نویسنده: بهارک مهدی

اشاره

کشور ارمنستان، با تاریخ غنی و فرهنگ پربار خود، یکی از نمونه های جذاب تحقیقی برای پژوهشگران ایرانی است، چراکه تاریخ دو کشور ایران و ارمنستان به دلیل هم جواری از دیرباز با یکدیگر پیوند خورده ‏است. هر تغییری در هریک از این دو کشور در دیگری تأثیرگذارده و تحقیق در جنبه های تاریخی و فرهنگی هر یک از آنها سبب روشن شدن نقاط تاریکِ تاریخِ دیگری خواهد شد.‏

در تاریخ با نام پادشاهان، شاهزادگان، حاکمان و فرمانداران محلی و جنگ ها و لشکرکشی های آنان و سلسله های پادشاهی هر کشور آشنا می شویم اما نقش ‏همسران این پادشاهان را فراموش و تنها به شناخت خود از پادشاهان بسنده می کنیم درحالی که در طول تاریخ زنان مقتدر و ‏هوشمندی در پس پرده حضور داشته اند که چه بسا مسبب بسیاری از کشورگشایی ها و کشمکش ها یا اتحاد و ‏صلح  میان کشورها بوده اند. ‏

به دلیل سلطه نظام مردسالار در دوران باستان در هیچ کجا نامی از ملکه ها به میان نیامده. تنها، ‏در چند کتیبه یا در سطرهایی از کتاب های کهن تاریخی به همسران پادشاهان ‏یا تنها به نام آنان اشاره ای شده است.‏

در سال های اخیر، آرداک موسسیان مجموعه بسیار جالبی را حاوی اطلاعاتی ارزشمند درباره ملکه های ارمنستان، که نام یا ‏نشانی از آنان باقی مانده، با عنوان ده ملکه برجسته ارمنستان گردآوری کرده که از سوی انتشارات زانگاک در 2014م در ایروان به چاپ رسید. در این نوشتار مختصری از این کتاب را ذکر کرده و ‏امیدواریم به زودی کار ترجمه آن تکمیل شده و به دست علاقه مندان برسد‏.‏(1)

نوارت (Nwart)‏                

بی شک، هر داستان تاریخی، به ویژه داستان هایی دربـاره ملکـه ها، با افسانـه هایـی همـراه  اسـت، افسانه هایی ‏برآمده از دل هزاران سال که پندهایی زیبـا و نمادیـن در خـود دارد. داستان آرای زیبا(2) و شامیـرام‏(3) که در کـتاب تاریخ ‏ارمنستان نوشتـه مـوسی خورنـی‏(4) ثبت شده، نمونه ای از این گونه افسانه هـاست که در آن واقعه ای تاریخی با شاخ ‏و برگ هایی اغراق آمیز نقل شده است.‏

شامیرام، حکمران جنوب، که مفتون زیبایی خدادادی آرای زیبا شده است به او پیشنهاد می  دهد که خود و ‏پادشاهی عظیمش را تسلیم آرای زیبا کند اما آرا با این پیشنهاد وسوسه نمی شود و برای وفادار ماندن به همسر خود، ‏نوارت، دست رد به سینه شامیرام می زند. موسی خورنی در این داستان به وضوح به نام همسر آرای زیبا اشاره می کند : ‏‏«… زنِ عزیزِ آرای زیبا، که نام او نوارت بود، …».‏

شامیرام، عاشقی که اکنون از سوی معشوق طرد و قلبش جریحه دار شده است، به کشور معشوق، آیرارات، ‏یورش می برد و آن را تسخیر می کند. آرا در این جنگ کشته می شود. شامیرام پس از سوگورای، به کمک ‏آرالزها(5) به او زندگی دوباره می بخشد و به نوعی، سبب رستاخیز آرا می شود (البته، در متون ثبت شده مسیحیان، بخش ‏‏رستاخیز ویرایش و این گونه ذکر شده که پس از کشته شدن آرا، شامیرام یکی از معشوق های خود را به جای او در ‏انظار عمومی نمایش داد). پس از این واقعه، شامیرام قلعه بزرگ و پر زرق و برقی بنا کرد و آن را شامیراماگرت(6) نامید، ‏قلعه ای که اکنون به قلعه وان معروف است. او همچنین، کاردوس، پسر آرای زیبا و نوارت را، که آرایان آرا‏(7) ‏نیز نامیده ‏می شد، فرماندار ارمنستان کرد.‏

بدین ترتیب، نام آرا در سنت های ملی و باورهای ارمنی ماندگار و حتی، در اسم مکان هایی مانندآیرارات ‏‏(آرایی آرات به معنای کشور آرا)، آراگاتس (به معنای تاج و تخت آرا)، کوه های آرا و … منعکس شد. همسر محبوب و عزیز او ‏نخستین ملکه ای است که در تاریخ ملی ارمنستان از او یاد شده.‏

