نویسنده: زاون قوکاسیان

آربی آوانسیان

چشمه را آربی آوانسیان در سال1348 ش ساخت: فیلمی زیبا و شاعرانه که در زمان نمایش غریب افتاد. اما از همان زمان آشکار بود که این فیلم جای خود را در میان آثار روشنفکرانهٔ تاریخ سینمای ایران حفظ خواهد کرد. اهمیت این فیلم در ساختارشکنی نامعمولی بود که در سینمای ما سابقه نداشت. اقتباس آزادی از یک اثر ادبی جدی بود با بیانی تغزلی و نیز کاربرد ریتمی آرام و متناسب، که همه و همه نشان از این داشت که چشمه فیلمی متفاوت از کارگردانی متفاوت است.

برگزاری هفته فیلم ارامنه و سینمای ایران به وسیلهٔ موزهٔ سینما در تیرماه1383ش در باغ فردوس و یاد خاصی که از چشمه در آن هفته به عمل آمد، ارج نهادن به فعالیت های وسیع فرهنگی ارمنیان ایران در سینما و نشان دهندهٔ توجه خاص به تاریخ سینمای ایران و فیلم هایی است که هنوز آموزه های بسیاری برای علاقه مند سینما به همراه دارند.

آربی آوانسیان در اول اسفندماه1320 ش در جلفای اصفهان به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند. از کودکی شیفتهٔ کارگردانی تئاتر و سینما بود، در آغاز جوانی در روزنامهٔ آلیک نقد و تحلیل چاپ می نوشت که در این میان تحلیل های فیلم های آرامائیس آقامالیان، ساموئل خاچیکیان، و آرمان شاخص ترند و از همهٔ این نقدها می شد دریافت که آربی با جریان فیلم فارسی سر ناسازگاری دارد. با نمایش فیلم سیاوش در تخت جمشید، اثر زنده یاد فریدون رهنما، آربی نقد مفصلی در آلیک چاپ کرد که نشان دهندهٔ نگاه او به سینمای نوعی دیگر است. آربی در سال1341 ش برای تحصیل در رشتهٔ سینما به انگلستان رفت. قبل از آن با شاهین سرکیسیان آشنا شده و در اجرا و طراحی صحنه های تئاترهایش با او همکاری کرده بود که این باب جدیدی در دوران کار هنری آربی محسوب می شود. آربی، پس از پایان تحصیلات دانشگاهی در مدرسهٔ سینمایی لندن، به ایران بازگشت و طی چهار سال سه فیلم ساخت که هر کدام تجربه های متفاوتی برای او به ارمغان آوردند.

فیلم اول یروانا نام دارد، فیلم انیمیشنی که بر اساس اشعار هوانس تومانیان ساخته شد و در سال1342 ش جایزهٔ جشنوارهٔ اوبرهازن را به دست آورد. دومین فیلم نقاب نام داشت فیلمی داستانی که در سال1344 ش بر اساس نوشتهٔ گریگور زهراب در مدرسهٔ سینما ساخته شد. و سومین آنها فیلم مستند 45 دقیقه ای با نام بالهٔ سلطنتی لندن بود که در سال1345 ش ساخته شد. این سه فیلم تجربه های اولیهٔ آربی را در زمینهٔ فیلم انیمیشن داستانی و مستند فراهم آورند.

زمانی که آربی در انگلستان تحصیل می کرد، شاهین سرکیسیان کتاب شوهر آهوخانم نوشتهٔ علی محمد افغانی را به عنوان اثر ادبی قابل اعتنای جدید ایران برای او فرستاد. آربی کتاب را خواند و تصمیم گرفت که با استفاده از مطالعات و تجربیات دانشگاهی اش، سناریوی دکوپاژ شدهٔ شوهر آهوخانم را بنویسد. وی بعد از بازگشت به ایران کارگردانی شوهر آهوخانم را آغاز کرد، ولی کار بعد از بیست دقیقه فیلمبرداری متوقف شد، چون نگاه آربی به فیلم فارسی نزدیک نمی شد. کارگردانی به ملاپور داده شد که همزمان با آربی، با بورس روزنامهٔ کیهان آن روز، که مدیرش مصباح زاده بود، برای آموزش فیلمبرداری به مدرسهٔ تکنیک فیلم لندن رفته و به ایران بازگشته بود.

