نویسنده: شاهن هوسپیان

کلیسای ارمنی در قرن چهاردهم میلادی با خطر جدی از دست دادن استقلال خود مواجه شد. در این اوضاع و احوال، کسانی همچون گریگور داتواتسی[1] پیامدهای خطرناک آن را به خوبی درک و نقش مهمی در جلوگیری از آن ایفا کردند. داتواتسی روحانی ای معتقد، مدیر و نویسنده ای توانا، معلمی دانشمند، نگارگری ماهر، فیلسوف و سخنرانی ادیب بود که تمامی دوران زندگی خود را وقف خدمت به خدا، علم و دانش و شکوفایی کلیسای ارمنی کرد و با یک عمر تلاش بی وقفه توانست در وضعیتی بحرانی برای تضمین حفظ استقلال و همبستگی مراکز مذهبی ارمنیان، که به دلیل اوضاع اجتماعی آن دوره و نفوذ کلیسای غرب در منطقه دچار تفرقه شده بودند، نسلی از شاگردان را تربیت کند که بیش از چهار قرن خط مشی وی را در سراسر ارمنستان ادامه دهند. پیش از پرداختن به زندگی و فعالیت های داتواتسی، برای روشن شدن اهمیت وی برای کلیسای ارمنستان، باید نگاهی بیندازیم به تحولات منطقه و آنچه موجودیت کلیسای ارمنستان را به خطر انداخته بود.

گریگور داتواتسی

با اشغال ارمنستان در 1045م به دست امپراتوری بیزانس و پس از آن سلجوقیان، ارمنیان بسیاری به منطقۀ کیلیکیه[2] مهاجرت کردند و در پایان قرن یازدهم میلادی توانستند دور از سرزمین آبا و اجدادی، با شکست بیزانس، حکومت مستقلی در این منطقه تشکیل دهند و متعاقب آن در 1147م رهبری کل کلیسای ارمنستان نیز به علت نا امن بودن سرزمین اصلی ارمنستان به منطقه کیلیکیه نقل مکان کرد.

با شروع جنگ های صلیبی پاپ ها فرصتی مناسب برای نفوذ در کلیساهای مشرق زمین از جمله کلیسای ارمنستان، به دست آوردند. هرچند آنان در 1065م از تحت اشغال بودن ارمنستان به دست بیزانس استفاده و تلاش هایی برای الحاق کلیسای ارمنستان به کلیسای کاتولیک کردند که نا موفق بود اما حضور نیروهای صلیبی در منطقه فرصتی استثنایی برای تحقق این هدف به وجود آورد. آنان این هدف را نخست از طریق گسترش ارتباطات خویشاوندی حاکمان صلیبی منطقه با حاکمان ارمنی منطقۀ کیلیکیه و سپس نفوذ در بین روحانیان و در نهایت نفوذ در رهبری کلیسای ارمنستان، که در شهر سیس[3] قرار داشت، آغاز کردند. آنان در بین فرمانروایان ارمنی کیلیکیه این باور را به وجود آوردند که این حاکمان با کمک صلیبیون قادر به حفظ سرزمین های خود و مقابله با هجوم حاکمان مسلمان همسایه و سلاطین سلجوقی مستقر در آسیای صغیر خواهند بود اما پیش شرط کمک آنان پذیرش مذهب کاتولیک و مهم تر از آن اطاعت کلیسای ارمنستان از پاپ ها بود، که این به معنی از دست دادن استقلال کلیسای ارمنستان بود.

با تشکیل امپراتوری مغول، پاپ ها موفق شدند از طریق اروپاییانی همچون مارکوپولو، که به دربار خان بزرگ مغول راه یافته بودند، با آنان ارتباط برقرار کنند و اجازۀ تبلیغ مذهب خود را در مناطق مسیحی نشین امپراتوری مغول به دست آورند. در 1293م، به دستور پاپ مبلغان مذهبی فرانسیسکن[4] و سپس دومینیکن[5] مرکز فعالیت خود را در شهر مراغه تأسیس کردند. در ظاهر هدف مبلغان مذهبی تبلیغ مذهب کاتولیک در بین مسیحیان منطقۀ غرب آسیا، به خصوص، ارمنیان و متقاعد ساختن روحانیان کلیسای ارمنی برای قبول عقاید آنان به منزلۀ راهی برای دریافت کمک مسیحیان اروپا به خصوص صلیبیون مستقر در منطقه برای به دست آوردن مجدد استقلال سیاسی ارمنستان بود اما در حقیقت هدف تسلط بر کلیسای ارمنستان و گسترش نفوذ پاپ ها در مناطق مسیحی نشین مشرق زمین برای کنترل مجدد سرزمین هایی بود که از قرن یازدهم میلادی از دست داده بودند.

