نویسنده: ایساک یونانسیان

مبارزات قانونی ارمنیان قراباغ در 1988م متوجه سیاست  های ضد ارمنی دولت آذربایجان بود که ادامۀ آن بی  شک ‏به اخراج انبوه ارمنیان از قراباغ می  انجامید چنان  که در نخجوان و مناطق بومی ارمنی  نشین اتفاق افتاد.‏‎ ‎پاسخ مقام  های ‏آذربایجانی بسیار سریع بود. در 26 فوریۀ 1988م در سومگائیت کشتار برنامه  ریزی شده و دولتی ارمنیان آغاز شد.‏

‏ در ژانویۀ 1990م، موج خشونت  ها به باکو سرایت کرد. در این خشونت  ها، که یک هفته به درازا کشید، بیش از 150,000 ‏نفر از ارمنیان ساکن این شهر اموال و خانه  های خود را رها کردند و به هر طریق ممکن، با پناهندگی به ارمنستان و روسیه، ‏جان خود را نجات دادند. در این سال، ساکنان ارمنی مناطق ‏هادروت، بردادزور و شاهومیان، به دنبال اقدامات خصمانۀ دولت آذربایجان، سکونتگاه  های خود را ترک گفتند و دولت ساکنان جدید آذربایجانی را در این مناطق مستقر ساخت.‏

کشتار ارمنیان در سومگائیت، فوریۀ 1988م

فاجعۀ سومگائیت و تکرار وقایع خونین آن در جمهوری آذربایجان، طی 1988 ـ 1991م، که با حملۀ مسلحانه به ‏ارمنیان قراباغ علیا همراه بود، ریشه  های روانی و تاریخی  ای دارد که در جمهوری آذربایجان غیر عادی نیست. اگرچه ‏تحریکات هدفمند یک نیروی خارجی در این ماجرا  دخیل بوده، علت زیربنایی این جنایت  ها همانا تعصبات، نفرت  ها و ‏کوته  فکری  های ضد ارمنی است، اگرنه چگونه ممکن است هزاران آذربایجانی تبر و چماق به دست گیرند و به جان ‏همسایگان دیرینۀ خود بیفتند.‏

هم  زمان با فعالیت  های صلح  آمیز در قراباغ و ایروان، در 26 فوریه 1988م، گروهی از آذربایجانی  هایی که از مناطق ‏مرزی قراباغ گریخته بودند وارد سومگائیت ـ یکی از شهرهای صنعتی جمهوری آذربایجان واقع در بیست کیلومتری باکو ـ ‏شدند، شهری که حدود هجده هزار نفر از جمعیت دویست هزار نفری آن را ارمنیان تشکیل می  دادند.‏

در 26 فوریه، مهاجمان آذربایجانی به محله  های ارمنی  نشین شهر هجوم بردند و شماری از مغازه  های ارمنیان را ‏به آتش کشیدند. فردای آن روز، در 27 فوریه، حدود ده هزار نفر در برابر شورای شهر تجمع کردند و خواهان اخراج ارمنیان از ‏شهر شدند. شماری از چهره  های فرهنگی آذربایجان چون بختیار وهاب زاده، شاعر معروف یا حسینوف، مدیر مؤسسۀ ‏آموزش سیاسی، سعی کردند تا تودۀ مردم را آرام سازند اما موفق نشدند و گروه  های اوباش به مناطق ارمنی  نشین شهر ‏هجوم آوردند. آشوب سومگائیت سه روز به طول انجامید و در خلال آن بسیاری کشته و شمار فراوانی نیز مجروح و هزاران ارمنی ‏مجبور به مهاجرت از سومگائیت شدند.[2]

واقعۀ سومگائیت از دو نظر بر تحولات قراباغ و بحران  های بعدی تأثیری تعیین کننده بر جای گذاشت.‏ نخست اینکه، بر امکان حل و فصل مسالمت  آمیز این ماجرا ضربه  ای قاطع وارد آورد. از آن پس، کینه و خشونت به وجه غالب روابط ارمنیان و آذربایجانی  ها تبدیل شد و به نحوی چشمگیر در مناطق مرزی قراباغ افزایش یافت. بسیاری از ‏پناهندگان ارمنی سومگائیت، که آنان نیز روایت  های بسیاری از ماوقع داشتند، در نقاط گوناگون قراباغ اسکان یافتند.‏ دوم اینکه، سبب افزایش بی  اعتمادی و سوءظن به مقامات دولتی شد. عدم دخالت ‏نیروهای انتظامی در آشوب سه روزۀ شهر، وفور ناگهانی مشروبات الکلی و به ویژه، تأخیر و تعلل مقامات قضایی در محاکمۀ ‏مسببان واقعه، بسیاری از ناظران را به این نتیجه رساند که احتمالاً برخی از مقامات دولتی، همانند 1905م،[3]  بهترین ‏راه سرکوب موج جدید اصلاح  طلبی و آزادی  خواهی را در دامن زدن به برخوردها و تنش  های قومی یافته  اند و در بروز این ‏حوادث، دست داشته  اند.‏ [4]