داود ملاپور، فیلمبردار آن فیلم، فیلمنامهٔ دکوپاژ شدهٔ آربی را به دست آورد و آن را با سلیقهٔ خود و نگاهی که تنها گیشهٔ فیلم فارسی را در نظر داشت، به پایان رساند. شوهر آهو خانم به دلیل دکوپاژ فکر شدهٔ آربی، دارای ارزش هایی انکارناپذیر است. بعد از این فیلم، داود ملاپور چهار فیلم دیگر هم ساخت، ولی هیچ کدام فیلم برجسته ای نشدند و او از سینمای ایران محو شد.

در سال1347ش پیشنهاد همکاری با تلویزیون ملی ایران، فرصت مناسبی برای فیلمسازان جوان پیش آورد و در این چارچوب دو فیلم از بین فیلمنامه های ارائه شده به مدیریت تلویزیونی، برگزیده شد: آرامش در حضور دیگران نوشتهٔ زنده یاد غلامحسین ساعدی از طرف ناصر تقوایی، که در بخش پژوهش تلویزیون ملی ایران مشغول فیلمسازی بود و در استخدام تلویزیون قرار داشت، و چشمه از طرف آربی آوانسیان که در آن زمان در مدرسهٔ عالی تلویزیون مشغول تدریس تحلیل فیلم، نقد و… بود. در آن زمان هنوز شرکت تل فیلم به وجود نیامده بود، بنابراین برای تهیهٔ این دو پروژه تلویزیون ملی ایران وارد عمل شد.

آربی برای اولین بار در سینمای ایران، پیشنهاد کرد که سه نفر از دانشجویان مدرسهٔ عالی سینما دستیار کارگردان این فیلم باشند: ژیلا مهرجویی، رضا علامه زاده، و هوشنگ آزادی ور.

فیلمبرداری چشمه در سال1348 ش با بودجهٔ نقدینگی یک صد و پنجاه هزار تومان آغاز شد که یکصد هزار تومان آن برای دستمزد بازیگران در نظر گرفته شده بود. دستمزد آرمان در این فیلم پنجاه هزار تومان، جمشید مشایخی بیست وپنج هزار تومان، مهتاج نجومی پنج هزار تومان و پرویز پورحسینی پنج هزار تومان. پانزده هزار تومان باقیمانده برای سیاهی لشگرها و نقش های کوچک اختصاص داشت. فیلمبرداری بر عهدهٔ نعمت حقیقی بود که اولین فیلم 35 میلی متری اش را کار می کرد. نعمت حقیقی در گفت وگویی که در پاییز1380 ش با او در کانون فیلم اصفهان داشتم، بهترین فیلمبرداری اش را فیلم چشمه می داند. هزینهٔ سفرها و صدابرداری و میکساژ فیلم هم با آربی آوانسیان بود.

آربی علت انتخاب رمان چشمه نوشتهٔ مگردیچ آرمن، نویسندٔ معاصر ارمنستان، را این گونه توضیح می دهد: سؤال هایی که با خواندن شوهر آهوخانم برای من به وجود آمده بود، در کتاب چشمه هم وجود داشت؛ ضمناً می خواستم ورود به سینما را با ادبیات جدی همراه کنم فکر می کنم کار درستی هم بود. علت انتخاب شدن دو فیلم چشمه و آرامش در حضور دیگران هم پرداختن به ادبیات جدی بود.

البته ناگفته نماند که توجه به ادبیات همیشه در تاریخ سینمای ایران مطرح بوده است، و حتی در زمان فیلم های فارسی دهه های سی و چهل، ولی نویسندگانی که در آن موقع به سینما آمدند مانند حسین مدنی، اسماعیل پورسعید، پرویز خطیبی و… تنها پاورقی نویسانی بودند که رسانهٔ سینما را نمی شناختند و از سوی دیگر شاید نمایندهٔ ادبیات واقعی نبودند.

آرامش در حضور دیگران دچار مشکلات سانسور شدید شد و نمایشش تا سال1351 ش به تعویق افتاد و در این فاصله داریوش مهرجویی، داستان گاو را بر اساس مجموعه داستان عزاداران بَیَل نوشتهٔ دکتر غلامحسین ساعدی کار و اکران کرد. ولی چشمه، بعد از تجربهٔ ناموفق شوهر آهوخانم، بالاخره ساخته شد و به نمایش درآمد.

چشمه را آربی در شهرهای اصفهان، تهران، و کرج فیلمبرداری کرد. وقتی او برای پیدا کردن لوکیشن های فیلم این سو و آن سو می رفت، باغ فردوس را کشف کرد. جایی ویران که قبلاً مدرسه ای در آنجا بود و شهرداری محل هم آنجا را به امان خدا رها کرده بود و هیچ کس به باغ فردوس به عنوان اثری تاریخی توجه نمی کرد.

