نویسنده: ایساک یونانسیان

یادداشت نویسنده‏

از آقای آرا آوانسیان، دوست عزیز و گرامی ام، که در ترجمۀ بخش هایی از منابع ارمنی این مقاله از یاری و همکاری ایشان بهره مند شده ام، سپاسگزارم.‏

بنیان و حیات کوتاه مدت جمهوری ارمنستان از 1918 ـ1920م نقطۀ عطف سرنوشت سازی در ‏تاریخ ارمنیان است. پس از سال های چیرگی بیگانگان، بخش کوچکی از موطن تاریخی ارمنیان همچون یک ‏دولت مجزا سر بر آورد.حزب فدراسیون انقلابی ارمنی، داشناکسوتیون، که پس از استقلال ارمنستان طی دو سال دولت هایی متوالی تشکیل داد، برآن شد که خط مشی پیشین حزب را مبنی بر ‏خود مختاری کنار نهد و در پی تحقق هدف ارمنستان آزاد و مستقل و متحد برآید. همان گونه که وجود ‏جمهوری تأثیری چشمگیر بر داشناکسوتیون نهاد حزب نیز به نوبۀ خود هویت،جهت و برنامۀدولت را ‏شکل بخشید. در واقع، همراهی و هماهنگی موجود میان حزب و حکومت چنان قوی بود که غالب ‏اوقات پرچم سه رنگ و آرم جمهوری ارمنستان را در زمرۀ نمادهای داشناکسوتیون انگاشته اند.

اگرچه بین حزب و دولت رابطه ای آشکار و نزدیک وجود داشته ولی یک انگاشتن آن دو رأی خطاست. بسیاری از وزرای دولت از اعضای داشناکسوتیون بودند ولی بیشتر اعضای وزارت خانه ها غیرداشناک[1]محسوب می شدند. علاوه بر این، در خلال دوران سی سالۀ مبارزات رهایی بخش(پیش از تأسیس ‏جمهوری ارمنستان) نیز حزب داشناکسوتیون بیشتر به صورت سازمانی فراگیر عمل کرده بود که گروه ‏کثیری از میهن پرستان ارمنی را با دیدگاه های اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی متفاوت در بر می گرفت.‏

مسیر ارمنستـان به سـوی استقـلال با رنـج و خون ریزی بی سابقه ای همـراه شد. نژاد کشی ‏‏1915م ارمنستان غربی را نابود ساخت و ساکنان آن را نیز به تیغ قتل عام سپرد.جامعۀ ارمنی درهم ‏شکست و ساختار زیربنایی و روبنایی سازمانش از هم گسست. منابع انسانی و روحی مردم ارمنستان به انتها رسیده ‏بود. در چنین اوضاعی، به نظر نمی رسید که برای استقلال واقعی زمینه ای باقی مانده باشد. در واقع،  توان آزمایی بزرگی که حزب فدراسیون انقلابی ارمنی، داشناکسوتیون و کل جامعۀ ارمنی در 1918م در پیش ‏رو داشت آن بود که در فقدان هرگونه امکانات عینی لازم برای یک موجودیت ملی مجزا تصمیم بر ‏اعلام استقلال گیرد. اینکه فدراسیون انقلابی ارمنی در تنازع بقای ملت ارمنستان نقش اساسی را بر عهده ‏گیرد امری طبیعی و منطقی بود، زیرا از سال های نخست قرن بیستم میلادی حزب به نافذترین نیروی سیاسی ‏در میان ارمنیان تبدیل شده بود.‏

توزیع جمعیتی ارمنیان در قفقاز تشکیل یک جمهوری ارمنی را بسیار دشوار ساخته بود.فعالیت های ‏سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و حـرفه ای ارمنیـان در درجـۀ نخست در تفـلیس، سپس در باکو و در مقام سوم، در ‏ایروان متمرکز بود. تقسیم قفقاز به سه جمهوری مجزا به برتری ارمنیان در تفلیس پایان داد و شورای ملی ‏ارمنیان را وادار ساخت با تمرکز بر عقب افتادگی، فقر و بی سر و سامانی ایروان از مزایا و مواهب ‏متعدد تفلیس صرف نظر کند. دوران استقلال ملی در قفقاز به جابه جایی صدها هزار ارمنی منجـر شد که در ‏چهـارچوب جـمهوری های گرجـستان و آذربایجان گرفتار آمده بودند.‏

به  رغم تمام این دشواری ها مرکز حیات سیاسی ارمنیان می بایست به ایروان منتقل می شد. با توجه ‏به دشواری های عظیمی که در برابر دولت جدید قرار داشت تلاش شورای ملی ارمنیان برای تشکیل ‏یک دولت ائتلافی به نتیجه نرسید زیرا نه احزاب چپ گرای سوسیالیست حاضر بودند با حزب مردم‏ (پوپولیست) در قدرت سهیم شوند و نه حزب مردم تمایلی برای همکاری با داشناکسوتیون داشت. سرانجام، در اواخـر ژوئـن 1918م شورای ملی ارمنـیان به هوهـانس کاجازنونی[2] اجازه ‏داد بر اساس نظر شخـصی دولت خـویش را تشکیـل دهد. با توجـه به وضعیت فوق العادۀ وقـت و پیشروی ‏سپاهیان ترک تا چند کیلومتری ایروان ،کاجازنونی برای رسیدگی به مسائل روز دولت کوچکی متشکل از ‏چهار وزیر تشکیل داد.‏

نخستین دولت جمهوری ارمنستان

دولت اول هوهانس کاجازنونی

در 28 مه 1918م، پس از اعلام استقلال جمهوری ارمنستان، هوهانس کاجازنونی از سوی شورای ملی ارمنیان ‏در تفلیس مأمور تشکیل دولت شد. وی در 30 ژوئن 1918م دولت کوچک خود را در تفلیس تشکیل ‏داد.‏

هنگامی که شورای ملی ارمنیان، دولت کاجازنونی را به رسمیت شناخت، یک ماه از اعلام استقلال جمهوری ‏ارمنستان گذشته بود. تا آن زمان، ادارۀ امور را در ایروان، پایتخت ارمنستان،آرام مانوکیان[3] و در استامات کانایان[4]در دست داشتند. سرانجام، در 19ژوئیۀ 1918هوهانس کاجازنونی و شورای ملی  وارد ‏ایروان شدند.‏

1. دولت اول هوهانس کاجازنونی

حزب  –  سمت  –  نام و نام خانوادگی
داشناکسوتیون – نخست وزیر – هوهانس کاجازنونی / داشناکسوتیون – وزیر امور خارجه – آلکساندر خادیسیان / داشناکسوتیون – وزیر کشور – آرام مانوکیان / داشناکسوتیون – وزیر اقتصاد و دارایی – خاچاطور کارجیکیان /
غیر حزبی – وزیر دفاع – هوهانس ‏هاخوِردیان

دولت دوم و ائتلافی هوهانس کاجازنونی

از لحظه ای که نوع حکومت ارمنستان یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر نظام پارلمانی با قوۀ مقننه ای مسئول در برابر مردم و هیئت دولتی مسئول در برابر مجلس قانون گذار اعلام شد داشناکسوتیون، ‏به رغم مرام سوسیالیستی حزب،تلاش برای کسب حمایت دولت های غربی را افزایش داد. بر ‏اساس چنین ملاحظاتی در پایان جنگ جهانی اول داشناکسوتیون پیشنهاد حزب مردم را ‏برای تشکیل دولت ائتلافی پذیرفت. در اکتبر 1918م، کمیتۀ مرکزی حزب مردم، که هنوز در ‏تفلیس مستقر بود، برای تشکیل دولت ائتلافی اعلام آمادگی کرد. داشناکسوتیون نیز از چنین ائتلافی ‏استقبال کرد، به ویژه به این دلیل که مشی و مرام لیبرالی و مشروطه خواهانۀ حزب مردم نیز می توانست از نظر ‏قدرت های متفق جالب توجه باشد و به ارتقای اعتبار جمهوری ارمنستان در غرب کمک کند. از سوی دیگر، چون بیشتر اعضای حزب مردم نمایندگانی  از صاحبان و مدیران صنایع بودند و اصناف کشور را تشکیل می دادند، حضور آنان ‏می توانست در بازسازی و توسعۀ جمهوری ارمنستان نقشی مؤثر ایفا کند. ‏

‏نخستین مجلس قانون گذاری ارمنستان‏ (شورای ارمنستان) با سه برابر کردن اعضای شورای ملی ارمنیان و اختصاص چند کرسی به اقلیت های ملی در 1 اوت تشکیل شد. از 46 نمایندۀ این مجلس  هجده نفر عضو ‏حزب داشناکسوتیون بودند و دیگر احزاب ارمنی نیز هرکدام شش نماینده داشتند. آوتیک ساهاکیان[5]ریاست جلسۀ ‏افتتاحیه را برعهده داشت. در 4 نوامبر 1918م، مجلس ملی ارمنستان دولت دوم هوهانس کاجازنونی را تأیید کرد ‏که یک دولت ائتلافی بود. در این دولت هر دو حزب به صورت مساوی وزارت خانه ها را میان ‏خود تقسیم کردند اما برتری، از لحاظ وزارت خانه های مهم، با داشناکسوتیون بود.‏

  1. دولت دوم هوهانس کاجازنونی

حزب  –  سمت  –  نام و نام خانوادگی
داشناکسوتیون – نخست وزیر – هوهانس کاجازنونی / داشناکسوتیون – وزیر امور خارجه – سیراکان تیگرانیان / داشناکسوتیون – وزیر کشور – آرام مانوکیان / مردم – وزیر اقتصاد و دارایی – آرداشس انفیاجیان /
غیر حزبی – وزیر دفاع – هوهانس ‏هاخوِردیان / مردم  –  وزیر دادگستری – سامسون هاروطونیان /  مردم – وزیر آموزش عمومی – میکائل آتابگیان / مردم – وزیر تدارکات ‏- لئون غولیان / داشناکسوتیون – وزیر رفاه و امور ‏اجتماعی – خاچاطور کارجیکیان

دولت سوم و ائتلافی هوهانس کاجازنونی

جمهوری ارمنستان در دوران دولت ائتلافی دستخوش تغییراتی گسترده شد. از یک سو، بحث قراباغ ‏کوهستانی مطرح بود. از سوی دیگر، در نخجوان نیز حکومتی ارمنی برپا شده بود. همچنین، در همین دوران مجلس ارمنستان تصمیم گرفت از کنفرانس صلح پاریس بخواهد برای وحدت ارمنستان ‏شرقی و شش ولایت ارمنی نشین ارمنستان غربی اقدام کند.