هتوم دوم،[6] پادشاه ارمنی کیلیکیه و دو تن از رهبران کلیسای ارمنی[7] به امید دریافت کمک نظامی از اروپا برای رویارویی با حملات مملوک های[8] مصر به کیلیکیه و لشکرکشی به خاک اصلی ارمنستان برای استقلال آن سرزمین، شرایط پاپ را قبول و دستور پیروی از این تصمیم را به کلیۀ مراکز مذهبی کیلیکیه و ارمنستان صادر کردند و تمامی مراکز مذهبی کیلیکیه و شمار اندکی از مراکز مذهبی دور از آن، همچون دیر تادئوس مقدس،[9] از این دستور پیروی کردند و به حوزۀ فعالیت مبلغان مذهبی کاتولیک تبدیل شدند اما بیشتر مراکز مذهبی، در خاک اصلی ارمنستان، نه تنها به مخالفت با این دستور پرداختند بلکه تلاش برای بازگرداندن رهبری کل کلیسای ارمنستان را از شهر سیس، که تحت سلطۀ پاپ قرار گرفته بود، به مکان اصلی، یعنی شهر واقارشاباد[10] در ارمنستان، آغاز کردند. [11] پاپ کلمنت پنجم (1305-1314م) برای درهم شکستن مقاومت مراکز مذهبی ارمنستان، که از دستور دو جاثلیق سرپیچی کرده بودند، در 1311م در شهر آدانا جلسه ای با حضور نمایندگان و روحانیان هوادارش در کلیسای ارمنی تشکیل داد که در آن تصمیم بر شدت عمل در قبال مراکز مذهبی متمرد گرفته شد. به دستور پاپ مبلغان مذهبی مستقر در مراغه، که از حمایت مغولان برخوردار بودند، ابتدا در ماکو و سپس در مناطق جنوب خاک ارمنستان، یعنی منطقۀ نخجوان، مستقر شدند. این مراکز نهضت اتحاد[12] کلیسای ارمنی با کلیسای کاتولیک را پایه گذاری کردند و برای گسترش نفوذ در ارمنستان دست به اقدامات افراطی زدند که سبب حوادث ناگواری شد. علت تمرکز مبلغان مذهبی در ماکو و نخجوان نزدیکی آنها به منطقۀ سیونیک[13] بود که رهبری مخالفان سنتی پاپ در دیرهای آن منطقه قرار داشت.

پس از مدتی برای رهبران کلیسای ارمنی مشخص شد که اطاعت و پیروی از خواسته های پاپ ها نتیجۀ دلخواه را به ارمغان نیاورده و نه تنها هیچ کمک نظامی از صلیبیون دریافت نکرده اند بلکه این کار سبب تفرقۀ شدید در کلیسای ارمنستان و به خطر افتادن همبستگی ارمنیان در برابر دشمن خارجی شده است. به خصوص اینکه در همین اثنا بعضی از اسقف نشین ها، همچون اورشلیم، که حاضر به اطاعت از فرمان های پاپ ها نشده بودند، از کلیسای ارمنستان جدا شدند و خود را کاملاً مستقل اعلام کردند. این اقدام نابخردانه، به غیر از تفرقه در کلیسای ارمنستان، باعث افزایش حملات مملوک ها به منطقۀ کیلیکیه شد و در نهایت، ناامیدی مردم کیلیکیه و ارمنستان و نارضایتی حاکمان ارمنی کیلیکیه را به دنبال آورد.

کلیسای مریم مقدس،باقی مانده از دیر دزور دزور

در 1362م، با فرمان جاثلیق مسروپ آردازتسی (1359-1372م) فرمان های دو جاثلیق قبلی برای اطاعت از پاپ ها باطل اعلام شد اما این تصمیم نتوانست به کشمکش مراکز مذهبی کاتولیک، که در دیر دزور دزور[14] و شماری از دیرهای منطقۀ نخجوان فعالیت گسترده ای داشتند و طرفدارانی نیز به دست آورده بودند، با مراکز سنتی کلیسای ارمنی پایان دهد و نزدیک به یک قرن کلیسای حواریون ارمنستان را با چالشی جدی مواجه کرد که در این بین نقش کسانی همچون گریگور داتواتسی، در حفظ همبستگی و استقلال کلیسای ارمنستان، بسیار با اهمیت بود.

