نویسنده: وارطان داویدیان

به مناسبت صدمین سالگرد تأسیس انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران

پیام تبریک و تبرک جاثلیق آرام اول پیشوای دینی ارامنه جهان (حوزه عالیه سیلیسی) به مناسبت یکصدمین سالگرد انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران

کلام را به نام خداوندی آغاز می کنیم که مکنت را به همراه حکمتی به مخلوقان خود ارزانی داشت تا با خرد و حکمت خدادادی از دارایی و مکنت خود به همراه دیگر مخلوقان محروم بهره ای برابر برند.

در سال جاری شمسی دو بار شاهد برگزاری آیین های تجلیل از محسنین و نیکوکاران جامعهٔ ارامنهٔ کشور در قالب برگزاری یکصدمین سالگرد بنیان گذاری انجمن خیریهٔ بانوان ارمنی تهران بودیم. نخستین مراسم در ماه اکتبر گذشته و دومین در پنجم اسفند ماه 1384 برگزار شد. یک بار برای تجلیل از نیکوکاران و دهشمندان ارمنی در جمع ارامنه، و بار دیگر با حضور دوستان و هم وطنان فارسی زبان، برای ذکر و یادآوری همهٔ آنچه که در یک قرن اخیر بر این انجمن دیرپای و شیرزنان غیرتمند آن گذشته است: دشواری ها و ناملایمات، نیازها، کمبودها، احتیاجات جامعه و چنتهٔ اغلب تهی انجمنی که خود را متعهد به دست گیری از حاجتمندان جامعه می داند و بیش از این خود را ملزم به یاوری از نیازمندان آبرومند می داند.

آنچه در این مقاله می آید تنها گوشه ای از جلوه های ایثار و از خودگذشتگی بنیان گذاران و رهپویانی است که با استواری و مقاومتی غیرقابل تصور با چنگ و دندان بر اصول انسانی و نوع پروری وصیت شده در اساسنامه انجمن مردانه پای فشردند.

ارامنهٔ کشور در حالی یکصدمین سالگرد بنیان گذاری انجمن خیریهٔ زنان ارمنی تهران را گرامی داشتند، که پیشینه ای به گسترهٔ چندین قرن در عرصهٔ نیکوکاری و کنش های انسان دوستانه را پشت سر گذارده اند.

انجمنی که امروز یکصدساله شده، گرچه زادهٔ نیاز جامعهٔ عصر خود بود اما تار و پود آن از خصلت و خوی نوع دوستانهٔ ارامنه و سنت ها و آیین ها و تاریخ آنان تنیده شده است. سنت هایی که ریشه در تاریخ این قوم دیرپای دارد و تأثیر زیادی در شکل گیری و تدوین اهداف انجمن خیریهٔ بانوان ارمنی تهران داشته است.

ارامنه در طول سده های متمادی حیات ملی و اجتماعی خود همواره به امور خیریه و کمک به بینوایان و نیازمندان علاقهٔ وافر و مخصوصی داشته اند.

بر اساس مدارک و نوشته های به جای مانده از مورخ شهیر ارمنی، موسس خورِناتسی[1] (موسی خورِنی)، تیگران[2]، پادشاه وقت ارمنستان، که در دوران قبل از پذیرش رسمی مسیحیت نزد ارامنه (301میلادی) در ارمنستان سلطنت می کرد، بر روی مزار برادر خود ماژاک، که پیشوای دینی وقت بود، معبدی بنا نهاد و دستور داد که گوشت های ذبح شدهٔ آن معبد را میان فقرا و مسافران نیازمند تقسیم کنند.

از اوایل پذیرش مسیحیت، انجام امور خیریه و اعمال نیکوکارانه رواج فراوانی یافت. مورخ دیگری به نام آگاتانگغوس[3] می نویسد که طبق دستور پایه گذار کلیسای رسمی مسیحی در میان ارامنه، یعنی گریگور لوساوُریچ (نوربخش)[4]، اموال و دارایی های معابد بت پرستان به نفع مستضعفان ضبط و بین فقرا و نیازمندان تقسیم می شد.

در سدهٔ چهارم میلادی در زمان پیشوای دینی، اسقف اعظم نرسس کبیر، مؤسسات خیریهٔ مهمی از جمله نهادهای زیر در ارمنستان پایه گذاری شد که مخارج آنها را خزانهٔ دولت تأمین می کرد:

1- نوانخانه ها و مراکز نگه داری بینوایان

2- درمانگاه هایی برای حفظ سلامت سالمندان و معلولان

3- اماکن نگه داری و معالجهٔ جذامیان و مراکز مداوای بیماران مبتلا به بیماری های واگیردار

4- مراکز نگه داری زنان بی سرپرست، بیوه و کودکان بی مائوا

5- مراکز نگه داری مسافران رهگذر و مال باخته و بینوا.

