نویسنده: مژگان سیدین

منشأ کلمه اورارتوUrartu

مژگان سیدین

کلمۀ ” اورارتو” از اسناد آشوری گرفته شده است نه از خود مردم اورارتو که پادشاهی خود را “بیاینیلی” Biainili می نامیدند. کوه آرارات مکانی که گفته می شود محل استقرار کشتی نوح بوده شبیه به کلمه ای است که آشوری ها در کتیبه های خود به کار برده اند یعنی “اوروآرتی “Uruarti  .

کمتر از نیمیاز منطقه اورارتوها، تاکنون به دقت بررسی شده است. بخش های بررسی شده عبارتند از: اطراف دریاچه وان ترکیه، اطراف ایروان در جمهوری ارمنستان و اطراف دریاچه ارومیه در شمال غرب ایران.

اورارتوها، میان اقوامی که دولت های مقتدری در نیمه اول هزاره اول ق.م بنیاد نهادند، از جایگاه والاتری برخوردار بودند و امروزه ویرانۀ شهرها و آثار هنری آنان باقی مانده است. اورارتوها بزرگ ترین قدرت در مقابل دشمنان، از جمله پادشاهی آشور بودند. اورارتوها با دارا بودن روش های فوق العاده در جنگ و ستیز و قدرت شکست ناپذیر، باعث محو شدن دولت های قوی، یکی بعد از دیگری شدند. مردم اورارتو سرباز، کشاورز و صنعتگر بودند. سرزمین آنها ترکیبی از دره های عمیق، رودخانه ها و فلات های مرتفع بود. سرزمین های مرتفع جایگاه مناسبی برای پرورش گاو، گوسفند، اسب و زمین های حاصلخیز برای کشاورزی و منابع معدنی بود.

آشوری ها برای به دست آوردن اسب ها، گاوها، معادن و جنگل ها به سرزمین اورارتوها هجوم می آوردند و همه چیز را غارت می کردند. در نتیجۀ این اعمال، اورارتوها مجبور به اتحاد با یکدیگر، برای مقابله با حملات آنان شدند و دولت اورارتو را بنا نهادند. پایتخت آنها شهر “وان” یا “توشپای” باستان بود.

بنیانگذار پادشاهی اورارتو ” شاه آرامه” King Arame یا آرامو بود که در کتیبه های آشوری با نام “شلمنصر سوم” به او اشاره شده است. احتمالا ً نام ملت ارمنستان از ” آرامو” اقتباس شده است. پایتخت ” آرامو” شهر سلطنتی اورارتو به نام ” آرزشکان” بود. اورارتوها در طی سال های733 ـ 823ق.م. قوی تر شدند و قسمت عظیمی از سرزمین آشور به دست آنان افتاد. ولی زمانی که مجدداً آشوری ها قدرت خود را باز یافتند، اورارتوها همه چیز را از دست دادند. پادشاهان توانمند آشوری که تمام گنجینه های دنیای باستان را به “نینوا”، “خورس آباد” و “نیمرود” منتقل کرده بودند، از ثروت بی پایان و انبار های پر و زمین های حاصلخیز اورارتوها، متحیر بودند. در پایان تاریخ دو ملت، این دو رقیب سرسخت دریافتند که باید با یکدیگر بر علیه یورش های اقوام جوان تر که از شمال حمله می کردند، متحد شوند، اما دیگر دیر شده بود و حالا حتی فرصت کمک به یکدیگر را نیز نداشتند. دولت آشور نتوانست در برابر یورش های بابلی ها و مادها دوام بیاورد و در سال 612ق.م. متلاشی شد و در همان زمان اورارتوها، با حملات مادها و سکاها در سال 600 ق.م. از میان رفتند.

اورارتوها چه کسانی بودند و از کجا آمدند؟ پاسخ به این سؤال آسان نیست، آنچه که می توان گفت این است که اورارتوها مردمی پرتحرک و پویا بودند که توانستند در محیطی طبیعی و خشن زندگی کرده و به مقابله با آشوری ها و دیگران بپردازند.

