نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

ارامـنه‎ ‎و انقـلاب‎ ‎مشروطـۀ‎ ‎ایـران ‏دانشنامـۀ کوچک ارمنیـان و انقلاب مشروطـه

نویسنده: سید محمدرضا مزینانی[1]

 

نام کتاب:ارامنه و انقلاب مشروطۀ ایران   

Click to enlarge

تصویر روی جلد کتاب

ارامنه و انقلاب مشروطۀ ایران

                          

 نویسنده:سید سعید جلالی

ویراستار: حمید اسکندری

 مشخصات نشر:  تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

سال نشر:1392ش

 

سر سخن

کتاب ارامنه و انقلاب مشروطۀ ایران نوشتۀ سید سعید جلالی تلاشی است برای ارائۀ تصویری جامع و ‏کامل از همۀ طیف  ها و جنـاح  های ارمنی درگـیر در نهـضت و انقلاب مشروطه و زدودن این تصـویر غالب که ‏ارمـنیان را در واقعـۀ مشروطـه تنها با موزر و بمب به خاطر مـی  آورد.‏[2]آنچه در ادامه از نظر خواهد گذشت ‏معرفی محتوای این اثر و نوآوری آن در حوزۀ پژوهش دربارۀ ارمنیان و انقلاب مشروطه است.‏

 

ارامنهوانقلابمشروطۀایران‏

مؤلف کتاب را به چهار بخش تقسیم کرده است:‏

‏1. نگاه اجمالی به تحولات اجتماعی جامعۀ ارامنۀ ایران از دورۀ صفویه تا عصر مشروطیت؛‏

‏2. سوسیالیسم ایرانی، دو تجربه از گفتمان  های سوسیالیستی در ایران عصر مشروطه؛‏

‏3. هنچاکیان در انقلاب مشروطۀ ایران (توأمانی تفنگ و قلم)‏؛

‏4. داشناکسوتیون در ایران (پیروزمردان بد فرجام).‏

هریـک از ایـن بخـش  ها از فـصل  های چـندی تشکیـل شده است که در برخـی مـوارد تقسیم  بندی آنها نامتناسب به نظر ‏می  رسد، چنان که در میان آنها فصلی دو صفحه  ای نیز به چشم می  خورد. بخش اول دارای چهار ‏فصل، بخش دوم هشت فصل، بخش سوم شش فصل و بخش پایانی دارای شانزده فصل است. این کتاب ‏در 207 صفحه و به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در 1392ش به چاپ رسیده است.‏

نویسنده در آغاز به جایگاه تاریخی ارمنیان در ایران پرداخته و با این مقدمه نقش آنان را ‏در حوزه  های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از عصر صفویه تا قاجار و در نهایت، تا انقلاب مشروطه به تصویر ‏کشیده. در ادامۀ این سیر تاریخی، نویسنده به وضعیت ارمنیان به ویژه در زمان شاه عباس پرداخته و به کوچانیدن ‏ارمنیان به دست وی از قفقاز و مناطق شمال غربی سرحد ایران با عثمانی، به دلایل متفاوت و گوناگون، اشاره کرده است. دست آخر نیز به اقدامات شاه  عباس در زمینۀ اسکان ارمنیان در حومۀ اصفهان، که به جلفای جدید معروف شد، پرداخته است. در مجموع، تلاش مؤلف در فصل اول و دوم از بخش اول بر این است که با بررسی سیر ‏تاریخی زمینه را برای ورود ارمنیان و فعالیت  های آنان در عرصۀ نهضت مشروطه آماده سازد.‏

بنابراین، چنین می  خوانیم که شاه عباس با هوشمندی، با امتیازاتی که در جلفای جدید به ارمنیان داد، سبب شد تا نظام اقتصادی ایران در آینده قوام یابد آنچنان که حتی پس از مرگ این حامی ‏بزرگ و سخت  گیری  های مذهبی در دورۀ پادشاهان بعدی، مانند شاه سلطان حسین، باز هم ارمنیان به نظام ‏سیاسی ایران وفادار ماندند و رسالت خود را در سده  های بعد به انجام رساندند. سیاستی که شاهان ایران در ‏دوره  های یاد شده نسبت به ارمنیان در پیش گرفتند به دلیل نقش پررنگ آنان در زمینه  های گوناگون ‏اقتصادی، سیاسی و ... عمدتاً با تساهل همراه بود، گرچه دوره  هایی از سخت  گیری هم وجود داشت که پایدار نبود. ‏پس از اغتشاش  های دورۀ سقوط صفوی، به جز دورۀ نادر شاه و کریم  خان، ناامنی بر اجتماع ارمنیان و سرزمین ‏ایران سایه افکند تا اینکه با روی کار آمدن فتحعلی  شاه اوضاع به نسبت آرام  تر و امنیتی نسبی برای ارمنیان ‏حاصل شد.‏

