پس از جنگ كریمه، سال های1856-1876م آغاز فصلی جدید در تاریخ اروپا و نیز امپراتوری عثمانی به حساب می آید. در خلال این سال ها، كه شعلۀ مسئلۀ شرق به مدت دو دهه رو به خاموشی گرایید، دولت عثمانی در کشمکش با نیروهای روشنفكر و اصلاح طلب تُرك و ارمنی دچار تغییر و تحولاتی شد. در نتیجه، سلطان عبد المجید، که خط شریف را در 3 نوامبر 1839م اعلام داشته بود، اكنون نیز، پس از گذشت هفده سال، درفاصلۀ بین جنگ كریمه و امضای معاهدۀ پاریس، طی یك فرمان سلطنتی خط همایون را در فوریۀ 1856م صادر کرد که تکرار همان خط شریف بود اما در این فرمان، امتیازاتی جدید، مانند اجازۀ انتخاب شورای روحانی برای اتباع مسیحی و نیز اجازۀ سرمایه گذاری اروپاییان در عثمانی، درنظر گرفته شده بود. اگرچه خط همایون کاملاً به اجرا درنیامد سبب تغییراتی اساسی در کل امپراتوری عثمانی و وضعیت سیاسی اجتماعی ارمنیان شدکه تأسیس انجمن های مخفی ارمنی از جملۀ آنهاست.
تأسیس انجمن ها
هم زمان با آغاز فعالیت های اصلاح طلبی در استانبول، در میان ارمنیان ارمنستان شرقی و ارمنیان ارمنستان غربی اقشار روشنفكری پیدا شدند كه چارۀ رهایی از سنگینی بار مالیات ها، غارتگری ها و اجحاف های اربابان كُرد و رشوه خواری های پاشاهای عثمانی را در اصلاحات سیاسی می جستند. قشر تحصیل كرده و روشنفكر ارمنی، برخلاف محافظه كاران و روحانیان سنتی معتقد به تقدیر الهی، ساكت ماندن در برابر ظلم و جور را گناهی نابخشودنی و تلاش برای امنیت مردم و احیای استقلال ملی و فرهنگی ارمنستان را آرمانی بس بزرگ می شمردند. اینان نیز همانند روشنفكران تُرك در اروپا تحصیل كرده و از نزدیك شاهد انقلاب های1830 و 1848م فرانسه بودند. آنها، که به همراه خود اندیشه های برادری و برابری را به ارمغان آورده بودند، همانند نو عثمانیان به تأسیس انجمن هایی پرداختند كه نخستین آنها پرگوتیونی میوتیون[3] یا انجمن رهایی بخش بود.این انجمن مخفی در3 مارس 1872م، در شهر وان، از ایالت واسپوراكان، تأسیس شد. این شهر به سه دلیل از دیگر بخش های ارمنستان غربی مناسب تر بود: اول، چاپ و انتشار روزنامۀ آردزیو واسپوركان[4] به دست پاتریارك خریمیان هایریگ[5] و گارگین سروانتیان[6] در این شهر؛ دوم، شرایط جغرافیایی شهر؛ یعنی، هم مرز بودن آن با روسیه و ایران و دریافت كمك های مالی و نظامی از این دو كشور و سوم، در اكثریت بودن ارمنیان در این ولایت.
