نویسنده: ادوارد هاروتونیان

ادوارد هاروتونیان

سال1383 ش (2004م) چهارصدمین سال مهاجرت اجباری ارمنیان مناطق شمالی رود ارس به نواحی مرکزی ایران است؛ مردم بی دفاعی که به زور شمشیر، ناگزیر شهر و روستا و خانه و زندگی خود را رها کردند و در سرمای پاییزی، خود و عزیزانشان را به آب های وحشی ارس سپردند و آنان که به کنارهٔ دیگر رود رسیدند، زمستان سخت و راه توان فرسای ساحل ارس تا نواحی مرکزی ایران را در برابر خود یافتند.

با استقرار ارمنیان در کنار شهر اصفهان، جلفای اصفهان، که ارمنیان آن را جلفای نو یا ‹‹نور جوقا›› می نامند، به یادبود جلفا (جوقا)، شهر ارمنی نشین ساحل شمالی رود ارس، در کنارهٔ جنوبی زاینده رود پا به عرصهٔ وجود گذاشت.

در آبان ماه گذشته به دعوت شورای خلیفه گری ارامنهٔ اصفهان، آرگام آیوازیان، دانشمند نخجوان شناس ارمنی و پژوهشگر میراث فرهنگی ارمنیان در نخجوان، همراه با دو تن از پژوهشگران و آگاهان مسائل ارمنیان جلفای نو، به ایران آمد و در همایش چهارصدمین سال استقرار ارمنیان در جلفای نو، که از سوی شورای خلیفه گری ارامنهٔ اصفهان برگزار می شد، شرکت و سخنرانی کرد. وی همچنین، نمایشگاه عکسی تحت عنوان ‹‹آثار تاریخی ـ فرهنگی ـ معماری ارمنیان در نخجوان›› برپا کرد و فیلم مستند جوقا، آهنگ ناتمام را که خود تهیه کرده بود، به نمایش گذاشت.

آرگام آیوازیان در راهِ بازگشت به ارمنستان، به دعوت ‹‹انجمن معماران و مهندسان ارمنی›› به مدت سه روز، نمایشگاه عکس های میراث فرهنگی ارمنیان نخجوان را در محل انجمن در تهران برپا کرد. همچنین فیلم مستند یاد شده را به نمایش گذاشت و به ایراد سخنرانی تحت عنوان ‹‹جلفای قدیم و فرهنگ آن›› پرداخت.

آنچه در پی می آید مختصری از شرح حال و آثار آرگام آیوازیان است که از تألیفات و مصاحبه های وی برگرفته شده است.

آرگام آیوازیان، پژوهشگر تاریخ و متون کهن، فرهنگ شناس و روزنامه نگار، در سال1947 م در روستای آرین­جِ جمهوری خودمختار نخجوان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در روستای زادگاه خود به پایان برد و دورهٔ دانشگاه را در ایروان گذراند.

وی به عنوان پژوهشگر، سال ها در ادارهٔ حفظ آثار فرهنگی و مؤسسهٔ باستان شناسی و فرهنگ مردم، وابسته به فرهنگستان علوم ارمنستان فعالیت کرده و هم اکنون پژوهشگر ارشد این فرهنگستان است.

آیوازیان با اتمام دورهٔ دبیرستان، از سال1965 م (1344ش) کار پژوهش در میراث فرهنگی سرزمین زادگاه خود را آغاز کرد. وی در پیشگفتار کتاب نخجوان، فرهنگ مصور زادبوم می نویسد: ‹‹… کودکی و سال های رؤیایی تحصیلی من در این سرزمین گذشته است. مانند هر نوجوان بی خبر از رویدادهای تاریخی و بازی های سیاسی و منافع حکومت ها، من نیز در سال های مدرسه چیز زیادی دربارهٔ زادگاه و موطن خود نمی دانستم. در آن سال ها هر بار که به مناسبتی از کنار سکونتگاه ها، عبادتگاه ها و کلیساهای متروک و ویرانه و گورستان های آسیب دیده و زیر و رو شده می گذشتم، اندوهی جانکاه قلبم را می فشرد و روانم را پریشانمی کرد و مسائل و چراهای بی شمار، روز و شب خاطرم را می آشفت…».

