نویسنده: آرپی مانوکیان

شهر کهن تبریز در طی قرن ها محل رفت و آمد و اسکان ارمنیان بوده است و از دیرباز جزو مهم ترین سکونتگاه های آنان محسوب می شده. [2] قرار گرفتن این شهر در مسیر راه های تجاری و انبوه محصولات متنوع سبب مهاجرت تاجران ارمنی قفقاز و ارمنستان غربی به تبریز و سکونت آنان در این شهر شد.

با افزایش تعداد مهاجران و زاد و ولد به تدریج جمعیت ارمنیان تبریز فزونی یافت به گونه ای که این شهر در سال های نخست قرن بیستم میلادی به یکی از مهم ترین مهاجر نشین های ارمنیان ایران تبدیل شد. بر اساس برخی آمار موجود، در این زمان، جمعیت ارمنیان ساکن تبریز رقمی بیش از سی هزار تن را دربر می گرفته.

ارمنیان تبریز در دو محلۀ قلعه و لیل آوا ساکن بودند. محلۀ قلعه از قدمت و جمعیت بیشتری برخوردار بود.کلیسای سورپ آسدوادزادزین،[3] از قدیمی ترین بنا های مهم مذهبی ارمنیان تبریز، در این محله قرار داشت و نخستین چاپخانۀ ارمنیان، متعلق به خلیفه گری، از مدت ها پیش در یکی از بناهای محوطۀ حیاط کلیسای مذکور واقع بود که امور مربوط به چاپ در آن صورت می گرفت. بنای مربوط به خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان، مدرسۀ پسرانۀ آرامیان و مدرسۀ دخترانۀ آنایان نیز در این محله قرار داشت.

در محلۀ لیل آوا، نیز کلیسای سورپ سارکیس،[4] که در 1845م بنا شده بود و نیز مدارس پسرانۀ هایکازیان و دخترانۀ تاماریان، که جزو مهم ترین مراکز مذهبی و آموزشی ارمنیان محسوب می شدند، قرار داشتند. [5]

در سال های نخستین قرن بیستم میلادی، تبریز محل تجمع متفکران و نویسندگان ارمنی شد که بیشتر آنها دانش آموختۀ دانشسرا های عالی قفقاز بودند. البته، بعدها دانش آموختگان برخی از دانشگاه های معتبر روسیه و اروپا نیز به این شهرمهاجرت کردند و به منزلۀ معلم، در مدارس ارمنیان، مشغول فعالیت شدند. [6]

در اندک زمانی، این مدارس به یکی از کانون های مهم آموزش و پرورش ارمنیان تبدیل شد و چهره های شاخص و برجسته ای، به ویژه، در زمینۀ هنر و ادبیات، به جامعۀ ارمنیان تقدیم کرد. در آن زمان تبریز یکی ار مهم ترین کانون های فرهنگی ارمنیان محسوب می شد و پس از مدتی انجمن های خیریه، گروه های تئاتر و موسیقی و در نهایت، مطبوعات حیات خود را در این شهر آغاز کردند.

بین 1898ـ 1903م جمعی از دانش آموزان مدارس هایکازیان و تاماریان اقدام به تهیه و تدوین نشریه ای با عنوان پایلاک ـ کایتز[7] کردند. [8] پس از این اقدام نشریات متعددی، به صورت دست نویس و ماشین نویسی شده، در عرصۀ نشریات ارمنیان تبریز، به صورت خبرنامه همراه با مضامین اجتماعی، فرهنگی و ادبی پا به عرصۀ فعالیت گذاردند.

با پیشرفت صنعت چاپ تحولی چشمگیر در امر جراید و مجلات ارمنی زبان تبریز به وجود آمد به گونه ای که بین 1909 ـ 1922م تبریز به یکی از مهم ترین مراکز فعالیت مطبوعاتی ارمنیان تبدیل شد.

مروری بر مطبوعات و معرفی برخی از فعالان مطبوعاتی[9]

گورتز

گورتز[10] اولین نشریۀ ارمنی زبان تبریز بود که در مطبعه و فقط در یک شماره در 1903م به چاپ رسید. وارتابد یقیشه مورادیان، سردبیر نشریۀ مذکور، قصد داشت تا به طور مستمر انتشار آن را ادامه دهد اما در آن زمان مسائل و مشکلاتی برای مدارس ارمنیان تبریز به وجود آمد و از آنجایی که مورادیان از چهره های دینی و فرهنگی مؤثر جامعۀ ارمنیان تبریز بود و می بایست سهم عمده ای در حل مشکلات مذکور بر عهده می گرفت از ادامۀ اداره و انتشار هفته نامۀ گورتز باز ماند. [11] یگانه شمارۀ هفته نامۀ گورتز در هشت صفحه، در ابعاد 28×38 سانتی متر و در چاپخانۀ خلیفه گری ارمنیان آذربایجان به چاپ رسید. [12]

آزدارار آراجنوردارانی

نشان نوشته نشریه آزدارار آراجنوردارانی

پس از توقف انتشار هفته نامۀ گورتز مسئولان و خدمتگـزاران خلیفه گری ارمنیــان آذربایجان همواره فکر تأسیس نشریه ای دیگر را، که امکان انتقال اخبار مربوط به مسائل جامعۀ ارمنیان تبریز را فراهم کند، در ذهن می پروراندند. این فکر با انتصاب وارتابد ماشتوتس نرسس پاپازیان به سمت قائم مقام خلیفۀ ارمنیان آذربایجان، در1904م، تحقق یافت و با تلاش فراوان او امکان ایجاد نشریه ای جدید با نام آزدارار[13] فراهم شد. در کنار او مگردوم ساهاکیان، از خدمتگزاران خلیفه گری ارمنیان آذربایجان، نیز سهم ویژه ای در تهیۀ مطالب و چاپ آزدارار داشت.