هر چند در سده های سیزدهم تا پانزدهم میلادی ارمنستان به دلیل چیرگی مغول ها، ایلخانان، قره قویونلوها و آق قویونلوها از نظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در وضعیت نامساعدی به سر می برد اما با رشد افکار فلسفی در بین روحانیان برجستۀ کلیسای ارمنی به طور شگفت آوری، توانستند هم گام با اروپا مراکز علمی را یکی پس از دیگر، با همت دانشمندان و فیلسوفانی که در پایان قرن سیزدهم میلادی از مرکز علمی گلادزور واقع در دیر تاناده[15] فارغ التحصیل و در نقاط مختلف ارمنستان پراکنده شده بودند، در دیرهای مختلف ارمنستان تأسیس کند. این واقعه هم زمان بود با استقرار مبلغان مذهبی کاتولیک در منطقه و آغاز فعالیت آنان.

دیر تاناده،محل استقرار دانشگاه گلادزور

مبلغان مذهبی کاتولیک، که با خود عقاید فیلسوفان اروپایی در خصوص حقانیت کلیسای کاتولیک در جهان مسیحیت را آورده بودند و این عقاید را در بین ارمنیان منطقه تبلیغ می کردند، با حمایت های پاپ ها و دو رهبر کلیسای ارمنی توانسته بودند به موفقیت هایی نیز دست یابند و شماری از روحانیان برجستۀ کلیسای ارمنی همچون هوانس دزور دزورتسی[16] و هوانس کرنتسی[17] را، که از دانش آموختگان دانشگاه گلادزور بودند، به سوی خود جلب کنند. در مقابل، مراکز مذهبی سنتی، که به مخالفت با تصمیم دو رهبر کلیسای ارمنی برخاسته بودند، برای حفظ استقلال خود عکس العمل نشان دادند و دست به اقدامات مشابهی زدند که در نتیجۀ آن نوعی مبارزه، که رنگ مذهبی و فلسفی داشت، آغاز شد.

بدون در نظر گرفتن پیامدهای ناخوشایند، این مبارزات اثرات مثبتی نیز از خود به جای گذاشت، مانند گسترش مراکز علمی و ترجمه و نگارش رساله ها و کتاب های مذهبی، فلسفی و علمی برای تدریس در مراکز علمی. در نتیجه، به غیر از گسترش علم و دانش و آشنایی فیلسوفان و روحانیان اروپایی و ارمنی قرون وسطا با اعتقادات و افکار یکدیگر، سبب شد تا صدها جلد کتاب دست نویس نوشته شود که در حال حاضر در موزه های مختلف جهان و عمدتاً در مرکز کتاب های دست نویس ماتناداران ایروان، انجمن مخیتاریان[18] و کتابخانۀ واتیکان نگهداری می شود.

شاگردان مراکز علمی، که در دیرها مستقر بودند، زندگی راهبانه داشتند و به یادگیری الهیات، ریاضیات، نجوم، موسیقی، فلسفه، معماری، جغرافیا، پزشکی، شیمی، نگارگری و سایر علوم آن دوره می پرداختند. دوران آموزش عالی هفت سال طول می کشید. شاگردان در این دوره با کلیۀ علوم آشنا می شدند اما در یک یا چند رشتۀ مورد علاقه شان مهارت به دست می آوردند و در صورت توفیق در گذراندن کلیۀ امتحانات، که با حضور تمامی معلمان و طی مراسمی خاص صورت می گرفت، موفق به دریافت فرمان اسقفی می شدند و مجوز تدریس کسب می کردند و با تصمیم استادشان به دیرهای دور و نزدیک اعزام می شدند. یکی از وظایف مهم آنان تربیت شاگردانی بود که باید به نوبۀ خود برای ترویج علم و دانش به سایر مناطق اعزام می شدند. این نوع آموزش تا پایان قرن هجدهم میلادی به همین صورت ادامه یافت و در نتیجۀ آن نه تنها معلمانی برجسته بلکه معماران، نگارگران، پزشکان و موسیقی دانان بسیاری در خدمت جامعۀ ارمنی درآمدند که آثار بسیاری از آنان هنوز هم برجای مانده است.

از جملۀ این افراد گریگور داتواتسی بود که در آینده نقشی مهم در کلیسای ارمنستان بازی کرد. او نه تنها در دورۀ خود در کسب علم سرآمد همگان بود بلکه تمامی عمر خود را وقف خدمت به خداوند و حقانیت کلیسای حواریون ارمنستان کرد تا جایی که کلیسای ارمنستان با اعطای درجۀ قداست کوشید تا دین خود را به وی ادا کند.

اسقف گریگور داتواتسی در 1346 م در وایوتس دزور[19] ارمنستان به دنیا آمد. پدرش صنعتگری ساده اهل آرجیش، در شمال دریاچۀ وان، بود که پس از مهاجرت به وایوتس دزور در این شهر تشکیل خانواده داد.

