نویسنده: استیون ال جیکوبز/ ترجمه: ژیلبرت مشکنبریانس

اشاره

نوشتهٔ حاضر، برگردان مقاله ای است که استیون جیکوبز، استاد دانشگاه آلابامای توسکالوسا در کنفرانس هشتاد و پنجمین سالگرد قتل عام ارمنیان در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس ارائه کرده است. جیکوبز از ویراستاران دایرۀالمعارف قتل عام بوده است و همکاری نزدیکی هم با ویراستاران پیشاهنگان مطالعات نسل کشی دارد.

مقدمه

این که نسل کشی ارمنیان در خلال جنگ جهانی اول توسط دولت ترک های جوان و همدستان آلمانی آنها مبنای تکرار این عمل توسط دولت آلمان نازی در ایام جنگ جهانی دوم بر روی یهودیان بوده، امری مسلم است. نسل کشی اخیر تأثیر شدیدی بر زندگی یک یهودی لهستانی داشت و نسل کشی ارمنیان و نیز قتل عام های دیگر در وی انگیزهٔ پیگیری و تحقیق این امر را ایجاد کردند. لیکن کمتر محقق و تاریخدانی از زندگی و فعالیت های رافائل لمکین مطلع بوده است. به هر حال بعد از گذشت نیم قرن از مرگ رافائل لمکین، داستان زندگی او و فعالیت هایش در میان مردم بازگو شد و از او به عنوان یکی از پیشگامان جلوگیری از نسل کشی تجلیل به عمل آمد.

لمکین شخصی بوده که با بصیرت و دانش بسیار به مطالعه در باب نسل کشی پرداخته و راهی برای شناخت عمومی این مسئله گشوده است.

رافائل لمکین و اصطلاح نسل کشی

رافائل لمکین

رافائل لمکین فرزند یک روستایی یهودی، در سال1900م در حومهٔ بزودن لهستان به دنیا آمد. وی در شرح حال منتشر نشدهٔ خود[1]با دقت قابل توجه ای مسائل مربوط به خود و شرایط و اوضاع آن زمان، نحوه ٔزندگی همسایگان یهودی و غیر یهودی نخستین دهه های قرن بیستم لهستان را توصیف می کند. لمکین در این نوشته به باز اندیشی در باب خود و همچنین به تفاوت بارز خود با سایر یهودیان ساکن در آن جامعه می پردازد.

وی در سال های نوجوانی با خواندن رمان معروف کجا می روی؟ عمیقاً تحت تأثیر این اثر هنریک سینکویچ (برندهٔ نوبل ادبی1905 م)، قرار می گیرد. این کتاب در مورد تلاش های موفق نرون، امپراتور روم، برای ریشه کنی مسیحیان قلمرو خویش است.

لمکین می نویسد:

از مادرم سؤال کردم، چرا مسیحیان اجازه می دادند که آنها را جلوی شیرهای درنده بیندازند، بی آنکه از سپاهیان کمک بخواهند پاسخ مادرم این بود: آیا فکر می کنی سپاهیان می توانستند به آنها کمک کنند؟!

شروع به خواندن مطالبی دیگر کردم در مورد نابود کردن ملت ها، ادیان و گروه های نژادی مختلف. به زودی متوجه شدم که به قدرتی بزرگ تر از کمک های نیروی محلی نیاز است تا این عمل شریرانه را که بعداً آن را نژادکشی یا نسل کشی[2] نامیدم، متوقف سازد. سرگذشت نسل کشی ها فکر و خیال مرا درگیر کرده بود.

احساس و تفکرات من به قدری عمیق بودند که گویا عیناً آن جریان های تاریخی را با چشم خود مشاهده کرده ام. شارل دوازدهم، پادشاه فرانسه را دیدم که چگونه از بالکن کاخ سلطنتی خود مشغول تماشای اعدام افراد بود و دستور می داد که نور بیشتری را به صورت شکنجه شوندگان بتابانند تا این که بتواند زجر آنها را راحت تر مشاهده کند. همچنین کاتولیک های قرن هفدهم میلادی ژاپن را دیدم که آنها را مجبور به خوردن آب زیاد می کردند و بار سنگین بر روی آنها می گذاشتند تا بدنشان بترکد. مسلمانان نیمه برهنهٔ اسپانیایی را روی عرشهٔ کشتی ها دیدم که حق نشستن در سایه را با پرداخت پول از ملوانان می خریدید تا بتوانند پیش از پرت شدن به دریا زندگانی رقت بار خود را طولانی تر کنند. همچنین فریاد های یهودیان را شنیدم، هنگامی که شکم آنها را باز و پر از پوشال می کردند و سپس با طناب محکم می بستند (این شیوه ای برای قتل عام آنها بود(.