لوکیشن بخشی از فیلم چشمه، یعنی همان اتاق نشیمن خانهٔ استاد چشمه ساز (آرمان) و اتاق دیگر منزل استاد که سکانس مرگ وی در آنجا فیلمبرداری شد، در باغ فردوسِ تازه کشف شده قرار داشت. وقتی فیلم به نمایش درآمد، مدیر عامل تلویزیون باغ فردوس را به عنوان مرکز فعالیت های جشن هنر قرار داد و بخشی از مایملک تلویزیون شد و خلاصه این که مکانی که روزی به بهانه، فیلم چشمه کشف شد، خوشبختانه امروز موزهٔ سینماست؛ مکانی که گروتفسکی نمایشنامهٔ همیشه شاهزاده را در آن اجرا کرده و پیتربروک تمرین های نمایشنامهٔ ارگاست را در آنجا انجام داده است.

اما آربی در مورد داستان فیلمش می گوید: چشمه اقتباسی کاملاً آزاد است. من از وجود چهار شخصیت این کتاب استفاده کرده ام؛ البته هر چهار نفر در فیلم همان کارهایی را می کنند که در کتاب کرده اند، ولی هدف فیلم متفاوت با هدف مگردیچ آرمن، نویسندهٔ کتاب، است. در نتیجه اقتباس من اصلاً مقید به نوشته نیست، ولی برخاسته از داستان کتاب است. با راهی جدا، محور داستان عشق است. استاد چشمه ساز بعد از ساختن چهلمین چشمه می میرد. مردی عاشق زن چشمه ساز است و زمانی که درمی یابد زنی را که او دوست دارد زن دوستش است، خودکشی می کند. زن فاسق جوانی دارد که در خانه ای متروک، پنهانی با هم دیدار می کنند. زن های محله به عشق زن حسادت می ورزند، او را رسوا می کنند. زن هم خودش را می کشد و شوهرش او را در خانهٔ متروک دفن می کند. فاسق جوان نیز سربه بیابان می گذارد. آربی می گوید: حس عجیبی در داستان بود و با تغییراتی که دادم، مهم ترین مسائلی که در فیلم مطرح شدند، همان هایی بودند که شدیداً به آنها دلبسته بودم، یعنی تفاوت فرهنگ ها، اهمیت خانواده و نیز جایگاه عشق در موقعیت های قبلی، یعنی تفاوت فرهنگ ها و خانواده در سیر تحولی زمان.

ریتم فیلم چشمه کاملاً با ریتم های هالیوودی متفاوت است. چشمه اولین فیلم ایرانی است که برای ریتم در فیلم ارزش خاصی قائل است. تدوین چشمه براساس حرکات ظاهری اشخاص و یا موضوع عمل نمی کند، بلکه بر اساس ضرب درونی و عملکرد ایجاد شده در بیننده شکل می گیرد. به همین دلیل معمولاً چشمه، بعد از تمام شدن، در ذهن بیننده ادامه می یابد و تماشاگر را راغب به دوباره دیدن می کند، گاه نیز برعکس، بیننده به طور کلی از فیلم جدا می شود و شدیداً فیلم را نقد می کند.

ریتم و تدوین چشمه باعث می شود که سال بعد در دومین جشنوارهٔ فیلم تهران، فیلم یک اتفاق ساده به نمایش در آید. یک اتفاق ساده را شهید ثالث با ریتم کند تدوین کرده است و تماشاگر بدین ترتیب وادار به پذیرش این ریتم می شود. این گونه ریتم بر ضمیر ناخودآگاه تأثیر می کند و به نوعی با ریتمی که در ضمیر ناخودآگاه ریشه دارد، پیوند ایجاد می کند.

اولین نمایش چشمه در 31 فروردین1351 ش در نخستین جشنواره جهانی فیلم تهران بود. بعداً این فیلم در جشنواره های ونیز، لندن، و پاریس، و دوبار نیز در جشن هنر شیراز (1351و1354) به نمایش در آمد.

هانری لانگلوآ فیلم چشمه را در جشنوارهٔ پاریس در سال1973 م دید و آن را برای نمایش در سینماتک انتخاب کرد و بعد از نمایش جلوی بازگشت فیلم را گرفت و آن را در آرشیو سینماتک پاریس نگه داشت.