والدین گریگور، که پیش از وی چندین فرزند خود را از دست داده بودند، نذر کرده بودند در صورت زنده ماندن گریگور او را وقف کلیسا کنند. بنابراین، گریگور خردسال را در سن هفت سالگی برای خدمت به کلیسا و فرا گرفتن کتاب مقدس نزد کشیشی فرستادند و او در مدتی بسیار کوتاه کتاب مقدس را چنان فرا گرفت که در کمال شگفتی اطرافیان قادر بود تا به کلیۀ سؤال ها پاسخ دهد. این توانایی وی سبب شد تا در چهارده سالگی اسقف هوانس وُرودنتسی[20] او را برای آموزش عالی در مرکز علمی دیر داتو[21] بپذیرد و بدین شکل سرنوشت گریگور برای تمامی عمر رقم خورد.

دیر داتو

گریگور سال های نوجوانی و جوانی خود را در دیر داتو به دور از زندگی دنیوی به آموزش گذراند و توانست آنچنان پیشرفت چشمگیری در کسب علم و معرفت از خود نشان دهد که در 1371م، در 25 سالگی، معلمش وی را به همراه خود برای زیارت مرقد حضرت مسیح به اورشلیم برد. در آنجا بود که گریگور جوان تصمیم به وقف زندگی خود در راه خدمت به خداوند گرفت و عهد خود را با خداوند به منزلۀ یک راهب کلیسای ارمنی بست.

هر چند گریگور برای سمت اسقفی بسیار جوان بود با توانایی و نبوغی که از خود در کسب علم و دانش و فهم واقعی فرمان های خداوند و همچنین عزم راسخی که برای خدمت به کلیسای ارمنی نشان داده بود جای شکی برای استادش باقی نگذاشت که وی لیاقت چنین سمتی را دارد. بنابراین، هنگام بازگشت به وطن در دیر شهر یرزنکا[22] در سن 28 سالگی به دست استادش به سمت اسقفی منصوب و اجازه تدریس به وی داده شد.

اسقف جوان برای کمک به مبارزات عقیدتی استاد خود با مبلغان فرانسیسکن و دومینیکن از هیچ تلاشی فروگذار نمی کرد و به دستور وی در 1380م در مقام جانشین اسقف سرکیس آبراگونتسی[23] به دیر آبراگونیس،[24] در همسایگی یکی از مراکز مهم مبلغان مذهبی منطقه یعنی، دیر کرنا،[25] برای سرپرستی مرکز علمی و مبارزه با مرکز علمی کرنا اعزام شد. او به غیر از مسئولیت سنگینش به کار تدریس نیز پرداخت و دیری نپایید که به دست استادش به سمت اسقف اعظمی منصوب شد.

دیر آبراگونیس

در 1385م، سپاهیان مغول از شمال قفقاز به مناطق جنوبی هجوم آوردند و دست به غارت و کشتار اهالی منطقه زدند که طی آن دیر داتو نیز در 1386م غارت شد. اندکی پس از این واقعه استاد بزرگ هوانس ورودنتسی، که شاید نتوانسته بود این فاجعه را تحمل کند، درگذشت و این ضربه ای بزرگ برای مرکز علمی دیر داتو و رهبری مبارزان کلیسای سنتی ارمنستان با مبلغان مذهبی کاتولیک بود.

سپاهیان تیمور لنگ، که برای مقابله با هجوم مغولان شمال وارد منطقه قفقاز شده بودند، در 1387م باردیگر دست به غارت دیر داتو و کشتار راهبان زدند و با فرار راهبان نجات یافته به مناطق مختلف عملاً این مرکز علمی متروکه و سال ها تلاش هوانس ورودنتسی نابود شد.

در 1388م، با درگذشت اسقف اعظم دیر آبراگونیس، مسئولیت ادارۀ دیر نیز به گریگور داتواتسی سپرده شد. در همین زمان راهبان دیر داتو، که از کشتار مغولان جان سالم به در برده بودند، با گرد آمدن دوباره در دیر داتو تصمیم به احیای آن گرفتند اما از آنجایی که این کار فقط از دست اسقف گریگور داتواتسی ساخته بود بنابراین از وی دعوت به عمل آوردند تا به منزلۀ جانشین استادش این وظیفۀ سنگین را بر عهده گیرد.

در 1390م گریگور داتواتسی مسئولیت دیر آبراگونیس را به یکی از شاگردانش هوانس هرمونتسی[26] سپرد و به همراه شماری از شاگردان خود به دیر داتو نقل مکان کرد و هر آنچه را که استادش بنا نهاده بود باردیگر احیا کرد و تا پایان عمر در همان جا به کار تدریس مشغول شد. در دوران بیش از دو دهه فعالیت وی در دیر داتو، صدها دانش پژوه توانستند آموزش های مذهبی و علمی را فراگیرند و کشیشان و اسقف هایی باسواد تحویل جامعۀ ارمینان شد. با همت داتواتسی بیش از شصت کشیش نیز در دیر داتو آموزش دیدند تا بتوانند مدارس روستایی را بنا نهند.

