نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

نقـد و بررسـی کتـاب کتاب شناسی توصیفی ادبیات تطبیقی

نویسنده: دکتر طهمورث ساجدی[1]

نام کتاب: کتاب شناسی توصیفی ادبیات تطبیقی

Click to enlarge
     

نویسنده:ابوالقاسم رادفر‏

محل نشر:تهران                

انتشارات: طهورا‏

سال نشر: 1393ش

بدواً لازم است گفته شود که پدیدآور، دکتر ابوالقاسم رادفر، از شاگردان مرحوم دکتر جواد حدیدی، تطبیق گر فرانسه زبان ‏دانشگاه مشهد، بودهاند و مبانی اولیه و بعدی ادبیات تطبیقی را نزد ایشان آموختهاند و سپس خود نیز به ادبیات تطبیقی و ‏مطالعات تطبیقی پرداختهاند و حوزۀ تحقیقات خود را کشورهای اسلامی اختیار کردهاند. نکتۀ دیگر اینکه یکی از آرزوهای ‏همیشگی حدیدی تهیۀ فهرستی از کتابها، مقالهها و رسالهها دربارۀ ادبیات تطبیقی و مطالعات تطبیقی بود که سرانجام ‏بیماری مزمِنِ او تحقق آن را غیرممکن ساخت ولیکن رادفر با موفقیت آن را به انجام رساند. ‏

پدیدآور فهرست خود را تحت چهار عنوان جمعآوری و به شکل زیر ارائه کرده است:

1. کتابهای تطبیقی و مقایسهای (ص11ـ‏‏54)؛

2. مقالات مقایسهای (ص55 ـ524)، که رکن اصلی فهرست را تشکیل میدهد و بهطور اکید توجه آن به همایشهای ‏دانشگاهها و انجمنهای علمی و مجلات مستقل پژوهشی معطوف است؛

3. مقالات مقایسهای (ص525ـ654)؛

4. ‏پایاننامههای کارشناسیارشد و رسالههای دورۀ دکتری (ص 655ـ744).

در اغلب موارد، چکیدۀ مقالات بسیار سازنده است و به ‏تحقیق کمک میکند. در جلوی عناوین این چهار موضوع تفكیك شده نشانۀ شماره داری وجود ندارد؛ لیكن پدیدآور عناوین ‏كوتاه شدۀ این چهار موضوع را در آخر کتاب آورده و تا حد زیادی جبران مافات کرده است (ص748 ـ850). در پایان، در بخش ‏‏«پیش درآمد منابع و مآخذ» (ص849ـ 855)، به جز ذکر منابع، از مشکلات خود در طول چاپ هم به صحبت پرداخته است. ‏

در هر حال، آنچه که از بررسی کلی این فهرست حجیم مشهود است، نگاه نو به گرایشهای فعلی ادبیات تطبیقی، مثل تأثیر و ‏تأثر، تشابهات، توارد، مضمون شناسی، منبع شناسی، دریافت و یا استقبال از اثر نویسندهای، تصویرشناسی و ترجمه شناسی ‏است. آنچه هم که در فرانسه، که صاحب مکتب خاص خویش است، تحت عنوان ادبیات تطبیقی بررسی و ارائه میشود، تقریباً ‏در همین زمینهها است. ‏

در کنار اسامی نویسندگان و شعرایی همچون صادق هدایت، صادق چوبک، جلال آل احمد، سیمین دانشور، ابراهیم گلستان، ‏سید محمدعلی جمالزاده، نیما یوشیج، احمد شاملو، فریدون مشیری، قیصر امینپور و نیز شعرا و عرفای کلاسیک، ترجیحاً ‏دربارۀ افراد و آثاری صحبت میکنیم که، به دور از تعاریف عدیدۀ ادبیات تطبیقی، به دنبال مضمون و گرایش خاصی رفتهاند ‏و در مجموع آثار ارزشمندی پدید آوردهاند. این نکته نیز قابل ذکر است، تحقیقاتی که امروز در زمینۀ ادبیات فارسی ارائه ‏می شود تا حد زیادی متأثر از ایران شناسی و خاورشناسی فراملی با صبغۀ اسلامی است و از این رو، ما نیز در بررسیهای خود ‏این جوانب را مد نظر قرار میدهیم. ‏

