گفت و گو با زاروهی باتویان، وزیرکار و امور اجتماعی ارمنستان

نویسنده:گریگور قضاریان


فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 90-89

اشاره
ماری کوری(1)، مادر ترزا(2)، دیانا آبکار(3) و زینب پاشا(4). فصل مشترک این زنان، تأثیرگذاری و تسلیم‌ناپذیری آنان است و اما هلن کلر(5) و فریدا کالو(6) زنان تأثیرگذار و تسلیم‌ناپذیری بودند که معلولیت نیز داشتند.

زاروهی باتویاناین فهـرست را مـی‌توان همچـنان ادامـه داد. در تاریـخ بشر، کم نبودند زنان سرشنـاس و موفقی که با وجـود زن بودن و تبعیض‌های متداول دنیای مرد‌سالار به طور مستمر، برای رفاه نوع بشر در تلاش و مبارزه بودند و با وجود موانع فراوان آن‌گونه زندگی کردند که خود خواستند. زنان دیگری نیز در دیگر حوزه‌ها، از سیاست گرفته تا ادبیات و فعالیت مدنی، کوشیدند تا دنیا را مکان بهتری برای زندگی دیگران بسازند. این زنان سهم خود را در ساختن تاریخ داشتند اما برای زنان کم توان و معلول اوضاع متفاوت است. آنان یا باید آن‌گونه که دیگران ازآنها انتظار دارند زندگی کنند و یا باید ‌برای دستیابی به زندگی‌ای که خود را سزاوار آن می‌دانند مبارزه کنند.

 زاروهی باتویان شاید مثال روشن و زنده‌ای از این زنان باشد. او با تلاش‌های فراوان، تسلیم نشدن و مبارزه و نادیده گرفتن  معلولیت توانست در زندگی پیشرفت کند و  به موفقیت برسد تا جایی که امروز در سمت وزیر کار و امور اجتماعی جمهوری ارمنستان انجام وظیفه می‌کند.

خانم باتویان متولد 1979م در ایروان است. او از کودکی دارای معلولیت حرکتی بود و به همین دلیل دوران تحصیل خود را در منزل گذراند. باتویان از همان دوران نوجوانی فعالیت‌های اجتماعی‌اش را شروع کرد و سردبیر ماهنامه آفتابگردان شد. آفتابگردان نشریه‌ای برای کودکان و نوجوانان است که خود آنان مطالب آن را می‌نویسند و تهیه می‌کنند.

پس از پایان تحصیلات متوسطه، باتویان با هدف کسب تخصص و دانش، تصمیم به ادامه تحصیل در دانشگاه گرفت و سرانجام، از دانشگاه دولتی ایروان با درجه کارشناسی ارشد در رشته روزنامه‌نگاری فارغ‌التحصیل شد. از همان دوران دانشجویی در مؤسسات و نهادهای گوناگون برای دفاع از حقوق زنان و معلولان فعالیت داشت. او در مقام کارشناس مسائل معلولان با برنامه عمران سازمان ملل متحد و چندین سازمان بین‌المللی دیگر همکاری کرده. همچنین، برای دفاع از حقوق معلولان، با کمک جمعی از دوستان، سازمانی نیز بنا نهاده است. وی پس از چندی در مقام فعال مدنی و مدافع حقوق زنان و افراد کم توان وارد عرصه سیاست شد. در 2017م، به مدت یک سال عضو شورای شهر ایروان بود و در انقلاب و تحولات سیاسی 2018م، حضوری فعال داشت. با روی کار آمدن آقای نیکول پاشینیان  در سمت نخست وزیر جدید، خانم زاروهی باتویان،  ابتدا به سمت معاون وزارت کار و امور اجتماعی برگزیده شد و از ژانویه 2019م، در مقام وزیر کار و امور اجتماعی جمهوری ارمنستان مشغول به فعالیت است.

به دعوت آقای محمد شریعتمداری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی جمهوری اسلامی ایران، در دی ماه  1398ش/ دسامبر 2019م، خانم باتویان در رأس هیئتی به تهران سفر کرد. از این فرصت استفاده کرده و گفت و گوی کوتاهی را با ایشان ترتیب دادیم.

