نویسنده: واروژان آراکلیان

در این نوشتار می کوشیم تا سبک نوین و بی بدیلی را که در عرصۀ ‏معماری ارمنی پدید آمده و ریشه در فرهنگ والای جلفای قدیم دارد، به اختصار معرفی کنیم.‏ سخن دربارۀ کلیساهای جلفای نوست، کلیساهایی که ضمن حفظ ویژگی های کلیسا سازی ‏ارمنی و پاسداری از ارزش های معنوی آن ـ به خصوص حفظ ویژگی های مربوط به طراحی پلان هاـ مغایرت های چشمگیری از نظر نمای بیرونی با دیگر کلیساهای ارمنی دارند و با شکل ‏مکعب مستطیلی و گنبدهای بیضوی تا حدی به نمای مساجد شباهت پیدا کرده اند.‏

به طور کلی دیوارهای خارجی کلیسا دارای تقسیمات منظم و طاق نماهای تیزه دار با نقش های ‏گوناگون و در برخی قسمت ها دارای تزییناتی از کاشی های لعاب دار یا چیدمان آجری در اشکال هندسی ساده هستند و نمایانگر ویژگی های هنر و معماری غنی ایرانی در دورۀ شکوفایی صفویان است که ‏تأثیری شگرف بر توسعۀ هنرهای بسیاری از کشورها داشته.‏

معماران و استادکاران ارمنی با به کارگیری روشی نوین، به جای استفاده از ‏سنگ، در بنای کلیساها از آجر و خشت استفاده کردند و سبکی جدید و خاص در معماری ارمنی آفریدند و آن را در تاریخ معماری به ‏ثبت رساندند. این سبک جدید به منزلۀ یک نوآوری در جهان مطرح شده و با ایجاد سازه هایی بی بدیل متکی بر نمونه ‏های سنتی و نوین روشنگری می کند.‏

اما ریشۀ این هنر از کجا سرچشمه گرفته و آن «جلفای قدیم» تاریخی در کجا واقع بوده؟

جلفای قدیم، این اقامتگاه شگفت انگیز، محصور در میان سلسله کوه ها و صخره های تفتیده در زیر آفتاب ‏سوزان، در دره ای واقع در سواحل شمالی رودخانۀ ارس (هم مرز  با ایران، در مجاورت جلفای ‏امروزی) به سمت بالادست رودخانه، که بخشی از نخجوان کنونی[2] را تشکیل می داد، گسترده شده بود، سرزمینی شکوفا که با داشتن بازرگانان و صنعتگران نامدار شهرتی فراوان به دست آورده بود.‏

در اینجا، با احتراز از پرداختن به جزئیات تاریخی، اشاره ای کوتاه به وقایع اوایل قرن هفدهم ‏میلادی می کنیم.‏

در نتیجۀ تداوم جنگ های میان ایران و لشکریان عثمانی، که ده ها سال ‏به درازا کشیده بود، طی سال های 1603 ـ 1605م منطقۀ وسیعی از سرزمین های ارمنی نشین تبدیل به ویرانه شد.‏ در 11 اوت 1605م دستور مهاجرت تمامی ساکنان، از منطقۀ شیراک[3] گرفته تا نخجوان و ‏از دشت آرارات گرفته تا درۀ وایک[4] ‎صادر شد.‏ طی این مهاجرت اجباری ساکنان منطقۀ یرنجاک و جلفای قدیم، که مشهورترین اقامتگاه های ارمنیان محسوب می شدند، بیشترین صدمات را متحمل گردیدند.‏ جمعیتی حدود چهارصد هزار تن، که مجبور به ترک زادگاه خود شده بودند، به قیمت‏قربانی شدن هزاران تن از آنها بالاخره به ایران رسیدند. جان به در بردگان، با تحمل مصائب بسیار، در نقاط گوناگون ایران، از شیراز، ‏چهارمحال، فریدن، اراک و آبادی های اطراف قزوین تا سواحل دریای خزر اسکان داده شدند. قابل ‏توجه است که بیشتر ساکنان اصلی جلفای قدیم نخست در پایتخت ایران، یعنی اصفهان، سکنا ‏گزیدند و پس از آن، به اراضی واقع در جنوب زاینده رود، که بنا به حکم شاهانه به آنان اختصاص ‏داده شده بود، نقل مکان کردند.‏ به این ترتیب، منطقۀ جدیدی به نام جلفای نو به وجود آمد که در آن محله ها به گونه ای منظم تقسیم بندی و ‏نام گذاری گردیدند.‏

