نویسنده: زویا خاچاطور

مقدمه

نمونه ای از پوشاک زن ارمنی چهارمحال و بختیاری

ایلات، قبایل، طوایف و عشایر مختلفی در ایران زندگی می کنند که در عین تنوع آداب و رسوم، سنن و فرهنگ دارای وحدت، انسجام و یکپارچگی ملی هستند. هر یک از آنها ضمن متجلی کردن هنر و فرهنگ و تمدن این سرزمین دارای برخی خصوصیات ویژه هستند که آنها را از دیگران متمایز می سازد و به آنان هویتی خاص می بخشد. از جملهٔ این قبایل ارمنیان هستند که در زمانی نه چندان دور در سرزمین چهارمحال و بختیاری درکنار ایلا ت و قبایل بختیاری ایرانی در حدود 350 سال زندگی کرده اند.

موطن اصلی ارمنیان چهار محال و بختیاری بخشی در استان کارین ارمنستان غربی به نام باسن[2]بود که امروزه جزو کشور ترکیه است. باسنی ها مردمی بودند با قدی متوسط، چهارشانه، بدنی ورزیده، چشمان و ابروانی مشکی، مهمان نواز، ساده و با خلق و خویی روستایی. با مهاجرت ارمنیان ارمنستان، نخجوان و جلفا به اصفهان گروهی از باسنی ها نیز در مناطقی پست و هموار درنزدیکی اصفهان، که از نظر آب و هوا تفاوت زیادی با سرزمین اجدادی شان داشت، سکنی گزیدند.

این ارمنیان سال ها تلاش کردند تا با آب و هوای جدید خو گیرند اما به دلیل تفاوت زیاد آب و هـــوا و فــن کشاورزی و باغداری این سرزمین جدید با ســرزمیـــن آبـــا و اجـــدادی شــان مــوفــق به ســازگاری بــا محیــط جــدیــــد نشــــدنــد. بـــه دنبال شکوائیه های پی در پی پیشوای مذهبی ارمنیان باسن، ملیک در پطروس[3] به شاه عباس صفوی شاه در صدد برآمد تا به شکایت آنان رسیدگی کند و با توجه به علاقه و حسن نیتی که نسبت به ارمنیان داشت اجازه جابه جایی و ساکن شدن آنها را در کوه های چهار محــال و بختیاری صـادر کرد. به این ترتیب با فرمان شاه عباس اهالی باسن و شمار اندکی از ارمنیان شهرهای وان[4]، بیتلیس[5] و موش[6] (شهرهای ارمنستان غربی که امروزه جزو خاک ترکیه اند) به همراه سپاهیان شاه به راه افتادند و پس از گذشت سه الی چهار روز به کوه های بختیاری رسیدند.

نمونه ای از پوشاک زن ارمنی چهارمحال و بختیاری

این منطقهٔ کوهستانی دارای تنوع آب و هوایی و طبیعت زیبایی است که از چشم ارمنیان کوه نشین به دور نماند. سرزمین بختیاری حائل میان استان های خوزستان، لرستان و اصفهان فعلی است.آنچه ارمنیان چهار محال را از دیگر قوم های ارمنی استان اصفهان متمایز می سازد لهجه، آداب و رسوم و سنن قومی آنهاست. روستاهای ارمنی نشین چهار محال و بختیاری به دلیل محاصره شدن در میان کوه ها و ایلات مختلف بختیاری به گونه ای در غربت و انزوا زندگی می کردند اما از نظر فرهنگی و سیاسی همواره زیرنظر جلفای اصفهان و شورای خلیفه گری آن بودند.

ارمنیان چهار حال و بختیاری شیوهٔ لباس پوشیدن و البسه ای با نوع و جنس مخصوص به خود داشتند. این لباس ها به لحاظ وزن سنگین و گران بها بودند. زنان ارمنـی چهار محال و بختیاری اهمیتی خاص به زیبایی، دوخت، جنس و رنگ لباس می دادند و با آنکه مانند دیگر زنان روستایی مجبور بودند زیاد کار کنند اما نسبت به پیرایش و آرایش خود کوتاهی نمی کردند.

