نویسنده: روبینا پیرومیان / ترجمه: آرمینه آراکلیان

پس از وقایع 1915، طی سالیانی طولانی، دولت ترکیه در محیطی آکنده از ترس و در فضای مبهم حقوق اقلیت های قومی، سیاست توأم با فشار و اختناق و انکار مصرانۀ مسئلۀ ارمنیان را با نگرشی منتخب و دلخواه به تاریخ گذشته دنبال می کرد. در این سال ها، هویتی فرمایشی به اجبار بر گروه های قومی ساکن در جمهوری ترکیه تحمیل شد و اجتماع ارمنیان، در پی واقعۀ مصیبت باری که بر آنان گذشته بود، در زیر بار رنجی دردآور و سکوتی ناگزیر مدفون شد.

اما با تحولات سیاسی اخیر در جهان دیوار این سکوت ترک برداشته است. وقایع 1915 و وضعیت دشوار بازماندگان در ترکیه اعم از مسیحیان، به اجبار مسلمان شده ها یا ارمنیان در خفا مانده به صورت حماسی و تمثیلی در نوشته های ادبی بیان شدند. این شیوۀ بیان هنری انعکاس رنجی همیشگی و تداوم آن در زندگی این بازماندگان است، کسانی که به ترکی لقب ((وازده شمشیر)) دارند؛ یعنی، آنان که به ناحق از تیغ شمشیر در رفته اند.

 داستان هایی که نویسندگان ترکیه برملا کرده اند افشای بی پروای خاطرات شهروندانی است که اجدادی ارمنی داشته اند. اشاره های نامعلوم و گنگ به این وقایع در داستان ها و ادبیات ارمنی ترکیه پرده از چهرۀ بازماندگان پس زده است، خاطراتی مملو از تغییر اجباری دین،تنزل از شأن انسانی، تحقیر و آزار جنسی مردان و زنان و نزدیکان از دست رفته و…. این تصویر تصویری است چند چهره از هویتی که در کل عنوان ارمنیِ ترکیه دارد و پدیده ای است کاملاً متضاد با هرآنچه که از ارمنیان دیاسپورا (ارمنیان پراکنده در جهان) در بررسی های عمیق هویتی، جامعه شناختی و روان شناختی شناخته شده است.

          مؤسسه ـ موزۀ ارمنی قتل عام

مسخ هویت ارمنیان در دورۀ پس از قتل عام و بازتاب آن در ادبیات هنری

جلد کتاب آنان که پس از 1915 به زندگی در ترکیه ادامه دادند

بیست و چند سال قبل، زمانی که آثار مربوط به قتل عام ارمنیان را برای موضوع رساله و حوزۀ تخصصی تحقیقات خود برگزیدم، پیش بینی نمی کردم که عمق مطالعات همۀ تلاش ها، فعالیت های اجتماعی و زندگی ام را در خود غرق کند. رویارویی با شقاوتی بی سابقه و تأثیر آن بر احساسات مستلزم کشمکشی روزانه بود.

کتاب حاضر و سه گانه ای که این کتاب قسمتی از آن است، تنها، بخشی از آن چیزی است که در آرزوی انجامش هستم. امیدوارم که در ژرفای اقیانوس تلاشی که ملتم در راه سازگاری با قتل عام تاریخی اش و غلبه بر پیامدهای آن دارد، به نتیجه ای پایانی دست یابم.

در اولین تک نگاشت سه گانۀ تحقیقاتی ام، واکنش های ادبی به فاجعه: مقایسه ای میان تجربۀ ارمنی ها و یهودی ها،[2] به واکنش ادبی ارمنیان دیاسپورای بازمانده نسبت به گذشتۀ وحشتناک والدین و اجدادشان توجه و انتقال دردی مدام و خاطره ای به جای مانده از فاجعه ای را، که بعدها به منزلۀ نخستین نسل کشی گستردۀ قرن بیستم شناخته شد، از نسل اول به نسل های بعد دنبال کرده ام.

در دفتر حاضر، دومین بخش از سه گانه، بر شرح تأثیرات این تجربۀ تلخ بر شکل گیری و استحالۀ هویت بازماندگانی که به زندگی در ترکیه ادامه داده اند متمرکز شده ام. بنابراین، به منظور تأکید بر این دگرگونی، عنوان بازنمود مسخ هویت ارمنیان پس از قتل عام در آثار هنری را برای عنوان فرعی این تک نگاشت انتخاب کرده ام.