لازم به ذكر است كه دربارۀ جزئیات این انجمن تنها چند سند كتبی وجود دارد كه گیود آغایان[7] در كتاب دیوان آنها را منتشر كرده است. در یكی از این اسناد، به تاریخ 3 مارس1872م؛ یعنی، زمان تأسیس انجمن، كه 46 نفر آن را امضا كرده اند، آمده است:
((شرف ما برباد رفته، كلیسای ما مورد بی احترامی قرار گرفته، عروسان و جوانان ما را ربوده اند، حق ما را آشكارا غصب کرده اند و سعی تمام در نابودی ملت ما دارند. بنابراین، ما یا باید بمیریم و این وضعیت وحشتناك را نبینیم و یا در آغوش وطن خود تجدید حیات كنیم. زندگی نداریم ولی از مرگ هم نمی ترسیم. مال، اموال و درآمدها از آن ما نیست... دیگر كافی است لحظه ای بیدار شویم و راه نجات را بیابیم وگرنه نابودی حتمی است)).[8]
این بیانیه با این سطور به پایان می رسد:
((... اینك ما امضاكنندگان، با توجه به این موارد، متحد و یکپارچه به صلیب سوگند یاد می کنیم... که با عزم راسخ این پیمان را نشكنیم و آن را وفادارانه تا آخرین قطرۀ خونمان نگاه داریم. كدام ارمنی و كدام قلب با دیدن این صحنه های گریه برانگیز بی اعتنا می ماند و مانند مجسمه ای می گوید: ,گفتن من به چه دردی می خورد، این گونه افراد را باید افراد بیهوده نام نهاد نه انسان. اینك دست به كار می شویم و همۀ ارمنی های با احساس را دعوت می كنیم با عزم راسخ، بدون نگرانی و واهمه، این كار را به انجام رسانیم)).[9]
همان گونه كه در این بیانیه می بینیم ارمنی ها پس از بیان درد و رنج و مصائب متحمل بر آنها درصدد چاره جویی و رهایی برمی آیند اما نه با مبارزۀ مسلحانه یا عملیات تروریستی بلكه با اعتراض و گفتن اینكه چه ظلم و ستم هایی بر آنها می گذرد. لازم به ذكر است كه نا امنی ها، غارتگری ها و سؤ استفاده ها تنها شامل رعایای مسیحی نمی شده است بلكه حتی اتباع مسلمان روستایی كُرد و ترك نیز درگیر این مصائب بوده اند و این مسئله از ضعف نظام حكومتی و شیوۀ فئودالی حاكم آن زمان نشئت می گرفت.
به هر روی، خبر تأسیس این انجمن در سایر بخش های واسپوراكان نیز انعكاسی گسترده یافت و به زودی تعداد زیادی از روستاییان به این انجمن پیوستند؛ برای مثال، در 26 آوریل1872م به جز ساكنان روستای آنگِغ[10] افرادی از روستاهای هُرُدِنتس،[11] خِك گِغ،[12] هوندستان،[13] نورگیوغ[14] و هارِق[15] نامه ای به شرح زیر به این انجمن نوشتند و تقاضا کردند كه آنها را به خاطر اهداف مشترك در جمع خود بپذیرند. متن نامه چنین است:
((اعضای گرامی انجمن مخفی، ما امضاكنندگان زیر به خاطر تحمل مصائب، غارت و محرومیت به كلی امید خود را از دست داده ایم و در این اثنا می شنویم كه در شهر شما انجمنی به نام انجمن رهایی بخش تشكیل شده است لذا ما، كه تحمل این اوضاع هراس انگیز و یوغ سنگین را نداریم، امروز به شما روی می آوریم و به شما می پیوندیم تا شاید این درد را درمان كنیم. ما آماده ایم با خون خود تا دم مرگ با شما همگام شویم و به هر جایی كه امید نجات ما باشد با شما گام بر داریم. اگر قرار باشد روسی شویم، پس با هم روسی شویم و اگر باید مهاجرت كنیم، پس با هم مهاجرت كنیم و اگر مرگ ما فرا رسیده است پس با هم بمیریم، فقط اینكه نجات یابیم. این خواست عاجزانۀ ماست هم از شما و هم از خداوند و سوگند یاد می كنیم كه از یکدیگر جدا نشویم مگر تنها با مرگ)).[16]
اما در اینکه بنیان گذاران این انجمن، طبق سنت دیرینۀ ارمنیان، امیدی فراوان به حمایت روسیه بسته بودند شکی نیست. آنان با مشورت سروانتیان و دستور كنسول روسی ارز روم در تاریخ 9 مه 1872م دادخواستی مهر شده با مُهر انجمن را به دست دو تن از فعالان انجمن رهایی بخش به نام های نشان شیروانیان[17] و هاگوب گالویان[18] نزد نایب السلطنۀ قفقاز در تفلیس فرستادند.[19]