به موازات این که بیشتر و بیشتر خود را در وضعیت آن قربانیان قرار می دادم ـ قربانیانی که شمار آنها پیوسته افزوده می شد ـ مطالعات خود را در زمینهٔ تاریخ ادامه می دادم. به زودی پی بردم که عملکرد حافظه نه تنها ثبت وقایع گذشته بلکه به نوعی برانگیختن وجدان بشری نیز هست. به زودی نمونه های نسل کشی معاصر پدیدار شد و نمونه اش نسل کشی ارمنیان. برای من مشخص بود که تنوع و گوناگونی ملت ها، ادیان و نژادهای مختلف، از ضرورت های بسیار مهم تمدن بشری است؛ زیرا هر کدام از این گروه ها مأموریت و رسالت خاصی در فرهنگ و تمدن بشری دارند. نابود کردن هر کدام از این گروه ها مخالفت با خواسته های خالق هستی و منبع روحانی، و بر هم زدن توازن نژاد انسانی است. بر این اساس تصمیم گرفتم که به تحصیل در رشتهٔ حقوق بپردازم و حقوقدان شوم و از طریق همکاری ملت ها در زمینهٔ ممنوع ساختن و جلوگیری از نسل کشی فعالیت کنم. ملت ها باید بدانند که حمله و تجاوز به یکی از آنها به معنای حمله به همهٔ آنهاست. بدین ترتیب دوران مفید زندگی خود را صرف این امر مهم کردم.

لمکین نخست در دانشگاه ِلوُو­ در لهستان (که به ِلوُو، لویو، لِمبرگ نیز معروف است) و سپس در دانشگاه هایدلبرگ آلمان شروع به تحصیل در رشتهٔ حقوق کرد. در سال1927 م به عنوان دبیر در دادگاه استیناف ورشو به کار پرداخت و از تاریخ1929 م تا1935 م دبیر کمیتهٔ قانونگذاری جمهوری لهستان و سپس تا شروع جنگ جهانی دوم وکیل خصوصی بود. در سال1933م او برای پیشنهاد کردن تحریم جرم نسل کشی و نابود کردن فرهنگ ها، درصدد شرکت در جلسهٔ پیمان ملت ها در مادرید برآمد (او عناوین بربریت و تبهکاری را مطرح کرده بود)، ولی در لحظهٔ آخر مافوقش او را از شرکت در این جلسه باز داشت. وی هرچند پیشتر تمامی اظهارات خود را به طور مکتوب فرستاده بود، لیکن سکوت و خاموشی اتحادیه در قبال پیشنهاد سبب ناکامی او گشت.

لمکین هنگامی که هنوز دانشجوی دانشگاه لوُو بود، محاکمهٔ یکی از دانشجویان، به نام سوقومون تهلیریان را به دقت دنبال می کرد. سوقومون تهلیریان در سال1921 م در یکی از معابر عمومی برلین اقدام به ترور طلعت پاشا کرده بود. طلعت پاشا از معماران و عاملان اصلی قتل عام و نسل کشی ارمنیان بوده است.

لمکین همواره تأسف و نگرانی خود را از این که متفقین عاملان اصلی نسل کشی را بی کیفر گذارده اند، اظهار می کرد:

در ترکیه بیش از000 /200/ 1نفر از ارمنیان ،فقط و فقط به دلیل ارمنی بودنشان، محکوم به مرگ شده بودند. آنها از موطن خویش رانده و در صف های طولانی در امتداد رودخانهٔ فرات مجبور به راهپیمایی  شدند. گاه نیز ژاندارم های محافظ آنها را با تیر می زدند و می کشتند. و این در حالی بود که ترک ها ارمنیان را مقصر تیراندازی قلمداد می کردند.