زاروهی (Zaruhi)‏

به طور کلی، اطلاعات ما درباره دولت های کهن در ارمنستان بیشتر از منابع بیگانه مربوط به هزاره دوم ‏پیش از میلاد است که در آنها اطلاعاتی پراکنده درباره پادشاهان ارمنستان و به ندرت، ملکه های این کشور ‏وجود دارد. علت آن است که دراین دوره، دولت های ارمنستان روابطی قوی و پایدار با دیگر دولت های منطقه داشتند و ‏پیمان هایی میان آنان منعقد می شد که اغلب با وصلت  خاندان های پادشاهی با یکدیگر همراه بود.‏

یکی از ملکه هایی که نامش در تاریخ ارمنستان ثبت شده، خوگاناس (احتمالاً ، خُگان[‏Xokan‏]، در ارمنی قدیم ‏به معنی کسی که فکر می کند، عاقل) همسر پادشاه هایاسا(8) (سده سیزدهم تا پانزدهم پیش از میلاد). نام او در پیمانی میان ‏هیتی ها(9) و هایاسایی ها ذکر شده. این پیمان میان شوپ پیلولیومای یکم(1344ـ1322پ‌م)، پادشاه ‏قدرتمند هیتی و خوگاناس، خواهر پادشاه میتانی(10)، منعقد شد و به نظر می رسد که هدف پادشاه هیتی از این وصلت، ‏شریک کردن پادشاهی هایاسا در منافع سیاسی خود بوده است.‏

شوپ پیلولیومای یکم، همچنین دختران خود را به همسری شاتدیوازای، پادشاه امپراتوری میتانی(16 ـ 13 پ‌م)،  ‏درآورد که  در ارتفاعات کوهستانی جنوب ارمنستان و شمال بین النهرین حـکومت مـی‌کرد. متأسفـانه، بازهـم نام ‏دخـتران مشخص نیست.‏

پس از هـزاره دوم پیـش از میـلاد، تنها ملکه ارمنـی، که نام  او در منابـع هیتی ذکر شده،کیلوش ـ هبـات، همـسر آری ‏تشوبـی، شاه کـشور تزوپـک (سـوفـن)(11) در امپـراتوری مشهـور عیـسوا(12)ست. او دخـتر پادشاه هیتی، خاتوسیلیـس یا خاتوشیلیش ‏سـوم (1267ـ1237پ م)، بود که با توجـه به نقـش حـساس آن امپراتـوری در منطقه به همسری پادشاه آری تشوبی ‏درآمد.‏

در سده نهم پیش از میلاد، پادشاهی وان ـ که در کتیبه های آشوری به شکل نائیری و اورارتو و در کتاب ‏مقدس با نام آرارات آمده است ـ در غرب آسیا حضورسیاسی جدی پیدا کرد و در اواخر قرن نهم و اوایل قرن هشتم پیش ‏از میلاد، در روزگار منوآ (13)، آرگیشتی اول(14) و ساردوری دوم(15) ‏به بزرگ ترین قدرت منطقه تبدیل شد.‏

پادشاهی وان مانند اکثر پادشاهی های ارمنستان با سیستم مردسالاری اداره می شد و به همین دلیل تنها نام یک ‏ملکه در تاریخ سه قرن پادشاهیِ آن به ما رسیده است .‏

تاریریان، همسر منوآ، پادشاه  اورارتو(وان)، تنها ملکه ای است که نامش در یکی از کتیبه های باقی مانده از ‏منوآ، کشف شده در نزدیکی روستای کادپانتس ارمنستان شرقی (جنوب شهر وان)، به ما رسیده. طبق این کتیبه، پادشاه ‏باغ انگوری را به زن خود هدیه داده و آن را به اسم او نامیده. ترجمه کتیبه چنین است:‏ ‏« به زنِ منوآ، تاریریان [هدیه داده می شود] این باغ انگور. نام [باغ] تاریریاخینیلی(16) است»‏.

البته، باید یادآوری کنیم که تا پیش از این برخی پژوهشگران بر این باور بودند که تاریریان دختر منوآ است نه ‏همسر او. زیرا در کتیبه پیش از اسم او نشانه ای گذاشته شده که آن را دختر یا فرزندِ دختر تفسیر می ‏کردند اما با تحقیقات بعدی و پس از کشف سنگ نوشته اُدزاسار، واقع در منطقه نخجوان، مشخص شد که آن نشانه برای‏‏ زن، همسر به کار می رفته است (برای خوانندگان ناآشنا به خط میخی توضیح دهیم که در کتیبه های با خط ‏میخی، پیش از اسامی خاص معمولاً نشانه ای [ایدئوگرام] گذاشته می شد که نشان دهنده مالک آن اسم بود).‏

