نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره 49 - سال سیزدهم - پاییز 1388

آنچه در این شماره می خوانید:
●  سر مقاله
●  پیش گفتار
●  شیدا و بهت زدۀ حرف های او بودم
●  خلاصۀ فیلمنامۀ تردید
●  شناسنامۀ فیلم تردید
●  سکانس منتخب از فیلم تردید
●  در ستایش تردید و گذر از آن
●  به امید روزی که واروژهایمان هر سال فیلم بسازند
●  تردید، بخشی از زندگی
●  تردید از دیروز تا فردا، تا همیشه
●  ارزش بسیار برای سهمی کوچک
●  معجونی از مؤلفه های سینمایی
●  هـزار نقش برآرد زمانـه و نبود کی چنان که در آیینۀ تصور ماست
●  هنوز تردید را ندیده ام
●  متأسفم که نشد کل فیلم را خودم باشم
●  جز آستان توام در جهان پناهی نیست
●  حاصلی از همدلی، رفاقت و دوستی
●  سکوتی که شکسته شد
●  هَملت با نـان و نوشابـۀ اضافـی
●  با تردید تردید را آغاز کردم
●  چگونه تردید تردید شد!
●  تردید، داستان کـوه و زایش غول
●  دنیای راز‌آمیز واروژ
●  چگونه یاد گرفتم از نگرانی دست بردارم و به تردید عشق بورزم
●  ترديد در پردۀ آخر
●  فیلم ((ساختن)) یا ((نساختن)) مسئله این است
●  هنر تلفیق در سینما
●  تردید، سنگ محکی بر فرهنگ
●  جستجوی سلامت نگاه واروژ
●  یادم می‌آید...
●  واروژانه
●  آلبوم تصاویر
سر مقاله

پاییز طلایی، فصل سنتی بزرگداشت فرهنگ و هنر ارمنیان، بهانه ای است مسعود برای پرداختن به هنر و هنرمندان معاصر.
فصلنامۀ پیمان در راستای خط مشی فرهنگی خود و با هدف معرفی چهره های ماندگار ایرانی ارمنی، این شماره را به واروژ كریم مسیحی، كارگردان نامی، اختصاص داده است.
در مرداد ماه امسال، زمانی كه مصرانه به دنبال مطالبی، هر چند مختصر، از زندگی و هنر واروژ کریم مسیحی بودیم تا گوشه ای از این شمارۀ فصلنامه را به آن اختصاص دهیم، خبر نمایش....
پیش گفتار
نویسنده: زاون قوکاسیـان

در آغاز باید بی‌تردید بگویم تردید واروژ کریم مسیحی یکی از فیلم‌های ماندگار تاریخ سینمای ایران است. این فیلم نیز، همچون پردة آخر، از ساختار منسجم و هماهنگی برخوردار است. اگر شرایط مالی اجازه می‌داد و در هنگام ساخت پشتیبانی بیشتری از آن می‌شد و از سوی دیگر این ‌همه حادثه، از بیماری‌های ناگهانی واروژ در هنگام فیلم برداری گرفته تا عدم حضور یاران وفادار و همیشگی او و اتفاقات پیش‌بینی نشدة دیگر، نازل نمی‌شد شاید حالا واروژ کریم‌مسیحی رضایت بیشتری از حاصل فیلمنامه‌اش می‌داشت. با این‌حال علی رغم همة این ((اگرها)) ....
شیدا و بهت زدۀ حرف های او بودم
نویسنده: زاون قوکاسیان

زندگینامه
واروژ کریم‌مسیحی در 1331 در شهر اراک به ‌دنیا آمد. در کنار دو خواهر و یک برادر دیگر، او بزرگترین فرزند خانواده بود. او در 1360 ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پسر و دختری است با نام‌های مهِر و مانیا. هر دو فرزند او اکنون در حال گذراندن تحصیلات دانشگاهی‌اند.
واروژ پس از پایان تحصیلات متوسطه به آلمان رفت تا در رشتة پزشکی تحصیل کند اما آشنایی با یک بازیگر ارمنی تئاتر و سینما در باشگاه ارمنیان مونیخ سیر زندگی او را تغییر داد. خودش در این مورد می‌گوید:....
خلاصۀ فیلمنامۀ تردید