چاپ متن و ترجمۀ شاهنامه، از قرن نوزدهم در اروپا مورد توجه مراکز ایران شناسی و خاورشناسی قرار گرفت. در انگلستان، که ‏ایران شناسی آن ترجمۀ شاهنامه را تجربه کرده بود، شاعر انگلیسی ماتیو آرنولد،[2] در منظومهاش با نام رستم و سهراب (1853م)، ‏دست به اقدام بیبدیلی زد و کاری کرد که صرفاً ممکن بود در حوزۀ عمل ایرانشناسانی چون فریدریش روکرت[3] ‏آلمانی یا والنتین ژوکوفسکی[4] ‏روسی قرار گیرد. در هر حال، در ایران، منظومۀ آرنولد توسط منوچهر امیری و با عنوان ‏رستم و سهراب (ترجمه و مقایسه با رستم و سهراب شاهنامه) (1331ش) ترجمه و منتشر شد. داستان رستم و سهراب در انگلستان، به گونۀ دیگری نیز مورد توجه نویسندگان قرار گرفت، بهطوری که سوژۀ کوهولین ایرلندی، توجه ویلیام باتلرییتز،[5] نویسندۀ ایرلندی ‏تبار انگلیس، را به خود جلب کرد. از حسن اتفاق پژوهشگری ایرانی از هندوستان، به نام جوانجی جمشید جی مدی، در بررسی ‏تطبیقی خویش، تحت عنوان مقایسۀ حماسۀ کوهولین ایرلند و داستان رستم و سهراب فردوسی (1905م)، نخستین تحقیقات تطبیقی ‏را در این زمینه انجام داد[6] و بدینسان راه را برای علاقمندان آن گشود.‏

به علاوه، توجه به فردوسی و هزارۀ آن در ایرانِ سال 1313ش، موجباتی فراهم کرد تا مجموعهای از تحقیق و ترجمه در بخش ‏‏«فردوسینامه» مجلۀ مهر منتشر شود، از جمله ترجمهای که مسعود فرزاد از «کوهولین: نمایشنامهای براساس روایت ایرلندی ‏رستم و سهراب»، نوشتۀ ییتز[7] که ظاهراً چاپ اولیۀ آن با نام « کوهولین، رستم ایرلندی: درام انگلیسی، ‏بیجا، بینا، بیتا» در 22 صفحه منتشر شده بود. [8] به دنبال آن فریدون وهمن، مقالۀ «‏رستم و سهراب و داستان های شبیه به آن در افسانه های دیگران»[9] را منتشر کرد[10] ‏‏که در آن گفته شده بود داستان رستم و سهراب شباهتهای زیادی با داستان حماسی کوچولائین و کنلائوج ایرلندی ‏دارد. [11]

این چند اقدام، بهویژه ترجمههای فرزاد و امیری، که به مطالعات تطبیقی هم توجه داشتند، مفید واقع ‏شد، به طوری که در دهۀ 1380ش، سوای این پژوهشهای مستقل، چندین تحقیق دانشگاهی در همایشها ارائه شد و سوژۀ ‏کوهولین ایرلندی همچنان مورد توجه پژوهشگران آشنا به زبان انگلیسی قرار گرفت. [12]لازم به یادآوری است که کتاب بررسی تطبیقی رشد ادبیات،[13]اثر ه. مونرو چادویک و ن. کرشاو چادویک، سوای اینکه به ادبیات داستانی اروپا و به ادبیات تطبیقی میپردازد، ادبیات ‏ایرلندی را نیز مورد بررسی قرار میدهد. ‏