ارمنیان طی 350 سالی که در این منطقه زندگی کرده اند خواسته یا ناخواسته از آداب و فرهنگ ایرانیان تأثیر پذیرفته اند، از جمله در مسئلهٔ پوشاک. در این نوشتار، قصد آن داریم تا به بررسی پوشاک ارمنیان چهار محال و بختیاری بپردازیم اما از آنجا که پوشاک مردان این منطقه مانند دیگر مناطق ارمنی نشین ایران بیشتر تحت تأثیر سنت و الگو های ایرانی قرار گرفته لذا تأکید بیشتر ما بر پوشاک زنان است. به دلیل کمبود منابع مصور سعی کرده ایم بیشتر پوشاک اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم را مورد بررسی قرار دهیم.

تن پوش زنان چهار محال و بختیاری

1- مینتان[7]

نمونه ای از پوشاک زن ارمنی چهارمحال و بختیاری

این تن پوش یکی از مشخصه های زنان میانسال در چهار محال و بختیاری بود و تا اوایل قرن گذشته زنان از آن استفاده می کردند. مینتان لباسی بود جلو باز، آستر دار و یقه هفت. بلندی آن تا نزدیک مچ پا می رسید و دارای چاک های بلند در دو طرف پهلو و آستین های تنگ بود که در قسمت روی دست به صورت نوک تیز امتداد پیدا می کرد و در قسمت کمر با دکمه ای بسته می شد. مینتان را معمولاً از ابـــریشم یــا دیـــگر پـــارچه هـــای نفیس می دوختند و در حاشیهٔ مچ دست و لبه های لباس دارای تزیینات بود.

2- شرجازگٍست یا چین دار[8]

چین دار تن پوشی بود که معمولاً زنان و دختران جوان آن را می پوشیدند.این تن پوش دارای آستین هایی تنگ بود که در قسمت مچ با دو سه دکمه بسته می شد. بالا تنهٔ این تن پوش تنگ و چسبان و در قسمت جلو دارای سجافی بلند از زیرگردن تا نزدیک کمر بود. این درز با دکمه ها یا سگک های ظریف بسته می شد و دو طرف این درز را با دوخت های تزیینی و دکمه هایی از جنس نقره تزیین می کردند. پایین تنهٔ این تن پوش گشاد بود و با چین های ریز یا پیلی به بالا تنه وصل می شد.

3- شابیک[9]

شابیک تن پوشی بود ساده که آن را در زیر چین دار می پوشیدند. زنان و دختران جوان از شابیک های کوتاه استفاده می کردند که قد آن تا روی باسن بود و زنان مسن اغلب شابیک های بلند می پوشیدند که تا مچ پا بود. معمولاً، قسمت جلوی شابیک را از پارچهٔ قرمز و پشت و آستین های آن را از پارچهٔ سفید انتخاب می کردند و یقهٔ آن را به صورت سه سانتی یا گرد می دوختند. شابیک در قسمت جلو دارای درزی بلند تا زیر سینه بود که با دکمه های ریزی به شکل سکه بسته می شد. اطراف درز جلو لباس و لبهٔ آستین ها نیز دارای تزییناتی بسیار ظریف بود.

4- اوبگا[10]

اوبگا حکم زیرپوش یا زیر دامنی را داشت که آن را زیر شابیک می پوشیدند. این تن پوش شامل دو قسمت می شد: بالا تنهٔ بدون آستین که سینه را محکم در بر می گرفت و در جلو با دکمه محکم می شد و پایین تنه یا دامن که آن را با پیلی های بسیار ریز به بالا تنه وصل می کردند.

