نویسنده: علی مرادی

مقدمه

 ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص از گذشته های دور اقوام متعددی را با ادیان، زبان و نژادهای مختلف در خود جای داده است. وجود این اقلیت های متعدد در نقاط مختلف ایران نشانگر این واقعیت است که آنها نیز جزیی از ساکنان این کشور به شمار می آیند. مطالعه و تحقیق دربارهٔ گذشته و اوضاع و احوال این اقلیت ها کمک مؤثری در شناخت و برقراری ارتباطی هر چه بهتر و صحیح تر میان آنها و سایر ساکنان کشور است.

ایجاد شرایط مساعد و بسترهای مناسب تلاشی خواهد بود که از توانمندی های این عزیزان در جهت رشد و شکوفایی این سرزمین به نحوی مطلوب استفاده شود. در دورهٔ صفویه نیز، که اوج شکوفایی اقتصادی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی ایران به شمار می رود، شاهد ردپای آشکار تلاش ارمنیان در این زمینه هستیم.

این مقاله نگاهی دارد به اوضاع و احوال ارمنیان نواحی شمال غرب ایران (آذربایجان) در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از دورهٔ صفویه تا اواخر قاجاریه. امیدواریم توانسته باشیم گامی هرچند ناقص و کوتاه در جهت شناخت و معرفی نسبی این عزیزان با توجه به نقشی که در طول تاریخ حدوداً چهارصد سالهٔ ایران ایفا کرده اند برداشته باشیم.

لازم به ذکر است چون قدمت تقسیمات استانی در کشورمان عمری در حدود هفتاد سال دارد به ناچار استفاده از واژهٔ آذربایجان شامل استان های آذری نشین کشورمان می شود زیرا ارامنهٔ هر سه استان تحت یک شورای خلیفه گری اداره می شدند.

با مطالعه دربارهٔ پیشینهٔ ارمنیان در ایران، که در منابع متعدد ذکر شده است، در می یابیم ((ارامنه پس از استقرار در ایران و آمیزش با ایرانیان بسیاری از آداب و رسوم ایرانیان را پذیرفتند وبعضی از رسوم و آداب آنان در ایرانیان مؤ ژر افتاد و چون مردمی فعال و زحمت کش بودند، به فعالیت های مختلف کشاورزی و صنعتی و تجاری پرداختند)).[1]

در دورهٔ صفویه، با توجه به کوچاندن و استقرار ارمنیان در ایران از سوی شاه عباس و اوضاع جدید ارمنیان، دو امر در بررسی وضع کشور قابل توجه بود: ((بهبود و اصلاح تجارت داخلی و نقش و سهم ارمنیان، شکوفایی حمل و نقل تجاری متکی بر امکانات رفاهی و تسهیلات تجار و امنیت راه ها. البته، یقین نیست که همه اصلاح و امور تجارت را به شاه عباس، که در واقع بسیار نسنجیده عمل می کرد، نسبت بدهیم، بلکه گمان می رود که علاقه و توجه او موجب شکوفایی و رشد امور عمومی در سراسر ایران شده بود)). [2]

((افزایش شبکهٔ کاروانسراها در فواصل مختلف راه های تجاری اصلی، ایجاد یک سلسله از پل ها بر روی رودخانه ها در جاده های استراتژیک، تعمیر جاده ها مثل سنگفرش راه هایی که در ایالات شمالی ایران ساخته شده بود))[3]از ارکان آغاز تجارت پویا بود.