سیاوش روزبهان (بهرام رادان)، مرگ پدرش را در اثر خودکشی باور ندارد و از ازدواج مادر (آتش گرکانی) و عمویش (علیرضا شجاع نوری)، در حالی که مدت زیادی از مرگ پدرش نگذشته، ناخرسند به وقایع اطرافش از جمله باج دادن مادرش به همسر بیوۀ رانندۀ پدرش، افراسیابی (مهتاب کرامتی)، مشکوک است. او با دوستش گارو (حامد کمیلی) ابتدا دربارۀ یکی از رقیبان جدی تجاری پدرش به نام صمصامی (کاوه کاویان) تحقیقی می کند و در می یابد او در ماجرای مرگ پدرش بی تقصیر است. عمو به او می گوید پدرش در قاچاق و اعمال خلاف دیگر دست داشته و علت خودکشی اش هم ....
شناسنامۀ فیلم تردید

بازیگران
بهرام رادان سیاوش
ترانه علیدوستی مهتاب
حامد کمیلی گارو
مهتاب کرامتی همسر افراسیابی
محمد مطیع انوری
علیرضا شجاع نوری روزبهان
آتش گرکانی ماه طلعت
انوشیروان ارجمند خلیفه
فرخ نعمتی بازپرس
محمود پاک نیت بایگان
کاوه کاویان صمصامی
سکانس منتخب از فیلم تردید

62- اتاق طلعت [ادامه]
طلعت از داخل در را قفل می كند و از همان ابتدا با هجوم به طرف سیاوش حرف هایش را شروع می كند. سیاوش عقب عقب می رود و بالأخره ناخواسته در مبلی می افتد. طلعت بالای سر او هر لحظه صدایش را بالاتر می برد.
طلعت: اگر بچه بودی تنبیهت می كردم، می زدم تو گوشِت، داد می كشیدم سرِت، می انداختمت تو یه اتاق تاریك و درشو قفل می كردم. اما حالا باهات چیكار كنم؟ با نگاه ها و حرف های كنایه دار بقیه چیكار كنم؟ با این ول ول گشتن هات چیكار كنم؟ با پرت و پلاهایی كه مثل ریگ بیابون از دهنت می ریزی بیرون چیكار كنم؟....
در ستایش تردید و گذر از آن
نویسنده: بهرام بیضایی

واروژ کریم مسیحی میان اهالی سینمای ایران به دلیلِ آن کسی که هست یکی از دوست داشتنی ترین هاست، گرچه به دلایل شناسنامه ای، در نگاه بخش رسمی، ستایش از او زیر سایه ی احتیاط و پرهیز است. سایه ای سنگین و ناستردنی بر روند فیلمسازی او در سالها! رُکی و راستگویی خوی و مَنِشی کمیاب در سرزمینِ کهنسالِ ما ویژگی اوست که هرگز در این کشور باستانی راه خوبی برای پیشرفت نیست. واروژ کریم مسیحی بد آورده است که ترفند نمی داند و یادم نمی آید زیر پای کسی را خالی کرده باشد. آیا عیب اوست؟ چرا از سهمِ خودم ....
به امید روزی که واروژهایمان هر سال فیلم بسازند
نویسنده: بهرام رادان

نام واروژ کریم مسیحی شاید اولین اسمی بود که من در دوران نونهالی ام به منزلۀ کارگردان سینما شنیدم. زمان اکران پردۀ آخر حدوداً دوازده ساله بودم و هنوز هم آگهی های بلند تلویزیونی اش را خوب به یاد دارم. هشت سال پس از این تاریخ وارد سینما شدم، با فیلمی به نام شور عشق. خاطرم هست در همان روزهای اول فیلم برداری از یکی از تهیه کنندگان آن فیلم پرسیدم: ((چرا واروژ کریم مسیحی فیلم نمی سازد؟)) . پاسخ داد: (( کسی با این جور کارگردان ها کار نمی کند. فیلم هایشان پرخرج و پرزحمت است)) ....
تردید، بخشی از زندگی
نویسنده: علیرضا شجاع نوری

وقتی واروژ به من گفت که در فیلم تردید ایفای نقش کنم قبل از اینکه فیلمنامه را بخوانم از خودش پرسیدم: ((به نظر تو، من این نقش را بازی کنم یا نه؟)). گفت:((بازی کن)).من چون به واروژ علاقه مند بودم و نظرش را قبول و به صداقتش اطمینان داشتم قبول کردم و بی هیچ چانه زدنی پذیرفتم که به جمع مسافران کشتی تردید بپیوندم حتی نگفتم که دوست دارم اسمم کجای عنوان بندی باشد. سال ها پیش که واروژ سر صحنۀ سربداران آمده بود، در راه برگشت از کاشان با او هم سفر بودم و از همان موقع دوست داشتنش را شروع کرده ام تا امروز هرچند که زیاد ندیدمش.
تردید از دیروز تا فردا، تا همیشه
نویسنده: زاون قوکاسیان