5- گوگنوتس[11]

پیش بند یا به اصطلاح گوگونوتس را زنان روی چین دار می بستند. رنگ آن معمولاً قرمز عنابی یا نارنجی تیره و قد آن تا زیر زانو بود. قسمت فوقانی گوگنوتس با بندی به پشت گردن وصل می شد و دامن آن را با دو بند به پشت کمر می بستند. زنان اغلب گوگنوتس را در قسمت سینه و لبهٔ پیش بند سوزن دوزی می کردند.

6- کولاجا [12]

کولاجا بالاپوشی بود آستردار، بلندی ای تا زیر زانو و آستین های کوتاه تا آرنج. در قسمت زیر بغل کولاجا به منظور سهولت در حرکت شکافی ایجاد می کردند جنس این تن پوش از ماهوت یا پشم بود و تزییناتی شامل قیطان دوزی و گلابتون دوزی داشت.

7- تونبان[13]

تونبان را ازکتان سفید می دوختند. قسمت بالایی آن از قنایز و قسمت پایین آن از جنس کتان معمولی دوخته می شد. تنبان بند داشت و در قسمت کمر دارای تزییناتی سفید رنگ شامل قیطان دوزی، لبه دوزی، سوزن دوزی، تور دوزی بود.

8- آرخالوق[14]

آرخالوق نیم تنه یا کتی بلند بود که آن را بر روی شابیک می پوشیدند. این تن پوش جلو باز بود و با دکمه های نقره محکم می شد. آستین های سنبوسه دار 3آرخالوق را یراق و گلابتون دوزی می کردند و آنها را روی ساعد بر می گرداندند. گاهی نیز آنها را رها می کردند که از آرنج به طور آزاد آویزان می شد. درز روی آستین ها را نیز با دکمه تزیین می کردند.

9- تاگالا[15]

این تن پوش شبیه آرخالوق و بلندی آن تا مچ پا بود و در قسمت جلو با دگمه یا سگک محکم می شد. این لباس را زنان مسن روی آرخالوق می پوشیدند.

پوشش سر زنان چهار محال و بختیاری

1- شوشداک[16]

شوشداک شبیه پوشش سر روحانیان ارمنی بود اما در قسمت جلو به هم دوخته می شد و دارای دو بند بلند بود که آنها را از زیر گیسو رد می کردند و در بالای سر محکم می بستند.

2- دکالاچیک[17]

دکالاچیک سرپوشی ا ز جنس کتان، به رنگ سفید و سه گوش بود که آن را بر روی شوشداک می بستند و با بند در قسمت بالای سر محکم می کردند. گاهی دگالاچیک را بعد از گذاشتن گود می بستند.

3- بالیش یا بارتس[18]

همان طور که از اسم این سرپوش پیداست این سربند شامل بالش کوچکی بود از جنس چلوار که داخل آن را از پنبه پر می کردند و آن را بر روی فرق سر قرار می دادند و با بندهایی در زیر چانه محکم می کردند.

4- گود[19]

نمونه ای از پوشاک زن ارمنی چهارمحال و بختیاری

گود کلاهی بود به شکل استوانه به ارتفاع پنج تا هشت سانتی متر از جنس مقوا یا نمد که با کتان روکش می شد. گود را درقسمت پیشانی با دستمالی ابریشمی می بستند. این دستمال به منظور وصل کردن آویزها و شرابه هایی به نام ترترنیک استفاده می شد. این تزیینات گاهی تا بالای ابرو زنان را پوشش می داد.

5- یاخشام یا یامشاق[20]

یاخشام دستمالی چهار گوش به رنگ سفید از جنس ململ بود که زنان چانه و دهان خود را با آن می بستند و با بندهایی آن را در پشت گردن محکم می کردند.

6- دنچگال[21]

گاهی زنان برای تزیین دستمالی رنگین و گلدار بر روی پارچهٔ سفید یامشاق می بستند.

7- گرلیک یا کرلیک[22]

این سرپوش از انواع پارچه ها به دلخواه تهیه می شد و آن را بر روی بالیش می بستند. گرلیک در قسمت پیشانی دارای دو ردیف (حدود بیست الی سی) سکهٔ نقره بود.