در ابتدا مطالب اصلی این نشریه را اخبار مربوط به موضوعات دینی و اجتماعی جامعۀ ارمنیان تبریز تشکیل می داد اما بعدها مقالاتی با موضوعات فرهنگی نیز به آن افزوده شد. [14]

هفته نامۀ آزدارار به سردبیری وارتابد ماشتوتس پاپازیان، با چهار صفحه، در اندازه های 26×36 سانتی متر، در 34 شماره، در چاپخانۀ خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان به چاپ رسید اما انتشار آن در 1905م متوقف شد. [15] بر اساس اسناد آقای میناسیان به جز سه شمارۀ 16، 22 و 30 از شمارۀ 11ـ 34 نشریۀ آزدارار در کتابخانۀ کلیسای وانک اصفهان موجود است. [16]

آراوُد

نشان نوشته نشریه آراوُد در بدو تاسیس

تقریباً از اواخر 1907م گروه های گوناگون ارمنیان تحت تشکل حزب داشناکسوتیون[17] همکاری خـود را با مشروطـه خواهــان آذربایجان، به ویژه، با گروه مبارزان ستارخان آغاز کردند. پس از مدتی کمبود نشریه ای برای بیداری و فراخوان هرچه بیشتر ارمنیان آذربایجان کاملاً احساس شد. اخبار مربوط به وقایع و حوادث این دوران، به خصوص، حوادث مربوط به چگونگی مشارکت گروه های ارمنی توسط برخی افراد، که اغلب خود شاهد این وقایع بودند، نوشته می شد اما در تبریز نشریه ای که به طور کامل و با جزئیات به اخبار مذکور بپردازد و آن را در اختیار مردم قرار دهد وجود نداشت. این امر سبب شد ارمنیان تبریز، که از مدت ها پیش کار چاپ نشریات را آغاز کرده بودند، در دورۀ مشروطه خواهی این فعالیت را به صورت جدی تری ادامه دهند.

پس از مدتی برخی از اعضای حزب داشناکسوتیون تصمیم گرفتند به منظور توجه هرچه بیشتر به مسائل مشروطه خواهی و در راه تحقق آن اقدام به چاپ نشریه ای کنند که آراوُد[18] نام گرفت. [19] از پیشگامان تأسیس این نشریه فردی به نام هوسپ هوهانسیان، از اهالی تبریز بود، که در سمت سردبیری پنج شمارۀ نخست آراوُد نقشی مهم ایفا کرد و بعدها نیز از اعضای تأثیرگذار هیئت تحریریۀ آن بود. هوهانسیان تحصیلات خود را در مدرسۀ آرامیان تبریز به اتمام رسانده و به زبان فرانسه کاملاً مسلط و نویسنده ای توانا بود. [20]

هوسپ هوهانسیان،سردبیر پنج شماره نخست آراوُد

او پس از همفکری با برخی از چهره های فرهنگی هیئتی برای تأسیس نشریه ای جدید تشکیل داد. این هیئت خیلی زود شروع به فعالیت کرد و سرانجام با عبور از مشکلات فراوان موفق شد نخستین شمارۀ نشریه را به چاپ رساند. هوهانسیان، در خاطرات خود، در مورد چگونگی آغاز به کار آراوُد چنین می نویسد:

« نهضت مشروطه خواهی ایران سبب شد که بیشتر به مسائل و حوادثی که در شرف وقوع بود توجه نشان دهم. به این ترتیب، به نوشتن و ثبت وقایعی که خود شاهد آنها بودم پرداختم. در پی آن تصمیم گرفتم برای آگاهی هرچه بیشتر ارمنیان تبریز از جزئیات وقایع این نوشته ها را به گونه ای در اختیار آنها قرار دهم. سرانجام اندیشۀ چاپ نشریه ای به ذهنم خطور کرد، نشریه ای که می توانست اخبار و حوادث مربوط به جریان مشروطه خواهی تبریز را، با در نظر گرفتن ابعاد و حواشی گوناگون، در اختیار خوانندگان قرار دهد. این اندیشه را با برخی از صاحب نظران و اهالی قلم در میان گذاشتم که خیلی زود مورد موافقت آنها قرار گرفت و گروهی برای این منظور تشکیل شد.

…در طبقۀ همکف ساختمان مطب دندان پزشکی مارتیک فنرجیان، که یکی از اعضای گروه ما بود، چاپخانه ای کوچک با یک دستگاه چاپ بسیار قدیمی وجود داشت که کارهای ساده ای را در این زمینه مانند آگهی های ترحیم، کارت ویزیت و کارهایی از این قبیل را به زبان ارمنی انجام می داد. برای چاپ نشریۀ مورد نظرمان با چاپخانۀ یاد شده در مقابل انجام تعهداتی که اکنون به یاد ندارم به توافق رسیدم. با شوق فراوان شروع به کار کردیم. از مدت ها پیش، عنوان نشریه را آراوُد انتخاب کرده و بر این باور بودیم که انتخاب این عنوان سر آغاز تلاشی برای تحولات و حیاتی نو در مطبوعات ارمنی زبان تبریز خواهد بود.

بیش از ده شبانه روز، بدون وقفه، در چاپخانه مشغول کار بودیم. به سرعت حروف چینی را آموختیم و تقریباً همۀ اعضای گروه بخشی از کار چاپ را به عهده گرفتند. سرانجام در آخرین دقایق شنبه، 15اوت 1909م، چاپ نخستین شمارۀ آراوُد به پایان رسید. 15 اوت روز تولدم بود! نمی دانم از قصد آن روز را برای انتشار نخستین شمارۀ آراوُد انتخاب کرده بودم یا این امر فقط یک تصادف بود. از آنجایی که تصمیم بر این بود که نشریه یاد شده در روزهای یکشنبه منتشرشود بنابراین 16 اوت 1909م بر روی آن درج شد.