زمستان وحشتناک 1918 ـ ‏‏1919م سر رسیده بود و بیش از دویست هزار ارمنی بازمانده از نژادکشی به دلیل بیماری و قحطی جان ‏خود را از دست داده بودند. در این بین، آرام مانوکیان، که او را بنیان گذار راستین جمهوری ارمنستان می شناسند، نیز جان خود را به دلیل ابتلا به بیماری حصبه از دست داد. هوهانس کاجازنونی و سیراکان ‏تیگرانیان[6] نیز مبتلا شده بودند اما بهبود یافتند. در فوریۀ 1919م، هوهانس کاجازنونی مأمور شد تا به ‏تفلیس و سپس، امریکا رود تا مذاکراتی به نفع ارمنستان صورت دهد. ‏

در نیمۀ فوریۀ 1919م، هوهانس کاجازنونی عازم تفلیس شد. وی به صورت غیابی سومین ‏دولت خود را به مجلس معرفی کرد و رأی اعتماد گرفت.‏

    1. دولت سوم هوهانس کاجازنونی

داشناکسوتیون – نخست وزیر – هوهانس کاجازنونی / داشناکسوتیون – وزیر امور خارجه – سیراکان تیگرانیان / داشناکسوتیون – وزیر کشور – آلکساندر خادیسیان / مردم – وزیر اقتصاد و دارایی – آرداشس انفیاجیان /
غیر حزبی – وزیر دفاع – کریستاپور آراراتیان / مردم  –  وزیر دادگستری – سامسون هاروطونیان /  مردم – وزیر آموزش عمومی – گئورک ملیک قراگئوزیان / مردم – وزیر تدارکات ‏- کریستاپور ورمیشیان / داشناکسوتیون – وزیر رفاه و امور ‏اجتماعی – ساهاک توروسیان

دومین دولت جمهوری ارمنستان

دولت اول آلکساندر خادیسیان[7]

در 27 آوریل 1919م، به دلیل غیبت و دوری بیش از اندازۀ هوهانس کاجازنونی از ارمنستان ، آلکساندر خادیسیان کفالت نخست وزیری را بر عهده و زمام امور را به ‏دست گرفت. وی در 28 مه به سمت نخست وزیری منصوب شد و از مجلس ارمنستان رأی اعتماد گرفت و دولت چهارم ارمنستان را تشکیل داد.‏

  1. دولت اول آلکساندر خادیسیان

داشناکسوتیون – نخست وزیر و وزیر امور خارجه – آلکساندر خادیسیان  / داشناکسوتیون – کفیل وزارت ‏کشور – سـرکیس  ماناسیان / غیر حزبی – وزیر اقتصاد و دارایی – گریگور  جاقتیان /
مردم  – کفیل وزارت ‏دادگستری – هاروتیون چمشکیان /  مردم – وزیر آموزش عمومی – گئورک ملیک قراگئوزیان / مردم – وزیر تدارکات ‏- کریستاپور ورمیشیان / داشناکسوتیون – وزیر رفاه و امور ‏اجتماعی – ساهاک توروسیان

دولت دوم و سوم آلکساندر خادیسیان

با تصویب قانون ارمنستان متحد، که در 28 مه 1919م اعلام شد، تنش های درونی دولت ائتلافی به نقطۀ ‏اوج خود رسید و سبب فروپاشی دولت ائتلافی شد. وزرای حزب مردم در24ژوئن 1919م ‏استعفا کردند. علت این فروپاشی اختلاف بر سر چگونگی الحاق ارمنستان غربی به شرقی در مذاکرات کنفرانس صلح پاریس ‏بود.‏

بحران در هیئت دولت با نخستین انتخابات ملی مجلس ارمنستان مصادف شد. حزب مردم ‏انتخابات را تحریم کرد. نتیجۀ انتخابات به نفع داشناکسوتیون تمام شد. آنها 90 درصد آرا و 72 ‏کرسی از هشتاد کرسی مجلس را ازآن خود کردند. سوسیالیست های انقلابی چهار کرسی و اقلیت ‏مسلمان سه کرسی به دست آوردند. سیزده کرسی نیز برای نمایندگان ارمنستان غربی در نظر ‏گرفته شده بود. مجلس سه نمایندۀ زن نیز داشت، آن هم در زمانی که نهضت کسب حق رأی برای زنان هنوز ‏در بسیاری از نقاط اروپا و امریکا مراحل ابتدایی خود را طی می کرد.‏

مجلس ملی ارمنستان در1 اوت 1919م افتتاح شد و از خادیسیان خواست تا دولت جدیدی تشکیل دهد. ‏ نه روز بعد، در 10 اوت، دولت جدید خادیسیان ‏به تأیید ‏مجلس رسید و رأی اعتماد گرفت. از آنجا که امید می رفت مذاکره با هیئت ملی اعزامی به پاریس به تشکیل دولت و مجلس ‏ارمنستان واحد منجر شود برخی از وزرا به طور موقت ادارۀ دو وزارت خانه را تقبل کردند.‏

5. دولت دوم آلکساندر خادیسیان
داشناکسوتیون – نخست وزیر و وزیر امور خارجه – آلکساندر خادیسیان  /  داشناکسوتیون – وزیر اقتصاد و ‏داریی و وزیر ‏تدارکات – سرکیس آراراتیان / داشناکسوتیون – وزیر دادگستری و ‏وزیر کشور – آبراهام گولخاندانیان /  داشناکسوتیون – وزیر آموزش عمومی – نیکول آقبالیان / داشناکسوتیون – وزیر رفاه عمومی ‏و وزیر کشاورزی – آوتیک ساهاکیان / غیر حزبی – وزیر دفاع – کریستاپور آراراتیان

در بهار 1920م، به دلیل ‏شورش ماه مه بلشویک ها آلکساندر خادیسیان مجبور به استعفا شد اما باردیگر از مجلس رأی اعتماد گرفت ‏و به نخست وزیری رسید و دولت سوم خود را تشکیل داد و به مجلس معرفی کرد.‏

6. دولت سوم آلکساندر خادیسیان

داشناکسوتیون – نخست وزیر و وزیر امور خارجه – آلکساندر خادیسیان / داشناکسوتیون – وزیر اقتصاد و ‏داریی و وزیر ‏تدارکات – سرکیس آراراتیان / داشناکسوتیون – ‏وزیر کشور – آبراهام گولخاندانیان / داشناکسوتیون – وزیر آموزش عمومی – نیکول آقبالیان / داشناکسوتیون – وزیر کشاورزی و ‏وزیر کار – سیمون وراتسیان / غیر حزبی – وزیر دفاع – کریستاپور آراراتیان / غیر حزبی – بازرس کل کشور – گریگور جاقتیان / داشناکسوتیون – وزیر خدمات ‏عمومی – آرداشس بابالیان / داشناکسوتیون – وزیر روابط ‏عمومی – آرشاک جامالیان / داشناکسوتیون – وزیر رفاه عمومی و وزیر کشاورزی – آوتیک ساهاکیان / داشناکسوتیون – وزیر دادگستری – آرداشس چیلینگاریان

سومین دولت جمهوری ارمنستان

دولت هامازاسپ (هامو) اوهانجانیان[8]

در خلال ماه مه1920م، تحولاتی فراوان در ارمنستان و منطقه رخ داد. اولتیماتوم شوروی به ژنرال درو برای عقب نشینی از قراباغ، آشوب های بلشویکی در ارمنستان و اختلاف های اعضای حزب ‏داشناکسوتیون دربارۀ ارمنستان غربی باعث شد تا در جلسۀ فوق العادۀ مجلس در 5 مه 1920م ‏آلکساندر خادیسیان استعفای خود را تسلیم کند. پس از استعفای خادیسیان، اوهانجانیان‏ از مجلس رأی اعتماد گرفت و دولت تشکیل داد. تمامی اعضای هیئت دولت اوهانجانیان ‏از حزب داشناکسوتیون بودند. وی تا 23 نوامبر بر مسند نخست وزیری ارمنستان تکیه ‏زد.‏

7. دولت هامو اوهانجانیان
داشناکسوتیون – نخست وزیر و وزیر امور خارجه – هامو  اوهانجانیان / داشناکسوتیون – وزیر اقتصاد و ‏داریی و وزیر دادگستری – آبراهام گولخاندانیان / داشناکسوتیون – ‏وزیر کشور و وزیر دفاع – روبن دِر ـ میناسیان / داشناکسوتیون – وزیر آموزش عمومی – گئورک قازاریان / داشناکسوتیون – وزیر کشاورزی و ‏وزیر کار – سیمون وراتسیان   / داشناکسوتیون – وزیر خدمات ‏عمومی و و بازسازی ‏کشور – سرکیس آراراتیان /  داشناکسوتیون – وزیر رفاه عمومی  – ساهاک توروسیان  / داشناکسوتیون – وزیر ارتباطات – آرشاک  جامالیان



چهارمین دولت جمهوری ارمنستان

دولت سیمون وراتسیان

آخرین دولت جمهوری ارمنستان دولت سیمون وراتسیان[9]بود که تنها نه روز بر ‏مسند قدرت باقی ماند و در 2 دسامبر1920م به دنبال روی کار آمدن حکومت شوروی، استقلال جمهوری ‏ارمنستان از بین رفت.‏

در سال های 1918ـ1920م، ارمنستان در اوضاع بسیار بحرانی قرار داشت از یک سو، در معرض ‏تهدید روسیه بود و از سوی دیگر، تهدیدهای ترکیۀ کمالیست را تحمل می کرد که به خاک کشور ‏هجوم آورده و آلکساندراپول را اشغال کرده بود. از سوی شرق، ترک های مساواتی[10] آذربایجان و نخجوان ارمنستان را مورد تهدید قرار می دادند. گرجستان نیز با سوءاستفاده از وضعیت بی طرفی موقت با ‏ارمنستان نیروی های خود را وارد بخش بورچالی[11]کرد و کوشید تا این منطقه را به اراضی گرجستان ‏الحاق کند. دولت هامو اوهانجانیان به پایان کار خود رسیده بود.‏

در محافل سیاسی ـ اجتماعی، دو راه حل مد نظر بود. گروهی عقیده داشتند که کلیۀ احزاب بایدتحت ‏فرمان نخست وزیری قرار گیرند که بتواند همۀ نیروهای سیاسی را متحد سازد و ایجاد اعتماد کند. ‏گروه دیگر راه خروج از وضعیت حاکم را در تشکیل حکومت چپ گرا می دیدند که امکان حصول ‏نوعی توافق کلی را با بلشویک ها ایجاد می کرد.‏

در درون حزب داشناکسوتیون، تضادهای اصولی سیاسی و حزبی ای وجود داشت که راه حل سومی ‏را پیشنهاد می داد. گروهی نیز به سرکردگی وراتسیان طرف دار راه حلی بودند که به اصطلاح پلی ‏بین جهت گیری به سوی روس ها یا بلشویک ها و استقلال طلبان افراطی یا ملی گراها محسوب می ‏شد. این گروه ارمنی سازی ارمنستان و دولت را از طریق زبان ارمنی، رسوم و سنت های ارمنی و قانون ‏مد نظر داشت.

