نویسنده: مهران شیراوند

مقدمه

روابط ایران و ارمنستان از نظر تاریخی یکی از قدیمی ترین و طولانی ترین روابط میان ملت هاست. سابقۀ روابط این دو کشور همسایه به حدود سه هزار سال پیش برمی گردد و تاریخ ارمنستان را نمی توان بدون آشنایی با تاریخ ایران به طور دقیق مورد مطالعه قرار داد.

ریشه های عمیق روابط تاریخی، فرهنگی و رفتاری چنان در عمق جان دو ملت ریشه دوانیده که فقط می توان آن را به یک روح در دو تن تشبیه کرد. با توجه به فراز و نشیب های تاریخی بین دو کشور و دست به دست شدن سرزمین ارمنستان بین امپراتوری های عظیم آن دوران، یعنی امپراتوری روم و یونان و امپراتوری ایران، هیچ گاه ملت ارمنستان هویت واقعی خود را از دست نداده و همواره عناصر محکم دین، فرهنگ، هنر و زبان باعث حفظ هویت و شخصیت آن شده است.

بر اساس اسناد تاریخی بیشترین ارتباط ملت ارمنستان و تاریخ سرزمین ارمنیان با ایرانیان است تا جایی که این سرزمین محل تلاقی ادیان و فرهنگ های بزرگ گذشته و حال دنیاست، یعنی فرهنگ و تمدن، شرق و غرب. حضور فرهنگ ایرانی، نفوذ زبان و ادبیات فارسی و حضور 1400 کلمۀ فارسی در زبان و ادبیات ارمنی قابل چشم پوشی نیست و حکایت از فرهنگ و تمدنی مشترک با پیشینۀ بلند تاریخی دارد. لذا در این نوشته بر آن شدیم تا ضمن کنکاش در تاریخ گذشته و حال به بررسی دو موضوع: 1) حضور فرهنگ ایرانی در تاریخ گذشتۀ ارمنستان و 2) وضعیت و ارتباط فرهنگی بعد از استقلال ارمنستان بپردازیم.

روابط فرهنگی ایران و ارمنستان در عصر کهن

ملت ارمنی، که شاخه ای از خانوادۀ بزرگ ملت های هند و اروپایی است، بر اثر تسلسل اتفاقی اوضاع و احوال و شرایط تاریخی و جغرافیایی در مرز دو قاره قرار گرفته و در سیر قرون و اعصار نقش پیشاهنگ تمدن را در مرز جهان آسیایی بازی کرده است.

آنچه بیش از همه در تاریخ این سرزمین از آن سخن رفته در واقع مبارزات بین غرب و شرق و همچنین مبادلات معمول مابین اروپا و آسیا، یعنی مبادلات فکری و مادی است، که موجب بروز تمدن ها شده اند.

در این مبارزات و مبادلات ارمنستان نقش مهمی داشته است که نمی توان آن را نادیده گرفت. در اثر این کنش ها و واکنش هاست که اندیشه ها و تمدن ها با هم تلاقی داشته اند. چنانچه شارل پگی گفته است: «یک ملت تنها به معنای یک مرز و یک کشور نیست بلکه مقدم بر هر چیز یک رسالت است». در مورد ارمنستان این رسالت عبارت بوده از بازی کردن نقش واسطه بین شرق و غرب ضمن اینکه می کوشیده است تا قضایا را برای هر دو طرف تشریح کند و نبوغ های متضاد لیکن مکمل هم را با هم آشتی دهد.

این نقش را ارمنستان، در عهد باستان، بین روم و ایران اشکانی بازی کرده و در قرون وسطا در بین امپراتوری بیزانس و امپراتوری عرب ادامه داده و سپس در زمان های جدید بین اروپا و شرق مسلمان ایفا کرده.

ملت ارمنی، از آغاز تاریخ خود، با پیوندهایش با امپراتوری های بزرگی که مدت هاست از میان رفته اند، با تأثیری که از تمدن یونان باستان گرفته، با تأثیر نفوذی که امپراتوری های بزرگ ایران، روم و دنیای عرب بر آن داشته و سرانجام با شخصیت قاطعی که مسیحیت به او داده دارای ویژگی های خاصی است که تقریباً منحصر به فرد و متمایز است. [3]

اگر بخواهیم چند سطری در خصوص روابط تاریخی ایران و ارمنستان بنویسیم، همین بس که از دورۀ اشکانیان به این طرف همواره امپراتوری های ایران خواهان استقلال ارمنستان بوده اند. هراند پاسدرماجیان، مورخ مشهور ارمنستان، در کتاب تاریخ ارمنستان به خوبی این موضوع را تحلیل می کند که ملت ارمنستان همواره از سوی امپراتوری های روم و بیزانس مورد حمله و از سوی پادشاهان ایرانی مورد تفقد و مهربانی بوده اند.

آیین دیرین ارمنیان

معتقدات مذهبی ارمنیان در ابتدای استقرارشان در ارمنستان نامعلوم است. بنا به گفتۀ دومورگان نشانه هایی در دست است که بیندیشیم این قوم نیز مانند بسیاری از هم نژادان آریایی خویش دینداری را با پرستش طبیعت آغاز کردند. سپس این مذهب ابتدایی نوعی گرایش به خدا پرستی ملی در آنان ایجاد کرد که بسیاری از خدایان زن و مرد مقتبس از اساطیر یونانی و رومی و شماری از خدایان اساطیر ایرانی نیز در آن داخل شدند. در صف این خدایان الهۀ آبادانی و خرد، آناهیتا و الهۀ عشق و زیبایی (آسدغیک) و خدای دلاوری (واهاگن) قرار داشتند. بعدها، تحت تأثیر حکومت اشکانی، آهورامزدا نیز به مذهب خداپرستی ملی ارمنیان اضافه شد. ژرژ برندس دربارۀ اساطیر اولیۀ ارمنی می گوید:

«وقتی ارمنستان به دین مسیحیت درآمد تنها معابد بت پرستی نبود که خراب شد بلکه اشعاری را که دربارۀ خدایان و قهرمانان سروده شده بود نیز از بین بردند».[4]

چنین بود مذهب ارمنیان تا پایان قرن سوم میلادی که به دین مسیح گرویدند. این مذهب به هیچ وجه بهانۀ اذیت و آزار آنها، از سوی روم و اشکانیان، نبود. چشم پوشی اشکانیان و بی تفاوتی آنها به مذهب باعث شده بود که هیچ وقت مذهب زرتشتی را به ارمنستان تحمیل نکنند. [5]

اما با روی کار آمدن ساسانیان سیاست خودمختاری در ولایات و ایالات از بین رفت و سیاست تمرکز دولت درپی گرفته شد و بر اساس همین سیاست دولت ساسانی به ارمنستان حمله کرد اما از این مطلب نباید گذشت که ایران در زمان ساسانیان به درجۀ والایی از پیشرفت و تحول دست یافت و در زمینه بسیاری از آثار هنری مدیون ساسانیان است. بالاخص، در زمان فیروز ساسانی، که سیاست آزادی مذهب و عقیده را در ممالک تحت فرمانروایی دولت ایران همچون ارمنستان در پیش گرفت و این موضوع سنگ بنای آزادی دینی اقلیت ها را در زمان این امپراتوری فراهم نمود.

این تمدن قهراً روی ارمنستان تأثیر گذاشت چه آن کشور با ساسانیان در ارتباط بود و این ارتباط در حدود دو قرن به طول انجامید.[6]

ارتباط فرهنگی ایران و ارمنستان در دورۀ کهن

در طول دو قرنی که به دنبال مسیحی شدن ارمنستان سپری شد، یعنی در قرن های چهارم و پنجم، ارمنستان به پیشرفت عظیمی در زمینۀ حیات فرهنگی دینی یا تمدن در لوای تأثیر کلیسا رسید، ما شاهد شکوفایی فرهنگ ارمنی هستیم و می بینیم که آن فرهنگ تبدیل به یک فرهنگ اساساً مسیحی می شود.

حیات فرهنگی ارمنستان پیش از پذیرش دین مسیح تابع فرهنگ همسایگان خود یعنی ایران، یونان و روم بود. مظهر فرهنگ اصلی ارمنستان آوازهای عامیانه و اشعار حماسی ساده ای بود که شاعران ملی حماسه سرا سروده بودند. این اشعار حماسی در ستایش خدایان و قهرمانان بودند. چیزی که در ایران هم به چشم می خورد. در این اشعار و این نوع عنصر فرهنگی به خوبی می توان ارتباط فرهنگی ایران را با ارمنستان دریافت.

تحقق مهم ترین مظهر فرهنگی مسیحیت، که همۀ مظاهر دیگر از آن سرچشمه می گیرد، ابداع الفبای ارمنی بود. ساهاک اول مسروپ ماشتوتس، روحانی و دانشمند با فرهنگ را، مأمور ابداع الفبای زبان ارمنی کرد و بدین ترتیب ترجمۀ کتب مقدس به زبان و کتابت ارمنی میسر شد. این اختراع، که در 404م در عهد سلطنت ورامشابوه صورت گرفت، یکی از مهم ترین و مؤثرترین رویدادهای تاریخ ارمنستان است که نه تنها از نظر فرهنگی بلکه از لحاظ سیاسی و حفظ شخصیت و ویژگی های اخلاقی ملت ارمنی نیز سهمی عظیم داشته.

اصولاً مرزهای ژئوپولتیکی پدیده ای جدید است و تا پیش از این دوره ملت های گوناگون این خطۀ جغرافیایی، که خویشاوندی تاریخی و فرهنگی دیر پایی با یکدیگر دارند، دارای مرزهای سیاسی ـ نظامی به گونۀ امروزی نبوده اند.

دیگر مردمان ایرانی و ارمنیان نمی دانستند چگونه و در کجا به مرزهای سرزمین یکدیگر وارد شده اند. شاید اولین مرزبندی ها هم در زمان ساسانیان باشد اما این جنگ ها تأثیری نهایی بر اشتراکات تاریخی و فرهنگی این دو سرزمین به جای ننهاد چنانکه درد های بی شماری در میان ارمنیان و دیگر اقوام ایرانی مشترک است.

بزرگ ترین شاعر، حماسه سرا و موسیقی دان تاریخ ارمنستان، یعنی سایات نوا، سال های سال در دربار کریم خان زند، در شیراز، به سر می برد و تحقیقات موسیقی شناسی نشان می دهد که ریشه هایی از موسیقی قفقاز در مکتب شیراز تداوم یافته. از تأثیر متقابل موسیقی فارسی و موسیقی ارمنی نمی توان به سادگی گذشت؛ برای نمونه، می توان از سازندگان ارمنی آلات موسیقی در ایران همچون ملکم و یحیی و همچنین از اجراهای موسیو هایک و نوازندگی بی مانند و به یاد ماندنی کمانچۀ او در برنامۀ ساز و نغمۀ روح ا… خالقی، در رادیو ایران، نام برد که در حقیقت می توان رشد موسیقی کلاسیک اروپایی و تشکیل ارکستر های بزرگ و ارکستر سمفونیک تهران را با همکاری موسیقی دانان ارمنی دانست.