جمعیت ارمنیان، با از سر گذراندن فاجعۀ بزرگ انسانی و خطر مرگ، به خود آمدند و در سرزمین ‏نوین،خلاقیت و نبوغ ملی را به کار گرفته و با قامتی استوار کمر به ساخت زندگی نو بستند و به ‏تدریج تبدیل به یک عنصر اقتصادی در دنیای ناشناختۀ پیرامون خود گشتند و همزمان تلاش خویش ‏را جهت برپایی بناهای عبادتی،آموزشی و خدماتی عامه نمودند.‏

اما جلفای قدیم، که متروک مانده بود، به رغم تحمل بلایای گوناگون، چند قرن متمادی با کلیساها، بناها و ساختار بی نظیر خود و همچنین مجموعۀ انبوهی از سنگ قبر های چند صد ساله با حکاکی های ظریف و بی مانند معروف به خاچکار[5] ‎به موجودیت خود ادامه داد.‏

در سال های آغازین دهۀ 1990م، مقامات دولت جمهوری آذربایجان که خود را «آذری» و کشورشان را «جمهوری ‏آذربایجان» خوانده اند تصمیم به نابودی تمامی آثار و یادواره های موجود در ‏سطح منطقۀ نخجوان و از آن جمله کلیۀ کلیساها و هزاران خاچکار و سنگ قبرهای آرامگاه معروف ‏جلفا گرفتند. آنان همۀ این یادگارهای تاریخی را با دست یا به کمک ماشین آلات سنگین و بولدوزر، با وحشی گری تمام، از میان بردند و سرانجام طی 2005 ـ 2006م تمامی این آثار ارزشمند را نابود کردند. ‏حال آنکه در ایران، که گهوارۀ تمدن انسانی است، دولت و ملت شریف آن اقدام به ‏مرمت بسیاری از کلیساها، یادواره ها و میراث تاریخی ارمنیان کرده و می کنند.

چنان که گفتیم در جلفای نو معماری  و همچنین، نقاشی، تزیینات دیواری، هنرهای تجسمی و ‏تذهیب ـ با ویژگی های خاص خود ـ پایۀ مکتبی نوین را بنا نهادند که البته در این نوشتار تنها به ‏توصیف معماری کلیساهای جلفای نو می پردازیم.‏

تعداد بسیاری (نزدیک به 23مورد) از کلیساهایی که در آغاز در اصفهان بنا شده بودند امروزه ویران ‏شده اند. برخی از این کلیساها سبک های غیر متعارفی داشتند، برای مثال، دارای گنبد خیاری یا گنبد ‏ناقوس دار بودند.

اما سیزده کلیسای باقی مانده، که از آنها حفاظت می شود،  در وضعیت مطلوبی به حیات خود ادامه می دهند. از جملۀ آنها می توان به کلیساهای مربوط به فرقه های کاتولیک و پروتستان اشاره کرد.‏ همگی این کلیساها در محدودۀ شهری جلفای نو واقع شده اند که بیشتر آنها شبیه به مجموعه های کلیسایی ـ ‏دِیر[6] هستند که با حصار و دیوارهای مرتفع محصور شده و دارای بناهایی هم جوار به منظور اسکان روحانیان و پذیرایی یا ارائۀ خدمات هستند.‏

کلیساهای جلفای نو به طور کلی دارای پلان های مربع ـ ‏مستطیلی  هستند اما بنا بر اقتضائات زمانی و مکانی و نیازهای به وجود آمده  فضاهای داخلی و شکل بیرونی آنها تغییراتی کرده است. این کلیساها را می توان در سه نوع طبقه بندی کرد.‏