‏به گفتۀ کاتوزیف، معاون دادیار اتحاد جماهیر شوروی،[5]  «شهری با جمعیت دویست هزار نفر یکسره عرصۀ ضرب و شتم و ‏شکنجه و تجاوز و کشتار ارمنیان شده بود و بدبختانه، برای متوقف کردن آن جنایت  ها هیچ اقدامی از سوی دولت صورت ‏نگرفت. مهاجمان فهرست  هایی داشتند که نام ساکنان همۀ خانه  ها در آن درج شده بود و به راحتی می  توانستند اهالی ‏ارمنی و آذربایجانی را از یکدیگر تفکیک کنند»‏.[6]

اگرچه شمار دقیق قربانیان ارمنی مشخص نیست و تا به امروز اطلاعاتی قطعی و نهایی منتشر نشده است اما با توجه به سخنان کاتوزیف می  توان گفت که صدها نفر در اثر ضرب و شتم دچار نقص عضو شدند. زنان بسیاری، که شامل دختران نوجوان نیز می شدند، مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفتند و دچار آسیب  های روانی ‏و جسمی جبران  ناپذیری شدند. بیش از دویست خانه به دست اشرار ویران شد و ده  ها اتومبیل شخصی ارمنیان در کام آتش ‏سوخت.‏

رهبران اتحاد جماهیر شوروی برای شناسایی طراحان و مجریان فاجعۀ سومگائیت هیچ  گاه اقدام مفیدی نکردند و سازمان  ‏دهندگان این حادثه و جانیان از تنبیه  های سیاسی و حقوقی گریختند و حتی نامشان در مجامع رسمی و بین  المللی اعلام نشد.‏

برای اثبات اینکه واقعۀ سومگائیت حرکتی از پیش طراحی شده بود دلایلی متعدد می  توان ارائه کرد. تظاهرات روزهای ‏‏26 ـ 29 فوریه، که تظاهرکنندگان در آن به طور علنی از قتل  عام ارمنیان سخن می  گفتند و همکاری و همفکری مقام  های حکومتی و ‏پلیس محلی از جملۀ این دلایل است. دلیل دیگر اینکه افسران محلی وزارت کشور و امنیت ملی مجال ندادند تا بازجویی  ‏های لازم از کسانی که دست به جنایت زده  اند صورت گیرد. حتی، گزارش  های موجود حاکی از آن است که مسئولان رده ‏بالای حکومتی ترتیبی داده  اند تا جانیان به مکان  های امن منتقل شوند و از دستگیری و محاکمه در امان بمانند.‏

در همین خصوص جورج سوروس[7]  اعلام کرده است: ‏

‏« نخستین کشتار ارمنیان در جمهوری آذربایجان در اثر تحریکات نژادپرستان محلی و با موافقت حیدر علی  اف، دبیر ‏اول حزب کمونیست شوروی در آن زمان و رئیس  جمهوری بعدی آذربایجان، صورت گرفته است»‏.[8]

یک شاهد عینی (س. قلی اف) نیز گفته است:‏

‏«مهاجمان، در مجاورت مرکز پلیس، یک ارمنی را کتک می‌زدند و هیچ مأموری مانع آنها نمی‌شد چرا که افراد پلیس ‏مخصوصاً از شهر بیرون رفته و با این کار، دست مهاجمان را باز گذاشته بودند. آن روز، هیچ‌یک از مأموران پلیس را ‏ندیدم»‏. [‎‎[9

برخی اقدامات از پیش طراحی شدۀ دولتی در واقعۀ شهر سومگائیت

‏1. انباشت مقادیر متنابهی سنگ و میله  های آهنی در محله  های ارمنی  نشین چند روز پیش از واقعه