گفتگو با محمد مطیع
محمد مطیع را در اولین فیلم نیمه‌بلند واروژ کریم‌مسیحی، سلندر، در نقش ماندگار مغول مهاجم دیدیم و حالا بعد از 27 سال بار دیگر او را در نقش ماندگار دیگری در تردید، تازه‌ترین فیلم واروژ، می‌بینیم.
محمد مطیع مشغول کار در یک سریال تلویزیونی بود و سخت گرفتار اما با همة گرفتاری‌هایش لطف کرد و این امکان را فراهم کرد تا با هم گفتگویی انجام دهیم، گفتگویی نسبتاً مفصل که از هر دری سخنی پیش آمد. بخشی از این گفتگو را که مربوط به فیلم تردید است می‌خوانید.
ارزش بسیار برای سهمی کوچک
نویسنده: مهتاب کرامتی

همۀ ما از سینماهای دهۀ شصت و اوایل دهۀ هفتاد خاطراتی داریم، از فیلم های خوب و خاطره انگیزی که هر کدام آبرو و اعتبار سینمای ما بوده و هستند، از اجاره نشین ها، مادر، دندان مار، ناخدا خورشید، از کرخه تا راین، شاید وقتی دیگر و البته پردۀ آخر.
آن زمان من به منزلۀ یک دوستدار سینما و تماشاگر علاقه مند، پردۀ آخر را با تحمل صفی طولانی در جشنواره تماشا کردم و هنوز یادم هست که با روشن شدن پرده و دیدن اولین نمای فیلم همۀ خستگی ام را ناگهان از یاد....
معجونی از مؤلفه های سینمایی
نویسنده: کاوه کاویان

در طول جنشوارۀ فجر سال گذشته، برخی از منتقدان اغلب جوان که معمولاً دنبال ایرادهای بنی اسرائیلی هستند بر این نکته پا فشاری داشتند حال که واروژ بعد از هفده سال فیلم دومش را ساخته، چطور است که در بخش مسابقۀ فیلم های ((اول ـ دومی)) قرار نگرفته؟ و چرا او را در رقابت یا هم ردیف با کارگردانانی قرار می دهند که لاأقل سه چهار فیلم بلند ساخته اند؟ در جواب به این همکاران عزیز به این نکتۀ بدیهی اشاره می کنم که معمولاً کارگردانان فیلم های ((اول ـ دومی)) کارگردانانی جوان اند که پس از ساخت چند فیلم کوتاه و کسب تجربه هایی....
هـزار نقش برآرد زمانـه و نبود کی چنان که در آیینۀ تصور ماست
نویسنده: آتش گرکانی

پس از 24 سال اقامت در امریکا به ایران آمده بودم که خواهرم، توفان، به من گفت که یکی از دوستان مشترک او و برادرم، همایون ارشادی، پیشنهاد بازی در فیلم جدید واروژ کريم ‌مسيحي را به او کرده است. توفان علی رغم تعریف فراوان از کارگردان مورد نظر به دلایلی پیشنهاد او را قبول نکرد و به من گفت که به جای او این نقش را بازی کنم.
حکایت اولین تجربۀ سینمایی من این چنین آغاز شد و ناگفته نماند که تا آخر فیلمبرداری واروژ....
هنوز تردید را ندیده ام
نویسنده: سهراب زمان

هیلدا اوهان، بازیگر نقش آنا جان در فیلم تردید، را بالأخره در ایروان یافتم. او که آمادۀ ایفای نقش در فیلم تازه اش، یک چیز کوچک، بود از نمایش فیلم تردید بسیار خوشحال شد و دربارۀ احساسش از این فیلم و نقش خودش برایم گفت. اگر چه حرف های او کوتاه است رضایتش را از بازی در تردید به خوبی نشان می دهد. او که در نقش آنا جان، لحظه هایی مؤثر و نه چندان کوتاه در تردید ایفای نقش کرده دربارۀ نقش خود می گوید:
متأسفم که نشد کل فیلم را خودم باشم
نویسنده: زاون قوکاسیان