ایران از آغاز تاریخ خود سرچشمۀ نیکی و قدرت، زیبایی و فضیلت بوده و با اینکه در طول تاریخ پر فراز و نشیب آن اقوام مختلفی بارها به این سرزمین حمله کرده و کوشیده اند آن را نابود کنند این سرزمین استوار پای برجا مانده و مشعل فروزان فرهنگ و تمدن خود را همچنان روشن نگاه داشته و تجلیات روح هنری خود را در هر زمان نمایان کرده. تاریخ ایران تاریخ با عظمت و درخشانی است که پس از ظهور اسلام و پذیرفتن دین اسلام از سوی ایرانیان پای به دنیایی نورانی نهاد و تاریخ جدیدی آغاز شد. تاریخ تنها شرح جنگ ها و خون ریزی ها نیست بلکه آیین زندگی، کردارهای برجسته، اندیشه های بلند، آثار برجا مانده، میزان پرمایگی حیات فردی و گروهی و وجوه عوامل دوره های بلندی و پستی یک مردم و تاریخ واقعی آنهاست.

در خصوص ارتباط فرهنگی ایران و ارمنستان در عصر کهن این مطلب را باید اضافه کرد که نه سلطۀ ایرانیان و نه تسلط اعراب هیچ کدام موجب بروز وقفه ای در فعالیت های فرهنگی و هنری ارمنستان نشدند. از قرن پنجم میلادی به بعد تقسیم سیاسی ارمنستان به دو بخش غربی و شرقی، علاوه بر افتراق فرهنگی، دارای مزایا و محسناتی بود و شاید هم با نقش قابل توجهی که ارمنیان در زمینۀ معماری داشتند مغایر نبود. [7]

در کنار تألیفات تاریخی در زمینۀ فرهنگ و ادب باید به آثار ژان مامیکونیان و نیز آثار ریاضی دان و اخترشناس ارمنی به نام آنانیا شیراکی را بیفزاییم. در قرن هشتم میلادی، علاوه بر تاریخ آلبانها، تألیف موسی کالانکاتوایی و تاریخ جنگهای اعراب، نوشتۀ لئونتیوس، اثری هم از نرسِس سوم در دست داریم. شخص اخیر، که بسیار متفکر و با سواد بوده، آثاری از خود بر جای گذاشته که از فکر و دانشی عمیق حکایت می کند. نامبرده مؤلف شرح و تفسیر قوانین مسیحیت و نامه های مذهبی است که کلیسای ارمنیان را دارای قوانین مذهبی مدون کرده.

علاوه بر اینها، باید پذیرفت که این اختلاط ارمنستان با ایران، در زمانی که امپراتوری ایران به اوج عظمت و شکوفایی خود رسیده بود، در غنی کردن فرهنگ ارمنستان و تکمیل آن سهمی بسزا داشته است. [8]

استرزی گورسکی به نقش هنرمندان و معماران ارمنی در خلق آثار بدیع نیز اشاره می کند. او سهمی را که ارمنستان در آفرینش هنر مسیحایی داشته به دنیا اعلام کرده است و می گوید نقش ارمنستان در این امر با این عوامل توجیه می شود که با دنیای ایرانی در ارتباط بوده، خیلی زود به دین مسیح گرویده و سازندگان و معمارانش هنرمند و با قریحه بودند. [9]

به شرحی که ه. فوسیلون[10] در زمینۀ هنر بیان کرده است: «همسایگی بیش از دشمنی اهمیت دارد سلطه بر ارمنستان را نباید به منزلۀ یک عامل قطع و فصل بلکه باید همچون فرصتی برای وصل و مبادلات تعبیر کرد».

تأثیر تمدن ایران، در کنار نفوذ مداوم مسیحیت، موجب شکوفایی زیبای تمدن ارمنی شده است، تمدنی که در دوران سلطنت باگراتونی ها تجلی می کند و در بخشیدن چهره ای به ارمنستان سهیم بوده که این کشور در ورای قرون داشته و به او اصالت بخشیده است، چهره ای که صورت ترکیب غرب و شرق با هم و خط رابط بین دو فرهنگ بوده و به جای اینکه با آنها مخالف بوده باشد با آنها تکمیل شده است.

از جمله شاهکارهای معماری مذهبی ارمنستان، مربوط به قرن پنجم تا هفتم میلادی، که بعضی از آنها هنوز پابرجا هستند و برخی به حال خرابه افتاده اند به آثار ذیل می توان اشاره کرد: کلیسای بزرگ اجمیادزین، که در پایان قرن پنجم میلادی ساخته شده است ولی در قرن هفتم میلادی تعمیرات و اصلاحات در آن به عمل آمد. معروف است که شاه عباس صفوی چند قطعه از سنگ های پی این کلیسای عظیم را برای ساختن کلیسای ارمنیان به اصفهان منتقل کرده است. [11]

در میان کلیساهای مربوط به قرن ششم میلادی می توان از کلیساهای آشتاراک و آدان واغیوارد نام برد. جاثلیق هایی (گاتوقیگوس هایی) که به دنبال هم در رأس کلیسای ارمنی قرار می گرفتند الهام بخش و سازمان دهندۀ کار بزرگ ساختمان شدند تا جایی که ملت ارمنی به جاثلیق نرسس سوم لقب «شینوغ»، یعنی سازنده، داده است.

تمام این بناهای عظیم هنوز بر فراز ارمنستان استوار مانده اند تا جایی که بناهای کلیسایی ایران نیز متأثر از معماری ارمنیان و گواه این ادعاست که ملت ارمنی سهمی بزرگ در خدمت به فرهنگ داشته و حلقۀ اتصال فرهنگ شرقی ـ غربی بوده است.

جشن های ساسانیان

جشن های سالیانۀ عهد ساسانیان عموماً دارای صورت دهقانی و روستایی بوده و در اصل با امور کشاورزی بستگی داشته است. چون دین رسمی ساسانیان این اعیاد را پذیرفته و هنگام اجرای جشن از یک طرف مراسم مذهبی صورت می گرفت و از طرف دیگر تشریفات و اعمال خاصی انجام می شد. مبدأ این اعمال اعتقاد به سحر و جادو بوده اما کم کم مبدل به رسوم عادی و تفریحات عامیانه شده است.