داستان عشقی ورقه و گلشاه، تألیف عیوقی، شاعر معاصر سلطان محمود غزنوی (اوایل قرن پنجم قمری)، در بحر متقارب سروده شده ‏و ظاهراً قدیمیتر از ویس و رامین اثر فخرالدین گرگانی است. داستان عیوقی شباهت زیادی با داستان عشقی لیلی و مجنون ‏نظامی دارد و در حال حاضر دو روایت فرانسوی منظوم از آن که متعلق به قرن سیزدهم میلادی است، وجود دارد. احمد آتش، ‏ایران شناس اهل ترکیه، نخستین بار به کشف ورقه و گلشاه نایل آمد و شرحی از آن را در مقالۀ «یک مثنوی گمشده از ‏دورۀ غزنویان، ورقه و گلشاه»، در مجلۀ دانشکدۀ ادبیات تهران، ارائه کرد و ذبیح الله صفا هم چاپی از آن را ‏با مقدمه و حواشی، در 1343ش، منتشر ساخت. [14] آتش و صفا معتقد هستند که نظیر مثنوی ورقه و ‏گلشاه، در ادبیات قرون وسطای اسپانیا و فرانسه در داستان فلوآر و بلانش فلور[15] وجود دارد. یان ریپکا،[16] با اطلاعات دقیقتری ‏منظومۀ عیوقی و نظایر آن را در ادبیات سدۀ دوازدهم اسپانیا و فرانسه بررسی کرده و آن را شبیه فلوآر و بلانش فلور دانسته ‏است. [17]سرانجام اینکه، فرانسویان معتقدند که داستان منظوم و منثور اوکاسن و نیکولِت،[18] که در نیمۀ ‏اول قرن سیزدهم میلادی در شمال کشورشان سروده شده، دارای نشانهها و ویژگیهای داستان فلوآر و بلانش فلور است؛ اما ‏فهرست ما نشان می دهد که علی رغم شروع تحقیقات دانشگاهی دربارۀ مقایسۀ ورقه و گلشاه و لیلی و مجنون، از 1354ش[19] ‏‏و سپس تداوم آن در 1376ش،[20] در 1390ش، سه تحقیق دانشگاهی دیگر نیز انجام گرفته،[21] که یکی از آنها عمیقاً به محتوای داستان ورقه و گلشاه پرداخته است؛[22] لیکن به ‏نظر نمیرسد که از روایات فرانسوی و اسپانیایی آن و یا حتی از تأثیر و تأثر آن در ادبیات قرون وسطای اروپا صحبتی به عمل ‏آمده باشد. ‏

در ایران، توجه به معراج نامهها در دهۀ 1380ش، صورت گرفت[23] و از این رو، جا دارد بگوییم که توجه ‏به آن در فرانسه، توسط خاورشناسان، از اواخر قرن نوزدهم انجام گرفت، مضاف بر اینکه نتایج باورنکردنی آن هنوز هم از ‏امهات مطالعات تطبیقی در عصر نوین آن در ایران است. در واقع، در 1882م، آبِل ژان باتیست پاوه دو کورتِی،[24] استاد ‏زبان ترکی در کُلِژ دو فرانس،[25] معراجنامه را براساس نسخهای اویغوری به زبان فرانسه ترجمه کرد. چند سال بعد، ایران شناس فرانسوی، آدرین بار تِلِمی،[26] که معرّفش در ایران صادق هدایت بود و ماتیکان گجستک ابالیش(1887م) را به فارسی ‏ترجمه کرد، ارداویرافناک (1887م) را به فرانسه ترجمه و منتشر کرد. این معراج نامه نه فقط در فرانسه و اروپا که در نزد ‏پارسیان هندوستان هم مورد توجه قرار گرفت. ‏

ادگاربلوشه،[27] ایران شناس فرانسوی، که نام و آوازهاش در ایران به دلیل مراودۀ علمی او با علامه محمد قزوینی معروف ‏است، از راه دیگری وارد معراج نامهها و به تبع آن تحقیقات تطبیقی و منبع شناسی شد. او ابتدا مطالعهای مبسوط تحت عنوان ‏‏«تحقیقات دربارۀ تاریخ دینی ایرانیان» (1898م) منتشر کرد و در بخشی از آن به عروج پیغمبر اسلام پرداخت؛ اما بعدها تحقیقات او دامنۀ وسیعتری یافت و در پی آن، کتاب معروف منابع شرقی کمدی الهی (1910م) را منتشر کرد که در نوع خود و به ‏دلیل منبع شناسی کمدی الهی دانته الیگری،[28] عصر نوینی را در تحقیقات خاورشناسی و ادبیات مذهبی و به تبع آن در ‏مطالعات تطبیقی رقم زد. البته، این تحقیقات با مطالعات تطبیقی کُنتِس داگو،[29] معروف به دانیل اشترن،[30] با عنوانگفت و گو دربارۀ ‏دانته و گوته (1866م)،که تفسیری است دربارۀ کمدی الهی و فاوست، ربطی ندارد ولیکن اولین در نوع خود است. ‏