بعد از پایان جنگ جهانی اول حکومت بریتانیا حدود 150 نفر از جنایتکاران جنگی ترک را در جزیرهٔ مالتا زندانی کرد. ارمنیان هیئت نمایندگی خود را به کنفرانس ورسای گسیل داشتند. درخواست ارمنیان عدالتخواهی بود. روزی هیئت ارمنی از طریق روزنامه آگاهی یافت که تمامی جنایتکاران جنگی ترک آزاد شده اند. من واقعاً شوکه شده بودم. یک ملت قتل عام شده بود و اینک عاملان جنایت آزاد می شدند. چرا هنگامی که فردی، فرد دیگری را می کشد، مجازات می شود؟ چرا جنایت قتل عام میلیون ها نفر کمتر از قتل یک نفر تلقی می شود؟!  جنایتکاران ترک آزاد و در تمامی دنیا متفرق شدند. در میان آنها طلعت پاشا وزیر کشور وقت ترکیه سنگدل ترینشان بود؛ کسی که اسم او مساوی با نابودی ملت ارمنی است. طلعت پاشا به عنوان پناهنده در برلین زندگی می کرد. روزی جوانی ارمنی به نام تهلیریان در یکی از خیابان های برلین جلوی او را می گیرد. جوان بعد از اطمینان یافتن از هویت طلعت پاشا، با فریاد ‹‹این برای مادرم است›› به او شلیک می کند.

تهلیریان یکی از بازماندگان قتل عام بود. او از این قتل عام جان سالم به در برد، چرا که در زیر پیکر بی جان مادرش از نظرها پنهان مانده بود. محاکمهٔ او واقعاً  تبدیل به محاکمهٔ مقصران ترک شده بود، زیرا ارمنیان زیادی را به دادگاه کشاند. شاهدان عینی چشم انداز خرابی و ویرانی های به وجود آمده در ارمنستان را به تصویر می کشیدند و در حین این محاکمه سرانجام جهان متوجه تصویر واقعی تراژدی به وقوع پیوسته در ترکیه شد؛ همان جهانی که با پیش گرفتن سکوت قصد مخفی کردن کشتار حدود000 /200/ 1نفر از ارمنیان در جنگ جهانی اول را داشت و باعث آزادی 150 تن از جنایتکار جنگی ترک شد. جهانیان فقط بعد از ترور به وقوع پیوسته در برلین مجبور به شنیدن واقعیت شدند.

دادگاه برلین تهلیریان را تبرئه کرد. اعلام شد که تهلیریان تحت فشار روانی دست به این کار زده است. تهلیریان، مردی که برای پاسداری از ارزش های انسانی دست به اسلحه برده بود، در زمرهٔ افراد فاقد سلامت روانی، که مسئول اعمال خود نیستند، قلمداد شد. او چونان مأموری خویش گمارده برای بیدار کردن وجدان انسانی عمل کرد. ولی آیا شخصی می تواند خود را مأمور اجرای عدالت کند؟ در این هنگام بود که نگرانی من در ارتباط با کشته شدگان بی گناه معنای عمیق تری پیدا کرد. همهٔ پاسخ ها را نمی دانستم، ولی احساس می کردم که باید قانونی علیه جنایاتی از این نوع را به جهانیان بقبولانم.

در دانشگاه ِلوُو، که برای تحصیل حقوق نام نویسی کرده بودم، این مسئله را با استادان خود به بحث و بررسی گذاشتم. آنها حق حاکمیت ملی را مطرح کردند. حاکمیت ملی شامل حق انتخاب خط مشی سیاست داخلی و خارجی و یا اختیار اموری می تواند باشد که مربوط به رفاه حال مردم همان جامعه هستند. در ادامهٔ بحث اشاره کردم که حق حاکمیت نمی تواند برای حکومتی حق قتل عام میلیون ها انسان بی گناه را قائل شود.

همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم و تهاجم ارتش آلمان به خاک لهستان در اول سپتامبر1939 م و عملیات برق آسای اشغال در خلال هفته های اول جنگ، لمکین به تشکیلات مخفیانه و زیر زمینی لهستان پیوست. کمی بیش از یک سال بعد او مجبور به ترک وطن خود گشت و از طریق سوئد و بعد سوئیس، در سال1941 م به ایالات متحده امریکا مهاجرت کرد. در امریکا او در دانشگاه های دوک و ییل به تدریس حقوق پرداخت و در پایان جنگ جهانی دوم به عنوان مشاور قاضی رابرت جکسن به همکاری با دادگاه نظامی نورنبرگ آلمان پرداخت.