چشمه و رگبار دو فیلم ایرانی اولین جشنوارهٔ جهانی فیلم تهران بودند. نمایش چشمه، همان طور که اشاره کوتاهی به آن کردم، با دو نوع واکنش روبه رو شد: عده ای از آن استقبال کردند و برخی دیگر به شدت به آن تاختند؛ از جمله مرحوم هوشنگ حسامی از آن دسته منتقدیم بود عده ای دیگر هم که تمایل داشتند جو سینمایی آن روزها را به هم بریزند و خودی نشان دهند، رگبار را در مقابل چشمه عَلَم کردند. از آن سو زنده یاد فریدون رهنما با نوشتن مطلبی در کیهان (4خرداد1351 ش) دریافت های خود را از دو فیلم با اشاره ای ظریف به سوء استفاده از موفقیت یک فیلم برای محکوم کردن فیلم دیگر بیان کرد.

چشمه چندی بعد به نمایش عمومی گذاشته شد. سینما کاپری تهران که به نمایش فیلم های متفاوت اختصاص داشت این فیلم را به مدت شش روز نمایش داد و بعد از آن به بهانه ها و فرصت های گوناگون، چشمه در کانون ها و سینه کلوپ ها به نمایش در آمد و از آن یاد شد و هنوز هم می شود.

نکتهٔ جالب در مورد چشمه این است که همزمان با آربی آوانسیان، یا کمی دیرتر، در سال1971 م، در ارمنستان فیلمسازی به نام آرمن ماناریان که از دوستان زنده یاد آرمان، بازیگر فیلم چشمه اثر آربی و از ارامنهٔ مهاجر ایران بود، چشمه را با وفاداری به رمان مگردیچ آرمن، با همکاری بازیگران سینما و تئاتر ارمنستان، در ایروان کارگردانی کرد. این فیلم، که بدون هیچ گونه دخل و تصرفی عیناً از روی رمان ساخته شده بود، با استقبال بسیار زیاد ارامنهٔ ارمنستان روبه رو شد.

سربلندیم که آربی آوانسیان فیلمساز هوشمند و باذوق ارمنی، چشمه را به گنجینهٔ پربار سینمای ایران افزوده است.

اما من به عنوان یک ایرانی ارمنی سینما دوست، پس از نمایش فیلم و بعد از مشاهدهٔ شرایط دشواری که سرنوشت ناموفق تجارتی این فیلم را رقم زده بود، وظیفهٔ خود دانستم که حمایتی صمیمانه از آن به عمل آورم. این بود که با صرفه جویی فراوان در هزینه های زندگی دانشجویی ام و با استفاده از بضاعت ناچیز پول توجیبی، کتاب صد صفحه ای چشمه را، که ضمناً سرآغازی برای دیگر تک نگارهای سینمایی ام شد، فراهم آوردم و در بهمن ماه1351 ش منتشر کردم و کوشیدم در آن نظرات مختلف نویسندگان و صاحبنظران را بازتاب دهم. جالب آن که سرنوشت کتاب چشمه هم شبیه خود فیلم شد و مورد بی توجهی و بی مهری اهل قلم و نظر قرار گرفت و بجز جمشید ارجمند، که در ماهنامهٔ خوب رودکی نقدی برای این کتاب نوشت، کسی دیگر توجهی به آن نشان نداد، حال آن که چشمه در نوع خود نخستین کتاب در ادبیات سینمایی ما شمرده می شد و در آن به نقل نوشته های دکتر مهین تجدد، هوشنگ طاهری، پرویز کیمیاوی، خسرو سینایی، و حسنعلی کوثر پرداخته بودم.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 29
سال هشتم | پاییز 1383 | 152 صفحه
در این شماره می خوانید:

دره سبز

نویسنده: هراند ماتووسیان / ترجمه: سیف الله گلکار آذرخش با بانگ ترق تروقی خشک به صخره برخورد که صخره آن را پس زد و ناچار در زمین سبز فرو رفت. صخره سخت بود و آذرخش...

چهره یک استاد

نویسنده: ک. بدلیان / ترجمه: سینار گلریز هراند ماتووسیان چهارشنبه 18 دسامبر در ایروان به سبب بیماری سرطان ریه درگذشت. او در 3 مارس 1935 در بخش لوری ارمنستان به دنیا آمده...

درباره کتاب قلبم همواره با تو می تپد

نویسنده: آرمیک نیکوقوسیان به نظر می رسد که وجدان بشری بیدار شده است و حقایق اولین نسل کشی قرن بیستم، این بار با قلم های نویسندگان و متفکران ترک بازگو می شود. کمال یالچن...