کشف یک پلاک برنزی در منطقه وان با نوشتـار تصویـری(هیروگلیـف) و تصویـر خانـواده پادشاه ایشپـویینـی(17) ‏در حال پرستش خدای متعال نیز بسیار جـالب توجـه اسـت. نام ملـکه ای کـه تصویرش روی پلاک حک شده دوبار ‏و به شکل نوشتـار تصویری در این پلاک ذکـر شده است که متأسفانه تا به امروز آن را رمـزگشایی نکـرده اند. ایـن پلاک اکنون در ‏موزه ژنو نگهداری می شود. ‏

در یادگارهای هنری به جای مانده از امپراتوری وان، تصاویر زنان، که اغلب ایزدبانوان و الهه ها هستند، به ‏وفور یافت می شود. در کتیبه به جای مانده بر دروازه مِهِر(18)، اسامی 35 ایزد و ایزدبانو وجود دارد که نه تنها نشان ‏دهنده نقشِ ارزشمند زن در آن روزگار است بلکه تصویری استثنایی از تفکر تک همسری در خانواده ارمنی را می نمایاند. همچنین، پژوهش ها نشان می دهند که خدای پشتیبان پادشاهان امپراتوری وان، الهه سارد بوده ‏که به شکل عقاب به تصویر کشیده شده است.البته، شایان ذکر است که در بقایای آثار تاریخی ـ هنری پادشاهی وان نه ‏تنها ایزدبانوان و ملکه ها بلکه زنان قالی باف، نانوا، موسیقی دان، رقصنده، پذیرایی کننده و …  ـ که زنانی ساده، معمولی ‏و فناپذیر بودند ـ نیز به تصویر کشیده شده اند.‏

در اواخر قرن هفتم پیش از میلاد،خانـدان ارمنیِ یرواندونـی(19) به جـای پادشاهـی وان روی کار آمـد کـه شاخـص ترین ‏چـهره آن تیگـران یـروانـدونی اسـت. نـام همـسر تیگـران در نوشتـه های موسـی خورنی همراه با داستانی دربـاره ‏توطئـه ای سیاسـی ذکـر شـده. بـه گفتـه پدر تاریخ ارمنستان آستـیاگ(20)، پادشاه کشـور ماد، خواهـر تیگران یروانـدونی، به نام ‏تیگرانوهـی(21) را خواستـگاری کـرد. پـس از چندی، آستیاگ از بیم اتحاد تیگران وکورش، پادشـاه پارس علیـه وی ـ که  ‏روابـط نزدیکی با یکدیگر برقرار کرده بودند ـ به تیگرانوهی، خواهـر تیگران، که اکنـون همسر قانونی اش ‏بـود، اینچـنین می گـوید که زاروهی، ملکـه ارمنستان و همسر تیگران، به شکوه وی حسادت می ورزد و قصد آن دارد تا ‏جایگاه تیگرانوهی را در دستگاه ماد به دست آورد. به همین دلیل، همواره به شوهرش فشار می آورد تا علیه ماد شورش کند و ‏تاج و تخت ماد را به چنگ آورد. تیگرانوهی، که به خرد و دانایی شهره آفاق بوده، پنهانی برادرش را ازافکار پلید ‏آستیاگ آگاه می سازد. در پایان داستان، جنگی میان ماد و ارمنستان درمی گیرد و در نبرد تن به تن میان تیگران و ‏آستیاگ، پادشاه ماد کشته می شود.‏

در این داستان، موسی خورنی از همسر تیگران یرواندونی با اسم زاروهی نام می برد (که به عقیده پژوهشگران ‏به معنی زرین است) اما درباره نقش او یا کارهایی که صورت داده اطلاعات دیگری نمی دهد اما گزنفون، ‏تاریخ دان یونانی(سده چهارم و پنجم پیش از میلاد) در اثر خود با نام کوروشنامه (کوروپدیا ) اطلاعاتی جالبی درباره وی آورده. ‏

بنابر گفته گزنفون، پدرِ تیگران (که در کتاب موسی خورنی نام او یرواند ساکاواکیان ذکر شده) در جنگی ‏ناموفق علیه پادشاه ماد مجبور به پرداخت مالیات و تجهیز ارتش شد اما کمی بعد بار دیگر علیه ماد شورش کرد. در آن ‏زمان، کورش، پادشاه پارس، که هم خون آستیاگ بود(22)، برای اینکه به پادشاه ماد خدمتی کرده باشد پادشاه ارمنستان را ‏به همراه خانواده و شاهزاده تیگران، که نوجوانی بیش نبود، برای شرکت در جشن و شکار دعوت کرد. پادشاه ارمنستان، ‏بدون کوچک ترین تردیدی، که شاید در پسِ این دعوت توطئه ای حیله گرانه پنهان باشد، دعوت او را پذیرفت. به این ‏ترتیب، خود و خانواده اش در دام افتادند. او در مقابل این پرسش قرار گرفت که  علت شورش مجددش چه بوده. پاسخ ‏پادشاه ارمنستان بسیار جالب است:‏ ‏«من برای آزادی تلاش می کنم، چون نیکو می دانم که خودم آزاد باشم و فرزندانم را آزاد گذارم»‏.