وی پیش از این در سال1944 م مهم ترین اثر خود با عنوانAxis Rule in Occupied Europe: Laws of Occupation, Analysis of Government Proposals for Redress. را منتشر کرد. در بخش اول، فصل نهم، صفحات 79 تا 95 با عنوان نسل کشی (Genocide) با سه عنوان فرعی به این موضوع پرداخته شده است.

1.نسل کشی: یک واژهٔ جدید و ذهنیتی نو از نابودی ملت ها.

  1. شیوه های نسل کشی در زمینه های گوناگون: سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زیستی، فیزیکی، مذهبی، و اخلاقی.
  2. پیشنهاد هایی برای آینده: ممانعت از نسل کشی در زمان جنگ و صلح و همچنین، کنترل بین المللی برای جلوگیری از تجاوز و اشغال.

با این که لمکین در سال های اولیهٔ فعالیت خود با اعتقادی راسخ از واژهٔGenocide برای توجیه جنایات دهشتناک استفاده می کرد، به تدریج خود را در به کارگیری واژهٔ رساتر Ethnocide نیز آماده می ساخت.

اصطلاح ethnocide مرکب از کلمه یونانی ethnos به معنای نژاد، ملت، قوم و کلمهٔ لاتینی cide است.

لمکین پس از پایان کار دادگاه نورنبرگ و بازگشت به ایالات متحده، سه سال بعدی را صرف پیگیری قاطعانه جهت متقاعد ساختن سازمان ملل، برای اعلام قطعنامهٔ محکوم و ممنوع کردن نسل کشی کرد.

قائم مقام جامعهٔ ملل حمایت خود را از صدور قطعنامه اعلام کرد و نهایتاً در دسامبر1948 م تلاش های او تحت حمایت های رئیس مجمع عمومی ملل، هربرت وی اوات (از استرالیا)، به موفقیت رسید.

بر این اساس سازمان ملل متحد قطعنامهٔ پیشگیری و جلوگیری، همچنین مجازات جنایات نسل کشی[3] را به تصویب رساند.

لمکین در ده سال آخر زندگی و تا زمان مرگش در سال1959 م، تمامی نیروی خود را در دو زمینه متمرکز کرد. یکی تشویق دیگر کشورها در وادار کردن ایالات متحده امریکا برای به رسمیت شناختن قطعنامهٔ نسل کشی و دیگری، نگارش کتاب ها و مقالاتی در خصوص مسائل مربوط به نسل کشی که انتشارشان به دلایل نبود علاقه و بازار فروش مناسب امکان پذیر نشدند.

دست نوشتهٔ شمارهٔ1 : دست نوشته ای طولانی در ارتباط با کشتار ارمنیان

در میان بیش از بیست هزار صفحه از نامه ها، مکاتبات، مقاله ها، مصاحبه ها، سرمقاله ها و اخبار قیچی شده از روزنامه ها و دست نوشته های او دو نوشتار مربوط به این مقاله است:

الف) دست نوشتهٔ 139 صفحه ای که نویسنده آن را بدون عنوان گذاشته و بعدها گردآورندهٔ مقالات وی آن را ‹‹دست نوشته ای طولانی در ارتباط با کشتار ارمنیان›› نامیده است.

ب) دست نوشته ای شش صفحه ای بدون عنوان که به ‹‹دست نوشته ای کوتاه در ارتباط با کشتار ارمنیان›› معروف است. هیچ یک از این دست نوشته ها تاریخ مشخصی ندارند. اولی که به 22 منبع و فهرست قدیمی استناد می کند، به هفت عنوان فرعی کوچک تر تقسیم شده است. عناوین عبارت اند از:1. پیشینهٔ ارمنیان،2. مالیات بندی [زمینه ای که لمکین در بخشی از اثر خود به نامRule in occupied Europe   Axisبدان اشاره نموده است]،3.قتل عام های دههٔ1890 م،4. قتل عام های آدانادر سال1909 م،5. قتل عام ها و تبعیدهای سال های1915 ـ 1916م،6.تمایل به کشتار: چه کسی مقصر است؟7. واکنش خارجیان.

