نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

مسجد کبود ایروان

نویسنده: دکتر آرمن حق نظریان

شهر ایروان(یرِوان)، پایتخت ارمنستان، در 1340م، در زمان اوزون حسنآققویونلو شکل گرفت. این شهر با جمعیتی حدود 1,200,000 نفر دارای هستهای کهن است که پس از قرن شانزدهم میلادی به منزلۀ مرکز منطقه تعیین شد. از بناهای تاریخی معدود این شهر به منزلۀ عناصر تزیینی استفاده شده است. از جملۀ این بناها میتوان به کاتدرال ارمنی قرن سیزدهم و مسجد جامع کبود(مسجد ـ مدرسۀ حسین علیخان) متعلق به قرن هجدهم میلادی/ قرن دوازدهم قمری اشاره کرد که در نزدیک میدان (بازار) برپا شده است، مکانی که امروزه در بنایی سرپوشیده و عظیم موسوم به بازار قدیم مورد استفاده است.

Click to enlargeClick to enlarge
تصویری قدیمی از مسجد کبود و میدان ایروانمسجد کبود و بازار شهر

 

این شهر حوادث فراوانی را از سر گذرانده از جمله زلزلۀ قرن هفدهم، تسخیر به دست ترکان عثمانی، پیوستن به ایران در زمان صفویه و تهاجم رو به گسترش روس ها در زمان قاجاریه که در نهایت نیز با عقد معاهدۀ ترکمنچای تسلیم روسیه شد. چنین حوادثی طبعاً نمیتواند در تخریب بخش اعظم آثار تاریخی ـ معماری این شهر بیتأثیر باشد.

در آمار تهیه شده از بناهای این شهر در 1830م/1245ق، از سوی حکمران روسی آن، علاوه بر دو مسجد در ارک حکومتی از شش باب مسجد نیز در پایین شارستان یاد شده است. درون بنای ارک حکومتی یا قلعۀ سردار هم علاوه بر منازل مسکونی خان بناهای دیگری نیز وجود داشته از جمله دو مسجد یکی متعلق به عثمانیها و دیگری متعلق به ایرانیها که بعدها تخریب شده و از آنها اطلاعات و تصاویر چندانی در دست نیست.

مسجد عثمانیها، موسوم به رجب پاشا، را در 1725م ساخته بودند که بعدها به دست روسها تخریب شد و جای آن را کاتدرال گرفت. امروزه هم اثری از این مسجد برجای نمانده است. مسجد ایرانیها، موسوم به سردار یا عباس میرزا، را در قرن نوزدهم میلادی، در زمان فتحعلیشاه، ساخته بودند که آن هم پس از تصرف ایروان به دست روسها به اسلحهخانه تبدیل و به سرعت تخریب شد. خود قلعه را نیز در نیمۀ قرن نوزدهم تخریب و به پارک تبدیل کردند.

Click to enlargeClick to enlarge
کلیسای روسی بنا شده در مکان مسجد عثمانیمسجد عباس میرزا

 

در محلۀ مرکزی شهر، معروف به شهر کهنه، بازار قرار داشت که در جوار آن مسجد کبود یا مسجد حسینعلی خان واقع شده بود. این بنا مسجد جامع شهر محسوب میشد که در عین حال محل آموزش علوم دینی نیز بود.

در محلۀ تپه باشی یا کُند محل، که به سوی شرق گسترش داشت و در زمان قدیم آن را کولیها اشغال کرده بودند و بعدها به بازار هفتگی پنجشنبه بازار تبدیل شد، مسجدـ مدرسۀ نوروز علی بیگ و حاج امام وردی قرار داشت. در شرق قلعه، محلۀ حومهای دمیربولاق واقع شده بود که در آن چند بنا از جمله مسجد کوچک جعفر بیگ یا حاج جعفر قرار داشت. مسجد سرتیپ خان نیز در محلۀ دمیربولاق واقع بود و در قسمت جنوب و شرق قلعه مسجد کرک بولاق قرار داشت. امروزه، تنها مسجدهای باقی مانده در ایروان مسجد کبود و مسجد نورزال است.

 

Click to enlargeClick to enlarge
مسجد محلۀ تپه باشیمسجد محلۀ دمیر بولاق

 

مسجد ـ مدرسۀ جامع ایروان

مسجد کبود، که روسها آن را گولوبا (مسجد کبود) مینامند، به نام حسینعلیخان بانی آن نیز شناخته میشود. این مسجد ـ مدرسه، که نقش مسجد جامع (اصلی) شهر را ایفا میکرده، در 1179ق با هزینهای بالغ بر شش هزار تومان، که حسینعلیخان (قاجار) بیگلر بیگی، حاکم ایروان، آن را پرداخت کرده بود، احداث شده و امروزه در مرکز شهر جای گرفته است.

بین سالهای 1826ـ1912م وضعیت بنا سالم و مسجد نسبتاً فعال بود اما به تدریج بافتهای اطراف آن تحلیل رفت و در پی تأثیرات نظام کمونیستی در ارمنستان، فعالیتهای مذهبی آن نیز به تدریج تعطیل شد تا اینکه در نهایت، در 1996م، با آغاز همکاریهای ایران و ارمنستان برای احیای این مسجد از طریق سازمان میراث فرهنگی و بنیاد مستضعفان مرمت این بنای تاریخی در دستور کار قرار گرفت.