‏2. تهیۀ فهرستی از اسامی اهالی ارمنی شهر

‏3. قطع تلفن شهروندان ارمنی

‏4. قطع برق ساختمان  های مسکونی ارمنیان

‏5. بستن راه  های ورود و خروج به شهر.‏

نظم و ترتیب آشوبگران و مهاجمان،‎ ‎رعایت سلسله مراتب از سوی آنان و حوصله و درنگی که در مراحل گوناگون ‏یورش و کشتار به خرج می  دادند‏‎ ‎همگی حکایت از آن دارد که اقدام رذیلانۀ آنان نه تنها اقدامی خودجوش و ناگهانی ‏نبوده بلکه یک شرارت تشکیلاتی بوده است‏.[10]

در 1 مارس 1988م، سیدوف،[11]  رئیس شورای وزیران آذربایجان، در رأس یک هیئت دولتی، وارد سومگائیت شد و به ‏دستور او و گانیفایف، عضو کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست آذربایجان، اموال پراکندۀ ارمنیان را از خیابان  ها جمع ‏کردند، زباله  های حاصل از خرابکاری  ها و آتش  افروزی  ها را از مقابل مجتمع  های مسکونی ارمنیان زدودند و ویرانی  های ‏آپارتمان  ها و بناهای تاراج شده را به سرعت ترمیم کردند. آنان اجساد قربانیان را از سومگائیت به نقاط دیگر انتقال دادند که مدت  ‏ها بعد برخی از آنها در سردخانه  های باکو و بقیۀ شهرهای جمهوری آذربایجان کشف شدند.‏

در 21 مه 1988م، طی نشست عمومی کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست آذربایجان جهانگیر مسلم زاده، دبیر پیشین کمیتۀ ‏حزبی سومگائیت، به صراحت دولت مرکزی آذربایجان را مسئول وقوع اغتشاش  های خونین سومگائیت دانست و در نشست ‏دفتر کمیتۀ مرکزی، هنگامی که دربارۀ مسئولیت‌های خود بحث می‌کردند، دلایل خود را برشمرد و در حقیقت افشاگری کرد.[‎‎ [12

‎بنابراین، بدیهی است که حوادث سومگائیت، از قبل برنامه  ریزی شده بود و مقام  های حکومت آذربایجان می‌خواستند با ‏نابودی ارمنیان سومگائیت و ایجاد رعب و هراس در دل‎ ‎ارمنی‌های جمهوری آذربایجان دست به پاک  سازی قومی آنان زنند.‏ [13]

روزنامۀ زرکالو[14]  (آینه)، چاپ باکو در 21 فوریه 2003م، نوشت:‏

‏«آذربایجانی  ها هرگز بابت کشتارها و پاک  سازی  های قومی احساس شرم نکردند و به قول الیاس اسماعیل  اف، که در ‏زمان کشتار سومگائیت دادستان کل جمهوری آذربایجان بود، مرتکبان جنایت  ها کارت عضویت مجلس را به دست آوردند ‏و روی صندلی  های مجلس ملی نشستند».[15]

به دنبال واقعۀ کشتار ارمنیان سومگائیت مجلس اروپا، در 7 ژوئیۀ 1988م، قطع  نامه  ای با این مضمون صادر کرد:‏

ـ منطقۀ قراباغ کوهستانی، به گواه تاریخ، همواره بخشی از‎ ‎ارمنستان‎ ‎بوده است.‏

‏ـ در حال حاضر 80 درصد اهالی آن ارمنی هستند.‏

ـ منطقۀ قراباغ در 1923م به جمهوری آذربایجان اضافه شده است.‏

ـ در فوریۀ 1988م، ارمنیان قربانی یک کشتار جمعی در شهر آذربایجانی سومگائیت شده‌اند. از این رو و با توجه به این شرایط سیاسی، که منجر به کشتار جمعی ارمنیان در سومگائیت و بروز اغتشاش در ‏باکو شد و روز به روز وخیم  تر می‌شود ، زندگی برای ارمنیان ساکن جمهوری آذربایجان امری مخاطره آمیز شده ‏است‎.‎

بدین وسیله، خشونت‌ها و محدودیت‌هایی را که علیه ارمنیان صورت گرفته‌ است محکوم می‌کنیم‎.‎