در 23 نوامبر1920م، در جلسۀ فوق العادۀ مجلس ارمنستان به ریاست هوهانس ‏کاجازنونی دولت  هامو اوهانجانیان استفعا داد. در همان جلسه، سیمون وراتسیان، وزیر کشاورزی، پیشنهاد ‏تشکیل دولتی  چپ گرا داد و رأی اعتماد گرفت. ‏

وراتسیان در این باره گفته:‏‏ « پیشنهادی غیرمنتظره بود ولی در آن اوضاع پیچیده سمت نخست وزیری را قبول کردم زیرا ‏این تصمیم حزب بود و من مجبور به اطاعت از مقررات بودم».‏

8. دولت سیمون وراتسیان

داشناکسوتیون – وزیر اقتصاد و ‏داریی و وزیر خدمات ‏عمومی – هامبارسوم دِردِریان /  سوسیالیست ـ  انقلابی – وزیر آموزش عمومی – واهان میناخوریان / داشناکسوتیون – وزیر کشاورزی و نخست وزیر – سیمون وراتسیان   / سوسیالیست ـ  انقلابی – وزیر ارتباطات – آرشام خوندکاریان / داشناکسوتیون – وزیر دفاع – دراستامات کانانیان

معرفی شخصیت های تأثیرگذار ‏ در دولت های نخستین جمهوری ارمنستان

آرام مانوکیان، بنیان گذار جمهوری ارمنستان    

آرام مانوکـیان

آرام مانوکـیان

آرام مانوکـیان، با نام اصـلی سرکیـس هوهانیسیان، ‏ در تاریـخ معاصـر ارمنستـان نامـی جاودانه است.‏ وی در 1879م در یکی از روستاهـای منطقـۀ کوهستانـی سیونیـک در جنوب ارمنستان (بنا به برخـی منابع در شوشی) متـولد شد.‏ از او به منزلـۀ مبارز آزادی خـواه متعهد، فرماندار استان خودمختار وان در دورۀ استقلال 72 روزۀ ‏آن و هماهنـگ کنندۀ جنـگ های دفاعی و استقـلال آفرین باش آباران، ساردارآباد و قـراکلیسا (در ‏ارمنستان) نام برده مـی شود، جنـگ هایـی که منجـر به شکست ارتش ترکیۀ عثمانی و ایجاد نخستین جمهوری ارمنستان شد. ‏

مانوکیان رهبـر منتخب مردم پس از فروپاشی روسیۀ تزاری و به ویژه، در سال های نابسامان پس از انقلاب اکتبر روسیه (1917م) تا زمان تشکیل نخستین دولت جمهوری مستقل ارمنستان در 1918م بود. او همچنین وزیر کشوری از خودگذشته بود که از وی با عنوان بنیان گذار نخستین جمهوری مستقل ارمنستان ‏پس از شش قرن اسارت نام برده می شود.‏

مانوکیان تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شوشی گذراند ولی به علت شرکت در تظاهرات ‏پرآشوب همراه دوستانش از دبیرستان اخراج شد. تحصیلات نیمه تمام خود را در ایروان به ‏پایان رساند. پس از آن، جذب مبارزات ضد تزاری در قفقاز شد، مبارزاتی که روسیه را فراگرفته بود. وی در شهرهای مختلف، ‏به فعالیت انقلابی دست زد.‏ ‏24ساله بود که در قارص به تهیۀ سلاح و مهمات و تشکیل گروه های داوطلب ‏رزمنده و انتقال آنان به ارمنستان غربی پرداخت. سپس، به وان رفت و به «آرامِ وان» شهرت یافت.‏ چند سالی به معلمی در شهرهای دور افتاده پرداخت و دو سال در ژنو به سر برد.‏ فعالیت های اجتماعی و دولتی وی به چهار دوره تقسیم می شود:‏

‏1. فرمانداری استان وان در دورۀ خودمختاری 72 دو روزۀ ارمنیان‏؛

‏2. رهبری و ادارۀ امور ارمنستان در دورۀ نابسامان پس از انقلاب اکتبر روسیه (1917م) تا استقلال ارمنستان ‏در 28 مه 1918م، شامل هماهنگ کردن جنگ های مردمی برای دفاع در مقابل هجوم ارتش ترکیۀ عثمانی؛ ‏

‏3. ادارۀ امورکشور در دورۀ نخست استقلال تا سازمان یافتن ‏دستگاه دولتی جمهوری تازه استقلال یافته‏؛

‏4. فعالیت در سمت وزیر کشور تا زمان در گذشت نابهنگام او.‏

ـ  دورۀ نخست: فعالیت در ارمنستان غربی

در 1910م، آرام مانوکیان باردیگر به وان رفت و مورد استقبال ارمنیان منطقۀ واسپوراکان واقع شد، ‏جایی که حضورش برای جامعه به مفهوم وجود مدرسه، مطبوعات، نهادهای اجتماعی، محافل جوانان و ‏ارتباط با دولت بود. در 1915م، همراه با آرمناک یکاریان عملیات دفاعی شهر وان را سازمان داد. ‏پس از موفقیت، از سوی مردم به سمت فرماندار کل استان وان (واسپوراکان) انتخاب شد زیرا نزد کلیۀ ‏گروه ها اعتبار داشت. وی با شرکت کلیۀ احزاب و افراد کارآمد غیرحزبی دولتی محلی تشکیل داد و ‏شهر وان و کلیۀ مناطق مسکونی استان را به مدت 72 روز به صورت خودمختار تحت حمایت قوای ‏روس حفظ کرد. پس از عقب نشینی غیرمنتظرۀ قوای روسیه، ترتیب مهاجرت همگانی اهالی وان را به ‏شهرهای قفقاز داد.‏

ـ  دورۀ دوم: فعالیت در ارمنستان شرقی

در 1916ـ 1917م، آرام در شورای ملی ارمنیان، در تفلیس و شورای مرکزی حزب داشناکسوتیون مشغول فعالیت شد. او که بیشتر به رفع مسائل مهاجران جنگ زدۀ ارمنستان غربی می پرداخت، در 1917م در مقام مسئول ‏تام الاختیار این امور به ایروان رفت. در این دوره، دست به کار خطیر سازمان دهی ‏نهادهای اداری و حکومتی برای زمان حال و آینده شد و عملاً، پایه های دستگاه حکومت ارمنستان مستقل ‏را مستقر ساخت. به دلیل آشنایی با وضعیت اجتماعی حاکم شروع به برقراری ثبات در منطقۀ ارمنستان کرد. ‏کمیتۀ ادارۀ امورارمنستان را تشکیل داد که متشکل از کلیۀ اقشار اجتماعی بود و جنبۀ غیرحزبی داشت. او با جوی که ایجاد کرده بود توانست در جامعه روحیۀ آمادگی برای دفاع ملی را پدید آورد و مردم را ‏برای دفاع از حملات حتمی قوای ترکیۀ عثمانی آماده نگهدارد. در بهار 1918م، با تلاش های وی ‏قوای دوم ارتش ارمنیان شکل گرفت.‏ در نتیجۀ تلاش های مستمر او و کمک های دراستامات کانایان (درو)  منطقه از عناصر مسلح و اوباش زورگو پاک سازی شد و اغتشاش ها در بیش از پنجاه روستای تاتارنشین فروکش کرد.‏

از ژانویۀ 1918م، قوای نظامی ترکیۀ عثمانی باردیگر ارمنستان غربی را  اشغال کرد و به ارمنستان شرقی نزدیک شد. در این اوضاع، شورای ملی ایروان به اتفاق آرام مانوکیان را به دلیل کفایت های فردی اش به سمت « دیکتارتور ملی» انتخاب کرد و سازماندهی عملیات دفاعی از ‏کشور را به وی محول کرد.‏

در 21 مارس 1918م، قوای اشغالگر عثمانی به ایستگاه راه آهن روستای ساردارآباد در سی کیلومتری ‏ایروان رسید و شایعۀ کوچ عمومی در بین مردم پیچید. در این زمان، آرام در نطق تاریخی خود  اعلام کرد:‏ ‏« باید به جهانیان نشان دهیم که ارمنی حق زندگی آزاد و مستقل را دارد. اکنون یا هرگز».‏ او با اتکا به استعداد و درایت فردی خود موفق به هماهنگ سازی نبردهای دفاعی ‏ساردارآباد و باش آباران شد. این نبردهای پیروزمندانه به علاوۀ نبرد قراکلیسای ارمنستان در آن وضعیت مرگ و زندگی، ‏موجودیت سرزمین اجدادی ارمنیان را تثبیت کرد و بر پایی حکومت مستقل ارمنستان را ممکن ساخت.‏

ـ  دورۀ سوم: ادارۀکشور

در 28 مه 1918م، جمهوری مستقل ارمنستان تشکیل شد و آرام مانوکیان بنا به خواست ملت ارمنی ‏امور حکومتی کشور تازه تأسیس را تا زمان تشکیل دستگاه دولت به عهده گرفت. او دولتی موقت ‏تشکیل داد و تا 24 ژوئیۀ 1918م به ادارۀ امور پرداخت. در این تاریخ اختیارات دولتی خود را به هیئت ‏دولت سپرد و پس از آن، به سمت نخستین وزیر کشور منصوب شد.‏

ـ  دورۀ چهارم: وزارت کشور

مانوکیان تنها وزیر کشور دورۀ دو و نیم سالۀ جمهوری اول ارمنستان بود. ادارۀ امور ‏داخلی کشور عملاً تحت نظر وی صورت می گرفت چراکه او شخصیتی منحصر به فرد بود که از عهدۀ این کار در ‏اوضاع نابسامان آن روزگار بر می آمد. وی برای سواد آموزی مردم اهمیت قائل شد و جرائم ‏اجتماعی را تقلیل داد و به تغییر مکاتبات دولتی از روسی به ارمنی همت گماشت. او کلیۀ آحاد ملت را برای کمک به کودکان بی سرپرست مهاجر و نگهداری از آنان بسیج کرد.‏

زندگی سیاسی ـ اجتماعی مانوکیان نمونه ای از ایثار و از خودگذشتگی بود. او زندگی خود را در راه مردم به منظور ایجاد ‏روحیه برای زندگی آزاد و ادارۀ مستقل جامعه سپری کرد. او که در خانواده ای فقیر متولد شده و پرورش یافته ‏بود تا پایان عمر کوتاه خود از مال اندوزی گریزان بود. در سال های پایانی عمر، در خانه ای زندگی می کرد که از ‏طرف یکی از ثروتمندان ایروان به وی اهدا شده بود. آرام در 39 سالگی تشکیل خانواده ‏داد و چهار ماه پس از تولد تنها فرزندش، که دختر بود، در اثر ابتلا به بیماری حصبه در گذشت. تشییع پیکر او با حضور بی سابقۀ مردم و با شرکت اسقف اعظم کلیسای ارمنستان همراه بود.‏

نیکول آقبالیان دربارۀ آرام مانوکیان خطاب به ملت خود نوشت:‏ ‏

« با فرارسیدن شب وارد کنج خلوت روح خود شوید و با وجدان خود سخن گویید. بپرسید آیا ‏برای ملت آرمن آن گونه تلاش کرده اید که آرام کرد؟ آن گونه فداکار بوده اید که آرام بود؟ زندگی ‏خود را به تمامی به ملت خود بخشیده اید چنان که آرام نثار کرد؟…‏»‏.