عنوان نشریه را با امکانات محدودی که در چاپخانه بود شکل دادیم و تنظیم کردیم. خوشحالی و شوق ما در اولین روز انتشار آراوُد وصف ناپذیر بود. پس از کار فراوان و تحمل سختی های بسیار سرانجام به مقصود خود رسیده بودیم. وقتی استقبال مردم را دیدیم که چگونه آراوُد را دست به دست می گردانند و با اشتیاق مطالب آن را می خوانند خوشحالی مان دو چندان شد.» [21]

اعضای هیئت تحریریۀ آراوُد در بدو تشکیل شامل معلمان، نویسندگان و شاعرانی بودند که هرکدام تا آن زمان منشأ بسیاری از تألیفات ارزنده و خدمات فرهنگی ارزشمندی در اموری چون آموزش، هنر و تأسیس انجمن های خیریه بودند. در هیئت تحریرِیۀ آراوُد، فردی به نام هایراپت بانیریان، از معلمان مدارس ارمنیان تبریز، حضور داشت که به تازگی از رُستوف بازگشته و در مدت اقامتش در آنجا، با روند چاپ و انتشار چند نشریۀ ارمنی زبان آشنا شده و تجربیات فراوانی کسب کرده بود. او متولد وان بود و تحصیلاتش را در مدرسۀ عالی گئورکیان به پایان رسانده بود و به زبان های فرانسه، آلمانی و روسی تسلط داشت و تا آن زمان مقالات بیشماری در روزنامه های ارمنی زبان قفقاز نگاشته بود. بانیریان در خاطرات خود، در مورد انتخاب مقالات نخستین شمارۀ آراوُد، چنین آورده:

هایراپت بانیریان،سردبیر نشریه آراوُد

«یکی از خاطراتی که ارزش یادآوری دارد نخستین جلسۀ هیئت تحریریه است. چند مقاله به دست دوستان نویسنده تألیف شده بود که قرار بود بهترین آنها برای چاپ در صفحۀ نخست نشریه انتخاب شود. سرانجام مقاله ای با عنوان آراوُد، که در برگیرندۀ اهداف آیندۀ نشریه با مضامین اجتماعی و سیاسی بود، برای چاپ در صفحۀ اول انتخاب شد».[22]

نشریه در آغاز کار خود به صورت هفته نامه و در چاپخانه ای موسوم به بان وُر، که در محلۀ ارمنی نشین قلعه قرار داشت، به چاپ می رسید و تا شمارۀ پنجم در چهار صفحه، در اندازۀ 32 × 42 سانتی متر و با قیمت چهار شاهی فروخته می شد. [23]

پس از انتشار پنجمین شمارۀ آراوُد هیئت تحریریه با مشکلات مادی فراوانی رو به رو شد. تقریباً تمامی اعضای این هیئت، که بیشتر آنها از معلمان مدارس ارمنی تبریز بودند، بخشی از درآمد ناچیز خود را به هزینه های چاپ نشریه اختصاص می دادند و علاوه بر نوشتن و ویرایش مقالات در مراحل مختلف چاپ و حتی توزیع نشریه همکاری می کردند. به این ترتیب، طی جلسه ای و پس از مطرح ساختن این مشکلات با برخی از متفکران و اندیشمندان ارمنی تبریز تصمیم بر آن شد که آراوُد به منزلۀ ترجمان حزب داشناکسوتیون و با همیاری مادی برخی از ارمنیان توانگر و خیر تبریز به فعالیت خود ادامه دهد. [24]

به این ترتیب، آراوُد از شمارۀ ششم در اندازۀ 36× 52 سانتی متر، در چاپخانۀ خلیفه گری ارمنیان تبریز و سپس در چاپخانه ای به نام امید، تکثیر و در اختیار خوانندگان قرار گرفت. [25]

کاراپت بیونیان،از اعضای هیئت تحریریه آراوُد

از شمارۀ ششم هایراپت بانیریان به منزلۀ سردبیر آراوُد انتخاب و کار چاپ و انتشار نشریه با تغییر و تحولاتی همراه شد. ستون های ثابتی برای اخبار و حوادث داخلی ایجاد شد که هوسپ هوهانسیان آنها را تنظیم می کرد. البته، بخش اعظمی از این ستون ها شامل اخبار و گزارش هایی بود که در نشریات برجستۀ فارسی زبان آن دوره به چاپ می رسید و هوهانسیان آنها را به زبان ارمنی ترجمه می کرد. بخشی از نشریه نیز به نقد و بررسی مسائل اقتصادی اختصاص یافت که به دست آسادور تامرازیان، از اهالی مازندران، اداره می شد. در این زمان شمار دیگری از نویسندگان برجستۀ ارمنی نیز به جمع هیئت تحریریۀ آراوُد پیوستند که از آن میان باید به گاسپار هاکوپیان[26] کاراپت بیونیان[27] و سارکیس کاراپتیان اشاره شود.

آراوُد نویسندگانی داشت که شخصاً در روند مشارکت های نظامی گروه های ارمنی با گروه مشروطه خواه تبریز حضور داشتند و مشاهدات خود را به عینه و به صورت گزارش یادداشت می کردند و برای چاپ در اختیار نشریه قرار می دادند. به این ترتیب، اخبار بسیاری از حوادث تبریز یا دیگر نقاط آذربایجان در اختیار خوانندگان قرار می گرفت.

آراوُد نخستین نشریۀ ارمنی زبان تبریز بود که علاوه بر این شهر و مناطق گوناگون آذربایجان به شهرها و حتی دیگر روستاهای ارمنی نشین ایران فرستاده می شد. این امر سبب همکاری افراد گوناگونی از دیگر شهرهای ایران شد.

از جملۀ این افراد باید به آرسن خان مارکاریان اشاره کرد. او، که در تهران مسئول یک تلگراف خانه بود، اخبار مهم به ویژه حوادث مربوط به مشروطه خواهی و وقایع روی داده در مجلس را به تبریز و برای هوسپ هوانسیان، که وی نیزمسئول تلگراف خانه ای در تبریز بود، منتقل می کرد. به این ترتیب، اخبار فرستاده شده از تهران و حوادث مربوط به مشروطه خواهی به سرعت و به منظور چاپ در اختیار هیئت تحریریۀ آراوُد قرار می گرفت. [28]

نشان نوشته آراوُد در صفحه نخست آخرین شماره آن

فعالیت آراوُد با ورود قوای روس به تبریز متوقف شد. یک صد و سی و دومین شمارۀ آراوُد، که هم زمان با ورود قوای روس در دست چاپ بود، هیچگاه انتشار نیافت و حیات آن درتبریز در 4 دسامبر1911م به پایان رسید. [29]

هایراپت بانیریان در بخشی از خاطرات خود چنین می نویسد:

«به احترام تمامی دوستان و همکارانم در نشریۀ آراوُد باید به این موضوع اشاره کنم که تمامی اعضای هیئت تحریریۀ نشریه از دبیر تحریریه گرفته تا نویسندگان متواضع ما، در تمام مدت فعالیت خود، هرگز دستمزدی دریافت نکردند. آنان حتی بهای نسخه ای از آراوُد راکه در اختیار داشتند می پرداختند و کاغذهایی را که برای نوشتن مقالات مربوط به این نشریه به کار می بردند از محل امکانات مالی خویش خریدداری می کردند.