ادامۀ کشتار ارمنیان در کیروف آباد(گنجه) و نخجوان

سهل  انگاری جوامع بین  المللی و بی  اعتنایی مقام  های دولتی و قضایی اتحاد جماهیر شوروی به کشتار و چپاول ارمنیان ‏سومگائیت موجب شد عاملان آن فاجعه بی  شرمانه به تکرار جنایت  های خود دست زنند.‏

در ماه مه 1988م، مقامات ارشد حزب کمونیست محلی شهر شوشی ارمنیان بومی را از محل کار و اقامت خود بیرون ‏راندند. در سپتامبر همان سال، ارمنی  های بسیاری در خوجالی (قراباغ علیا) کشته و مجروح شدند. در ماه های نوامبر و ‏دسامبر 1988م  کشتار ارمنیان در سراسر آذربایجان فراگیر شد و شهرهای باکو،کیروف آباد ‏‏(گنجه)، شماخی، شمخور، مینگچور و نخجوان صحنۀ قتل و غارت ارمنی  ها شدند.‏

در کیروف آباد، یک خانۀ سالمندان مورد حمله قرار گرفت و دوازده ارمنی، که برخی از آنان نیز معلول بودند، به قتل رسیدند.‏

در زمستان 1988م، اهالی بیش از چهل ناحیۀ ارمنی  نشین در شمال قراباغ علیا ـ شامل خانلر، داشکَسَن، شمخور و کتابک ـ و چهل هزار نفر از ساکنان ارمنی شهر کیروف  آباد به اجبار خانه و کاشانۀ خود را ترک کردند.‏

ضرب و شتم، کشتار، غارت و یورش به ارمنیان در 1989م نیز ادامه یافت که در این مورد نیز برآورد دقیقی از خسارت  های ‏جانی و مالی در دست نیست. در ماه  های اوت، سپتامبر و دسامبر 1989م ارمنیان آماج حملات غیر منتظرۀ آذربایجانی  ها ‏قرار گرفتند و وادار به ترک باکو شدند.کار به جایی رسید که بر اساس برخی محاسبات، در ژانویۀ 1990م، حدود 30 تا 35 هزار ارمنی در باکو باقی مانده بودند که بیشتر آنان نیز سالمند و ناتوان بودند و راه گریزی نداشتند و مجبور به تحمل این وضعیت بودند.‏

کشتار ارمنیان باکو، 1990م

کشتار ارمنیان باکو به مدت هفت روز ادامه داشت و بیش از چهارصد شهروند ارمنی، شامل زن و کودک و سالمند، به فجیع  ترین ‏شکلی شکنجه شدند و به قتل رسیدند. در این جنایت، بسیاری از منازل ارمنیان شهر غارت و به آتش ‏کشیده شد‏.[16]

تصویری از کشتارهای ارمنیان باکو در 12 و 13 ژانویه 1990م

بنا بر اعلام‎ ‎سازمان دیده  بان حقوق بشر این قتل‌عام یک اقدام از پیش طراحی شده بود چراکه مهاجمان پان  ترکیست ‏فهرست اسامی و نشانی منازل ارمنیان شهر را در اختیار داشتند. در پی این کشتار، کمیتۀ فرانسوی سازمان حقوق ‏بشر،‎ ‎هلسینکی،‎ ‎با انتشار نامه  ای سرگشاده، با اشاره به سلسله کشتارهایی که با رویه‌ای مشابه در باکو و دیگر نقاط‎ ‎جمهوری ‏آذربایجان‎ ‎علیه ارمنیان رخ داده بود، اعلام کرد که این جنایت  ها اتفاقی نبوده بلکه به صورتی حساب شده و سازمان یافته و به ‏منظور‎ ‎پاک  سازی قومی‎ ‎و نژادکشی ارمنیان در این جمهوری به اجرا درآمده است‏.‏[17]

اعضای حزب‎ ‎‏جبهۀ خلق آذربایجان‏‎ ،‎در 13 ژانویۀ 1990م، تجمعی عظیم را در میدان (لنین) باکو تدارک دیدند. پس از پایان این ‏تجمع و با فرارسیدن شب، تظاهرکنندگان به چند شاخه تقسیم شدند و با شعارهای «باکو بدون ارمنی‌ها» و «درود بر ‏قهرمانان‎ ‎کشتار سومگائیت»‎ ‎‏شروع به حمله به منازل ارمنیان باکو کردند‏.[18]