● گریگور قضاریان:آیا در جایگاه یک زن و فـردی که دارای معلولیـت است تاکنـون با چالشها یا موانعـی روبهرو شـدهاید کـه شما را از دستـرسی بـه اهدافتان باز دارند؟

گریگور قضاریان در کنار زاروهی باتویان

■ زاروهی باتـویان: در جایـگاه یـک زن خـیـر چـون از همـان دوران خـردسالی فـضای خانـه مـا و نـوع تربیت و برخورد والدیـن مـن طـوری بـود کـه من به عنوان دختر، تبعیضی احساس نکردم. ما سه خواهر بودیم و پدرم ـ که البته او را در ده سالگی از دست دادم ـ دخترانش را خیلی دوست داشت ولی در جایگاه یک کودک، نوجوان و جوان دارای معلولیت حرکتی، مشکلات بسیاری داشتم. برای مثال، درحمل و نقل شهری تسیهلات نبود و من نتوانستم در مدرسه تحصیل کنم و تحصیلاتم را در خانه گذراندم. هر زمان که می‌خواستم از خانه خارج شوم تنها نمی‌توانستم بیرون بروم. لازم بود یکی از اعضای خانواده یا دوستانم من را همراهی کنند و آنها مجبور بودند برنامه‌های روزمره زندگی‌شان را با من هماهنگ کنند. البته، وقتی مشغول به کار شدم توانستم تا حدودی استقلال پیدا کنم و همکارانم به من کمک می‌کردند . این مسئله برای یک فرد معلول خیلی مهم است که بتواند استقلال داشته باشد، مستقل از اعضای خانواده باشد و فقط و فقط وابسته به محیط  و اعضای خانواده نباشد بلکه در اجتماع نیز پذیرفته شود ولی وقتی وارد اجتماع و محیط کار می‌شوی مشکلات یا موانع به گونه‌ای دیگر هستند. امکانات و فضای محیط کار باید با توانایی‌ها و وضعیت فرد معلول تناسب داشته باشد. کوچک‌ترین مثال وجود پله و بالا رفتن از آن است یا سوار وپیاده شدن از خودرو یا وجود خودرویی که مناسب باشد و … . اینها چیزهایی هستند که برای فردی که معلولیت حرکتی ندارد شاید اصلاً دیده نشود. البته، اطرافیان و دوستان و همکاران من همیشه آماده کمک و همیاری هستند. اینکه یک فرد معلول متوجه شود که از طرف اطرافیان و اجتماعش پذیرفته می‌شود و رفتارهای مناسبی را ببیند خیلی مهم است و باعث می شود که ناتوانی خود را  احساس نکند.

در هیئت وزیران، من تنها وزیر زن هستم. به نظر من لازم است که زنان بیشتر در سمت‌های مدیریتی یا سمت‌های ستادی  و صنفی حضور داشته باشند. زنان به گونه‌ای دیگر به مسائل نگاه می‌کنند. وجود زنان در جمع کاری مردان باعث تعادل در برخوردها و رفتارها چه در مردان و چه در زنان می‌شود. من خودم شخصاً در هیئت وزیران و در جلسات کاری مدام در مورد تساوی حقوق زن و مرد و فرصت‌های برابر صحبت می‌کنم و زنان را ترغیب می‌کنم که وارد عمل شوند. تأثیر گفته‌ها و تلاش‌های خودم را هم می‌بینم به طوری که مردان همکار من، که شاید قبلاً درباره این مسائل فکر یا صحبت نمی‌کردند، اکنون خودشان این مسائل را عنوان می‌کنند. در وزارتخانه نیز، غیر از حرف، عمل هم می‌کنم. دستورالعمل‌هایی  را تدوین و از وضع قوانین درباره حقوق زنان و معلولان در حد لازم حمایت‌ می‌کنم.