بازمانده دیر کرنا

گریگور داتواتسی روش آموزشی را در ارمنستان متحول کرد. در قرون وسطا کلیۀ دانش پژوه ها، بدون در نظر گرفتن سن و توانایی هایشان، در یک کلاس درس گرد می آمدند اما او با ابداع روش جدید آنان را بر حسب سن تفکیک کرد و برمبنای توانایی هایشان به آنان آموزش داد، امری که نه تنها در ارمنستان بلکه در سایر نقاط نیز روشی کاملاً جدید بود و تحولی بزرگ در کسب علم به وجود آورد. او معتقد بود که انسان ها با تعلیم و تربیت صحیح از سنین کودکی و تقویت جنبه های مثبت براساس فرمان های خداوند تبدیل به افرادی سالم و متعهد نسبت به جامعه می شوند. او در زمینۀ چگونگی تعلیم و تربیت کتابی به نام قوانین تعلیم و تربیت نوشت که سالیان بسیاری در مراکز آموزشی مورد استفاده قرار می گرفت. به حق که نام دیر داتو زیبندۀ نام وی بود و در زمان حیاتش، برای قدردانی از او، سنگ صلیبی با نام وی در 1401م در دیر داتو برپا شد.

او به غیر از سرپرستی مراکز علمی دیرهای داتو و آبراگونیس مراکز علمی متعددی نیز در مناطق مختلف همچون مرکز علمی آنانیا قدیس در شهر ایروان و دیر ساقموساوانک[27] بنا نهاد.

در 1410م، هوانس متزوپتسی (1340-1410م)، پایه گذار و مسئول مرکز علمی دیر متزوپا،[28] واقع در شمال دریاچه وان، درگذشت. گریگور داتواتسی برای حفظ این مرکز علمی مهم به همراه دوازده اسقف دانش آموختۀ دیر داتو، که از اهالی آن منطقه بودند، به آنجا رفت و توما متزوپتسی،[29] یکی از شاگردانش، را مسئول دیر کرد. حضور گریگور داتواتسی در دیر متزوپا سبب شد که در مدت بسیار کوتاهی بیش از هشتاد دانش پژوه جدید برای کسب علم به دیر مراجعه کنند.

داتواتسی هنگام بازگشت از دیر متزوپا، در جزیرۀ آختامار توقف کوتاهی کرد و کوشید تا جاثلیق دیر جزیره آختامار[30] را برای اطاعت از جاثلیق کل ارمنیان متقاعد سازد اما روحانیان آنجا با دشمنی با وی برخورد کردند و او بدون نتیجه مجبور به ترک آنجا شد.

او یکی از شرایط مهم حفظ استقلال کلیسای ارمنستان را بازگرداندن جاثلیقی کل ارمنستان از کیلیکیه به سرزمین اصلی ارمنستان و حفظ اتحاد مراکز مذهبی کلیسای ارمنیان می دانست و در تمام طول عمر خود برای تحقق آن تلاش کرد. این تلاش ها سی سال پس از درگذشت وی نتیجه داد. [31]

داتواتسی در تمام طول عمر خود روحانیان را به کسب علم و دانش ترغیب می کرد زیرا بر این باور بود که نه تنها به وسیلۀ این افراد قادر به اعتلای سطح مذهبی، فرهنگی و علمی مردم عادی می شود بلکه از شرایط مهم حفظ استقلال کلیسای ارمنستان داشتن روحانیان تحصیل کرده است. بنابراین، با یک عمر تلاش و پشت سر گذاشتن ناملایمت ها و مشکلات فراوان موفق شد تغییر بزرگی در ارتقای درجات روحانیت عالی به وجود آورد، بدین صورت که تا آن زمان درجۀ اسقفی یا اسقف اعظمی بر مبنای سال های خدمت و صرفاً آشنایی با کتاب مقدس به فرد داده می شد اما او این رویه را تغییر داد و دارا بودن تحصیلات علمی و فرهنگی عالی را نیز به منزلۀ شرط مهم دریافت سمت به آن اضافه کرد که نتایج مثبت آن طی سده های بعدی نمایان شد.