ادامه داستان در نوشته های گزنفون بسیار جالب است زیرا گواهی محکم است برای خود را وقف عشق ساختن:‏

‏« … و تو، تیگران، بگو چقدر می پردازی برای بازپس گیری همسرت؟

تیگران که تازه ازدواج کرده بود و همسرش را عاشقانه دوست می داشت، پاسخ داد :‏

ـ ای کورش، من حتی زندگی ام را خواهم داد تا  او هرگز برده نشود.‏

‏ـ پس، تو زنت را بردار. من او را اسیر به حساب نمی آورم، زیرا تو هیچ گاه ما را ترک نمی کنی… و حالا، پیش ما ‏غذا بخورید و پس از خوردن، بروید به هرجا که می خواهید».(23)

اطلاعـاتی که گـزنفـون به ما می دهد تنها محدود به همسر تیگران یرواندونی نیست و در ‏بخـش دیگری، درباره ملکـه زاروهـی سخـن به میان می آیـد، درباره زمانـی که کورش علیـه ماد شـورش کرد و تیگـران از متحدان اصلی او بود ‏و در جنگ ها دوشادوش وی جنگید. دراین میان، ملکه ارمنستان نیز شجاعانه در کنار همسرش در جنگ ها شرکت می کرد‏.(24)

از زمـان جانشینـان تیگـران یرواندونـی و زاروهـی تا اواخـر قرن سـوم پیش از میـلاد نام هیچ ملکه ای برای ما مشخص نیست ‏به جز نام رودوگون(25)، دختر اردشیر دوم هخامنشی،که در مقام همسر یرواند دوم(26) حکومت می کرد.‏

داریـوش اول در521پ‌م ارمنستـان را ساتراپـی سیزدهـم از بیـست واحـد اداری بزرگ هخامنشیان ساخت. فرمانداران ساتراپی ارمنستان از  نمایندگان دودمان یرواندونی بودند که با برقراری ارتباط و ‏حتی، گاهی ازدواج با نزدیکان حاکمان محلی و شاه پارس سعی در به دست آوردن جایگاه و نقشی مهم در دولت هخامنشی ‏داشتند. از آنجا که آنان پادشاهان ارمنستان محسوب نمی شوند نمی توانیم نام همسرانشان را در فهرست ملکه های ارمنستان  بگنجانیم.‏

حکومت دودمان یرواندونی در هایک بزرگ در331 پ م به تدریج رو به زوال رفت و تا 201‏پ م، که یرواند چهارم کشته شد، ادامه یافت. یکی از هفت کتیبه ای که به زبان یونانی از منطقه آرماویر(27) به دست ‏آمده، یک تراژدیِ شاعرانه یازده خطی است که به گفته ه . ماناندیان درباره مرگ پادشاه این گونه روایت می کند که ‏پیک خبررسان، ملکه (یا خواهر) پادشاه را از کشته شدن او « با سلاح در دست»مطلع می کند. بازهم متأسفانه، نام ‏ملکه (یا خواهر)پادشاه ذکر نشده اما با عنوان فیلادلفیا (برادر دوست،لقبی محترمانه که برای ملکه به کار می رفته) ‏از او یاد شده است.‏

ارادو (Erato)‏

برخلاف پادشاهی های پیشین ارمنستان درباره ملکه های دودمان آرتاشسیان ، اطلاعات بیشتری در دسترس ‏داریم و با اطمینان می دانیم که نام همسر آرتاشس اول ساتِنیک و نام دو همسر تیگران بزرگ دوم ‏‏سوسِم(جوسیما) و کلئوپاترا بوده است. همچنین، خواهر و هم تاج و تختِ تیگران چهارم ارادو نام داشته.‏

اطلاعات ما درباره ساتِنیک از صفحات کتاب تاریخ ارمنستان نوشته موسی خورنی و ترانه های گُغتان(28) به دست می آید. بر اساس آنها، آرتاشس پادشاه ارمنستان، که پیروز نبرد با آلان ها(29) بود، عاشق ساتِنیک، دختر پادشاه ‏آلان ها، شد. ترانه ها از فرار کردن آن دو با هم و درنهایت، ازدواجشان و همچنین، ازعشق میان ساتِنیک و آرگاوان برای ‏ما روایت می کنند. داستانی کوتاه درباره فرستادن نیروی کمکی برای سرکوب شورش ها علیه پادشاه آلان ها (برادر ‏ساتِنیک) از طرف آرتاشس به ما رسیده است اما این منبع درباره رفتارها و اعمال ساتِنیک در مقام ملکه ارمنستان چیزی  نمی گوید.‏