با توجه به موقعیت زمانی و گسترده نبودن فرهنگ نوین خدمات متنوع اجتماعی موج فزایندهٔ فعالیت های منجر به دست گیری از نیازمندان در سدهٔ چهارم میلادی نشان از آمیختگی حس نوع دوستی با فرهنگ و سنت این مردم دارد.

به تدریج، انجام امور خیریه، که قبلاً برعهدهٔ دولت بود، به افراد داوطلب و خیر واگذار شد به طوری که پادشاه و اقوام و امرا و پیشوایان مذهبی و دینی و نیز دیگر بزرگان قوم، هر یک به نوبهٔ خود مؤسسات متعدد خیریه و صومعه ها و کلیساهای بسیاری بنا کردند. به علاوه املاکی را وقف کردند که از درآمد آنها مخارج مؤسسات خیریهٔ مزبور تأمین شود. مورخان ارمنی اسامی بسیاری از این نیکوکاران بزرگ را که در سده های مختلف می زیستند ذکر کرده اند. ما در اینجا تنها به چند تن از آنان اشاره می کنیم:

مانوئل مامیگونیان (سپهدار نامی و نیکوکار بزرگ سدهٔ چهارم میلادی)، گریگور پادریک (سدهٔ هفتم) که مورخان او را ((رحیم و شفابخش بینوایان)) لقب داده اند، آشوت پادشاه ملقب به رحیم (او در سدهٔ دهم می زیست و کلیسای معروف استپانوس مقدس را در کنار رود ارس بنا نهاد) وی به قدری به نیکوکاری علاقه داشت که موجودی خزانهٔ خود را همواره بین فقرا تقسیم می کرد به طوری که در زمان مرگ خزانه اش تهی از دارایی بود. امیر گریگور پهلوونی و همسرش شوشانیک و سپهدار واهرام پهلوونی که هر سه از نیکوکاران بنام سده های دهم و یازدهم بودند. گاگیک پادشاه از دودمان آرزرونی و لئون پادشاه ملقب به نیکوکار بزرگ و همچنین ملکه زابل از دودمان روبینیان در سدهٔ سیزدهم که علاوه بر فعالیت های خیریهٔ فراوان در شهر ((سیس)) بیمارستانی بنا نهاد و خود نیز شخصاً از بیماران پرستاری می کرد.

در سال های بعدتر، بازرگانان توانمند ارمنی در تمام نقاط جهان به نیکوکاری معروف شدند. از میان آنها می توان به خواجه های معروف جلفای اصفهان اشاره کرد که کلیساها، پرورشگاه ها، نوانخانه ها، بیمارستان ها و مدارس متعددی را بنا نهادند و فعالیت های خیریهٔ بسیاری داشتند همچنین بازرگانان معروف ارمنی تبریز، رشت، قزوین و سایر شهرهای ایران و نیز تجار معروف ارمنی ساکن هندوستان، ارمنستان غربی، قفقاز، روسیه و غیره.

این نیکوکاری های کلان تا چند سال پیش نیز که توانایی های اقتصادی مردم آن را میسر می ساخت، ادامه داشت. گرچه امروز نیز این عمل پسندیده در میان ارامنه فراوان است اما نمونه هایی جزیی تر را در ایران و سایر کشورهای جهان می توان مشاهده کرد.

در تهران نیز در شصت سال اخیر نیکوکاران بسیاری بوده اند که از آن جمله می توان به مرحومان رومان عیسایان، مارکار سرکیسیان و فرزندان ایشان گورگن و وازگن، برداران اسرائیل و جبرائیل و میکائیل ساهاکیان و خانواده های ایشان، مؤسسه های گلبنگیان و انجمن خیریهٔ کل ارامنه، خانواده های تونیان، طوماسیان، هوسپیان، سوقومونیان، چیلویان، آودیسیان و آوانس اف، که از بنیانگذاران کلیساها، مدارس، آسایشگاه سالمندان، درمانگاه ها و از خیران نوانخانه ها بوده اند، اشاره کرد.

در همین دورهٔ زمانی از کمک ها و اعانات مردمی ارامنهٔ ایران، ساختمان های دبیرستان پسرانهٔ کوشش داوتیان، کوشش مریم و کودکستان کوشش (اِلبیس فِراهیان فعلی)، کودکستان های آ.آهارونیان، ساسون، تالار سوکِریان، درمانگاه خیریهٔ آوِدیس آودیسیان، اداره های مرکزی و چاپخانهٔ روزنامهٔ آلیک، باشگاه ها و انجمن های جدید ارامنه تأسیس شدند و اما در سال 1975 ورزشگاه آرارات با بخش های گوناگونی برای فعالیت های فرهنگی و ورزشی از همین عواید بنا شد. انجمن های ورزشی، فرهنگی، مدارس، کلیساها و نمازخانه های چندی نیز در بیست سال اخیر به یاری توانمندان مالی و دیگر افراد جامعهٔ ارمنی بنا شدند و به بهره برداری رسیدند.