اسقف گریگور داتوتسی همچون استاد خود، هوانس ورودتنسی، یکی از ابزارهای مهم آموزش را، داشتن کتابخانۀ مجهز به کلیۀ کتاب های روز می دانست. بنابراین، توانست در طی دو دهه بیش از ده هزار کتاب دست نویس در کتابخانۀ دیر داتو جمع آوری کند که در بین آنها کتاب هایی به قلم خود او نیز بودند. در دوران مسئولیت گریگور داتواتسی، شماری از شاگردانش اقدام به جمع آوری آوازها و ملودی های مناطق مختلف ارمنستان کردند. او همچنین سخنرانی ها و افکار فلسفی استادش را در دو کتاب کتاب سئوالات و کتاب موعظهها به نگارش درآورد که مدت های بسیاری برای تدریس فلسفه در دیر داتو و سایر مراکز علمی ارمنستان مورد استفاده قرار می گرفت و شماری از شاگردان داتواتسی همچون ماتوس جلفایی و آراکل سئونتسی، تحت تأثیر این افکار کتاب های فلسفی خود را تألیف کردند.

در مجموع 25 کتاب از داتواتسی به دست آمده که هنوز به منزلۀ کتاب  مرجع برای تدریس الهیات در کلیسای ارمنی مورد استفاده قرار می گیرد. داتواتسی دارای اندیشه های فلسفی خاصی بود. او افکار فیلسوفان قرون وسطا را که اعتقاد داشتند رفتارهای هر انسان ذاتی است رد کرد و رفتارهای هر انسانی را مبتنی بر شرایط حاکم بر جامعه و نوع برخورد جامعه، که شخصیت فرد را شکل می دهد، می دانست. اهمیت عقاید وی، که به صورت رساله هایی به دست آمده، زمانی پررنگ تر می شود که این واقعیت را در نظر گیریم که او این بحث ها را در قرون وسطا مطرح کرده است. از او رساله هایی نیز در خصوص تجزیه و تحلیل مسائل اقتصادی همچون اهمیت کشاورزی، بازرگانی و دامپروری برای بهبود وضعیت اقتصادی مردم به دست آمده که بیانگر تسلط وی بر مسائل اقتصادی نیز است.

گریگور داتواتسی نگارگر ماهری بود و آثار بسیاری از وی به دست آمده که در حال حاضر در مرکز کتاب های دست نویس ماتناداران نگهداری می شود. او به آموزش نگارگری توجه خاصی داشت و به جرئت می توان او را پایه گذار مرکز آموزش نگارگری در دیر داتو دانست. او به غیر از آثار تهیه شده در آنجا اقدام به جمع آوری آثار بسیاری از نگارگران دیگر در کتابخانۀ دیر کرد.

در زمان لشکرکشی شاهرخ میرزا[32] در 1434م به جنوب ارمنستان، دیر داتو غارت و کتابخانۀ آن به آتش کشیده شد و از ده هزار کتاب دست نویس فقط 140 کتاب و از مجموعه بزرگ مینیاتورها تعداد بسیار اندکی باقی ماند که در حال حاضر در مرکز نگهداری کتاب های دست نویس ماتناداران نگهداری می شوند.

اسقف گریگور داتواتسی در تمام طول عمر خود زندگی بسیار ساده ای داشت و همواره ردایی از پشم زمخت به تن می کرد. او نه تنها به دلیل جایگاه علمی اش بلکه به علت ساده زیستی و اعتقاد راسخش به خداوند جایگاهی خاص در بین مردم عادی داشت آن چنان که به او القاب مختلفی نسبت داده بودند که بیانگر احترام عمیقشان به وی بود.

داتواتسی یک هفته پس از بازگشت از دیر متزوپا در 1410م در دیر داتو درگذشت. می گویند او خود زمان مرگش را می دانست و پیش از مرگ مراسم باداراک[33] را به جا آورده و شاگردانش را تبرک و به آنان تکلیف کرده بود تا راه خدمت به خداوند و خلق خداوند را برگزینند. بر روی قبر اسقف گریگور داتواتسی، که در دیر داتو قرار دارد، نمازخانه ای بنا شده که تا به امروز یکی از زیارتگاه های ارمنیان است.

پی نوشت ها:

St. Grigor Tatevatsy 1ـ

2ـ منطقۀ کیلیکیه در ساحل شمال شرقی دریای مدیترانه و در ترکیۀ امروزی قرار دارد.

3ـ شهر کوزان در منطقه آدانای ترکیه امروزی

Franciscan Order4ـ

Dominican Order5ـ

Hetum II (1289 – 1307)

7ـ جاثلیق گریگور آناوارزتسی (1293-1307م) و جاثلیق کنستانین کساراتسی (1307-1322م).

Mamluks8ـ

سلاطین ترک که در 1250م حکومت خود را در مصر تشکیل دادند و پس از قدرت گرفتن حملات خود را متوجه شام ساختند. آنان از نیمۀ دوم قرن سیزدهم میلادی جنگ هایی طولانی با پادشاهی ارمنی کیلیکیه آغاز کردند تا اینکه در 1375م موفق به تصرف کیلیکیه و سرنگونی حکومت آن شدند.