1ـ در میان کلیساهای جلفای نو، کلیسای سورپ هاکوب با تالار یک بخشی خود از دیگر کلیساها متمایز است. این ‏کلیسا دارای محرابی چهارگوش با طاق های نعلی شکل، چند نورگیر و سه گنبد کوچک پیازی است.‏

2ـ در سایر کلیساها از دو نوع پلان دیگر استفاده شده است. یکی از این دو نوع شیوۀ معماری بازیلیک سه بخشی است که در آن فضای داخلی از طریق چهار ستون اصلی به سه بخش ‏تقسیم می شود و اصولاً سطح میانی از دو بخش کناری دارای وسعت بیشتری است.‏ در این نوع کلیساها، تمامی وزن گنبد و ساقۀ آن (گریو یا طوقه) و نیروی فشاری و رانشی آنها از طریق چفد و طاق های واقع بر روی ستون ها و ترومپ های[7] مرتبط به ‏ستون ها انتقال می یابد و خنثی می شود.‏کلیساهای سورپ سرکیس (1609م)، سورپ استپانوس (1614م)، سورپ هوهاننس مگردیچ (1621م) و ‏سورپ میناس (1659م) در این دسته جای می گیرند.‏

3ـ نوع دیگر پلان ها مربوط به کلیساهایی است که در آنها با حذف ستون های میانی و چسباندن آنها به دیوارهای قطور و باربر جانبی، که پایداری حساب شده ای دارند، کلیۀ حجم ساقۀ گریو و گنبد به طاق ها و چفدها تکیه داده می شود و در نتیجه، تالار اصلی محوطۀ داخلی کلیسا وسیع تر شده و امکانات بیشتری جهت نیایش مردمی و مراسم دینی فراهم می گردد.

سقف های واقع در میان چفدها و طاق ها با گره بندی ها و کاربندی های ظریف و خطوط مرزی دقیق ‏هندسی خود در مجموعۀ داخلی گنبد نه تنها شکوه خاصی به تالار وسیع بخشیده اند بلکه ‏برای آفرینش زیباترین تصاویر دیواری به کار گرفته شده اند و محیطی مأنوس برای بیان اعتقادات ‏مذهبی به وجود آورده اند. این سبک نشانۀ بارزی از تلفیق مینیاتور و نقاشی اروپای غربی، ایرانی و ‏ارمنی است که سبکی ویژه و نوین محسوب می شود.‏ شایان توجه است که در بین زوایای کوچک و بزرگ ترومپ ها در بیشتر موارد تصاویر دو فرشتۀ الهی با بال های چهارگانه و ششگانه به تصویر کشیده شده است.‏

این شیوه در کلیساهای سورپ آستواتزاتزین (مریم مقدس 1613م) سورپ گریگور ‏لوساوُریچ (1612م)، سورپ بِتقحم(بیت اللحم) (1628م) و سورپ آرِماتاتسی، در مجموعۀ کلیسایی ‏وانک، دیده می شود.‏ البته، کلیسای سورپ آرِماتاتسی با پلان ویژه و منحصر به فرد خود کاملاً از دیگر کلیساها متمایز است.‏

مجتمع کلیسایی وانک، در ‏محلۀ میدان بزرگ، در محوطه ای وسیع واقع شده است و دارای چهاردر ورودی برای کاربردهای گوناگون است.‏ ورودی اصلی این مجموعه، که برج ساعت دار سه طبقه ای بر روی آن بنا شده،‏ به حیاط سنگ فرش مملو از درختان کاج گشوده می شود.