هستۀ اصلی مسجد گنبدخانه و دو شبستان جانبی است که ساخته و پرداختۀ دوران حسینعلی خان قاجار؛ یعنی، اوایل دورۀ زندیه و سالهای شکوفایی کریمخان زند است اما بر حسب مدارک شفاهی که لینچ گزارش کرده تصور میشود تاریخ بنای مسجد به عهد نادرشاه افشار (1736 ـ 1747م)؛ یعنی، به زمان سردار حسینعلی خان، حاکم ایرانی ایروان، برمیگردد.

ترکیب ویژه و هستۀ اصلی مسجد را، در مجموع، تالار دلپذیر و فراخی به ابعاد34 × 13 متر تشکیل میدهد. مسجد ویژگی معماری برجستهای ندارد اما چون در فضایی سربرافراشته که انبوه درختان نارون آن را احاطه کرده از زیبایی چشمگیری برخوردار است. کاشیکاریهای جالب و کنارۀ بستر آن از جمله نقوشی است که در ذهن بیننده باقی میماند. روحیۀ حاکم بر فضای مسجد تداعیکنندۀ معماری ایرانی است. این مسجد، در زمان خود، بزرگترین مسجد ایروان و غنیترین مسجد تمام قفقاز به شمار میرفته و شاید از همین روست که بهتر از سایر مساجد از آن حفاظت شده است.

در 1930م، به همت و با تدبیر برخی از روشنفکران و به منظور نجات مسجد از نابودی و تخریب، با کسب اجازه از مقامات دولتی، این مسجد تبدیل به موزۀ تاریخ طبیعی و موزۀ تاریخ ایروان شد. مسجد جامع مدتی به علت تحلیل بافت اطراف آن، که به نظر میرسد از 1912م/1330ق شروع شده بود، متروک ماند و شبستانهای شمالی آن را عمدتاً مردم تصرف کردند و گوشۀ غربی آن را هم خیابان ماشتوتز (لنین سابق)، که حکم شریان اصلی شهر را دارد، قطع کرده است. بناهای بلند چند طبقه، که بین1940 ـ 1950م ساخته شدهاند، حالتی غریبانه به مسجد دادهاند.

 

فضاهای داخلی مسجد

مسجد جامع ایروان، که به سبک چهار ایوانی بنا شده، دارای دو بلوک عمدۀ شمالی و جنوبی (به طرف قبله) است. دو ایوان کوچکتر شرقی و غربی حجرههای واقع در دو ضلع مذکور را به دو گروه شمالی و جنوبی تقسیم میکند. گروه شمالی شامل هفت حجره و گروه جنوبی شامل شش حجره است. حجرهها شامل دو قسمت ایوان و خود حجرهاند. ورودی اصلی مسجد را دهانۀ منتهاالیه جنوب شرقی شکل میدهد و دهانۀ منتهاالیه جنوب غربی به فضای خدماتی مسجد از جمله راهپلۀ منتهی به بام ختم میشود. ایوان غربی دسترسی به مسجد را از طریق جبهۀ غربی فراهم میکند. بنابراین، ظاهراً ورودی مسجد تنها از طریق جنوب و غرب است.

 

حیاط یا صحن مسجد ـ مدرسه

Click to enlarge
     
مسجد کبــود یـک مسجد ـ مدرسه محسوب میشودکه نظایر آن را در تمام دورههـای تاریخ معماری اسلامیایـران فراوان میتـوان یافت. فضای کلی مسجـد جامع ایروان در نگاه نخست القا کنندۀ فضای مدرسه است تا مسجدی تمام عیار.

از ویژگیهای برجستۀ این مسجد ـ مدرسه صحن دلگشا و طراحی شدۀ آن است که فضاهای داخلی تماماً به آن اشراف دارد و حیاط مملو از درخت آن به باغی زیبا میماند تا صحنی برای عابدان.

صحن مدرسه دارای دو بخش است: باغ و حوض مرکزی آن و دیگری خیابانهای وسیعی که آن را دور میزند. این دو بخش را ستونچههایی سنگی و نردههایی آهنی احاطه کرده که تاریخهایی بین 1325 ـ 1328ش دارد.

اختلاف سطحی، حدود یک پله، خیابانهای محوطهسازی باغچهها و حوض مرکزی را از یکدیگر مجزا ساخته و تمام صحن با سنگهای بزرگ خاکستری توف فرش شده است.

فضای مسجد از سالها پیش به دو موزه به نام موزۀ تاریخ ایروان و موزۀ تاریخ طبیعی اختصاص داده شده بود (1929 ـ 1994م) که فعالیت چشمگیری هم نداشت و پس از چندی نیز (از 1996م/1375ش) بحث واگذاری آن از سوی شهرداری به بنیاد مستضعفان ایران مطرح شد.

 

محرابهای گنبد و مقصوره

محراب اصلی

Click to enlarge
     
مهمترین محراب مسجد شامل محراب گنبدخانه است که کتیبهای با دو بخش عمده دارد: کتیبۀ پیشانی که شامل شمهای از اوضاع سیاسی و اجتماعی منطقه، سال ایجاد مسجد و توصیف بانی اوست. بخش دوم کتیبه نیز آیاتی از قرآن کریم را شامل میشود.

محراب دوم

محراب دوم در واقع سنگنبشتهای است به شکل محراب بر بدنۀ جنوبی(سمت قبله) شبستان جنوب شرقی که دوازده بیت شعر به خط نستعلیق دربارۀ ایروان، مسجد جامع و بانی آن، حسینعلی خان، بر روی آن نگاشته شده و تاریخ احداث آن 1179ق است.

محراب سوم

در شبستان جنوب غربی، بر بدنۀ جنوبی(سمت قبله)، محراب سنگی مزینی قرار دارد که برروی آن آیاتی از قرآن کریم حک شده است.