چگونگی تشکیل انجمن خیریه (نسوان) بانوان ارمنی تهران

فعالیت های خیریه ای که پیش تر یاد کردیم اکثراً به دست افراد و خانواده های آنها صورت می گرفت. ولی بعدها به تدریج اعمال نوع دوستانه به صورت گروهی رواج یافتند و به طور نظام مند، هماهنگ و منسجم تحت پوشش انجمن ها، سازمان ها و جمعیت های مختلف صورت گرفتند. این گونه نهادها و سازمان ها برای اولین بار در میان ارامنه شهرهای قسطنطنیه (استانبول) و ازمیر و سپس تفلیس و باکو و تبریز و جلفای اصفهان و رشت و غیره رواج یافت.

ارامنه در تهران از سال1860م/1239ش[5] این نوع خدمات اجتماعی را آغاز کردند. ابتدا سازمانی به نام ((بانوان دوست دار آموزش)) تأسیس شد. همین سازمان در سال1870م/1249ش اولین دبستان ارامنهٔ تهران را بنا نهاد. در سال1871م/1250ش اولین جمعیت زنان ارمنی تهران تأسیس شد. این جمعیت در سی سال اول فعالیت خود (قبل از شکل گیری قطعی انجمن صدسالهٔ فعلی) به علت شرایط سخت آن زمان، مخصوصاً برای زنان، گاه فعال و گاه راکد بود ولی در تاریخ 13 اکتبر1905م/1284ش برخی از اعضای انجمن قبلی، که در حالت رکود قرار داشتند، گروه جدیدی از زنان دلسوز را گرد آوردند و انجمنی فعال و منسجم با اعضایی متعدد و نیروهایی تازه نفس و خلاق تشکیل دادند. جمعیت نو بنیاد با نام انجمن خیریه نسوان (زنان) ارمنی تهران فعالیت خود را آغاز کرد و تا امروز مشغول فعالیت های نوع دوستانه و تعریف شدهٔ خود است. اولین رییس هیئت مدیره هفت نفره این انجمن بانویی معتقد، مؤمن و با سواد به نام خانم کاتارینه داویت خانیان، همسر ماردیروس خان امیرطومان، صاحب منصب مشهور بود.

انجمن از بدو تأسیس با ارزیابی توانمندی های خود و نیازهای ابتدایی جامعه و به ویژه قشرهای محروم، برنامهٔ کاری خود را بر اساس کمبودها و کاستی های ملموس اجتماع به این شرح طرح و بلادرنگ اقدام به اجرای آن کرد.

– پرداخت اجاره بهای منازل سالمندان.

– رسیدگی و کمک به زنان باردار و معرفی آنان به بیمارستان ها.

– کمک به اشخاص فاقد کار و ناتوان و تهیهٔ شغل برای آنان.

– خرید لباس، کفش و لوازم تحصیلی برای متجاوز از هفتصد دانش آموز بی بضاعت.

– کمک دارویی و خوراکی به بیماران مسلول.

– تهیهٔ ناهار و خوراک برای دانش آموزان دبستان ها، در مواقع بحرانی.

– تشکیل کلاس های سوادآموزی و پرداخت کمک هزینهٔ تحصیلی به اعزامی های بی بضاعت و مستعد خارج از کشور.

– تهیه و توزیع روغن، برنج، حبوبات و دیگر ملزومات معیشتی به خانواده های بی بضاعت در آستانهٔ اعیاد.

– تأسیس خانهٔ سالمندان برای اسکان بی خانمان ها.

– تهیه و ساخت صنایع دستی به وسیله اعضای انجمن و فروش آنان به نفع محرومان جامعه.

تهیهٔ این گونه ملزومات و به کارگیری شیوه های گوناگون برای کمک به محرومان تنها گوشه ای از خدمات این انجمن به جامعه بود که هم اینک نیز با تحت پوشش قرار دادن قشر وسیعی همچنان ادامه دارد.

خدمات ادواری انجمن به جامعه

خدمات انجمن خیریهٔ بانوان ارمنی تهران را طی یکصد سال گذشته را می توان به سه دوره تقسیم کرد: دورهٔ اول از سال 1905 تا1921 میلادی، که بعد از آن انجمن موقتاً مدت نه سال منحل بود؛ دورهٔ دوم از 1930 تا 1975، که مصادف بود با هفتادمین سال تأسیس انجمن؛ و دورهٔ سوم که مرتبط با فعالیت های انجمن پس از پیروزی انقلاب اسلامی است و تا یکصدمین سالگرد تأسیس آن را شامل می شود.