کشیش و خاورشناس اسپانیایی، میگوئل آسین پالاسیوس،[31] که به طور اخص به غزالی میپرداخت، ابتدا معاد اسلامی در ‏کمدی الهی (1919م) و سپس تأثیر اسلام در کمدی الهی (1924م) را منتشر کرد. بعدها، پس از فوتش، آثار دیگری از او ‏همچون دانته و اسلام (1927م) و ریشههای اسلامی کمدی الهی (1933م) که یادآور تحقیق جانانۀ بلوشه است، منتشر شد. ‏ایران شناس انگلیسی، رینولد الین نیکُلسون،[32] که نامش با چاپ متون مثنوی معنوی مولوی و ترجمۀ آن به زبان انگلیسی ‏پیوند خورده است، از جنبۀ دیگری به آثار دانته پرداخته است. در واقع، او معتقد بود که ایرانِ قرون ششم و هفتم هجری/ دوازدهم و ‏سیزدهم میلادی، به خاطر اشعار عرفانی سنایی، عطار و مولوی، عصر طلایی عرفان اسلامی است و سنایی هم پیشرو آن است. ‏او افکار سنایی را با دانته، مؤلف کمدی الهی، مقایسه کرد و او را مقدم بر وی دانست و نتیجۀ تحقیقات خود را با عنوان یک ‏ایرانی پیشقدم بر دانته (1936م) منتشر کرد. ‏

این مقالۀ مهم در 1945م، توسط مسعود فرزاد و در 1323ش، توسط عباس اقبال به فارسی ترجمه و منتشر شد. [33]در پی آن، توجه به سنایی و دو اثرش، حقیقۀ الحقیقه و سیر العباد و الی المعاد، فزونی یافت و حتی مقایسههایی بین اثر اخیر وی و بهشت گمشدۀ جان میلتون،[34] انگلیسی به عمل آمد. [35]توجه به سنایی و آثار او، ‏در دهۀ 1380ش، سریعاً گسترش یافت و منجر به توجه بیشتر به آثاری چون حقیقۀ الحقیقه، ارداویراف نامه، ‏کمدی الهی، رسالۀ الغفران ابوالعلاء معری و حتی رؤیای خنوخ و ارائۀ 36 مقاله در همایشها و پایان نامههای کارشناسی ارشد در دانشگاهها در این زمینه شد. [36]

نویسندۀ معاصر، محمود دولت آبادی، پیش از نویسندگی و بعد از ورود مطلق به سلک اهل قلم، تجارب زیادی کسب کرده بود؛ ‏با وجود این هرگز تصور نمیرفت که رمان ده جلدی کلیدر (1357ـ1363ش)، که حاصل این تجارب بود، هم ردیف با دهها اثر دیگر او باشد. ‏رمانهای دیگر او مانند جای خالی سلوچ (1358ش) و سلوک (1382ش) نیز همواره مورد توجه پژوهشگران حوزۀ مطالعات تطبیقی بوده و هست. البته، در نیمۀ اول ‏قرن بیستم میلادی و تا مدتهای مدید، رمانهای طولانی در فرانسه به تبع ادبیات روسی در قرن نوزدهم، باب روز شده بود و اکنون ‏نیز چندین ترجمۀ نفیس فارسی از آنها را در اختیار داریم، از جمله رمان های ژان کریستف و جان شیفته، دو اثر معروف از رومن رولان،[37] با ترجمۀ به آذین (محمود اعتمادزاده) یا خانوادۀ تیبو، اثر روژه مارتن دوگار،[38] با ترجمۀ ابوالحسن نجفی. در هر حال، آنچه که تصور آن در ایران نمیرفت، شکلگیری و تحقق نوع ادبی رمانهای طولانی بود که آن ‏نیز به لطف دولت آبادی در ایران به منصۀ ظهور رسید و جایگاه ادبیات معاصر ما را تحکیم بخشید. ‏