اطلاعات ما درباره زنان تیگران بزرگ نیز کامل نیست. سوسِم(جوسیما)، اولین همسر پادشاه، احتمالاً تبار ‏ارمنی داشته اما کلئوپاترا، دختر مهرداد یوپادور، پادشاه هایک کوچک و پنتوس(30)، بوده. به علت اختلاف سنی آنان، حدود ‏سی سال، واضح است که این وصلت به هدف استحکام اتحاد میان ارمنستان و پنتوس در 94پ م صورت گرفته ‏است.‏

متأسفانه، نام بانوی سخاوتمند آرداوازد دوم(31) بر ما پوشیده است اما می دانیم که وی به همراه همسرش در ‏‏31پ م در مصر کشته شدند.‏

ملکه ارادو تنها کسی در تاریخ ماست که سه بار بر تخت پادشاهی نشسته است. او دختر تیگران سوم است (تیگران سوم ‏با پدرش، آرداوازد دوم، در34پ‌م اسیر رومیان شد و حدود چهارده سال گروگان آنان بود). بنابراین، به طور قطع ‏نمی توانیم بگوییم که ارادو در ارمنستان متـولد شـده یا در روم. همچنین، تاریخ ولادت او بر ما روشن نیست اما سرنوشت ‏او با زمان بر تخت نشستن پدرش عجین است. آگوستوس اکتاویوس(32)، سزار روم، به امید اینکه ارمنستان تبدیل به ‏منطقه ای تحـت نفوذ رومیـان شود، تیگـران سوم را بر تخـت سلطنـت نشاند اما برای تیگران منافـع سیاسی ارمنستان بسیار ‏مهـم بود. در نتیجه، برای حفظ تعادل در منطقه، به پارتیـان نزدیک شد. دولت روم از سیاست خنثی و مستقل او راضی ‏نبود. تنش میان دو کشـور زمانی تشدید شد کـه ارمـنیان پس از مرگ تیگران سوم  و بدون موافقت دولت روم، پسرش، ‏تیگران چهارم و دخترش، ارادو، را به سلطنت رساندند.‏

‏«… نه تیگران، نه حکومت پسران او طولانی مدت نبود اگرچه در آخر بر اساس عادات خارجیان (غیر رومیان) به ‏هدف سلطنت،  با هم ازدواج کرده بودند » .(33) مشخص نیست که چرا برادر و خواهر باهم اعلام سلطنت کردند. تاریخ نگار رومی، ‏تاسیتوس(34) ‏(سده اول و دوم میلادی)، گزارش می دهد که آنان «به هدف سلطنت با هم ازدواج کردند». در گزارش های تاریخی، عنوان ‏شده که مادران آن دو یکی نبودند اما اینکه علت ازدواج آن دو تقسیم تاج و تخت میانشان بوده نمی تواند دلیل ‏موجه و قانع کننده ای باشد.‏

‏ تیگران چهارم و ارادو سکه هایی مشترک، با تصویر و نام هر دو، ضرب کردند که در یک سوی آن، عنوان ‏تیگران چهارم، « تیگران شاه شاهان» و در طرف دیگر سکه، عنوان « ارادو، خواهر تیگران پادشاه» ضرب شده است. اگر ‏آنان با یکدیگر ازدواج کرده بودند، عنوان ارادو می بایست «ملکه ملکه ها» یا دست کم «ملکه» می بود درحالی که او در سکه ‏به نام« خواهر پادشاه» معرفی شده. این به این معناست که آنان ازدواج نکرده بودند. اولین دوره حکومت ارادو ‏و تیگران چهارم (حدود 8 ـ 5 پ‌م) چندان طول نکشید زیرا آگوستوس، سزار روم، پسر دیگر آرداوازد دوم به نام ‏آرداوازد سوم(برادر آرتاشس دوم و تیگران سوم) را، که از کودکی در میان رومیان بزرگ شده بود، هنوز نزد خود گروگان نگه داشته بود و حدود 5 پ م، با سرنگونی تیگران چهارم و ارادو، وی را به سلطنت ارمنستان ‏رساند. در نتیجه،  تیگران چهارم و ارادو نزد اشکانیان ایران گریختند. البته، این وضعیت چندان طول نکشید و اشراف زادگان و مردم ارمنستان علیه پادشاه جدید، که هویت خود را از دست داده و خود را به رومیان فروخته بود، شورش ‏کردند. در نتیجه این اعتراض ها در 2 پ م، تیگران چهارم و ارادو با حمایت پادشاه اشکانی دوباره بر تخت ‏سلطنت نشستند. ‏