در همین محل، ساختمان چاپخانه ای متعلق به 1844م قرار دارد. اولین چاپخانه ای که در این مکان ‏ به اهتمام راهب خاچاطور کساراتسی در 1638م بنا شده بود به علت حریق از میان رفته است. ‏

در محـوطـۀ کلیـسا، همچنیـن کتابـخانۀ بـزرگ تاریـخی ماتنـاداران (مجموعــۀ کتاب هــای دست نویـس) متعلق به 1882م و ‏ساختمان موزه ـ که در 1971م با طرح معمار نامی ارمنی، اوژن آفتاندیلیانس، بنا شده ـ قرار دارد.‏

ساختمان های شورای خلیفه گری ارامنۀ اصفهان نیز، که شامل بخش اداری و خدماتی و ساختمان مسکونی ‏برای اقامت خلیفه و دیگر مقامات روحانی است،  در همین محل واقع شده.‏

کلیسای هوسپ آرِماتاتسی به کوشش اسقف داوید و با همیاری و کمک های مالی مردمی و فرمان متبرک ‏جاثلیق اعظم پیلیپوس طی 1655 ـ 1664م در محل کلیسای سورپ آمناپرکیچ احداث شد. کلیسای سورپ آمناپرکیچ کلیسایی ساده و بی پیرایه بود که در 1606م، یعنی در اوایل ‏مهاجرت ‏ارمنیان به ایران، بنا شد و یادآور کلیسایی به همین نام در جلفای قدیم بود.‏

کلیسای آرِماتاتسی دارای پلانی مستطیل شکل و حجم بیرونی آن به شکل مکعب مستطیل است. گنبد با ‏شکوه کلیسا، که زینت بخش مجموعه است، بیضی شکل (تخم مرغی) است و در جوار آن یک گنبد ‏کوچک ناقوس دار وجود دارد.‏

از بیرون، دیوار ضلع شرقی و غربی (ورودی اصلی به صحن کلیسا) عاری از هرگونه بنای هم جوار است اما در سمت شمالی و جنوبی بنای کلیسا ساختمان های الحاقی هم جوار ساخته شده. در بخش ‏شمالی، دو اتاق با کاربری های خاص و مدخل سرپوشیده قرار گرفته که در بخش میانی آنها طاق هایی زیبا متکی ‏به ستون وسطی وجود دارد  و در حکم ورودی دیگری است که از سمت حیاط مورد استفاده قرار ‏می گیرد و از ‏طریق راهروی طولانی به صحن کلیسا هدایت می شود. بام این مجموعه به یک ردیف ‏نردۀ[8] بسیار زیبا ختم می شود.‏

در سمت جنوبی، یک در از درون کلیسا این بخش را مستقیماً به یک ردیف اتاق  های مخصوص، ویژۀ خدمات، متصل می کند.‏

در فضای درونی صحن اصلی تالار شامل دو ستون مقاوم برآمده از دیوارهای قطور و دو پایه ـ دیوار متصل به ‏محراب پنج ضلعی (آبسید‏‏)[9] است که به دو بخش اصلی ‏تقسیم می شود.‏ بخش اول آن متعلق به دعاکنندگان است که دارای یک پوشش نیمکره ای ساده است و بخش ‏دوم به روحانیان اختصاص دارد که برای برگزاری مراسم دینی از آن استفاده می شود. سطح داخلی این دو گنبد دارای نقاشی ها ‏و تزیینات نفیس و مجلل با رنگ آمیزی روشن برگرفته از موضوعات مندرج در  عهد عتیق و عهدجدید است.‏

گنبد اصلی بیضی شکل، دارای قطری برابر با ده متر و حجمی عظیم، متکی ‏به ساقۀ (گریو) بلندی است که رویۀ درونی آن از نقاشی های بسیار زیبا و مجلل پوشیده شده و بر تمامی ‏فضای داخلی کلیسا اشراف دارد. هشت نورگیر واقع در ساقه اجازۀ ورود نور آفتاب را به محوطۀ درونی می دهد ‏و گردش این نور در فضای داخلی تأثیری خاص بر هر بیننده می گذارد.

در دو اتاق کناری محراب، دو پنجرۀ کوچک تعبیه شده که روشنایی آنها را فراهم می کند. مقبره های ‏خاچاطور کساراتسی و اسقف داوید، برای ادای احترام به این دو شخصیت برجسته، در زیر محراب ‏قرار گرفته.