هوهانس کاجازنونی، اولین نخست وزیر جمهوری اول ارمنستان 

هوهانس کاجـازنونـی

هوهانس کاجـازنونـی

هوهانس کاجـازنونـی در 1868م در آخالتـسخا[12]متولد شـد. پس از اتمـام دورۀ متوسطـه در تفلیـس، به سن پترزبورگ رفت و رشتۀ مهـندسی عمران ‏شهری را در انستیتوی مهندسی آن با موفقیت به پایان رساند. نام وی در زمرۀ دانشجویان ‏نخبه در تالار افتخارات این دانشگاه به ثبت رسیده است. ‏

او در دوران دانشگاه به حزب داشناکسوتیون پیوست. در 1905 ـ ‏‏1906م طـی کشتار ارمنـیان به دست تاتارهای قفقـاز[13] به عضویت هیئت برقرار کنندۀ صلح انتخاب و از ‏آن زمان جذب فعالیت های خطیر اجتماعی شد. در 1906م، به منظور دریافت کمک مالی از ‏‏مانتاشف[14]، ثروتمند سرشناس قفقازی، به شهر نیس فرانسه عزیمـت کرد. در 1909م، به دلیل پرونده ای ‏قضایی علیه حزب دستگیر و با قرار وثیقه آزاد شد و برای احتراز از محاکمه مدتی به بلژیک، ‏فرانسه و شهر وان در ترکیه رفت.‏

در 1917م، به قفقاز بازگشت. نخست به عضویت شورای ملی ارمنیان و سپس، به عضویت شورای ‏ملت های ماورای قفقاز انتخاب شد. وی در مقام عضو اصلی هیئت ارمنی، در مذاکرات صلح طرابوزان شرکت داشت.‏

در 1918م، پس از استقلال ارمنستان در مقام اولین نخست وزیرجمهوری نو پای ارمنستان ‏دولتی با چهار وزیر تشکیل داد. در اکتبر همان سال، تحت فشار شورای ملی ارمنیان استعفا کرد و مأمور تشکیل دولت  ائتلافی جدید شد. حزب سوسیال ‏دموکرات هنچاکیان از مشارکت خودداری کرد و دولت جدید تنها با اعضای حزب داشناکسوتیون و حزب ‏پوپولیست ارمنیان تشکیل شد. ‏

کاجازنونی در 1919م دولت سوم خود را تحت کفالت آلکساندر خادیسیان تشکیل داد و خود ‏برای شرکت در سلسله مذاکراتی به نفع جمهوری ارمنستان به گرجستان و ایالات متحده رفت. او در‏1920م به سمت نایب رئیس و سپس، ریاست مجلس انتخاب شد.‏

ارتش سرخ پس از اشغال ارمنستان کاجازنونی را دستگیر کرد. او پس از آزادی، که  نتیجۀ شورش عمومی ‏فوریۀ 1921م بود، به ریاست هیئت کمک کننده به خانوادۀ شهدای حملۀ بلشویکی انتخاب شد. سپس، با ‏شکل گیری اتحاد جماهیر شوروی به ایران، هندوستان، مصر، و رومانی رفت. در 1923م، در ‏بخارست کتابی نوشت با عنوان حزب داشناکسوتیون را دیگر کاری نیست و ‏حزب را ترک گفت. ‏

در واپسین سال های زندگی، اجازۀ ورود به ارمنستان شوروی به وی داده شد. در ارمنستان، در رشتۀ طراحی ‏پروژه های مهندسی شروع به تدریس کرد و به عضویت هیئت فنی طرح های شهری انتخاب شد. شماری ‏از کارخانه های پنبه پاک کنی، تولید روغن و صابون سازی و ساختمان های مسکونی  با طراحی وی ‏احداث شده اند. در 1930م، در سمت ‏پروفسور به مؤسسۀ جدیدالتأسیس مهندسی و عمران ارمنستان پیوست.‏

کاجازنونی در 1937م در زمان تصفیه های خونین استالینی دستگیر شد. در ژانویۀ 1938م، اندکی پیش از اعدام، ‏در اثر ابتلا به ذات الریه در بیمارستان زندان درگذشت و در نقطه ای نامعلوم به خاک سپرده شد.‏ سرانجام، در 1955م از وی اعادۀ حیثیت شد. ‏

آلکساندر خادیسیان، دومین نخست وزیر جمهوری اول ارمنستان

آلکساندر خادیسیان

آلکساندر خادیسیان در 1874م در خانواده ای اشرافی در تفلیس متولد شد. در رشتۀ پزشکی ‏دانشگاه های مسکو و خارکف تحصیل کرد و تحصیلات تخـصصی را در ایتالیـا، فرانسـه و آلمان به ‏پایان رساند. سپس، به تدریس رشتۀ بهداشت عمومی و تأسیسات شهری پرداخت و تألیفـات ‏خـود را دراین زمینـه در پاریس و آلمـان منتشر ساخـت. خادیسیان در 1900م به تفلیـس بازگشت و به فعالیت های ‏سیاسی پرداخـت. او در سمـت های سخنگوی شورای شهر، مشاور شورای شهر و عضو ادارۀ امور شهری به ‏فعالیت  مشغول شد.‏

خادیسیان در انقلاب نافرجام 1905م روسیه شرکت کرد. در 1907م، به معاونت شهرداری تفلیس ‏منصوب شد. از 1910م به مدت هفت سال شهردار تفلیس بود. از 1914م، نیز ‏به ریاست کمیتۀ اتحاد شهرهای قفقاز انتخاب شد.‏

در سال های جنگ جهانی اول از کسانی بود که دست به جمع آوری کمک های نقدی  و غیرنقدی برای آوارگان و ‏بازماندگان نژادکشی ارمنیان زد. همچنین، در تشکیل جوخه های داوطلب رزمندگان ارمنی همکاری‏کرد. بین 1915ـ 1917م در  سمت نایب رئیس شورای ملی ارمنیان در تفلیس انجام ‏وظیفه کرد.‏

در 1916م، در شورای بررسی عزل تزار، در مسکو شرکت کرد. او مأموریت یافت تا به نیکلا، ولیعهد روسیه و نایب السلطنۀ قفقاز،پیشنهاد دهد که پس از عزل تزار بر تخت سلطنت نشیند. پس از انقلاب فوریۀ 1917م تا اکتبر 1917 ‏ شورای ملی و به مدت دو ماه، شورای احزاب سیاسی ارمنی را اداره کرد. ‏

در 1918م، به سمت وزیر دارایی و تدارکات جمهوری فدراتیو دموکرات ماورای قفقاز منصوب شد، که به ‏تازگی تشکیل شده بود. همچنین، سمت وزیر پشتیبانی دولت متحد ماورای قفقاز (سِیم) را ‏بر عهده گرفت. در کمیسیون صلح ارمنستان و ترکیه در طرابوزان و باتومی (1918) شرکت و پس از ‏اعلام استقلال جمهوری ارمنستان در 28 مه 1918م همراه با هوهانس کاجازنونی معاهدۀ صلح باتومی را ‏امضا کرد. در نوامبر همان سال سمت وزارت امور خارجه به وی محول شد. پس از مدتی کفالت نخست وزیری، در بهار 1919م به نخست وزیری ارمنستان منصوب و سه دولت پی در ‏پی را تشکیل داد. ‏پس از شورش بلشویک ها در مه 1920م در ارمنستان، دولت خادیسیان استعفا داد. او  برای ‏دریافت کمک های مالی و فروش اوراق قرضۀ ملی و تشکیل بنیاد زرین به خارج رفت.‏

پس از انقراض جمهوری اول ارمنستان،خادیسیان راهی پاریس شد و در مقام ‏معاون و سپس، رئیس هیئت ملی نمایندگان ارمنی به فعالیت سیاسی خود ادامه داد.‏ در  1922 ـ 1923م در کنفرانس لوزان شرکت و از منافع ملت ارمنی دفاع کرد. از آنجایی ‏که از دوستان صمیمی رئیس کمیتۀ امداد بین المللی بود کمک های شایانی به آسیب دیدگان زلزلۀ ‏‏1926م ارمنستان کرد.‏

در سال های جنگ جهانی دوم، هنگام اشغال پاریس، به شهر پورتو پرتغال رفت. در 1944م، به اتهام واهی داشتن ارتباط با آلمان نازی مدت کوتاهی را در بازداشت گذراند ‏ولی به علت ناکافی بودن مدارک آزاد شد.‏ آلکساندر خادیسیان در 1945م در پاریس درگذشت.‏

هامازاسپ (هامو) اوهانجانیان، سومین نخست وزیر جمهوری اول ارمنستان

هـامـازاسـپ اوهـانـجانیـان

هـامـازاسـپ اوهـانـجانیـان در 1873یـا 1874م در آخـالتسخـای گـرجستـان متولـد شد. پس از اتمـام تحـصیلات متوسطـه در ‏تفلیـس، در دانشگاه مسکـو به تحـصیل در رشتـۀ پزشـکی پرداخـت. در ایـن دوره با انقلابی های مسکو ارتباط ‏برقرار کرد و به علت شرکت در اعتراضات دانشجـویی از ادامۀ تحـصیل منـع شد. پس از بازگشت به تفلیس، به ‏اروپا رفـت و تحصیلات تخـصصی خود را در دانشگاه لوزان سوئیس به پایان رسانـد.‏

اوهـانجـانیان از برگـزارکننـدگان اصلـی جـنبش اعـتراضی 1903م علیه قانون 12ژوئن حـکومت تـزاری دربارۀ مصادرۀ امـوال منقـول کلیسای ارمـنی بود.‏ وی در کنـگرۀ سـوم و چـهارم حزب داشناکسوتیون شرکت کرد و به عضویت شورای مرکزی شاخۀ شرقی حزب انتخاب شد. او در درون حزب نقش حلقۀ ارتباطی بین جریانات فکری را بر عهده داشت. ‏در روزهای انقلاب نخست روسیه در سال های 1905ـ 1907م بسیار فعال بود. در 1906م، همراه 160 تن از اعضای حزب بازداشت و به خارکف منتقل شد. در آنجا، وضع سلامتی ‏اوهانجانیان رو به وخامت گذاشت. با این حال، به سیبری تبعید شد. پس ‏از مدتی به طرزی معجزه آسا سلامتی خود را بازیافت و در 1915م، پس از آزادی، به سن پترزبورگ بازگشت.‏

در 1915م، در سمت پزشک به کمک نیروهای داوطلب ارمنی در جبهه های جنگ جهانی اول و ‏آوارگان جنگی در ایروان شتافت. در دورۀ کوتاه خودمختاری وان، همراه با پزشکان دیگر عازم این شهر شد.‏ پس از انقلاب اکتبر روسیه (1917م)، به همراه هئیتی به نمایندگی از شورای ملی ارمنیان به آلمان رفت. پس از بازگشت، در جبهه های دفاعی قراکلیسا (1918م) در مقابل قشون عثمانی جنگید. ‏

در 28 مه 1918م، که ارمنستان جمهوری  مستقل اعلام شد، همراه هیئت ارمنی به ‏کنفرانس صلح پاریس رفت و تا1920م در آنجا ماند. در این فاصله، در طی کنگرۀ نهم حزب ‏داشناکسوتیون در 1919م به عضویت شورای مرکزی حزب انتخاب شد.‏

اوهانجانیان در اوایل1920م به ایروان بازگشت و سمت وزارت امور خارجۀ دولت آلکساندر خادیسیان را بر عهده ‏گرفت. پس از استعفای خادیسیان در 5 مه 1920م، مأمور تشکیل دولتی تک حزبی شد ولی ‏به دلیل تصرف شهر قارص به دست عثمانی ها مجبور به استعفا شد.‏

پس از سقوط جمهوری ارمنستان و اشغال آن به دست ارتش سرخ شوروی به ایران آمد. پس از ‏مدتی کوتاه اقامت و طبابت در تهران، عازم قاهره شد و در آنجا سکونت گزید. او ‏یکی از بنیان گذاران بنیاد ملی فرهنگ ارمنی بود. ‏هامو اوهانجانیان در 1947م در قاهره درگذشت. ‏