8-  لاچیک[23]

لاچیک روسری بزرگی به ابعاد 5/1متر بود که آن را بر روی دگالاچیک و گود می بستند و سپس از زیر چانه عبور می دادند و در بالای سر گره می زدند. بلندی ا ین روسری تا کمر بود.[24]

زینت آلا ت زنان چهارمحال و بختیاری

1- گودی[25]

شال کمر یا گودی را زنان خانواده های کم درآمد بر روی مینتان می بستند .این کمر بند از جنس پشم یا پارچهٔ رنگ شده به رنگ قرمز یا نارنجی و طول آن حدود دو سه متر و عرض آن نیم متر بود. گودی را دور کمر می بستند و در قسمت جلو محکم می کردند.

2- کامار[27]

کمربند یا در اصطلاح کامار کمر بندی بود از جنس نقره که زنان طبقهٔ مرفه بر روی مینتان می بستند. این کمر بند شامل چندین قطعه نقرهٔ کار شده بود که با زنجیر به هم وصل و سپس بر روی پارچه محکم می شد . این کمر بندهای نقره ای کـه دارای تـــزیینات مختلف طلا کاری، ملیلــه کاری، مرصع کاری، قلم زنی و غیره بودند به دسـت هنـرمنـدان ارمنـی ساخته می شدند.

3- وزنوتس[28]

نمونه ای از پوشاک زن ارمنی چهارمحال و بختیاری

گردن بند یا در اصلاح محلی وزنوتس شامل دو سه ردیف زنجیر ظریف بود که سکه هایی ریز به آنها وصل شده بود و معمولاً در وسط آن یک سکهٔ پنج ریالی نصب می شد. این گردن بند تمام سطح سینه را می پوشاند.

4- پونج او بِجاک[29]

این وسیلهٔ تزیینی شامل بندی از مهره های سنگی و نقره بود. شرابه های نقره مابین مهره ها آویخته می شد. این وسیلهٔ تزئینی رنگی را معمولاً دختران و تازه عروس ها استفاده می کردند و آن را بر روی سر و سینه می آویختند.

5- یرس نُتس[30]

این زینت شامل بندی از گوی های ملیله کاری و مشبک کاری شدهٔ ریز و درشت از جنس نقره بود که با گیره هایی به بالیش وصل می شد و از یک طرف صورت تا طرف دیگر امتداد می یافت (از یک شقیقه تا شقیقهٔ دیگر). برای ژابت نگاه داشتن یرس نُتس و راحتی آن را در زیر چانه با گیرهٔ کوچکی به یامشاق وصل می کردند.

6- جدنُتس[31]

جدنتس گردن بندی بود شامل دو ردیف زنجیر با بیست سکهٔ دو ریالی. این گردن بند را معمولاً زنان میان سال استفاده می کردند.

به غیر از زیورآلا تی که نام بردیم زنان از انگشتر های نقره و طلا و دختران نیز از دست بندهایی با مهره های رنگی استفاده می کردند.

نمونه ای از پوشاک زن ارمنی چهارمحال و بختیاری

زنان قبل از ازدواج مجبور نبودند تمامی آرایش های مربوط به سر را به کار برند و آرایش آنها فقط به بافتن گیسو های خود در دو یا چند دسته و بستن یک روسری کوچک، که در پشت سر گره می خورد، ختم می شد.کودکان نیز از کلاه هایی مانند عرق چین استفاده می کردند که در قسمت پیشانی سوزن دوزی و سکه دوزی می شد.

