نویسنده: شاپور پورامین

شاپور پورامین [1]


عزیز نازنینم زاون قوکاسیان گفت مطلبی کوتاه و در خور فیلم تردید بنویسم. پذیرفتم و به دیدۀ منت قبول کردم. اما چه بنویسم که به جایی یا کسی بر نخورد، کسی یا کسانی دلخور نشوند و نرنجند و… خودش دلیلی بود برای پشیمانی. پشیمانی از قولی که داده بودم و حالا روزها سپری می شد و ساعت ها و لحظات می گذشت و نمی دانستم چه بنویسم که با آغاز، آغاز کردم.

روزی، روزگاری زمستان هنگامی، همکارم (بهرام بدخشانی) تماس گرفت که گرفتار است و خواست کمکش کنم. وقتی متوجه شدم که قرار است بقیۀ فیلم تردید با فیلم برداری من ادامه یابد، قبول نکردم که فیلم نصفه، نیمه کار نمی کنم.

آن هنگام که میان اهالی سینما و دوستان سر و صدای تولید فیلم تردید، به کارگردانی واروژ کریم مسیحی، پیچیده بود، خیلی دلم می خواست فیلم تردید را به دلیل دغدغه هایی که در تئاتر داشتم فیلم برداری کنم. چرا که آنچه در دوران تحصیلم خوانده بودم تئاتر بود و اینکه فیلم تردید اقتباسی بود از نمایشنامۀ هملت ویلیام شکسپیر. شوق آن داشتم که کاش فیلم را من فیلم برداری می کردم.

از آنجا که هنوز یک سری مناسبات غلط در سینما علایق آدمی را سرکوب می کند و متأسفانه هنوز این مناسبات به بدنۀ سینمای ایران عینهو کنه چسبیده و حالا حالاها هم جدا نمی شود، به این آرزو نرسیدم.

به هر حال همکار عزیزم دعوت کرد بروم سر صحنه و آنجا بود که بعد از یکی دو جلسه متوجۀ بحران حاکم بر فیلم و فیلم برداری شدم. تا زمان جا به جایی چند شبی گذشت و خواب به چشمم نیامد. دائم فکر می کردم که چه می شود؟ چه می گویند؟ و حالا چه باید کرد؟ و آخر هم به دلیل شیفتگی های نمایش هملت و شوقی که به آن داشتم، پیشنهاد را پذیرفتم و آستین بالا زدم، وارد گود شدم. آنقدر فرصت نبود تا کم کم و به مرور، آن هم مور مور با کارگردان و فضای کار آشنا شوم، در همان یکی دو روز اول هر دو به این رسیدیم که از تعارف و تعارفات بکاهیم و کار را تمام کنیم، که چنین هم شد.

به دلیل نوع کار و اشتیاقی که در من بود روز به روز سرعت کار بهتر و بیشتر می شد و حالا انگار من و واروژ شده بودیم دوستان هزار ساله.

سینما در اکثر انسان ها صفات خوب آدمی را بارور می کند. صبوری، تحمل، حوصله و برخورد خوب و مناسب با همه از خصوصیاتی است که در سینما یاد گرفتم و در این فیلم بهترش را از واروژ. صبور، آرام، پرحوصله و مدیر.

با همۀ بازیگران، اگر کار نکرده بودم، آشنا بودم و شدم. حرفۀ ما اگر رابطۀ مستقیم با بازیگران ندارد، اما بی ربط هم نیست، کار ما فقط این نیست که چشم را پشت ویزور[2] بگذاریم و بس. ارتباط با کارگردان، دستیاران، طراح صحنه، گریم، صدا و بازیگران و پشت دوربین نشستن و پلان گرفتن یک سو، انرژی فکری و فیزیکی که با هم، هنگام برداشت از یک پلان به کار می گیریم از سوی دیگر. همۀ این دو نیرو را باید آنچنان به کار گیری تا اشتباهی رخ ندهد، که اشتباه فیلم بردار، خُسران و زیان به روند تولید فیلم است.