در بخش بعدی، نقش ارمنیان در ایجاد مدرسه  های نوین و انتقال اختراعاتی از قبیل چاپ و ... مورد بررسی قرار گرفته. دکتر جلالی با این تلقی رایج همنواست که ارمنیان از لحاظ جغرافیایی متعلق به شرق اما از ‏لحاظ فرهنگی متعلق به غرب هستند. سپس، نویسنده به درگیری  های مشروطه  خواهان با ‏مشروعه  خواهان و بحث و جدل بر سر داشتن نماینده  هایی در مجلس از سوی اقلیت  های مذهبی پرداخته و ‏توضیح داده که این بحث سبب درگیری  های بسیاری در بین مسلمانان شده بود. فصل اول، با این مطلب ‏پایان می  پذیرد که علت تعلل ارمنیان در پیوستن به نهضـت مشروطـه جایگاه برتری بود که آنان در دربار و نزد ‏شاه داشتنـد و پیوستن به این موج بیشتر از سوی نسل جـوان ارمنـیان و پس از اقدامات محـمد علی شاه، صورت ‏گرفت و تا پیش از آن، حالتی از بیم و امید در میان نسل قدیم ارمنیان وجود داشت.‏

بخش دوم، باپرداختن به معنای سوسیالیسم و تصور ایرانیان از آن آغاز می  شود. کتاب از لحاظ تاریخی قدمت این مفهوم را در ایران به دورۀ ناصری می  رساند. مؤلف برداشت ایرانیان را از سوسیالیسم در آغاز بسیار نارسا و مطابق با ‏تجربه  های قبلی آنان در برخورد با اقلیت  های مذهبی می  داند. در کتاب گفته شده که ایرانیان مکتب  های سوسیالیسم و ‏کمونیسم را با فرقه  های مزدکی و اسماعیلی مقایسه می  کردند. این موضوع خود نشان دهندۀ شناخت بسیار ‏ناقص آنان از این مکاتب است. جلالی اهمیت پرداخت به این موضوع را این گونه بسط می  دهد که در ‏دهـه  های بعد این مکتب  ها در عرصۀ سیاسی ـ اجتماعی و برخاستن گروه  های متعدد سیاسی نقـش بسیار ‏داشتند و علت اهمـیت ریشه  ها نیز در همین نکتـه است. در ادامـه، به بنیان  های تشکیل احزاب سوسیال پرداخته ‏و علت مهاجرت گستردۀ ایرانیان به قفقاز مشکلات اقتصادی معرفی شده، منطقه  ای که دیگر در ‏دست روس  ها بود و فعالیت  های گستردۀ صنعتی در آن صورت می  گرفت. از پیامدهای این مهاجرت  ها، ‏به دلیل آنکه بسیاری از کارگران فصلی بودند، انتقال فرهنگ از آن مناطق به داخل ایران بود. نویسنده این رخداد را زمینه  ‏ای برای انتقال اندیشه  های سوسیال به درون کشور می  داند.‏

نگارنده سپس به سیر رشد این اجتماعات پرداخته و شرح می  دهد که چگونه احزاب سوسیال برای نزدیک شدن به ‏مسلمانان بسیاری از مفاهیم اسلام را در مکتبی گنجاندند که از همان آغاز دم از جدایی دین و دولت می  زد. مـؤلف در ‏ادامه به ابزارهای کارکردی این مکتـب مـی  پردازد و یکـی از آنها را ترور می  دانـد که برای از بیـن بردن دشمنـان ‏خـود از آن استفاده می  کردند. به طور عمده، موضوع مورد بحث در این بخش این  گونه پیگیری می  شود که احزاب ‏سوسیال اولیه، که با حزب همت در قفقاز ارتباط داشتند، تحت تأثیر منابع روسی و قفقازی بودند. علت این امر این بود که بیشتر نخبگان و ‏اعضای این گروه در روسیه تحصیل کرده بودند. لازم به یادآوری است که این احزاب خود را اجتماعیون عامیون می  نامیدند زیرا لفظ سوسیال برای عمدۀ مسلمانان غیر قابل فهم بود و ‏نوعی بی  خدایی محسوب می  شد. نخستین مکتب  های سوسیال دموکرات را ارمنیان در تبریز پایه  گذاری کردند. دیدگاه  های آنان، به علت دقت و ظرافت  هایی که در مطالعات و تحلیل  های خود به کار ‏می  بردند، دارای تازگی بود. همچنین، چنانچه از پاره  ای اشتباهات تاریخی آنان بگذریم تلاش آنان ‏در ایجاد گفتمانی نوین، که بعدها بسیار بیشتر در حزب دموکرات نمود پیدا کرد، قابل توجه است. البته، دکتر جلالی اعتقاد دارد که چنانچه تلاش این گروه و سرنوشت سیاسی آن با جمعیتی از آماتورها و منفعت  طلبان ‏سیاسی گره نمی  خورد به طور قطع در ارائۀ دیدگاه  های خویش موفقیت بیشتری به دست می  آوردند.‏

