد به اتحادیهٔ اروپا بپیوندد موظف است تا مسئولیت تاریخ خود را به گردن گیرد و به همگون سازی اجباری اقلیت ها خاتمه دهد. کلیه شهروندان این مملکت باید از حقوق مساوی برخوردار باشند.

تلاش های شما جایزهٔ مطبوعاتی هانری نانن را در سال گذشته برایتان به ارمغان آورد، این طور نیست؟

ـ این جایزه در آن واحد مرا هم غرّه و هم غمگین کرد. می گویم غمگین زیرا دلیلی که به واسطهٔ آن جایزه نصیبم شد دلیل خوشحال کننده ای نبود. کشوری که مشتاق است تا عضوی از اتحادیهٔ اروپا شود بدوی ترین حقوق بشر را امری مسلّم نمی شمارد. این بد است. دوســت داشــتم جــایــزه ام بــه خــاطــر امــری مثــبـت مــی بــود، بــرای مــثال گــسترش و پیــشبــرد مردم سالاری در ترکیه.

آیا واقعاً ارمنی بودن در ترکیه تا این حد بد است؟

ـ اگر جلوی زبانت را بگیری احتمالاً مشکلی نخواهی داشت. تا آنجا که به من مربوط می شود یادم است آن زمان که نوجوان بودم برایم بسیار سخت بود که به همراه گروه سرود بایستم و بخوانم که ما چقدر از ترک بودنمان به خود می بالیم. هیچ شکی نیست که این کشور برای به خود بالیدن دلایل زیادی دارد اما به هر حال من ترک نیستم. فعالان امور اجتماعی اغلب در این کشور به مدارس و پرورشگاه های ارامنه اشاره می کنند اما هرگز نمی گویند کودکانی که وارد صحنهٔ سیاست می شوند از همین گونه مدارس اخراج شده اند. این همان چیزی است که برای من اتفاق افتاد.

گویی شما به هر طرف که می گردید باعث خشم و رنجش می شوید، نه تنها در میان ملی گراهای ترک بلکه در میان سیاستمداران چپی که خود در دوران نوجوانی با آنها همدل بودید و از آنها حمایت می کردید.

ـ در جوانی بر این باور بودم که مبارزات طبقاتی برپایهٔ حقیقت و حقوق اجتماعی بنا شده و نه قومیّت و نژاد. اشتباه من درست همین جا بود. واقعاً حیرت زده شدم زمانی که مشاهده کردم حتی نیروهای چپی در ترکیه از قبول نسل کشی ارامنه سرباز می زنند. آنها هر چیزی را که دربارهٔ هویت قومی باشد نادیده می گیرند. این از همه بدتر است. من خود به شخصه معتقدم فعالیت برای حفظ هویت و فعالیت برای زندگی بر مبنای سنن فرهنگی به معنای مبارزه برای دستیابی به مهم ترین آرمان فرد است. فکر نمی کنم دوستان ترک ما هم دوست داشته باشند که کسی زبان و فرهنگ ملی و قومی آنها را قدغن کند اما متأسفانه این همان کاری است که سیاستمداران ترک برای دهه های متمادی با ارمنیان کرده اند و البته نه فقط با ارامنه.

چه موقعی واقعاً احساس کرده اید که مورد تبعیض واقع شده اید؟

ـ پس از اتمام دوران سربازی می خواستم به حضور خود درحوزهٔ نظامی ادامه دهم و یک افسر ارتش شوم. آن موقع همسر و دو فرزند داشتم و منتظر تولد سومین فرزندمان بودیم. من نیز به همراه بسیاری از هم گروهانی های ترکم در امتحانات مربوط شرکت کردم. چندی بعد همهٔ آنها را یک به یک برای گرفتن تأییدیه هایشان فرا خواندند. من را احضار نکردند و من تنها فرد در آن فهرست بودم که احضار نشدم. آن زمان بود که فهمیدم با آنکه ترکیه کشوری غیردینی است یک غیرمسلمان هرگز نمی تواند برای افسر شدن واجد شرایط باشد. آن روز به عینه درک کردم که ارمنی بودن در ترکیه به چه معناست.

منظورتان این است که به طریقی این ترک ها بوده اند که باعث شدند شما به یک فعال در زمینهٔ حقوق ارمنیان تبدیل شوید؟

ـ بله، درست است. آن روز نقطهٔ عطفی در زندگی من شد. همان موقع بود که آگوس را پایه گذاری کردم. نخستین و تنها مجلهٔ دو زبانهٔ ترکیه که تا به امروز پابرجاست. هدفم این بود که تصویری از مشکلات ارمنیان را در پیش روی ترک ها قرار دهم و تریبونی برای بحث و تبادل نظر ایجاد کنم.