تن پوش مردان چهار محال و بختیاری

1- شابیک[32]

برای تهیهٔ پیراهن یا در اصطلاح محلی شابیک از رنگ های روشن استفاده می شد. شابیک را به دو صورت می دوختند. یک نوع آن پیراهن سجاف دوزی شده با یقهٔ گرد بود که از سمت چپ شانه روی سمت راست قرار می گرفت و با دکمه بسته می شد و نوع دوم سجافی از زیر گردن تا نزدیکی کمر داشت که با دکمه بسته می شد. قد شابیک تا زیر باسن بود و از پارچهٔ متقال، کتان یا چلوار تهیه می شد.

 2- تنبان یا وُدنشور[33]

شلوار را در اصطلاح محلی تنبان یا وُدنشور می گفتند. شلوارها معمولاً گشاد و از کمر تا مچ پا به یک اندازه بودند و با کمری لیفه ای بسته می شدند.

3- آرخالوق

آرخالوق نیم تنه ای بود تابستانی، کوتاه، جلوباز و سبک با آستین هایی کوتاه، دو جیب گشاد در دو طرف و یک جیب در بغل داشت. بلندی آرخالوق تا بالای زانو بود و آن را بر روی شابیک و در زیر قبا می پوشیدند.

4- کابا[34]

قبا یا در اصطلاح محلی کابا را بر روی آرخالوق می پوشیدند. بلندی قبا تا زیر زانو بود و در قسمت کمر با دکمه و بندینک های قیطانی بسته می شد.آستین های قبا سنبوسه دار بود و معمولاً لبه های کابا را نواردوزی و قیطان دوزی می کردند و زیر بغل ها برای سهولت حرکت باز می گذاشتند. برای دوخت عبا از پارچه های پشمی، متقال و ماهوت سفید یا آبی استفاده می کردند.

5.گودیک[35]

شال کمر بند یا در اصطلاح محلی گودیک دارای طولی حدود دو سه متر وعرضی حدود یک متر بود. گودیک را روی کابا می بستند و قسمت انتهای آن را در شال فرو می کردند. جنس کمربند از پنبه، ابریشم و کشمیر بود.

6- کولاجا[36]

کولاجا نوعی پالتو از جنس پشم یا ماهوت بود که آن را روی کابا می پوشیدند. استفاده از این لباس جلو باز آستر دار هم در بین مردان و هم در میان زنان مرسوم بود. بلندی کولاجای مردانه تا روی زانو بود و در قسمت کمر چین خوردگی ظریفی با نوار دوزی های زیبا داشت. کولاجا را طبقهٔ متوسط جامعه می پوشیدند.

7- سَرداری[37]

سرداری لباسی پشمی و کمر چین بود که آن را بر روی لباس های دیگر می پوشیدند و در فصل زمستان از آن استفاده می شد. بلندی این تن پوش تا زانو و استفاده از آن مخصوص مردان خانواده های مرفه و متوسط بود.

 8- عبا[38]

عبا تن پوشی بود بلند، آستین سر خود و جلو باز که آن را بر روی کولاجا می پوشیدند. این لباس معمولاً برای افراد مسن و از جنس پشم یا پنبه و به رنگ مشکی یا شتری تهیه می شد.

9- چوخا[39]

چوخا نام بالا پوشی است جلو باز از جنس نخ و پشم که معمولاً کلانترها، کدخداها، ریش سفیدها و دیگر اعیان از آن استفاده می کردند اما بعدها استفاده از آن در میان مردم رایج و پوشیدن قبا منسوخ شد.ارزش و مرغوبیت چوخا متفاوت بود و به منزلت اجتماعی افراد بستگی داشت و نوع مرغوب و پشمی آن مخصوص سران ایل بختیاری بود. چوخا آستین نداشت و بلندی آن تا زیر زانو بود. نوع مرغوب آن، پشم در پشم، حداکثر نیم تا یک کیلو گرم وزن داشت و جنس معمولی آن از پنبه و پشم تهیه می شد. یقه و لبه های چوخای مردان جوان را زری دوزی و تزیین می کردند.

10- کاپاناگ[40]

این لباس بالا پوشی جلو باز و بدون آستین از جنس نمد بود که اغلب روستایی ها در فصل زمستان از آن برای گرم کردن خود استفاده می کردند.