با تکیه به گذشت ها و تحمل سختی های آنان بود که آراوُد تا زمان توقفش بدون وقفه منتشر شد».[30]

زانــگ

نشریۀ زانگ[31] در 1910م، به دست فردی به نام آلکساندر دِر وارتانیان، از ارمنیان آذربایجان، بنیاد نهاده شد. او، که دانش آموختۀ دانشسرای عالی گئورگیان و از اعضای حزب هنچاکیان بود، سردبیری زانگ را نیز به عهده داشت. [32]

زانگ در طی حیات خود، که دوازده سال به طول انجامید، به منزلۀ ترجمان حزب هنچاکیان[33] فعالیت می کرد، در ابتدا به صورت هفته نامه اما در سال های پایانی به صورت سه روزانه انتشار می یافت و معمولاً مقالاتی در موضوعات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ادبی مضامین اصلی آن را تشکیل می دادند. زانگ در صفحات محدودی بین دو تا چهار صفحه، ابتدا در چاپخانه ای موسوم به پاروس،[34] که به دست ارمنیان اداره می شد و در زیرزمین ساختمانی در محلۀ قلعه قرار داشت و سپس در چاپخانۀ خلیفه گری ارمنیان منتشر می شد. [35] نخستین شماره های آن در اندازۀ 37/5 × 55 سانتی متر به چاپ می رسید اما بعدها به ابعاد 48× 64 سانتی متر تغییر یافت. فعالیت نشریۀ زانگ در1922م متوقف شد. [36]

تاوریزی هایتاراروتیوننِر

تاوریزی هایتاراروتیون نِر[37] گاهنامه ای در زمینۀ حوادث و مسائل جامعۀ ارمنیان تبریز بود که اخبار مربوط به مدارس و کلیساها را در اختیار خوانندگان قرار می داد. [38] این نشریه، که در چاپخانۀ خلیفه گری ارامنه به سردبیری اسقف کاراپت در مگردچیان در فاصلۀ سال های 1910 ـ 1912م به چاپ می رسید، در 21 شماره انتشار یافت. [39] در بارۀ تعداد و ابعاد صفحات این نشریه به دلیل کمبود اسناد اطلاع دقیقی موجود نیست.

آیــگ

نشان نوشته نشریه آیگ

جمعی از دست اندرکاران و نویسندگان آراوُد، پس از توقف فعالیت آن، تصمیم به تأسیس نشریه ای دیگر گرفتند که در برگیرندۀ اهداف و اندیشه های آنها در زمینه های اجتماعی و سیاسی و حوادث رخ داده در آن زمان باشد. به این ترتیب، هفته نامه ای به نام آیگ،[40] در 1912م، حیات خود را آغاز کرد و به  رغم مشکلات و موانع فراوان توانست تا 1922م به فعالیت خود ادامه دهد. بر اساس برخی اسناد سمت سردبیری این نشریه در ابتدا بر عهدۀ مگردوم ساهاکیان، دندان پزشکی از اهالی تبریز، بود اما بعدها گاسپار هاکوپیان، از مدیران مدارس ارمنیان تبریز، به منزلۀ سردبیر، مسئولیت ادارۀ نشریه را پذیرفت.

گاسپار هاگوپیان،سردبیر نشریه آیگ

هایراپت بانیریان دربخشی از خاطرات خود در مورد شرایط و برخی دشواری هایی که در طی انتشار هفته نامۀ آیگ رخ داده، چنین می نویسد:

«… به همراه گاسپار تصمیم گرفتیم دوباره دوستان را جمع کنیم و گروهی تشکیل دهیم. لیکن به دلیل دشواری شرایط در انجام این کار چندان موفق نبودیم.

این بار اعضای هیئت تحریریه بسیار کم بودند. من، گاسپار، مگردوم و یرواند آفتاندیلیان و گاهی نیز تیگران یگانیان که شخص اخیر به منزلۀ ویراستار با ما همکاری می کرد.

بودجۀ ما برای انتشار بسیار محدود و در حدود پنجاه روبل بود که از سوی یکی از اعضای خیر هیئت مالی سابق، آواگ ملیک وارتانیان( که از تبریز به تفلیس مهاجرت کرده)، در اختیار من قرار گرفته بود و به صورت امانت با خود از قفقازبه تبریز آورده بودم.

… اما علی رغم همۀ این مشکلات، با اراده ای وصف ناپذیر و در سایۀ هزاران از خودگذشتگی به انتشار آیگ ادامه می دادیم».[41]

در اندک زمانی برشمار اعضای هیئت تحریریه افزوده شد و برخی از متفکران و نویسندگان همچون سیمون میرزایان،خاچاطورگریگوریان و باغداسار ملیک باغداساریان نیز همکاری خود را با نشریۀ آیگ آغاز کردند. پس از مدتی نیز شمارگان آن به پانصد نسخه رسید که تقریباً همۀ آن به فروش می رفت.