در ابتدا کار بسیار سختی بود زیرا ارمنیان از ترس اینکه مبادا مورد پیگرد واقع شوند و گیر بیفتند از صحبت علنی و بی پرده امتناع می کردند ولیکن ما راه دیگری برای مبارزه با آن تعصب ریشه دار و عمیق سراغ نداشتیم. ((ارمنی)) کلمه ای تحقیرآمیز بود و به ارمنی ها به چشم تروریست نگاه می کردند، افرادی هم طراز با پ.ک.ک، حزب کارگر کردستان. بنابراین، آگوس می بایست به آینهٔ جامعهٔ ترک تبدیل می شد.

و نتیجه اش چه بود؟

ـ ما به جزئی لاینفک از تحولات در ترکیه تبدیل شدیم. البته، برای آنانی که چشم بصیرت برای تشخیص این تحولات را داشتند. آگوس پلی است بین جوامع قومی ارمنی و ترک. هر روز بر تعداد حمایتگران ما افزوده می شود. اورهان پاموک یکی از آنهاست. بسیاری دیگر از روشنفکران ترک در شمار خوانندگان ما هستند.

شما در آخرین شمارهٔ آگوس این پرسش را مطرح کرده بودید که: ((دلیل اینکه من را هدف قرار داده اند چیست؟)) واقعاً دلیلش چیست؟

ـ پاسخ این سئوال بیشتر دل مشغولی ارمنی هاست تا ترک ها. بسیاری از ما با مشاهدهٔ کوچک ترین نشانه ای از خطر فرار می کنیم. به جرئت می توانم بگویم که من جزو این گروه نیستم. مخفی شدن به چه چیز می انجامد؟ شما آلمان ها مستقیماً از تاریخ درس گرفته اید و نه تنها شما. همین امر باعث می شود که من به یک هدف و قربانی قریب الوقوع تبدیل شوم و البته من تنها نیستم. این مسئله در مورد خانواده ام نیز صدق می کند. به نظر شما همسر و فرزندانم چه احساسی پیدا می کنند وقتی هر روز یا با تلفن یا از طریق پست الکترونیکی مرا تهدید می کنند؟ در ابتدای صحبتمان خودم را با یک کبوتر مقایسه کردم چرا که آن پرنده می خواهد آزاد باشد هر چقدر هم که در هراس به سر برد. این همان چیزی است که من برایش مبارزه می کنم. من آزادی را برای همه مان می خواهم. می خواهم که یک روزی خیلی چیزها عوض شود.

به این مسئله فکر کرده اید که این کشور را ترک کنید؟

ـ شما هم همین حرف را می زنید؟ دوستانم هم دائم همین را تکرار می کنند. دیگر کافی است. من می خواهم مبارزه برای آرمانم را در همین جا ادامه دهم و این تنها آرمان شخص من نیست. به همهٔ افرادی مربوط می شود که می خواهند ترکیه را کشوری مردم سالار و آزاد ببینند. اگر من تسلیم شوم و مهاجرت کنم، شرمندگی آن برای همهٔ ما خواهد بود. اینجا سرزمین اجداد من است. ریشه های من در اینجا نهفته است و من این حق را دارم تا در سرزمینی بمیرم که در آن زاده شده ام

پی نوشت:

1- گفت وگوی حاضر آخرین مصاحبهٔ اِلن رادنیتسکی و میرکو شوانیتز از سازمان بین المللی روزنامه نگاران با هراند دینک است که تنها دو روز پیش از قتل وی صورت گرفته شده است.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 39
سال یازدهم | بهار 1386 | 168 صفحه
در این شماره می خوانید:

قربانی راه حق

نویسنده: واراند / ترجمه: سونا خواجه سری سیه بود چشمانت و بر سپیدی پیشانیت چو موجی بیرون جهیده بود گیس شفاف ابریشمینت آری این چنین اند دلیران بی باک آری این چنین محکوم...

قتل عمد

نویسنده: خاچیک خاچر پاسی از نیمه شب گذشته بود. هلال باریک ماه که از آسمان آویزان شده بود، مرتب زیر تودهٔ ابرهایی که از غرب پدیدار می شدند، پنهان می شد و تاریکی مطلقی را...

خاچیک خاچر و حال و هوایی به پسند کلاغ ها

نویسنده: حمید ودادی پیش گفتار خاچر و قصه هایش رویکردی دارند به باز پیوند حلقه های گسستهٔ زندگی؛ گسستی که در پی دگرگونی های تند زندگی اجتماعی به وجود آمده. من خاچیک را...

جشن رونمایی کتاب حال و هوایی به پسند کلاغ ها

نویسنده: علی دهباشی روز پنجشنبه، دهم اسفند1385، جشن رونمایی کتاب حال و هوایی به پسند کلاغ ها، دومین مجموعه داستان خاچیک خاچِر به زبان فارسی، در کتابفروشی مرکزی نشر...

کاربرد بد در زبان ارمنی و فارسی

نویسنده: گارگین فتایی مقدمه بُد به معنی صاحب و خداوند و پسوندی است که به آخر اسم ملحق می شود. در اوستا، معادل پئیتی به معنی مولا و صاحب و در پهلوی معادل پتی یا بت است و...

