نویسنده: کاملیا مسیح

سال هاست که در زبان فارسی برای نوشتن کتاب یا مقاله ای دربارۀ استادم امانوئل ملیک اصلانیان به دنبال واژه  های مناسب و گویا گشته ام، اما هرچه گذشت وهر چه بیشتر جستجو کردم یافتن آنچه می خواستم برایم دشوارتر شد و با همه خواست و نیازی که برای نوشتن درباره اش در خود احساس می کردم، متوجه شدم هدفی مشکل و پیچیده در پیش دارم.

امانوئل ملیک اصلانیان

تصور من این بود که نوشتن دربارۀ فردی که از دوران کودکی تا جوانی و … با او در ارتباط مستقیم بوده ام کاری سهل و ساده است. اما استاد من یک فرد معمولی و ساده نبود که شناخت و خصوصاً توصیف او کار آسانی باشد. شخصیتی بسیار ساده و بی آلایش، اما چند جانبه، عظیم، پرمحتوا و عارفانه داشت و به راستی از یک شخصیت تکامل یافته انسانی برخوردار بود که درک و وصف هر بخشی ازآن می تواند موضوع کتابی باشد. زمانی که به این حقیقت نزدیک شدم، متوجه شدم کاری بسیار دشوار در پیش دارم اما هرگز نتوانستم این خواسته را از ذهن خود دور کنم و به همین دلیل در هر ملاقات با  استادم هر کلمه ای از سخنان شیرین او در مغزم آنچنان ضبط می شد که گوئی بر روی سنگ حک می شود.

روزی را به خاطر می آورم که با استاد دربارۀ موسیقی جهان و کشش و علاقه جوانان به موسیقی صحبت می کردیم، ایشان گفتند: «ما نباید موسیقی را دوست داشته باشیم، موسیقی باید ما را دوست بدارد». خندیدم، اقرار می کنم که در آن لحظه متوجه نکته ای که در کلامشان بود نشدم. مانند همیشه وقتی تنها شدم این گفتگو را به خاطر آوردم و به سخنان شیرین ایشان فکر کردم، در این لحظه بود که تا حدی متوجه آنچه گفتند، شدم. آقای ملیک اصلانیان حق داشتند، زیرا دوست داشتن موسیقی بسیار عادی و طبیعی است و اصولاً کار سهلی است و هر کسی می تواند ادعا کند موسیقی را دوست دارد، اما، اگر موسیقی ما را دوست بدارد در واقع به عمق این هنر نزدیک می شویم. همانطور که موتزارت و بتهوون و مالر و یا خود ایشان به این هنر نزدیک بودند. آن روز متوجه شدم که فرق ما با این هنرمندان در این است که موسیقی آنها را دوست داشته که موتزارت و بتهوون و … شده اند.

موسیقی برایش مقدس بود، به اندازه ای که حاضر نبود همه جا و با همه کس در این باره صحبت کند، به ندرت دربارۀ آثارش سخن می گفت، به حدی که کمتر کسی را می شناسم که شناخت کافی از آثارش را داشته باشد و یا بداند محصول یک عمر زحمت او چه آثاری هستند.

بی نیازی ایشان، به عنوان یک هنرمندِ در سطح جهانی، گاهی آزاردهنده می شد. زیرا این خصوصیت اخلاقی بود که مانع از این می شد تا اجتماع آنطور که سزاوار بود از این هنرمند باارزش شناخت کافی داشته باشد.

من به عنوان یک شاگرد قدیمی در مقابل بی نیازی استادم به اجتماع و به دلیل احترام خاصی که برای این خصوصیت قوی اخلاقی ایشان قائل بودم، در تمام این سالها سکوت کردم و بر خواسته و نیاز خودم برای شناساندن بیشتر ایشان در حدی که در توانایی ام بود سرپوش گذاشتم، امروز نمی دانم که این کار تا چه اندازه درست بوده است.

7سال داشتم که اولین درس موسیقی و نواختن پیانو را از او فرا گرفتم. مرد جوانی بود که به نظر من شخصیتی خشک و خشن داشت و حال با گذشت سالها که من سنگینی سال های زندگی را خواسته و نخواسته در خود احساس می کنم، ایشان را در آخرین سال های زندگی اش جوان تر و با شورتر از دوران جوانی اش می دیدم. طنز او در سخن گفتن و دربرداشت از زندگی و مسائل اجتماعی بی نظیر بود، زیرا تصویری که از زندگی و دنیا در افکارش می دیدم یک تصویر زیبا، با احساس و پرحادثه بود.

در تمام دوران زندگی ام به یاد ندارم از شخصی به اندازه ای که از او می ترسیدم ترس و واهمه داشته باشم در عین حال که احساس علاقه و ستایشی که به او و شخصیت والایش داشتم را نیز هرگز برای دیگری نیافتم.