در نظر دارم این سه گانه را با تألیف کتابی در خصوص بررسی بازتاب خاطرۀ تاریخی نسل کشی ارمنیان در ادبیات ارمنیان شوروی به پایان برم، جایی که در آن صحبت از قتل عام موضوعی ممنوع بوده. در این بخش، ثابت خواهم کرد، به رغم جو اختناق و فضای خصمانه ای که نه تنها در آن نوشتن از گذشته و ستمگری های ترکیه بلکه صحبت کردن در مورد آن جرمی قانونی و قابل تعقیب محسوب می شده، چگونه خاطرۀ این قتل عام در داستان های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و در محدودۀ خانه های آنها به نسل های بعد انتقال یافته. این خاطره با ظرافت و به دقت در آثار ادبی طنین انداز شده و جالب اینکه خاطرۀ آزارهای بعدی در دوران شوروی نیز به آن اضافه شده است.

در این بخش، بر تحمیل مسلک و سیاست های دولتی شوروی در برخورد با تاریخ ارمنیان و خاطرۀ جمعی تلخ گذشته تأکید خواهم کرد و به منظور مطابقت با نظریه ای که در دفتر حاضر آن را بسط داده ام مقایسه ای خواهم کرد میان جو ترس حاکم بر ارمنستان شوروی آن زمان با وضع روحی حاکم بر جامعۀ ترکیۀ امروز.

تفسیر واکنش ادبی متأثر از احساسات منتقل شده به نسل بعد و هویت ((ارمنی بودن)) دو وجه دارد. اول اینکه، در مطالعات مربوط به نوشته های قتل عام و بررسی اثرات آن در نسل های آینده دریافتم گذشتۀ فاجعه بار ملی، در طول زمان، نقشی قاطع در ساختار هویتی و قومی از لحاظ احساس ارمنی بودن ایفا کرده است. با این استنباط لزوم به کارگیری دیدگاهی دیگر با تأکید بر این ساختار پیش آمد که بار دیگر به ادبیات ختم می شد. دربارۀ این نوع آثار ادبی، که هدف آن انتقال و زنده نگه داشتن هویت قومی است، بارها در مقالات متعددی که در سال های اخیر منتشر ساخته ام تأکید ورزیده ام. دومین و مهم ترین وجه عدم دسترسی به ادبیات ارمنی ترکیه برای بررسی واکنش های ادبی ارمنی ـ ترکی نسبت به این فاجعه بود چرا که هیچ موردی وجود نداشت.

روشنفکران ارمنی بازمانده، که در قسطنطنیۀ (استانبول) پس از جنگ گرد آمدند، برای غلبه بر اثرات روانی مخرب حاصل از نابودی ملت خود و یافتن شیوه ای ادبی برای فرا رفتن از فاجعه، تلاشی فوق بشری به کار بردند.

مکتب ادبی ناپایدار باردزراوانک،[3] که آن را واهان تِکِیان،[4] هاگوپ اوشاگان،[5] گوستان زاریان،[6] شاهان بربریان[7] و… در 1922م بنا نهادند، کوششی بود در راه رسیدن به این هدف. این مکتب و ادبیات حاصل از آن رستاخیزی جدید را در تاریخ ادبیات ارمنستان غربی نوید می داد.[8]

رسیدن به این حیات مجدد مستلزم رویارویی با گذشته، درک فاجعه و مقابله و پاسخ به آن بود. کتاب سرود پیروزی امپراتوری، نوشتۀ اوشاگان، بهترین بیانگر این مسیر جدید ادبی است.[9]

به هر حال، این مکتب و دیگر فعالیت های ادبی مترقی در قسطنطنیه با پیشروی مصطفی کمال به سوی شهر تعطیل شد و روشنفکران ارمنی از ترس دستگیری های مجدد قسطنطنیه را ترک گفتند. در واقع، دورۀ پرآشوب بین سپتامبر1922 و اکتبر 1923، که مقارن بود با تصرف و به آتش کشیدن سمیرنا (ازمیر کنونی) به دست ارتش کمالیون و اعلام جمهوری ترکیه، تنها فرصت فرار از کشور بود. پس از استقرار جمهوری و تا 1946هیچ مجوزی برای خروج از کشور صادر نشد. ((درها بسته بودند)) و اکثر روشنفکرانی که در قسطنطنیه (استانبول) باقی مانده بودند تحت تعقیب قرار گرفتند. در نتیجۀ فضای آکنده از ترس و فشار سیاسی حاکم حیات فرهنگی اقلیت ها از بین رفت. نویسندگان نامی بازمانده از 1915، ناتوان از بیان آزادانۀ رنج های مردم خود، یا به کلی دست از نوشتن برداشتند یا هرازگاهی با فورانی از اندوهی تمام به کار خود ادامه دادند.