سیمون وراتسیان، چهارمین و آخرین نخست وزیر جمهوری اول ارمنستان

سیمون وراتسیان

سیمون وراتسیان در 1882م در روستای سالای بزرگ، از توابع نخجوان نو، در منطقۀ ارمنی نشین  ‏شمال غربی دریای سیاه  متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به پایان رساند.‏ در سال های1900ـ1906م در مدرسـۀ عالـی گئـورکـیان، وابسته به کلیسای جـامع اجمیادزین و سپس، ‏در دانشکده های حقوق و علوم تربیتی سن پترزبورگ تحصیل کرد. در1906م، به فعالیـت های ‏انقلابـی روی آورد و دسـت به کار تهیـۀ سلاح و ارسال آن برای جوخـه های فدائیان ارمنی در ارمنستان غربی ‏‏(شـرق ترکیه) شد. در1907م، در گردهمایی چهارم حزب داشناکسوتیون در وین شرکت کرد.‏

در1910م، مجموعه مقالاتی را از نویسندگان مختلف ارمنـی با عنوان هاسـک[15] در مسکـو منتشر ‏ساخت که پلیس تزاری کلیۀ نسخه های آن را ضبط کرد و او برای اینکه بازداشت نشود راهـی باتومی، ‏سپس طرابوزان و استانبـول شد. در این سال ها به تدریس و سردبیری چند نشریه مختلف پرداخت. در 1911ـ1913م، در بوستون انتشار روزنامۀ معتبر هایرنیک[16] ‏را بر ‏عهده گرفت. در سال های جنگ جهانی اول، به تفلیس برگشت و در تشکیل گردان های رزمی ‏داوطلب ارمنی مشارکت کرد. پس از انقلاب فوریۀ 1917م در تفلیس روزنامۀ هوریزون[17] را منتشر ‏ساخت.‏

در 1918م، به عضویت شورای ملل ماورای قفقاز (سِیم) و سپس، در 1919م، به ‏عضویت شورای مرکزی حزب داشناکسوتیون درآمد. همچنین، در 1918م همراه با هیئت اعزامی دولت موقت ‏قفقاز در مذاکرات صلح بین ترکیه و ماورای قفقاز در شهر باتومی شرکت کرد.‏

پس از اعلام استقلال ارمنستان، در 1918م مدیر هیئت سیاسی وابسته به ارتش ‏داوطلبان روسیۀ جنوبی شد. پس از آن به نمایندگی مجلس ارمنستان انتخاب شد. در دولت ‏هامو اوهانجانیان، سومین نخست وزیر جمهوری ارمنستان، در سمت وزیر کشاورزی و وزیر کار به فعالیت ‏پرداخت.‏

در واپسین روزهای طوفانی اولین جمهوری مستقل ارمنستان، چهارمین ‏نخست وزیری بود که مأمور تشکیل دولت شد. پس از اشغال جمهوری ارمنستان به دست ارتش سرخ  ‏در چهارچوب کمیتۀ نجات میهن فعالیت های چشمگیری داشت و شورش مردمی 18فوریۀ 1921م را در ایروان رهبری کرد. وی توانست به ‏مدت یک ماه و نیم کشور را از یوغ حکومت بلشویک ها رها سازد. ‏

پس از شکست شورش 18فوریۀ 1921م، در آوریل همان سال رهسپار ایران و ‏سپس، فرانسه شد و بقیۀ عمر خود را در فرانسه، ایالات متحده و لبنان وقف فعالیت های سیاسی کرد.‏

در 1945م، در مقام رئیس شورای ملی ارمنیان، در مورد بی عدالتی تاریخی ای، که در قبال ملت ارمنی به وقوع پیوسته بود، نامه ای به کشورهای مؤسس‏ سازمان ملل متحد در سانفرانسیسکو  ارائه داد.‏ وراتسیان از 1951م تا پایان عمر مدیریت کالج ارمنی نشان پالانجیان در بیروت را به عهده ‏داشت.‏ وی در 1969م در امریکا درگذشت.‏

آوتیک ساهاکیان، نخستین رئیس نخستین پارلمان جمهوری ارمنستان

آوتیک ساهاکیان

آوتیک ساهاکیان در 1865م در شهر جلال اوغلی (استپاناوان کنـونی در جـمهوری ارمنسـتان)، متـولد ‏شد. تحصیلات متوسطـه را در شوشـی و تحصیلات تکمیلی و عالـی را در مدرسۀ‏کشاورزی پطروفسکی مسکو به پایان رساند.‏

در 1890م ساهاکیان به اتهام شرکـت در اجتماعات دانشجویی بازداشت و به تفلیـس تبعید شد. در این شهر انجـمن کشاورزی ارمنـیان را تأسیـس و نشریـۀ کشاورز را منتشر کرد. در 1909م به علت فعالیت حزبی بازداشت شد و تا 1912م زندانی بود.

ساهاکیان عضو شورای ملت های ماورای قفقاز (سِیم) و وزیر تدارکات و ارزاق دولت جمهوری متحد ‏ماورای قفقاز بود. در 1918م، به ریاست نخستین مجلس جمهوری ارمنستان برگزیده شد. در 1919م ‏نایب رئیس مجلس، وزیر رفاه عمومی و وزیر کشاورزی بود. ‏در پی سقوط جمهوری ارمنستان در1920م آوتیک ساهاکیان دستگیر و طی شورش ضد بلشویکی 18فوریۀ 1921م آزاد شد. پس از شکست شورش، او نیز همراه با سران شورش و وابستگان نظام پیشین به ایران آمد و در تبریز اقامت گزید. پس از مدتی به لبنان رفت‏ و در 1933م در بیروت درگذشت.‏

دراستامات کانایان (درو)‏، فرماندۀ ارتش، وزیر دفاع و از بنیان گذاران جمهوری اول ارمنستان

دراستامـات کانایـان معـروف بـه درو‏ ‏در 1883م در روستـای سورمالـو، واقـع در استان ایگـدیر ‏ارمنستـان چـشم به جـهان گشـود. از اوان کودکـی به امـور رزمی علاقـه نشان مـی داد و بیشتر اوقات خـود را به ‏تماشای تمرینات نظامـی سربازها مـی گذراند. پـدرش او را برای تحـصیل در دبیرستـان به ایروان فرستاد. در آنجـا، ‏او با  عـده ای از همسالان خـود جنبشی بر ضد حـکومت تزاری به راه انداخت و در همان زمان، به عضویت ‏حزب داشناکسوتیون درآمد. ‏

دراستامات کانایان (درو)

در 1903م، که حـکومت تزاری قانـون ضبـط امـوال کلیسای ارمنـی و تعطیلی مدارس ارمنـیان را ‏وضع  کرد و موجب خشم عمومی و اعتراضات دامنه دار ارمنیان شد،[18] داشناکسوتیون به سرعت  گروه هایی را برای نگهبانی از اموال کلیسا تشکیل داد و تظاهرات اعتراضی مردمی را رهبری کرد. دراستامات کانایان نیز با روحیۀ آزاده و سرکش خود به این جریان پیوست.‏

در 1905م، به تحریک دولت روسیۀ تزاری،  درگیری های قومی خونینی بین تاتار های قفقاز و ارمنیان در باکو و دیگر شهرهای تاتار ‏نشین قفقاز در گرفت. کانایان، که مشغول خدمت نظام ‏بود، از پادگان فرار کرد و به همراه دیگر رزمندگان داوطلب تحت فرمان نیکول دومان[19] به یاری برادران ‏خود در باکو شتافت و بنا به دستور حزب مأموریت مجازات پرنس ناکاشیدزه[20]،‏ استاندار باکو، را که طراح ‏اصلی کشتار ارمنیان آن شهر محسوب می شد، بر عهده گرفت و او را به سزای اعمالش رساند.

در 1915م، فرماندهی هنگ دوم نیروهای داوطلب ارمنی را در ارمنستان غربی بر عهده ‏داشت.‏ او در حملۀ لشکر سیزده هزار نفری عثمانی ها به قصد فتح ایروان ‏شکست سختی در باش آباران به آنها وارد ساخت و قوای عثمانی را ناچار به عقب نشینی کرد. نبرد های باش ‏آباران، قراکلیسای ارمنستان و ساردارآباد سه نبرد دفاعی سرنوشت ساز بودند که موجبات استقلال و تشکیل ‏جمهوری ارمنستان را فراهم آوردند.

پس از استقلال ارمنستان،کانایان در تشکیل ارتش ملی ارمنستان و برقراری نظم ‏عمومی تلاش فراوان کرد. در1920م، وزیر دفاع آخرین دولت ارمنستان مستقل شد. ‏

او نخستین کسی بود که پس از سقوط جمهوری ارمنستان به استبداد و اختناق حکومت جـدید ‏اعتـراض کرد. در 1921م، دستگیـر و  به مسکـو تبعید شد. در 1925م، ابتدا به پاریس و ‏سپـس، به رومانـی رفت. وی در 1935م، به عـضویت مادام العـمر رهبـری حزب داشناکسوتیون ‏برگزیده شد.‏

آشنایی نزدیک کانایان با برخی از سران آلمان نازی باعث شد که توهم نازی ها دربارۀ هم نژاد بودن ارمنیان با یهودیان از بین رود و ارمنیان اروپا از سرنوشت مهلکی که در انتظارشان بود ‏نجات یابند. در جنگ جهانی دوم در ارتش نازی به فرماندهی گردانی متشکل از ارمنیان گمارده شد ‏اما طر ح های او برای استقلال دوبارۀ ارمنستان، به دلیل شکست از نیروهای شوروی در نبرد استالینگراد، به نتیجه نرسید. پس از پایان جنگ جهانی دوم، به ایالات متحده رفت و برای حل مسئلۀ ‏ملی ارمنیان و شناسایی رسمی نژاد کشی تلاش فراوان کرد. مدتی نیز  به لبنان رفت و در آنجا، زندگی کرد.کانایان در 1956م برای مداوا به امریکا رفت و در همان سال، درگذشت و در ‏بوستون، به خاک سپرده شد.‏

در 2000م، یعنی نه سال پس از استقلال دوبارۀ جمهوری ارمنستان، پیکر کانایان به میهن بازگردانده و ‏طی مراسمی باشکوه در جوار بنای یادبود نبرد پیروزی بخش باش آباران به خاک سپرده شد. ‏‎

روبن دِر- میناسیان،  رزمنده  و از رهبران جنبش تدافعی ارمنیان، وزیر دفاع در جمهوری ارمنستان         ‏

روبن دِرـ میناسیان

روبن دِرـ میناسیان[21]، که نزد اهالی ارمنستان غربی روبن پاشا لقب گرفته بود، در 1882م در شهر ‏آخالکالاک، واقع در منطقۀ ارمنی نشین آخالتسخای گرجستان، متولد شد. در کودکی همراه با خانواده به کارین[22]رفت. در سیزده سالگی، با گروهی ازهم سالانش، با مقادیری سلاح و مهمات، برای کـمک به ‏مبارزات هـم میـهنان خـود، راهـی ارمنستان غربی شد اما در بین راه بازداشت و پس از مدتی، آزاد شد.‏

او در مـدارس عـالی گئـورکیان، وابستـه به کلیسای جامع اجمیادزین و لازاریان (لازارف) مسکو تحصیل ‏کـرد. در 1903م، به حزب داشناکسوتیون پیوست و از سوی حزب به شهرهای ‏مختلف قفقاز، ارمنستان غربی و آذربایجان ایران اعزام و مسئولیت تهیۀ سلاح برای گروه های مبارز ارمنی ‏را عهده دار شد.