اما آنچه که کلیدر را وارد عرصۀ دانشگاهی، همایشها و حتی مجلات مستقل ادبی (راهنمای کتاب) کرد، بیشتر گرایش منبع شناسی ادبیات تطبیقی بود. از این رو، تا کنون بررسیهایی در این زمینه بین کلیدر و شاهنامه، خسرو و شیرین، حسنک ‏وزیر و حتی مرزبان نامه صورت گرفته که در نوع خود گامی مثبت به سوی ادبیات تطبیقی در ایران پس از انقلاب یا به ‏طور دقیقتر از سالهای 1380ش تا کنون بوده است. [39]اما در بعضی از تحقیقات فرامرزی ‏یا جهانی شده، مضمون هستی شناسانۀ آثار مقایسه شده است؛ مانند بررسی تطبیقی سلوک، اثر دولت آبادی با مهمانی خداحافظی، اثر میلان کوندرا،[40] یا کلیدر با کلبۀ عموتوم اثر هریت بیچراستو[41] و یا حتی جایخالی سلوچ با ‏خوشههای خشمِ جان استاین بک[42]. [43]

‏ آنچه که در ادبیات معاصر ایران چشمگیر است و بعضی از تحقیقات دانشگاهی اهمیت و جایگاه آن را به خوبی نشان میدهند، تنوع والایی است که در افکار و اندیشههای فروغ فرخزاد (1313ـ 1345ش) وجود دارد و وی را به شعرا ‏و نویسندگان آنگلوساکسون، اروپا و آمریکای لاتین مرتبط میکند. در واقع، هیچ یک از نویسندگان و شعرای معاصر ‏ایران تاکنون این حد با نویسندگان بزرگ جهان پیوند کاری نخورده اند. هیچ معلوم نیست که چگونه شاعره ای پر احساس مثل ‏او مورد توجه یک ادیب درباری همچون شجاع الدین شفا قرار گرفته و او برای یکی از مجموعه اشعار وی به نام اسیر (1334ش)، مقدمه ‏نگاشته. شفا در این مقدمه به جز بررسی مضمونی اشعار فرخزاد، او را با آلفونسیا استورنی،[44] شاعرۀ آرژانتینی، که خود او معرّف وی در ایران بوده، مقایسه کرده ‏است. گردهاری تیکو[45] دربارۀ فروغ مینویسد: «اولین اثر وی، اسیر، در 1334ش/1955م، منتشر شد که مقدمهای از شجاع ‏الدین شفا را با خود داشت. شفا از خوانندگان خواسته بود که بدون هر نوع داوری اخلاقی، اثر شعری فرخزاد را به بررسی ‏بنشینند. وی اضافه کرده است که شعر او قابل مقایسه با اشعار امریکای لاتین خصوصاً شعرهای آلفونسیا استورنیاست و بیشتر با ‏احساس سر و کار دارد تا عقل و فکر. وی بیشتر به دنبال حرارت و هیجان است تا خوشبختی».[46]

در ادامه و در توضیحات میخوانیم که استورنی، شاعرۀ آرژانتینی، که دست به خودکشی زد، از طریق شفا، که اشعارش را در ‏اثری تحت عنوان شاعرهها ترجمه کرد و بدین سان، معرّف او در ایران شد، در نزد ایرانیان شناخته شد و فروغ هم به این ترجمه ‏دسترسی پیدا کرد. [47] چند سال بعد، گلی ترقی با ترجمۀ اثری از شاعرۀ آمریکایی، سیلویا پلات،[48] با نام حباب شیشه ‏‏(1352ش)، معرّف وی در ایران شد. آنچه که مایۀ تعجب شده، این است که در هیچ یک از تحقیقات تطبیقی که تا کنون انجام گرفته ‏صحبتی از استورنی به میان نیامده است؛ ولیکن تعدادی مقاله و پایان نامه وجود دارد که در آنها پلات، امیلی دیکنسون[49]‏ و آن ‏سکستون امریکایی با فروغ مقایسه شدهاند. [50] برخی از محققان هم فروغ را ‏با تی. اس. الیوت،[51] ژاک پرِوِر،[52] شارل بودلر[53] و ‏گابریل کولِت[54] ‏مقایسه کردهاند. [55]