در سه روز اول این واقعه، 39 نفر کشته شدند درحالی که این رقم گویای واقعیت نیست و بنابر گزارش روزنامۀ ایزوستیا ‏دیلی، شماره 16 (ژانویۀ1990م)، تحقیقات قضایی ناقص و سطحی بوده و بخش اعظم خانه  های تاراج شدۀ ارمنیان ‏به شمار نیامده است.ایزوستیا خبر داد که تنها در 16 ژانویه به 64 منزل ارمنی حمله شده است و در 18 ‏ژانویه، در خبر بعدی نوشت که در شهر لنینسکی، در حومۀ باکو، چهار جسد به دست آمده که از فرط سوختگی قابل ‏شناسایی نبوده  اند.‏

اعتبار محمد اف، از اعضای جبهۀ خلق، در سخنرانی  ای در 24 آوریل 1990م در محل نمایندگی جمهوری ‏آذربایجان در‎ ‎مسکو‎ در مورد این وقایع می  گوید:‏‏«من شخصاً شاهد چگونگی قتل دو ارمنی بودم. مهاجمان روی آنان بنزین ریختند و آنان را به آتش کشیدند»‏.[19]

‏کمیتۀ رفع تبعیض علیه زنان، وابسته به‎ ‎سازمان ملل متحد، در گزارش خود در 1997م اشاره کرد که طی ‏قتل‌عام ارمنیان باکو موارد متعددی قتل، شکنجه و تجاوز علیه زنان حامله و کودکان ارمنی در برابر چشمان والدین ‏آنان به دست جنایتکاران جمهوری آذربایجان صورت گرفته است. همچنین، در این گزارش اشاره شده که این عناصر افراطی ‏اقدام به داغ نمودن نشان صلیب بر روی بدن قربانیان ارمنی خود می‌کردند.‏ [20]

روزنامۀ سویوز[21] نیز در 19 مه 1990م نوشت:‏

‏«شواهد فراوانی وجود دارند که بر ددمنشی مهاجمان، مُهر تأیید می  زنند و نشان می  دهند که قربانیان چگونه تکه تکه شده  ‏اند و در آتش سوخته  اند و بقایای اجساد آنان را در زباله  دانی ریخته  اند. آنان حتی از دریدن شکم زنان باردار ارمنی نیز ‏ابایی نداشتند».[22]

در نهایت، پس از یک هفته قتل و غارت و تجاوز علیه ارمنیان باکو، در 20 ژانویه با ورود نیروهای ارتش‎ ‎شوروی‎ ‎به این ‏شهر وضعیت فوق‌العاده اعلام شد اما این امر واکنشی دیر هنگام بود که مانع از کشته شدن جمع کثیری از ‏ارمنی‌های باکو و مهاجرت صدها هزار سکنۀ ارمنی این شهر نشد. تنها حدود دویست تن از ارمنیانی که دورگه بودند یا با ‏آذربایجانی  ها ازدواج کرده بودند در این شهر باقی ماندند. آنان نیز پس از آغاز عملیات نظامی در قراباغ از اقامتگاه خود اخراج ‏شدند تا با زندانیان جنگی آذربایجانی مبادله شوند.‏

یکی از ارمنیانی که در پی این قتل‌عام از باکو مهاجرت کرد گَری گاسپارُف، قهرمان مشهور شطرنج جهان، بود. وی در ‏مصاحبه‌ای با اشاره به این جنایت گفت: ‏«آنچه شما در تلویزیون دیده‌اید، در برابر آنچه من عملاً شاهد آن بوده  ام، ناچیز است».[23]

مجلس اروپا‎ ‎در 17 ژانویۀ 1990م با صدور قطعنامه‌ای از کمیتۀ وزرای خارجۀ اروپا و شورای اروپا خواست تا اقدام‌های ‏لازم را برای کمک به ارمنیان ساکن در شوروی به عمل آورند. همچنین، در 18 ژانویه نامۀ جمعی از اعضای‎ ‎مجلس سنای ‏امریکا‎ ‎خطاب به رهبر شوروی در اعتراض به کشتار ارمنیان در باکو منتشر شد‎.‎

از سوی دیگر، روزنامۀ‎ ‎نیویورک تایمز‎ ،‎در 28 ژوئیۀ 1990م، نامۀ سرگشادۀ‎ ‎بیش از 150 تن از دانشمندان و فعالان ‏حقوق بشر جهان را منتشر کرد که در آن قتل‌عام ارمنیان در باکو اقدامی نژادپرستانه نامیده شده بود.‏ [24]