در بخش سوم، کتاب تمایز اصلی خود را از دیگر آثار پژوهشی موجود در این حوزه عیان می  سازد. به این ‏معنا که با اشاره به شعارهای انترناسیونالیستی و سوسیالیستی، احزاب ارمنی و ریشه  های تاریخی حزب ‏هنچاک را مورد بررسی قرار می  دهد. سپس، به رقابت  های حزب هنچاک با داشناک  ها و فعالیت  های سیاسی ـ ‏فرهنگی هنچاک  ها در ایران و در ادامه، به ضعف و کاهش قدرت آنان در مقابل حزب داشناک می  پردازد و این ‏دگرگونی را مولود عوامل عدیده  ای می  داند. نویسنده از جملۀ دلایل به حمایت داشناک  ها از ترکان ‏جوان اشاره می  کند و می  گوید که پیروزی ترکان جوان بسیار به نفع داشناک  ها بود در حالی که هنچاک  ها ‏وارد این بازی نشدند و با دیدۀ تردید منتطر نتایج آن بودند. سپس، به روابط هنچاک  ها با ستارخان در ‏خیزش تبریز می  پردازد و در ضمن آن به چگونگی انتقال مرکز فعالیت  های حزب از تبریز به گیلان اشاراتی می  کند.‏

در بخش بعدی، مؤلف بیشتر بر روی هنچاک  ها متمرکز می  شود، به ویژه از زمانی که شعبۀ حزب در ‏گیلان فعالیت  های عمده  تری را برعهده می  گیرد. یکی از زمینه  های موفقیت شعبۀ گیلان سکونت حدود ‏‏720 ارمنی در رشت دانسته شده. ضمن اشاره به فعالیت  های سیاسی مختلف و پر مخاطرۀ حزب ‏هنچاک، از جمله ماجرای فتح تهران و تأمین سلاح مهاجمان، نگارنده این فعالیت  ها و دیگر موفقیت  های حزب ‏سوسیال دموکرات هنچاک را در گیلان با حضور ایشان در مراکز و مجامع علمی ـ فرهنگی و هنری این منطقه ‏مرتبط می  داند. در این راستا، از رهبران اصلی حزب، مانند سیمون سیمونیان، یاد می  شود که مربی یک ‏مدرسۀ ارمنی بود، با مسلمانان ارتباط گسترده  ای داشته و مسئولیت آموزش سیاسی اعضای حزب نیز بر ‏عهده او بوده. به طور کلی، سهم هنچاک  ها در تار و پود نظام آموزشی گیلان قابل توجه و قویاً مؤثر ‏دانسته شده.‏

ذکر هنچاک اما نه تنها کوتاه  تر از آن چیزی است که انتظار می  رود و از برخی پژوهش  های کاملاً در ‏دسترس مانند ارمنیان ایران[3] به سر ویراستاری خسرو شاکری، بهره نمی  برد بلکه سیری شخصیت محور پیدا می  کند. گریگور یقیکیان، شخصیت برجستۀ حزب هنچاک، در نظر نویسنده احیاگر و منجی حزب دانسته و ‏معرفی شده است. بدین وسیله، برنامه  های سیاسی حزب بیشتر محصول اقدامات و خلاقیت یقیکیان و همراهان ‏او شناخته شده تا گفتمان  های درون حزبی. از جمله این اقدامات و خلاقیت  ها تشکیل شعبۀ ‏مسلمان حزب با نام سوسیال دموکرات  های گیلان بود. یقیکیان البته از صلاحیت کافی برای کسب این ‏میزان از توجه برخوردار است. وی شخصیتی همه جانبه داشته. سیاست، هنر، آموزش و ... همه در او جمع ‏بوده چنان که نخستین فرد سیاسی است که به نقل و نقد وقایع تاریخی از منظر آزادی  خواهی در نمایش  نامه  ها پرداخته و آموزه  های ملی  گرایانه را وارد تئاتر کرده است.‏