بهرام بدخشانی یکی از بهترین فیلم برداران سینمای امروز ایران است و حضورش در گروه سازندگان فیلم تردید از نقاط قوت این فیلم محسوب می‌شود. زمان فیلم برداری این فیلم به‌دلایل پیش‌بینی نشده، مثل بیماری واروژ و بستری شدنش در بیمارستان و مشکلات مالی، به ‌درازا کشید و بدخشانی به‌علت قراردادی که برای کار دیگری داشت مجبور به ‌ترک گروه شد و ادامة فیلم برداری را به شاپور پور امین واگذار کرد، که شاپور عزیز هم با وسواس و همدلی با گروه فیلم برداری فیلم تردید را به‌ پایان رساند....
جز آستان توام در جهان پناهی نیست
نویسنده: به روایت شاپور پورامین

عزیز نازنینم زاون قوکاسیان گفت مطلبی کوتاه و در خور فیلم تردید بنویسم. پذیرفتم و به دیدۀ منت قبول کردم. اما چه بنویسم که به جایی یا کسی بر نخورد، کسی یا کسانی دلخور نشوند و نرنجند و... خودش دلیلی بود برای پشیمانی. پشیمانی از قولی که داده بودم و حالا روزها سپری می شد و ساعت ها و لحظات می گذشت و نمی دانستم چه بنویسم که با آغاز، آغاز کردم.
روزی، روزگاری زمستان هنگامی، همکارم (بهرام بدخشانی) تماس گرفت که گرفتار است و خواست کمکش کنم....
حاصلی از همدلی، رفاقت و دوستی
نویسنده: محمدرضا قومی

غیبت طولانی واروژ کریم مسیحی و انتظار دیدن فیلم تازه‌ای از او هر علاقه مند به سینما را بر آن می‌دارد که مشتاقانه برای دیدن فیلم بلند این کارگردان خوش‌فکر و فیلم ساز خوش‌ذوق روانۀ سینما شود؛ کارگردانی که با اولین فیلم بلندش، پردۀ آخر، مورد توجه و تحسین همگان قرار گرفت؛ فیلمی که با گذشت سال‌ها هنوز ارزش دیدن دارد و هنوز هم با هر بار دیدن می‌توان نکات تازه‌ای از آن آموخت. به همین خاطر وقتی قرار است با واروژ کریم مسیحی کار کنی اهمیت کار دو چندان می‌شود. باید آماده شوی تا با نیرویی مضاعف پا به میدان گذاری ....
سکوتی که شکسته شد
نویسنده: نادر رضایی

تردید بهانه ای است برای روایت آنچه بارها نگاه کرده ایم و ندیده ایم و آنچه گوش کرده ایم و نشنیده ایم. مسببی است با صلابت نگاه به اتفاقی مکرر در تاریخ زندگی و حلاوت کلام در بیان آنچه اکثر اوقات از کنارش چون خورشید و آسمان و زمینی که هر روز با اطمینان خاطر از آنکه فردا هم خواهند بود بی احساسی و ابرازی گذشته ایم.
هَملت با نـان و نوشابـۀ اضافـی
نویسنده: علی صمدپور

مشغول کار و در حال و هوایی دیگر بودم. یادم هست در راهروی باریک آپارتمان گوشی را گرفتم و صدای محمدرضا درویشی را شنیدم. بی درنگی گفت: ((علی جان وقت داری؟)). گفتم: ((برای چه کاری؟)). گفت: ((برای موسیقی فیلم)). گفتم: ((اگر فرصت خوب داشته باشد)). انگار می خواست قبول کنم یا من این طور فهمیدم. گفت: ((کار واروژ است)). جا خوردم چون تصور می کردم برای هر آهنگ سازی کار کردن با واروژ باید غنیمت باشد و آقای درویشی از سپردن کار واروژ به من باید احساس غبن کرده باشد. تلفن واروژ را گرفتم و مثل ناخدا خورشید ....
با تردید تردید را آغاز کردم
نویسنده: پرویز آبنار

پس از گذشت تقریباً دو دهه از ساخت فیلم پردۀ آخر خبر ساختن فیلم تردید واروژ کریم مسیحی را شنیدم ولی با تردید؟!! تا اینکه فیلم برداری با وقفه ای طولانی تمام شد. بسیار خوشحال شدم. بعد از چندی تلفن زنگ خورد، گوشی را برداشتم، واروژ بود. بعد از احوالپرسی به من گفت: ((پرویز تو عوض شده ای یا نه؟)). جواب دادم :((چرا این حرف را می زنی؟)). گفت: ((بیشتر آدم ها عوض شده اند. آن آدم هایی که می شناختم دیگر مثل قبل نیستند. تو چطور؟)). (گله مند بود). جواب دادم: ((نه زیاد)). گفت: ((می خواهم صداگذاری فیلمم را کار کنی)). گفتم....
چگونه تردید تردید شد!
نویسنده: سعید سعدی