آرگامِ نوجوان برای یافتن پاسخ این چراها به جست وجو و بررسی در صفحات آثار معاصر و متون کهن پرداخت، تا به حقایق تاریخی پی ببرد و ندای هزاران اثر فرهنگی را که بی صاحب و بی سرپرست رها شده بودند، بشنود؛ ولی هرچه بیشتر می جست کمتر می یافت. او می نویسد: ‹‹… هرگاه پاسخی هم برای سؤال هایم می یافتم، از شواهد و اطلاعات انعکاس یافته در آثار مورخان دانا و دوراندیش سده های میانی ما بود. از این رو، اندوه و نگرانی ام افزون تر و سهمگین تر می شد و درد و حیرتی بی پایان درونم را فرا می گرفت؛ چرا که پس از سال های1910م دربارهٔ این سرزمین کوهستانی، بجز مطالب ناچیز، آثاری به وجود نیامده است و پنداری این سهل انگاری بخشایش ناپذیر، در آن دهه های سرشار از سکوت گناهکارانه، کفایت نمی کرد که به تدریج و به گونه ای برنامه ریزی شده، صاحبان اصلی این مرز و بوم از میهن و سرزمین خود رانده شدند، چلیپاسنگ ها (خاچکارها) و کلیساها، دژها و اماکن کهن، گورستان ها و بازماندهٔ روستاها و دیگر آثار و شواهد تاریخی کوچک و بزرگ، که شمار آنها به چندین هزار می رسید، تخریب و نابود شدند؛ و چگونه می توان سال های حکومت شوروی را محکوم نکرد؟ چگونه می توان از سرِ قدرشناسی تکرار نکرد که یادتان جاودان باد، ای آفرینندگان فرهنگ ارمنی در سده های نوزدهم و بیستم: قِوُند­ آلیشان، آریستاکِس سِدراکیان، مسروپ سمباتیان، ی. لالایان، س. تِرآودیسیان، ه. وُسکانیان، و گارِگین هُوسپیان، که برگ هایی از تاریخ و فرهنگ ارمنی این سرزمین را که از توفان های قرون نجات یافته بودند، در آغوش آثارخود جای داده و به ما رسانیده اید».

حاصل این تفکرات و تألمات و نتیجهٔ پژوهش های پیگیر آرگام آیوازیان در مدت چهل سال، که با شور و شوق و پشتکار و تلاش و مقابله با انواع دشواری ها و موانع طبیعی و ساختگی همراه بود، سیزده جلد کتاب و بیش از یکصد مقالهٔ تحقیقی است که در نشریات منتشر و در مجامع علمی ـ تخصصی ارائه شده اند. وی بارها از طریق مطبوعات و رسانه های همگانی به شرح ستمی که به دست بشر بر آثار تاریخی ارمنیان در نخجوان وارد شده و می شود، پرداخته و صدای خود را به گوش همگان رسانیده است.

آثار انتشاریافتهٔ آرگام آیوازیان به این شرح است:

آثار تاریخی ـ معماری ارمنی در نخجوان (1978م)؛ آثار معماری ارمنی در جمهوری خودمختار نخجوان (روسی،1981 م)؛ جوقا آگولیس (1984م)؛ آثار ارمنی در جمهوری خودمختار نخجوان، فهرست جامع (1986م)؛ آثار ماندنی و سنگ نگاره های نخجوان (1987م)؛ آثار تاریخی نخجوان (انگلیسی، میشیگان،1990 م)؛ جوقا (روسی و انگلیسی،1990م)؛ نخجوان، کتاب آثار بازمانده (ارمنی، انگلیسی و روسی،1990 م)؛ چلیپاسنگ های جوقا (ارمنی و انگلیسی،1993 م)؛ نخجوان، فرهنگ مصور زادبوم (1995م)؛ چلیپاسنگ های نخجوان (ارمنی و انگلیسی،1996 م)؛ هنر دیوارنگاری نخجوان (1998م)؛ میراث سنگ نگاره های نخجوان، جلد اول: جوقا (2004م).