سال زرتشتیان دوازه ماه دارد که بر هر یک نام یکی از ایزدان بزرگ را نهاده اند. هر ماه نیز سی روز دارد که نام آنها هم مأخوذ از اسامی ایزدان است. اعیاد فصول سال را گاهانبار می گفته اند که تعداد آنها شش عید بوده و هر کدام پنج روز امتداد داشته. ایرانیان عهد ساسانی دارای عید اموات و عید مهرگان یا جشن پاییزی بودند که هر کدام امور و آداب خاصی داشتند.

نوروز در دورۀ ساسانی از اعتبار خاصی در بین همۀ جشن ها برخوردار بود. این جشن در میان ارمنیان (مسیحیان) همان ابتدای سال میلادی یا کریسمس است. این جشن در آغاز سال بود و سال دینی بلافاصله بعد از عید فروردینگان می آمد که در میان ارمنیان نیز چنین است. بعد از سال نو میلادی، به فاصلۀ چند روز، عید پاک (مذهبی) برگزار می شود. به موجب روایات و اسناد در این روز فرخنده هر پادشاه رعایای ممالک خود را قرین شادی و خرمی می کرد و همه به استراحت و شادمانی می پرداختند. در پنجمین روز از اسفندمذ که نام همان ماه را داشت، یک بار دیگر جشن می گرفتند که آن را مزگیران می گفتند، به معنی دریافت مژدگانی. این جشن در اوایل دورۀ اسلامی در شهرهای اصفهان، ری و دیگر نواحی بر پا می شد. مزگیران جشن زنان بود. در این روز مردان به همسران خود هدایای نفیس می دادند.

جشن نوروز در ایران و ارمنستان سیزده روز است و در روز سیزدهم مردم برای رهایی از نحسی به صحرا و دشت می روند و به شادی و شادمانی می پردازند.

از مهم ترین جشن های ایرانی می توان به فروردین گان، اردیبهشتگان، خردادگان، تیرگان و از مهم ترین جشن های ارمنیان تا به امروز به جشن آمانور، میلاد حضرت مسیح(ع)، دیارندآراج، عید سارکیس مقدس، باریگندان، تزاخگازارد، عید رستاخیر، عید حضرت مریم(س) وارتاوار و… اشاره کرد.

جشن های مشترک ایرانی و ارمنی

از دیرباز ارمنیان و ایرانیان جشن های مشترکی داشته اند که الهام گرفته از دوران باستان و کهن است و تا به امروز هم برگزار می شود[12]

جشن سدۀ ایرانیان و دیارند آراج ارمنیان

از جشن های مشترک ایرانیان و ارمنیان جشن آتش افروزی است که ایرانیان آن را جشن سده و ارمنیان دیارندآراج می نامند. این جشن از جشن های خاص اقوام آریایی است.

ارمنیان این جشن را در 13 فوریۀ هر سال با شکوه خاصی برگزار می کنند.آنها در این روز شمع یا فانوسی را از بوته هایی که در کلیسا آتش زده شده روشن می کنند و به خانه می برند. هر خانواده در حیاط خانۀ خود بوته هایی قرار می دهد. با شعله ای که از کلیسا آورده اند بوته ها را آتش می زنند و سپس از روی آتش می پرند. [13]

جشن نوسرد ایرانیان و ناواسارد ارمنیان

یکی از مهم ترین جشن های مشترک اقوام آریایی جشن ناواسارد یا نوسرد است. در ارمنستان باستان اولین ماه سال را ناواسارد می نامیدند. در گاه شماری ارمنیان قدیم روز یازدهم اوت روز برگزاری جشن ناواسارد بود. در این جشن پادشاهان، درباریان و تمامی طبقات شرکت می کردند و مراسم جشن از شکوه خاصی برخوردار بود. در جشن ناواسارد مسابقات ورزشی مانند اسب دوانی، ارابه رانی و… ترتیب داده می شد و شعرا، خوانندگان و نوازندگان در این روز هنرنمایی می کردند.

طبق بعضی منابع این جشن ایرانی است و با جشن نوسرد یکی است که معنی سال نو را دارد و از جشن های کهن ایران است. [14]

جشن برغندان ایرانیان و باریگندان ارمنیان

جشن برغندان یا باریگندان از جشن های مشترک ایرانیان و ارمنیان است که افزون بر تشابه نام آداب و سنن برگزاری آنها نیز شبیه هم است. این جشن را ایرانیان و ارمنیان قبل از روزۀ بزرگ برگزار می کردند و به شادی و سرور می پرداختند و چون نزدیک شدن روزه را نوید می داد آن را با جشن و سرور سپری می کردند. [15]

امروزه نیز جشن باریگندان با شکوه خاصی برگزار می شود و روز پس از عید باریگندان ایام روزۀ بزرگ ارمنیان آغاز می شود و تا «زادیک» (عید قیام یا رستاخیر) ادامه می یابد. در این جشن جوانان برای خود لباس فراهم می کنند و نقابی بر چهره می گذارند تا شناخته نشوند. [16]

جشن تیرگان ایرانیان و وارتاوار ارمنیان

از کهن ترین جشن های مشترک ایرانیان و ارمنیان جشن تیرگان یا آب پاشی است که در ارمنی به آن وارتاوار می گویند. جشن تیرگان یا وارتاوار در فصل تابستان برگزار می شود. در این جشن ارمنیان بر روی یکدیگر آب می پاشند، کبوتر پرانی می کنند و مسابقات ورزشی ترتیب می دهند.