پس از برگزاری کنگرۀ بزرگداشت پروین اعتصامی در 1385ش، در دانشگاه اراک، اشعار او تا حد زیادی مورد توجه پژوهشگران ‏دانشگاهی واقع شد و برخی از مضامین موجود در مجموعه اشعارش بررسی و نقد شد که شاید تا آن زمان شناخته شده نبود. تأثیر قرآن در ‏آثار اعتصامی[56] یا مقایسۀ اندیشههای او با اندیشههای برخی از شاعران مانند سعدی،[57] اقبال لاهوری[58] ‏و حتی نظامی[59] و فروغ فرخزاد[60] از جملۀ این تحقیقات و بررسی هاست. به لطف ترجمههای پدرش، یوسف ‏اعتصام الملک، پروین از ادبیات غرب تأثیر گرفته بود[61] و شاید نخستین بار عبدالحسین زرین کوب بود که ‏متوجۀ این تأثیرپذیری او شد. [62]به همین رو، خواننده با استقبال تمام به مطالعۀ کتاب ‏سرچشمههای مضامین شعر امروز ایران[63] میپردازد که در آن مجموعهای از این نوع تأثیرات در نزد دهخدا، پروین، ‏شهریار، م.امید، خانلری، ادیب الممالک، بهار، رهی، ایرج میرزا، گلچین معانی، نیما یوشیج و سیداشرف الدین حسینی ‏شناسانده شده است. مع الوصف، چنین به نظر میرسد که هنوز پروین ابعاد دیگری دارد و هنوز جامعیت آثار او به تمامی مورد ‏بررسی قرار نگرفته است.‏

آثار سهراب سپهری، شاعر و نقاش معاصر ایرانی ـ که پدربزرگش، محمد تقی سپهر، مؤلف ناسخ التواریخ، از دوستان بذلهگوی آرتور دو گوبینو،[64] شاعر، مورخ، محقق و دیپلمات فرانسوی، بود و از این رو، بر زبان فرانسه تسلط کامل داشت ـ در فهرست ما تنها یک بار در زمینۀ ادبیات تطبیقی ایرانی، با ابوسعید ابوالخیر مقایسه و بررسی شده[65] و در بقیۀ موارد، خارج از این حوزه مورد توجه قرار گرفته است. به ظاهر، او کشف جدید دانشجویان رشتۀ زبان و ‏ادبیات انگلیسی است که عزم جزم کردهاند تا او را با شعرا و نویسندگان و هنرمندان انگوساکسون مقایسه کنند. در ‏‏1866م، منتقدان انگلیسی، دربارۀ کتاب شاعر امریکایی والت ویتمن،[66]برگهای علف (1855م) گفتند: «شاعر توانسته است ‏خود را نه تنها با روح شعر فارسی بلکه با کلیۀ ویژگیها، لحن و خصوصیات آن آشنا سازد.» [67]معروف ‏است که او در کتاب دیگرش با نام گذری به هند (1871م)، ترکیبی از شرق و غرب را مدنظر داشت. در هر حال، سپهری دوبار با ‏ویتمن مقایسه شده است؛[68] بار اول دو شعر از این دو شاعر از منظر نقد فرمالیستی مورد توجه قرار گرفته و نقد شده و ‏بار دوم شعر دیگری از ‏ویتمن با شعر معروف سهراب صدای پای آب بررسی شده است. ‏

ظاهراً بین آثار سپهری و آثار نویسندگان و شعرای انگلیسی هم فکری و تشابهات بیشتری وجود دارد که باعث شده تحقیقات ‏بیشتر به این سو متمایل شود. به همین خاطر است که مشاهده میشود آثار ویلیام بلیک،[69] ویلیام باتلر ییتز و جان کیتس،[70] با آثار سپهری مقایسه شده و مورد بررسی قرار گرفته. در دو مورد نا متعارف، آثار سپهری با آثار کریشنا مورتی[71] فیلسوف ‏هندی و ژان پیاژه،[72] روان کاو و معرفتشناس سوئیسی، مقایسه شده است. [73]عقاید منتقد روس، ویکتور ‏شکلوفسکی،[74] نیز با اشعار سپهری مورد مُداقه قرار گرفته است. [75] به علاوه، سپهری یک ‏بار هم با بودلر[76] مقایسه و بحثهایی دربارۀ برخی از اندیشهها و مضامین شعری او به عمل آمده است.