خاچاطورگریگوریان از اعضای هیئت تحریریه آیگ

آیگ آن قدر تأثیرگذار بود که سرآغاز حرکت فرهنگی دیگری شد و با تلاش دست اندرکاران و اعضای هیئت تحریریۀ آن انجمنی در تبریز تحت عنوان انجمن فرهنگی ارمنیان تشکیل شد که در ابتدا ریاست آن بر عهدۀ هایراپت بانیریان بود. این انجمن در طی ده سال فعالیت مستمر موفق به ایجاد مراکز فرهنگی فراوانی شد که در این میان ایجاد کتابخانه ای منسجم به همراه تالاری برای مطالعه و تحقیق پژوهشگران و مؤلفان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. [42]

هفته نامۀ آیگ در سال های پایانی به صورت سه روزانه و در دو تا چهار صفحه در چاپخانۀ خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان به چاپ می رسید. [43]

بر اساس اسناد آقای میناسیان تعداد محدودی از برخی شماره های نشریۀ آیگ در اندازه های گوناگونی به ابعاد 32 ×48، 34 ×50 و 38 ×55 سانتی متر در بایگانی موجود است. [44]

آقـاقـان

در 1910م به همت جمعی از چهره های فرهنگی، انجمنی به نام انجمن ارمنیان در تبریز تشکیل شد که نخستین فعالیت فرهنگی آن تأسیس نشریه ای به نام آقاقان در 1912م بود. [45]

نشریۀآقاقان به صورت ماهنامه و به سردبیری واقیناک سارکسیان از مؤسسان انجمن ارمنیان روستای آقاقان در چاپخانۀ پاروس، در ابعاد 17× 25 سانتی متر و در چهل صفحه، به چاپ می رسید. [46]

قـاراداغ

نشان نوشته نشریه قاراداغ

نشریۀ آقاقان، پس از 1913م، با عنوان قاراداغ ابتدا به صورت ماهنامه و سپس به شکل دو هفته نامه در چاپخانۀ پاروس انتشار یافت. سمت سردبیری همچنان بر عهدۀ واقیناک سارکسیان بود و جمعی از متفکران و نویسندگان ارمنی همچون خاچاطور گریگوریان، سیمون بازه و موسس بجانیان به منزلۀ اعضای هیئت تحریریه او را یاری می کردند. بیان و تجزیه و تحلیل مشکلات و مسائل روستاییان، به ویژه، وضیعت ساکنان روستاهای ارمنی نشین و ارائۀ نظراتی برای حل این مشکلات از جمله مهم ترین موضوعاتی بود که در قاراداغ به آن پرداخته می شد. [47]

قاراداغ در اندازۀ 17/5×26 سانتی متر، در 21 شماره و در صفحات متغیر بین 32ـ40 صفحه تا 1914م به فعالیت خود ادامه داد. [48]

واقیناک سارکسیان،سردبیر نشریات آقاقان و قاراداغ

میوتیون

دربارۀ نشریۀ میوتیون[49] اطلاعات اندکی موجود است و به جز سند مربوط به مطالعات لئونیان دربارۀ مطبوعات ارمنیان، که مدارک فراوانی در مورد نشریات منتشر شده به دست ارمنیان درحوزۀ مهاجرنشین های آنها در اقصا نقاط جهان ارائه می دهد، سند دیگری در دست نیست. لئونیان تاریخ انتشار این نشریه را 1912م و محل نشر را تبریز ذکر کرده است. [50]

میتک

میتک[51]هفته نامه ای به سردبیری آلکساندر دِر وارتانیان[52] از 1912 ـ 1914م انتشار یافت. صاحب امتیاز آن میهران باغداساریان بود و نشریه با مضامین ادبی، سیاسی و اجتماعی ابتدا در چاپخانۀ پاروس و سپس در چاپخانۀ خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان معمولاً در چهار صفحه و در اندازۀ 36/5×51/5 سانتی متر منتشر می شد. [53]

خُسک

خُسک[54] دو ماهنامه ای ادبی با سردبیری هراند غریبیان بود که فقط دو شماره از آن در چاپخانۀ ارامنۀ آذربایجان، در 1913م، در 36 ـ 39 صفحه، درابعاد 14×21 سانتی متر، به چاپ رسید. [55]

اُتارپونجر

اُتارپونجر[56] نشریه ای هنری و ادبی بود که بیشتر به ترجمۀ آثار ادبی دیگر ملت ها می پرداخت. ناشر و سردبیر آن آلکساندر ملیک وارتانیان بود. از این نشریه تنها یک شماره، در 159 صفحه، در اندازۀ 15/5×23سانتی متر، در چاپخانۀ خلیفه گری ارامنۀآذربایجان، در 1913م، به چاپ رسیده است.

جلد نخستین شماره نشریه خُسک

کوهاک

کوهاک[57] نشریه ای در زمینۀ ادبیات و هنر بود که در 1918م انتشار می یافت. سردبیر و ناشر آن فردی به نام آرامیانس ذکر شده. بر طبق اسناد موجود یک سال بعد نیز به گقاسِر تغییر نام داده. [58]

بایکار

نشریۀ بایکار[59] هفته نامه ای اجتماعی ـ سیاسی بود که انجمن جوانان هنچاکیان تبریز بین 1918 ـ 1919م آن را منتشر می ساخت. البته، بعدها به صورت دو هفته نامه انتشار یافت. اسناد دقیقی در مورد اینکه در چه چاپخانه ای منتشر می شد وجود ندارد. آقای میناسیان، با تردید بسیار، محل انتشار آن را احتمالاً چاپخانۀ پاروس ذکر کرده. [60] نشریۀ بایکار در چهار صفحه و در اندازۀ 29×38 سانتی متر به چاپ می رسید. [61]

آرشالویس

انجمن نوجوانان داشناکسوتیون تبریز در 1918م اقدام به نشر هفته نامه ای به نام آرشالویس [62]  کرد که ابتدا به صورت دست نویس و سپس به صورت چاپ

جلد تک شماره نشریه اُتارپونجر


ژلاتینی منتشر می شد. پس از مدتی نشریه زیر نظر انجمن دانشجویان قرار گرفت و هیئت تحریریه ای از دانش آموختگان مسئولیت اداره و کار نشر آن را عهده دار شدند. [63]  این هفته نامه، که 21 شماره از آن منتشر شده، در بیست صفحه و در اندازۀ 30×44 سانتی متر و در چاپخانۀ خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان به چاپ می رسید. تاریخ آخرین شمارۀ آن مربوط به 1919م است. [64]

گِقاسِر

گِقاسِر [65]  ماه نامه ای بود که ریاست هیئت تحریریۀ آن را موشغ هوانسیان، از معلمان مدارس ارمنیان تبریز، بر عهده داشت و مطالبی در زمینۀ هنر و اطلاعات عمومی برای دانش آموزان ارمنی زبان منتشر می کرد. [66]  این نشریه در چاپخانۀ خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان در 1919م، در 24 صفحه و در اندازۀ 17× 22 سانتی متر به چاپ می رسید. [67]  در مورد تاریخ توقف انتشار آن اطلاعی در دست نیست.