سطح داخلی دیوارها نیز تماماً پوشیده از نقاشی های برگرفته از موضوعات انجیل است. ‏شم هنری بسیار بالا و رنگ آمیزی روشن و شادی آفرین این آثار محیطی روح افزا ‏را به وجود آورده است.‏

بخش پایینی دیوارها به ارتفاع 1/65 مترتزیین شده و پوشیده از تصاویری بسیار زیبا با کاشی های ‏رنگی است. این کار هنری بسیار چشمگیر طی قرن هفدهم میلادی به وجود آمده است.‏

نقاشی های دیواری، چنان که گفتیم، به شدت متأثر از هنر مینیاتور اروپای غربی و ارمنی و هنر ‏ایرانی و نتیجۀ زحمات استادان بنامی چون کشیش استپانوس،[10]میناس،[11] ‏سیمون،[12] هوانس مرکوز[13] و … است.‏

گنبد دوجدارۀ بیضوی برروی حجم مکعب مستطیل خارجی کلیسا قرار گرفته. در اصل، بین نیم کرۀ ‏زیرین و جدارۀ رویی یک فضای خالی وجود دارد که در تهویۀ هوا، تنظیم تواتر امواج صدا و خنثی کردن ‏آنها مؤثر است. در بخش شرقی بام نیز گنبدی کوچک روی برج ناقوس قرار دارد.

‏قاب قوس دار در ورودی اصلی مزین به مقرنس کاری لعابی[14] با ‏تصاویری ازجنس چینی است.‏

برج ناقوس مجلل سه طبقه ای به فاصلۀ حدود 3/5 متر از در ورودی اصلی و با ارتفاع 10/5 متر در 1702م به صورت ‏بنایی جداگانه ساخته شده. این برج ناقوس دارای چهار ستون محکم سنگی است که از قسمت پاکار طاق ها با آجر بنا شده و با ‏تیرهای چوبی تنومند(تویزه) به یکدیگر اتصال یافته و به دو فرشتۀ الهی، جبرئیل و ‏میکائیل، تقدیم شده است. طبقۀ دوم این بنا، با نرده های مجللی تزیین شده. البته، تقریباً در تمام ساختمان های موجود در این مجموعه ‏از همین ‏نوع نرده استفاده شده و در نتیجه، در دورنمای کلیسای وانک هماهنگی ‏کاملی به وجود آورده است.

منابع:

آیوازیان، آرگام. جلفا، سمفونی تخریب خاچکارها . ایروان:‏ [بی نا]، 2007.

حسرتیان، موراد. «کلیساهای جلفا». هنر ارمنی. ش2.  ایروان: 2004.

در هوهاننس، ه . تاریخ جلفای نو (2جلد)‏. جلفای نو: چاپخانۀ جلفا، 1980 و 1981.

عیسی بگیان، هرایر. نوزایی کلیساهای ارمنی. ایروان:‏ 1990.

میناسیان، لئون. کلیساهای ارامنۀ ایران. جلفای نو: مدرن، 1971.

عکس ها و مدارک تهیه شده از موزۀ آرداک مانوکیان تهران.

بایگانی مؤلف.  ‏

Carswell, John. New Julfa: the Armenian Churches and other Buildings. ‎Oxford: Clarendon Press, 1968. ‎

پی‌نوشت‌ها:

1ـ متن سخنرانی مهندس واروژان آراکلیان، در همایش «کلیسای وانک، نماد همزیستی مسالمت آمیز ادیان ‏توحیدی»، که در 29 مهر 1393ش، در سالن اجتماعات باشگاه فرهنگی ـ ورزشی آرارات اصفهان برگزار شد.

2ـ مناطق تاریخی یرنجاک‎ ،(Yerindjak)‎‏جاهوک‎ (Djahouk)‎‏،  شاهاپونک‎. (Shahapounk)‎‏‏

‎‎‏shirak  3ـ

‎‎‏Khachkar 5ـ

6-Monastry‏

Trompe-Pendentive 7ـ

معروف به فیل گوش یا ‏لنگه طاق.