تعدادی از پژوهشگران وارتاوار را به معنی با گل آراستن، با گل تزیین کردن، گل هدیه دادن، گلاب پاشیدن و شست و شو با آب دانسته اند. به نظر می رسد که جشن آب پاشی از جشن های قدیم و کهن ایرانیان است. به احتمال قوی در زمان های باستان جشن وارتاوار و تیرگان هم زمان انجام می شده اند و بعداً روز برگزاری این جشن ها تغییر یافته است. محمود روح الامینی در اثر ارزشمند خود، به نام آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز، به جشن دیگری نزد ارمنیان اشاره می کند که به عید قربان مسلمانان خیلی نزدیک است و در این عید رسم بر آن است که گوسفند قربانی و بین تهیدستان تقسیم کنند. [17]

روابط فرهنگی بین جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان از 1991 تا کنون

به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و دگرگونی در ساختار کشورهای حوزۀ قفقاز و آسیای مرکزی و استقلال این کشورها فرصتی برای دو کشور همسایۀ ایران و ارمنستان پدید آمد تا پیوندهای دیرینۀ خود را مستحکم کنند. از آغاز برقراری روابط دیپلماتیک بین دو کشور، به دلیل سابقۀ تاریخی و روابط دیرین و همچنین اشتراکات فرهنگی ـ ادبی و هنری، این ارتباط همواره از روند صعودی برخوردار بوده است. در این زمینه زبان از مهم ترین عناصر هویتی به شمار می رود و همچنین عامل توسعۀ فرهنگی و انتقال فرهنگ است.

 زبان فارسی چهاردهمین زبان دنیا، از نظر وسعت گویندگان، به شمار می آید و از نظر ادبی و فرهنگی دارای جایگاهی عظیم و فخیم است. ارمنیان نیز به زبان عنایت بسیار دارند و اهمیتی مانند دین برای آن قائل هستند و آن را مقدس می شمارند. الفبای ارمنی برای آنها جنبۀ تقدس آمیز دارد و برای آن احترام بسیاری قائل اند. در این زمینه اشاره به دو مطلب ضروری است: الف) الفبای ارمنی با طلا و جواهرات گران بها ساخته شده و در موزۀ کلیسای اجمیادزین نگهداری می شود که این خود یک دلیل تقدس الفبای ارمنی است. ب) نکتۀ جالب تر اینکه حتی ادبا و اندیشمندان مشهور ارمنی، که در تقویت زبان ارمنی کوشیده اند، در بسیاری موارد خود از علمای دینی بوده و منصب کلیسایی داشته اند.

ایرانیان هم به زبان فارسی به عنوان اصلی ترین عنصر هویتی می نگرند و بر این باورند که روح ملت را بر اساس توجه بیشتر به زبان می توان تحکیم و تقویت کرد. تأثیری که زبان فارسی و ارمنی در تحولات تاریخی و حفظ هویت ملی داشته بسیار است و زبان عامل محرکی برای حفظ وحدت ملی و دینی آنها به شمار می رفته.

تأثیرات متقابل فرهنگی این دو سرزمین، خاصه از قرن هجدهم میلادی، آغازی دیگر داشت. حضور دستگاه چاپ در 1638م در اصفهان، که به دست ارمنیان وارد ایران شد و تدریس زبان فارسی به خانواده های ارمنی به وسیلۀ معلمان فارسی در ایران و عثمانی نمونه ای از این نوع تعامل فرهنگی است. حضور استادان شیشه گری و رنگ سازی ارمنی در اصفهان دیگر نمونۀ این همکاری های فرهنگی به شمار می رود.

پس از برقراری روابط تاریخی، از 1991م، گسترش زبان فارسی در ارمنستان از مهم ترین موضوعات کاری سفارت جمهوری اسلامی ایران شد. محافل دولتی و علمی ارمنستان نیز از این سیاست حمایت کردند. [18]

ارمنستان بافت مجزایی از دیگر مناطق هم جوار ایران دارد. به همین دلیل رشد و گسترش زبان فارسی در آنجا به گونۀ دیگری بوده است. در زمینۀ آموزش زبان و ادبیات فارسی کوشش های فراوانی در جهت رشد و توسعۀ آن به عمل آمده به طوری که رفته رفته به تعداد مدارس و آموزشگاه های عالی آموزش زبان فارسی، چه در ایروان و چه در شهرهای دیگر ارمنستان، افزوده شده است. در حال حاضر، ده مدرسه و اکثر دانشگاه های ارمنستان به آموزش زبان فارسی مشغول و یا دارای بخش های ایران شناسی هستند. علاقه مندی ارمنیان به فراگیری زبان فارسی در ارمنستان به حدی است که در کل کشورهای مشترک المنافع، به جز تاجیکستان، رتبۀ اول در گسترش زبان فارسی به ارمنستان اختصاص دارد.

رئوس فعالیت های فرهنگی بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ارمنستان در بیست سال اخیر

1ـ بررسی، پیگیری، تنظیم، امضا و اجرای توافق نامه های فرهنگی

2ـ اعزام متقابل هیئت های علمی فرهنگی و هنری

3ـ توسعه و گسترش زبان فارسی و ارمنی در هر دو کشور

4ـ همکاری های علمی و دانشگاهی

5ـ انجام تحقیقات ایران شناسی در مراکز دانشگاهی ارمنستان

6ـ تاسیس باشگاه مهر

7ـ ترجمه و چاپ آثار علمی و فرهنگی

8ـ چاپ و انتشار نشریات ادواری (مهر و پارسیان)

9ـ برگزاری سمینارهای دانشگاهی

10ـ همکاری های جهانگردی

11ـ ایجاد و تجهیز کتابخانه در دانشگاه ها و مسجد کبود ایروان

12ـ همکاری های رسانه ای و تولید برنامه های تلویزیونی

13ـ همکاری های ورزشی. [19]