آرگام آیوازیان در کنار خاچکارهای گورستان جلفا

آرگام آیوازیان در طول سال ها، تعداد بی شماری عکس از آثار گوناگون فرهنگ و معماری ارمنیان نخجوان فراهم آورده که شماری از آنها در کتاب های او جای گرفته اند. وی اخیراً با استفاده از آنها دست به تهیهٔ رشته فیلم مستندی زده به نام سرزمینِ در بند، که در مجموع شامل شش تا هفت بخش خواهد بود و در آنها آثار فرهنگ ارمنی در بخش های مختلف نخجوان، از هزارهٔ سوم پیش از میلاد تا زمان حاضر، نشان داده می شوند. آرگام آیوازیان دربارهٔ کلمهٔ ‹‹در بند›› که در عنوان این فیلم ها آمده است، می گوید: این نام بیانگر آن است که در سال1921 م (1300ش) این سرزمین کهنسال، که جزیی از ارمنستان بود، به موجب ‹‹حکم›› پیمان روسیه و ترکیه، در بند ِ آذربایجان قرار گرفت. علاوه بر آن، بر اساس سیاست درازمدت آذربایجان در سال های حکومت شوروی، بخش های ارمنی نشین نخجوان در بندِ مضاعف قرار گرفت و از هرگونه تلاشی برای ریشه کنی ارمنیان از این سرزمین فروگذاری نشد. برای رسیدن به این هدف سراسر نخجوان، نوار مرزی اعلام شد که ورود و خروج به آن، جز برای سکنهٔ محلی، با مجوزهای ویژه صورت می گرفت. صدور این مجوزها، به ویژه برای ارمنیان با دشواری همراه بود. افزون بر آن، قوانین تشدیدشده ای وجود داشت که در صورت عدم رعایت هر نکته از آنها، شخص از دریافت مجوز در دفعات بعد محروم می شد. به این ترتیب کسی که مجوز بازدید (سه تا پانزده روزه) از نقطه ای در نخجوان دریافت می کرد، بدون مجوز تکمیلی، مجاز به بازدید از نقاط همجوار روستای خود نمی بود.

بخش اول رشته فیلم که آهنگ ناتمام نامیده می شود، به تاریخچهٔ شهر جوقا (جلفای قدیم) و هنر چلیپاسنگ های آن و نیز به انهدام کامل چلیپاسنگ ها در سال های1998 ـ 2002 م (1377ـ1381ش) اختصاص دارد و در بهمن سال گذشته نخستین بار در ایروان به نمایش در آمد. پس از آن در آذرماه سال جاری، نخست در اصفهان و بعد در انجمن معماران و مهندسان ارمنی تهران نمایش داده شد.

سنگ مزار به شکل تندیس قوچ

با کمال تأسف باید تأکید کرد که در نتیجهٔ سیاست ویرانگرانه و برنامه ریزی شدهٔ حکومت آذربایجان، تا نوامبر سال2002 م (آبان ماه1381 ش) ‹‹جنگل›› چلیپاسنگ های گورستان معروف شهر جلفای قدیم به طور کامل منهدم گردید. این گورستان از صدها سال پیش نظر هنرشناسان جهان را به خود جلب کرده بود و در آن حدود چهارهزار چلیپاسنگ منحصر به فرد وجود داشت که سه هزارتای آنهاهنوز برپا بود.این گورستان سنگ مزارهای بسیاری هم به شکل تندیس های قوچ داشت.

در گذشته، تعدادی از چلیپاسنگ های این گورستان به دیگر نقاط انتقال داده شدند. از جمله در سال1874 م گوستاو رادده، بنیاد گذار و نخستین مدیر موزهٔ قفقاز (تفلیس1867 م)، ده قطعه چلیپاسنگ سده های شانزدهم و هفدهم میلادی و چند تندیس قوچ را به موزهٔ خود انتقال داد. در سال های حکومت شوروی نیز، انتقال چند چلیپاسنگ به اجمیاتسین و ایروان در ارمنستان میسرگردید؛ گو این که انتقال چنین آثاری به دیگر نقاط، خود رفتاری نادرست و غیر قابل تأیید است و این گونه آثار در مواضع اصلی خود باید حفظ شوند، ولی با توجه به آنچه تا پاییز سال2002 م (1381ش) اتفاق افتاد، می توان گفت که انتقال معدودی از چلیپاسنگ ها، در نهایت به نجات آنها از انهدام قطعی منجر شد.