9ـ همان قره کلیسا، واقع در منطقۀ ماکو. برای اطلاعات بیشتر ر.ک: شاهن هوسپیان، «دیر قره کلیسا»، پیمان، س12، ش46 (زمستان 1387): 5 – 37.

Vagharshabad 10ـ  

اجمیادزین کنونی در ارمنستان.

11ـ این تلاش ها در 1441م نتیجه داد و از آن سال تا به امروز رهبری کل کلیسای حواریون ارمنستان در اجمیادزین قرار دارد.

Unitarians 12ـ

Syunik 13ـ

منطقۀ کوهستانی هم جوار با نخجوان و جنوبی ترین استان جمهوری ارمنستان امروزی.

Dzor Dzor14ـ  

در نزدیکی شهر ماکو. برای اطلاعات بیشتر ر.ک: شاهن هوسپیان، «نگاهی مختصر به تاریخ کلیساهای ارمنیان در ایران»، پیمان، ش27 (بهار 1383): 52 – 68.

15ـ مرکز علمی گلادزور (Gladzor) در 1295م در دیر تاناده (Tanadeh) در شمال شهر یغیگیس (Yeghegis) در ارمنستان به دست اسقف یسائی نچتسی (Yesaii Nchetsi) و با حمایت اوربلیان ها، از خاندان های قدرتمند منطقه، بنا نهاده شد. تأسیس مرکز علمی گلادزور هم زمان با تأسیس دانشگاه هایی همچون کمبریج بود. فعالیت های علمی آن، که فقط در دوران یسائی نچتسی بیش از سیصد فارغ التحصیل داشت، موضوعی است که نیازمند بحثی جداگانه است.

Hovannes Dzor Dzoretsi (1270 – 1338)16ـ

هوانس یرزنگاتسی (Hovannes Yerzengatsi)، که بعدها به دزوردزورتسی معروف شد، از شاگردان یسائی نچتسی و پایه گذار مرکز علمی دیر دزور دزور است.

Hovannes Krnetsi (1292 – 1347)17ـ  

از شاگردان یسائی نچتسی و مؤسس مرکز علمی دیر کرنا (Krna).

18ـ مرکز علمی – مذهبی ارمنیان کاتولیک که در 1701م به دست مخیتار سباستاتسی در استانبول بنا نهاده شده و در 1717م به جزیرۀ سن لازار، در نزدیکی ونیز، انتقال یافت و تا به امروز به فعالیت خود ادامه می دهد.

Vayots Dzor 19ـ

منطقه ای در جنوب دریاچۀ سوان.

Hovannes Vorodnetsi (1315 – 1386)20ـ

از شاگردان یسائی نچتسی و پایه گذار مراکز علمی دیرهای داتو، ورودناوانک و آبراگونیس.

Tatev 21ـ

از مراکز مهم علمی – مذهبی ارمنستان که در نزدیکی گوریس ارمنستان امروزی قرار دارد و در زمان هوانس ورودنتسی بیش از پانصد دانش پژوه داشته.

Yerznka 22ـ

شهر ارزنجان کنونی در ترکیه.

Sarkis Abragunetsi 23ـ

از دانش آموختگان دانشگاه دیر هرمون و پایه گذار مرکز علمی دیر آبراگونیس که برای جلوگیری از گسترش نفوذ مبلغان مذهبی کاتولیک در مناطق ماکو و خوی فعالیت خود را در دیر سرخ آستاباد منطقۀ نخجوان و منطقۀ خوی متمرکز کرد. (برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به: شاهن هوسپیان، «نگاهی مختصر به تاریخ منطقۀ نخجوان»، پیمان، ش 45 (پاییز 1387):73 -97.

Abragunis 24ـ

این دیر، که در بخش اردوباد منطقۀ نخجوان قرار داشته، طی دو دهۀ اخیر به دست حکومت آذربایجان کاملاً تخریب شده است.

25ـ این دیر در بخش اردوباد منطقۀ نخجوان قرار داشت که در سال های اخیر آنچه از آن بر جای مانده بود به دست حکومت آذربایجان کاملاً محو شد.

26ـ وی که نقشی مهم در تصمیم اسقفان برای انتقال رهبری کل کلیسای ارمنی به ارمنستان داشت پس از درگذشت گریگور داتواتسی مسئول دیر داتو شد.

Saghmosavank27ـ

واقع در شمال شهر آشتاراک در ارمنستان.

Metzopavank28ـ

در نزدیکی شهر آرجیش در ترکیه امروزی.