ویژگی های جغرافیایی

ناحیه ای که توسط پادشاهی اورارتو پوشش داده شده بود تقریباً هم مرز با ارمنستان فعلی بود و به عبارت دیگر دولت اورارتو در شرق ترکیه فعلی قرار داشت (دریاچه وان) و تا جمهوری ارمنستان امروزی در شمال و بخش هایی از آذربایجان فعلی  (شمال غرب ایران) وبا یک باریکه از شمال شرق عراق فعلی ادامه داشت. دریاچه های “وان” ، ” ارومیه” و “سوان” جزو قلمرو اورارتوها بودند. بعد از آشوری ها در میان دولت های خاور نزدیک دولت اورارتو با قدرت ترین آنها به شمار می رفت و مهم ترین مرکز سیاسی چنین قدرتی دریاچه وان و پیرامون آن بود.

توشپا پایتخت اورارتو

تصویر 1-نمایی از توشپا پایتخت پادشاهی اورارتو

توشپا Tushpa پایتخت اورارتو در جنوب شرقی ساحل دریاچه وان و در 5 کیلومتری غرب وان جدید قرار داشت. توشپا به “وان قلعه سی” نیز معروف است (تصویر 1 ).

پایتخت وان در نوشته های آشوری به نام ” توروشپا ” Turushpa نیز معروف است و شاید این نام با نام الهه اورارتویی “توشپی” مرتبط باشد.

قلعه وان بر روی صخره ای مرتفع قرار گرفته است. این صخرۀ عظیم طبق گفته های سیاحان معروف ترک، شبیه به یک شتر زانوزده است و جهت آن از شرق به غرب و دارای5/ 1کیلومتر طول و 70 ـ 80 متر عرض و 100متر ارتفاع است و جای هیچ تعجبی نیست که آنها پایتخت خود را در این ناحیه بنا نهادند.

زبان و نگارش

اورارتوها از نظر زبان شناسی دارای یک نوع وابستگی با “هوری ها” Hurrian بودند. این ارتباط را “لهمن ـ هاپت” Haupt ـ Lehmann در مقالاتی که در سال های1892 ـ 1900 از وی منتشر گردید، مشخص نمود. وی تصور می کرد که زبان اورارتویی با زبان میتانی خویشاوند است. مطالعات جدید روشن کرده است که بین چندین زبان قفقازی مثل، گرجی، لزگی، داغستانی، چچنی، اینگوشی و… ارتباط وجود دارد. البته بررسی های زیادی باید انجام گیرد تا مشکل خویشاوندی بین “هورـ اورارتو” و زبان های قفقازی حل شود.

گونه ای ازنوشتار تصویری در میان اورارتوها استفاده می شد که هنوز به صورت یک معما است و تنها تعدادی از علایم آن شناسایی شده اند که به صورت حجاری بر روی ظروف ذخیرۀ آذوقه نوشته شده بود. این حروف هیچ گونه شباهتی با حروف تصویری هیتی ندارد (گرچه ممکن است که شکل و فرم آنها متأثر از حروف هیتی بوده باشد). دقیقاً معلوم نیست که از این علایم به عنوان برچسب تجاری و بازرگانی استفاده می شده یا اینکه برای نوشتن بر روی آثار و ظروف شکستنی استفاده می گردیده است.

در اوایل قرن حاضر مطالعاتی اساسی در مورد کتیبه ها آغاز شده است و بیشتر این مطالعات توسط روس ها همراه با محققان ارمنستان که به عنوان نمایندگان اصلی زبان اورارتویی بودند، انجام گرفته است. بیشترین کشفیات قابل توجه، به حفاری هایی مربوط می شود که در جمهوری ارمنستان بعد از سال 1945 به وسیله باستان شناس روس “پتروفسکی” انجام شده است. باستان شناسان روسی اطلاعات قابل ملاحظه ای به خصوص از روی یافته های به دست آمده در محوطه “کارمیربلور” (تپۀ سرخ) به دست آوردند.

اورارتوها خط و کتابت را از آشوری ها آموختند و الفبای آنان را اقتباس کردند. آنها از تعداد علایم موجود در الفبای آشوری کاستند و در بعضی از موارد به ساده کردن شکل های آن اهتمام ورزیدند. مجموع الفبای آنها به جز ارقام، از دویست و سی علامت تشکیل شده است.