الکساندر رودِس، در مسافرت به منطقه به سال1648 م، به توصیف گورستان جوقا پرداخته و از ده هزار چلیپاسنگ برقرار در گورستان سخن گفته است. در آغاز سدهٔ بیستم، حدود شش هزار چلیپاسنگ و تندیس قوچ و سه کلیسا و نماز خانه در گورستان بر جای مانده بود. در سال های1971 ـ 1973م آرگام آیوازیان، چلیپاسنگ های گورستان وسیع جوقا را که روی سه تپه گسترده بود 2707 قطعه شمرده است.

در سال1998 م (1377ش)، زمامداران نخجوان تخریب و انهدام گورستان را به طور جدی آغاز کردند، ولی در پی اعتراض ها و دخالت یونسکو، این ویرانگری متوقف شد. در تابستان سال2002 م (1381ش) از کرانهٔ ایرانی ارس مشاهده شد که کار تخریب گورستان و انتقال سنگ ها به وسیلهٔ راهآهن از سرگرفته شده است. در آبان ماه همان سال تصاویری که از ساحل ایران گرفته شده بود، نشان از انهدام کامل گورستان می داد.

در پیشگفتار کتاب آرگام آیوازیان به نام میراث سنگ نگاره های نخجوان، جلد اول: جوقا، که اخیراً انتشار یافته چنین آمده است: ‹‹… در اوایل دسامبر سال2002 م از تخریب کامل جنگل چلیپاسنگ ها و کلیساهای جوقا باخبر شدیم. خبر ناگوار با عکس هایی از آن اقدام اهریمنی، همهٔ ما را تکان داد. زمامداران آذربایجان و نخجوان از پنج شش سال پیش با برنامهٔ مشخص، انهدام آشکار هزاران اثر تاریخی و فرهنگی ارمنیان نخجوان را، که گواهان اصل و ریشهٔ ارمنیان از گذشته های دور در آن سرزمین هستند، در دستور کار قرار داده بودند…».

فرهنگ ارمنی بار دیگر با انهدام جبران ناپذیری روبه رو شد. انهدام چلیپا سنگ های گورستان جلفا، نه تنها به ملت ارمنی، که به تمامی بشریت مربوط می شود. آرگام آیوازیان در همان پیشگفتار ادامه می دهد: ‹‹از هفت وانک (مجتمع کلیسایی) و کلیسای باشکوه جوقا در سده های گذشته، چهار بنا به روزگار ما رسیده بودند: وانک ناجی همگان (آمنا پرکیچ، سده های نهم و دهم میلادی)، کلیسای مریم مقدس (سده های دوازدهم و سیزدهم میلادی)، کلیسای چوپان (هوویو­) یا پُمبلوز و کلیسای آندره وُرتی در ساحل دیگر ارس. وانک ناجی همگان و گورستان وانک در ضلع جنوبی آن، با همهٔ چلیپاسنگ هایی که داشت، به دست مفسدان آذربایجان در سال های1998 ـ 199م منهدم گردید. در همان سال ها، کلیسای مریم مقدس، که مقابل روستای کنونی جوقا قرار گرفته بود، منهدم شد. در پاییز سال2002 م کلیسای چوپان یا پُمبلوز، عبادتگاهی با گنبد مرکزی که در سیصد چهارصد متری شرق جنگل چلیپاسنگ ها و کاروانسرای مخروبه قرار گرفته بود، بر اثر انفجار با خاک یکسان شد…».