‏● در کل جهان زنان دارای معلولیت، آن چنان که باید حضور یا مشارکت فعال ندارند. دلیل آن را در چه می بینید؟

 اولین مسئله به نظر من وجود محدودیت‌های محیطی و برخوردهای اجتماعی است. افراد معلول باید امکان تحصیل و آموزش داشته باشند. امکان کسب مهارت و تخصص داشته باشند. برای داشتن یک شغل یا ورود به یک عرصه کاری تخصص و مهارت لازم است. بدون تحصیلات و آموزش این امر میسر نمی‌شود. مدارس و مراکز تحصیلات عالی باید این امکان را برای افراد معلول فراهم کنند. مسئله دوم ،خانواده و محیط اطراف فرد معلول است. خانواده باید فرد را ترغیب کند و نقش مشوق را داشته باشد. لازم است اعضای خانواده با فرد معلول همکاری و همدلی داشته باشند و شکیبایی بیشتری از خود نشان دهند. بعد از محیط خانواده، بحث اجتماع به منزله خانواده بزرگ‌تر مطرح است. رفتارها و نگرش‌های آدم‌ها و اعضای جامعه، هم نسبت به فرد معلول و هم زن، در تعاملات شخص اثر می‌گذارد. اینکه ما همه برابر هستیم و از فرصت‌های یکسان باید برخوردار باشیم و همه ما دلمان می‌خواهد که زندگی بهتری داشته باشیم به جنسیت یا توان جسمی و ذهنی ربطی ندارد. به نظر من صرف نبودن موانع و محدودیت‌ها شرط کافی نیست. در کنار آن، لازم است که اجتماع و محیط، هم برای زنان و هم برای افراد کم‌توان و معلول، نقش ترغیب کننده داشته باشد و ایجاد انگیزه کند. من زنان بسیاری را با تخصص‌های بالا می‌بینم و آنها را ترغیب می‌کنم که وارد وزارتخانه شوند چون ما به تخصص‌های آنها نیاز داریم ولی بیشتر آنها به علت وضعیت خانوادگی از قبول مسئولیت‌های اجتماعی خودداری می‌کنند. به نظر من نگرش‌ها هم باید تغییر کند، هم از سوی مردان و هم از سوی زنان.

● به افراد معلولی که تمایل دارند وارد اجتماع شوند و مشارکت اجتماعی داشته باشند چه توصیهای می کنید؟

■ این گونه افراد در اغلب موارد قبل از اینکه وارد اجتماع شوند و مشارکت اجتماعی داشته باشند و یا به کاری مشغول شوند این تمایل یا آرزو را دارند که درمان شوند تا بتوانند توان خود را بازیابند و سپس وارد اجتماع شوند. به باور من داشتن چنین نگرش و طرز فکری اتلاف وقت است و باعث از دست رفتن فرصت‌ها و اخلال در روند زندگی می‌شود.

افراد معلول یا کم‌توان باید به این فکر کنند که آنها هم حق حیات دارند و باید، از زندگی و موهبت‌های آن لذت ببرند. به آنچه که علاقه دارند بپردازند و در زمینه‌های مختلف، خود را بیازمایند چون تنها ازاین طریق است که می‌توانند جایگاه خود را در اجتماع پیدا کنند. افراد معلول و کم‌توان اغلب در ذهنشان محدودیت‌هایی برای خود قائل هستند اما نباید اجازه دهند که این طرز فکر در آنها هراس ایجاد کند. آنها باید اعتماد به نفس داشته باشند چون تا آدم خودش به خودش کمک نکند کس دیگری نمی‌تواند به او کمک کند. این مسئله هم درباره زنان و هم درباره افراد دارای معلولیت صادق است.