در سـال اول تولـد عیـسی مسیـح، کـوه نشینان شمالـی به ارمنستـان هجـوم آوردند و تیگـران چهارم در ‏جنـگ با آنان کشته شد. در این زمان، ارادو نپذیرفت که سلطنت را در دست گیرد اما مدتی بعد به تنهایی ‏بر تخت پادشاهی تکیه زد.‏

سال هـا بعـد، در12م، حکومـت وی سرنگـون شـد که دلیـل آن دقـیقاً مشخـص نیست. تاسیتوس در کتابـش ذکـر ‏کـرده که به دلیـل دو دستـگی در شورای بـزرگان ارمنستان، که عده ای طرف دار رومیان بودند و عده ای طرف دار پارتیان، ‏سلطنت ارادو پایان یافت. در نتیجه، می توان حدس زد که ارمنیان، با حمایت های دولت روم، او را از سلطنت خلع کردند. ‏اینکه پس از آن ملکه چند سال زندگی کرده معلوم نیست.‏

از ارادو تنها سکه ای برنزی برجای مانده که به نام او و تیگران چهارم ضرب شده. همچنین، تصویری از ملکه ‏ کشف شده که بیشتر پژوهشگران آن را متعلق به ارادو می دانند. البته، ‏ممکن است که این تصویر متعلق به یکی دیگر از ملکه های آرتاشسیان باشد اما به احتمال بسیار تصویر ارادوست، زیرا در سنت ‏مردسالارانه ارمنستان ملکه باید در کنار پادشاه تصویر شود مگر آنکه  ملکه، خود، حاکم بوده باشد. با این حساب، در ‏پادشاهی هایگازون ـ آرتاشسیان ارادو تنها ملکه ای بوده که به مقام پادشاهی رسیده است.‏

پی‌نوشت‌ها:

1- طی جلساتی با مؤلف و ناشر کتاب در ایروان کار برگردان آن به فارسی به نگارنده سپرده شد و به زودی، ترجمه آن منتشر خواهد شد. در فرایند ترجمه، هیچ گونه  دخل و تصرفی در متن کتاب صورت نگرفته. مترجم توضیحات لازم برای درک بهتر تاریخ ‏ارمنستان و وقایع مرتبط با موضوع را در پانوشت آورده. توضیحات داخل کمان، در متن، از خود نویسنده است.

2- آرای زیبا (در زبان ارمنی : آرا گِقِتسیک) نام یکی از پادشاهان ارمنستان است که شخصیتی افسانه ای و خداگونه پیدا کرده. موسی ‏خورنی او را یکی از فرزندان نوح (ع) (یافث، جومر، تیراس، توجرمه، هایک، آرامانیاگ، آراماییس، آماسیا، گغام، هارما، آرام، آرای ‏زیبا) دانسته. همچنین، او را با عنوان ایزد جنگ ارمنستان، ایزد میرا و برخیزنده می شناسند و ایزد فصل بهار و گیاهان، که در حدود 1500 پیش از میلاد مورد ‏پرستش اقوام آسیای صغیر بوده.

3- شامیرام، سمیرا یا سمیرامیس ملکه افسانه ای سرزمین بابل که از او و زندگی اش داستان های بسیاری نقل شده است.

4- موسس خورناتسی یا موسی خورنی تاریخ نگار، فیلسوف، مترجم و نویسنده ارمنی در سده پنجم میلادی و پدر تاریخ ارمنستان. از او ‏کتابی با عنوان تاریخ ارمنستان به یادگار مانده که حاوی اطلاعاتی ارزنده  به ویژه جغرافیای جهان خصوصاً ارمنستان و ایران در سده پنجم میلادی است‏.

5- آرالز (‏aralez‏) یا هارالز(‏aralez‏h) ارواحی به شکل سگ در باورهای عامیانه ارمنی. آرالزها در آسمان ها و دامنه های کوه آرارات زندگی می کنند. آنها در زمان جنگ از آسمان فرود می آیند و با لیسیدن زخم قهرمانان کشته شده آنان را به زندگی باز می گردانند.

6- پسوند «گرت»، «گرد» و «جرد» در اسم های مکان ایرانی مانند سوسنگرد، دستجرد و… نیز وجود دارد.

7- در زبان ارمنی قدیم، پسوند « یان» در برخی از نام‌های خانوادگی به نام اجداد نسبت داده می‌شد. مانند پطروسیان، ‏بوغوسیان، آراکلیان و…. ـ م

8- ولایتی در شمال دولت هیتی (در شمال غرب ارمنستان امروزی) در قرن چهاردهم پیش از میلاد بود. و.ن.خاچاطوریان، زبان هایاسایی ها را از ‏خانواده زبان های هندواروپایی می داند.