تردید فیلمی است که پس از هفده سال دوری واروژ کریم مسیحی از عالم کارگردانی، با فیلم به یادماندنی پردۀ آخر، ساخته شد، فیلمی که تمام دوستداران و علاقه مندان به آثار فرهنگی ـ هنری انتظار آن را می کشیدند تا بار دیگر شاهد اثری ارزشمند از کارگردان پردۀ آخر باشند و با دیدن آن سینمای واقعی برایشان متبلور شود.
تردید، داستان کـوه و زایش غول
نویسنده: جمشید ارجمند

پیکرۀ سینمایی یا بهتر است بگویم پیکرۀ فیلمی هر کشوری، که خود را صاحب سنت سینما می داند، باید طیف های وسیعی از ژانرهای سینمایی را دربر بگیرد تا بتواند آن را نمایندگی کند. در این مقوله به کشورهای صاحب فرهنگ کهن سینمایی کاری نداشته باشیم. فرانسه، انگلستان، روسیه و آلمان کار خود را کرده اند و از این نظر بدهی ای به دنیا ندارند اما در جهان سوم (سیاسی اقتصادی) صفحۀ بدهکاری باز است. قصد رکوردشناسی و رکورد گیری در میان نیست اما فرهنگ سینمایی، نیازمند رفع کمبودهایی است که یکی از آنها پرداختن به....
دنیای راز‌آمیز واروژ
نویسنده: احمد طالبی‌نژاد

از فیلم سلندر سومین اثر کوتاه واروژ، چیز زیادی در ذهنم نیست جز اینکه محمد مطیع، تنها بازیگر فیلم (احتمالاً)، در هیبت یک سامورایی خسته در بیابانی و نمی دانم در پی چه چیزی می‌رفت. آنچه در ذهنم مانده این است که گویی سکانسی از یکی از آثار سامورایی کوروساوا یا کنجی میزوگوچی را می‌دیدم.
اما فاخته، محصول 1354، را به یاد دارم. این فیلم در ولایت ما محمدیه، از توابع نائین فیلم برداری می‌شد و شخصاً شاهد فیلم برداری صحنه‌ای از آن بوده‌ام. بعدها فیلم را دیدم و حس و حال....
چگونه یاد گرفتم از نگرانی دست بردارم و به تردید عشق بورزم
نویسنده: محمد سعید محصصی

واروژ کریم‌مسیحی با نخستین کارش، سلندر، دلبستگی خود را به استادش، بهرام بیضایی، با سربلندی اعلام کرد و اکنون هم گویی ابایی ندارد که خود را متأثر از او نشان دهد. آیا او هنوز نتوانسته جایگاهی مستقل برای خود دست و پا کند؟
در ابتدای فیلم، جایی که قرار است یک ضیافت بزرگ خانوادگی برای بزرگداشت پدری در گذشته برگزار شود، (بعداً می‌فهمیم که ضیافتِ اعلام پیوند ازدواج هم هست) میزانسن‌ها، حرکت‌های دوربین، رگبار کلام، که از دهان شخصیت‌های تعیین‌کنندۀ درام جاری می شود و ....
ترديد در پردۀ آخر
نویسنده: عليرضا منجّمي

ما راوي جهان نيستيم
و جهان بی رحم تر از آن است
که روايت بی وقفه اش را
به خاطر ما
لحظه ای قطع کند
حافظ موسوی
اگر اقتباسِ ترديد از هملت را سنگ بناي این اثر محسوب کنيم، در اين نوشتار ابتدا می کوشم تا نشان دهم چه تفاوت هايی ميان ترديد و هملت وجود دارد و در ادامه کوشش خواهم کرد با مقايسۀ ترديد با پردۀ آخر، فيلمِ ديگر فيلم ساز، به رهيافتی نو دست یابم و نشان دهم که چرا به گمان من ترديد اقتباسی نو از متنی ادبي است.
فیلم ((ساختن)) یا ((نساختن)) مسئله این است
نویسنده: مینو فرشچی