افزون بر این آثار، وانک استپانوس قدیس یا وانکِ قرمز در آستاباد، کلیساهای شماوُن قدیس و هوانس قدیس در آگولیس، کلیسای نشان قدیس در گوکی و بسیاری از وانک ها و کلیساها دیگر و یادگارهای کوچک و بزرگ ارمنیان در آگولیس، آبراگونیس، جاهوک، اوزوپ و بسیاری از سکونتگاه های دیگر که شمار آنها به چندین هزار می رسد، منهدم گردیده اند.

آرگام آیوازیان، پژوهشگر نستوهی که سراسر عمر خود را صرف شناسایی و ژبت مشخصات و جزئیات و برداشت تصاویر و بررسی و معرفی آثار تاریخیـ فرهنگی ارمنیان در نخجوان نموده است، با تأسف بسیار، از اقدامات غیرانسانی این دشمنان فرهنگ بشری و از بی تفاوتی جوامع و نهادهای بین المللی سخن می گوید.

در پایان به معرفی آخرین اثر آرگام آیوازیان می پردازیم:

نام اثر: میراث سنگ نگاره های نخجوان، جلد اول: جوقا (جلفا).

این کتاب در قطع 20X28 سانتی متر، در 312 صفحه و 86 صفحهٔ پیوست، با کاغذ و چاپ نفیس، در سال2004 م در ایروان انتشار یافته است. در این اثر، گذشتهٔ تاریخی و حیات فرهنگی جوقا، این شهر مشهور سده های میانی ارمنستان، آثار تاریخی ـ فرهنگی و هنر چلیپاسنگ های آن معرفی و بررسی شده است. نزدیک به 1200 سنگ نوشته از این میراث ارزشمند بازنویسی و بازخوانی و تحلیل شده و بیش از 850 تصویر رنگی و سیاه و سفید ـ که هشتاد درصد آن برای نخستین بار به چاپ می رسند ــ در کتاب گنجانده شده اند.

روی جلد کتاب میراث سنگ نگاره های نخجوان

کتاب دارای بخش های زیر است:

بخش اول: گذشتهٔ تاریخی ـ فرهنگی و آثار سده های میانی شهر جوقا (صص7 ـ40).

این بخش شامل نگاهی به گذشتهٔ تاریخی، تاریخچهٔ پژوهش دربارهٔ جوقا، معرفی آثار و بناهای تاریخی و مرکز ایجاد کتاب های خطی در جوقاست.

بخش دوم: سنگ نوشته ها (صص41 ـ170). در این بخش میراث سنگ نوشته ها و سنگ نگاره های شهر جوقا، اعم از نوشته های روی سنگ های مزار و چلیپاسنگ ها گردآوری، بازخوانی، تحلیل و بررسی شده اند به شرح زیر:

ـ در گورستان شهر 913 سنگ نوشته

ـ در وانک ناجی همگان 14 سنگ نوشته

ـ در گورستان کلیسای چوپان یا پُمبلوز 28 سنگ نوشته

ـ در کلیسای آندره ورتی (در خاک ایران) 3 سنگ نوشته

ـ در کلیسای مریم مقدس 5 سنگ نوشته

ـ در گورستان کلیسای مریم مقدس 42 سنگ نوشته

ـ چلیپاسنگ هایی که در حاشیه غربی روستای جوقا قرار دارند (مجاور حصار شهر جوقا) 21 سنگ نوشته؛ این چلیپا سنگ ها در پایان سدهٔ نوزدهم و آغاز سدهٔ بیستم در عملیات احداث راهآهن به این منطقه منتقل گردیده اند.

ـ در کلیسای گریگور قدیس در روستای جوقا 135 سنگ نوشته

در مجموع 1161 سنگ نوشته ژبت و بررسی شده اند.

بخش سوم: عکس ها (صص171 ـ302). این بخش دارای659 + 3عکس سیاه و سفید از چلیپاسنگ ها و تندیس های قوچ در موقعیت های مختلف است.

در پایان کتاب، نمایهٔ نام های جغرافیایی و نام های کسان (صص303 ـ311) آمده است.