بررسی، پیگیری، تنظیم، امضا و اجرای توافق نامه های فرهنگی

به طور کلی روابط جدید فرهنگی دو کشور بر اساس توافق نامه های رسمی شروع و تنظیم شده است چرا که با ارائۀ راهکارهای منظم و مدون مسیر توسعۀ همکاری را برای مجریان آن مشخص می سازد. اولین موافقت نامۀ همکاری رسمی بین ایران و ارمنستان در 1372ش/ 1993م با حضور مقامات دو کشور به امضاء رسید که برنامه های بعدی و تنظیم مسافرت های مقامات فرهنگی بین دو کشور بر اساس این موافقت نامه صورت گرفت. [20]

شناسایی کانون های علمی و فرهنگی

شناسایی مراکز علمی، تحقیقاتی و کانون های فرهنگی و تأسیس مراکز و باشگاه های فرهنگی برای پیشبرد امور از ابتدا در دستور کار سفارت ایران در ارمنستان بوده است و در این خصوص می توان به تشکیل انجمن های دوستی ایران و ارمنستان، باشگاه مهر، همکاری با مراکز فرهنگی ارمنستان از جمله باشگاه بین المللی زبان، مراکز فرهنگی و خیریه، موزه ها و مراکز تربیتی و آموزشی اشاره کرد.

برگزاری هفته های فرهنگی

یکی از محورهای اساسی فعالیت های فرهنگی بین دو کشور برگزاری هفته های فرهنگی ـ هنری، فجر، انقلاب اسلامی و… است. به دلیل اینکه این هفته ها در ایام مشخص سال و بنابر مناسبت های مهم با موضوعات موسیقی، هنرهای نمایشی، تجسمی، رسانه های دیجیتال، فیلم، میز گردهای علمی و… برگزار می شود، بهترین فرصت برای معرفی فرهنگ دو ملت به یکدیگر است. هم زمان با برگزاری این هفته ها هیئت های مختلف از هنرمندان برای اجرای موسیقی و برپایی نمایشگاه و اجرای نمایش به هر دو کشور اعزام می شوند که به منزلۀ یکی از محورهای برقراری پل دوستی بین دو کشور است. در این زمینه دو دولت ارمنستان و ایران نیز نهایت مساعدت و همکاری را تا کنون داشته اند که شاید بتوان اذعان داشت در بین کشورهای منطقه بی نظیر است.

ترجمه و چاپ آثار علمی و فرهنگی

از زمان چاپ و ترجمۀ آثار متقابل فارسی و ارمنی زمان زیادی نمی گذرد اما در هر دو کشور تا کنون توجه خاصی به این موضوع مبذول شده است. ترجمۀ ضرب المثل های فارسی، آثار رودکی، مولوی، حافظ، ترجمۀ قرآن کریم، قابوس نامه، آثار سینمایی و دائرۀ المعارف ها از زبان فارسی و ارمنی از جمله فعالیت های قابل توجه در حوزۀ ترجمه است.

با توجه به اینکه سنت بسیار خوبی بین دو کشور حکم فرما شده و آن اهدای کتاب به کتابخانه هاست و با توجه به برنامۀ جدی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برای تأسیس اتاق های ایران در دانشگاه های ارمنستان امید است در سال آینده قدم های جدی تری در زمینۀ چاپ و ترجمۀ کتب و گسترش ارتباطات علمی برداشته شود. [21]

نتیجه گیری

ملت ارمنی در بدو پیدایش خود ارتباطات مختلفی با اقوام همسایۀ فلات ارمنستان داشته اند. این روابط متقابل تأثیرات خود را بر فرهنگ عامۀ ارمنیان داشته است. تأثیر ایرانیان در این زمینه بسیار چشمگیر بوده که در نتیجۀ آن میراث معنوی ارمنی رشدی بسزا یافته است. مجموعۀ این گونه تأثیرات ریشه های عمیق در تاریخچۀ این دو ملت داشته و حتی از بدو تشکیل ملت ارمنی، با همسایگی و ارتباط متقابل این دو ملت فرهنگ و زبان و ادبیات و هنر آنها از هم تأثیر پذیرفته و غنی شده است؛ برای مثال، گزنفون، مورخ یونانی، خاطرنشان می سازد که حتی در قرن پنجم میلادی زبان ایرانیان برای ارمنیان قابل فهم بوده است. در این زمینه منابع باستانی ارمنی نیز، که مراجع ارزشمندی برای ارمنیان و ایرانیان به شمار می رود، این مسئله را اثبات می کند.

از اسناد تاریخی دوران کهن چنین بر می آید که روابط میان ایرانیان و ارمنیان دارای تاریخی چند هزار ساله است. همسایگی این دو قوم کهن پیوندی عمیق میان آنها ایجاد کرده که ریشه ای بس محکم در مراودات فرهنگی آنها دارد.

پس از ابداع حروف زبان ارمنی، در اوایل قرن پنجم میلادی، جنبش عظیم ترجمۀ آثار با ارزش دیگر زبان ها در حوزه های مختلف به زبان ارمنی آغاز شد. دانش آموختگان مکتب مسروپ ماشتوتس (مبدع حروف ارمنی) زبان های رایج زمان خود را فرا گرفتند. از آنجایی که در این زمان ارمنستان تحت حکومت پادشاهان اشکانی و سپس ساسانی بود بی شک زبان پهلوی از جملۀ این زبان ها بوده است. اشارات پدر تاریخ نویسی ارمنی، موسس خورناتسی، به اساطیر ایرانی در اثر ارزشمندش، تاریخ ارمنستان و نیز خطابۀ سردار ایرانی در جنگ ایران و ارمنستان، در زمان یزدگرد دوم (که تاریخ نویسی ارمنی، نقش آن را در کتاب و وقایع نگاری این جنگ آورده است) از اولین نمونه های ترجمه از زبان پهلوی به ارمنی اند.