نگارنده آخرین بخش کتاب خود، یعنی بخش چهارم، را به مطالعه و معرفی آشناترین وجه شروع مشارکت ارمنیان در ‏فرایند انقلاب مشروطه اختصاص داده، یعنی بررسی نقش حزب داشناکسوتیون در انقلاب مشروطه. به همین دلیل گفته  های این بخش تا حد بسیاری همان روال مألوف را دنبال می  کند. نخست، خیزش تبریز و گیلان موشکافانه طرح ‏می  شود. سپس، مؤلف به تشریح شخصیت، اقدامات و نقش یپرم خان می  پردازد و آنها را جزء به جزء محور توجه قرار می  ‏دهد، تشریحی که در ذیل آن از فتح تهران و اعدام شیخ فضل الله نوری نیز سخن می  راند. اتفاقاً، اینها ‏حوادثی هستند که پیرم را با پیچیدگی  ها و تراژدی  هایی مواجه می  کنند که گهگاه وی را در مقابل حزب ‏قرار می  داده و موقعیت دولتی وی در برخی موارد موجب آزار آنان می  شده. نویسنده به سهم خود صفحات ‏متعددی را به گره  گشایی از این تراژدی  ها اختصاص داده و از همین رو کتاب خود را با این جمله  ها به اتمام ‏می  رساند که «یپرمیان او را پدر می  خواندند و داشناک  ها دولتی  اش می  پنداشتند، دولتیان با دیدۀ داشناکی ‏بر او نظر می  کردند، مردم کوچه و بازار گاه او را دوست می  داشتند و گاه بیگانه  اش می  خواندند». 

 

سخن پایانی

پیش از این، در مجموعه آثار پژوهشی در حوزۀ مشارکت ارمنیان در انقلاب مشروطه، داشناک  ها مرکز توجه ‏قرار داشتند و تقریباً، تمام این عرصه را اشغال کرده بودند. با انتشار آثاری از خسرو شاکری و هوری بربریان گشایشی در این حوزۀ مطالعاتی رخ داد. شاکری توجه  ها را به سمت ‏سوسیال دموکرات  های ارمنی (تیگران دِرهاکوپیان، واهرام پیلوسیان و ...) برد.‏[4]دکتر هوری ‏بربریان نیز در رسالۀ دکتری خود علاوه بر داشناک  ها ابعاد کمتر ملاحظه شده  ای چون هنچاک  ها را برجسته ساخت.[5] با ظهور این چشم  انداز جدید نیاز به اثری که بتواند همۀ طیف  های ارمنیان ‏ـ سوسیال دموکرات، هنچاک و داشناک ـ را در خود بگنجاند بیش از پیش حس می  شد. کتاب ارامنه و انقلاب ‏مشروطۀ ایران تلاشی برای ارائۀ این چشم  انداز جدید به مخاطب است.  

 

پی‌نوشت‌ها:

1-دانشجوی کارشناسی تاریخ دانشگاه بیرجند.‏

2- برای نمونه نک: آندره آموریان، حماسۀ یپرم،به کوشش هرایرخالاتیان (تهران:خوشه، 1354).‏     

3- C. Chaqueri (Ed.), The Armenians of Iran (Massachusetts: Harvard University Press, 1998). 

4-خسرو شاکری، پیشینه  های اقتصادی و اجتماعی جنبش مشروطیت و انکشاف سوسیال دموکراسی (تهران: اختران، 1384).

5- Houri Berberian, «The Love for Freedom Has No Fatherland». (The Politicization of Armenians and the Iranian Constitutional Revolution of 1905-1911, PhD Diss., University of California, 1997).‎ ‎

 

منابع:

جلالی، سید سعید. ارامنه و انقلاب مشروطۀ ایران. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1392.

آموریان، آندره.حماسۀ یپرم. به کوشش هرایرخالاتیان. تهران: خوشه، 1354.‏

شاکری، خسرو. پیشینه  های اقتصادی و اجتماعی جنبش مشروطیت و انکشاف سوسیال دموکراسی. تهران: اختران، 1384.

Chaqueri, C. (Ed.). The Armenians of Iran. Massachusetts: Harvard University Press, 1998. 

Berberian, Houri.«The Love for Freedom Has No Fatherland». The Politicization of Armenians and the Iranian Constitutional Revolution of 1905-1911, PhD Diss., University of California, 1997.

 

 

 

 

 

 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 20178