در 29 مارس 1990م، در جلسۀ غیر علنی شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی، که برای بررسی حوادث باکو برگزار ‏شد، نمایندگان جمهوری آذربایجان خواهان تشکیل کمیسیونی برای بررسی مسائل مربوط به ورود ارتش شوروی به باکو ‏شدند اما در پی اظهارات مقام  های عالی  رتبۀ شوروی دربارۀ جزئیات قتل‌عام ارمنیان در این شهر مقام  های جمهوری ‏آذربایجان از پیگیری خواستۀ خود «به دلیل ترس از افشای بیشتر جنایت  ها»منصرف شدند و به این ترتیب، عملاً پیگیری ‏عاملان این جنایت از سوی حکومت شوروی مسکوت گذاشته شد.‏‏ [25]

پی‌نوشت‌ها:

1-پژوهشگر مسائل قفقاز و ترکیه.

2-آمار رسمی کشته  شدگان 32-53 نفر بوده اما بسیاری از ناظران معتقدند که دست کم پانصد نفر کشته شدند.‏

3-منظور کشتار ارمنیان باکو توسط تاتارهای قفقاز ‏ به تحریک حاکمان روسی باکو و نظامیان وابسته به ترکیه است. ‏ برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه ر.ک: ایساک یونانسیان، «درگیری ارمنی ـ تاتاری و کشتارهای ارمنیان باکو (1905 ـ 1906م)»، که در همین شماره  از فصلنامۀ پیمان(ص 82 ـ 93) به چاپ رسیده است.

4-کاوه بیات، بحران قراباغ (تهران: پروین، 1372)، ص 67 ـ 69

5- ایزوستیا دیلی (20 اوت 1988‏).  (izvestia.ru)

6- Thomas de Waal, Black Garden: Armenia and Azerbaijan Through Peace and War (New York‎: NYU Press, 2003), p. 38-39

7- George Soros

رئیس هیئت مدیرۀ بنیاد سوروس (Soros Foundation)و موسسۀ جامعۀ باز (Open Society Institute – OSI)

8-ژورنال مسکو زمانیا، ش 6 (1989م)

9- www.nkrusa.org/nk_conflict/ethnic_cleansing_campaigns.shtml#sumgait‎

10- de Waal‎, ibid. , p. 35

11- J. Seyidov

12- Mark R. Beissinger,  Nationalist Mobilization and the Collapse of the Soviet State (Cambridge: Cambridge University Press, 2002),  p. 300

13- de Waal‎, ibid. , p. 33 – 35

14- Zerkalo

15- Zerkalo (21 feb. 2003)

16- de Waal‎, ibid. , p. 90

17- Robert Kushen; Human Rights Watch (Organization); Inter-Republic Memorial Society; Conflict in the Soviet Union: Black January in Azerbaidzhan (Human Rights Watch, 1991)

18- Cox and Eibner. Ethnic Cleansing in Progress: War in Nagorno Karabakh (Zurich: Institute for ‎Religious Minorities in the Islamic World, 1993‎).

19- Novaya Zhizn (1990), N 5 (14)‎

20- http://www.un.org/esa/gopher-data/ga/cedaw/17/country/Armenia/C-ARM1C1.EN

21- soyuz 

22- soyuz (19 May 1990)

23- «Garry Kasparov, a former World Chess Champion», Gordon Boulevard (2 December 2008).‎

24- «Nationalism at Its Nastiest», The New York Times (January 19, 1990‎)

25- Этнический состав Азербайджана (по переписи 1999 года)

منابع:

Cox and Eibner. Ethnic Cleansing in Progress: War in Nagorno Karabakh(Zurich: Institute for ‎Religious Minorities in the Islamic World, 1993‎)

«Garry Kasparov, a former World Chess Champion», Gordon Boulevard (2 December 2008).‎

Mark R Beissinger,  Nationalist Mobilization and the Collapse of the Soviet State. (Cambridge: Cambridge University Press, 2002),  p. 300

«Nationalism at Its Nastiest», The New York Times(January 19, 1990‎). Novaya Zhizn(1990), N 5(14)‎

Robert Kushen; Human Rights Watch (Organization); Inter-Republic Memorial Society; Conflict in the Soviet Union: Black January in Azerbaidzhan (Human Rights Watch, 1991)

soyuz (19 May 1990)

Thomas de Waal, Black Garden: Armenia and Azerbaijan Through Peace and War (UK: NYU Press, 2003), p. 38-39

Zerkalo (21 feb. 2003).