معتقدم که تولید فیلم (اگر بپذیریم که سینما صنعت است) چرخ دندۀ کوچک ساعت است که چرخ دنده های بزرگ (کارگردانی، صحنه، چهره پردازی، فیلم برداری و…) را به حرکت می اندازد و اگر همان چرخ دندۀ کوچک لنگ بزند، مابقی هم لنگ می زنند و ثانیه ها، دقیقه ها و روزها عقب می افتیم و اگر تولید سامان یابد لحظه ها، روزها و هفته ها به سرعت سپری می شوند. این یک تعریف مکانیکی از تولید سینماست. تعریف بنیادی سینما از نگاه من این است که: ((سینما حاصل تلاش دسته جمعی گروهی برای تولید کاری خلاقه به رهبری کارگردان است)).

زنده یاد علی حاتمی می گفت: ((سینمای ما همه چیز دارد غیر از نظم و انضباط)).

این دو واژه را که از سینما و روند تولیدش بگیری، می شود سینمای پویا و بالنده.

گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
وین عالَم بی اصل را چون ذره ها بر هم زند

((مولانا))

باید عاشق بود تا انجام کاری هرچند سخت، آسان شود. این عشق در بنیادت ریشه می دواند و کاری می کند کارستان. باید عاشق باشی تا خلق کنی و عاشق بودن راهی است بس دشوار و نا همگون.

حالا که فرصت است از اوضاع و احوال فیلم سازی در ایران مختصری دردِ دل کنم که به فیلم تردید هم ربط دارد. می روی در محلی که قرار است فیلم برداری کنی، دوربین را نگذاشته می آیند، می گویند دو روز دیگر اینجا نمایشگاه بر پا می شود! خُب قرار است یک هفته کار کنیم، چه می شود؟ جای دیگر می روی هنوز دو پلان نگرفتی یکی می آید می گوید دار و بساطتان را جمع کنید و بروید. اینجا توریست می آید و شما مزاحمید. می گویی نامه داریم، دست خط داریم، امضاء داریم. اما انگار نه انگار. پرس و جو که می کنی می گویند آقا از حراست آمده، مأمور است و معذور! و ما که بیشتر حواسمان باید حول و حوش کار خودمان باشد، حواسمان دائم به حواشی بیهودۀ دور و برمان است. خُب یک ذهن آشفته و درگیر با مسائل پیش پا افتاده چگونه می تواند کار کند؟

برف، باران، باد و طوفان عوامل طبیعی است که یک جور گاهی دردسر و گاهی برای کار ما موهبت است. حتی برف و باران آن قدر مزاحم نیستند.

در فیلم تردید بدون تردید برای من فرصتی بود که با کارگردان پردۀ آخر تجربۀ جدیدی داشته باشم. فرصتی بود که دوباره آثار کارگردانان بزرگ سینما و تئاتر را که هملت های گونه گون را ساخته بودند، بازبینی کنم. تجربه ای بود گران که ارزش هایش برای من بسیار اهمیت داشت. بهترینش این بود که از واروژ کریم مسیحی بسیار یاد گرفتم.

هستند کسانی که هر از چند گاهی می آیند و فیلمی می سازند ماندگار و مانا. می روند تا دُور بعد، تا گاهِ دیگر و همچنان ماندگار و پایدار.

دیگر نمی دانم چه بنویسم. از خویش بنویسم خودستایی است. از واروژ بنویسم تلقی می شود تملق است. از دیگران بنویسم می گویند زبان تلخ است! پس چه بنویسم تند نباشد، معقول باشد و بی رگ هم نباشد.

می گویند: ((کار آن کرد که تمام کرد)) و واروژ بدون تردید، تردید را تمام کرد. من و او کنار هم گام به گام پیش رفتیم.

آرزو می کنم شرایط سینمای ایران آنچنان بهبود یابد که واروژ کریم مسیحی بتواند باز هم فیلم بسازد.

پی نوشت ها:

  1. فیلم بردار فیلم تردید
  2. Visor

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 49
سال سیزدهم | پاییز 1388 | 208 صفحه
در این شماره می خوانید:

زندگینامه /… شیدا و بهت زده حرف های او بودم

نویسنده: زاون قوکاسیان واروژ کریم‌مسیحی در 1331 در شهر اراک به ‌دنیا آمد. در کنار دو خواهر و یک برادر دیگر، او بزرگترین فرزند خانواده بود. او در 1360 ازدواج کرد و حاصل...

خلاصه فیلمنامه تردید

سیاوش روزبهان (بهرام رادان)، مرگ پدرش را در اثر خودکشی باور ندارد و از ازدواج مادر (آتش گرکانی) و عمویش (علیرضا شجاع نوری)، در حالی که مدت زیادی از مرگ پدرش نگذشته،...