کتیبه های اورارتوییِ به دست آمده زیاد نیستند. بیشتر آنها دربارۀ جشن های سلطنتی است که البته در جای خود مهم و جالب خواهد بود ولی برای بازسازی جزئیات تاریخ سیاسی آنها مفید نیست. اولین مطالعات منظم در مورد کشف زبان اورارتویی توسط یکی از محققان آکسفورد انگلستان “پروفسور سایس” انجام گرفت. قبل از جنگ جهانی اول در سال 1911 ـ 1912 “یوزف اوربلی” مدیر موزه ” ارمیتاژ” در سن پترزبورگ حفریاتی در ” توپراق قلعه” انجام داد. بعد از جنگ جهانی دوم نیز بخش جدیدی در مطالعات اورارتویی گشوده شد و بالاخره اینکه امروزه هیچ شکی وجود ندارد که زبان اورارتویی از بسیاری لحاظ با زبان قفقازی خویشاوندی دارد.

مذهب

معابد اورارتویی زمانی دارای هفتاد و نه خدا، الهه و ملتزمان خدایان بود و نام این خدایان بر روی یک کتیبۀ خط میخی به نام “مهر کاپسی” Mehr Kapusi یا دروازۀ مهر در “زمزم داغ” در نزدیک وان مشاهده شده است. در بین اورارتوها خدای خدایان “خالدی” Haldi و خدای جنگ، رعد، برق و طوفان “تئی شبا” Teisheba و خدای خورشید “شی وینی” Shivini بوده اند.

به طور کلی کیش مردم اورارتو با کیش مردم آسیای صغیر قرابتی داشته است، ولی متن های مذهبی که دقیقاً نشان دهندۀ کیش و عقیدۀ مردم اورارتو باشد، تاکنون به دست نیامده است.

اقتصاد

اقتصاد اورارتو بیش از هر چیز متکی به کشاورزی و دامداری بود، سرزمین قابل کشت و زرع اورارتوها در سه ناحیه متمرکز شده بود، در شرق دریاچه وان که بالقوه دشت بسیار حاصلخیزی بود و گیاهانی که کشت می شدند مانند گندم، جو، لوبیا، انگور و …بودند که نیاز به آبیاری داشتند ولیکن به علت وجود چشمه های کوهستانی فراوان در این ناحیه مشکلی پیش نمی آمد.

ناحیه دوم اطراف دریاچه ارومیه بود، سکونت در نزدیکی دریاچه غیر ممکن و بیشترین ناحیه برای کشاورزی در امتداد غرب و جنوب دریاچه ارومیه واقع شده بود. ناحیه سوم در شمال رودخانه ای بود که تا دریاچه “سوان” Sevan امتداد داشت.

شیوۀ گَله داری در بین اورارتوها به صورت حرکت فصلی چهارپایان همراه با نگهداری حیوانات در خانه ها در طی زمستان بوده است. ورودی همۀ خانه ها پهن و کوتاه بود و برای حیوانات تونل هایی را در زمین حفر کرده بودند، به طوری که مردان برای پایین رفتن، از نردبان استفاده می کردند. در داخل خانه ها حیواناتی مانند بز، گوسفند و ماکیان همراه با جوجه هایشان به سر می بردند. همۀ این حیوانات در داخل خانه هایی که نگهداری می شدند، تغذیه نیز می گردیدند. کل مردم اورارتو مردمانی، کشاورز، جنگجو و صنعتگر بودند که در امر ساختن اشیای مفرغی و آهنی بسیار متبحر بودند. آنان جنگجویانی شجاع و دلیر بودند که با روش جنگی خاص خود، دشمنان را یکی پس از دیگری نابود می کردند. در کشاورزی نیز با استفاده از کانال های عظیمی که می ساختند و برای آبیاری زمین های مزروعی و باغ ها به کار می رفت به خودکفایی رسیده بودند، به طوری که آشوری ها همیشه برای به دست آوردن این منابع به سرزمین آنها حمله می کردند.