Tovma Metzopetsi (1378 – 1446)29ـ

از شاگردان گریگور داتواتسی و مؤلف کتاب خاطرات که در آن وقایع انتقال رهبری کل کلیسای ارمنی را از کیلیکیه به ارمنستان نوشته است. از دیگر کتاب های وی تاریخ لشکرکشی تیمور لنگ است. متزوپتسی طی 36 سال فعالیت بی وقفه نقش مهمی در شکوفایی مراکز علمی حوزۀ دریاچۀ وان داشته.

30ـ در 1113م، اسقف اعظم دیر صلیب مقدس در جزیرۀ آختامار در دریاچۀ وان خود را جاثلیق اعلام کرد. هر چند از طرف رهبری کل کلیسای ارمنستان به رسمیت شناخته نشد اما جاثلیقی آختامار تا 1895م دوام یافت.

31ـ رهبری کل کلیسای ارمنی در 1441م از شهر سیس در کیلیکیه به مکان کنونی آن، یعنی اجمیادزین در ارمنستان، منتقل شد اما جاثلیقی کیلیکیه کماکان باقی ماند.

32ـ شاهرخ میرزا (1377 – 1447م) چهارمین فرزند تیمور لنگ.

33ـ یکی از تشریفات مفصل کلیسای ارمنی.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 62
سال شانزدهم | زمستان 1391 | 272 صفحه
در این شماره می خوانید:

معماری گور دخمه ای در تمدن اورارتو

نویسنده: سمیرا اصغرپور سارویی مقدمه در این پژوهش، براساس مطالعات کتابخانه ای، بررسی یافته های باستان شناختی، داده های تاریخی موجود در اسناد آشوری و اورارتویی و تجزیه و...

نگاهی به تاریخ ارمنستان و بررسی به پاخاستن دودمان کهن باگرادونی

نویسنده: فرشید ابراهیم پور اشاره فرشید ابراهیم پور، کارشناس ارشد تاریخ، استاد پاره وقت تاریخ دانشگاه علمی کاربردی و پژوهشگر و کارشناس ارشد امور فرهنگی سازمان میراث...

پادشاهی ارمنی کیلیکیه از پیدایش تا خاموشی

نویسنده: آرپی مانوکیان سرزمین کیلیکیه[2] یکی ازسکونتگاه های کهن بشری است که نام آن در بسیاری ازمتون مربوط به دورۀ باستان به ثبت رسیده و به سبب موقعیت حساسش همواره در...

گریکور داتِواتسی

نویسنده: شاهن هوسپیان کلیسای ارمنی در قرن چهاردهم میلادی با خطر جدی از دست دادن استقلال خود مواجه شد. در این اوضاع و احوال، کسانی همچون گریگور داتواتسی[1] پیامدهای...

مصاحبه ای که ناتمام ماند

نویسنده: دکتر شهرام امیری مصاحبه ای که نا تمام ماند (به یاد لئون میناسیان، پدر تبار شناسی ارمنیان جلفا) خیلی سریع گذشت. درست خاطرم هست اولین باری که او را دیدم برای...

وداع با محقق جلفای نو

نویسنده: روبرت بگلریان در ابتدای سخن از سوی خودم و جامعۀ ارمنیان تسلیت عرض می کنم به خانواده و بازماندگان مرحوم لئون میناسیان، انسانی که به جد فقدانش غیر قابل انکار...

لئون میناسیان،پژوهشگر فرهنگ و ادب ارمنی

نویسنده: ادوارد هاروتونیان لئون میناسیان پژوهشگر فرهنگ و ادب ارمنی، در 11 دی 1391ش/31 دسامبر 2012م، درسن 92 سالگی دیده از جهان فرو بست. او روستازاده ای بود که از دوران...

نیکول گالانداریان،موسیقی دان ارمنی ایرانی سده بیستم

نویسنده: آرمینه کاراپتیان نیکول گالاندریان از آهنگ سازان برجستۀ موسیقی ارمنی است که سال ها در ایران فعالیت هنری داشته. او، که بیش از 32 سال را صرف آموزش موسیقی و خلق...

نژادکشی ارمنیان از دیدگاه دکتر اوغور اومیت اونگور

نویسنده: گریکور قضاریان دكتر اوغور اومیت اونگور[1] ‌یا اوغور آنگونه، اندیشمند جوان ترک، كه من او را دوست خود می دانم، متولد 1980م در تركیه است. او از كودكی به همراه...

کودکستان البیس فراهیان 70 ساله شد

نویسنده: آیرینا نوراویان / روبینا گالستیان ارمنیان ایران، که همواره آگاهی کاملی نسبت به اهمیت تعلیم و تربیت، در مقطع پیش دبستانی داشته اند، از پیشگامان تأسیس مراکز...