مینارِت

هفته نامۀ مینارِت [68]  با موضوعاتی در زمینۀ زراعت، فلاحت، ادبیات و مضامین اجتماعی و اخلاقی در 1919م بنیاد نهاده شد. محل ادارۀ آن باغ ملت ارمنیان بود و در چاپخانۀ خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان، با شمارگان سیصد نسخه، به چاپ می رسید. ناشر و سردبیر آن آراکل هاروتونیان نام داشت [69]  که از دانش آموختگان دانشگاه پطروگراد و نویسنده ای برجسته بود و با برخی از نشریات ارمنی زبان همکاری می کرد. افزون بر این او تألیفاتی در زمینۀ اقتصاد و کشاورزی نیز داشت. [70] هفته نامۀ مینارِت در اندازه های 36× 56 و 33×49 سانتی متر و معمولاً در دو تا چهار صفحه منتشر می شد. در 1921م، انتشار این نشریه متوقف شد. [71]

هاکافاشیستآکان ترتیک

هاکافاشیست آکان ترتیک[72] هفته نامه ای بود که بین 1943ـ 1944م منتشر می شد. [73] آخرین شماره های این هفته نامه به صورت سه روز در میان انتشار می یافت.

هاکافاشیست

نشریۀ هاکافاشیستاکان ترتیک از شمارۀ هفدهم با نام هاکافاشیست[74] و تا 1945م در چاپخانۀ خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان در دو تا چهار صفحه، در اندازه های 35 × 55 و 30 × 42 سانتی متر انتشار یافت.

آرِوِلک

نشریۀ هاکافاشیست بعد از شمارۀ نود و هشت با عنوان جدید خود، آرِوِلک،[75] در 1945م به سردبیری داویت گئورگیان در چهار صفحه و دراندازۀ 22×32 سانتی متر و تا 1956م منتشر شد. [76]

این گونه بود که ارمنیان تبریز به رغم دشواری ها و مشکلات بسیار کار نشر مطبوعات را تا سال های نخست جنگ جهانی دوم ادامه دادند. در این زمان جامعۀ فرهنگی ارمنیان تهران درفعالیت های خود و از جمله نشر جراید و مجلات با دگرگونی های چشمگیری رو به رو شده و قدم در مرحلۀ نوینی گذارده بود. اکنون این تهران بود که به تدریج به یکی از کانون های فرهنگی ارمنیان ایران تبدیل می شد. این امر سبب توجه و جذب خیل عظیم نویسندگان، متفکران و دست اندرکاران برجستۀ مطبوعات ارمنی تبریز و مهاجرت آنها به تهران برای پیوستن به جریان مطبوعاتی نوینی شد که از آن به منزلۀ یکی از مراحل تأثیرگذار در فعالیت مطبوعاتی ارمنیان یاد شده. متعاقب این حوادث کار چاپ و انتشار مطبوعات ارمنیان تبریز محدود و به تدریج از شمار نشریات و فعالیت آنها نیز کاسته شد. [77]

بدون تردید، حیات مطبوعات ارمنیان تبریز در طی این مدت از جایگاهی ویژه در تاریخچۀ مطبوعات ارمنی برخوردار بوده و با قاطعیت می توان گفت تقریباً هیچ سندی را نمی توان یافت که به این دست از مطبوعات ارمنی نپرداخته و اهمیت آن را ذکر نکرده باشد. [77]

پی نوشت ها:

1ـ برای مطالعۀ بیشتر در این موضوع همچنین نک: آرپی مانوکیان، «مطبوعات ارمنی زبان تبریز »، پیام بهارستان، ش 7 (بهار 1389): 105ـ116.

Hrachia Acharyan, Hay Gaghtakanootian Badmootiun (Yerevan:Hrachia Acharyanie Anvan Hamalsaran, 2002) P. 243- 245.2ـ

Soorp Asdvadzazein 3ـ

Soorp Sarkeis 4ـ

Garo Kevorkian , Amenoon Daregeirk (Beyrout :Hay Katoghikose Debaran, 1958), P. 417- 419. 5ـ

  1. Amoorian, H, H,Dashnaksootiune Parskasdanoom (Tehran: Alik, 1950), P. 77-79. 6ـ

Paylak – Kaytz 7ـ به معنی درخشش ـ برق. اولین نشریۀ ارمنی زبان تبریز بود.   

8ـ آرمن بیگلریان،«مطبوعات ارمنی زبان در ایران»، هزار و ششصدمین سالگرد ابداع الفبای ارمنی (تهران: خلیفه گری ارامنۀ تهران، 1385)، ص 40.

9ـ لازم به توضیح است ارمنیان تبریز در کنار نشریات چاپی اقدام به انتشارتعدادی جریده به صورت دست نویس و ماشین نویسی شده نیز کرده اند اما از آنجایی که در نوشتار حاضر نشریات تکثیر شده در چاپخانه های مجهز وقت مد نظر بوده بنابراین از پرداختن به سایر نشریات، که با شیوه های مختلفی تکثیر شده اند، خودداری کرده ایم. نیز کوشیده ایم در حد بضاعت اسناد و مدارک به ارائۀ تاریخچۀ برخی از مطبوعات بپردازیم. برای مطالعۀ بیشتر در مورد نشریات ارمنی زبان تبریز نک: مانوکیان، «مطبوعات ارمنی زبان تبریز»، همان، ص106 ـ 116.

Gortz 10ـبه معنی کار

.Garegein Leonyan, Haiots Barberakan Mamoole (Yerevan: Heradarakchootiun Melkonyan Foundie, 1934)P. 188

Hairapet Baneirian, «Hairapet Baneirianie Hoosherits», Hayreneik (Boston: Noyember, 1912), No.322, P. 49.   11ـ

در برخی اسناد تاریخ انتشار نخستین شمارۀ گورتز 1904م عنوان شده اما بر اساس بیشتر منابع 1903م صحیح تر است.

12ـ بیگلریان، همان، ص 40.