● افراد معلول و ناتوان دنیا را چگونه می بینند؟

■ افراد معلول یا کم‌توان در اغلب موارد عادت کرده‌اند که دیگران درباره آنها نظر بدهند، دیگران به آنها توصیه‌هایی کنند و خوب و بد را برای آنها تشخیص دهند در حالی‌که به عقیده من افراد معلول خودشان بهتر از هر شخص دیگری می‌توانند تشخیص دهند که چه چیز برای آنها مناسب است یا مناسب نیست، به چه چیزی نیاز دارند یا نیاز ندارند. نیازهای یک مرد کم‌توان با نیازهای یک زن کم‌توان متفاوت است و مهم است که این گونه افراد خودشان نیازها و خواسته‌های خود را مطرح کنند. خودشان نیز در کنار دیگران از حقوق خودشان دفاع و از خواسته‌هایشان حمایت کنند. افراد معلول عموماً خودشان را با افراد سالم مقایسه می‌کنند و افسوس می‌خوردند که چرا از سلامت کامل برخوردار نیستند. به نظر من به جای چنین فکرهایی این‌گونه افراد به تحصیل فکر کنند. به این بیندیشند که چگونه می‌توانند سعادت و بهروزی برای خود ایجاد کنند. به پیشرفت و ترقی در زندگی فکر کنند. به این بیندیشند که در عین داشتن محدودیت‌های جسمانی چگونه می‌توانند انسانهایی آزاد و مستقل باشند.

● شما سالهاست ک در دفاع از حقوق افراد دارای معلولیت تلاش میکنید و از فعالان این حوزه هستید با چه انگیزهای فعالیت در این زمینه را شروع کردید؟

■ من هم مانند بیشتر افراد معلول در ابتدا منفعل و بی‌تفاوت بودم ولی زمانی که وارد سازمان مردم نهاد پل امید شدم ـ که سازمانی برای دفاع از حقوق کودکان و جوانان کم‌توان و معلول است ـ به فعالیت‌های اجتماعی پرداختم و مسئولیت‌هایی به من واگذار شد. مسئولان آنجا دائم این را به من می‌گفتند: «ما به تو اعتماد داریم» و به این ترتیب، حس مسئولیت و اعتماد به نفس من را بالا می‌بردند. به تدریج، من هم شروع کردم به فکر کردن درباره دیگران، نیازهای دیگران و دفاع از حقوق دیگران دغدغه فکری من نیز شد. وقتی درباره دیگران فکر می‌کنی رفته رفته می‌توانی رسالت و جایگاه خودت را هم پیدا کنی. همین روند را امروز هم، که در مقام وزیر مشغول به خدمت هستم، ادامه می‌دهم. من همیشه در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها از زنان و افراد دارای معلولیت تقاضای مشارکت  می‌کنم.

● در مقام وزیر کار و امور اجتماعی جمهوری ارمنستان سفرتان را به ایران چگونه ارزیابی میکنید؟

■ سفری تأثیر‌گذار و مفید بود. بازدیدها و ملاقات‌های مفید و جالبی داشتم. درزمینه اشتغال‌زایی و آموزش‌های فنی ـ حرفه‌ای می‌توانیم درارمنستان از تجارب ایران بهره ببریم. ایران کشور بزرگی است با منابع عظیم. حجم و مقیاس فعالیت‌هایی که در ایران صورت می‌گیرد با ارمنستان قابل مقایسه نیست ولی ما هم در کشور خودمان در مقیاس کوچک‌تر دست به همین فعالیت‌ها و اقدامات می‌زنیم. بازدیدی که از مرکز ضایعات نخاعی داشتم بی‌نظیر بود. افسوس که مدت زمان بازدید کوتاه بود. در آنجا، بار دیگر توجه من به این واقعیت جلب شد که خواسته‌ها و نیازهای ما به عنوان افراد کم‌توان و دارای معلولیت، یکسان هستند. فارغ از ملیت، دین و موقعیت اجتماعی ما شبیه یکدیگر هستیم.

وضعیت معلولان در دنیای امروز

از آنجایی که جوامع و کشورهای گوناگون تعاریف متفاوتی از معلولیت و ناتوانی دارند به دست آوردن آمار دقیق تعداد معلولان و افراد کم‌توان در جهان مشکل است. ناتوانی تنها مسئله‌ای مربوط به سلامت جسمانی نیست. پدیده‌ای است پیچیده که انعکاسی از تعاملات جسم و روح و ذهن انسان با اجتماعی است که در آن زندگی می‌کند.