در 1906و1907م، همراه با گئورک آدامیان[23]،‏ قهرمان مبارزات ملی و رئیس ‏فدائیان منطقۀ تارون[24]ارمنستان غربی، به رفع اختلافات بین فداییان پرداخت و همراه وی در مبارزات ‏مسلحانه شرکت کرد. پس از شهادت گئورک آدامیان سرپرستی همسر و پسر او را بر عهده گرفت، سپس در شهر وان سرپرستی آنان را به آرام مانوکیان سپرد.

در 1908م، پس از انقلاب ترک های جوان، بنا به دستور حزب به مبارزات فدائیان منطقۀ تارون ‏پایان داد تا زمینۀ آشتی و همکاری حزب داشناکسوتیون با ترک های جوان فراهم شود و خود برای ‏تکمیل تحصیلات به ژنو رفت.‏

در 1913م، به مدیریت مدارس ارمنی استان موش گمارده شد. پس از این دوره، بار دیگر دست به ‏کار فعالیت مبارزاتی شد. به مدت هفت ماه در مقام یکی از رهبران مبارزات تدافعی ارمنیان منطقۀ ‏ساسون[25]جنگید. سپس، با همراهی موراد[26]،‏ انقلابی هم رزم خود، اسرای ارمنی را آزاد ساخت. در اوت 1914م، در مذاکرات ترک های جوان با مسئولان حزب داشناکسوتیون شرکت ‏کرد. در این مذاکرات، ترک های جوان پیشنهاد کردند که در ازای همکاری ارمنیان ارمنستان غربی در جنگ علیه روس ها (در جنگ جهانی اول) پس از پایان جنگ و فتح قفقاز به استان های ‏ارمنی نشین وان، بیتلیس، ارزروم، ‌قارص، ایروان و الیزاوتپول (گنجه)  خودمختاری اعطا کنند. روبن و همفکران او این پیشنهاد را رد ‏کردند زیرا مطمئن بودند که این بار نیز ترک های جوان خلف وعده می کنند و همانند سال 1908م (پس از ‏انقلاب ترکیه و خلع سلطان عبدالحمید) پیمان خود را می شکنند.‏

دِرـ میناسیان در 1917م در تفلیس در امور حزبی به فعالیت پرداخت. در سمت عضو شورای ملی ‏ارمنیان، به ریاست آودیس آهارونیان[27]،‏ به اسکان آوارگان و بازماندگان نژادکشی ارمنیان پرداخت.‏ در مجلس جمهوری ارمنستان نمایندۀ فراکسیون حزب داشناکسوتیون بود. در مه ‏‏1920م، به وزارت دفاع دولت هامو اوهانجانیان منصوب شد و شورش ماه مه کمونیست ها را سرکوب ‏کرد.‏

پس از اشغال ارمنستان به دست ارتش سرخ روسیه، مدتی را در مناطق جنوبی قفقاز و ایران ‏گذراند و سپس، به پاریس رفت. مدتی نیز  برای ادامۀ فعالیت های حزبی در لبنان و مصر اقامت ‏کرد.‏ روبن دِر ـ میناسیان در 1951 در پاریس درگذشت و درگورستان پرلاشز[28] به خاک ‏سپرده شد.‏

آبراهام گولخاندانیان ، فعال سیاسی ـ اجتماعی، وزیر کشور، دادگستری و دارایی در جمهوری ارمنستان

آبراهام گولخاندانیان

آبراهام گولخاندانیان[29] در 1875م در واقارشاپات، اجمیادزین کنونی در ارمنستان، ‏متولد شد.‏ تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند و از دبیرستان گئورکیان اجمیادزین فارغ التحصیل ‏شد.‏ سپس، وارد دانشگاه شهر یاروسلاول[30] روسیـه شـد و در رشتـۀ حـقـوق به تحـصیل پرداخـت.‏

گولخـاندانیان از 1898م به سازمان دهـی مبـارزات مـلی ـ اجتماعـی جامعـۀ ارمنـی در مناطق نفـت خیز باکـو مشغـول ‏شـد. در برخـوردهای قومی ارمنـی ـ تاتار (1905و1906م) در باکـو و بقیۀ شهرهای قفـقاز شرکت کرد و ‏عملیات دفاعی ارمنیان گنجه را سازمان داد.‏

سال های1910ـ1912م را در زندان های حکومت تزاری گذراند. پس از آزادی، از سوی شورای ‏ملی ارمنیان به عضویت هیئت مسئول همیاری برای اصلاحات ارمنستان غربی (ولایت های شرقی ترکیه) انتخاب ‏شد. در 1916م، رئیس شورای ملی ارمنیان باکو شد. در 1918م، همراه با ‏رُستوم[31] به سازماندهی مبارزات دفاعی ارمنیان باکو پرداخت. در 1919م، نمایندۀ مجلس ملی ‏ارمنستان شد و سمت های وزارت کشور و دادگستری و دارایی را به عهده گرفت.‏ در 2 دسامبر 1920م، همراه با آلکساندر خادیسیان قرارداد آلکساندراپول را امضا کرد.

گولخاندانیان ‏پس از انتقال حکومت ارمنستان به نیروهای بلشویک به تفلیس، استانبول و فرانسه مهاجرت کرد. او در پاریس ‏به تنظیم و طبقه بندی بیش از صدهزار سند محفوظ در بایگانی اسناد حزب داشناکسوتیون پرداخت. ‏پس از پایان جنگ جهانی دوم و آزادی پاریس از اشغال آلمانی ها کمونیست های فرانسه او و ‏فرزندش را یازده ماه زندانی کردند.‏ گولخاندانیان نقش بزرگی در مدیریت جنبش ملی و آزادی خواهانۀ ارمنیان و سازمان دهی امور ‏دولتی جمهوری اول ارمنستان داشت. وی در 1964م در پاریس درگذشت.‏

‏نیکول آقبالیان، ادیب، فعال سیاسی ـ اجتماعی، وزیر آموزش عمومی در جمهوری ارمنستان

نیکول آقبالیان

نیکول آقبالیان[32]، ‏از شخصیت های اجتماعی ـ سیاسی ارمنیان، ادیب، کارشناس امور تعلیم و تربیت و عضو فعال حزب داشناکسوتیون، ‏در 1873م در تفلیس متولد شد.‏ تحصیلات خود را در دبیرستان عالی نرسیسیان تفلیس و مدرسۀ عالی گئورکیان اجمیادزین به پایان ‏رساند و در دانشگاه های مسکو، لوزان و سوربن فرانسه تحصیل کرد.‏

با شروع جنـگ جهـانی اول آقبالیان به عضویـت شورای ملی ارمنیان و هیئت اجرایی یگان های داوطلب ‏رزمنده انتخاب شد. همچنین، در زمینۀ نقل و انتقال و اسـکان آوارگان ارمنـی فعالیـت داشت. در 1918ـ1920م نماینـدۀ مجـلس ‏و پـس از آن، وزیر آمـوزش عمومی در جمهوری اول ارمنستان بود.‏ آقبالیان در محافل معتبر ادبی و انجمن نویسندگان ارمنی عضویت داشت، دارای تألیفاتی متعدد دربارۀ موضوعات ‏ادبی و تاریخ ادبیات ارمنی است. آقبالیان پس از 1921م، در نخستین روزهای استقرار حکومت ‏شوروی در ارمنستان، زندانی شد. پس از آزادی، ابتدا به تبریز و سپس، به بیروت نقل مکان کرد. وی به ‏همراه لئون شانت ‏بنیان گذار مدرسۀ عالی نشان پالانجیان[33]بود و تا پایان عمر در همان جا ‏تدریس کرد. آقبالیان در 1947م در بیروت درگذشت.

لِئون شانت، نویسنده، نماینده و نایب رئیس مجلس جمهوری ارمنستان  

لِئون ناهاشبِدیان[34] با نام مستعار لئون شانت، شخصیت فرهنـگی و ادبی، نمایش نامه نویس و ‏ از مـؤسسان  بنیاد ملی فرهنگ ارمنی و کالـج ارمنی نشان پالانجیان بیروت،‏ در 1869م در استانبـول متـولد شـد. در کودکـی پـدر ‏و مـادرش را از دست داد. تا سیـزده سالگی در مدرسـۀ ارمنیان اسکـودار استانبول تحـصیل کرد. در 1884م، ‏به عـنوان دانش آموز ممـتاز همراه عـده ای از دانش آمـوزان به کالـج گئورکیان، وابستـه به کلیسای اجـمیادزین در ارمنستان، فـرستاده شد. پس از پایان دورۀ هفـت سالۀ کالـج به استانبول برگـشت و به ‏تـدریس مشغـول شد. هم زمان، اولیـن اثر فـکاهی خود و سپـس، اشعار خـود را با نام مستعار لئـون شانـت در نشریۀ هایرنیک[35] (وطن) استانبول به چاپ رساند.‏

لِئون ناهاشبِدیان

‏ در 1892م، به آلمان رفت. به مدت هفت سال، در دانشگاه های لایپزیک، ینا و مونیخ در رشته های علوم تربیتی و روان شناسی تحصیل کرد. برخی از نخستین آثار داستانی خود از ‏قبیل  بیرونی ها ، ورژین و … را منتشر ساخت، که ملهم از اندیشۀ رمانتیسم بودند.‏

سال های 1899ـ1913م را در تفلیس (مرکز گرجستان)، ایروان، کشورهای اروپایی و استانبول گذراند. ‏بیش از ده سال در کالج ارمنی گایانیان[36]،‏‏ که مخصوص دختران بود و سپس، در مدارس ایروان تدریس کرد. در دورۀ ‏زندگی در قفقاز، رابطه ای نزدیک با نویسندگان ارمنستان شرقی به ویژه هوهانس تومانیان[37]،‏ نویسندۀ شهیر ‏ارمنی، داشت و همراه وی و دیگر نویسندگان ارمنی به تألیف و انتشار کتاب های درسی زبان ارمنی ‏پرداخت. هم زمان به نوشتن نمایش نامه نیز روی آورد.‏

سال 1911م را در اروپا گذراند. سپس، به استانبول بازگشت و مدت دو سال، در مدارس ارمنی استانبول به ‏تدریس پرداخت. این سال ها دومین دورۀ خلق نمایش نامه های تاریخی او بود. نمایش نامۀ وزین خدایان کهن را نوشت و باردیگر، به اروپا رفت. این سفر او را از قتل عام ارمنیان در استانبول، طی نژادکشی 1915م، دور نگه داشت.‏

در 1919م، به نمایندگی مجلس ارمنستان انتخاب و سپس، مقام معاونت رئیس مجلس به وى محول شد. در 1920م، جزو هیئت ویژه ای بود که برای مذاکره با رهبران کمونیست روسیه رهسپار مسکو ‏شدند. ‏در1921م، مدتی را در تهران گذراند. سپس، به فرانسه رفت و در شهر مارسی ساکن و به شغل همیشگی ‏خود، تدریس، مشغول شد. ‏