علی رغم محیط نامساعد، در دوران بعد از به قدرت رسیدن مصطفی کمال(1923) و اعلان دورۀ جمهوری و در شرایطی که استانبول تنها کانونی در ترکیه بوده و هست که ادبیات ارمنی در آن خلق می شود، ادبیات ارمنی ـ ترکی یا ادبیات ارمنی استانبولی پس از جنگ جهانی دوم گام های چشمگیری در بیان هنری برداشته است. در واقع، این ادبیات در چند دهۀ اخیر با جهشی عظیم و پس از دورۀ رکود در اثر افسردگی و مانع سیاسی نفوذناپذیری که در برابر خود داشته در جست و جوی راهی برای طلوع مجدد است.

در کورسوی نوری که مشکوکانه بر حقوق و اختیارات اقلیت ها در خصوص برپایی مراسم دینی و تأسیس مدارس و مؤسسات فرهنگی[10] می تابد، روشنفکران حوزۀ ادبیات در ترکیه بر روی طناب بندبازی گام برداشته اند و همواره مراقب بوده اند که از روی آن نلغزند. به همین دلیل از موضوع رنج های گذشته بر ملت خود دوری کرده اند. طی ده ها سال، ادبیات و به خصوص، شعر ارمنی استانبول دنباله روی ادبیات نوین جهانی بوده و بدون محدودیت از نظر صورت و محتوا و با اندیشه ای متعالی و انسان گرایانه به موضوع مورد علاقه اش؛ یعنی، صفات انسانی پرداخته است.[11] نویسندگان و شاعران ارمنی، با بینش و ادراکی منحصر به فرد از دنیا و بشریت، از عشق ها، امیدها، رؤیاها، آرزوها، درد و رنج بشریت و تلاش برای عدالت و برابری سروده اند. آنان به خوبی بر احساس خود غلبه کرده و (( من)) را جایگزین(( من جمعی)) ساخته اند. آنان تلاش های فردی را به جای تلاش های جمعی به کار گرفته اند.[12]

زاهراد،[13] با نام اصلی زاره یالدزچیان، چهره ای برجسته و پیش گام در عرصۀ شعر ارمنی استانبول پس از جنگ جهانی دوم بود و پس از او نیز زاره خراخونی[14] شیوۀ او را پی گرفت. در گرایش به جهان وطنی نویسندگان ارمنی ترکیه همگام و همراه با نویسندگان ترک پیش قدم و کوشا بودند و در مجالس ادبی، که با عنوان ادبیات ترکیه تشکیل می دادند، روشنفکران ترک را به شرکت در این مجالس دعوت و تشویق می کردند. تکرار این مجالس ادبی و شهرتی که یافت سبب رنجش برخی از ارمنیان شد. روبر هادجیان[15] از هاکوپ مارتایان[16] در یکی از جلسات کمیتۀ تشکیلاتی نقل می کند که:

(( لازم است به فکر نان خود باشیم و نان ما؛ یعنی، فرهنگ ما در کام شیر است و بر ما واجب است که زمام آن را در دست خود گیریم)).[17]

با همۀ اینها درست نیست که فکر کنیم پس از جنگ جهانی دوم در ترکیه ادبیات ارمنی کاملاً به موضوعات ملی ارمنیان می پرداخت و انعکاسی از جامعه نداشت. هیلدا کالفیان در تحلیلی از شعر نوین ارمنی استانبول می گوید:

(( در اشعار سوررئالیستی، هنگام خلق اثر، نمادها به کمک شاعر می آیند تا با معانی متعدد به تفاسیر متعدد بینجامند. هر آنچه قومی و ملی است به زحمت قابل تشخیص است. شعر سروده شده در ظاهر بی خطر است اما از طریق هنر و برگردانی که بیانی صریح ندارد به سطح خودآگاهی خواننده اش می رسد)).[18]

اشعار زاهراد و خراخونی نیز به وضوح دارای این مؤلفه هستند. هر دو رنج بشر را در تلاش برای رسیدن به عدلت و خصایل انسانی در قالبی یأس آور، غمگین و سرخورده می سرایند. این تلاش رنج آور می تواند استعاره ای از مسئلۀ ارمنیان باشد.[19]

بازگویی مسئلۀ ملت ارمنی در توانایی و حتی آگاهی شاعران ارمنی استانبول،[20] که حماسه سرای مسائل انسانی بودند، نمی گنجید به خصوص که در ترکیه بی عدالتی و ظلم آنان را احاطه کرده بود. اثر گروهی مهم این نویسندگان و شاعران با عنوان نمای عمومی ادبیات ارمنی استانبولی در دورۀ جمهوری،[21] در 1975 بیانگر حال و هوا و مسیر شعر ارمنی ترکیه در آن زمان است و برای برقراری ارتباط با ارمنیان خارج از ترکیه تلاش می کند. وارتان کومیکیان[22] در مقدمۀ این اثر می نویسد:

(( همان طور که به وضوح می بینیم مکتب ادبی ـ هنری ارمنی استانبول در مسیر تکامل خود به موازات ارمنیان دیاسپورا و پیش رفت جهانی، در محدودۀ خود و تحت تأثیر عوامل داخلی، بسیار پویاست. این جنبش هرگز قادر به رهایی خود از عقدۀ خود کم بینی، که منتقدان خودبین و سرسخت آن را تحمیل می کنند، نیست. ناآگاهان و نظاره گران بی تفاوت خارج از ترکیه هم درست این رفتار را دارند)).[23]

این مطلب نه تنها توجیه گر وضعیت ادبی ـ هنری زمانه است بلکه بیانیه ای است که بین سکوت 35 ساله، از هنگام شروع مکتب ادبی باردزراوانک تا اعلام غرور آفرین تولد چهره های نوین ادبی که نبوغ و انگیزۀ پیشینیان خود را دارا بودند، پلی ارتباطی برقرار می کند.

پس از آنکه حلقۀ محاصرۀ رژیم نظامی ترکیه تنگ تر شد بسیاری از این نویسندگان و شعرا، که موضوعاتی مانند عدالت بشری، برادری و برابری بین انسان ها را مورد توجه قرار می دادند، سوسیالیست به حساب آمدند و از طرف حکومت محاکمه و زندانی شدند.[24]

همۀ این اتفاقات و تجارب تلخ گذشته سرانجام با شیوهای جدید اما محتاطانه، که ثمرۀ کار ادیبان معاصر ارمنی بود، علنی و بیان شد. جسارت آنان مخصوصاً در نوشتن داستان هایی از گذشتۀ ارمنیان در ترکیه یا ترجمه هایی از آثار اصیل ارمنی به ترکی قابل توجه است.

فاطما موگه گوکچِک،[25] در مقاله ای در مورد سکوت در گذشتۀ جمهوری ترکیه، این شیوۀ جدید ادبیات ارمنی ـ ترکی را مورد بررسی قرار داده و دربارۀ تردید آنها در شکستن سکوت و نوشتن دربارۀ گذشته و تجربیات محنت بار خود می نویسد:

((خودسانسوری به خاطر اجتماع خطرناکی است که در آن زندگی می کنند. آنها به مدت 75 سال وادار شدند تا دربارۀ کشتار ارمنیان، که جزء اصلی و محو نشدنی حافظۀ پدران و اجدادشان را تشکیل می داد، با ایما و اشاره برای تماشاگران ترک مسلمان داستان سرایی کنند)).[26]

آیا این تنها یک خود سانسوری ساده بود یا ترس از محاکمه و تعقیب؟ در موقعیتی که حتی صحبت کردن به زبان ارمنی در ملأ عام ممنوع بود و به اتهام نقض قانونِ رفتار شایستۀ اجتماعی بلافاصله حکم صادر می شد ارمنیان چگونه می توانستند دربارۀ چنین موضوع حساسی، که همانا تاریخ گذشته و خاطرات قتل عام بود، صحبت کنند؟

توروس تورانیان، نویسندۀ ارمنی اهل سوریه، در 1963 هنگام اقامت در استانبول جمعی از روشنفکران را در خیابان می بیند. از شوق دیدن آنها با صدای بلند سلام و احوال پرسی می کند و دربارۀ نویسنده ای که مشتاق دیدارش بوده می پرسد. اتفاقاً این شخص نیز که در بین گروه حضور داشته نگران از این سرو صدا، جلب توجه و به زبان آورده شدن نامش در خیابان های استانبول کلماتی زیر لب نجوا می کند که برای تورانیان مفهوم و قابل شنیدن نبوده. خانمی از این گروه، که از نویسندگان روزنامۀ مرمره بوده، به زبان ترکی و با لحنی شماتت بار می گوید: (( آقا اگر با صدای بلند سخن می گویید ترکی صحبت کنید. اگر لازم است به ارمنی صحبت کنید، پس صدای خود را پایین بیاورید. اینجا ترکیه است. متوجه هستید؟)).[27]

شیوۀ نوین نگارش دربارۀ گذشتۀ ارمنیان در زمان امپراتوری عثمانی هنوز اولین گام های مردد و محتاط خود را در ادبیات ارمنی ترکیه برمی دارد. مقاله های مندرج در روزنامه های مرمره و ژاماناک، که سعی دارد با تاباندن کورسویی از نور، نگاهی به مسائل معاصر جامعۀ ارمنی بیندازد کوچک ترین اشاره ای به گذشته ندارد.