در این دادخواست، تقاضا شده بود كه حكومت روسیه كنسولی را به وان بفرستد تا با اوضاع اسفبار آنجا آشنایی بیشتری حاصل كند. همچنین در آن تقاضانامه ذكر شده بود كه ارمنیان به منظور رهایی از این وضعیت حاضرند تابع روسیه شوند اما روس ها اگرچه به آنها قول اعزام كنسولی را داده بودند، هرگز به وعدۀ خود وفا نكردند. بنابراین، اسقف اعظم كل ارمنیان عثمانی، خریمیان هایریگ، با نا امید شدن از حمایت روسیه و اعزام كنسول به وان، طی نامه ای به تاریخ 5 دسامبر 1872م به سروانتیان پیشنهاد داد كه عكس ((مادر ارمنستان))[20] را نه تنها در میان ارمنی های ارمنستان غربی بلكه در میان ارمنی های ارمنستان شرقی نیز پخش کند تا احساسات میهن پرستی آنها بیدار شود.[21]
علی رغم وجود اسنادی دربارۀ چگونگی تأسیس، اهداف و برنامه های این انجمن دربارۀ فعالیت ها و اقدامات اعضای آن هیچ گونه اطلاعاتی، چه در منابع ارمنی و چه در منابع غیر ارمنی، یافت نمی شود كه این مسئله می تواند ناشی از دو دلیل باشد: یكی مخفی بودن انجمن و ترس از لو رفتن و عواقب آن و دیگری عدم فعالیت گستردۀ چاپ و روزنامه ها اما آنچه كه از نامۀ خریمیان هایریگ استنباط می شود آن است كه ارمنی های ارمنستان غربی پس از نا امید شدن از روسیه دست یاری به سوی برادران خود در ارمنستان شرقی دراز کرده و با آنها و انجمن هایی كه آنان بنا نهاده بودند ارتباط برقرار کرده اند.
از جملۀ این انجمن ها انجمن باری نپاتاك انكروتیون[22] یا انجمن حسن نیت بود که در اثر تلاش های روشنفكران و نویسندگان ارمنستان شرقی از جمله خاچاطور آبوویان، میكائیل نالباندیان، رافائل پاتكانیان و رافی، كه از رنج های ملت خود در سرزمین امپراتوری عثمانی آگاهی كاملی داشتند و حس میهن پرستی نسل جوان ارمنی را شكوفا کردند، در 1866-1875م، در الكساندروپول (گیومری) روسیۀ تزاری، متشكل از تعدادی معلم، دانشجو، صنعتگر و تاجر به نام های ملیك چمشگیان، الكساندر آفریگیان، گورگ قصابیان، اوهانجان گُریافین و دیگران، كه تعدادشان به 43 نفر می رسید، به وجود آمد. آرسن كریتیان[23] که رهبری انجمن را بر عهده گرفت، 24 سال داشت و در امر كتابت و سرودن اشعار وطنی و ترجمۀ برخی از آثار روسی به ارمنی دارای تجربه بود.[24]
اما جزئیات بیشتر راجع به این انجمن را رئیس ادارۀ ژاندارمری وقت ایروان، مایور ژولوتوفسكی، در گزارش به ((دایرۀ سوم دفتر ویژۀ تزار)) روشن تر می سازد. او در این گزارش می نویسد:
((انجمن تابلوی مخصوص به خود داشته كه بالای سردر اتاق دفتر، جایی كه اعضای انجمن هنگام جلسات جمع می شدند، آویزان بوده است. همچنین انجمن دفتری به نام پارك ی تاگ (تاج افتخار) داشته كه نام اعضا و بخشش های آنان در آن ثبت می شده است)).[25]
در اساسنامۀ این انجمن آمده است كه اعضای آن نباید از پنجاه نفر بیشتر شوند و همه باید روشنفكر و الگوی بسیار خوب برای دیگران باشند. جدای از داشتن چنین خصیصه ای افراد موظف بودند حق عضویت را، كه هفته ای سه پشیز بود، پرداخت کنند چون در غیر این صورت اخراج می شدند.[26]
اما سؤالی كه به ذهن خطور می كند این است كه اولاً چرا افراد باید بیشتر از پنجاه نفر نباشند و دوم اینكه چرا از اعضا حق عضویت دریافت می كردند. در جواب باید گفت كه احتمالاً، شلوغ شدن بیش از اندازۀ انجمن و رفت و آمدهای فراوان خطرناك بوده و باعث مشكوك شدن مقامات روسی و لو رفتن انجمن می شده و به همین خاطر، فقط افراد با سواد و روشنفكر را انتخاب می كردند و پول هایی را هم كه از طریق دریافت هدایا و حق عضویت در اختیار انجمن قرار می گرفت صرف خرید اسلحه و فرستادن آن به وان می كردند، به دلیل اینكه ارمنیان غربی حق حمل سلاح نداشتند.