پس از جلای وطن در 1926م، نیکول آقبالیان، ادیب مبارز و دوست صمیمی شانت، او را برای تدریس در دبیرستان ملی ‏‏نوباریان[38]به اسکندریۀ مصر دعوت کرد. آنان در 1928م انجمن ملی فرهنگی ـ ‏آموزشی را بنیان نهادند که بعدها توسعه یافت و با نام بنیاد ملی فرهنگی ارمنی جنبۀ جهانی پیدا کرد. ‏

در 1929م، همرا با نیکول آقبالیان در بیروت مستقر شد و کالج ارمنینشان پالانجیان را بنیان ‏نهاد که فعالیت فرهنگی ـ آموزشی مستمر آن تا کنون ادامه دارد. شانت به سمت مدیریت این ‏کالج گمارده شد و تا زمان درگذشتش، در 1951م، در این سمت باقی ماند. ‏

آودیس آهارونیان

آودیس آهارونیان در1866م در دهکدۀ کوچک ایگدیر[39]، در دامنۀ کوه آرارات، به دنیا آمد. پدرش، آراکل[40]، ‏آهنگری اهل روستای هفت وان[41]، در سلماس آذربایجان بود که بعدها به روستای ایگدیر بخش ‏سورمالو[42]، در دشت ‏آرارات، کوچ کرد.‏

آودیس آهارونیان

آودیس خواندن ‏را نزد مادر آموخت و نخستین سال های کودکی را در کارگاه آهنگری پدر گذراند. در آغاز جنگ روسیه و ‏ترکیه (1877ـ 1878م)، ده سال داشت. او شاهد عقب نشینی ارتشی بود که ‏هـزاران پناهنده را، در وضعیتی رقت بار ‏و فقری توصیف ناپذیر، به همراه خود داشت، ‏ارمنیان پناهنـده ای که رهـسپار روسیه ‏بودنـد. در خـلال این جنگ، ارمنیـان آلاشگرت[43] قتل عام شدند. این کشتار سبب نابـودی خانۀ پدری آهارونیـان و از هم پاشیدن ‏خانـوادۀ او و نشاندن غـمی سنگیـن ‏بر دل او شد. به این ترتیـب، نخستین سال های زندگی او با حوادث و تلاطم هایـی ‏نظیر جنـگ و ‏حوادث انقلابی در روسیه، مباحثه های طولانی دربارۀ قانون اساسی جدید و سر بر آوردن ‏احزاب ‏سیاسی تازه در بین ارمنیان گره خورد.‏

پس از پایان دورۀ دبستان در ایگدیر، آموزگار آودیس بلافاصله نام او را در مدرسۀ عالی ‏گئورکیان شهر ‏اجمیادزین نوشت. آهارونیان دورۀ آموزشی مدرسۀ گئورکیان را در 1886م به پایان رساند. سپس، ‏مدتی را به آموزگاری ‏در همان مدرسه گذراند. نخستین آثار وی در هفته نامۀ آردزاگانک[44] به چاپ ‏رسید.

او در 1898م، روانۀ اروپا شد تا ‏دوره های ادبیات، تاریخ و فلسفه را در دانشگاه های لوزان و ‏پاریس بگذراند. در مدت اقامت در پاریس و ژنو شروع به نوشتن داستان های کوتاهی کرد که بعدها مجموعه ای ‏‏مستقل با نام در راه آزادی را تشکیل داد. چندی بعد، با نشریۀ دروشاک[45] همکاری کرد.‏

پس از پایان دوران تحصیل، در 1903م به کشور بازگشت و در سمت نویسندۀ صفحۀ ادبی ‏‏نشریۀ ارمنی زبان مورج‏[46]در تفلیس شروع به کار کرد. او هم زمان با دیگر نشریات ارمنی نیز همکاری داشت. در سال های 1907ـ 1909م، مدیر مدرسۀ معروف نرسیسیان در تفلیس بود، مدرسه ای که چهره های ‏سرشناسی از آن برخاسته اند. در 1905م، نخستین انقلاب روسیه، نور امیدی بر دل ارمنیان رنج دیده پاشید. روشنفکران ارمنی شیفتۀ آزادی زبان به ستایش آن گشودند و با احساساتی عمیق از آن سخن گفتند اما شکست ‏انقلاب بار ‏دیگر مردم و روشنفکران را در نومیدی فرو برد.‏

هیئت اعزامی جمهوری اول ارمنستان به کنفرانس صلح پاریس 1919م

‏آهارونیان به دنبال آزارها و شکنجه های پلیس تزاری به مبارزۀ انقلابی علیه حکومت متهم و در ‏‏1909م، دستگیر و زندانی شد. ‏پس از گذراندن دوران حبس در زندان متخ[47]، در 1911م آزاد شد و بار دیگر به ‏سوئیس رفت. پس از مدتی، به منطقۀ قفقاز ‏بازگشت و در آنجا، به حوادث دهشتناک 1915م پی برد. اندوه ‏آهارونیان از این همه بربریت و ددمنشی، که نخستین ‏نژادکشی قرن بیستم نام گرفت، به حدی بود که او را فرسوده، ‏ناتوان و غم زده ساخت چنان که دیگر تمایل به هیچ کاری نداشت.‏

در پایان 1917م، موجی از رخدادها باردیگر آهارونیان را به میان گردابی از حوادث کشید. در ‏این تاریخ، ‏دومین انقلاب روسیه در دو مرحله ـ نخست در فوریه و سپس، در اکتبر1917م ـ به وقوع پیوست. در این وضعیت شورای ملی ‏ارمنیان در منطقۀ قفقاز در تفلیس تشکیل و ریاست آن به شخصیت شناخته شده ‏و مورد اعتمادی چون ‏آهارونیان سپرده شد. او این سمت را تا پایان 1918م بر عهده داشت. در 28مه ‏‏1918م استقلال جمهوری ارمنستان ‏اعلام و آهارونیان به ریاست مجلس ارمنستان و سپس، به ریاست هیئت ‏نمایندگی جمهوری ارمنستان برگزیده شد. او در این سمت در 1918م در رأس هیئتی به قسطنطنیه و در 1919م به کنفرانس صلح پاریس رفت و در 10 اوت ‏‏1920م معاهدۀ سِور را امضا کرد.‏

پس از فروپاشی جمهوری اول ارمنستان و ناکام ماندن آن، آوِدیس آهارونیان مجبور ‏به ترک وطن شد و در فرانسه اقامت ‏گزید. او در 11 فوریۀ 1934م، هنگام سخنرانی در مراسمی در مارسی، به منظور جمع آوری اعانه برای ‏مدرسه ای که در 1928م در بیروت ساخته شده بود، دچار سکتۀ مغزی شد و از آن پس به مدت چهارده سال در بستر بیماری به سر برد بی آنکه توانایی سخن گفتن و نوشتن داشته باشد. وی ‏در 9 آوریل 1948م، درگذشت و در گورستان پرلاشِز پاریس به ‏خاک سپرده شد.

هوسپ ایشخان آرغوتیان، سفیر جمهوری ارمنستان در ایران

هوسپ ایشخان آرغوتیان

هوسپ ایشخان آرغوتیان[48]، شخصیت سیاسی، مبارز و رزمندۀ ارمنی، در 1863م در ساناهین[49]، واقع در شمال جمهوری ارمنستان، ‏در خانواده ای از خاندان اشرافی متولد شد. به رغم موقعیت اجتماعی  اش تمام عمر خود را ‏صرف مبارزه در راه آرمان های ملی ارمنیان کرد. آرغوتیان پس از به پایان رساندن دورۀ متوسطه در دبیرستان عالی نرسیسیان تفلیس، ‏درمدارس ارمنیان جلال اوغلی (استپاناوان کنونی در ارمنستان) و تفلیس مشغول تدریس شد. ‏

در 1889م، به ارمنستان غربی رفت و به فعالیت انقلابی پرداخت ولی در طرابوزان او را دستگیر کردند. آرغوتیان به ‏روسیه تحویل داده و تبعید شد. ‏پس از بازگشت از تبعید، به تبریز رفت. در آنجا سرپرستی کارگاه مهمات سازی حزب ‏داشناکسوتیون را بر عهده گرفت و ارسال اسلحه به ارمنستان غربی  را سازماندهی کرد.‏

در 1897م، در نبرد خاناسور[50]معاون فرمانده بود. پس از آن حکومت ‏ایران او را بازداشت و از آنجا که تبعۀ روسیه بود وی را به مقامات آن کشور تحویل دادند. دولت روسیه نخست او را در زندان مِتِخ تفلیس زندانی و سپس تا 1903م به ولوگدا[51]تبعید کرد.   ‏‎ ‎

وی از سازمـان دهنـدگان اصـلی مبـارزات دفاعـی ارمنـیان در برابر تاتار هـای باکـو و قفقاز در ‏‏1905ـ1906م بود. در جنگ جهانی اول نیز طی سال های 1916ـ1917م فرماندهی گردان هفتم رزمندگان ‏ارمنی جبهۀ قفقاز به آرغوتیان سپرده شد.‏

در 1918م، پـس از تـشکیـل نخـستین جـمهوری ارمنستان، ریاست شورای ملی ارمنیان گرجستان به وی ‏محـول شـد. در 1919م در مقـام سفیر جمهوری ارمنستان به ایران آمد و ‏مورد استقبال خاص دولت و دربار ایران قرار گرفت. وی به سمت مقدم السفرایی منصوب شده بود. ‏پس از استقرار اتحاد جماهیر شوروی، آرغوتیان به پاریس نقل مکان کرد و در 1925م، در همان جا  درگذشت.‏

دیانا آبکار، نخستین سفیر زن در جهان

دیانا آناهیـد آبـکار

دیانا آناهیـد آبـکار[52] (دیانا آقابگـیان)‏ ‏ در 17 اکتبر 1859م در شهر رانگون (یانگون کنونی)[53] ، پایتخت پیشین برمه (میانمار کنونی)، به دنیا ‏آمد.پدرش از ارمنیان ایران بود که به دلیل اشتغـال به تجـارت به شرق آسیا و میانمار نقـل مکان کـرده بود.‏ او نخستین زنی است که نامش در سمت سفیر کشوری در جهان سیاست به ثبت رسیده است.‏ دیانا تحصیلات خود را در مدارس‎ ‎ارمنیان‎ ‎کلکته، در هندوستان، ‎به پایـان رسانـد. پس از بازگـشت به زادگـاه، در 29 ‏سالگـی، باجـوانی ارمنـی ‎به نام میـکائل آبکار، از بازرگانان جلفای‎ ‎اصفهان، که به ‎تجارت‎ ‎ابریشم‎ ‎بین‎ ‎هندوستان‎ ‎و‎ ‎ژاپن‎ ‎مشغول بود، ازدواج کرد‎.‎

میکائل، در 1891م ، به همراه دیانا و دختر چند ماهه‌شان، رانگون را  ترک گفت  و در ‎شهر کوبۀ‎ ‎ژاپن اقامت گزید. او تجارت خانۀ جدید خود را به همراه یک مهمانخانه در این شهر بندری تأسیس کرد‎.‎دیانا یک سال پس از اقامت درکوبه نخستین‎ ‎رمان‎ ‎خود را با نام‎ ‎‏سوزان منتشر ساخت. چندی بعد نیز ‏رمان دوم خود را به نام‎ ‎‏داستانهای خانگی جنگ، دربارۀ مردم ژاپن، چاپ کرد.‎