1- دورهٔ اول، 1905 تا 1921 (1284- 1300ش)

در این دوره هفت هیئت مدیره به کار پرداختند که ریاست این هیئت ها به ترتیب به عهدهٔ بانوان ذیل بوده است: کاتارینه داویت خانیان، مریم (بولی) گورگیان، گایانه ماسحیان، وِرگینه پطروسیان، ویکتوریا فرندیان، آنتونی بازیل و کاتارینه نرسسیان.

کاتارینه داویت خانیان نخستین رئیس انجمن بین سال های 1905 – 1908 میلادی

هیئت های مدیرهٔ فوق مبادرت به ترتیب دادن مجالس سود دِه و جمع آوری اعانات، برگزاری پیک نیک، نمایش، تئاتر، سینما، سیرک و جمع آوری هدایای نقدی و جنسی نمودند و درآمدهای حاصل از آنها را صرف هزینه های مدارس و محصلان و افراد بی بضاعت و بی سرپرست می کردند. در همین دوره انجمن به همّت دهشمندان و نیز موجودی خود، تنها دو سال پس از آغاز به کار در سال1907م/1286ش خانهٔ سالمندان حضرت گئورگ قدیس را در جوار کلیسای هم نام (محلی که انجمن در آن شکل گرفت) بنا نهاد. این کلیسا به دلیل اجابت دعاهای مؤمنان مسیحی امروزه به یکی از زیارت گاه های مهم ارامنه تبدیل شده و هر ساله در روزی خاص میزبان ده ها هزار زائر است.

در درگیری های نهضت مشروطیت، عدهٔ زیادی از اعضای انجمن در فعالیت های صلیب سرخ زنان ارمنی تهران شرکت کردند و به درمان مجاهدان مجروح و نیازمند امدادهای پزشکی و پرستاری از آنان پرداختند.

بانوان انجمن بین سال های1916-1917/1295-1296ش گروه تئاتری را متشکل از هشت تن از بانوان اعضای انجمن بنا نهادند. این گروه به سرپرستی مرحوم هوانس طوماسیان برای اولین بار در تهران نمایش آرشین مالالان را در ابتدا برای بانوان اقشاری از جامعه و سپس برای دیگر بانوان ایرانی و عموم زنان تهرانی بر روی صحنه آوردند و درآمد حاصل را میان مدارس ارمنی زبان و فارسی زبان تهران تقسیم کردند. نکتهٔ جالب توجه این است که نقش چهار نفر مرد نمایش را نیز زنان ایفا می کردند.

انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران در سال1918م/1267ش اولین کودکستان ملی ارامنه را بنا نهاد. برای این منظور همسر مرحوم یپرم خان سردار (از مجاهدان مشروطیت) ساختمان کوچکی را به انجمن هدیه کرد. لازم به یادآوری است که قبل از آن در سال 1910 خانم مارگاریت سروریان کودکستان خصوصی خود را در تهران افتتاح کرده بود.

جنگ جهانی اول مشکلات فراوانی را برای مردم تهران از جمله ارامنه به وجود آورد و در همه جا کمبود و نبود کالاهای اساسی، قحطی و گرسنگی گسترش یافت. به منظور جلوگیری از ناهماهنگی در فعالیت های انجمن های مختلف شورای (خلیفه گری) ارامنهٔ تهران تصمیم گرفت تا کلیهٔ انجمن ها از جمله انجمن خیریه زنان ارمنی تهران را منحل و وظایف آنها را به سازمان جدیدالتأسیس انجمن صلیب سرخ زنان ارمنی تهران محول کند.

در این بین وقوع جنگ جهانی اول و سرازیری سیل پناه جویان ارمنی که از تیغ جلادان عثمانی گریخته و به مردم میهمان پذیر و انسان دوست کشور همسایه ایران پناه آورده بودند نه تنها در کار انجمن خللی وارد نساخت بلکه آنان را در انجام رسالتی که بر دوش گرفته بودند استوارتر و مقاوم تر ساخت.

در این سال ها مسایلی چون انقلاب مشروطیت انجمن را درگیر خود ساختند. کمک به پناه جویان ارمنی رانده شده و یاری رسانی به مجاهدان مشروطه خواه در مقطعی از زمان در رأس برنامه های انجمن قرار گرفت. در عین حال کمک های روزمره به مستمندان همچنان بدون وقفه و لطمه ادامه داشت. تدارکات برگزاری مراسم دینی اعیاد برای جوانانی که روستاها و محل های سکونت خود را برای سپری کردن خدمت سربازی ترک کرده و بدون حامی در تهران سرگردان بودند از دیگر مشغله های تعریف نشدهٔ انجمن بود.