تدفین اورارتویی

عقیده به روز رستاخیز و تجدید حیات مردگان در آن روز در بین بسیاری از ملل در دوران های دور وجود داشت. یکی از این اقوام اورارتوها بودند که با توجه به نوع زندگی و محل سکونت خود از سه نوع طرز تدفین برخوردار بودند که عبارتند از:

1ـ گور دخمه های صخره ای و سنگ چین

2ـ تدفین به روش سوزاندن اجساد

3ـ خاکسپاری

گور دخمه های صخره ای و سنگ چین

گور دخمه های صخره ای، شامل گور هایی بودند که در دل کوه کنده می شدند و به علت اعتقاد به دنیای پس ازمرگ، این نوع مقبره ها به شکل خانه های مسکونی ساخته می شد. در تقلید از خانه ها به حدی پیش می رفتند که این گور دخمه ها دارای سقف، تاقچه و سکو بودند و گاهی در دل زمین گور هایی با سنگ های منظم و تراشیده می ساختند. این نوع تدفین، خاص طبقات مرفه و شاهزادگان بود. مکان هایی که دارای گور دخمه های صخره ای هستند و در آسیای صغیر شناسایی شده اند عبارتند از:

1ـ قلعه وان؛ 2 ـ گور دخمه بزرگ “خورخور” The Great Horhor ؛ 3 ـ گور دخمه “بزرگ”The Great Cave؛4 ـ گور دخمه ایچ قلعهIch Kale Cave ؛ 5 ـ گور دخمه “نفت کوی” Kuyu Cave ـNaft ؛ 6 ـ مقبرۀ کوچکSmall Tomb ؛ 7 ـ گور دخمه آرسنالArsenal ؛ 8 ـ گور دخمه “دوغوبایزید” Dogubayezid ؛ 9 ـ گور دخمه “دیل کایا”Dil Kaya ؛10ـ گور دخمه “پالو”Palu ؛ 11 ـ گور دخمه “کایالی دره” Kayali Dere ؛12 ـ “قره گوندوز”Karagunduz ؛13 ـ آلتین تپه Altin Tepe و گور دخمه های صخره ای که در ایران شناسایی شده اند عبارتند از:1 ـ سنگر؛2 ـ گارنی یا رخ؛3 ـ الیشار؛4 ـ خان دره سی.

گور دخمه های صخره ای از روی نقشه هایشان قابل تشخیص بوده و معمولاً دارای یک سکوی باریک در بخش ورودی مقبره بود که از این سکو به اتاق نسبتاً بزرگی مرتبط می شد، اغلب اتاق های دیگر در طرفین اتاق اول قرار داشت. شباهت بین این گور دخمه ها و گور دخمه های هخامنشی در دوره های بعدی در ایران قابل ملاحظه است. در اینجا به بررسی بعضی از نمونه های ذکر شده در بالا می پردازیم:

 1ـ قلعه وان

معروف ترین گور دخمه های صخره ای در جنوب قلعه وان قرار دارد. قلعه وان (توشپای باستان) دژ مرکزی پادشاهی اورارتو بود. گور دخمه های قلعه وان توسط محققان مختلفی همچون ” لهمن – هاپت” و “پتروفسکی” بررسی شده اند از جمله:

2ـ گور دخمه بزرگ خورخور

یکی از بهترین نمونه های گور دخمه صخره ای در قلعه وان و به ” تالار آرگیشتی” نیز معروف است. کتیبۀ آرگیشتی اول که در سردر مقبره کنده شده است، نشان می دهد که این مقبره محتملا ً آرامگاه وی بوده است. این گور دخمه ای دارای یک سالن بزرگ با چهار اتاق فرعی است. در طول دیوارها، تاقچه هایی کنده شده که متحملا ً برای قرار دادن هدایا و اشیای قبر بوده است. برای دسترسی به این گور دخمه از پله های سنگی استفاده شده است و در نمای بیرونی این آرامگاه کتیبه ای به خط میخی دیده می شود به نظر می رسد ورودی سالن اصلی باز بوده تا اعضای خانوادۀ شخص متوفی برای انجام مراسم مذهبی و آوردن هدایا از آنجا استفاده نمایند.

تدفین به روش سوزاندن اجساد

سوزاندن مردگان در بین اقوام مختلف مرسوم بود و ارتباط مستقیمی با اعتقادات مذهبی و اوضاع اقتصادی فرد متوفی داشت. یک چنین طرز تدفینی در بین النهرین در مکانی به نام bakh ـ Ganja kara و در اروپای مرکزی در دورۀ نو سنگی نیز دیده شده است، ولی در بین النهرین و سوریه بسیار قدیمی تر است.