میکائل و دیانا صاحب چهار فرزند دیگر نیز شدند که دو فرزندشان به علت بیماری درگذشتند. به غیر از ‏فرزند اول خانوادۀ آبکار دیگر فرزندان و حتی، نوه‌های آنان در ژاپن متولد شدند. میکائل ‏آبکار در 1906م به علت بیماری درگذشت‎.‎

پس از کشتار ارمنیان‎ ‎آدانا‎ ‎به دست‎ ‎دولت عثمانی (1909م)، دیانا، که نمی‌توانست بی‌تفاوت از کنار این موضوع بگذرد، ‏مطالبی را در این خصوص در روزنامه‌های ژاپن منتشر ساخت. او برای جلب حمایت مردم ژاپن ‏سخنرانی‌هایی کرد که انعکاسی گسترده در روزنامه‌های این کشور داشت‎.‎

در اواخر 1910م، حدود پانصد تن از ارمنیان پناهجوی عثمانی، که توانسته بودند با گذشتن ‏از‎ ‎سیبری‎ خود را به شهر بندری‎ ‎ولادی وستک[54]برسانند، در وضعیتی بسیار وخیم به سر ‏می‌بردند. این گروه از ارمنیان زندگی خود را مدیون این زن نیکوکارند. او با استفاده از نفوذ خود در بین ‏دولتمردان ژاپن توانست با جلب کمک‌های دولتی به یاری آنان بشتابد. شماری از آنان را به ژاپن منتقل ساخت و ‏تحت سرپرستی خود قرار داد. برای دیگران نیز امکانات زندگی فراهم آورد‎.‎

آبکار، به جز زبان مادری خود، ارمنی، به زبان‌های انگلیسی و هندی و ژاپنی نیز تسلط کامل ‏داشت. پس از استقلال ارمنستان آبکار، که نفوذ بسیاری در بین دولتمردان ژاپن داشت، آنان را ‏ترغیب کرد تا استقلال ارمنستان را به رسمیت بشناسند. سرانجام، در 7 مارس 1920م ژاپن‎ ‎استقلال ارمنستان‎ ‎را به ‏رسمیت شناخت و طی نامه‌ای رسمی این موضوع را به کشورهای شرکت‌کننده در کنفرانس صلح پاریس ‏اعلام داشت‎.‎

در 21 ژوئیه 1920م،‎ ‎هامو اوهانجانیان، وزیر امور خارجۀ وقت ارمنستان، طی حکمی دیانا آبکار را به ‏سمت سفیر ارمنستان در ژاپن منصوب کرد. آبکار نخستین زنی است که در سمت سفیر منصوب شده است‎.‎

در1 سپتامبر 1923م، زلزله‌ای مهیب شهر‎ ‎یوکوهاما‎ ‎را با خاک یکسان کرد و بیش از 143 هزار کشته بر ‏جای گذاشت. هر چند دیانا و خانواده اش از این حادثه جان سالم به در بردند خانه و تجارت خانۀ آنان ‏ویران شد و در آتش سوخت‎.‎ در پی این واقعه دیانا به همراه خانواده‌اش به کوبه مهاجرت کرد و با امکانات بسیار محدودی که ‏داشتند بار دیگر کار تجارت را از سر گرفتند. در همین ایام بود که یکی از دختران وی به همراه ‏خانواده اش از دیانا جدا شد و به‎ ‎امریکا‎ ‎مهاجرت کرد‎.‎

از 65 سالگی بیماری و ضعف بینایی و شنوایی مانع از فعالیت دیانا شد و او به ناچار مسئولیت ادارۀ ‏تجارتخانه را به پسرش سپرد. دیانا آبکار در 8 ژوئن1937م درگذشت و در گورستان مسیحیان شهر‎ ‎یوکوهاما، در ‏کنار همسرش، با حضور ارمنیان ژاپن و شماری از دولتمردان این کشور به خاک سپرده شد‎.

پی نوشت‌ها:

  1. 1. شکل کوتاه شده داشناکسوتیون

2.Hovhannes Kajaznuni

3.Aram Manukian

  1. 4. Drastamat Kanayan ، معروف به درو (Dro)

5.Avetik Sahakian

6.Sirakan Tigranian

7.Alexander Khadisian

8.Hamazasp Ohanjanian

9.Simon Vratsian

  1. 10. قدیمی‌ترین حزب سیاسی در جمهوری آذربایجان. این حزب در 1911م به صورت سازمانی مخفی و با عنوان حزب مساوات دموکراتیک مسلمانان در باکو تأسیس شد. برنامه حزب بنا به نوشته دایرهالمعارف بزرگ شوروی «اتحاد کشورهای اسلامی تحت رهبری ترکیه بود».
  2. 11. Borchaly ، در گرجستان کنونی، مجاور مرز شمالی ارمنستان
  3. 12. Akhaltskha، منطقه ارمنی نشین واقع در جنوب شرقی گرجستان
  4. 13. ساکنان جمهوری آذربایجان کنونی

14.Alexander Mantashev

  1. 15. Hask، در زبان ارمنی به معنای خوشه
  2. 16. Hayrenik ، در زبان ارمنی به معنای وطن
  3. 17. Horizon ، در زبان ارمنی به معنای افق
  4. 18. ملت ارمنی به خوبی درک می کرد که هدف از وضع این قانون از بین بردن هویت و موجودیت ملت ارمنی (به نیت رفع ‏خطر از مرزهای مشترک روسیه با ترکیه عثمانی) است، زیرا در کلیه قرن هایی که ارمنستان محروم از حکومت مستقل بود ‏کلیسای ارمنی مسئولیت ملی حفظ زبان، فرهنگ و هویت ملت ارمنی را بر عهده داشت.‏
  5. 19. (Nikoghos Der- Hovhanisian (Nikol Duman، فعال سیاسی و انقلابی عضو حزب داشناکسوتیون

21.Nakashidze

21.Ruben Der-Minasian

  1. 22. ارزروم کنونی
  2. 23. Geork Adamian‏، معروف به گئورک چاووش
  3. 24. واقع در استان موش ترکیه
  4. 25. واقع در استان موش ترکیه
  5. 26. Murad Karapetian ،‏ فدایی و فرمانده ارمنی

27.Avedis Aharonian

  1. Père – Lachaise
  2. Abraham Gulkhandanian
  3. Yaroslavl
  4. نام اصلی وی استپان زُریان (Stepan Zorian ‏) بود.

32.Nikol Aghbalian

33.Nshan Palandjian

  1. Levon Nahashbedian
  2. Hayrenik

36.Gayanian

37.Hovhannes Tumanian

  1. Nubarian
  2. Iğdir

40.Arakel

  1. Haftvan
  2. Surmalu
  3. Alashkert
  4. 44. Ardzagank‏ ، در زبان ارمنی به معنای پژواک
  5. 45. Droshak ، در زبان ارمنی به معنای پرچم
  6. 46. Murj‏ ، در زبان ارمنی به معنای چکش

47.Metekh

48.Hovsep Ishkhan Arghutian

  1. Sanahin
  2. Khanasor

51.Vologda

52.Diana Abkar

  1. Rangoon (Yangon)

54.Vladivostok

منابع:

هوانسیان،ریچارد، اولین جمهوری ارمنستان،ترجمۀ آتوسا سمیعی (تهران: نشانه ،1397‏).

http://yerkirmedia.am/social/hayastani-arajin-hanrapetutyun-hrchakvel-‎ankakh‏/‏

http://www.historyofarmenia.am/am/Encyclopedia_of_armenian_history_HH_

kazmavorumy_ev_ankaxutyan_hrchakumy

https://www.arfd.am‏

https://hy.wikipedia.org

http://www.historyofarmenia.am/images/menus/286/HH_Simon%20Vracyan.pdf

http://www.historyofarmenia.am/images/menus/285/Hayastani%20Khorhrdayna

cum@%20ev%20qaxaqakan%20kusakcutyunner@.pdf

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 84

سال بیست و دوم | تابستان 1397 | 264 صفحه
در این شماره می خوانید:

در مسیـر شـکل گیـری نخستین جمهوری ارمنستان(1918م)‏

نویسنده: آرپی مانوکیان سال های آغازیـن سدۀ شانزدهـم میلادی، مشرق زمیـن شاهـد ظهور دو قدرت بزرگ بود که بر سرزمین های گسترده ای اشراف داشتند و تمام توان نظامی و سیاسی...

‏نخستین جمهوری ارمنستان و دستـاوردهـای آن ‏(1918ـ1920م)‏

نویسنده: ادوارد هاروطونیانس   1 .‏ دوران سلطۀ بیگانگان و اسارت (سده های یازدهم تا چهاردهم - 1918م) با حملۀ امپراتوری روم شرقی به ارمنستان و انقراض پادشاهی خاندان...

بررسـی ساخـتار سیـاسی جمهوری ارمنستان (1918ـ1920‏م)

نویسنده:آرام شاه نظریان اشاره جمهوری ارمنستان در طول عمر كوتاه دو و نیم سالۀ خود با اوضاع جغرا سیاسی، سیاسی و اجتماعی ‏بسیار دشوار و پیچیده ای دست به گریبان بود. ‏...

سقوط جمهوری ارمنستان از منظر سیاست خارجی

نویسنده:دکتر کارن خانلری   پیشگفتار پس از طی روند سیاسی ـ تاریخی بسیار پیچیده و نابسامانی های پس از جنگ جهانی اول، ‏انقلاب مردم سالارانۀ فوریه و متعاقب آن کودتای...

‏آرام مانـوکیـان بنیان گذار جمهوری ارمنستان

نویسنده:رافی آراکلیانس   « دوستان من، سوگ و گریه برای آنها نیست، آنها به مقام شهادت دست یافتند. سوگ و گریه برای ماست ‏که دم از شهادت می زنیم اما از رسیدن به آن...

بوقوس نوبار پاشا

نویسنده:رافی آراکلیانس ای.جی.بی یو.[1] ، انجمن کل خیریۀ ارمنیان، 112 سال پیش، در روز عید پاک، ‏15 آوریل 1906م در شهر قاهره ‏در امپراتوری عثمانی تأسیس شد. این انجمن ‏غیر...

روح آزادی

نویسنده:آودیس آهارونیان / ترجمۀ دکتر قوام الدین رضوی زاده اشاره     ‏ دربارۀ آودیـس آهارونیـان، انسانی چـند بعدی که در مقطعـی حساس از تاریخ ملت ارمن به صحنه آمد، هر چه...

بازگـشـت

نویسنده:روبن هوسپیان / ترجمۀ ادوارد هاروطونیانس اشاره                         روبن هوسپیان (1939ـ2016م)، داستان  نویس، فیلم  نامه  نویس، مترجم و فعال سیاسی زادۀ ایروان...

دولت ها و شخصیت های تأثیر گذار در نخـستیـن جمـهوری ارمنسـتان

نویسنده: ایساک یونانسیان یادداشت نویسنده‏ از آقای آرا آوانسیان، دوست عزیز و گرامی ام، که در ترجمۀ بخش هایی از منابع ارمنی این مقاله از یاری و همکاری ایشان بهره مند شده...