نویسنده: وارازداد وارتانیان/ ترجمه: آنوشیک ملکی

اِستانیسلاوسکی معتقد بود هنرمندان به دو گروه مشخص تقسیم می شوند: آنهایی که خودشان را در هنر دوست دارند و آنهایی که در خودشان هنر را دوست دارند. هوهانس خان ماسحیان به گروه اخیر تعلق دارد. گروه اندیشمندان لایقی که هستی شان را فقط وقف خدمت به هنر می کنند و غیر از آن تصویر دیگری از زندگی در ذهن ندارند. او به دو روش می زیسته است:

زندگی برای ما، که در ترجمه های بی همتایش تجلی شده است، و زندگی برای خود، که نه تنها برای ما بلکه برای اقوام و نزدیکانش نیز همواره در هاله ای از ابهام بوده است.

البته، زندگی پربار او بسی گرانقدرتر از شماری ارقام و تاریخ های کلی است. در واقع از زندگی شخصی ماسحیان، که همچون راهبان آن را در نوعی عزلت نشینی مخفی کرده بود، اطلاع مشخصی در دست نداریم (هر چند که عمری را در مقام رسمی سیاستمدار سپری کرد). اگرچه زندگی ادبی او نیز با انتشار ترجمه هایش، آن هم ضمن خدمت در پایتخت یکی از کشورهای اروپایی، بر ما معلوم می شود اما همین آثار گرانقدر نسبت به اطلاعاتمان از زندگی تنگ و تاریک شخصی ماسحیان افزایش دانش و آگاهیمان را از زبان مؤلف اثر در پی دارد.

متأسفانه، تقریباً در تمام مقاله هایی که در مورد هوهانس خان ماسحیان نوشته شده اند اشتباهات فراوانی در شرح زندگی نامهٔ او هست و عمده این اشتباهات ناشی از دسترسی نداشتن مقاله نویسان به مدارک و اسناد معتبر و موژق است.

در حالی که تاریخ هایی که در ذیل به آنها می پردازیم از اسناد و مدارک ماسحیان استخراج شده اند و به همین دلیل موثق و قابل اطمینان اند. ضمناً، از درج تاریخ های موجود در مقاله ها یا خاطره هایی که در مورد ماسحیان نوشته شده اند و در صحت و اعتبار آنها ظنین بوده ایم اجتناب کرده ایم.

چنانچه این تاریخ ها بتوانند محققان را در رسیدن به حقایق بیشتر و کشف جزییات و رموز جدید یاری رسانند در این صورت به هدف خود رسیده ایم.

شایسته است سرگذشت اولین مترجم نابغهٔ آثار شکسپیر به زبان ارمنی را بدانیم، همان گونه که هنر او را می شناسیم، آن گونه که باید هنر او را بشناسیم.

1864، 28 فوریه – هوهانس خان ماسحیان در تهران و در خانواده ای از زرگران دربار چشم به جهان می گشاید. نام پدر زِرونی ماسحیان و نام مادر آنا یِرواندیان است.

1869، پاییز – آموزش ابتدایی را در مدرسه وارتابِد مگردیچ، که در مجاورت کلیسای بارتولیمیوس قرار داشت، فرا می گیرد.

1870، پاییز- در مدرسهٔ جدیدالتأسیس هایگازیان پذیرفته می شود.

1878، ژوئن – مدرسهٔ هایگازیان را با نشان صلیب طلایی به پایان می رساند.

1878، سپتامبر- با هدف تکمیل تحصیلات به تبریز نزد دایی خود، آنتوان خان یرواندیان، می رود.

1881، سپتامبر- به پاریس می رود و در مدرسهٔ ((کالج دوفرانس)) پذیرفته می شود.

1884، ژوئن – به تهران باز می گردد و در دربار شاه در مقام مترجم مشغول به کار می شود.

1884، سپتامبر- در مدرسه هایگازیان در سمت مدرس پذیرفته می شود و به تدریس زبان فرانسه، جغرافی و تاریخ می پردازد.

1887، مِه – در هیئتی از جانب شاه، به منظور تبریک پنجاهمین سالگرد سلطنت ملکه ویکتوریا، در مقام مترجم عازم لندن می شود.