مقالاتی که در هفته نامۀ آگوس[28] درج می شود نیز از این نظر قابل توجه است. این هفته نامه، که هنوز هم بعد از ترور سردبیر آن، هراند دینک، منتشر می شود، توانسته است با ارمنیان ترکیه ارتباط برقرار کند، مخصوصاً با آن عده که از مناطق دورافتاده به استانبول آمده اند و تحصیلات ارمنی ندارند (تنها جایی که مدارس ارمنی در آن فعال هستند شهر استانبول است). هدف مهم آگوس اطلاع رسانی دقیق در خصوص وضعیت ارمنیان و مسائل آنان در جامعۀ ترکیه است. شمار اندکی از مؤلفان، مانند هاگوپ مینتزوری و مگردیچ مارگوسیان، جرئت به خرج داده و به حوزۀ خاطره نویسی پرداخته اند. با وجود این، هنجار غالب هنوز باقی ماندن محدوده های پذیرفته شده است. در واقع، برای بیان تصاویری از دلتنگی های زادگاه، خاطرات قتل عام و کوچاندن اجباری و تبعیدی که از حافظۀ بزرگ ترها محو نشده و شاید هم به بچه ها منتقل شده خاطره نویسان شرحی ساده و مختصر باز می گویند. نه تنها در ادبیات از نوشتن دربارۀ این فجایع اجتناب می شود بلکه حتی ارمنیان عادی نیز، که خود از بازماندگان قتل عام ها، تبعیدها و اخراج ها بوده اند، دربارۀ این تجارب دردناک سکوت اختیار کرده اند و با نزدیک ترین دوستان ترک خود نیز این مسائل را درمیان نمی گذارند.

کمال یالچین در خاتمۀ کتاب خود، روحم با تو به وجد می آید،[29] می نویسد:

(( به دست آوردن اعتماد ارمنیان مصاحبه شونده برای گفت و گوی آزادانه و بدون ترس بسیار مشکل بود. آنها همیشه محتاطانه و با یک انگیزۀ درونی، آگاهانه یا ناآگاهانه، هنگام صحبت با دوستان ترک گذشتۀ خود را پنهان می کردند)).[30]

در این بررسی، ادبیات ارمنی ـ استانبولی موجود را از نظر گذرانده و بر ادبیات معاصر و آثاری که موضوع قتل عام و کوچ اجباری و تبعید با کمال جسارت در آنها گنجانده شده تکیه و با خواندن هر آنچه در دسترس بوده سعی در کشف و بازیابی احساس ارمنی بودن کرده ام. یادآوری مناظر گذشته و باقی ماندۀ خاطرات را از دید یک بازماندۀ نسل چندم، که در ترکیه زندگی می کند، در کتاب هایی که به زبان های فرانسه یا ارمنی ترجمه شده اند مطالعه و تحلیل های ادبیات ارمنی ـ ترکی را نیز بررسی کرده ام.

آیا نقد ادبی یا تحلیل ادبیات رازهای ناگفته را برملا خواهد کرد و گره از مسئله ای که در تجارب فردی و گروهی ارمنیان و حتی ترک ها وجود دارد باز خواهد شد؟ امیدوارم که چنین باشد و امیدوارم که منابع بیشتری از روایت ها و تحلیل های ادبی و مقالات پژوهشگران در دسترس قرار گیرد. باشد که این کتاب را سرآغاز کوششی صادقانه در گشودن حلقۀ گره خورده به دور گذشتۀ ممنوع بدانیم.

منابع:

Gökçek, Fatma Müge. ((silence in the Turkish republican past: An Analysis if Contemporery  Turkish – Armenian Literature)). unpublish paper.

Haddejian, Rober. Hushatetr -15, ((Grakan Havakuyt Suatiyei mer Partezin mej)). Istanbul: Dizgi ve baski, 1999.

Kalfayan, Hilda. Polsahay nor banasdeghtsutiune. Lebanon: Catholicosate of Cilicia Press, 1998.

Oshagan, Hagop. Kayserakan haghtergutiun. Lebanon: Librairie du Catholicossat Armenien, 1983.

Peroomian, Rubina. And Those Who Countinued Living In Turky aftre1915; The Metamor-phosis of the Post – Genocide Armenian Identity as Reflected in Artistic Literature.

Yerevan: The Armenian Genocide Museum – Institute, 2008.

Toranian, Toros. Istanbulahayere ke kanchen. Istanbul: Aras Yayincilik,1997.

Tsovak, V.S., Vardan Komikian, and Rober Haddejian, eds. Hamaynapatker hanrapedakansherjani Istanbulahay grakanutean. Istanbul: Armenian sanouts miutium, 1957.

Yalcin, Kemal. Hogis keznov ke khayta. Yrans. of Seninle Güler Yüreğim. by Archebisho Karekin Bekjian,Primate of Armenians in Germany. Yerevan: Zangak 97 Press, 2003.