جمع آوری این مدارک و شواهد تماماً کار خود لمکین بوده است. در عین حال دست نوشتهٔ کوتاه فهرست مراجع را ندارد ولی در پانوشت های آن به پنج مائخذ اشاره شده است.

لمکین در نقل قول وحشتناک ترین صحنه ها و ترسیم و توضیح آنها برای خواننده گان نسل های بعد ترسی به خود راه نداده است و در دست نوشته ها به طور منسجم و آزادانه از منابع مختلف یاد می کند. گواه این مدعا بخشی است که کاملاً از کتاب فردریک گرین با عنوان بحران ارمنیان در ترکیه 1(1895م) نقل شده است.

صحت مفاد نامهٔ زیر را بیست تن از امریکاییان برجسته تأیید کرده بودند. ولی در زمان انتشار، از ترس انتقام ترک ها، نام نویسنده و محل نگارش آن افشا نشده بود.

16نوامبر1894 م

شمار ی از ارمنیان جوان و نیرومند دستگیر شده را با بوته و خاشاک پوشاندند و زنده زنده سوزاندند. شماری از ارمنیان، که طبق آمارها شمارشان کمتر از صد نفر بوده است، خودشان را تسلیم کردند و خواستار ترحم و بخشودگی شدند. تعدادی از آنها را در محل اعدام و بقیه را به وسیلهٔ شمشیر و سرنیزه کشتند. تعداد زیادی از زنان که طبق آمار شمار آنها از شصت تا یکصد و شصت نفر بود، در کلیسا محبوس شده و در اختیار سربازان لجام گسیختهٔ ترک قرار گرفته بودند، تا بدیشان تجاوز شود. بسیاری از زنان هتک حرمت شده را نیروهای اعزامی با شمشیر و سر نیزه نابود کردند. در این ارتباط دو روایت مختلف وجود دارد: یکی این که آنها را به حرم های ترک ها بردند، و دیگر این که به آنها پیشنهاد تغییر مسلک و رفتن به حرم های ترک ها دادند، آنها که نپذیرفتند، به طرز فجیع قتل عام شدند. کودکان در مسیر های طولانی، در صف هایی پیاپی وادار به راهپیمایی شدند و بسیاری از آنها را با گلوله کشتند. نوزادان و کودکان کم سن و سال را بر روی هم انباشته بودند و سرهاشان را از تن جدا می کردند. خانه ها را سربازان محاصره می کردند و آتش می زدند و از فرار ساکنان آنها جلوگیری می کردند و آنها را با توسل به زور و سرنیزه به طرف شعله های آتش باز می گرداندند.

به احتمال زیاد این نامه پس از تصویب قطعنامهٔ سازمان ملل متحد در خصوص پیشگیری از نسل کشی و مجازات عاملان آن در سال1948 م، و قبل از سال1950م، که ناشران امریکایی از انتشار مقالات او در خصوص نسل کشی ممانعت به عمل می آوردند، نوشته شده است.

با مطالعه و بررسی نوشته های قبلی و بعدی او در ارتباط با مسئلهٔ نسل کشی، متوجه می شویم که این مطالعات پیامدهای موفقیت او در سازمان ملل بوده اند. او همچنین نقطه نظرات و امکانات دیگری را برای به دست آوردن حمایت های امریکا در ارتباط با منع و پیشگیری از مسئلهٔ نسل کشی مد نظر داشته است.

به هر حال همهٔ این موارد از تفکرات لمکین نشأت گرفته اند. تمامی مدارک ارائه شده از طرف لمکین، قویاً بر همکاری و تشریک مساعی آلمان، متحد ترکیه برای نابودی ارمنیان تأکید دارند.

دولت وقت ترکیه با این تفکر که همدست آلمانی اش در آینده در جنگ پیروز خواهد شد، تمامی نیروی خود را برای نابودی ارمنیان به کار انداخت، زیرا تصور می کردند با پیروزی آلمان ها در جنگ می تواند سرپوشی بر روی اعمال خود بگذارد، همان طور که از انتقام خواهی قدرت های اروپایی و روسیه نیز مصون خواهند بود.

مدارک و شواهد گواه این حقیقت اند که این جنایات به صورت برنامه ریزی شده انجام شده اند. این قتل عام ها بایستی در پنجاه محل از قبل تعیین شده و با شیوه های یکسان انجام می شدند و این برنامه کلیهٔ دهکده های بزرگ موجود در ارمنستان غربی، مناطق آناتولی شرقی، منطقه اسمید و بروسیا در غرب و شماری از نقاط در ترِیس را نیز در بر می گرفت.