محراب چهارم

بر بدنۀ داخلی استوانهای ساقۀ گنبد این محراب آیاتی از قرآن کریم نوشته شده. نام دو کاتب کتیبه میرمرتضی تبریزی و غفار اوجانی و سال کتابت آن 1180ق است.

 

سردر جنوبی

مسجد جامع ایروان در مجاورت میدان اصلی بازار سرپوشیده و دیگر تأسیسات عمومی شهر ایروان قرار داشته و در مجموع مرکز قسمت پایین شهر(محلۀ مسلماننشین) محسوب و هستۀ اصلی فعالیتها و عملکردهای عمومی شهر تلقی میشده است. وجود دو سر جبهۀ جنوبی و غربی و نورگیری حجرهها و فضاهای اصلی مسجد از بدنههای خارجی گویای آن است که مسجد با گذرهای عمومی در چهار طرف احاطه میشده و مسدود شدن معابر اطراف و تصرف آن طی تغییرات عمدۀ شهرسازی در مرکز ایروان و بالا آمدن سطح شهر از 1932م/1311ش به بعد صورت پذیرفته است.

 بر اسـاس شواهـد و مدارک موجود مهمترین دسترسی مسجد به فضای خارجی از طریق سردر جنوبی و در درجۀ دوم از سردر غربی بوده. سردر جنوبـی پس از افتتاح سردر جدید در خیابان ماشتوتز، در گوشۀ شمال غربی، عملاً به سردری درجه دوم و خدماتی مبدل شد، طاق آن فروریخت و به شکل ویرانهای در آمد.

ســردر جنوبــی، پیش از ویرانی، دارای تزیینات معقلی و قطاربندی آیینهکاری شده بود. تک منارهای رفیع در شرق و مأذنهای کوتاه و سرپوشیده در غرب در جلوی آن وجود داشت. مجموعۀ سردر در دورههای مختلف شکل گرفته است و تزیینات ایوان دورههایی متفاوت دارد اما استخوانبندی آن همزمان با ساخت مسجد شکل گرفته است.

Click to enlargeClick to enlarge
سر در جنوبیسردر غربی

 

مأذنه

مأذنۀ مسجد، که در حال حاضر وجود ندارد، هشتگوش بوده و در سمت غربی سردر قرار داشته و ساخت آن نیز به دورههای بعد از ساخت سردر و مناره مربوط بوده است. مأذنه، که بر پایهای مستقل از سردر از سطح همکف آغاز میشده، فاقد پلۀ داخلی بوده و برای رفتن به بالای آن ابتدا از کف بام و از پلۀ پشت طاق سردر به اتاقک پاگرد، واقع در فراز سردر، میرفتند و سپس از آنجا به کف مأذنه وارد میشدند. مأذنه به احتمال زیاد از الحاقات دورۀ متأخر قاجاری است (احتمالاً 1305ق به بعد).

 

راهروی سرپوشیده

عکسهای تاریخی راهروی سرپوشیدۀ مقابل سردر جنوبی این قسمت بنا را، در دورههای مختلف، در وضعیتهای متفاوت نشان میدهد. قدیمیترین عکس(1862م/1277ق) راهروی سرپوشیده را بر روی چهار ستون (احتمالاً سنگی) با سقفی تخت نشان میدهد که ارتفاعی برابر ارتفاع سردر دارد. در این عکس کلاهک مأذنه نیز به صورت کلاه درویشی است.

در عکسهــای جدیدتر ستونهــای راهروی سرپوشیده بلندتر شده، سقف آن به صورت شیبدار در آمده و قوسهای بین ستونها حذف شده است. کلاهک مأذنه نیز به صورت چتری ساده درآمده و ارتفاع آن، به احتمال زیاد، بلندتر شده است. ستونهای نگهدارندۀ راهروی سرپوشیده هم تغییر یافته. راهروی سرپوشیده احتمالاً به همان دورهای تعلق دارد که مأذنه ساخته شده و مربوط به سالهای 1305ق به بعد است.

Click to enlargeClick to enlarge
عکسی قدیمی از سردر جنوبیوضعیت کنونی سردر جنوبی

 

با توجه به عکسهای موجود ارتفاع سردر همتراز پاگرد شبستان شرقی کنار گنبد؛ یعنی، حدود 5/7 متر و پاکار قوس سردر همتراز با اولین پای قطاربندی و حدوداً 15/4متر از کف اصلی است. قطاربندی سردر نیز آیینهکاری بوده (گفتههای اهالی این امر را تأیید میکند) که احتمالاً مربوط به دورۀ سوم تزیینات سردر است.

با عنایت به گمانهزنیها آنچه مسلم است اینکه ساختار مناره با ساختار سردر مسجد تفاوت داشته. این بدان معنا نیست که این دو در دو دورۀ متفاوت و دور از هم ساخته شدهاند بلکه ظن قوی آن است که معمار بنا به علت کاربرد متفاوت دو سازه تعمداً آنها را درز داده و به صورت هشتگیر نساخته. تقدم یکی از این دو سازه بر دیگری چندان محرز نیست اما احتمال تقدم ساختمان مناره، همانگونه که در ادامه خواهد آمد، وجود دارد.

نکتۀ دیگر آنکه بررسی سنگ مناره و سردر و نشان واضحی که در سکوی سردر وجود دارد حاکی از آن است که مناره و بدنۀ جنوبی مسجد و از جمله سردر جنوبی در ابتدا یکبار طراحی و ساخته شده اما به دلایلی، از جمله به منظور برجسته ساختن نمای سردر، با جلو کشیدن جرزهای دو طرف (به اندازۀ52سانتیمتر) و ایجاد پَخی در دو طرف سردر، آن را نسبت به بدنۀ مناره و مسجد نمایانتر ساختهاند. آنچه ظن قدیمیتر بودن و اصلی بودن این سازه را تقویت میکند وجود تزیینات کاشیکاری معقلی روی پَخهاست که از نوع کاشیکاری مرحلۀ اول سردر است.