روی جلد کتاب، تصویر چند چلیپاسنگ به حال نه چندان پایدار و در پشت جلد، تصویر پدیدآورندهٔ اثر و شرح حال وی آمده است. در همین جا عناوین دیگر مجلدات ‹‹میراث سنگ نگاره های نخجوان›› که در دست تهیه است، به این شرح نوشته شده است:

جلد دوم: آگولیس

جلد سوم: بخش گُقتان

جلد چهارم: بخش یِرنجاک

جلد پنجم: بخش های نخجوان و شارور

جلد ششم: بخش شاهاپُن­ک.

این مجموعه، آلبوم بسیار نفیسی است از چلیپاسنگ ها و دیگر آثار شهر جوقا که لابد، بازدید از آنها برای هنردوستان و هنرشناسان دیگر میسر نخواهد بود.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره 30
سال هشتم | زمستان 1383 | 136 صفحه
در این شماره می خوانید:

نقش اندیشمندان ارمنی در آشنایی ایرانیان با اندیشه مدرن (بخش دوم)

نویسنده: محمدحسین خسروپناه مُبلغان سوسیال دموکراسی در سال های آغازین سدهٔ بیستم میلادی، چندین محفل و گروه سوسیال دموکرات در شهرهای تبریز، تهران و رشت تشکیل شد. در بین...

آیین های کلیسا

نویسنده:  اسقف اعظم آرداک مانوکیان/ ترجمه: میشا هایراپطیان کلمهٔ آیین در زبان ارمنی به معنای ‹‹راز›› نیز می آید و مفهوم دینی آن عبارت است از دریافت ندیده ها و یا نشان...

آرگام آیوازیان، پژوهشگر نستوه سرزمین ممنوع

نویسنده: ادوارد هاروتونیان سال1383 ش (2004م) چهارصدمین سال مهاجرت اجباری ارمنیان مناطق شمالی رود ارس به نواحی مرکزی ایران است؛ مردم بی دفاعی که به زور شمشیر، ناگزیر شهر...

سومه نزد ارمنیان

نویسنده: روبرت پطروسیان / ترجمه: علیرضا سلیمانزاده سومه ایزد، گیاه، و نوشیدنی نشاط آوری بوده که تقریباً در 120 سرود از 1028 سرود ریگ ودای هندی (متعلق به اواسط هزارهٔ...

طرح فرهنگی «گل» در فرهنگ ایران و ژاپن

نویسنده: سهیلا شهشهانی انسان شناسی رشته ای است که به زندگی روزمرهٔ انسان ها می پردازد. وسعت موضوعی موجب شده انسان شناسان در قالب نظریه هایی که هر دوره بدانها رسیده اند،...

میلاد زرتشت و تاریخ ایران باستان

نویسنده: رسول ضیایی تاریخ زندگانی زرتشت، تاریخ پادشاهان اساطیری ایران و بستگی های این دو با یکدیگر معمایی است که شاید هرگز نتوان پاسخی روشن و قطعی برای آن یافت؛ نگارنده...

جلفای اصفهان از صفویه تا قاجاریه

نویسنده: شهرام امیری تاریخ عبارت است از شناخت عرف و عادات، جنگ ها، پیروزی ها، آشفتگی ها، دگرگونی ها، و در یک کلام، بررسی آنچه بشر در طی قرون متمادی اندیشیده است. ما در...

سیلوا کابودیکیان

نویسنده: ادوارد هاروتونیان سیلوا کابودیکیان، بانوی کهنسال شعر و ادب ارمنی، در سال1919 م در ایروان به دنیا آمد. در سال1941 م دورهٔ دانشکدهٔ زبان و ادبیا ت ارمنی دانشگاه...

هامو ساهیان

نویسنده: تیگران بوغوسیان هامایاگ گریگوریان متخلص به هامو ساهیان[1] در سال1914م در دهکدهٔ لُر از منطقهٔ سیسیان ارمنستان متولد شد. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی برای...

واهان دریان

نویسنده: تیگران بوغوسیان چهرهٔ تابناک و بی همتای شعر غنایی ارمنستان و به حق بزرگ ترین شاعر لیریک ارمنی معاصر، واهان دریان[1] در سال1885 م در گنجه، از روستاهای گرجستان،...