بدعت دیگری، که بیشتر در مقالات ارائه شده در همایش ها ‏ملاحظه می شود، استفادۀ به جا و بحثِ آرای نظریه پرداز روس، بوریس توماشِفسکی،[77] برای اشعار نیما یوشیج[78] و ‏نظریه پرداز دیگر روس، ولادیمیر پراپ،[79] برای تحلیل حکایاتی از کوشنامه است. [80]

در 1384ش، یکی از پژوهشگران حوزۀ تطبیقی شعر میتراود مهتاب نیما یوشیج را با ظرافت بررسی کرده و جنبۀ تأثیرپذیری او را ‏نشان داده است. [81]در 1385ش و سپس در 1390ش، تطبیق گر دیگری مضمونی از نیما را با دو اسم ‏متفاوت خود، آن هم در دو مقالۀ متفاوت ارائه کرده است،[82]روشی که به هیچ وجه قابل قبول نیست و هیچ ‏نفعی هم در آن مشاهده نمیشود. ‏

زبان و فرهنگ ما به سرزمینهای دوردست رفته و یا اینکه مورد توجه سرزمینهای دوردست قرار گرفته است. از این ‏رو، در این نوشتار، مقالاتی را در زمینۀ ادبیات تطبیقی ارائه کردیم که نشان دهندۀ غنای زبان و فرهنگ ایرانی هستند. در هر حال، آنچه ‏که ارائه شد و تقریباً تعداد متنابهی که مورد بررسی قرار گرفت، شامل کشورها و مناطقی همچون چین، ژاپن، یونان، فرانسه، ‏انگلیس، آلمان، امریکا، هند، مصر، بنگال، رومانی، پنجاب، تاجیکستان، ارمنستان، گرجستان، بوسنی، اوکراین، کنیا ‏‏(سواحیلی)، سوریه، عراق، صربستان، ویتنام، روسیه، قرقیزستان، یمن، پاکستان و آرژانتین بود. این آمار نشان ‏میدهد که گسترش زبان و فرهنگ ایرانی هنوز راهی طولانی را باید بپیماید و همچنان باید امیدوار باشد که در سایر نقاط دنیا مستقر ‏شود. ‏

‏ سرانجام اینکه اغلاط چاپی کتاب به گونهای نیست که متن را نامفهوم کند ولیکن تعداد زیاد آنها ممکن است که ‏چنین وضعیتی را پیش آورد، به ویژه اینکه در مواردی قلم عوض میشود و ایتالیکها هم فراموش میشود. اگر کتاب به ‏چاپ دوم برسد، که خواهد رسید و تکمیل هم خواهد شد، حتماً لازم است که این اغلاط صحیح شود و قلم گزینی ‏صحیح هم اکیداً اعمال شود. ‏

 

پی‌نوشت‌ها:

1- طهمورث ساجدی، دانشگاه تهران / مرکز پژوهشی زبان ملل (‏ReCeLLT‏)‏

2-  Mathew Arnold (1812-1888)

3- ‏‎‎ Friedrich Rückert (1788-1869)

4-  Valentin Zhukovsky (1858-1918)

5- ‏‎‎ William Butler Yeats (1865-1939)

6- ابوالقاسم رادفر، کتاب شناسی توصیفی ادبیات تطبیقی (تهران: طهورا، 1393)، ص43.

7- همان، ص53.

8- محسن ناجی نصرآبادی، فهرست کتاب های فارسی شدۀ چاپی از آغاز تا سال 1370 (مشهد: ‏بنیاد آستان قدس رضوی، 1380)، ج3‏، ص2040.

9-فریدون وهمن،«رستم و سهراب داستان های شبیه به آن در افسانه های دیگران»، سخن، س18، ش 1(خرداد 1348): 24ـ36.

10-رادفر، همان جا.

11-همان جا.

12-همان ، ص 93، 124، 130، 201، 249، 270، 347 و ‏‏685.

13- ه. مونرو چادویک؛ ن.کرشاو چادویک، رشد ادبیات: ادبیات باستان اروپا، ترجمۀ فریدون بدره ای (تهران: علمی و فرهنگی، 1376)، ج1.

14- ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران (تهران: فردوس، 1366)، ج 1، ص601. ‏

15- ‏‎‎ Floire et Blanchefleur

16-‏‎‎ Jan Rypka

17- یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، مترجم عیسی شهابی (تهران: علمی و فرهنگی، 1381)، ص256. ‏

18-  Aucassin et Nicolette

19- رادفر، همان، ص676.

20- همان، ص732.

21- همان، ص324، 343 و 600.

22-همان، ص343.

23-همان، ص70 و 732.