 

مناره

Click to enlarge
     
آنچه در نگاه اول به گنبد جلب نظر میکند منارۀ ستبر و خوشاندام آن است که گلدستۀ آن، به ویژه، منارههای دورۀ صفویه را به یاد میآورد. مناره شامل سه بخش است: پایه، تنه و گلدسته. پایه مکعب مستطیلی است به ابعاد 342 × 330 × 380 سانتیمتر که از درون و بیرون سنگی و پاکتراش است و بدنۀ غربی آن، که بر سردر مناره تکیه دارد، آجری است. ورود به مناره از همکف شمالی آن میسر است که خود نشانهای از منفرد بودن مناره محسوب میشود، همانگونه که روال تمام منارههای منفرد است و احتمال ساخت آن پیش از سردر و حتی پیش از مسجد وجود دارد. پایۀ مناره با چهار نیم شبه هرم به تنۀ استوانهای آن متصل میشود (مرحلۀ انتقال). بخشی از تنۀ مناره، از قسمتی که پایۀ سنگی مکعب مستطیل خاتمه مییابد و تنۀ آجری مناره شروع میشود، به ارتفاع 120سانتیمتر سنگی و به تبعیت از تنۀ مناره، استوانهای شکل است.

تنۀ مناره با پلهها و میلۀ سنگی وسطی آن تا کف نعلبکی و امال است. از نعلبکی به بالا (سرمناره) پله وجود ندارد و در فضای خالی آن چوبهایی به صورت نردبان تعبیه شده است. بر بدنۀ داخلی سرمناره یادگارهایی از دوران جنگ جهانی اول دیده میشود. در زمانی نه چندان نزدیک، در بخشی از مناره، در قسمت کف بام سردر، درگاهی ایجاد شده تا دسترسی به مناره را از روی بام ممکن سازد. با ایجاد این درگاه ورودی به مناره از قسمت همکف متروک میماند. این حدس نیز وجود داردکه در زمان ساخت سردر، که پس از بنای مناره بوده، به علت ضرورت دسترسی به مناره از بام، این درگاه همزمان با بنای سردر ایجاد شده است.

مناره به طور محسوسی به سمت جنوب غربی(سمت سردر) کج شده است. این انحراف به طور مشخصی در بخش استوانهای شکل مناره دیده میشود، نه در پایۀ مناره که به سردر تکیه دارد. ضایعات وارده بر اثر عدم تعادل در بخش انتقالی(از مکعب مستطیل به استوانه) و امال یا بخش شبه مخروطی مناره کاملاً مشهود است. خردشدگی سنگهای پلهها، میلۀ مناره و اولین سنگهای محل اتکای استوانۀ مناره برروی مکعب مستطیل پایه از علائم این عدم تعادل و چرخش است. با توجه با اینکه هیچگونه نشستی در سطح اتکای پایۀ مناره برروی شالوده دیده نمیشود میتوان عامل این عدم تعادل را زلزلههایی دانست که در سالهای گذشته رخ داده است. به نظر میرسد ضعیف شدن بدنۀ مناره در اثر ایجاد درگاه و نیز خرابی و ناتمام بودن سردر (که میتوانست تا حدی از انحراف مناره به سمت سردر جلوگیری کند) در جهتگیری انحراف مناره به سمت سردر کمک کرده باشد. در عکسی متعلق به 1877م/1294ق نیز این انحراف قدیمی دیده میشود.

 

نمای پیشطاق گنبد و تغییرات آن

عکسی که در 1877م/1294ق از بنای مسجد گرفته شده وضعیت سردر را در شکل اصلی، پیش از تغییرات صورت گرفته در کاشیکاریهای نما و گنبد در 1305ق، نشان میدهد. با مقایسۀ این تصویر با وضعیت امروز بنا میتوان تغییرات زیر را در آن مشاهده کرد:

ـ کتیبــۀ قــرآنی خط ثلث بر خشتهای هفت رنگ شامل سورۀ الدهر، که تاریخ احداث و نام بانی در پایان آن آمده ، با کتیبۀ جدید کاشی هفت رنگ پوشانده شده است.

ـ جای طاقچهسازی کاربندی شدۀ پیشانی پیشطاق را، که ترکیبی کاملاً نو در معماری زندیه است، دو کتیبۀ هفت رنگ پر کرده.

ـ طاقنماهای جرزهای دو طرف نما با ترکیبی جدید از کاشی هفت رنگ پر شدهاست.

ـ پیشانینما برای نصب یک کتیبۀ هفت رنگ دیگر بالا برده شده است که موجب کاهش دید گنبد از داخل حیاط شده.

ـ طرح لچکیهای نما با یک طرح اسلیمی هفت رنگ جایگزین شده است.

ـ شبستان زیر گنبد با درب ارسی بزرگ چوبی سه دری بسته شده است. این ارسی هماکنون نیز وجود دارد و طی احیای مسجد تعمیر شده است.