11- کوردی[41]

کوردی هم مانند کاپاناگ از نمد تهیه می شد و کاربردی شبیه آن داشت اما از کاپانگ تنگ تر بود.

12- گداگ[42]

کلاه یا در اصطلاح محلی گداگ را به رنگ های مشکی یا شتری و از جنس نمد به بلندی پانزده تا بیست سانتی متر تهیه می کردند و در فصل گرما دور این کلاه نمدی را با دستمال می بستند.

منسوخ شدن استفاده از تزیینات سر پوش زنان

همان طور که اشاره کردیم تزیینات سر زنان چهار محال و بختیاری سنگین و پرکار بود اما با وجود این که این آرایش ها پرهزینه و وقت گیر بودند و به دلیل وزن زیاد باعث ناراحتی های جسمانی زیادی می شدند زنان ارمنی سالیان متمادی سنت استفاده از این تزئینات را حفظ کردند و آن را از نسلی به نسل دیگر انتقال دادند. گذشت زمان و افزایش ارتباط و رفت و آمد ما بین شهر و روستا و ارتباط بیشتر زنان شهری با زنان روستایی سبب شد تا زنان روستایی دریابند لباس های زنان شهری ساده تر، سبک تر و راحت ترند. با این حال استفاده از لباس های سنتی ریشه در فرهنگ بومی مردم داشت و به کنار گذاشتن آنها کاری ناپسند به شمار می آمد. با وجود این افرادی بودند که نارضایتی خود را از پوشش های سنتی ابراز می کردند و به دنبال فرصتی مناسب برای شکستن این سنت های دیرینه بودند.در پی شکوائیه های مکرر مردم در خصوص این موضوع به بزرگان و روحانیان سرانجام پیشوای مذهبی ارمنیان اصفهان و جنوب ایران، مسروپ موسیسیان، در تاریخ 30اگوست1927 م فرمانی مبنی بر منسوخ شدن آرایش سر زنان چهار محال و بختیاری صادر کرد. از اولین زنانی که از این فرمان استقبال کردند عروس کشیش یزنیک و عروس کدخدا مانوک داوتیان در روستایی کونارک بالا بودند.

استفاده از سرپوش در میان زنان ارمنی فقط در روستا های شرقی چهار محال و بختیاری منسوخ شد و مناطق دیگر از فرمان پیشوای مذهبی پیروی نکردند. سرانجام درتاریخ1935 م به دنبال صدور قانون کشف حجاب از سوی رضا خان این سنت پس از گذشت 350 سال از مهاجرت ارمنیان به چهار محال و بختیاری شکسته و به دست فراموشی سپرده شد.

ارمنیان چهار محال و بختیاری طی 350 سالی که در این منطقه سکونت داشتند به دلایل متعددی تدریجاً از این منطقه مهاجرت کردند که از جمله دلایل عمدهٔ این مهاجرت ها می توان به گرانی، فقر، خشک سالی سال های1914 ـــ1918 م، باز گشایی شرکت نفت و وجود بازار کار مناسب برای جوانان در استان خوزستان و نزدیکی این استان به چهار محال اشاره کرد. در1946م با مهاجرت کامل شش روستا به ارمنستان این منطقه کلاً از سکنه خالی شد. سکنهٔ باقی مانده هم به دلیل یأس و ناامیدی کم کم به شهر های تهران و خوزستان مهاجرت کردند و چهار محال بختیاری با وجود داشتن ده ها روستا، مدرسه و کلیسا در قرن گذشته خالی از سکنه شد. صدای ناقوس کلیسای مریم مقدس[43] در روستای ماموکا[44] آخرین بار در 27 جولای1967م با حضور پیشوای مذهبی جلفا، یپرم تانگیان، به صدا در آمد. این آخرین مراسم مذهبی ای بود که در منطقه، چهار محال و بختیاری برگزار شد. بعد از این مراسم تمام اشیای کلیسای ماموکا به کلیسای وانک جلفای اصفهان منتقل شد و به این ترتیب تاریخ حیات ارمنیان در این روستا به پایان رسید.