ارمنیان و مادها

نویسنده: آریی مانوکیان مقالهٔ تحقیقی زیر مجالی برای پرداختن به ریشه های روابط تاریخی ارمنیان و ایرانیان در محدودهٔ تمدن باستانی مادهاست. لازم به ذکر است در این مقاله...

انجامه های ارمنی سده های سیزدهم و چهاردهم میلادی / هفتم و هشتم هجری

نویسنده: رابرت بدروسیان / ترجمهٔ: محسن جعفری مذهب از سدهٔ دهم میلادی/ چهارم هجری انجامه های نسخه های ارمنی منبع بسیار مهمی برای تاریخ ارمنیان و همسایگان آنها هستند....

دیپلمات های ارمنی در دوران قاجار

نویسنده: عبدالرضا هوشن مهدوی در دسامبر1803، که فتحعلی شاه به ایروان رفته بود تا خان ها و سرکردگان منطقه را به ایستادگی در برابر تجاوز روس ها تشویق کند، داود، خلیفهٔ...

نود و دومین سالگرد نژاد کشی ارمنیان

نویسنده: گئورگ وارطان به نام خداوند حافظ جان ها و روان ها با عرض سلام و خیر مقدم حضور مدعوان و همکاران محترم برای شرکت در این محفل دوستانه گرچه موضوع دیدارهای سالانهٔ...

مراسم یادبود ۲۴ آوریل

نویسنده: آرتین بابایانس روز سه شنبه بیست وهشتم فروردین هزار و سیصد و هشتاد و شش، در محل انجمن اجتماعی ارامنه، مراسم یادبود نود و دومین سالگرد نژادکشی ارامنه با حضور تنی...

موسیقی کلیسای ارمنی

نویسنده: تنی یعقوبیان مقدم موسیقی نشانهٔ جنبش و زندگی است موسیقی زبان احساسات و عواطف است موسیقی بیان زیبایی و انسانیت است..... انسان از بدو خلقت، همواره در پی راهی...

کلیسای هریپسیمه مقدس

نویسنده: ایرج افشار (سیستانی) ایران دارای جایگاه جغرافیایی و طبیعیِ ویژه و دهش های خدایی بسیاری است که در درازنای تاریخ بهره گیری چندان شایسته ای از آنها نشده است....

مسیحیت در شعر فارسی

نویسنده: قمر آریان دوستان عزیز، خانم ها و آقایان سلام. بسیار متأسفم که علی رغم علاقهٔ قلبی نتوانستم در جمع شما حضور پیدا کنم. بیماری اخیر توان اندکی را که داشتم از من...

ارمنستان در سرآغازین فاجعه قرن بیست

نویسنده: داوود هرمیداس باوند مقدمه قتل عام یا کشتار جمعی رویدادی است زاییدهٔ تفکرات غیرانسانی و اندیشه های پلید که در گذر تاریخ به اشکال مختلف اعمال گردیده است: گاه از...

زندگی تراژیک یک روزنامه نگار آزاده

نویسنده: علی دهباشی ((البته که می ترسم. اگر بخواهیم روراست باشیم، باید بگویم که من هر روز خدا را در نگرانی و تشویش به سر می برم. تا حالا به یک کبوتر دقت کرده اید؟...

شورش علیه هویت ترک

نویسنده: تانر آکچام / ترجمه: فرزانه قوجلو من ترک هستم. هراند[3] ارمنی بود. من نویسنده ای در آگوس[4] هستم. هراند خودِ آگوس بود. هراند فقط یک آرزو داشت، می خواست به تنفر،...

گفت و گو با دینک

ترجمه: مارینا بنیانیان ((من این حق را دارم تا در سرزمینی بمیرم که در آن زاده شده ام)).                                                                             هراند...

تحولات سیاسی در ترکیه، آینده ترکیه در اتحادیه اروپا، ترکیه و مسئله ارمنی

نویسنده: هراند دینک /ترجمه: ژیلبرت مشکنبریانس قبل از هر چیز می خواهم در مورد دورانی صحبت کنم که ترکیه به جمهوری تبدیل شد. در مورد اینکه ترکیه از 1923 تا کنون از کجا به...

کبوتری که در درونم نگران است

نویسنده: هراند دینک /ترجمه: ادوارد هاروتونیان ابتدا از تصمیم دفتر دادستان عمومی شیشلی برای تحقیقات مقدماتی از من، به اتهام اهانت به هویت ترک، نگران نبودم. این نخستین...

زندگی نامه هراند دینک

نویسنده: آرپی مانوکیان هراند دینک در 15 سپتامبر1954 میلادی در یک محلهٔ ارمنی نشین به نام چاوش اغلو[1] در مالاتیا[2] به دنیا آمد. پدرش، سارکیس دینک، از اهالی گورون[3] و...