این انجمن دارای هدفی بسیار متفاوت از انجمن رهایی بخش بود كه مطبوعات آن زمان ارمنی ها، به خصوص، روزنامۀ مغو هایاستان[27] و ماهنامۀ آرارات[28] آن را منعكس ساخته اند. البته، از آنجایی كه نویسندگان مقالات این نشریات خود از اعضای انجمن بودند، سعی داشتند چنین وانمود سازند كه انجمن فقط در راستای اهداف فرهنگی آموزشی حركت می كند اما این تنها پاره ای از اهداف انجمن را شامل می شد در حالی كه هدف اصلی انجمن آزادی ارمنستان از زیر سلطۀ بیگانگان (هم روسیه و هم عثمانی) بود و از آن جایی كه در آن زمان رهایی از یوغ عثمانی، به دلیل ضعف امپراتوری، احتمال بیشتری داشت به همین خاطر آنان فعالیت های آزادی بخش خود را در ارمنستان غربی متمركز كرده بودند.
این گفتۀ رهبر انجمن حسن نیت، آرسن كریتیان، که ((ارمنیان تأخیر نكنید، به سوی مركز ارمنستان حركت كنید))[29] این ادعا را بیشتر روشن می سازد. منظور وی از مركز ارمنستان شهر وان از ایالت واسپوراكان است كه انجمن رهایی بخش در آنجا فعالیت می كرد. به همین منظور هم او یكی از اعضای فعال انجمن به نام پطروس هایکازونی را، كه در ضمن معلم و روزنامه نگار هم بود، به وان فرستاد تا اجرای برنامه های این انجمن را در آنجا، که عبارت بود از كار تبلیغاتی، برگزاری جلسات، جمع آوری پول برای خرید اسلحه و ایجاد یك قید اخوت و وحدت در میان ارمنی های عثمانی، بر عهده گیرد.[30]
طبق این اسناد تاریخی چنین می توان استنباط كرد كه انجمن رهایی بخش با انجمن حسن نیت رابطه ای نزدیك و تنگاتنگ داشته، هرچند كه اهداف آنها با هم متفاوت بوده است؛ یعنی، هدف انجمن رهایی بخش فقط رهایی از ظلم و جور و تعدی و مسلح شدن به قصد دفاع از خود در چهارچوب حكومت عثمانی بوده اما هدف انجمن حسن نیت جدایی و رهایی از این فشارها و نابرابری ها و تشكیل كشوری آزاد و مستقل.