در جستجوی جادوی زندگی

نویسنده: ژیلبرت مشکنبریانس اشاره نقشی را که آربی آوانسیان توانست در دهه های شصت و هفتاد میلادی در تئاتر ایران ایفا نماید، همانند نقشی است که قبل از او شاهین سرکیسیان...

آربی آوانسیان کارگردانی متفاوت با فیلمی متفاوت

نویسنده: زاون قوکاسیان چشمه را آربی آوانسیان در سال1348 ش ساخت: فیلمی زیبا و شاعرانه که در زمان نمایش غریب افتاد. اما از همان زمان آشکار بود که این فیلم جای خود را در...

شب ارامنه و هنرمندان ایران

شب چهارم: سه شنبه23 /4/ 1383 سخنرانی آیدین آغداشلو باعث افتخارم است در چنین مراسمی صحبت کنم و اشاره هایی داشته باشم: این که من از کودکی میان ارامنه بزرگ شده ام، دوستان...

شب موسیقی فیلم

شب سوم: دوشنبه22 /4/ 1383 سخنرانی دکتر شاهین فرهت ما امروز کارهای سه آهنگساز را شنیدیم که به لحاظ موسیقایی و به لحاظ نشستن روی تصویر، با هم فرق داشتند: اولی کار آقای...

شب آوانس اوهانیانس

شب دوم: یکشنبه21 /4/1383 سخنرانی خسرو دهقان (منتقد و مدرس سینما) به نظر می آید مهم ترین پدیدهٔ سینمای ایران از آغاز تا امروز آوانس اوهانیانس است و هیچ تشخیصی به اندازهٔ...

شب ساموئل خاچیکیان

شب اول: شنبه20 /4/ 1383 سخنرانی دکتر ق. پورمرادیان (منتقد قدیمی) با نام خدا اینک یادمان مردی را پیش رو داریم که بی شک تأثیری شگرف در ابعاد هنر و خلاقیت های خود در...

حضور ارامنه در سینمای ایران

نویسنده: گارینه داویدیان به مناسبت چهارصدمین سال مهاجرت ارامنه به ایران و صدمین سال فعالیت هنرمندان ارمنی در سینمای ایران، دومین نمایشگاه فصلی موزهٔ سینما با موضوع...

درباره موزه هنرهای خاور نزدیک

نویسنده: آزیتا شرف جهان موزه هنرهای خاور نزدیک، مجموعهٔ ارزشمندی است بالغ بر پنج هزار قطعه شیئ و تابلوی نقاشی، که طی سالیان طولانی توسط مارکو گریگوریان گردآوری شده اند....

مارکو هنرمند بی قرار

نویسنده: داریوش خادمی گفتگو با آیدین آغداشلو دربارهٔ مارکو گریگوریان از نظر شما مارکو گریگوریان در هنر معاصر ما چه جایگاه و موقعیت را به خود اختصاص داده است؟ ـ مارکو به...

دیدار با مارکو

نویسنده: آزیتا شرف جهان گروه نقاشان +30، نوروز امسال نمایشگاهی از آثار خود را در موزهٔ ‹‹های آرت›› ایروان، پایتخت جمهوری ارمنستان، برپا داشت. نگارنده نیز به یمن دوستی...

مارکو گریگوریان

نویسنده: سیلوی خواجه سری مارکو گریگوریان[1] در ایران میان علاقه مندان به هنر، هنرمندی شناخته شده است. او سومین فرزند از یک خانوادهٔ ارمنی است که در زمان قتل عام ارمنیان...

نقش اندیشمندان ارمنی در آشنایی ایرانیان با اندیشه مدرن (بخش نخست)

نویسنده: محمد حسین خسروپناه در سال های آغازین سدهٔ نوزده میلادی، در پی گسترش روابط خارجی دولت ایران با دولت های اروپایی و به ویژه شکست ایران در جنگ با روسیه، اندیشمندان...

کارا کلیسا یا دیر قلعه تادئوس قدیس

نویسنده: گلناز عدل پیشگفتار ایران در میان همهٔ ملل مشرق کشوری است که نژادها، مذاهب و تمدن های گوناگون را یکی بعد از دیگری در خود پذیرا بوده و در هر یک از ادوار تاریخ،...

آلیک، راهی که هفتاد و چهار سال پیموده شد

نویسنده: وارطان داودیان با وجود گسترش سریع و شتابان وسایل ارتباطات گروهی الکترونیکی، دیجیتالی و مجازی، از جمله رادیو و تلویزیون، سامانه های رایانه ای، وب لاگ های شخصی و...