Azdarar Arajnortaranie 13ـ خبرنامۀ خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان.

Baneirian,ibid.P. 50.14ـ

15ـ بیگلریان، همان، ص 40.

16ـ ر.ک:

.L. G. Minasian, Iranahay Barberakan mamoole (Nor Joogha: Debaran Soorp Amenaperkich Vankei, 1994), P. 37

17ـ حزبی ارمنی که در اواخر قرن نوزدهم میلادی در حوزۀ قفقاز تشکیل شده بود. نک: آرپی مانوکیان، حزب داشناک و جریان نهضت مشروطه (تهران: رامرنگ، 1383)، بخش دوم، فصل 2و 3.

Aravod به معنی صبحگاه.

  1. Elmar, Yeprem(Tehran: Modern, 1964), P. 167 & 16819ـ

20ـ وی علاوه بر فعالیت مطبوعاتی تألیفاتی نیز داشته که از آن جمله باید به کتاب شرح زندگانی یپرم خان اشاره کرد. او در تهران سردبیری هفته نامۀ آراوُد راعهده دار شد و در دوران جنگ جهانی دوم نیز مدتی سردبیر روزنامۀ آلیک بود. نک: غلامحسین صالحیار و دیگران، چهرۀ مطبوعات معاصر (تهران : پرس اجنت، 1351 )، ص 145.

  1. Hovhanesian, Hoosher(Yerevan: Apolon, 1995), Vol. 1, P. 212& 213. 21ـ

Baneirian,ibid.P. 50 &51.22ـ

23ـ گفت و گو با سورن بانیریان، آرپی مانوکیان، تهران، خرداد و تیر 1387.

Baneirian,ibid. 24ـ

25ـ گفت و گو با سورن بانیریان، همان.

26ـ ازمعلمان مدارس ارمنی تبریز که بعدها سردبیری هفته نامه ای ارمنی زبان به نام آیگ (پگاه) را به عهده گرفت.

27ـ ازمدیران مدارس ارمنیان تبریز.

Baneirian,ibid.28ـ

29ـ نک: آرپی مانوکیان «آراوُد درگذر زمان»، پیمان، س 12، ش 45 (پاییز، 1387): 100ـ111.

Baneirian,ibid.30ـ

Zang 31ـبه معنای ناقوس.

32ـ گفت و گو با سورن بانیریان، همان.

33ـ از نخستین حزب های ارمنی که در 1887م به دست شماری از دانشجویان ارمنی، در ژنو سوئیس، تأسیس شد.

34ـ میناسیان، همان، ص 49.

35ـ مانوکیان، همان.

36ـ بیگلریان، همان، ص41.

Tavrizie Haitararoutiunner 37ـبه معنای اعلانات تبریز.

38ـ گفت و گو با سورن بانیریان، همان.

39ـ بیگلریان، همان.

Aig 40ـ به معنی پگاه.

Baneirian,ibid., (may,1913) No. 328, P. 56 & 57.41ـ

Amoorian, ibid.,P. 80 & 81.  42ـ

43ـ بیگلریان، همان.

Minasian, ibid., P. 42.44ـ

Amoorian, ibid., P. 80. 45ـ

Baneirian, ibid. 46ـ

Baneirian, ibid. 47ـ

48ـ بیگلریان، همان.

Meiutiun 49ـبه معنای وحدت.

Leonyan, ibid, p, 188. 50ـ

این سند در زمان نگارش مقالۀ حاضر در اختیار مؤلف قرار گرفته و به همین دلیل در مطالعات قبلی او اشاره ای به نشریۀ مذکور نشده است.

Mitk 51ـ   به معنای اندیشه.

52ـ همان گونه که اشاره شد وی پیش تر سمت سردبیری نشریۀ زانگ را بر عهده داشت.

53ـ. آرمن بیگلریان، «مطبوعات ارمنی زبان در ایران»، پیمان، ش 5 و 6 (بهار و تابستان 1376)، ص 118.

Khosk 54ـ به معنای سخن.

55ـ بیگلریان، همان و اسماعیل رائین، ایرانیان ارمنی (تهران: موسسۀ رائین، بی تا)، ص 177.

Otar Poonjer 56ـ گلچین خارجی گلچینی از ادبیات خارجی.

Kohak 57ـ به معنی موج. در بسیاری از منابع بدون آنکه نامی از چاپخانه ای خاص برده شود نشریۀ کوهاک در زمره نشریات چاپی معرفی شده.

58ـ بیگلریان، همان.

Baykar 59ـ به معنی پیکار.

Minasian, ibid., P.60.60ـ

61ـ بیگلریان، هزار و ششصدمین سالگرد ابداع الفبای ارمنی، ص 43.

Arshaloois 62ـ به معنی سپیدۀ صبح.

Norik, «H.H. Dashnaksootian Organnere Iranoom (Minchev 1930 Tevakan)», Alik, Batsareik(20 dectemberie 1990),P. 2363ـ

64ـ بیگلریان، همان، ص 42.

Geghaser 65ـ به معنی زیبا دوست.

66ـ  مانوکیان، گفت و گو، همان.

67ـ بیگلریان، همان، ص 43.

Minaret 68ـ به معنی مناره.

69ـ کاوه بیات و مسعود کوهستانی نژاد، اسناد مطبوعات ( 1286- 320 1ه. ش ) (تهران: سازمان انتشارات اسناد ملی ایران، 1372)، ص 391.

70ـ صالحیار و دیگران، همان، ص 144.

71ـ بیگلریان، همان، ص 43.

Hakafashiestakan Terteik72ـ به معنی نامۀ ضد فاشیست ها.

73ـ رائین، همان، ص 48.

Hakafasheist74ـ به معنی ضد فاشیست.

Arevelk75ـ به معنی شرق.

76ـ بیگلریان، همان، ص 49.

Kevorkian,ibid, P. 419-426.77ـ

78ـ  نک: مانوکیان، «مطبوعات ارمنی زبان تبریز»، همان، ص106 ـ 116.