منابع:

ساریان، آندرانیک. تاریخ ارمنیان چهار محال و بختیاری. تهران: نائیری1980.

غیبی، مهرآسا. هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی. تهران: هیرمند،1384.

پی نوشت ها:

1- موزه دار موزهٔ هنرهای تزیینی اصفهان و نمایندهٔ میراث فرهنگی استان اصفهان در موزهٔ کلیسای وانک

2- Bassen

اولین سند تاریخی درباره مهاجرت ارمنیان به چهار محال و بختیاری نوشته پسر ملیک در پطروس کشیش سوکیاس (1607-1647م) است. این سند در1937م در صفحهٔ آخر انجیلی که بین سال های1613 – 1615م نوشته شده بود پیدا شد. مضمون سند چنین بود: ((در سال1603 م شاه عباس ارمنیان را از یازده منطقه از ارمنستان به ایران کوچ داد. ارمنیان چهار محال از مناطق باسِن، کارین و خنوس بودند، هر کدام با لهجه، آداب و رسوم و فن کشاورزی متفاوت)) (آندرانیک ساریان، تاریخ ارمنیان چهار محال و بختیاری[تهران]: [نائیری]، 1980)، ص 90 و 91.

3-متن شکوائی که چنین است: ((ما از کوهستان آمده ایم و می خواهیم در کوهستان زندگی کنیم…)). (همان، ص89).

4-Van

5-Bitlis

6-Moosh

7-Mintân

8- Šrjâzgest

9-Šâbik

10- Ubgâ

11-Gognots

12- Kolâjâ

13-Tunbân

14- Ârxâloq

15- آستین سنبوسه دار به آستینی گفته می شود که چاکی از قسمت آرنج تا مچ داشت و دکمه هایی بر روی این چاک تعبیه می شد.

16-Tâgalâ

17- Šušdâk

18-Dgâlâcik

19- Bâliš / Bârts

20-God

21- Yâxšâm /Yâmšâq

22-Dncgâl

23- Grlik

24- Lâcik

25-  همان، ص 540و541.

26-Godi

27- Kâmâr

28-Vznots

29- Punj u bejâk

30- Yeresnots

31- Jdnots

32- Šâbik

33-Vodnšor

34-Kâbâ

35-Godik

36-Kolâjâ

37- Sârdâri

38-Âbâ

39- Cuxâ

40-Kâpânâg

41-Kordi

42- Gdâg

43- کلیسای مریم مقدس در تاریخ1863 م ساخته شد.

44- روستای ماموکا در تاریخ 1860 پایه گذاری شد.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 41
سال یازدهم | پاییز 1386 | 144 صفحه
در این شماره می خوانید:

گریگور ظهراب و فصلی نوین در ادبیات ارمنی

نویسنده: رافی آراکلیانس گریکور ظهراب در 1861 میلادی در استانبول، مقر بارگاه امپراتوری عثمانی، چشم به جهان گشود. پس از طی دوران تحصیلات اولیه در دبستان ارمنیان محل...

فرهنگ ارمنیان ایران و مشترکات فرهنگی ایران و ارمنستان

نویسنده: آریاسپ دادبه امشب به انگیزهٔ بزرگداشت و یاد هنرمند ارجمند معاصر، مارکو گریگوریان، می خواهم ادای دینی نسبت به فرهیختگان ارمنی کنم گرچه سخن گفتن دربارهٔ فرهنگ...

به یاد مارکو گریگوریان

نویسنده: آرلین وارطانیان اشاره: پیش از این، در شمارهٔ 29 فصلنامهٔ پیمان مقاله هایی را  به هنرمند پیشرو ایران، مارکو گریگوریان، اختصاص داده بودیم. مارکو گریگوریان روز...