9- هیتی ها مردمان باستانی منطقه آناتولی و میان رودان شمالی و سوریه بودند. آنان به زبان هیتی، از خانواده زبان های هندواروپایی، صحبت می ‏کردند. هیتی ها در ساخت بنا و ابزارهای آهنی مهارت داشتند و می توان آنان را از پیشروان عصر آهن به حساب آورد.

10- تمدن میتانی یکی از تمدن های باستانی هورانی در غرب ایران و شمال میان رودان و جنوب آناتولی بود. زبان امپراتوری میتانی هوری بود. آنان ‏قدرت خود را در هزاره دوم پیش از میلاد در جنوب ترکیه، شمال سوریه و عراق امروزی گسترش دادند. دولت میتانی به دست دولت هیتی نابود ‏شد و مردمانش، با مشارکت اقوام دیگر، پادشاهی اورارتو را بنیان نهادند.

11- Ծոփք‏ یا ‏Sophene‏ ، دومین استان هایک بزرگ

12- Isuwa/Isuwa/Ishuwa‏ ، نامی به هیتی باستان است که به یک پادشاهیِ آناتولی در نزدیکی خود در مشرق داده بودند.

13- ‏منوآ فرزند و جانشین ایشپوئینی، پیشوای قبایل اورارتو، بود. وی در زمان سلطنت خود، در پایان قرن نهم پیش از میلاد، به سرزمین ماننا، از ‏مستعمرات آشوریان، یورش برد و قلعه ای در آنجا احداث کرد. لوحی از وی در آنجا برجای مانده است.

14-‏ آرگیشتی اول ششمین پادشاه اورارتو بود. وی از 785 ـ 763 پ م فرمانروایی کرد و شهر اربونی( ایروان فعلی) را برای پایتختی کشورش بنا نهاد.

15- ساردوری دوم جانشین آرگیشتی یکم در دهه پنجم قرن هشتم پیش از میلاد پادشاه اورارتو بود. در زمان وی، سرزمین ماننا، به ویژه قسمت شمالی آن، ‏تحت سلطه پادشاهان اورارتو قرار داشت.

16-‏ طبق قواعد دستوری زبان اورارتو، تاریریان + خینیلی.

17- پادشاه اورارتو حدود 825 ـ810 پیش از میلاد که منطقه ای از وان تا ارومیه را تحت سلطه داشت. منوآ پسر اوست.

18- دروازه مِهِر (mher)یا سنگ آگراو صخره ای مقدس نزدیک قلعه وان است. بر اساس افسانه ها هرسال در شب های معینی مِهِر با اسب خود به پرواز ‏درمی آید و به آن منطقه می رسد و زمانی که مطمئن می شود زمین هنوز می تواند سنگینی خود را تحمل کند به جای خود بازمی گردد. در حقیقت، ‏مِهِر نوعی ایزد نجات دهنده در اسطوره شناسی ارمنی است.

19- دودمان اَروَندی یا یِرواندونی ها از570 تا حدود 200 پ‌م در ارمنستان حکومت کردند.

20- ایشتوویگو، که در تاریخ هرودوت به شکل آستیاگ نوشته شده، آخرین پادشاه ماد بود که 35 سال حکومت کرد. صورت ارمنی آن آژدهاک است که در اساطیر ‏ارمنی، همانند آژی دهاک ایرانی در دماوند، در کوه آرارات زندانی شده است.

21- پسوند « اوهی» (‏‎uhi‏)که برای مؤنث کردن کلمه در ارمنی قدیم به کار می رفته، در ارمنی امروز نیز حفظ شده است.

22- البته، پژوهشگران در تحقیقات جدید هر گونه رابطه خویشاوندی میان کورش و آستیاگ را رد می کنند.

23- گزنفون، کورش نامه،کتاب سوم، فصل 1.

24- همان، کتاب هشتم، فصل 4.

25-  Rodogoune

26-2 ‏orontes، پسر یرواند یکم. پس از اینکه داریوش سوم بر تخت پادشاهی ایران نشست، یرواند دوم را در مقام ساتراپ ارمنستان منصوب کرد. وی در نبرد گوگمل، که ‏در331پ‌م میان امپراتوری هخامنشی به فرماندهی داریوش سوم و مقدونیه به فرماندهی اسکندر مقدونی رخ داد، مبارزه کرد.

27- استان آرماویر میان دو رشته کوه آرارات و آراگاتز قرار دارد. جنوب این استان کرانه رود ارس است که مرز ارمنستان و ترکیه را تشکیل می دهد.

28- ترانه های گغتان،ترانه های قدیمی، حماسی و اسطوره ای هستند که کهن ترین نمونه های موجود شعر آزاد و اشعار ملی محسوب می شوند. موضوع بیشتر این ‏ترانه ها درباره آرتاشِس(اردشیر) و خانواده اوست.