1888، سپتامبر- به موازات تدریس سرپرستی مدرسه دخترانهٔ هایگازیان را نیز به عهده می گیرد.

1891- به ترجمهٔ تراژدی هاملت اثر شکسپیر می پردازد.

1892، ژانویه – به سمت مدیریت مدرسهٔ هایگازیان انتخاب می شود. دست نویس ترجمهٔ هاملت را به مؤسسهٔ انتشارات ارمنیان در تفلیس می فرستد.

1893، ژانویه – مقدمهٔ ترجمهٔ هاملت را می نویسد.

1893، مارس – ترجمهٔ کمدی آنچه دلخواه تو است شکسپیر را به پایان می رساند.

1893، اواخر مارس – ترجمهٔ تراژدی آنتونی و کلئوپاترا ی شکسپیر را به پایان می رساند.

1893، سپتامبر – ترجمهٔ طوفان شکسپیر را به پایان می رساند.

ترجمهٔ مکبث را به پایان می رساند.

1894،22 ژوئن – ترجمهٔ هاملت منتشر می شود.

1894،2 دسامبر – همراه هیئتی از سفرای ایرانی به مناسبت عرض شادباش و تهنیت به پادشاهی نیکلای دوم عازم پطرزبورگ می شود.

1894،15 دسامبر – در مسکو در منزل گ. کانانیان با گروهی از متفکران و اندیشمندان ارمنی دیدار می کند (گ. خالاتیان، و. سورنیانتس، گ. گوسیکیان، س. مامیگونیان و دیگران).

1894،17 دسامبر – به همراهی همهٔ سفرای اعزامی ایرانی در ضیافتی که از سوی ارمنیان ساکن مسکو در انجمن اشراف مسکو ترتیب داده شده بود شرکت می کند.

1895، ژانویه – ترجمهٔ تراژدی لیرشاه را آغاز می کند.

1895، آوریل – دست نویس ترجمهٔ مکبث را برای گ. خالاتیان می فرستد.

1895، 17 ژوئیه – ترجمهٔ آنچه دلخواه تو است شکسپیر منتشر می شود.

1895، آگوست – ترجمهٔ رومئو و ژولیت را به پایان می رساند و آن را برای مؤسسه انتشارات ارمنیان در تفلیس می فرستد سپس ترجمهٔ کمدی تاجر ونیزی را به پایان می رساند.

1895، اکتبر – به سِمَت مدیر دفتر وزارت امورخارجه دولت ایران برگزیده می شود.

1896،3 آوریل – ترجمهٔ رومئو و ژولیت منتشر می شود.

1896، سپتامبر – ترجمهٔ تراژدی اتللو را آغاز می کند.

1897،19 فوریه – ترجمهٔ تاجر ونیزی منتشر می شود.

1897،17 مه – در راه لندن در تفلیس توقف می کند. به پیشنهاد هیئت تحریریه مؤسسهٔ انتشارات ارمنیان مبنی بر انجام تغییراتی در ترجمهٔ تاجر ونیزی موافقت می کند.

1897، مه – همراه هیئتی از سفرای ایرانی، به منظور تبریک شصتمین سالگرد سلطنت ملکه ویکتوریا، عازم لندن می شود.

1897، ژوئن – دربازگشت از لندن چند روزی در تفلیس توقف و با اندیشمندان و متفکران شهر دیدار می کند.

1899- در فعالیت های هیئت تنظیم امور آموزشی ارمنیان ایران شرکت می کند. با اقدام و همکاری های مستقیم ماسحیان مدرسهٔ عالی علوم سیاسی در تهران تأسیس می شود که کرسی های تاریخ عمومی و حقوق بین الملل را خود او اداره می کند.

1901، اوایل مه – به سِمَت مشاور سفیر ایران در برلین انتخاب می شود.

1901، 24 مه – در راه برلین در تفلیس توقف می کند.