در کتیبه های به دست آمده از “بغازکوی” نیز هیتی ها مراسم تدفین خود را شرح داده اند. سوزاندن مرده در تل حلف از گور های سلطنتی “دورۀ کاپارا” نیز به دست آمده است.

مطالب ذکر شده در بالا بیان می کند که مراسم سوزاندن مرده در آسیای غربی بسیار کهن تر بوده و مردم سامی نژاد از این روش استفاده می کرده اند، به طوری که در بین مردم هوری ـ میتانی نیز در شروع هزارۀ اول ق.م ادامه یافته و این تاریخ زمان برپا خاستن امپراتوری اورارتو است. این گونه تدفین در بین اورارتوها یا شامل قرار دادن خاکستر فرد مرده در ظرف خاکستر در یک شکاف صخره ای بود، یا خاکسترها را در گور های کنده شده در زمین دفن می کردند.

مکان هایی که اورارتوها از این روش تدفین استفاده کرده اند عبارتند از:

1ـ گورستان ” آرین برد”Arin Berd ،2 ـ ” آرماویر”Armavir ،3 ـ ” اودیت تپه سی”Evdit Tepsi ،4 ـ ” ایگدیر”Igdir ،5 ـ ” آلتین تپه”Altin Tepe ،6 ـ ” قلعه وان”،7 ـ “دیل کایا” که در اینجا به ذکر دو نمونه اکتفا می شود:

1ـ ایگدیر

در سال1943 آکادمی علوم گرجستان در بخش بولتن موزه های دولتی گرجستان که در تفلیس چاپ می شد، یک کتاب171 صفحه ای به وسیله کوفتین منتشر نمود که عنوان کتاب عبارت بود از محل نگهداری خاکستر مردگان اورارتویی که این مکان در سراشیبی کوه آرارات قرار داشت. این خاکستر ها در شکاف های صخره ای همراه با هدایای مخصوص تدفین قرار داشتند، و با سنگ پوشانده شده بودند. کوفتین معتقد بود این تدفین مربوط به یک پادگان اورارتویی و اعضای خانوادۀ آنها بوده است. چهارده محوطه تدفین بررسی شد که در نتیجه این بررسی ها، انواع مختلف اشیای متعلق به مردان، زنان و کودکان به دست آمد. تدفین همیشه به صورت سوزاندن فردی نبوده است، بلکه گاهی چندین نفر با هم سوزانده شده اند، مانند پنج خاکستردان که از محوطه شماره 5 به دست آمد. خاکسترها را بعد از ریختن در خاکستردان با سرپوشی می پوشاندند و گاهی تَه ظرف نیز سوراخ بود تا روح شخص از آنجا خارج شود.

سوزاندن مرده در موقع فقدان چوب و هیزم با مدفوع حیوانات انجام می گرفت و اجساد همراه با لباس سوزانده می شدند و زیورآلات، اسلحه و وسایل شخصی نیز بعد از سوزاندن مرده در کنار مدفن وی قرار می گرفت. همۀ خاکستردان ها به صورت ظروف گرد بدون دسته با گردنی باریک و سطح قرمز براق بودند.

2ـ قلعه وان

یک نمونه نیز از بنای صخره ای در جنوب شرق وان (توشپا) به دست آمده که مصالح این بنا از قطعات بریده شدۀ آهک کریستالی است. ورود به این مکان از طریق پله های صخره ای انجام می گرفت ( تصویر2 ).

در انت های پله ها دو سکو وجود دارد. یکی از این دو سکو در جلوی بنای صخره ای و دیگری در غرب آن قرار دارد. بعد از گذشتن از این دو سکو به بنای صخره ای مذکور می رسیم. در این تالار سه تاقچۀ مستطیل شکل بزرگ در دیوار های شمالی، غربی و شرقی قرار دارد. این تاقچه ها جمعاً دارای 78 فرو رفتگی کوچک کاسه مانند تَه گرد (به قطر 16 سانتی متر) است که در نوع خود بی نظیر بوده و برای قرار دادن خاکستردان بوده اند. (تصویر3 ).