پی نوشت ها:

1- نوشتار حاضر ترجمه ای است از پیش گفتار کتاب زیر:

Rubina. Peroomian, And Those Who Countinued Living In Turky after1915; The Metamorphosis of the Post – Genocide Armenian Identity as Reflected in Artistic Literature. (Yerevan: The Armenian Genocide Museum – Institute, 2008).

2- کتاب واکنش های ادبی به فاجعه نسخۀ مشروح و بسط داده شدۀ رسالۀ دکترای نویسنده است (دانشگاه کالیفرنیا،1989). این کتاب را انتشارات دانشجویان ممتاز در آتلانتای جورجیا تحت حمایت مرکز مطالعات شرق نزدیک در UCLA در 1993 به چاپ رسانده است.

Bardzravank 3-

Vahan Tekeian 4-

Hagop Oshagan 5-

gostan Zarian 6-

Shahan Berberian 7-

8- این جنبش به پیروی از نام ارگان رسمی خود، باردزراوانک، نام گذاری شد. نشریۀ باردزراوانک تنها یک سال، در 1922، انتشار یافت و سپس، به دنبال یورش کمالیست ها به استانبول انتشار آن قطع شد.

9- هاکوپ اوشاگان، سرود پیروزی امپراتوری (استانبول: بی جا، 1983).

اوشاگان در مقدمه اش بر مجموعۀ پنج داستان از این دوره تفسیر خود را از وقایع 1915 و نقش قیصر آلمان، ویلهلم، به منزلۀ تماشاگری بی تفاوت به رشتۀ تحریر درآورده. او در کتاب بعدی خود به نام بازماندگان (Mnasordats) به بحث دربارۀ موضوع همکاری آلمان ادامه داده است. برای کسب اطلاعات بیشتر ر.ک: روبینا پیرومیان، واکنش های ادبی به فاجعه (جورجیا: انتشارات دانشجویان ممتاز،1993)، ص173 ـ 215.

10- امروزه از فرهنگ با ارزش ارمنیان، اعم از فرهنگ دینی و آموزشی، چیز زیادی در استانبول باقی نمانده است. نشریاتی که منعکس کنندۀ زندگی اجتماعی هستند، مانند ژاماناک (Zhamanak)، مرمره(Marmara)، مجلۀ تئاتریکولیس(Kulis)، لرابِر(Lraber)، روزنامۀ خبری سراسقفی، سورپ پرکیچ (Surp Perkich)، ارگان بیمارستانی به همین نام و آگوس(Agos)، که جدیدترین هفته نامۀ دوزبانه است، بی وقفه به کار خود ادامه می دهند. علاوه بر اینها، هفته نامه هایی مانند شوقاگات (Shoghakat)، نورسان (NorSan) و هاندس مشاکویتی(Handes Mshakuiti) پس از چند دهه سکوت اجازۀ انتشار یافته اند. سر اسقفی ارمنیان استانبول مانند همیشه بر امور دینی و فرهنگی ارمنیان نظارت می کند (از قرن پانزدهم میلادی). بیش از 35 کلیسا در استانبول وجود دارد که تنها ده تای آنها فعال هستند. این تعداد باید با 47 کلیسایی که در 1915م فعالیت داشتند مقایسه شود. بعضی از این کلیساها تبدیل به مسجد شده اند. دو کلیسای پروتستان و شش کلیسای کاتولیک نیز در استانبول فعال هستند. همچنین، هجده مدرسۀ ارمنی، تعدادی یتیم خانه، یک بیمارستان و هفت قبرستان، که شیشلی معروف ترین آنهاست، نیز در استانبول وجود دارد.

11- با قطع ارتباط با دنیای خارج، روشنفکران ارمنی فقط از طریق ادبیات نوین ترکی و مجلات ادبی ترکی به مکاتب ادبی جهان مانند سوررئالیسم غربی، رئالیسم اجتماعی در اتحاد شوروی و شیوه های معاصر شعر معرفی شدند اما این ارتباط به معنای اثر پذیرفتن ادبیات ارمنی استانبول از ادبیات معاصر ترک نیست.

12- اونیک فشجیان(Oninik Fechjian) با شعر (( واجارورد)) (فروشنده) بهترین نمونه برای شعر ارمنی استانبول است.

13- Zahrad وی متولد 1924 دراستانبول و دست پروردۀ فرهنگ ارمنی استانبول پس از جنگ جهانی دوم و به خصوص، دوران حیات مجدد ادبی است. شعر زاهراد نمایانگر فعالیت های فرهنگی و دینی است که از فضای بهبود یافتۀ اقتصادی و آزادی موقت سیاسی جان گرفته بود.

14-  Zareh Khrakhuni وی در 1926 در استانبول متولد شد. او علاوه بر کتاب های شعرش، منتقدی هنری و همچنین تحلیلگر و حامی سرسخت شعر نوین ارمنی بود.