با خاطرات زیاد و گفته  های شیرینی که در تمام این سالها برایم باقی گذاشت تا زنده ام، برایم زنده خواهد بود و با مرور گفته ها و تعلیماتش در مکتب او باقی خواهم ماند.

17مرداد1382

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 24
سال هفتم | تابستان 1382 | 136 صفحه
در این شماره می خوانید:

واراند

نویسنده: سونا خوجاساریان شاعر و مترجم شهیر ارمنی سوکیاس کورکچیان با نام مستعار "واراند" در سال 1333 در تهران متولد شد. مادر وی از مهاجران پس از قتل عام ارامنه در ترکیه...

نگاهی گذرا به کتاب اران

نویسنده: عبدالحسین فرزاد اثر: دکترعنایت الله رضا انتشارات: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه چاپ اول 1380 در این روزگار، حوصلۀ پژوهش اصیل و رجوع به مآخذ مورد اعتماد...

تالش ها

نویسنده: گارنیک آساطوریان/ ترجمه: آنوشیک ملکی تالش ها از اقوام ایرانی اند. آنها خود را تولیش، تولیشون (جمع) می نامند. اما در ایران به تالش یا تالشی ها معروفند. ترک ها...

آشنایی با پروفسور گارنیک آساطوریان

نویسنده: آنوشیک ملکی اشاره: دکتر گارنیک آساطوریان در هفتم مارس سال 1953 در تهران به دنیا آمده است. پس از اتمام تحصیلات در مدارس نائیری و آزمون در سال 1968 همراه خانواده...

نگاهی نو به تدفین اقوام اورارتو

نویسنده: مژگان سیدین منشأ کلمه اورارتوUrartu کلمۀ " اورارتو" از اسناد آشوری گرفته شده است نه از خود مردم اورارتو که پادشاهی خود را "بیاینیلی" Biainili می نامیدند. کوه...

تاریخ و تمدن قوم اورارتو یا آرارات

نویسنده: فریده معتکف اشاره: خانم دکتر فریده معتکف، ایران شناس و مؤسس انجمن ایران شناسان تهران، دوره تحصیلات خود را در مدرسۀ عالی خواجه نوری در دوران قبل از انقلاب...

مراسم گرامیداشت خدمات ارزنده دکتر روان پزشک هاراطون داویدیان

نویسنده: کارینه داویدیان به پاس خدمات شایسته دکتر روان پزشک هاراطون داویدیان، در تاریخ 24 خرداد، مراسم بزرگداشتی به همت شورای خلیفه گری ارامنۀ تهران و همکاری مؤسسۀ...

چگونه قاضی یک تنه دست به محاصره دولت ترکیه زد

نویسنده: سیف الله گلکار چگونه قاضی یک تنه دست به محاصرۀ دولت ترکیه زد دوازدهم مرداد 1382 سالروز نودمین سال به دنیا آمدن استاد محمد قاضی است. استاد قاضی ادیب فرزانه ای...

ژرفنای موسیقی

اشاره: روزنامۀ همشهری در تاریخ دوشنبه 30 تیر 1382 در شماره 3113 خود نظر چند تن از شاگردان و برخی چهره  های موسیقی را دربارۀ ویژگی های هنری و انسانی استاد امانوئل ملیک...

هنرمندی که موسیقی او را دوست می داشت

نویسنده: کاملیا مسیح سال هاست که در زبان فارسی برای نوشتن کتاب یا مقاله ای دربارۀ استادم امانوئل ملیک اصلانیان به دنبال واژه  های مناسب و گویا گشته ام، اما هرچه گذشت...

در غم هجران پروفسور امانوئل ملیک اصلانیان

نویسنده: کریستیان فلنر/ ترجمه: اصغر حداد در برابر نیستی، زبان از سخن باز می ماند. انسان نمی داند چه بگوید. اما در مورد شما پروفسور ملیک اصلانیان عزیز، وضع به گونه ای...

تقدیم به استاد گرامی امانوئل ملیک اصلانیان

نویسنده: میترا بصیری راه را آهسته امّا بی درنگ پیمودی تشنه آمده بودی و به دنبال چشمه آمده بودی تا درون بشویی تا آیینۀ خویش را در آن بجویی به دنبال آفتاب آمده بودی ولی...

بیانات دکتر کریستیان فلنر

ترجمهٔ: دینا دیناری بیانات ایراد شده توسط آقای دکتر کریستیان فلنر، معاون سفیر اتریش و مدیر انجمن فرهنگی اتریش در مراسم ترحیم استاد امانوئل ملیک اصلانیان در صحنِ کلیسای...

به یاد امانوئل ملیک اصلانیان

نویسنده: لیدا بربریان در تاریخ 23 تیرماه 1382 ما شاهد از دست رفتن کسی بودیم که جمیع محاسن انسانی  را در خود داشت، او پیش کسوت موسیقی کلاسیک ایران بود. انسانی بود فاضل،...