2-دورهٔ دوم،1930 – 1975(1309- 1354ش)

اعضای شرکت کننده در مجمع عمومی سال 1958م

بعد از انحلال انجمن در دورهٔ اول، که مدت نه سال طول کشید، شورای (خلیفه گری) ارامنهٔ تهران با توجه به احتیاجات زمان تصمیم به سازماندهی دوبارهٔ انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران گرفت و در تاریخ 13 نوامبر 1930(1309ش) دکتر وارطان آوانسیان، نایب رییس شورای ارامنهٔ تهران، برای اجرای این تصمیم مائموریت یافت و اعضای سابق انجمن را برای تشکیل جلسه دعوت کرد. هیئت مدیرهٔ هفت نفره به ریاست خانم نینیش استپانیان انتخاب شدند. خانم استپانیان تا هنگامی که در قید حیات بود (سال1954) به مدت 24 سال تمام در این سمت با جدیت و فداکاری تمام خدمت کرد. در این دوره انجمن فعالیت های بسیار مفیدی داشت.

پس از درگذشت خانم استپانیان، ریاست هئیت مدیره در سال1955 م/1334ش به خانم شوشانیک آدامیان سپرده شد که از بانوان بسیار فعال و فداکار بود. در سال 1958 خانم آدامیان به علت بیماری استعفا کردند و خانم شوشانیک هوردانانیان به این سمت انتخاب شدند که تا پایان هفتاد سالگی انجمن با جدیت و کارایی و فداکاری فوق العاده مشغول خدمت بودند.

جنگ جهانگیر دوم، جیره بندی مواد غذایی، بر طرف نشدن نیازهای ابتدایی مردم، بی کاری، نبود بهداشت، بی سامانی در امور اجتماعی، فرهنگی و آموزشی و … مشکلاتی را برای مردم به وجود آورد و بار دیگر انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران را ناگزیر به چاره اندیشی کرد. اما این بار فقر اقتصادی حاکم در کشور دست کرم و دهش های انسان دوستانهٔ سخاوتمندان را نیز بسته بود. از این رو بانوان داوطلب ارمنی انجمن با ساخت صنایع دستی و فروش آنها همچنین برگزاری مراسم درآمدزا اندکی از بار سنگین قشرهای محروم جامعه را سبک تر کردند.

در دورهٔ سی سالهٔ اخیر (تا سال1354ش)، که وضع اقتصادی مردم از جمله ارامنه نسبتاً بهبود یافته بود، انجام امور خیریه پیشرفت فراوانی حاصل و با کیاست و رهبری های پیشوای دینی وقت ارامنهٔ تهران، مرحوم اسقف اعظم آرداک مانوکیان، انجمن نیز فعالیت های مفیدتری ارائه کرد. در همین دوره کلیساها و مدارس و انجمن ها و باشگاه های فرهنگی – ورزشی متعدد ساخته شد که به برخی از آنها در بالا اشاره کردیم. از جمله کارهای مهم این دوره می توان به ساخت نمازخانه آرامگاه بوراستان (قبرستان) ارامنه اشاره کرد که خیر مرحوم ژُرژ آوانس اف در سال 1973 آن را برای بزرگداشت به یادبود پدرش بنا نهاد.

3- دورهٔ سوم،1975 – 2005 (1354-1384 ش)

شرکت کنندگان در مجمع عمومی سال 1982م در ورودی کلیسای حضرت مریم مقدس

این دوره از فعالیت انجمن گذشته از سه سال نخست آن که روال عادی خود را طی می کرد، مقارن شد با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی و سپس بازسازی کشور. از اولین روزهای استقرار نظام، با توجه به عکس العمل های خشونت بار دشمنان انقلاب، انجمن با تشکیل کمیتهٔ ویژه ای تحت سرپرستی مرحوم بانو برسابه هوسپیان برای تغذیه، کمک های اولیه و نظایر این در برخی محله های تهران ستادهایی را برپا کرد. گرچه این گونه ستادها چندین ماه قبل از پیروزی انقلاب نیز تشکیل شده بودند اما آغاز جنگ تحمیلی و اشغال برخی از مناطق جنوب و غرب کشورمان سیل مهاجرت جنگ زده ها و بی خانمان ها را به سوی شهرهای بزرگ نظیر تهران در پی داشت. به همین دلیل ستادهای ویژه، که به کمک خلیفه گری ارامنهٔ تهران اداره می شدند، مسئولیت سنگین تری را پذیرفتند. این بار جدای از خوراک و بهداشت و لوازم اولیه مورد نیاز خانوارهای جنگ زده اسکان آنان نیز بزرگ ترین مشکل انجمن شد.