در سده های بعد نیز موارد بسیاری را می توان یافت که نشان دهندۀ اثر پذیری ادبیات ارمنی از ادبیات فارسی  است. شاعر ارمنی، یرزنگاتسی، به خوانندگان اثرش توصیه می کند تا آن را بر وزن شاهنامۀ فردوسی بخوانند و شاعر ارمنی قرون وسطا، فریک، نیز در اشعارش از مضامین و کلمات فارسی بسیار استفاده کرده است. این موارد شاهدی بر این مدعا هستند که نه تنها شاعران و فرهیختگان ارمنی بلکه خوانندگان عامی این آثار نیز با ادبیات فارسی آشنایی داشته اند.

آنچه در روابط بسیار پر تنش در دوران قدیم می توان به آن اشاره کرد این است که تعامل فرهنگی همواره در این مسیر راه خود را پیدا کرده و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. نفوذ موسیقی و موسیقی دانان ارمنی در منطقۀ قفقاز و حتی ایران، حضور زبان پهلوی در میان ارمنیان، رفت و آمد هنرمندان، نمادهای مسیحی در شعر فارسی، به خصوص خاقانی، آثار معماری ایرانی در ارمنستان و ده ها نمونۀ دیگر از موارد صریح تعاملات فرهنگی ایرانیان و ارمنیان در دوران کهن بوده است و آنچه می توان در دورۀ جدید روابط ایران و ارمنستان به آن اشاره کرد اینکه تأثیرات روز افزون رسانه، جهانگردی، اینترنت و… و مضافاً تفاهمات فرهنگی بین دو دولت روابط را هرچه بیشتر بسط داده است. حضور جهانگردان ایرانی و تحصیل دانشجویان ایرانی در ارمنستان و بورسیۀ متقابل تعدادی از نخبگان ارمنستان در دانشگاه های ایران و برگزاری برنامه های مختلف و متنوع فرهنگی و دوستی و مراودت بین دیپلمات های دو کشور از عوامل اثربخش و قابل توجه ارتباط نوین اند.

مشترکات نژادی، جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی آن قدر وسیع است که تفاوت دینی به چشم نمی خورد تا جایی که می توان ادعا کرد نزدیک ترین کشور از لحاظ فرهنگی به ایران همانا ارمنستان است و در برقراری و گسترش روابط، علاوه بر دستگاه های فرهنگی دو کشور، رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، از 1378ش تا کنون، نقش برنامه ریزی و هدایت مسیر فرهنگی را برعهده داشته که الحمدلله تا کنون در این خصوص کارنامۀ درخشانی را ارائه داده است. 

منابع:

آدونتس، ن. ارمنستان در دوران رُوستی نین. سن پترزبورگ: [بی نا]، [بی تا].

«ارمنستان»، کتاب سبز وزارت امور خارجه، تهران: وزارت امور خارجه، 1388.

اصلان، گِوُرک. تحقیقات تاریخی درباره ملت ارمنی، پاریس: [بی نا]، 1928.

برندس، ژرژ. ارمنستان و اروپا. ژنو: [بی نا]، 1903.

جیبن، ای. انحطاط و سقوط امپراتوری روم. لندن: [بی نا]، 1915، ج1.

جی استرزی، گورسکی. هنر و معماری در ارمنستان و اروپا،، وین: [بی نا]، 1918.

دی یل، شارل. «معماری ارمنی در قرن ششم و هفتم»، مطالعات ارمنی،پاریس: [بی نا]، 1921.

رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان. بولتن گزارش فرهنگی، 1390.

رائین، اسماعیل. ارمنیان ایران، تهران: امیر کبیر، 1377.

روح الامینی، محمود. آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز(نگارش و پژوهش مردم شناختی)،تهران: آگاه، 1376.

مانوکیان، آرداک، اعیاد کلیسای ارمنی. مترجم هرایر خالاتیان، تهران: شورای خلیفه گری تهران، 1373.

ملکمیان، لنا. تعاملات و تشابهات ایران و ارمنستان. تهران: نائیری، 1389.

ممسن. تاریخ روم، برلن:[بی نا]، 1919، ج 5.

هویان، آندرانیک. ارمنیان ایران. تهران: هرمس، 1380.

پی نوشت ها:

1ـ ارائه شده در همایش علمی ایران و ارمنستان در مسیر همکاری های بیست ساله، اسفند 1390.

2ـ عضو هیأت علمی دانشگاه و رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان.

3ـ گه ورک، اصلان، تحقیقات تاریخی درباره ملت ارمنی (پاریس: بی نا، 1928)، ص 27.

4ـ ژرژ برندس، ارمنستان و اروپا (ژنو: بی نا، 1903).

5ـ ممسن، تاریخ روم (برلن: بی نا، 1919)، ج5، ص421.

6ـ ای، جیبن، انحطاط و سقوط امپراتوری روم (لندن: بی نا، 1915)، ج1، ص261.

7ـ ن، آدونتس، ارمنستان در دوران ژوستی نین (سن پترزبورگ: بی نا، بی تا)، ص3 و 4.

8ـ جی استرزی گورسکی، هنر و معماری در ارمنستان و اروپا (وین: بی نا، 1918)، ص877.

9ـ همان، ص890.

[1] H. Focillon10ـ

11ـ شارل دی یل، «معماری ارمنی در قرن ششم و هفتم»، مطالعات ارمنی(پاریس: بی نا، 1921):25.

12ـ لنا ملکمیان، تعاملات وتشابهات ایران و ارمنستان (تهران: نائیری، 1389)، ص85.

13ـ اسماعیل رائین، ارمنیان ایران (تهران: امیر کبیر، 1377)، ص27.

14ـ همان.

15ـ آرداک مانوکیان، اعیاد کلیسای ارمنی، مترجم هرایر خالاتیان (تهران:شورای خلیفه گری تهران، 1373)، ص54.

16ـ آندرانیک هویان، ارمنیان ایران (تهران: هرمس، 1380)، ص168.

17ـ محمود روح الامینی، آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز(نگارش و پژوهش مردم شناختی) (تهران: آگاه، 1376).

18ـ  ملکمیان، همان، ص68.