Click to enlargeClick to enlarge
  

 

کاشیکاری گنبد و تغییرات طرح آن

کاشیکاری گنبد نمایانگر قدیمیترین وضع طرح کاشیکاری بر روی گنبدها، حدأقل، در فاصلۀ سالهای 1862 ـ 1877م/1277ـ 1305ق؛ یعنی، فاصلهای حدود یک نسل است. هرچند با توجه به اقلیم سرد ایروان بعید به نظر میرسد در فاصلۀ 1765ـ 1862م/1179 ـ 1277ق؛ یعنی، حدود یکصد سال تعمیراتی در گنبد صورت نگرفته باشد. کاشیکاری گنبد به شیوۀ نره امکان تعمیرات موضعی آن را میدهد و احتمال نگهداری کاشیکاری گنبد به این شیوه در طول سالهای فوقالذکر وجود دارد. بههرحال، از مستندات تصویری چنین مستفاد میشود که تغییرات و تعمیرات عمدۀ گنبد همزمان با تغییرات صورت گرفته در نمای ایوان جنوبی بوده. این تغییرات عبارتاند از:

ـ تعبیۀ نه ترنج با ذکر نام متقارن علی، در زمینۀ طرح اسلیمی، روی کاشی نرده (وضع گنبد قبل از تعمیرات اخیر)

ـ تغییر طرح کمربند (آوگون) گنبد به طرحی بر زمینۀ اسلیمی و کاشی هفت رنگ

ـ تغییر طرح پایینترین بخش گنبد (زیر خاکانداز و آوگون)

ـ تغییراتی در طرح عرقچین گنبد

 

آخرین تعمیرات روی گنبد

به نظر میرسد گنبد از آن تاریخ (1862م/1277ق) تا زمان آخرین تعمیرات اساسی تنها یکبار دیگر تعمیر شده و آن زمانی بوده که برای استحکام بخشی از گنبد اقدام به تعبیه کمربند وکشهای فلزی در آن کردهاند و احتمالاً مربوط به سالهایی است که بنا تبدیل به موزه شده بود.

تغییرات صورت گرفته حاکی از آن است که تعمیرکاران کاملاً از هنر کاشیکاری بیاطلاع بودهاند زیرا پس از نصب کلاف تسمهای به دور گنبد در نصب مجدد کاشیهای نرده، براساس طرح قبلی، دچار مشکل شدهاند و کاشیها را بدون رعایت نظم و ترتیب و به شکلی درهم چیدهاند.

از آن زمان تا به امروز گنبد به علت ناآشنایی تعمیرکاران با فن ساخت کاشی و تعمیرات دچار فرسایش شدید شده است. این فرسایش و فروریختن کاشیها، به ویژه، در کلاهک گنبد و کتیبۀ آن مشهود است.

 

Click to enlarge
     
ساختار گنبد

گنبد مسجد جامع ایروان گنبدی آجری و دوپوسته است. آهیانه (پوستۀ زیرین) و گنبد (پوستۀ رویی) با فاصلهای برابر 325سانتیمتر از یکدیگر قرار دارند. گنبد به شیوۀ سروی و متناسب با شرایط اقلیمی سرد و برفخیز ایروان، به صورت تیز و تند ساخته شده است. هیچگونه ارتباط سازهای بین دو پوسته وجود ندارد و پوستهها به صورت مستقل عمل میکنند و مانند سایر گنبدهای مشابه دو پوش از طریق تیغههای آجری شعاعی (خشخاشیها) به یکدیگر تکیه ندارند و فاقد کشهای چوبیاند. تنها ارتباط شبهسازهای بین دو پوسته در محل نوکها وجود دارد که عبارت است از ستونی چوبی که به نظر نمیرسد نقش سازهای داشته باشد و احتمالاً با طوق روی گنبد مرتبط است.

آمود یا روکش پوشش بیرونی را کاشیهای نرۀ ریشهدار (به قطر بیست سانتیمتر) میپوشاند که نقش سازهای به آن میدهد و کمک پوشش رویین محسوب میشود که ضخامت آن یک آجر است (25سانتیمتر).

ساقۀ گنبد، که نورگیرها در آن تعبیه شده، استوانهای است به ضخامت هشتاد سانتیمتر با ترکیب سنگ و آجر. سنگپاکتراش ضخیمی، که همزمان با آجر چیده شده، نمای ساقه را میسازد.

در مجموع گنبد از سلامت نسبی برخوردار است جز برخی علامتهای فرسایشی ناشی از نفوذ آب باران و برف و یخبندانها که در فاصلۀ باریک بین ساقه و پیشانی بلند شدۀ پیشطاق ایوان جنوبی قابل مشاهده است.

در بازدید 1372 مشاهده شد کورهپوشهای پشت پیشطاق فروریخته و محلی برای انباشت برف و باران پدیدآمده است که  خوشبختانه در 1375 طی تعمیر مسجد این عیب برطرف شد.

مشاهدۀ گنبد پیش از تعمیرات و بازسازی ما را به این نکته رهنمون کرد که گنبد به علت تعمیرات غلط سالهای گذشته فاقد آوگون شده اما بررسی عکسهای قدیمی وجود آوگون را در گذشته محرز میسازد.

 

Click to enlarge
رنگبندی گنبد

آنچه در تغییرات کاشیکاری 1305 ـ 1306ق کاملاً مشهود است به کارگیری رنگ طلایی در کنــار رنگ آبــی آسمانـی (کبود) است. تأکید در ترکیب این دو رنگ، که به فضا شادابی و نشاط میبخشد، چه در نمای پیشطاق و چه در گنبد (کاشیهــای هفت رنگ و ترنجهای یاعلی) دیده میشود. این ترکیب در بازسازی اخیر کاشیکاری گنبــد نیــز محفوظ مانــده است.