گذشته از این، انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران نمی توانست به جنگ و رزمندگان بی تفاوت بماند. از این رو جدای از کمک های مالی که از طریق تهیه و فروش صنایع دستی و خوراک به جبهه ها می کرد، در چندین مورد مکرر جوراب ها و دستکش ها و البسهٔ بافت خود را نیز به جبهه ها ارسال کرد.

با وجود مشکلات مالی فراوان به دلیل نیاز وافر انجمن توانست به یاری دوستداران کمک به نیازمندان و تقبل همهٔ هزینه ها اقدام به ساخت خانهٔ سالمندان ((سوسه مایریک)) تهران کند. این آسایشگاه در تاریخ اول اکتبر1979م/1358ش با حضور اسقف اعظم، مرحوم آرداک مانوکیان، پیشوای دینی وقت ارامنه، افتتاح شد و به بهره برداری رسید.

در دورهٔ سی سالهٔ اخیر، ازدیاد نیازمندان و مددجویان از یک سو و کاهش بی سابقهٔ درآمدها به دلیل رکود اقتصادی موجود از دیگر سو انجمن را سخت درگیر مشکلات کرده است اما این بانوان خیرخواه،که بدون اخذ هیچ گونه وجهی و داوطلبانه خود را مسئول و مقید به خدمت به مردم می دانند، به طرق مختلف همچنان نیازمندان فراوانی را تحت پوشش خود دارند و موجبات شادی صدها خانوار محروم و نیازمند را فراهم می سازند.

هم یاری و معاضدت با سایر سازمان ها و نهادهای خیریه ایران

مرحوم جاثلیق خورن اول پیشوای دینی ارامنه جهان (حوزه عالیه سیلیسی) و مرحوم اسقف آرداک مانوکیان خلیفه وقت ارامنه تهران در مراسم هفتادمین سالگرد تاسیس انجمن

انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران در طول یکصد سال فعالیت خود با سایر سازمان های خیریه و فرهنگی کشوری و بین المللی نیز در چارچوب اساسنامه و آیین نامهٔ خود همکاری نزدیک داشته است. در زمینهٔ فعالیت های فرهنگی و هنری اشاره کردیم که انجمن با عایدی حاصل از تهیه و فروش صنایع دستی، اجرای تئاتر و نمایش، نمایش فیلم و نظایر آن به مدارس ارمنی و فارسی زبان ایران کمک های فراوانی کرده است. در سال1932، با توصیه مرحوم هوسپ میرزایان، نمایندهٔ ارامنه در مجلس شورای ملی سابق، شعبه ارامنهٔ شیر و خورشید سرخ تهران به ریاست خانم میرزایان تأسیس شد و مدت سه سال علاوه بر دریافت حق عضویت اعضا با اجرای نمایش، اپرا و نمایش فیلم درآمد حاصل را صرف احتیاجات نیازمندان جامعه کرد.

در سال 1959 میلادی، سازمان زنان ایران آغاز به کار کرد که انجمن خیریهٔ بانوان ارمنی تهران از ابتدا به عضویت آن درآمد و از این طریق نیز توانست در خدمت اقشار محروم جامعه باشد.

نمایندگی انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران در هیئت مدیرهٔ سازمان زنان ایران در دوره اول به عهده خانم ویکتوریا آقاجانیان بود و پس از آن تا سال 1357 خانم برسابه هوسپیان (سنخچیان) عهده دار این مقام شد.

مرحومه بانو برسابه هوسپیان به خاطر تجربیات با ارزش خود در امور کمک رسانی و امدادگری اجتماعی پس از آغاز جنگ تحمیلی از سوی شورای خلیفه گری ارامنهٔ تهران در مقام مسئول ستاد کمک رسانی به آوارگان جنگی و نیز خانواده هایی که به نحوی از عواقب جنگ آسیب دیده بودند برگزیده شد.

امسال نیز نمایندهٔ انجمن در نخستین همایش سراسری و انتخابات شبکه ارتباطی سازمان های غیردولتی زنان جمهوری اسلامی در کیش شرکت کرد.

اساسنامهٔ انجمن محور اصلی برنامه های آینده

انجمن خیریه زنان ارمنی تهران هم زمان با فعالیت های جاری خود دارای سه طرح عمده بوده که عبارت اند از تأسیس آسایشگاه سالمندان، ایجاد محل نگه داری از ایتام و بی سرپرستان و مهدکودک در تهران.

تقدیرنامه رئیس جمهور وقت آقای سید محمد خاتمی اعطایی به انجمن

در واقع، اساسنامه و آیین نامهٔ اجرایی انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران، که یکصد سال قبل تدوین شده و با نیازهای امروز جامعه نیز منطبق است، منشور عملکرد و دستورکار آن است. اما اگر نباشد دعای خیر مددجویان و اعانات متبرک دهشمندان نیکوکار و همچنین اعتقاد راسخ و استوار اعضای فداکار آن بی تردید انجمن از اجرای برنامه های خویش باز می ماند.

انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران از همان آغاز به منظور روشنگری افکار عمومی و به منزلهٔ اقدامی پیش گیرانه نسبت به تشکیل جلسات سخنرانی برای توسعهٔ فکری و فرهنگی زنان جامعه به منظور تطابق با واقعیت های اجتماعی ای که در آن زندگی می کنند همت گمارد.

تمامی اقدامات یاد شده در زمانی رخ داد که زنان ایرانی حق هیچ گونه فعالیت اجتماعی را نداشتند. در حالی که انجمن کار خود را از سال1284 شمسی آغاز کرده بود اما موجودیت خود را در بیست و دوم اردیبهشت ماه 1325 با شماره 139 به ثبت رساند.

دست های نیازمند انجمن خالی تر از پنجه های دردکشیده ای بود که برای یاری به سویش دراز می شدند و لذا بانوان انجمن به نمایندگی از همهٔ نیازمندان جامعه، مکنت متمولان را دعوت به سخاوت کردند اما با توجه به وضعیت اقتصادی کشور انجمن نمی توانست تنها به این مورد بسنده کند. زنان داوطلب انجمن در تمامی طول سال با به کارگیری هنر و چشم و انگشتان خود که شدیداً آمیخته با تعهدی مسئولانه بود، می دوختند و می بافتند تا روزی بتوانند از فروش آثار ماندگار معنوی خود توشه ای برای صندوق انجمن ذخیره کنند. ذخیره ای که جامعه و چندین خانواده و دانش آموز و بیمار را برای مدتی آسوده می ساخت. این روند پس از یکصد سال همچنان با باوری عمیق به احساس مسئولیتی که بر دوش خود حس می کنند ادامه دارد.

انجمن خیریهٔ بانوان ارمنی تهران، که اعضای آن قبل از شکل گیری سازمان یافتهٔ انجمن داوطلبانه به طور گروهی یا فردی به امور خیریه و عام المنفعه می پرداخته اند، پس از تأسیس رسمی بلادرنگ دست به کار به فعلیت رساندن تصمیمات مجمع عمومی و اساسنامه انجمن شدند. به این ترتیب تنها دو سال پس از بنیان گذاری، در سال 1907 میلادی اقدام به تأسیس سرای سالمندان و نوانخانه موسوم به حضرت گئورگ مقدس در جوار کلیسای هم نام کردند.

گرچه هزینه های بسیاری به انجمن تحمیل می شود اما هم جواری قدیس و دعای مسکینان کار را سهل و آسان می کند.

انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران، که به همّت یاری گران خود در محل فعلی و در جوار کلیسای حضرت مریم مقدس مائوا یافته است، به تدریج به مرکزی تبدیل شده که نیکوکاران و مددجویان روح خود را در آن جلا می بخشند. گروهی هر از چند گاهی به یاری انجمن می شتافتند و گروهی دیگر به طور مستمر از امدادهای آن بهره می جستند.

اینچنین این زنان نیکوکار با یاری خداوند و التجائ به حضرت مریم مقدس، که هر روزه نظاره گر این جنب و جوش خداجویانه است، تنها برای رضامندی خدا و بندگان محرومش کار و زندگی شخصی خود را با مددجویان پیوند می دهند و وقت و توان خود را نیز با آنان قسمت می کنند تا شاید به خواست و ارادهٔ خداوندی مسکینان در روح را صاحب ملکوت آسمانی سازند و ماتم زدگان را تسلی دهند. هر چند صاحب اینچنین قدرتی تنها خداوند قادر و تواناست و اینان جز خواست و ارادهٔ پروردگار چیز دیگری نمی جویند.

امید که در کنار همّت این زنان فداکار دست های یاری گر دیگری آنان را دریابند.

به امید یاری خداوندی که مکنت را به همراه حکمت به بندگان خود عطا فرمود.

– خوشا به حال پاک دلان زیرا ایشان خدا را خواهند دید.

– خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا ایشان سیر خواهند شد.