1901، ژوئیه – در مائموریتی سیاسی به پاریس می رود. در هتل ((بییولیل)) پاریس در مصاحبه ای که با تقاضای خبرنگار روزنامهٔ سورهانداک صورت می گیرد در مورد ترجمه های آثار شکسپیر همچنین امور تربیتی و فعالیت های سیاسی خود توضیحاتی می دهد.

1901، اواخر آگوست – در مائموریتی سیاسی عازم لندن می شود.

1902، فوریه – همراه نریم خان، سفیر ایران در وین، برای انجام امور سیاسی، مدت سیزده روز در شهر درزدن توقف می کند.

1903، ژوئیه – از برلین عازم کیسینگن می شود و از آنجا در مأموریتی سیاسی به پاریس می رود.

1903، نوامبر – کار تصحیح ترجمهٔ اتللو را به پایان می رساند.

1904، مه – کار تصحیح ترجمه مکبث را به پایان می رساند.

1904، ژوئن – از طریق دانوب به استانبول می رود و با اُرامانیان دیدار می کند.

1905، ژانویه – کار تصحیح ترجمهٔ طوفان را به پایان می رساند.

1906، ژانویه – به سِمَت کاردار سفارت ایران در برلین منتصب می شود.

1906، اکتبر – در مقام نماینده از طرف کشور ایران در کنفرانس بین المللی عقد قوانین روابط فیمابین در مورد ایستگاه های رادیویی ساحلی و کشتی های دریایی شرکت می کند.

اواخر اکتبر – دست نویس ترجمهٔ اتللو را از ه. آراکلیان پس می گیرد.

1907، آوریل – ویرایش های جدیدی بر روی دست نویس ترجمهٔ اتللو می کند.

1907، 1 مه – در مأموریتی سیاسی عازم پاریس می شود و حدود سه هفته را در آنجا سپری می کند.

1907، ژوئن – ترجمهٔ هاملت را بازنویسی می کند.

1908- به نمایندگی از ایران در کنگرهٔ اصلاح و تنظیم تفاهم نامهٔ ادبی، که در برلین برگزار شده بود، شرکت می کند.

1910- به استانبول می رود (انگیزهٔ این سفر برای ما مشخص نیست).

1911، ژانویه – ماسحیان از برلین به تهران فراخوانده می شود و به سمت رییس دفتر دربار منصوب می شود.

1912- به سمت سفیر ایران در برلین برگزیده می شود.

1914، آگوست – خانوادهٔ ایساهاکیان را در سفر به لوزان همراهی می کند.

1916، آوریل – از برلین به تهران فراخوانده می شود.

1916، اواخر مه – به پاریس می رود.

1916، اواخر ژوئن – به سوئیس می رود.

1919، آگوست – چند روزی در لوزان اقامت می کند و در آنجا با آوِدیک ایساهاکیان دیدار می کند.

1920، آوریل – به لندن می رود.

1920، نوامبر – برای انتشار ترجمه هایش به وین می رود.

1922، مه – برای انتشار ترجمه هایش برای بار دوم به وین می رود.

1922، تابستان – برای استراحت به سواحل ایلی و زالسبورگ سفر می کند.

1922، سپتامبر – برای انتشار ترجمه هایش به وین می رود.

1927- به مقام نمایندگی مجلس ایران منتصب می شود.

برای بار دوم به سِمَت سفیر ایران در لندن برگزیده می شود.

1929- از لندن فراخوانده می شود و در سِمَت سفیر ایران در ژاپن به توکیو می رود.

1931، نوامبر – به علت بیماری از مقام سفارت کناره گیری می کند وی سپس ترجمه تراژدی کوریولانوس را به پایان می رساند.

 17نوامبر – هُوهانِس خان ماسحیان در راه بازگشت به تهران در شهر خاربین دار فانی را وداع می گوید.

1932، 1 آوریل – در مراسمی باشکوه در ده ارمنی نشین ونک به خاک سپرده می شود.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 34
سال نهم | زمستان 1384 | 148 صفحه
در این شماره می خوانید:

نخستین عشق

نویسنده: هاموساهیان/ ترجمه: ادوارد هاروتونیان من نمی دانستم اصلاً عشق چیست، یا چرا هر صبح زود از خانه بیرون می دوم؟ از چه شب طولانی است و دیر پای، وز چه بی خواب و...