 

Click to enlarge

گنبدهای شبستانهای شرقی و غربی گنبدخانه

سازۀ گنبدهــای شبستانهــای شرقی و غربی به شکل گنبدهای دو پوش پیوسته ساخته شده و ساقۀ گنبدها از سنگ پاكتراش و به ارتفاع 65 سانتیمتر از سطح بام است. این ارتفاع با توجه به شیب بندی بام برای دفع آب باران تفاوت دارد و در جوار بدنۀ گنبدخانه به حداقل میرسد و نظر به فاصلۀ بسیار محدود گنبد بزرگ با گنبدهای شرقی و غربی بام در این بخش به صورت آبرو در میآید. ساقۀ سنگی در واقع پوستهای سنگی است كه ساقۀ كوتاه آجری گنبدها را محافظت میكند. شكل تمامشدۀ گنبد (با نظر به گنبد نسبتاً سالم شرقی) شروعی تند (شیبی نزدیك به 30 درصد) و رأس افتاده دارد. به بیان دیگر، برفگیر است و بر خلاف گنبد اصلی خوابیده و فرسایش آنها را موجب شده است.در زمانی كه از مسجد به منزلۀ موزه استفاده میشد راهحل این مشکل را در شیروانی كردن روی گنبد و تمام بامها دیده بودند.

 

بازشوهای ایوان و حجرهها

به منظور آمادهسازی فضاهای متفاوت مسجد جامع برای موزه، دخل و تصرفاتی در آن صورت گرفته است كه از آن جمله میتوان به بازشوهای بین ایوانها برای ایجاد رواق دور حیاط و واشدگاههای بین حجرهها اشاره کرد.

نظر به اینكه این اقدام به ویژه، در ایوانها، موجب تضعیف وضع استحكامی ایوانها شده بود در طرح مرمت تصمیم گرفته شد تمام دیوارهای ایوانها را، كه سوراخ شده و در آن راه عبور به ایوان دیگری ایجاد شده بود، به شكل اصلی (كه معمولاً طاقچۀ ایوان است) بازسازی کنند. اغلب درگاهها و روزنههای بالای آن را نیز در حجرهها تغییر داده بودند كه قرار شد آنها را هم بر اساس طرح اصلی بازسازی کنند.

 

جبهۀ شمالی

Click to enlarge
     
با توجه به تصاویر گویا و روشنی كه از نمای جبهۀ شمالی به طرف صحن وجود دارد و با عنایت به بقایای موجود از این نما، در گوشۀ شمال شرقی و شمال غربی، امكان دستیابی به نمای بخش مركزی و دیگر قسمتهای ویران شدۀ آن از طریق كاوشهای لازم میسر است. بر اساس آنچه از بررسی عكسها و وضعیت موجود برمیآید این بخش از مسجد مهمترین بخش پس از هستۀ مركزی جبهۀ جنوبی است و به احتمال زیاد، به شكل مدرسه از آن بهرهبرداری میشده و شامل یك گنبدخانۀ مركزی با فضایی بسیار كوچكتر از گنبدخانۀ مقصوره اما بسیار پرتكلفتر و دارای تزیینات بیشتر بوده است.

بر فراز دو گوشۀ شمال شرقی و شمال غربی جبهۀ مذكور و مشرف به حیاط مسجد دو گنبدخانۀ كوچكتر از گنبد مركزی و همحجم یكدیگر وجود داشته كه نقشۀ قدیمی موجود در بایگانی ادارۀ كل حفاظت بناهای تاریخی ارمنستان ابعاد آن را تا حدودی مشخص میسازد. این دو گنبد در واقع فضای حیاط مسجد را در گوشههای شمالی محدود و آن را تعریف میكند. کاوشها و مطالعات صورت گرفته در گنبدخانۀ گوشههای شمال غربی دستیابی به تمام اطلاعات لازم را دربارۀ ساختار گنبد میسر ساخت ضمن آنكه طی این کاوشها به محرابی در جبهۀ جنوبی آن در بین دو در ورودی به فضای گوشۀ شمال غربی از حیاط دست یافتیم. احتمال اینكه در فضای گوشۀ شرقی نیز یك چنین محرابی وجود داشته باشد قوی است.

دو گنبد مذكور هرچند از نظر ابعاد چندان از گنبد مركزی كوچكتر نیستند اما از نظر ساختار با آن تفاوت دارند و در ارتفاع پایینتری برپا شدهاند. حد فاصل بین گنبد مركزی و دو گنبد مورد بحث دو فضای مشابه وجود داشته كه عیناً در جانب دیگر آنها و در منتهاالیه گوشههای شمال شرقی و غربی جبهۀ شمالی، تكرار و به احتمال زیاد با شیوۀ طاق و تویزه پوشانده میشده است.

با توجه به اینكه گوشۀ شمال غربی مسجد ایروان در پی ایجاد خیابان ماشتوتز بریده شده و كف حیاط مسجد حدود دو متر پایینتر از كف پیادهرو خیابان مذكور قرار دارد مرمت این بخش از مسجد و ایجاد نمایی متناسب با مسجد و فضای شهری آن از حساسیتی ویژه برخوردار است.

خوشبختانه، میزان بریدگی ایجاد شده در گوشۀ شمال غربی مسجد در حدی است كه امكان بازسازی كامل صحن مسجد در گوشۀ شمال غربی و ایجاد فضایی یكدست و هماهنگ با معماری مسجد وجود دارد. در بازسازی مسجد در قسمت بر خیابان ماشتوتز میبایست موارد زیر در نظر گرفته میشد:

ـ ضرورت ایجاد دسترسی به مسجد از خیابان.