پی نوشت ها:

1-  Movses Khorenatsi

2- Agatangeghos

3- Tigran

4-  Grigor Loosavorich

5- ارامنهٔ ایران برای اولین بار در دههٔ 1750 (1129ش) از ارمنستان، قفقاز، جلفای اصفهان، تبریز و … به تهران آورده شدند و در حوالی خیابان مولوی و محله شاپور فعلی ساکن شدند. آنان در سال 1768 اولین کلیسای مسیحی تهران را تأسیس کردند که به نام کلیسای طاطِوُس و بارتوقیموس مقدس نام گذاری شد که تا این تاریخ وجود دارد و در سال های اخیر هم تعمیراتی در ساختمان آن به عمل آمده است. در سال های بعد عدهٔ جدیدی از ارامنه به تهران آمدند و در نواحی حسن آباد، نادری، خیابان ارامنه و …سکونت اختیار کردند.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 34
سال نهم | زمستان 1384 | 148 صفحه
در این شماره می خوانید:

نخستین عشق

نویسنده: هاموساهیان/ ترجمه: ادوارد هاروتونیان من نمی دانستم اصلاً عشق چیست، یا چرا هر صبح زود از خانه بیرون می دوم؟ از چه شب طولانی است و دیر پای، وز چه بی خواب و...

قصه

نویسنده: واهاگن داوتیان/ ترجمه: ادوارد هاروتونیان به پشت هفت کوه و هفت دره پری رویی به قصری خانه دارد، جوانی بر سمند بادپایی به سوی قصر او  ره می سپارد. پری گیسوطلایی...

یک ادبیات زنده و دوست داشتنی

نویسنده: حمید ودادی خاچیک خاچر تحصیلات اولیه و متوسطه را در مدارس ارمنیان زادگاه خود، تهران، به پایان رسانید. پس از اتمام دورهٔ دبیرستان، عازم آلمان شد. در دانشگاه فنی...

تاریخ اسقف سبئوس و اهمیت آن در پژوهش تاریخ ایران

نویسنده: گارون سارکسیان سبئوس برجسته ترین مورخ ارمنی سدهٔ هفتم میلادی است. تاریخ دقیق زادروز و مرگ وی دانسته نیست و از زندگانی او نیز آگاهی چندانی در دست نداریم[1] اما...

اسطوره ها در ادبیات شفاهی ارمنی

نویسنده: آنوشیک ملکی ارمنیان از زمان های بسیار کهن به خلق آثار شفاهی با سبک های متنوع پرداخته اند. اسناد و مدارک موجود همگی گواه این مطلب اند که این آثار دارای محتوای...

تحلیلی بر واژه اسب

نویسنده: گارگین فتایی 1-تحلیل زبان شناختی و ریشه یابی واژۀ اسب اسب از ریشهٔ اس به معنی دونده و تیزتک است زیرا اسب تیزتک ترین جانور اهلی است. ریشه واژه سواری هم در واژه...

سلطان سرخ و قتل عام ارمنیان

نویسنده: اما بگیجانیان/ ترجمه: ادوارد هاروتونیان اشاره سلطان سرخ لقبی است که عبدالحمید دوم سلطان عثمانی با سازمان دهی کشتارهای جمعی ارمنیان تبعهٔ امپراتوری در سال...

مروری بر کلیساهای ارامنه استان آذربایجان شرقی

نویسنده: نادره شجاع دل اشاره در شمارهٔ  گذشتهٔ  فصلنامهٔ پیمان در مقاله ای تحت عنوان مروری بر کلیساهای ارامنهٔ استان آذربایجان غربی پس از بحث پیرامون تاریخ ترویج مسیحیت...

سال های پر بار زندگی هوهانس خان

نویسنده: وارازداد وارتانیان/ ترجمه: آنوشیک ملکی اِستانیسلاوسکی معتقد بود هنرمندان به دو گروه مشخص تقسیم می شوند: آنهایی که خودشان را در هنر دوست دارند و آنهایی که در...

هوهانس خان و عزل وی از سفارت آلمان

نویسنده: رضا آذری شهرضایی زندگی سیاسی و دیپلماتیک هوهانس ماسحیان ملقب به عمادالوزاره و مساعدالسلطنه (1864-1931م) را به چند بخش می توان تقسیم کرد که مهم ترین آن حضور ده...

مساعدالسلطنه – هوهانس خان

نویسنده: امید پارسانژاد هوهانس خان ماسحیان (مساعدالسلطنه)، دیپلمات برجستهٔ ارمنی، روز 17 تیر 1309 ش در مقام نخستین سفیر ایران در ژاپن معرفی شد و آخرین سفر خود را آغاز...

هوهانس خان ماسحیان

نویسنده: ژیلبرت مشکنبریانس تجلیل از کسانی که در ارتقای سطح فرهنگی ملت ها نقش مهمی ایفا کرده اند حرکتی پسندیده و نشانهٔ سلامت یک اجتماع است. فصلنامهٔ پیمان در شماره...

در پاسداشت یکصد سال نیکوکاری و احسان

نویسنده: وارطان داویدیان به مناسبت صدمین سالگرد تأسیس انجمن خیریه بانوان ارمنی تهران کلام را به نام خداوندی آغاز می کنیم که مکنت را به همراه حکمتی به مخلوقان خود ارزانی...