Rober Haddejian 15-

Hakop Martaian 16-

17- روبر هادجیان، هوشاتترـ 15 (1999)، ص201.

18- هیلدا کالفیان، اشعار نوین ارمنیان بولیس(Bolsahay Nor Banasteghtsutiune)، (بی جا: بی نا،1998)، ص11.

19- یکی از اشعار خراخونی با عنوان ((تاریخ)) (Patmutiun)،که دربارۀ دو برادر به نام های روموس و رومولوس و تولد شهر روم است، با این چهار خط شروع می شود:

توتم آنها گرگ/ و مال ما بره بود/ به این توجه کنید/ بقیه تاریخ است/ نکته در اینجاست.

این شعر اشاره ای غیر مستقیم به تاریخ و روابط ارمنیان و ترکیه است.

20- روبر هادجیان می گوید: (( روشنفکران ارمنی در سال های 1950 هیچ ارتباطی با ارمنستان و ارمنیان دیاسپورای خارج از ترکیه نداشتند و از زندگی، ادبیات و به طورکلی مسائل ارمنیان خارج از ترکیه هیچ چیز نمی دانستند)). او اضافه می کند که دیاسپورا هم از ادبیات ارمنی ترکیه خبری نداشت و فکر می کرد که شعر و شاعری اساساً در ترکیه مرده است. ر.ک: هادجیان، همان، ص1ـ20.

21- تسوواک، کومیکیان و روبر هادجیان، نمای عمومی ادبیات ارمنی استانبولی در دورۀ جمهوری (استانبول: بی نا، 1975).

22- Vartan Komikian

23- همان، ص 219.

24- این مسئله خصوصاً پس از یورش های نظامی 12 مارس 1971 و 12 سپتامبر 1980 صدق پیدا کرد، زمانی که سوسیالیست ها به طور گسترده ای تحت تعقیب قرار گرفتند. نظامیان ترک به خانه های روشنفکران ترک و ارمنی هجوم می بردند و اگر کتابی از ناظم حکمت یا کارل مارکس می یافتند، آنها را زندانی می کردند.

25- Fatma Müge Gökçek

26- فاطما موگه گوکچک در مقالۀ خود با نام ((سکوت در گذشتۀ جمهوری ترکیه)) به بافت و ترکیب نگارشی ارمنیان در داستان سرایی ترکی می پردازد و به خصوص آثار دو نویسندۀ ارمنی ترکیه، هاگوپ مینزوری و مگردیچ مارگوسیان، را بررسی می کند.

27- توروس تورانیان، ارمنیان استانبول صدا می زنند (بی جا: بی نا، 1997)، ص22.

28- تولد آگوس در نیاز و لزوم به وجود روزنامه ای دوزبانه بود و این خود پدیده ای به شمار می رفت. طبق اطلاعات موجود سراسقف مسروپ دوم موتافیان عدۀ کمی از روشنفکران فعال ارمنی ترکیه را که در مطبوعات فعالیت می کردند فرا خواند و با تشکیل شورایی مطبوعاتی خواستار پاسخ به پرسش های رسانه های ترکیه شد تا با تهیه و نشر اطلاعات دقیق و واقعی دربارۀ ارمنیان با آنان، که معمولاً اطلاعات دروغین و جعلی اشاعه می دادند، رو در رو شوند. این اهتمام منجر به نشر هفته نامۀ ارمنی ـ ترکی آگوس شد. هراند دینک در مقام سردبیر اصلی آگوس از ابتدای تأسیس آن تا زمان ترورش در این نشریه فعال بود و پس از وی اِتین ماهچوپیان جانشین وی و سردبیر اصلی آگوس شد.

29- Seninle Güler Yüreğim

30- مرجع نویسنده ترجمۀ ارمنی کتاب روحم با تو به وجد می آید Hogis Keznov Ke Khayta است که سراسقف گارگین بکچیان، در 2003 آن را به ارمنی برگردانده. این کتاب را خانم سدیک داودیان در 1386 به فارسی ترجمه کرده است.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 47
سال سیزدهم | بهار 1388 | 164 صفحه
در این شماره می خوانید:

گل های اندوه

نویسنده: سورن مورادیان / ترجمه: ادوارد هاروتونیان به یاد كودكان ارمنی كه قربانی قتل عام شدند بر لب آنان هنوز آوازهای ناتمام، در دل آنان هزاران آرزوی پاک بود، بی نصیب از...

آرام هایکاز

نویسنده: ادوارد هاروتونیان آرام هایكاز، با نام اصلی آرام چِكِمیان، در مارس 1900 در شابین كاراحصار،[1] از توابع دولت عثمانی، به دنیا آمد و در مارس 1986 در نیویورك چشم از...