Этнический состав Азербайджана (по переписи 1999 года) ‎

http://www.un.org/esa/gopher-data/ga/cedaw/17/country/Armenia/C-ARM1C1.EN

www.nkrusa.org/nk_conflict/ethnic_cleansing_campaigns.shtml#sumgait‎

izvestia.ru (20 Agust 1990)

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 73
سال نوزدهم | پاییز 1394 | 240 صفحه
در این شماره می خوانید:

آربی اُوانسیان در نشستی دوستانه با خوانندگان کتاب

نویسنده: آدیس عیسی قلیان شامگاه دوشنبه، 27 مهر 1394ش، نشست پرسش و پاسخ پیرامون کتاب تئاتر و سینمای آربی اُوانسیان از ورای نوشته  ها، گفتگوها و عکس  ها با حضور آربی...

سیری در کتاب فرمانروایان شاخ زرین

نویسنده: ادوارد هاروتونیان علاقه  مندان به كتاب  های تاریخی به یقین با كتاب فرمانروایان شاخ زرین آشنایی دارند. این كتاب را درست سی سال پیش، در 1364ش، نشر گفتار ‏با...

لُرِتا و شهد نمایش

نویسنده: دکتر طهمورث ساجدی در 1393ش کتابی با عنوان بردی از یادم[3] از مرحوم زاون قوکاسیان[4] به چاپ اول رسید که ضمن روایت زندگی لُرتا، خواننده را با فراز و فرود بیش از...

واراند،شاعر ارمنی گوی ایرانی با چهل و پنج سال فعالیت ادبی

نویسنده: ادوارد هاروتونیان/دکتر قوام الدین رضوی زاده/گیتی خوشدل/واراند ترجمه ادوارد هاروتونیان/دکتر کارن خانلری زندگی  نامه ادوارد هاروتونیان واراند، با نام اصلی سوکیاس...

ماندگاری و کیفیت کلید موفقیت یک گروه کر

نویسنده: گریگور قضاریان اشاره موسیقی کرال، تشکیل گروه کر و آواز خواندن در گروه کر پدیدۀ چندان رایجی در جامعۀ ما نیست. نخستین گروه کر در ایران به صورت علمی و حرفه  ای به...

آشنایی با هایک میرزایانس،از پیشگامان علم حشره شناسی ایران

نویسنده: آرمیک نیکوقوسیان دربارۀ مهندس هایک میرزایانس و نقش منحصر به فرد ایشان در تحقق و تکامل علم حشره  شناسی در ایران و شهرت جهانی استاد بارها در محافل علمی و تخصصی...

آرِگ مگردیچیان،چهره ای ماندگار در عرصه مهندسی ایران

نویسنده: ادوارد هاروتونیان مهندس آرِگ مگردیچیان (1306ـ1393ش) را می  توان بنیان  گذار درس بارگذاری و طراحی سازه های فولادی به شیوۀ ‏نوین در ایران شمرد، درسی که وی سال ...

پاک سازی قومی و کشتار ارمنیان در جمهوری آذربایجان (1988 – 1990م)

نویسنده: ایساک یونانسیان مبارزات قانونی ارمنیان قراباغ در 1988م متوجه سیاست  های ضد ارمنی دولت آذربایجان بود که ادامۀ آن بی  شک ‏به اخراج انبوه ارمنیان از قراباغ می ...

درگیری ارمنی – تاتاری و کشتارهای ارمنیان باکو (1905 – 1906م)

نویسنده: ایساک یونانسیان سیاست روسیۀ تزاری نسبت به اقوام امپراتوری در نظام اداری و حکومتی ای که پس از چیرگی روس  ها بر قفقاز حاکم شد، تنها اصلی که هیچ  گاه مورد توجه...

گذری کوتاه بر دیروز و امروز ارمنیان فریدن

نویسنده:  محمد رافعی ارمنیان و مهاجرت تاریخ بشر همواره با تاریخ مهاجرت همراه بوده است. خواه این مهاجرت در مسیری کوتاه بوده یا ‏بلند، به دلخواه بوده یا به اجبار و ـ...