19ـ «ارمنستان»، کتاب سبز وزارت امور خارجه (تهران: وزارت امور خارجه،1388)، ص171.

20ـ  ملکمیان، همان.

21ـ رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان، بولتن گزارش فرهنگی، 1390.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 58
سال پانزدهم | زمستان 1390 | 264 صفحه
در این شماره می خوانید:

تاریخ ارمنستان به روایت سکه های رومی

نویسنده: شاهن هوسپیان فلات ارمنستان، به علت قرار گرفتن در منطقۀ جنوب قفقاز و شرق آسیای صغیر، از دیرباز اهمیتی ویژه برای ایران و روم داشته و تأثیری فراوان در روابط این...

پروفسور هراچیا آجاریان

نویسنده: کلار آبولیان در اواخر قرن هجدهم میلادی، در شهر ارمنی نشینی نزدیک قسطنطنیه، واقع در سواحل اروپایی دریای مرمره، به نام رُدُست، که به زبان ترکی تِکیرداغ[2] نامیده...

نگاهی به ژرفای طبیعت

نویسنده: ایساک یونانسیان کشور عزیز ما، ایران، کشوری وسیع با سیما و منظری متنوع، سرشار از زیبایی های طبیعی و آکنده از تضادهاست. كوه های سرسبز مشرف به دریای خزر در شمال،...

آخرین امپراتور

نویسنده: آرمن میناسیان در آغاز دورۀ پهلوی، شمار مهندسان و متخصصان ایرانی در رشته های معماری وساختمان اندک بود اما از میانۀ این دوره با بازگشت کسانی که برای تحصیل به...

باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات دستاورد تلاش پیگیرنسل ها

نویسنده: ادوارد هاروتونیان پیشگفتار وقتی سخن از باشگاه آرارات به میان می آید خیلی ها شاید تیم فوتبال آرارات را به خاطر می آورند و بر گذشتۀ نزدیکی که این تیم فعال بود...

باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات در آستانه هفتاد سالگی

نویسنده: وارطان داودیان تاریخچۀ تأسیس و شكل گیری پدیده ها و نهادهای مردمی مورد نیاز جوامع بشری زاییدۀ تفكر تكامل گرایانۀ مردم و جبر تاریخی ناشی از احتیاجات جامعه هستند....

بیش از شصت سال با رادیو ارمنی

نویسنده: علیرضا حسنیان رادیو ارمنی عضوی از خانوادۀ برنامه های برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. در حال حاضر، در بخش برون مرزى صدا و سیماى جمهورى اسلامى،...

تعاملات تاریخی و فرهنگی ایران و ارمنستان از عصر کهن تا کنون

نویسنده: مهران شیراوند مقدمه روابط ایران و ارمنستان از نظر تاریخی یکی از قدیمی ترین و طولانی ترین روابط میان ملت هاست. سابقۀ روابط این دو کشور همسایه به حدود سه هزار...

پشت سر هست فضایی زنده…

نویسنده: کارین دِر ماردیروسیان شما چه گردشگری باشید در پی موضوعی جالب برای عکستان، چه محققی نکته سنج تشنۀ تحقیق بکرتان! چه از خیل جوانان تریاروی اطراف وانک چه... محال...

روزنامه ایران کبیر

نویسنده: محمد حسین خسروپناه  یکی از دستاوردهای انقلاب مشروطۀ ایران (1285ش/1906م)، آزادی مطبوعات بود. تا آن زمان، جرایدی که در ایران منتشر می شد تحت نظارت و سانسور...

توقیف روزنامه ایران کبیر

نویسنده: فریدون نوزاد روزنامۀ ایران کبیر، چاپ گیلان /1307 ـ 1309خورشیدی شرح مبسوطی از این روزنامۀ فارسی زبان، که در ایران و به دست گریگور یقیکیان منتشر می شد، در شمارۀ...

برآمد ز البرز تابنده هور ازو دشت و هامون شده پر ز نور

نویسنده: آنوشیک ملکی سال 2012م از سوی جاثلیق کل ارمنیان حوزۀ سیلیسیه، اسقف اعظم آرام اول، سال کتاب ارمنی نام گذاری شده است. همچنین امسال یونسکو ایروان، پایتخت ارمنستان،...

دریچه زمان و نگاهی به مطبوعات ارمنیان تبریز در نیمه نخست قرن بیستم

نویسنده: آرپی مانوکیان شهر کهن تبریز در طی قرن ها محل رفت و آمد و اسکان ارمنیان بوده است و از دیرباز جزو مهم ترین سکونتگاه های آنان محسوب می شده. [2] قرار گرفتن این شهر...

پیمان پانزده ساله شد

نویسنده: کارینه داویدیان اگر صفحات تاریخ مطبوعات ایران را ورق زنیم و به پانزده سال پیش نگاهی بیفکنیم، در میان مطبوعات ایران به فصلنامه ای بر می خوریم به نام پیمان که...

پیام های همراهان و دوستان پیمان

آنچه مراسم بزرگداشت پانزده سال فعالیت فصلنامه را برای دست اندركاران پیمان، به جشنی فراموش ناشدنی تبدیل كرد، حضور خوانندگان قدرشناس آن در این مراسـم و پیام ها و...

پیمان،پلی بر فراز اشتراکات دو فرهنگ

نویسنده: آرپی مانوکیان بهار 1375 خورشیدی سرآغاز حیات فصلنامۀ پیمان بود، سرآغازی که اهداف و آرمان های فراوانی را در جهت تعالی فرهنگ و اندیشه با خود به همراه داشت و...

نهالی که تناور شد

نویسنده: ادوارد هاروتونیان روزی دوست گرامی ام، مهندس آلبرت عجمیان، صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامۀ ارمنی زبان آلیك، كه در پروژه های عمرانی همكاری می کردیم، گفت که قرار...