چند کارگردان را می شناسید که در کارنامۀ خود دو فیلم مهم و تحسین شده در جشنواره های معتبر داخلی (خصوصاً جشنوارۀ فجر) داشته باشند؟ کم تر از 10 نفر.
سؤال بالا را در مورد فیلمنامه و تدوین هم می توانیم تکرار کنیم و باز به همان جواب برسیم اما قطعاً فقط یک نفر را در هر کدام از رشته ها می شناسید که با دو فیلم، آن هم با فاصلۀ ساخت بسیار، در تمام مواردی که کار کرده (فیلمنامه، تدوین و کارگردانی) درخشیده و در صدر فهرست همکارانش قرار گرفته باشد یکبار در جوانی و ....
هنر تلفیق در سینما
نویسنده: لیدا بربریان

همانطور که شکسپیر در خلق آثار خود از گنجینۀ دوران کهن، کتب مورخان، ادبیات قرون وسطی، تجدید حیات، حوادث عصر خود و فلسفه سود جسته و تمامی آنها را با مهارت، تفکر و تخیل خود به هم آمیخته است، همانطور هم واروژ کریم مسیحی، کارگردان سینما، با ساختن فیلم تردید با چیره دستی عناصر متفاوتی را به هم پیوند داده که در کل منعکس کنندۀ دیدگاه ها و شناخت او از هنر است. این کارگردان از ادبیات کلاسیک هملتِ شکسپیر را برگزیده و فیلمنامۀ او اقتباسی آزاد از این اثر است که خود آن را نوشته و زمان و مکان آن را از قرن شانزدهم ـ هفدهم ....
تردید، سنگ محکی بر فرهنگ
نویسنده: علی مغازه‌ای

تردید، فیلمی است که به اندازۀ ساخت دو یا شاید سه فیلم، از جنس کار خود کریم مسیحی، کار و انرژی برده است.
دو باری که این فیلم را دیدم، اکران جشنواره و اکران خصوصی یا تدوین نخست و تدوین نهایی و کنونی، هر دو بار با عظمت کاری در مقیاس سینمای ایران رو به رو بودم و اینکه چه دقت و تلاشی به کار رفته است تا یک اقتباس درست و اصولی از یکی از سخت ترین و گران ترین متون تاریخ بشر تدوین و روایت شود.
در صحبتی که با واروژ داشتیم با همان روحیۀ درویش وار‌ و بی ادعای خود می‌گفت....
جستجوی سلامت نگاه واروژ
نویسنده: زاون قوکاسیان

تردید را اولین بار در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر و برای دومین بار قبل از اکران در یک جمع چهار نفره به صورت خصوصی در دفتر کار تهیه کنندۀ فیلم، سعید سعدی، دیدیم. ما؛ یعنی، من، جمشید ارجمند و مینو فرشچی به همراه علیرضا منجمی بعد از دیدن فیلم در جمعی صمیمی برداشت هایمان را از فیلم با واروژ کریم مسیحی، که چهره ای خندان و پر از دانایی داشت، در میان گذاشتیم. طبعاً حاصل فیلم برای ما راضی کننده بود و هرکدام از ما رضایتمان را از منظر خاص خود در میان نهادیم. آنچه می آید و می خوانید دستاورد این نمایش خصوصی....
یادم می‌آید...
نویسنده: حسن فارسی

چند روزی پیش دوست گرامی‌ام، زاون قوکاسیان، به ‌من، که چند ماهی است خارج از ایرانم، زنگی زد و خواست تا به‌دلیل سال‌ها دوستی با واروژ و همکاری با او در کارهایش مطلبی در همین زمینه‌ها بنویسم. حقیقتش برایم کار دشواری آمد، اما به‌ هر حال احساس وظیفه مرا وادار به نوشتن این مختصر نمود. گفتم دشوار چراکه وقتی سابقۀ دوستی و همکاری دو نفر از سی و پنج سال هم بگذرد چگونه مختصر مطلبی می‌تواند گویای موضوع باشد؟
سال 1353 ساختن مجموعه‌ای تاریخی به‌نام....
واروژانه
نویسنده: امرالله احمدجو

ـ خدا نخواسته اگر واروژ کریم مسیحی را نداشتیم یک فیلم ساز خوب کم داشتیم اما اگر تو را خدا خواسته نداشتیم، چه غم داشتیم؟ خیلی هم بهتر بود. نه فقط برای من، برای عالم و آدم بهتر بود!
ـ بی جا کردی!
ـ چرا؟
ـ برای اینکه زیرا!
ـ مثل همین جوابت خودت هم ((دری وری)) هستی و دری وری هر چه، حتی ....
آلبوم تصاویر




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 3755