لمکین با محکوم کردن ترکیه در مورد قتل عام ارمنیان، بر اساس ارائه مدارک و شواهد، رابطه ای بین هولوکاست یهودیان و قتل عام ارمنیان ترسیم می کند:

بین قتل عام ارمنیان توسط ترک ها و نابودی یهودیان توسط آلمان ها مشابهت های زیادی وجود دارد. جایگاه ارمنیان در حکومت عثمانی همانند جایگاه یهودیان در حکومت آلمان بوده است. ارمنیان شهروندان سختکوش و ساعی امپراتوری عثمانی و صنعتگرانی ماهر با توانایی ذهنی بسیار زیاد و تاجرانی زبده بودند. در بخش آسیایی ترکیه نیز تنها ارمنیان بودند که در زمینهٔ تجارت ابراز وجود می کردند.ارمنیان تمامی مناطق آناتولی، منطقهٔ اروپایی و قسطنطنیه نیز همواره در مرکزیت امور بازرگانی، مهارت های شغلی و محافل روشنفکر قرار داشتند.

لمکین با انتشار این موضوع که آلمان ها در نسل کشی ارمنیان نیز همکاری داشته اند چنین اعلام می دارد:

کلیهٔ شواهد دال بر موافقت و آگاهی دولت وقت آلمان در خصوص نسل کشی ارمنیان است. با این که دولت وقت آلمان آغازگر نسل کشی نبوده است، ولی در جهت جلوگیری  آن نیز از نفوذ خود استفاده نکرده است.

دست نوشتهٔ شمارهٔ2 : دست نوشته ای کوتاه در مورد قتل عام ارمنیان

در این مبحث برای محاسبهٔ قتل عام ارمنیان و خصوصاً تشخیص دادن زجر و مصیبت آنها ملاکی وجود ندارد. در مورد بی رحمی و قصاوت ترک ها موارد دقیق تر زیادی موجود است، منابعی که در اسناد شهری برای معرفی و نتیجه گیری این موضوع وجود داشتند و همچنین دلایل و نوشته های بی شماری که با نتایج آماری نیز تطبیق دارند.

در این دست نوشته در مورد قهرمانی های ارمنیان موارد بی حد و حصری وجود دارد و پایمردی آنها در رویارویی با این حادثهٔ وحشتناک  که آنها را در خود غرق کرده بود قابل تحسین است.

نتیجه گیری

رافائل لمکین، پناهندهٔ لهستانی یهودی تبار ساکن ایالات متحده امریکا، مبدع واژهٔ ‹‹نسل کشی» (Genocide)، عامل پشت پردهٔ تصویب قطعنامهٔ سازمان ملل در مورد محکومیت جنایات عمومی، بخش وسیعی از آژار و فعالیت های خود را به نسل کشی ارمنیان اختصاص داده است.

تمایلات شدید او به حذف علت و معلول جنایات عمومی در دنیا، منجر به پدید آمدن دو مقالهٔ اصلی وی در خصوص نسل کشی ارمنیان شد. بر اساس شواهد و مدارک جمعآوری شده توسط او، آشکار است که دولت آلمان از نسل کشی ارمنیان به دست دولت ترکیه اطلاع کامل داشته است. معتبرترین شاهد و گواه تمامی تحقیق های او این گفته و سؤال آدولف هیتلر در بامداد جنگ جهانی دوم در آگوست1939 م است: ‹‹امروز چه کسی قتل عام ارمنیان را به یاد می آورد؟›› سؤالی که پاسخ قابل انتظار آن در قالب قتل عام یهودیان توسط حکومت آلمان نازی داده شد.

لیکن همواره پیگیری این امور نیازمند شخصی متهور و با هویت چون لمکین بوده است، که کلمات را جامهٔ عمل بپوشاند و جهانیان و وجدان انسانی را در مقابله با چنین اعمال شنیع و جنایات نابخشودنی ای برانگیزاند.

پی نوشت ها:

ـ1 Unofficial Man: The Autobiography of Raphael Lemkin.

ـ2 Genocide

ـ3 Convention on The Prevention and Punishment of the Crime of Genocide.