قصه

نویسنده: واهاگن داوتیان/ ترجمه: ادوارد هاروتونیان به پشت هفت کوه و هفت دره پری رویی به قصری خانه دارد، جوانی بر سمند بادپایی به سوی قصر او  ره می سپارد. پری گیسوطلایی...

یک ادبیات زنده و دوست داشتنی

نویسنده: حمید ودادی خاچیک خاچر تحصیلات اولیه و متوسطه را در مدارس ارمنیان زادگاه خود، تهران، به پایان رسانید. پس از اتمام دورهٔ دبیرستان، عازم آلمان شد. در دانشگاه فنی...

تاریخ اسقف سبئوس و اهمیت آن در پژوهش تاریخ ایران

نویسنده: گارون سارکسیان سبئوس برجسته ترین مورخ ارمنی سدهٔ هفتم میلادی است. تاریخ دقیق زادروز و مرگ وی دانسته نیست و از زندگانی او نیز آگاهی چندانی در دست نداریم[1] اما...

اسطوره ها در ادبیات شفاهی ارمنی

نویسنده: آنوشیک ملکی ارمنیان از زمان های بسیار کهن به خلق آثار شفاهی با سبک های متنوع پرداخته اند. اسناد و مدارک موجود همگی گواه این مطلب اند که این آثار دارای محتوای...

تحلیلی بر واژه اسب

نویسنده: گارگین فتایی 1-تحلیل زبان شناختی و ریشه یابی واژۀ اسب اسب از ریشهٔ اس به معنی دونده و تیزتک است زیرا اسب تیزتک ترین جانور اهلی است. ریشه واژه سواری هم در واژه...

سلطان سرخ و قتل عام ارمنیان

نویسنده: اما بگیجانیان/ ترجمه: ادوارد هاروتونیان اشاره سلطان سرخ لقبی است که عبدالحمید دوم سلطان عثمانی با سازمان دهی کشتارهای جمعی ارمنیان تبعهٔ امپراتوری در سال...

مروری بر کلیساهای ارامنه استان آذربایجان شرقی

نویسنده: نادره شجاع دل اشاره در شمارهٔ  گذشتهٔ  فصلنامهٔ پیمان در مقاله ای تحت عنوان مروری بر کلیساهای ارامنهٔ استان آذربایجان غربی پس از بحث پیرامون تاریخ ترویج مسیحیت...

سال های پر بار زندگی هوهانس خان

نویسنده: وارازداد وارتانیان/ ترجمه: آنوشیک ملکی اِستانیسلاوسکی معتقد بود هنرمندان به دو گروه مشخص تقسیم می شوند: آنهایی که خودشان را در هنر دوست دارند و آنهایی که در...

هوهانس خان و عزل وی از سفارت آلمان

نویسنده: رضا آذری شهرضایی زندگی سیاسی و دیپلماتیک هوهانس ماسحیان ملقب به عمادالوزاره و مساعدالسلطنه (1864-1931م) را به چند بخش می توان تقسیم کرد که مهم ترین آن حضور ده...

مساعدالسلطنه – هوهانس خان

نویسنده: امید پارسانژاد هوهانس خان ماسحیان (مساعدالسلطنه)، دیپلمات برجستهٔ ارمنی، روز 17 تیر 1309 ش در مقام نخستین سفیر ایران در ژاپن معرفی شد و آخرین سفر خود را آغاز...

هوهانس خان ماسحیان

نویسنده: ژیلبرت مشکنبریانس تجلیل از کسانی که در ارتقای سطح فرهنگی ملت ها نقش مهمی ایفا کرده اند حرکتی پسندیده و نشانهٔ سلامت یک اجتماع است. فصلنامهٔ پیمان در شماره...

در پاسداشت یکصد سال نیکوکاری و احسان

نویسنده: وارطان داویدیان به مناسبت صدمین سالگرد تأسیس انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران کلام را به نام خداوندی آغاز می کنیم که مکنت را به همراه حکمتی به مخلوقان خود ارزانی...