[1]1. ‎‎‏Balustrade  8ـ

[1]1. Abside  9ـ

  1. ‎‎‏Stepanos 10ـ
  2. ‏Minas 11ـ

[1]4. Simon   12ـ

  1. Hovanes Merkuz 13ـ

[1]1. ‏‏Stalactite14ـ

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 70
سال هجدهم | زمستان 1393 | 304 صفحه
در این شماره می خوانید:

آبراهام گورگنیان،نقاش،محقق و مردم شناس ارمنی

نویسنده: زویا خاچاطور اشاره کمتر کسی است که به شهر سیاحتی اصفهان سفر نکرده باشد یا حتی راجع به آثار تاریخی آن چیزی ‏نشنیده باشد. اصفهان، به «نصف جهان» معروف است، با...

نگاهی به معماری و نقاشی های دیواری منطقه جلفای نو

نویسنده: دکتر نورایر ناظاریان مقدمه در پی کوچ اجباری ارمنیان جلفا ـ در کنارۀ رود ارس ـ به ایران و پس از قطعی شدن سکونت آنان در اصفهان، ارمنیان جلفای قدیم که نسبت به...

تابلوی زندگی یک نقاش،هنرمند نقاش و مرمت کار آثار نقاشی،استاد ستراک نظریان

نویسنده: گریگور قضاریان نقاشی حرکتی است خلاقانه در جهت ترسیم دنیای درون و سهیم شدن آن با دیگران. مرمت یعنی ‏دمیدن روح دوباره و زنده کردن آثار هنری در آستانۀ مرگ و زدودن...

رویکردی جامعه شناختی بر دیوار نگاره های کلیسای وانک اصفهان (دیرآمنا پرکیج مقدس)

نویسنده: الهه روستایی سیچانی / دکتر امیر حسین چیت سازیان اشاره ادیان و هنرهایی که در بستر آنها خلق شده‌  اند همواره در یکدیگر تنیده بوده  اند. در برخی از ادیان، برای...

بررسی انجیل های مزین به نقوش مکتب نگارگری جلفای نو اصفهان

نویسنده: میکائل آراکلیان / ترجمه کلارا آبولیان هدف این پژوهش، بررسی کتاب  های مقدس و انجیل  هایی است که در سدۀ هفدهم میلادی/ یازدهم هجری به دست استادان سرشناس ‏مکتب...

جشنواره روزهای جلفای نو در ایروان

جشنوارۀ روزهای جلفای نو در ایروان به مناسبت سیصد و پنجاهمین سالگرد احداث کلیسای وانک جلفای اصفهان[1] ایروان، پایتخت ارمنستان، در بهار 2014م / 1393ش میزبان برگزاری...

مراسم سیصد و پنجاهمین سالگرد ساخت کلیسای وانک در جلفای نو اصفهان

مراسم سیصد و پنجاهمین سالگرد ساخت کلیسای وانک در جلفای اصفهان به همت خلیفه  گری ارامنۀ اصفهان در تاریخ 26ـ 29 مهر 1393ش/ 18ـ21 اکتبر 2014م، با حضور روحانیان عالی رتبۀ...

همایش «کلیسای وانک،نماد همزیستی مسالمت آمیز ادیان توحیدی»

به مناسبت سیصدوپنجاهمین سالگرد تأسیس کلیسای هوسپ آرِماتاتسی دیر آمناپرکیچ مقدس (کلیسای ‏وانک) جلفای اصفهان، به دعوت شورای خلیفه  گری ارامنۀ اصفهان و هیئت برگزار کنندۀ...

موزه کلیسای وانک اصفهان

نویسنده: زویا خاچاطور تاریخچۀ موزۀ کلیسای وانک قدمت موزۀ کلیسای وانک، البته نه در شکل و وسعت کنونی آن، به بیش از صد سال، یعنی، سال های 1323ـ ‏‏1324ق/ 1905 ـ1906م، باز...

چگونگی سکونت ارمنیان در جلفای نو

نویسنده: آرپی مانوکیان هم زمان با سال های پایانی سدۀ پانزدهم میلادی مشرق زمین شاهد ظهور دو قدرت سیاسی نوین بود: امپراتوری عثمانی که در اوج قرار داشت و ‏ایران صفوی که...