((شاید حیاتی ترین یاری شاه عباس به اقتصاد ایران، در دراز مدت، وارد کردن ارمنیان به ایران باشد. در تاریخ ایران در خصوص نقل و انتقال جمعیت و یا گروه هایی از هنرورزان پیشینه هایی وجود داشته است. تیمور برای ساخت و پرداخت سمرقند گروه هایی از صاحبان حِرَف را بدانجا کوچاند و سلطان سلیم و سلطان سلیمان در کوچاندن مردم و اسکان آنها در جاهای مورد نیاز لحظه ای درنگ نکردند. شاه عباس به منظور اجرای سیاست ((زمین های سوخته)) خود در مقابل ترکان مهاجم در سال های 1013 ه ق/1604م هزاران نفر از ارامنه را از زادگاهشان کوچاند و در آذربایجان، اصفهان و گیلان جایگزین کرد)).[4]

از آن جهت که ارمنیان انسان های کوشا و فعالی بودند در موطن جدید خود نیز با اشتغال به فعالیت های مختلف اندک اندک مشقات گذشته را فراموش کردند و برای خود خانه و کاشانه ساختند و به وضع مادی و اقتصادی خود بهبود بخشیدند.

((ارامنهٔ ایران بر خلاف یهودیان، که به دنبال کارهای پرسود و کم زحمت می روند، از آغاز اهل سعی و عمل بودند و به هر کار دشواری تن می دادند. به موجب مطالعاتی که محققان ارمنی به عمل آورده اند و به ویژه مطالعه بر روی سنگ قبرها به خوبی می توان به کارهایی که آنها در ایران انجام می دادند پی برد چون اغلب فامیل آنها بر گرفته از مشاغل آنها بوده. آنان به کارهایی نظیر ریخته گری، مکانیکی، بازرگانی و… می پرداختند)).[5]

از آنجاکه بعضی از اوقات تجار ایرانی، که با حمایت های شاه عباس به کار واردات و صادرات کالاهای مورد نیاز کشور مشغول بودند، در قبال تعهد خود به شاه وفای به عهد نمی کردند و زیان هایی از این راه نصیب شاه می شد شاه عباس تصمیم گرفت از جامعه ارمنیان به نفع خود بهره گیرد. ((ارامنه به غیر از مقتصد بودن و سخت کوشی در امر سفر و زبان توانایی داشتند. آنها به دلیل مسیحی بودن با اروپاییان ارتباط راحت تری داشتند…)).[6]

به همین دلیل ((دامنهٔ تجارتشان رونق گرفت و بر اژر حمایت شاه امتیاز و اعتباری کسب کردند)).[7]

آنها توانستند با سخت کوشی تمام بیشتر سهم تجارت خارجی ایران را، مخصوصاً با اروپاییان، به دست آورند. ((جامعهٔ ارامنه ثروتمند می شد و حتی در برخی از مزایده ها بر انگلیسی ها پیشی می گرفتند، فعالیت آنها در اروپا مخصوصاً در سال1621 م در مارسی خشم تجار فرانسوی را برانگیخت و به پادشاه فرانسه شکایت بردند)).[8]

در برخی از مواقع، که اختلاف تجاری بین آنها و ایرانیان در می گرفت، شاه به دلیل تلاش آنها به هواخواهی از آنها بر می خواست به گونه ای که در یکی از همین درگیری ها در طرفداری از ارمنیان به تجار ایرانی گفت: ((بارک الله! روی ایشان سفید! فی الواقع قاعده مهمان نگه داشتن همین باشد! جمعی که به خاطر ما، از وطن چندین هزارسالهٔ خود جدا شده باشند و خروار خروار زر و ابریشم را گذاشته و به خانهٔ شما آمده باشند آیا ارزش دارد که به خاطر چند خربزه و چند من انگور با ایشان جنگ کنید؟! می باید جمعی که با ایشان نزاع کرده اند تنبیه شوند)).[9]

ارمنیان آذربایجان به دلیل قرار گرفتن در شاهراه حیاتی ایران و تماس با موطن قدیم خویش و دروازهٔ اروپا و نیز تنوع محصولات کشاورزی آن منطقه عامل انتقال سایر ارمنیان ایران به همراه کالاهایشان به اروپا بودند.