این انجمن تا 1871م فعالیت گسترده ای داشت اما از این تاریخ به بعد ژاندارمری ایروان به فعالیت های آنان مشكوك شد و به همین خاطر تعدادی از اعضای انجمن را اخراج کرد و فعالیت بقیه اعضا نیز فقط محدود به برگزاری تجمعات و تبلیغات شد. اما در آوریل 1875م، مایور ژولوتوفسكی تقریباً تمام اعضای انجمن را دستگیر و پس از یك سال تحقیق و بررسی، در مه 1876م، حكمی نسبتاً قابل ملاحظه صادر کرد كه طبق آن آرسن كریتیان به یك سال و نیم حبس محكوم شد و پس از آن نیز تحت مراقبت ژاندارمری قرار می گرفت. به سایر اعضا نیز شدیداً تذكر و هشدار داده شد كه ((در مقابل قانون مسئول باشند و از این پس، به خودشان اجازه ندهند كه بدون اطلاع حكومت، انجمنی را برپا کنند و یا عضو انجمنی دیگر شوند)).[31]
دستگیری اعضای انجمن و صدور این رأی ثابت می كند كه هدف اصلی انجمن در نزد مقامات روسی آشكار بوده است اما چرا برای آنها مجازات سنگین تری را در نظر نگرفتند؟ در جواب باید گفت كه تزار روسیه طی این سا ل ها بر اثر شروع آشوب در بالكان و كشتار بلغارستان به شدت تحت تأثیر افكار عمومی برای حمله به عثمانی قرار داشت و چون بدون شك یكی از جبهه های حمله به عثمانی آناتولی شرقی بود به همین خاطر نمی توانست بیش از این مجازات را سنگین تر كند و خود را از كمك های مردمی ارمنستان شرقی و غربی، كه همواره در طول قرن نوزدهم در جنگ با عثمانی وی را یاری داده بودند، محروم سازد.
پی نوشت ها:
1- برگرفته از فصل اول رسالۀ کارشناسی ارشد مؤلف با عنوان ((مناسبات سیاسی ارمنیان غربی با عثمانی در قرن نوزدهم)) (دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، 1386).
2- کارشناس ارشد تاریخ اسلام.
3- Pergutionemiutiun
4- به معنای عقاب واسپوراكان.
5- KherimianHyrig
6- Gargin Servantian
7- AghaianGiud
8- گیود آغایان، دیوان،کتاب تاریخ ارمنی (ایروان:دانشگاه ایروان،1961)، ج13، ص269 و 270.
9- آغایان، همان جا.
10- Angegh
11- Horodents
12- Khekgegh
13- Hundstan
14- Nor giugh
15- Haregh
16- همان،ص271.
17- ShirvanianNeshan
18- Hagub Galuian
19- همان، ص276-278.
20- این عكس از جانیك آرمانیان است كه در آن مادر ارمنستان بر روی سنگی نشسته و تمام اطرافش را مخروبه ها دربرگرفته اند و بر روی سنگ این مخروبه ها نام شهرهای ارمنستان غربی نوشته شده است و مادر به خاطر همین ویرانه ها می گرید درحالی كه در آن طرف، رودخانۀ ارس نمایان است؛ سرزمینی آباد ازآن روسیه.
21- همان، ص 268.
22- Barinpatag Engerotiun
23- KeritianArsen
24- الكساندر پادماگریان و گیو آقاسی، تاریخ سیاسی اجتماعی ارامنه (تهران: سازمان فرهنگی پاد ،1352)، ص 151.
25- م.گ. نرسیسیان، مبارزۀ آزادی بخشی مردم ارمنی علیه حکومت استبدادی عثمانی (ایروان: [بی نا]، 1964)، ص144.
26- پادماگریان و آقاسی، همان، ص152.
27- مغو هایاستان، 1869، ش23 و 1871 ،ش 36.
28- آرارات، ش 9 (1868).
29- نرسیسان، همان،ص144.
30- پادماگریان و آقاسی، همان، ص 151.
31- نرسیسان، همان جا.
منابع:
آغایان،گیود. دیوان، کتاب تاریخ ارمنی. ایروان: دانشگاه ایروان،1961 ،ج13.
پادماگریان، الكساندر ؛ آقاسی، گیو. تاریخ سیاسی اجتماعی ارامنه. تهران: سازمان فرهنگی پاد ،1352.
خسروی، تورج. ((مناسبات سیاسی ارمنیان غربی با عثمانی در قرن نوزدهم)) پایان نامۀ کارشناسی ارشد، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، 1386.
نرسیسیان، م.گ. مبارزۀ آزادی بخشی مردم ارمنی علیه حکومت استبدادی عثمانی. ایروان: [بی نا]،1964.
مغو هایاستان، 1869. ش23؛ 1871، ش36.
آرارات. ش9. 1868.