ـ4 The Armenian Crisis in Turkey.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 31
سال نهم | بهار 1384 | 116 صفحه
در این شماره می خوانید:

۱۹۱۵، سال بی بهار

نویسنده: سونا خواجه سری امیدی سبز در کنج تنهایی هذیان میگفت. تکّه رویایی رو به آینه دشنام می داد. بر بوم گردون از درناها خبری نبود رنگ و بوی بهار از یادها رفته بود. در...

مراسم یادبود آوریل ۱۹۱۵

نویسنده: کارینه داودیان به منظور گرامیداشت یاد و خاطرهٔ 5 / 1 میلیون شهید ارمنی، که در سال1915 م به وسیله کارگزاران دولت ترکیه از سرزمین آبا و اجدادی خود بیرون رانده و...

پراکندگی کلیساهای تاریخی ارمنیان در آذربایجان غربی

نویسنده: بهروز خان محمدی از آنجا که ولادت حضرت مسیح مصادف با سلطنت فرهاد پنجم، پادشاه اشکانی، بود و اشکانیان نیز مانند هخامنشیان آزادمنش بودند و پیروان ادیان گوناگون در...

نوجوانان قهرمان ارمنی

نویسنده: سیف الله گلکار سیری در کتاب چهل روزِ موسی داغ چهل روزِ موسی داغ، فرانتز ورفل، ترجمهٔ محمد قاضی، تهران، زرین،1374 ش. اشاره فرانتز وِرفِل (1890ـ 1945م) که هم...

سیری در کتاب تاریخ ماکو

نویسنده: ادوارد هاروتونیان اشاره میراسدالله موسوی ماکویی، روز چهاردهم مهر ماه1297 ش در شهر ماکو در خانواده ای روحانی به دنیا آمد. پدرش، میرطاهر، مردی زحمتکش و مورد...

بازگشت به شن های مارگانه

ترجمه: سونا خواجه سری ماه مه بود. با گروهی از دوستان در یک سفر زیارتی عازم صحرای دِرزُر[1]شدیم. در اتوبوس ما شش زائر ارمنی هم بودند که همگی در یک مهمانسرا اقامت گزیدیم....

گر خون خاموش بماند،سنگ ها فریاد برخواهند آورد

ترجمه: النا مسیحی میلیون ها تن در بستر جوشان بیابان ها جان باختند. صدها تن به یتیمخانه ها و نوانخانه های حلب و بیروت رسیدند. و فقط ده ها تن تا قرن بیست ویکم زیستند تا...

رافائل لمکین و نسل کشی ارمنیان

نویسنده: استیون ال جیکوبز/ ترجمه: ژیلبرت مشکنبریانس اشاره نوشتهٔ حاضر، برگردان مقاله ای است که استیون جیکوبز، استاد دانشگاه آلابامای توسکالوسا در کنفرانس هشتاد و پنجمین...

خزر – یک جستار (بحث) ریشه شناسی

نویسنده: جامی شکیبی گیلانی یادداشت شمارهٔ1. بن این جستار از فرهنگ ریشه شناسی پارسی - شناسنامهٔ واژگان پارسی - CEDPL نوشتهٔ نویسندهٔ این جستار برداشته شده است. یادداشت...

کارا کلیسا یا قره کلیسا – بررسی ریشه شناسی

نویسنده: جامی شکیبی گیلانی بنا بر فلسفهٔ وجودی و خط مشی فصلنامهٔ پیمان، باب مناظره برای دستیابی به حقایق فرهنگی همیشه باز بوده است. نوشتار ‹‹کاراکلیسا یا قره کلیسـا،...

سخنی کوتاه در باره پزشک جامی شکیبی گیلانی

پزشک جامی شکیبی گیلانی در هشتم آگوست1939 م در تربت جام زاده شد. به سال 1964 از دانشکدهٔ پزشکی تهران دانشنامهٔ پزشکی گرفت، پس از سربازی به سال 1966 به آمریکا رفت، پس از...

نابودسازی فرهنگی

همزمان با قتل عام و اخراج ارمنیان از سرزمین آبا و اجدادی خود در منطقهٔ شرق ترکیهٔ فعلی در سال های1915 و1916 م، نه تنها اموال قربانیان به تاراج رفت، بلکه کلیهٔ کلیساها و...