ـ ضرورت ایجاد ارتباطی فضایی و كالبدی بین مسجد و خیابان به نحوی كه تداخل نامأنوس صورت نگیرد.

ـ ارائۀ حجم زیبای گنبد و مناره در فضای شهری بدون آنكه فضای شهری امروزی خود را بر فضای یكدست و تاریخی مسجد تحمیل كند.

همزمان با بازسازی جبهۀ شمالی دكتر جبل عاملی طرحی را نیز برای ورودی مسجد از خیابان ماشتوتز تهیه کرد.

 

آسیب شناسی بنا

متروك ماندن بنا

متروك ماندن مسجد طی1912م (تحركهای منطقهای و بروز جنگ جهانی اول) تا 1930م (تأسیس موزه در مسجد) از جمله عوامل تخریب آن بوده است.

عوامل مخرب ناشی از برنامههای شهرسازی

ـ پیاده شدن طرح جامع ایروان و تحولات شهری حاصل از آن از جمله تخریب گوشۀ شمال غربی مسجد و قسمت اعظم بدنۀ شمالی در پی ایجاد خیابان اصلی ماشتوتز

ـ ایجاد ورودی اصلی به موزه از خیابان ماشتوتز و متروك ماندن سردر جنوبی

ـ ساخت و سازهای جدید در حریم بلافصل مسجد و بالا آمدن كف گذرها و عرصههای اطراف مسجد تا بیش از دو متر و در نتیجه ایجاد تغییرات در تناسبات نماهای خارجی بنا و اثرات منفی منظری و ضایعات كالبدی بر اثر نفوذ رطوبتهای صعودی جانبی

عامل ویرانگر رطوبت

بالا آمدن كف اطراف بنا بسته شدن روزنههای حجرهها را نیز (احتمالاً برای تأمین امنیت موزه) به همراه داشت. این دو اتفاق بنا را شدیداً در معرض نفوذ رطوبت قرار داده و جریان هوا را نیز در فضاهای آن متوقف ساخته بود. توقف جریان هوا و جلوگیری از تنفس بدنهها همراه با عارضۀ به شدت آسیبرسان تعریق، که با نصب پانلها و ویترینهای موزه در مقابل بدنهها تشدید شده بود، از دیگر عوامل تخریب بنا بود، هرچند با نصب شیروانیهایی برروی بام حجرهها و فضاهای جانبی گنبدخانه از نفوذ آب باران جلوگیری به عمل آمد با فرسایش شیروانیها آب باران از سقفها نفوذ میکرد. بدین ترتیب، رطوبت صعودی و نزولی را باید عامل اصلی ویرانگر بنا دانست.

دخل و تصرفات سازهای

به منظور ایجاد ارتباط بین فضاهای موزه دخل و تصرفاتی غیر فنی در بنا به عمل آمد كه تأثیراتی نامطلوب بر سازۀ بنا گذارده بود. از جملۀ این دخل و تصرفات میتوان به گشودن در بین ایوان حجرهها برای ایجاد رواقی در اطراف صحن اشاره کرد که این تغییر عدم تعادلهایی را در جرزها و گاه پوششها موجب شده بود.

تخریبهای ناشی از عدم نگهداری

چنین به نظر می رسد كه در تمام 65 سالی كه از بنا به منزلۀ موزه بهرهبرداری میشده نسبت به نگهداری آن سهلانگاری جدی صورت گرفته. این امر هر چند در سلامت بنا اثر منفی داشته در حفظ شواهد تاریخی مؤثر بوده است.

كلافكشی گنبد

گنبد در قسمت بالای ساقۀ آن با تسمه کلافکشی شده است. هنوز روشن نیست كه این اقدام در چه تاریخی صورت گرفته اما نه تنها تأثیر عمدهای نداشته بلكه به علت ناآشنایی تعمیرکاران با فن و هنر كاشیكاری در بازسازی طرح كاشیكاری این بخش به هیچ وجه طرح اصلی آن رعایت نشده است. ضمناً اكسیده شدن تسمۀ فولادی به كار رفته و ازدیاد حجم آن و انقباض و انبساط تسمه خود باعث طبله شدن كاشیكاریهای گنبد شده.

سازۀ بنا در اصل، همان گونه که پیشتر یادآور شدیم، از استواری و ایستایی بسیار رضایتبخشی برخوردار است و آسیبهای وارد شده عموماً ناشی از استفادۀ نامطلوب از بنا و عدم نگهداری بوده. بنابر مطالعات صورت گرفته برروی ضایعات وارد شده آسیب عمدهای ناشی از اثرات مخرب زلزله در بنا مشاهده نشده است.

این ضایعات عمدتاً از عوامل برونی بوده که بر روی محیط داخلی تأثیر گذاشته و كمتر از ساختار خود بنا ناشی شده است. این ضایعات، که بر روی گنبد بیشتر به چشم میخورد، بر اثر فرسایش كاشیكاریها به وجود آمده و به نظر میرسد از 1330ش به این سو اقدامی برای مرمت آن صورت نگرفته. لذا ضایعات ناشی از عوامل جوی امری طبیعی است. سنگ بدنۀ ساقه، كه جزو سازۀ ساقه به حساب میآید، در قسمت نسا (شمالی)، كه محل تجمع برف و یخزدگی است، باعث آسیب بیشتری شده بود.

سازۀ گنبد با توجه به معاینات دقیق مهندس سعیدی، كارشناس سازۀ هئیت، سالم اعلام شده بود. به ویژه، پوشش اول آن كه مشكل خاصی در آن وجود نداشت.