24- Abel ـ Jean ـ Baptiste Pavet de Courteille (1821-1889)

25- Collège de France

26-‏‎‎ Adrien Barthèlemy (1859-1949)

27-‏‎‎ Edgar Blochet (1870-1937)

28- Dante Alighieri (1265-1321)

29- ‏‎‎ Comtesse d’Agoult (1805-1875)

30- ‏‎‎ Daniel Stern

31-‏‎‎ Miguel Asin Palacios (1871-1924)

32- Reynold Alleyne Nicholson (1868-1945)

33- همان، ص349، 352 و 500.

34- John Milton (1608-1674)

35- همان، ص183.

36-همان، ص 60، 90، 123، 135، 167، 183، 185، 231، ‏‏233، 226، 281، 306، 311، 326، 327، 332، 349، 352، 381، 408، 425، 441، 476، 482، 542، 559، 571، ‏‏598، 691، 699، 701، 704، 709، 714 و 724.

37- Romain Rolland (1866-1944)

38-  Roger Martin du Gard (1881-1958)

39- رادفر، همان، ص549، 607، 610، 703 و 720.

40-  Millan Kundera (1929-…)

41-‏‎‎ Harriet Beecher ـ Stowe (1811-1896)

42-‏‎‎ John Steinbeck (1902-1963)

43- همان، ص 70، 446 و 68.

44-‏‎‎ Alfonsina Storni (1892-1938)

45- ‏‎‎ Girdhary Tikku

46- یعقوب آژند، ادبیات نوین ایران (تهران: امیرکبیر، 1363)، ص 199. ‏

47- آژند، همان، ص 215.

48-‏‎‎ Sylvia Plath (1932-1963)

49-‏‎‎ Emily Dickinson (1830-1886)

50- رادفر، همان، 90، 110، 287، 325، 488، 659 و 699.

51- ‏‎‎ T.S. Eliot(1888-1965)

52- ‏‎‎ Jacques Prévert (1900-1977)

53-‏‎‎ Charles Baudelaire (1821-1867)

54-‏‎‎ Gabrielle Colette (1873-1954)

55- رادفر، همان، ص 86، 316 و 723.

56- همان، ص 248 و 298.

57- همان، ص 324.

58- همان، ص 318.

59- همان، ص 641.

60- همان، ص 617 و 650.

61- همان، ص 335.

62- عبدالحسین زرین کوب، شعر بی دروغ، شعر بینقاب (تهران: علمی،1372)، ج7، ص 239. ‏

63- رادفر، همان، ص 206.

64-‏‎‎ Arthur de Gobineau (1816-1882)

65- همان، ص 602.

66- ‏‎‎ Walt Whitman (1819-1892)

67- ویلیس ویگر، تاریخ ادبیات آمریکا، ترجمۀ حسن جوادی (تهران: امیرکبیر، 1355)، ص174. ‏

68- رادفر، همان، ص126و 234.

69- ‏‎‎ William Blake (1757-1827)

70- John Keats (1795-1821)

71- ‏‎‎ Krichnamaurti (1895-1986)

72- ‏‎‎ Jean Piaget (1896-1980)

73- رادفر، همان، ص321، 451 و 452.

74-‏‎‎ Victor Chklovski (1893-1981)

75- همان، ص 456.

76- همان، ص 362.

77- ‏‎‎ Boris Tomachevsky (1890-1957)

78- همان، ص 309.

79-‏‎‎ Vladimir Propp (1895-1970)

80- همان، ص 393 و 416.

81- همان، ص 148.

82- همان، ص 626 و 537.

 

منابع:

آژند، یعقوب. ادبیات نوین ایران(ترجمه و تدوین). تهران: امیرکبیر، 1363. ‏

درودیان، ولی الله. سرچشمههای مضامین شعر امروز ایران. تهران: نی، 1385. ‏

زرین کوب، عبدالحسین. شعر بی دروغ، شعر بینقاب. تهران: علمی، 1372. ج7. ‏

صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، 1366. ج 1. ‏

ناجی نصرآبادی، محسن. فهرست کتاب های فارسی شدۀ چاپی از آغاز تا سال 1370 (زیر نظر). مشهد: ‏بنیاد آستان قدس رضوی، 1380. ج3. ‏

ویگر، ویلیس. تاریخ ادبیات آمریکا. ترجمۀ حسن جوادی. تهران: امیرکبیر، 1355. ‏ 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 68440