گزارش مراسم نود و چهارمین سالگرد نژادکشی ارمنیان

نویسنده: آنوشیک ملکیان (( استانداری حلب، قبلاً به اطلاع شما رسیده که دولت تصمیم گرفته است نسل ارمنیان ساکن ترکیه را براندازد. کسانی که با این فرمان مخالفت کنند دیگر نمی...

آنان که پس از 1915 به زندگی در ترکیه ادامه دادند

نویسنده: روبینا پیرومیان / ترجمه: آرمینه آراکلیان پس از وقایع 1915، طی سالیانی طولانی، دولت ترکیه در محیطی آکنده از ترس و در فضای مبهم حقوق اقلیت های قومی، سیاست توأم...

معرفی کتاب نسل کشی ارمنیان

نویسنده: دکتر عبدالحسین فرزاد   کتاب، نسل كشی ارمنیان نویسنده: نیكلای هوهانیسیان ترجمۀ گارون ساركیسیان ناشر: نشر سیامك سال نشر: 1387 این انسان چیست كه انسانیت...

یادداشتی از استانبول؛حدود یک میلیون قربانی نسل کشی،پنهان در لفافه فراموشی

نویسنده: سابرینا تاورنیز / ترجمه: آرمینه آراکلیان بر اساس سندی واقعی متعلق به دفتر شخص وزیر كشور امپراتوری عثمانی، كه مدت مدیدی پنهان نگه داشته شده بود، در فاصلۀ 1915 ـ...

حراج جان ها یا یادبود حقیقت

نویسنده: گریگور قضاریان کتاب ارمنستان، سرزمین تسخیر شده[2] از نخستین زندگی نامه های مستند شاهدان عینی نژادکشی ارمنیان است که در 1918 در نیویورک به چاپ رسیده. در این...

من عذر می خواهم

ترجمه و تنظیم: نارک هارطونیان در 15 دسامبر 2008، گروهی از استادان دانشگاه‏ ها، روزنامه ‏نگاران و روشنفکران ترکیه با ایجاد پایگاهی اینترنتی[2] و انتشار دادخواست مشترکی...

پیشینه دوستی اقوام ایرانی و ارمنی در گذر تاریخ

نویسنده: دکتر کامران احمدی سابقۀ دوستی دو قوم ایرانی و ارمنی به چند هزار سال پیش؛ یعنی، به زمان حیات اقوام هند و اروپایی باز می گردد. از آن زمان به این سو، در وقایع مهم...

آنی،اسطوره ای خاموش

نویسنده: آرپی مانوکیان در دورانی که پادشاهان سلجوقی در حال نبرد با اعراب بودند و سرزمین های تحت سلطۀ خود را یکی پس از دیگری از دست می دادند سرزمین گرجستان، که از آماج...

گزارش بازدید از مسجد جامع شوشی

نویسنده: حامد کاظم زاده قره باغ یا آرتساخ،[2] با مرکزیت استپاناکرت (خانکندی)، منطقه ‌ای کوهستانی است که از زمان شوروی به صورت جمهوری ای خودمختار اداره می شده. اين...

نخستین سکه ضرب شده با حروف ارمنی

نویسنده: شاهن هوسپیان قدیمی ترین سکۀ به دست آمده از ارمنیان با حروف یونانی، در قرن دوم پیش از میلاد و در دورۀ حکومت خاندان آرداشسیان[1] ضرب شده است اما نخستین سکه ای که...

چرا آرارات

نویسنده: رافی آراکلیانس چرا ارمنيان نام آرارات را بر پیشانی باشگاه و محل كسب و كار خویش درج می کنند؟ چرا ارمنيان نام آرارات را براي فرزندان پسر خود انتخاب مي كنند؟ چرا...

قلعه پرستوها؛حافظ آثار نقاش قتل عام ارمنیان

نویسنده: ژیلبرت مشکنبریانس زیزِرناکابِرد[1] از 1920م ارمنیان ساکن در تمامی نقاط جهان روز 24 آوریل را روز یادبود و بزرگداشت شهدای ارمنیان در 1915م به دست دولت ترکیۀ...

بازماندگان ارمنی در آناتولی

نویسنده: دکتر کارن خانلری جمهوری ترکیه کشوری چند ملیتی است که در حال حاضر حدود پنجاه گروه ملی، قومی و مذهبی در آن وجود دارند.[1] حکومت های متوالی ترکیه از دوران تهاجم و...

نسل کشی و آگاهی ملی

نویسنده: آریاسب دادبه نزدیک به یک قرن از جنایتی هولناک می گذرد که هیچ گاه وجدان بشری آن را فراموش نخواهد کرد. نقل قول هایی متفاوت دربارۀ آمار قربانیان این جنایت وجود...