شناسنامه فیلم تردید

بازیگران بهرام رادان                                          سیاوش ترانه علیدوستی                                   مهتاب حامد...

سکانس منتخب از فیلم تردید

62- اتاق طلعت [ادامه] طلعت از داخل در را قفل می كند و از همان ابتدا با هجوم به طرف سیاوش حرف هایش را شروع می كند. سیاوش عقب عقب می رود و بالأخره ناخواسته در مبلی می...

در ستایش تردید و گذر از آن

نویسنده: بهرام بیضایی واروژ کریم مسیحی میان اهالی سینمای ایران به دلیلِ آن کسی که هست یکی از دوست داشتنی ترین هاست، گرچه به دلایل شناسنامه ای، در نگاه بخش رسمی، ستایش...

به امید روزی که واروژهایمان هر سال فیلم بسازند

نویسنده: بهرام رادان نام واروژ کریم مسیحی شاید اولین اسمی بود که من در دوران نونهالی ام به منزلۀ کارگردان سینما شنیدم. زمان اکران پردۀ آخر حدوداً دوازده ساله بودم و...

تردید،بخشی از زندگی

نویسنده: علیرضا شجاع نوری وقتی واروژ به من گفت که در فیلم تردید ایفای نقش کنم قبل از اینکه فیلمنامه را بخوانم از خودش پرسیدم: ((به نظر تو، من این نقش را بازی کنم یا...

تردید از دیروز تا فردا،تا همیشه / گفتگو با محمد مطیع

نویسنده: زاون قوکاسیان محمد مطیع را در اولین فیلم نیمه‌بلند واروژ کریم‌مسیحی، سلندر، در نقش ماندگار مغول مهاجم دیدیم و حالا بعد از 27 سال بار دیگر او را در نقش ماندگار...

ارزش بسیار برای سهمی کوچک

نویسنده: مهتاب کرامتی همۀ ما از سینماهای دهۀ شصت و اوایل دهۀ هفتاد خاطراتی داریم، از فیلم های خوب و خاطره انگیزی که هر کدام آبرو و اعتبار سینمای ما بوده و هستند، از...

معجونی از مولفه های سینمایی

نویسنده: کاوه کاویان در طول جنشوارۀ فجر سال گذشته، برخی از منتقدان اغلب جوان که معمولاً دنبال ایرادهای بنی اسرائیلی هستند بر این نکته پا فشاری داشتند حال که واروژ بعد...

هزار نقش بر آرد زمانه و نبود – کی چنان که در آیینه تصور ماست

نویسنده: آتش گرکانی پس از 24 سال اقامت در امریکا به ایران آمده بودم که خواهرم، توفان، به من گفت که یکی از دوستان مشترک او و برادرم، همایون ارشادی، پیشنهاد بازی در فیلم...

هنوز تردید را ندیده ام

نویسنده: سهراب زمان هیلدا اوهان، بازیگر نقش آنا جان در فیلم تردید، را بالأخره در ایروان یافتم. او که آمادۀ ایفای نقش در فیلم تازه اش، یک چیز کوچک، بود از نمایش فیلم...

متاسفم که نشد کل فیلم را خودم باشم / گفتگو با بهرام بدخشانی

نویسنده: زاون قوکاسیان بهرام بدخشانی یکی از بهترین فیلم برداران سینمای امروز ایران است و حضورش در گروه سازندگان فیلم تردید از نقاط قوت این فیلم محسوب می‌شود. زمان...

جز آستان توام در جهان پناهی نیست

نویسنده: شاپور پورامین عزیز نازنینم زاون قوکاسیان گفت مطلبی کوتاه و در خور فیلم تردید بنویسم. پذیرفتم و به دیدۀ منت قبول کردم. اما چه بنویسم که به جایی یا کسی بر نخورد،...

حاصلی از همدلی،رفاقت و دوستی

نویسنده: محمد رضاقومی غیبت طولانی واروژ کریم مسیحی و انتظار دیدن فیلم تازه‌ای از او هر علاقه مند به سینما را بر آن می‌دارد که مشتاقانه برای دیدن فیلم بلند این کارگردان...