ترگم،جد بزرگ ارمنیان در کتاب مقدس

نویسنده: گارگین فتائی در تاریخ اساطیری ارمنستان، همواره هایک ملقب به ناهاپت را بنیان گذار ارمنستان می دانند. هایک که کمان کشی قدرتمند، خوش اندام و چهارشانه با موهایی...

ارمنیان و دولت باستانی هخامنشی

نویسنده: آرپی مانوکیان در این مقاله سعی کرده ایم بخش هایی از تاریخ دو ملت ارمنی و ایرانی را دردورهٔ سلسهٔ هخامنشی، در مقطعی از زمان که به یکدیگر پیوند می خورند، به صورت...

معرفی گورستان های ارمنیان استان آذربایجان غربی

نویسنده: نادره شجاع دل مقدمه در میان بناها و مکان های تاریخی، آرامگاه ها و گورستان ها از جایگاهی ویژه برخوردارند و بخشی از آثار تاریخی فرهنگی را شامل می شوند که از جنبه...

پوشاک ارمنیان چهارمحال و بختیاری

نویسنده: زویا خاچاطور مقدمه ایلات، قبایل، طوایف و عشایر مختلفی در ایران زندگی می کنند که در عین تنوع آداب و رسوم، سنن و فرهنگ دارای وحدت، انسجام و یکپارچگی ملی هستند....

کلیسای سورپ پطروس قره باغ ارومیه

نویسنده: بهروز خان محمدی در 301 م، پس از چند سال دشمنی علنی حکومت وقت ارمنستان با آیین جدید، سرانجام تیرداد، پادشاه ارمنستان، با ایمان آوردن به شریعت حضرت مسیح (ع) این...

تبادلات ادبی ارمنیان و ایرانیان

نویسنده: روبرت مارکاریان روابط میان ارمنیان و ایرانیان دارای تاریخی چند هزار ساله است. همسایگی این دو قوم کهن پیوندی عمیق میان آنان ایجاد کرده که ریشه هایی بس محکم در...

نگاهی به ادبیات جدید ارمنی

نویسنده: آزاد ماتیان اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی سده های میانی تاریخ تمدن اروپا، که قرون وسطا نام گرفته، با چهره ای نه چندان دلنشین از تحجر و تاریک اندیشی به ژبت...

اشاره ای به تاریخ ادبیات ارمنی از آغاز تا سده نوزدهم میلادی

نویسنده: میشا هایراپتیان تاریخ یک ملت گنجینهٔ آثار، تجربه ها، ارزش ها، استنتاج ها و معیارهای آن ملت است که رویکرد های معنوی، فرایندهای فکری و عقیدتی و شخصیت آن ملت درآن...

گفت و گو با علی دهباشی

نویسنده: ژیلبرت مشکنبریانس با تشکر از زحمات شما و با عرض خسته نباشید خواهش می کنیم در مورد تاریخچهٔ شروع شب های بخارا توضیح دهید. دهباشی: من در سال1355، قبل از انقلاب،...

شب ادبیات ارمنی

چهل و نهمین شب از ((شب های بخارا)) به ادبیات ارمنی اختصاص داشت. ((شب های بخارا)) عنوان مجموعه نشست هایی است که به همت علی دهباشی، سردبیر مجلهٔ بخارا در زمینه های...

شب نیکول فریدنی

سی و چهارمین شب از شب های مجلهٔ بخارا به نیکول فریدنی اختصاص داشت که عکس هایش از ایران گویاترین گواه عشق او به این سرزمین است. بزرگداشت این استاد خلاق عصر چهارشنبه 18...

خدمتگزار راستین فرهنگ و ادب

نویسنده: آنوشیک ملکی فصلنامهٔ پیمان، که شناساندن دو ملت کهن ایرانی و ارمنی را رسالت خود می داند، همواره از مشوقان و همراهان شب های بخارا بوده و خدمات شایستهٔ انسان...