29- از اقوام ایرانی تبار شمالی عهد باستان. نام آنها صورتی از واژه آریاست. بازماندگان این قوم در اوستیا (بین روسیه و گرجستان) زندگی می کنند و خود و زبان خود را ‏ایرون می نامند.

30- سرزمینی باستانی در جنوب دریای سیاه در ترکیه کنونی. این نام در پایان دوران کلاسیک بیشتر به بخش شمالی آناتولی داده می شد. پونتوس با کاپادوکیه و ‏ارمنستان هم مرز بوده.

31- آرداوازد دوم، پسر تیگران دوم، در 55 پ م بر تخت نشست و سلطنتش تأثیر بسیاری بر روابط ارمنستان و روم داشت. ‏

32- آگوستوس گایوس اکتاویوس تورینوس از نوادگان برادری ژولیوس سزار و وارث و جانشین او بود. وی پس از مرگ سزار و هنگامی که مارکوس آنتونیوس ‏زمام امور را به دست گرفت به روم آمد و به جنگ با او پرداخت.

33- تاسیتوس، وقایع سالیانه،کتاب دوم، فصل 3.

34- تاسیتوس(56 ـ 117م) سناتور و تاریخ نگار رومی. آنچه از دو اثر مهم او وقایع سالیانه و تواریخ برجای مانده به بررسی دوران زمامداری امپراتوران روم تیبریوس، ‏کلادیوس، نرون و… می پردازد. این دو اثر برهه ای از تاریخ امپراتوری روم، پس از مرگ آگوستوس در 14م تا مرگ دومیتیان در 96م دربر ‏ می گیرد.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 88 

سال بیست و سوم | تابستان  1398 | 209 صفحه
در این شماره می خوانید:

باشگاه فرهنگی ـ ورزشی آرارات هفتـاد و پنـج سالـه شـد(1)

نویسنده: ادوارد هاروطونيانس بنيان‌گذاري و آغاز فعاليت ‏‏دوران حکومت پهلوي اول، سال هاي اختناق و محدوديت هاي شديد سياسي ـ اجتماعي بود. در 1315ش، به دستور دولت مدارس...

مسجد گوهر آقای بالا در شـهر شـوشـی

نویسنده: شرلي آوديان (1) بازسازي مسجد گوهر آقاي بالا شهر شوشي يکي از ديدني‌ترين قطب‌هاي جهانگردي آرتساخ(2) (قراباغ) محسوب مي‌شود و مسجد گوهر آقاي بالا، جاذبه‌اي منحصر...

ارمنیـان در شهـر مقـدس بیت المقدس، یروساقم، گَنگ دِژ هُوَخت، اورشلیم(1)

نویسنده: رافي آراکليانس ايروان، پايتخت ارمنستان، 1266  کيلومتر  از بيت‌المقدس فاصله دارد در حالي که ارمنيان مسيحي از 1800 سال پيش تا کنون در قلب يروساقم  مي‌زيسته اند....

حماییل ها ‏ یا طومارهای دعای ارمنیان

نویسنده: دکتر داويت قازاريان / ترجمة آنوشيک ملکي اشاره‏ دکتر داويت قازاريان، پژوهشگر ارشد حوزة هنر با گرايش حفاظت از تزئينات هنري ‏نسخه هاي خطي در مؤسسة هنر فرهنگستان...

صلیبهای ستون دار

نویسنده: شاهن هوسپيان به دليل اهميت صليب هاي ستون دار(1) در شکل گيري هنر خاچکار در ارمنستان در اين مقاله به بررسي اين آثار مي‌پردازيم. پيش‌تر نيز شرحي مختصر دربارة آن...

مروری بر کتاب تاریخ تاتارها، قوم تیرافکن

نویسنده:گارون سارکسيان نام کتاب: تاريخ تاتارها، قوم تيرافکن نويسنده:  گريگور آکنرتسي مترجم:  گارون سارکسيان مشخصات نشر: تهران: نائيري، 1397. گريگور آکنرتسي مورخ ارمني...

مـروری بـر کتـاب ده ملکه برجسته ارمنستان‏

نویسنده: بهارک مهدي اشاره کشور ارمنستان، با تاريخ غني و فرهنگ پربار خود، يکي از نمونه هاي جذاب تحقيقي براي پژوهشگران ايراني است، چراکه تاريخ دو کشور ايران و ارمنستان به...

همایش بین المللی تاریخ و فرهنگ سلماس در دانشگاه دولتی ایروان

نویسنده: دکتر نونيک داربينيان(1) /  ترجمة آرميک نيکوقوسيان در روزهاي6 و7 سپتامبر 2019م همايش بين‌المللي تاريخ و فرهنگ سلماس(2) به همت بخش ايران‌شناسي دانشگاه دولتي...