خاکسپاری

آخرین طرز تدفین در بین اورارتوها از نوع خاکسپاری است که نمونه های اندکی از این روش تدفین از مکان هایی مانند ایگدیر، دیل کایا به دست آمده اند که به شرح یکی از این مکان ها می پردازیم.

دیل کایا

تصویر 5- تدفین به روش خاکسپاری در دیل کایا

در گورستان دیل کایا 277 اسکلت به دست آمده. این اسکلت ها گاهی در گور های شنی و در جهت شمال غرب، جنوب شرق دفن شده اند و گاهی مرده در داخل تابوت خشتی قرار داده شده است و در این وضعیت روی تابوت را با چوب و یا با لوحۀ سنگی پوشانده اند. این لوحه های سنگی حدود70 ـ 80سانتی متر ضخامت دارند. سر اسکلت ها در جهت شمال غرب قرار دارد و صورت هایشان به طرف آسمان است. (تصویر 4 و5 ).

در ن هایت با مطالعاتی که انجام شده است، بیشترین نوع تدفین به دست آمده از اقوام اورارتو مربوط به گور دخمه های صخره ای بوده که مختص افراد مرفه و اشراف زادگان بوده است. در ساخت این قبرها مهارت و دقت زیادی به کار رفته است. کمترین نمونه به دست آمده از نوع خاکسپاری است. در مورد تاریخ ساخت قبرها اطلاعات چندانی در دست نیست و یکی از دلایل آن دستبرد های متعددی بوده که قبل از بررسی به گورها زده شده است، ولی امید است با بررسی های بیشتر اطلاعات ارزشمندی دربارۀ اقوام و حکومت اورارتو که درزمان خود لرزه بر اندام امپراتوری آشور می انداختند، به دست آید.

منابع:

1ـ پتروفسکی، ب.1348 . اورارتو. ترجمه عنایت الله رضا. انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.

2ـ خطیب شهیدی، حمید.1355 . ” محمودآباد، اشنویه، آذربایجان غربی” ، سخنرانی در ششمین مجمع سال1355 ، پرونده168 ، مرکز اسناد و مدارک فرهنگی سازمان میراث فرهنگی کشور.

3ـ دیاکونف، م.1345 . تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

4ـ کلایس، ولفرم.1348 . “دژ اورارتویی بسطام”، مجله باستان شناسی و هنر ایران،3 ، انتشارات وزارت فرهنگ و هنر.

5ـ کارگر، بهمن.1368 . “مقابر اورارتوییان در آذربایجان غربی”، مجله باستان شناسی و تاریخ،2 .

6- Azarpay, G.1968, “Urartian Art and Artifacts: A Chronological study”, University of California press.

7- Barnet, R.D. 1963, “The Urartian cemetery at Igdir”. Anatolian studies, vol. 13:: 135-198.

8- Burney, C.A. 1966, “A first season of Excavations at urartian Citadel of Kayaliere.” Anatolian studies Vol. 16:55-111.

9- Burney, C.A, and Burney lang, D. 1971, “The people of the Hill, Ancient Ararat and Caucasus.” London.

10- Forbes, T.B. 1983, “Urartian Architecture”, BAR International series 170.

11- Cilingiroglu, A. 1991 “The early Iron Age at Dilkaya”.

12- Layard, A. H. 1853, “Discoveries in the Ruins of Nineveh and Baybylon”. London.

13- Ozgux,. T. 1969, “Atlin Tepe II, Mezarlar, Depo Binasi ve filidisi Eserler.” Ankara. 1969.

14- Sevin, V. And Kavkeli, E. 1996, “Van-Karagunduz an early Iron Age cemetery”.

15- Zimansky, P. 1977, “Urartu”, The Oxford Encyclopedia of Archaeology in the East, Oxford University Press, vol.5:291-294.

پی نوشت:

1ـ کارشناس ارشد سازمان میراث فرهنگی

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 24
سال هفتم | تابستان 1382 | 136 صفحه
در این شماره می خوانید:

واراند

نویسنده: سونا خوجاساریان شاعر و مترجم شهیر ارمنی سوکیاس کورکچیان با نام مستعار "واراند" در سال 1333 در تهران متولد شد. مادر وی از مهاجران پس از قتل عام ارامنه در ترکیه...