((اوضاع ارامنه در دوران حکومت شاه عباس و شاه صفی و شاه عباس دوم از نظر زندگی بهتر بود)).[10]

اما روزهای دشوار پس از سال ها رفاه دوباره به سراغ ارمنیان آمد. ((در سال 1135 ه ق/1722م فتنهٔ افغان پدیدار گشت و آنها (افغان ها) به آزار و اذیت ارمنیان پرداختند)).[11]

ارمنیان با از دست دادن بزرگ ترین حامی خود یعنی شاه عباس ((در اواخر صفویه و هجوم افغان ها دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشتند ولی در دوران نادرشاه افشار اندکی وضع تغییر کرد و ارمنیان به تدریج اهمیت خود را بازیافتند و شاه علاقهٔ مخصوصی به آنها نشان داد. یک بار دیگر (نادرشاه) تجارت ارمنیان را مانند گذشته آزاد کرد و آنان را از پرداخت حق گمرک معاف نمود…)).[12]

سرجان ملکم دربارهٔ علاقهٔ نادر به مسیحیان نوشته است: ((نادر بعد از مراجعت از هندوستان حکم کرد انجیل را ترجمه کنند…)).

در دورهٔ نادر، ارمنیان به فعالیت و تجارت خود مشغول شدند و فعالیت های مثبت و سازندهٔ خود را در زمینه های گوناگون ادامه دادند.

((در عهد کریم خان با پیروان ادیان دیگر به مدارا رفتار می شد و لذا مسیحیان، یهودیان،… از آرامشی خاص بر خوردار بودند و زندگی را در عصر وی مغتنم می شمردند. همچنین از آزادی مذهب نیز بهره داشتند)).[13]

((علی مردان خان ظاهراً باید مذهبی تر از دیگر حکام زند بوده[باشد]و اخلاص خاصی به حضرت علی از خود نشان می داده است. اقلیت های مذهبی و پیروان ادیان دیگر در عهد وی از آرامش کمتری برخوردار بودند. در زمان علی مردان خان حتی صوفیان نیز تحت تعقیب قرار می گرفتند)).[14]

بعد از دورهٔ زندیه، به مراتب اطلاعات دربارهٔ نحوهٔ زندگی ارمنیان، مخصوصاً در دورهٔ قاجار، بیشتر است و هرچه به زمان حال نزدیک تر می شویم به طبع منابع و سفرنامه ها و اسناد نوشتاری دقیق تر و کامل تر می شوند. جورج کُرزن دربارهٔ زندگی مسیحیان ایران در عصر قاجار :((روی هم رفته دولت ایران را به دلیل سیاست و رفتاری سازگارانه که نسبت به عناصر مسیحی اهالی کشور خویش دارد ستود)).[15]

همچنین بنجامین، اولین سفیر امریکا در عهد ناصری، دربارهٔ اقلیت ها می نویسد:

((…ارمنی ها قسمت عمده شان مشغول بازرگانی و تجارت هستند ولی به علت حالت انزوایی که دارند مانند ارامنه سایر کشورهای شرقی کمتر در کار خود مواجه با موفقیت هستند و کمتر اتفاق می افتد که پست های مهمی به دست آوردند… این اقلیت ها اغلب از اینکه مورد بی عدالتی واقع می شوند شکایت دارند ولی آنچه که خود من استنباط کرده ام این است که شکایت های آنها کاملاً بی مورد است و در ایران با آنها بد رفتاری نمی شود…)).[16]

به هر حال، روی کار آمدن آغامحمدخان و سلسلهٔ قاجار باز هم فرصت مغتنمی بود برای ارمنیان چرا که، ((مجدداً ارمنی ها آزادی هایی یافتند و مورد عنایت و حمایت شاهان قاجار قرار گرفتند. تعدادی از ارمنیان به سپاه آغامحمدخان پیوستند و خدمات شایسته ای به او کردند)).[17]

((به طور کلی در دوران قاجار، ارامنه بیش از پیش در امور قشون و [امور] اجتماعی وارد شدند. مخصوصاً، امیرکبیر آنها را در همهٔ امور مهم مملکت شرکت می داد و در سال 1268 ه ق /1851م فوجی از ارامنه سلماس و ارومیه تشکیل داد)).[18]

با نظری به گذشته و فعالیت ارمنیان در امر تجارت و بازرگانی و کشاورزی در آذربایجان از زمان مهاجرت این نکته آشکار می شود که ارمنیان نه تنها نقش و سهم مهمی در رونق اقتصادی این منطقه داشته اند بلکه با تکیه بر تلاش و کوشش خود باعث حیرت جهانگردان و مستشرقان شده اند.