سکوتی که شکسته شد

نویسنده: نادر رضایی تردید بهانه ای است برای روایت آنچه بارها نگاه کرده ایم و ندیده ایم و آنچه گوش کرده ایم و نشنیده ایم. مسببی است با صلابت نگاه به اتفاقی مکرر در تاریخ...

هملت بانان و نوشابه اضافی

نویسنده: علی صمدپور مشغول کار و در حال و هوایی دیگر بودم. یادم هست در راهروی باریک آپارتمان گوشی را گرفتم و صدای محمدرضا درویشی را شنیدم. بی درنگی گفت: ((علی جان وقت...

با تردید،تردید را آغاز کردم

نویسنده: پرویز آبنار پس از گذشت تقریباً دو دهه از ساخت فیلم پردۀ آخر خبر ساختن فیلم تردید واروژ کریم مسیحی را شنیدم ولی با تردید؟!! تا اینکه فیلم برداری با وقفه ای...

چگونه تردید تردید شد!

نویسنده: سعید سعدی تردید فیلمی است که پس از هفده سال دوری واروژ کریم مسیحی از عالم کارگردانی، با فیلم به یادماندنی پردۀ آخر، ساخته شد، فیلمی که تمام دوستداران و علاقه...

تردید،داستان کوه و زایش غول

نویسنده: جمشید ارجمند پیکرۀ سینمایی یا بهتر است بگویم پیکرۀ فیلمی هر کشوری، که خود را صاحب سنت سینما می داند، باید طیف های وسیعی از ژانرهای سینمایی را دربر بگیرد تا...

دنیای رازآمیز واروژ

نویسنده: احمد طالبی نژاد از فیلم سلندر سومین اثر کوتاه واروژ، چیز زیادی در ذهنم نیست جز اینکه محمد مطیع، تنها بازیگر فیلم (احتمالاً)، در هیبت یک سامورایی خسته در...

چگونه یادگرفتم از نگرانی دست بردارم و به تردید عشق بورزم

نویسنده: محمد سعید محصصی واروژ کريم‌مسيحي با نخستين کارش، سلندر، دلبستگي خود را به استادش، بهرام بيضايي، با سربلندي اعلام کرد و اکنون هم گويي ابايي ندارد که خود را...

تردید در پرده آخر / یادداشتی بر تردید ساخته واروژ کریم مسیحی

نویسنده: علیرضا منجمی ما راوي جهان نيستيمو جهان بي رحم تر از آن استکه روايت بي وقفه اش رابه خاطر مالحظه اي قطع کند                                 حافظ موسوی اگر...

فیلم (ساختن) یا (نساختن) مسئله این است

نویسنده: مینو فرشچی چند کارگردان را می شناسید که در کارنامۀ خود دو فیلم مهم و تحسین شده در جشنواره های معتبر داخلی (خصوصاً جشنوارۀ فجر) داشته باشند؟ کم تر از 10...

هنر تلفیق در سینما

نویسنده: لیدا بربریان همانطور که شکسپیر در خلق آثار خود از گنجینۀ دوران کهن، کتب مورخان، ادبیات قرون وسطی، تجدید حیات، حوادث عصر خود و فلسفه سود جسته و تمامی آنها را با...

تردید،سنگ محکی بر فرهنگ

نویسنده: علی مغازه ای تردید، فیلمی است که به اندازۀ ساخت دو یا شاید سه فیلم، از جنس کار خود کریم مسیحی، کار و انرژی برده است. دو باری که این فیلم را دیدم، اکران جشنواره...

جستجوی سلامت نگاه واوژ،میزگردی درباره تردید

نویسنده: زاون قوکاسیان تردید را اولین بار در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر و برای دومین بار قبل از اکران در یک جمع چهار نفره به صورت خصوصی در دفتر کار تهیه...

یادم می آید …

نویسنده: حسن فارسی چند روزی پیش دوست گرامی‌ام، زاون قوکاسیان، به ‌من، که چند ماهی است خارج از ایرانم، زنگی زد و خواست تا به‌دلیل سال‌ها دوستی با واروژ و همکاری با او در...

واروژانه

نویسنده: امرالله احمد جو ـ خدا نخواسته اگر واروژ کریم مسیحی را نداشتیم یک فیلم ساز خوب کم داشتیم اما اگر تو را خدا خواسته نداشتیم، چه غم داشتیم؟ خیلی هم بهتر بود. نه...