در گردآوری و تدوین نوشتار حاضر، گروهی از فعالان فرهنگی درارائۀ اطلاعات، منابع و اسناد موجود بسیار کوشیده اند که مسلماً در امر نگارش هرچه صحیح تر این مجموعه بسیار مؤثر بوده. بدین سبب از فرهیختگان گرامی خانم آرمینه هوسپیان، مدیر مدرسۀ ارامنۀ اسدی تبریز؛خانم نایری شاهمورادیان، از دست اندرکاران کتابخانۀ خلیفه گری ارامنۀ آذربایجان؛ فرزند گران قدر هایراپت بانیریان، آقای سورن بانیریان؛ همکار بسیار ارجمندمان آقای ادوارد هاروتونیان و دوستان فرزانه مان در روزنامۀ آلیک مراتب سپاس خود را اعلام می دارم.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 58
سال پانزدهم | زمستان 1390 | 264 صفحه
در این شماره می خوانید:

تاریخ ارمنستان به روایت سکه های رومی

نویسنده: شاهن هوسپیان فلات ارمنستان، به علت قرار گرفتن در منطقۀ جنوب قفقاز و شرق آسیای صغیر، از دیرباز اهمیتی ویژه برای ایران و روم داشته و تأثیری فراوان در روابط این...

پروفسور هراچیا آجاریان

نویسنده: کلار آبولیان در اواخر قرن هجدهم میلادی، در شهر ارمنی نشینی نزدیک قسطنطنیه، واقع در سواحل اروپایی دریای مرمره، به نام رُدُست، که به زبان ترکی تِکیرداغ[2] نامیده...

نگاهی به ژرفای طبیعت

نویسنده: ایساک یونانسیان کشور عزیز ما، ایران، کشوری وسیع با سیما و منظری متنوع، سرشار از زیبایی های طبیعی و آکنده از تضادهاست. كوه های سرسبز مشرف به دریای خزر در شمال،...

آخرین امپراتور

نویسنده: آرمن میناسیان در آغاز دورۀ پهلوی، شمار مهندسان و متخصصان ایرانی در رشته های معماری وساختمان اندک بود اما از میانۀ این دوره با بازگشت کسانی که برای تحصیل به...

باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات دستاورد تلاش پیگیرنسل ها

نویسنده: ادوارد هاروتونیان پیشگفتار وقتی سخن از باشگاه آرارات به میان می آید خیلی ها شاید تیم فوتبال آرارات را به خاطر می آورند و بر گذشتۀ نزدیکی که این تیم فعال بود...

باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات در آستانه هفتاد سالگی

نویسنده: وارطان داودیان تاریخچۀ تأسیس و شكل گیری پدیده ها و نهادهای مردمی مورد نیاز جوامع بشری زاییدۀ تفكر تكامل گرایانۀ مردم و جبر تاریخی ناشی از احتیاجات جامعه هستند....

بیش از شصت سال با رادیو ارمنی

نویسنده: علیرضا حسنیان رادیو ارمنی عضوی از خانوادۀ برنامه های برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. در حال حاضر، در بخش برون مرزى صدا و سیماى جمهورى اسلامى،...

تعاملات تاریخی و فرهنگی ایران و ارمنستان از عصر کهن تا کنون

نویسنده: مهران شیراوند مقدمه روابط ایران و ارمنستان از نظر تاریخی یکی از قدیمی ترین و طولانی ترین روابط میان ملت هاست. سابقۀ روابط این دو کشور همسایه به حدود سه هزار...

پشت سر هست فضایی زنده…

نویسنده: کارین دِر ماردیروسیان شما چه گردشگری باشید در پی موضوعی جالب برای عکستان، چه محققی نکته سنج تشنۀ تحقیق بکرتان! چه از خیل جوانان تریاروی اطراف وانک چه... محال...

روزنامه ایران کبیر

نویسنده: محمد حسین خسروپناه  یکی از دستاوردهای انقلاب مشروطۀ ایران (1285ش/1906م)، آزادی مطبوعات بود. تا آن زمان، جرایدی که در ایران منتشر می شد تحت نظارت و سانسور...

توقیف روزنامه ایران کبیر

نویسنده: فریدون نوزاد روزنامۀ ایران کبیر، چاپ گیلان /1307 ـ 1309خورشیدی شرح مبسوطی از این روزنامۀ فارسی زبان، که در ایران و به دست گریگور یقیکیان منتشر می شد، در شمارۀ...

برآمد ز البرز تابنده هور ازو دشت و هامون شده پر ز نور

نویسنده: آنوشیک ملکی سال 2012م از سوی جاثلیق کل ارمنیان حوزۀ سیلیسیه، اسقف اعظم آرام اول، سال کتاب ارمنی نام گذاری شده است. همچنین امسال یونسکو ایروان، پایتخت ارمنستان،...

دریچه زمان و نگاهی به مطبوعات ارمنیان تبریز در نیمه نخست قرن بیستم

نویسنده: آرپی مانوکیان شهر کهن تبریز در طی قرن ها محل رفت و آمد و اسکان ارمنیان بوده است و از دیرباز جزو مهم ترین سکونتگاه های آنان محسوب می شده. [2] قرار گرفتن این شهر...

پیمان پانزده ساله شد

نویسنده: کارینه داویدیان اگر صفحات تاریخ مطبوعات ایران را ورق زنیم و به پانزده سال پیش نگاهی بیفکنیم، در میان مطبوعات ایران به فصلنامه ای بر می خوریم به نام پیمان که...

پیام های همراهان و دوستان پیمان

آنچه مراسم بزرگداشت پانزده سال فعالیت فصلنامه را برای دست اندركاران پیمان، به جشنی فراموش ناشدنی تبدیل كرد، حضور خوانندگان قدرشناس آن در این مراسـم و پیام ها و...

پیمان،پلی بر فراز اشتراکات دو فرهنگ

نویسنده: آرپی مانوکیان بهار 1375 خورشیدی سرآغاز حیات فصلنامۀ پیمان بود، سرآغازی که اهداف و آرمان های فراوانی را در جهت تعالی فرهنگ و اندیشه با خود به همراه داشت و...

نهالی که تناور شد

نویسنده: ادوارد هاروتونیان روزی دوست گرامی ام، مهندس آلبرت عجمیان، صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامۀ ارمنی زبان آلیك، كه در پروژه های عمرانی همكاری می کردیم، گفت که قرار...