اجناس تجاری بین ایران و اروپا در این منطقه بنابر قاعده به یکی از این دو طریق به آذربایجان و اروپا صادر شده است. یکی از راه ترکیه و دیگری از راه قفقاز و روسیه که در هر دو منطقه ارمنیان در صادرات کالاهای ایران به سایر کشورها نقش داشته اند. منطقهٔ آذربایجان به دلیل شرایط و موقعیت خاص جغرافیایی زمین های حاصلخیزی برای کشاورزی داشت. نیاز این کشاورزان به برخی از صنایع و قطعات تولیدی ارمنیان را وادار می کرد تا قطعات مزبور را با مهارت هر چه تمام تولید کنند در مراحل بعدی، با توجه به حمایت برخی حاکمان و شاهان از ارمنیان آنها با پشتکار فراوان به کار تجارت مشغول شدند و توانستند ثروت زیادی به دست آورند آنان با این پشتوانهٔ مالی به ایجاد کارگاه هایی پرداختند و صنایع جانبی را نیز پویاتر کردند.

ارمنیان در تماس با کشورهای اروپایی، که مقارن با آغاز رشد و شکوفایی اقتصادی این کشورها بود و صنایع روز به روز پیشرفته و مکانیزه می شدند، با سفارت و تجارت در کشورهای غربی به الگوبرداری از این صنایع پرداختند و نمونه هایی از دستگاه های جدید از جمله اولین دستگاه چاپ را به ایران (ارومیه) آوردند. همنشینی و ارتباط با غربیان باعث رشد آگاهی و تفکر و اندیشهٔ ساکنان منطقه و در آینده ای نه چندان دور عامل به وجود آمدن جنبش مشروطه شد.

ارمنیان در کنار فعالیت های اقتصادی و اجتماعی همانند تأسیس مدارس و… در بعد فرهنگی نیز چهره ای درخشان از خود به جای گذاشته اند. بزرگ ترین افتخار آنها تأسیس اولین چاپخانه در خاورمیانه (در تبریز)، تشکیل گروه های تئاتر، چاپ روزنامه ها و کتاب های متعدد و تأسیس کلوب های متعدد ورزشی و هنری است همچنین آنان از اولین گروه هایی بودند که با الهام از روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان و… به تشکیل جمعیت های پنهانی ارامنه در ایران مبادرت کردند.

آنها از همان آغاز مهاجرت برای فراموش نکردن آداب و رسوم گذشته به اقدامات گسترده ای در جهت ترویج این آداب و رسوم دست زدند. آنها اجازه یافتند در مکانی که ساکن شده اند برای خود کلیسا بسازند زیرا کلیسا تنها یک مکان مذهبی نیست بلکه مدرسه ای است برای آموختن.

اما به طور دقیق نمی توان تاریخ مشخصی برای آغاز فعالیت آنها بعد از مهاجرت تعیین کرد. به طور تقریبی آغاز تعلیم و تربیت ارمنیان را می توان سال1605 م دانست… ((آنها با ساختن اولین عبادتگاه ابتدا به تعلیم نوآموزان در همان محل پرداختند و سپس تأسیس مدارس در سایر نقاط آغاز شد)).[19]

((پس از کلاس های پراکنده اولیه، تأسیسات فرهنگی و مدارس آذربایجان از سال (1836م) رسماً فعالیت خود را آغاز نمود و نخستین مدرسه مدرن در سال (1854م) در تبریز ایجاد گردید)).[20]