نگاهی گذرا به کتاب اران

نویسنده: عبدالحسین فرزاد اثر: دکترعنایت الله رضا انتشارات: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه چاپ اول 1380 در این روزگار، حوصلۀ پژوهش اصیل و رجوع به مآخذ مورد اعتماد...

تالش ها

نویسنده: گارنیک آساطوریان/ ترجمه: آنوشیک ملکی تالش ها از اقوام ایرانی اند. آنها خود را تولیش، تولیشون (جمع) می نامند. اما در ایران به تالش یا تالشی ها معروفند. ترک ها...

آشنایی با پروفسور گارنیک آساطوریان

نویسنده: آنوشیک ملکی اشاره: دکتر گارنیک آساطوریان در هفتم مارس سال 1953 در تهران به دنیا آمده است. پس از اتمام تحصیلات در مدارس نائیری و آزمون در سال 1968 همراه خانواده...

نگاهی نو به تدفین اقوام اورارتو

نویسنده: مژگان سیدین منشأ کلمه اورارتوUrartu کلمۀ " اورارتو" از اسناد آشوری گرفته شده است نه از خود مردم اورارتو که پادشاهی خود را "بیاینیلی" Biainili می نامیدند. کوه...

تاریخ و تمدن قوم اورارتو یا آرارات

نویسنده: فریده معتکف اشاره: خانم دکتر فریده معتکف، ایران شناس و مؤسس انجمن ایران شناسان تهران، دوره تحصیلات خود را در مدرسۀ عالی خواجه نوری در دوران قبل از انقلاب...

مراسم گرامیداشت خدمات ارزنده دکتر روان پزشک هاراطون داویدیان

نویسنده: کارینه داویدیان به پاس خدمات شایسته دکتر روان پزشک هاراطون داویدیان، در تاریخ 24 خرداد، مراسم بزرگداشتی به همت شورای خلیفه گری ارامنۀ تهران و همکاری مؤسسۀ...

چگونه قاضی یک تنه دست به محاصره دولت ترکیه زد

نویسنده: سیف الله گلکار چگونه قاضی یک تنه دست به محاصرۀ دولت ترکیه زد دوازدهم مرداد 1382 سالروز نودمین سال به دنیا آمدن استاد محمد قاضی است. استاد قاضی ادیب فرزانه ای...

ژرفنای موسیقی

اشاره: روزنامۀ همشهری در تاریخ دوشنبه 30 تیر 1382 در شماره 3113 خود نظر چند تن از شاگردان و برخی چهره  های موسیقی را دربارۀ ویژگی های هنری و انسانی استاد امانوئل ملیک...

هنرمندی که موسیقی او را دوست می داشت

نویسنده: کاملیا مسیح سال هاست که در زبان فارسی برای نوشتن کتاب یا مقاله ای دربارۀ استادم امانوئل ملیک اصلانیان به دنبال واژه  های مناسب و گویا گشته ام، اما هرچه گذشت...

در غم هجران پروفسور امانوئل ملیک اصلانیان

نویسنده: کریستیان فلنر/ ترجمه: اصغر حداد در برابر نیستی، زبان از سخن باز می ماند. انسان نمی داند چه بگوید. اما در مورد شما پروفسور ملیک اصلانیان عزیز، وضع به گونه ای...

تقدیم به استاد گرامی امانوئل ملیک اصلانیان

نویسنده: میترا بصیری راه را آهسته امّا بی درنگ پیمودی تشنه آمده بودی و به دنبال چشمه آمده بودی تا درون بشویی تا آیینۀ خویش را در آن بجویی به دنبال آفتاب آمده بودی ولی...

بیانات دکتر کریستیان فلنر

ترجمهٔ: دینا دیناری بیانات ایراد شده توسط آقای دکتر کریستیان فلنر، معاون سفیر اتریش و مدیر انجمن فرهنگی اتریش در مراسم ترحیم استاد امانوئل ملیک اصلانیان در صحنِ کلیسای...

به یاد امانوئل ملیک اصلانیان

نویسنده: لیدا بربریان در تاریخ 23 تیرماه 1382 ما شاهد از دست رفتن کسی بودیم که جمیع محاسن انسانی  را در خود داشت، او پیش کسوت موسیقی کلاسیک ایران بود. انسانی بود فاضل،...