طبق آمار سازمان بهداشت جهانی 15درصد جمعیت جهان، یعنی بیش از یک میلیارد نفر، معلول هستند. این آمار در کشورهای درحال توسعه به دلیل مدیریت نامناسب بلایای طبیعی، رعایت نکردن نکات ایمنی و بهداشتی در حد لازم و آسیب‌های اجتماعی، بالاتر نیز هست و از هر 5 نفر یک نفر دارای معلولیت است.

طبق آمار یونسکو 97درصد افراد معلول از نعمت سواد محروم‌اند. این رقم در بین زنان معلول 99درصد است. 40 درصد معلولان از حمایت‌های کافی برای برآورده کردن احتیاجات روزمره خود برخوردار نیستند. 52 درصد مردان و 20درصد زنان معلول شاغل‌اند. این رقم برای مردان سالم 65 درصد و برای زنان سالم 30درصد است.

به گفته سازمان بهداشت جهانی عامل جنسیت و ناتوانی سبب شده که زنان معلول از نظر خدمات اجتماعی، ازدواج و تحصیلات دچار تبعیض مضاعف باشند. در بازار کار نیز جای خاصی برای زنان معلول نیست و قوانینی که از این قشر از جامعه حمایت‌ کند وجود ندارد. معمولاً زنان معلول حقوق کمتری از مردان معلول دریافت می‌کنند؛ برای مثال، در ایالات متحده امریکا حقوق مردان معلول 54درصد بیشتر از زنان معلول است.

با وجوداینکه دهه‌هاست شاهد جنبش‌های متعددی در جهان برای دفاع از حقوق زنان یا افراد دارای معلولیت هستیم و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی محلی یا مردم نهاد فراوانی در این عرصه فعالیت دارند و کنوانسیون‌ها و معاهدات فراوانی دراین زمینه به امضا رسیده است ـ از جمله کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان(7) یا کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت(8) ـ به نظر می‌رسد تا آگاهی از مفهوم فرصت‌های برابر، احترام گذاشتن به تفاوت‌ها و تساوی حقوق میان زنان و مردان و افراد کم‌توان و افراد سالم، راهی طولانی در پیش است.

پی‌نوشت‌ها: ‏ ‏

Marie Curie (1867 ـ1934م)، فیزیک‌دان و شیمی‌دان لهستانی کاشف عنصرهای پلوتونیوم و رادیوم و نخستین زنی که جایزه نوبل دریافت کرد.

Mary Teresa Bojaxhiu (1910 ـ 1997م)، ماری ترزا بویاجیو، راهبه آلبانیایی کلیسای کاتولیک که در 1997م به خاطر خدمات انسان‌دوستانه و انجام امور خیریه جایزه نوبل دریافت کرد.

Diana Abgar (1859 ـ 1937م)، اولین دیپلمات و سفیر زن جهان و سفیر نخستین جمهوری ارمنستان در ژاپن

از فعالان نهضت تنباکو در زمان ناصرالدین شاه (زاده تبریز)

Helen Keller (1880 ـ 1968م)، نویسنده زن نابینا و ناشنوا و فعال سیاسی امریکایی

Frida kahlo de Rivera (1907ـ 1954م)، نقاش مکزیکی و یکی از زنان برجسته در تاریخ هنر معاصر به ویژه برای خود‌نگاره‌های خاص و ترسیم و معرفی هنرمندانه مکزیک در آثارش ،کالو دارای معلولیت فلج اطفال بود.

(Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women (CEDAW، پذیرفته شده در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 1979م

Convention on the Rights of Persons with Disabilities (CRPD)، پذیرفته شده در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 2006م

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 90-89 

سال بیست و سوم  |پاییز و زمستان 1399 | 214 صفحه
در این شماره می خوانید:

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 89 و 90

سال بیست و سوم | پاییز و زمستان 1398 | 214 صفحهجهت مشاهده و ورق زدن صفحاتروی تصویر زیر کلیک کنید.در این شماره می خوانید: 1- نگاهی به تاریخ دودمان اوربلیان | آرپی...