((در تبریز، ارمنیان در محله لیل آباد و قلعه ساکن بودند… برادران تومانیان در سال (1877م) در محله لیل آباد مدرسه ای بنا کردند که پسرانه و نام آن هایگازیان بود، که دارای 150 دانش آموز و 5 کلاس بود… سپس، برادران تومانیان مدرسه ای به نام تاماریان برای دانش آموزان دختر بنا کردند. در این مدرسه، یکصد دانش آموز تحصیل می کرد)).[21]

در زمینهٔ فعالیت های فرهنگی، ارمنیان در تمام قسمت های ایران حضوری کارساز داشتند و در این زمینه هم به موفقیت های بسیاری رسیدند. اجرای نمایش های مختلف، برگزاری تئاتر و گسترش صنعت چاپ از آن جمله است. ((در شهرهای ارمنی نشین آذربایجان، آموزگاران مدارس نقش عمده ای در تأسیس گروه های تئاتر و به صحنه بردن نمایش ها داشتند.

بعد از تبریز، سلماس محلی بود که در آن نمایش اجرا شد و نخستین سالن تئاتر هم در سال (1894م) در هفتوان و با کوشش آودیسیان ساخته شد… نخستین نمایشنامه در ارومیه در سال (1879م) اجرا شد)).[22]

از دیگر فعالیت های فرهنگی ارمنیان آوردن صنعت چاپ و نشر به ایران به شکل مکانیزه و جدید آن بود. ((ایجاد اولین چاپخانه در ایران که در سرتاسر خاورمیانه تنها نامی از آن را شنیده بودند گامی مؤثر و اقدامی جسورانه بود در راه پیشبرد هنر و فرهنگ این سرزمین و اخذ تمدن جدید از کشورهای اروپایی که افتخار آن همیشه از آن ارمنیان خواهد بود)).[23]

در همین راستا و برحسب نیاز جامعه به آگاهی از مسائل پیرامون خود و اطلاع رسانی اولین نشریهٔ ارمنی در آذربایجان به نام گوردز به چاپ رسید که به صورت هفته نامه منتشر می شد و در زمینه های دینی و خبری فعال بود. پس از گوردز هفته نامه های دیگری نیز به چاپ رسیدند.

منابع:

باستانی پاریزی، محمد ابراهیم. سیاست و اقتصاد عصر صفوی. تهران: نوبهار،1375.

بنجامین، س.ح. و. سفرنامهٔ بنجامین. ترجمهٔ محمدحسین کردبچه. تهران: جاویدان،1369.

تاج بخش، احمد. تاریخ صفویه. شیراز: نوید شیراز،1373.

راوندی، مرتضی. تاریخ اجتماعی ایران. تهران: امیرکبیر،1376، ج9.

رائین، اسماعیل. ایرانیان ارمنی. تهران: امیرکبیر،2536.

فریر، رانلد. تاریخ ایران دورهٔ صفویان (پژوهش دانشگاه کمبریج). ترجمهٔ یعقوب آژاند. تهران: جامی،1380.

کرزن، جورج ناتانیل. ایران و قضیه ایرانی. ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: علمی و فرهنگی،1373،ج4.

ورهرام، غلام رضا. تاریخ سیاسی اجتماعی ایران در عهد زندیه. تهران: معین،1368، ج2.

هوویان، آندرانیک. ارمنیان ایران. تهران: هرمس؛ مرکز بین المللی گفت وگوی تمدن ها،1380.

پی نوشت ها:

1- مرتضی راوندی، تاریخ اجتماعی ایران (تهران: امیرکبیر،1376)، ج9،ص86.

2- رانلد فریر، تاریخ ایران دورهٔ صفویان (پژوهش دانشگاه کمبریج)، ترجمهٔ یعقوب آژند (تهران: جامی،1380)، ص244.

3- همانجا.

4- همان، ص245.

5- راوندی، همانجا.

6- فریر، همان، ص245 و246.

7- همان، ص246.

8- همانجا.

9- محمد ابراهیم باستانی پاریزی، سیاست و اقتصاد عصر صفوی (تهران: نوبهار،1375)، ص121.

10- احمد تاج بخش، تاریخ صفویه (شیراز: نوید شیراز،1373)، ص315.

11- اسماعیل رائین، ایرانیان ارمنی (تهران: امیرکبیر،2536)، ص35.

12- همانجا.

13- غلا مرضا ورهرام، تاریخ سیاسی اجتماعی ایران در عهد زندیه (تهران: معین،1368)، ص52.

14- همانجا.

15- جورج ناتانیل کُرزن، ایران و قضیه ایرانی، ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی (تهران: علمی و فرهنگی،1373)، ج1، ص144.

16- س.ح.و بنجامین، سفرنامهٔ بنجامین، ترجمهٔ محمدحسین کردبچه (تهران: جاویدان،1369)، ص269 و270.

17- آندرانیک هوویان، ارمنیان ایران (تهران: هرمس و مرکز بین المللی گفت وگوی تمدن ها،1380)، ص275.

18- همان، ص276.

19- رائین، همان، ص151.

20- همان، ص152.

21- همانجا.

22- هوویان، همان، ص249.

23- رائین، همان، ص156.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 36
سال دهم | تابستان 1385 | 148 صفحه
در این شماره می خوانید:

حزب داشناک و جریان انقلاب مشروطه

نویسنده: محمدحسین خسروپناه مانوکیان، آرپی. حزب داشناک و جریان نهضت مشروطه. تهران: دامرنگ،1383، 240 صفحه، 2400 تومان. انقلاب مشروطهٔ ایران اقدامی تاریخی برای پایان دادن...

اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ارمنیان ایران (آذربایجان) از صفویه تا انقراض قاجاریه

نویسنده: علی مرادی مقدمه  ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص از گذشته های دور اقوام متعددی را با ادیان، زبان و نژادهای مختلف در خود جای داده است. وجود این اقلیت های...

یپرم خان ارمنی، مبارزی در راه استقرار مشروطیت ایران

نویسنده: وارطان داودیان چشم مست تو مگر یپرم بمب انداز است یا ز ترکان صحیح النسب قفقاز است؟[1] شاید، تصور اینکه جوانی ارمنی از اهالی دیار ظلم ستیز قفقاز در راه تظلم...

ارمنیان در سیر انقلاب مشروطیت ایران

نویسنده: گارون سرکسیان روابط دیرین ارمنیان و ایرانیان از آغاز سدهٔ هفدهم میلادی وارد مرحله ای نوین شد. در پی مهاجرت اجباری ارمنیان از سرزمین های آبا و اجدادی خود به...

ناگفته های تاریخی

نویسنده: کارن خانلری دربارۀ روستوم روستوم (استپان زوریان) از بنیان گذاران فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون) است که در انقلاب مشروطه ایران نقش بسزایی ایفا کرد. اگرچه...

یپرم، انقلابی صادق

نویسنده: خاژاک در گریگوریان نقش یپرم، در انقلاب مشروطه ایران و داوری در باب عملکرد او، تاکنون موضوع مجموعهٔ متنوعی از تألیفات، مقالات و خاطرات موافقان و مخالفان وی قرار...

نقش ارمنیان در نهضت مشروطه ایران

نویسنده: هوری بربریان / ترجمه: حسن زنگنهانقلاب مشروطیت ایران در سال های 1905 - 1911جنبشی برای برقراری نظام پارلمانی، ایجاد دولت مشروطه، انجام اصلاحات و تمرکز قدرت در...

اسنادی درباره یپرم خان

نویسنده: رضا آذری شهرضایی در یکصدمین سال مشروطیت، سخنرانی ها و نوشتارهای زیادی دربارهٔ وقایع و اشخاص درگیر این واقعهٔ مهم ارائه شد اما رشادت ها و جایگاه مهم یپرم خان در...