 

عوامل مخرب تأسیساتی

یكی دیگر از عوامل مخرب وجود لولهكشیهای بسیار فرسودۀ سیستم حرارتی (شوفاژ) و آب و فاضلاب در بنا بود كه در دراز مدت موجب سرایت رطوبت به طور مستمر در بنا و در تمام بخشهای آن شده بود. در مجموع، صحن مسجد (سنگفرش و باغچهسازی آن)، جز عدم نگهداری مناسب در نیم قرن اخیر مشکل دیگری نداشته است.

 

حجرهها

كل مجموعۀ مسجد ـ مدرسه به شیوۀ چهار ایوانی طراحی شده، هرچند در جبهۀ شمالی فاقد ایوان است و دسترسی به فضاهای مركزی، جنوبی و شمالی مستقیماً از فضای آزاد صحن صورت میگیرد و در دورههای بعد با در و ارسی از فضاهای باز حیاط جدا شده است. ایوان غربی نقش دالان ورودی را برای صحن ایفا میكند و ایوان شرقی، كه قرینۀ ایوان غربی است، احتمالاً مدرسۀ تابستانی بوده که پوشش طاق تویزهای و نمایی آجری دارد. هر دو ایوان با تركیب سه دهانهای از فضای حیاط جدا و تبدیل به حجره شدهاند که قبری نیز در آنها وجود دارد.

Click to enlargeClick to enlarge
  

هفت حجره در شمال ایوان غربی و شرقی و شش حجره در جنوب این دو ایوان موجود است كه جمعاً 26 حجره را در جبهۀ شرقی و غربی تشكیل میدهد. دهانۀ ورودی مدرسه از گوشۀ جنوب شرقی و دهانۀ صحن و فضای مرتبط مسجد به بام دیده میشود.

هر حجره ایوانی رو به صحن دارد و از طریق دری كه روزنی كوچك بالای آن است به حجره راه پیدا میكند. حجرهها فاقد پستو هستند و هر یك دو روزن رو به خارج دارند و یك دستگاه بخاری دیواری و طاقچههایی در بدنهها و طاق آهنگ معماری آن را میسازد. ایوانها نیز طاق آهنگ دارند كه ساختار آن در بام با دیوارهایی از طاق آهنگ حجرهها جدا میشود.

ارتفاع حجرهها از كف صحن حدود پنجاه سانتیمتر است. حجرهها مانند زنجیرهای دو جبهۀ شرقی و غربی مسجد را هم ارتفاع با نمای فضاهای جانبی هستۀ مركزی جنوبی دور میزنند.

 

بدنۀ شمالی

بدنۀ شمالی مسجد، به علت آفتابگیر بودن، بیشتر در زمستان مورد استفاده بوده است اما در حال حاضر جز بخشهایی از نمای گوشۀ شمال شرقی چیزی از آن باقی نمانده است. گنبد مركزی این بدنه، كه عرصۀ آن در تصرف مسجد است، كاملاً ویران شده. بخش شمال شرقی آن در تصرف مردم است و بخش شمال غربی آن در هنگام ساخته شدن خیابان ماشتوتز از بین رفته اما امكان بازسازی جبهۀ شمالی وجود دارد.

در بررسی اولیه مشاهده شد كه درهای ورودی به فضاهای داخلی (دو طرف فضای مركزی) در محور طاقنماها قرار ندارد اما در فضاهای داخلی متقارن است. در اتصال بدنۀ شرقی صحن اختلالاتی را نشان میدهد كه ظن ساخت آن را در دو دورۀ متفاوت القا میكند. نمای بدنۀ شمالی صحن، نسبت به بدنههای شرقی و غربی، مشخصاً ارتفاع بیشتری دارد و جرزهای آن نمایی سرستونی به خود گرفته است.

بر اساس عكسها و نقشههایی كه از مركز اسناد ادارۀ كل حفاظت بناهای تاریخی ارمنستان به دست آمده جبهۀ شمالی با سه گنبد، یكی با ارتفاعی فراتر در مركز و دو گنبد در دو طرف بر فراز فضاهای گوشۀ شمال شرقی و شمال غربی صحن، دارای نمایی چشمگیر بوده است. بررسی صورت گرفته بر روی بدنۀ سمت قبلۀ اتاق، واقع در گوشۀ شمال غربی، حاکی از آن است که محرابی بر روی دیوارۀ میان دو در اتاق وجود داشته است.

 

تعمیرات و تغییرات 1305 ـ 1306ق

Click to enlarge
     
صرف نظر از کتیبههای محرابهای گنبدخانه و شبستانهای جانبی آن، که حکایت از بنیان مسجد دارد، مهمترین شاهدی که از تغییرات و تعمیرات در مسجد در سالهای بعد حکایت میکند کتیبههای نمای شمالی، صحن و جبهۀ ورودی به گنبدخانه است.

بر اساس تزیینات کاشیکاری باقی مانده از دورۀ زندیه مسجد ـ مدرسه در هیچ جای مسجد، جز در دو کتیبۀ از بین رفتۀ ایوان شمالی و جنوبی،کاشی هفت رنگ به کار برده نشده و تنها از 1305ق بعد است که کاشی هفت رنگ در مسجد کاربرد پیدا میکند و کاشیکاریها با استفاده از کاشیهای نرده و صابونک در نماهای داخلی و خارجی مسجد و گنبد صورت میپذیرد.

کاشیکاریهای 1305ق در نمای ایوان(سردر گنبد) جنوبی(یا بخش مرکزی نمای شمالی صحن) هرچند خوشطرحاند از کیفیت بالایی برخوردار نیستند اما به هر حال، چهرهای تازه و معنادار به مسجد دادهاند. این نوع کاشیکاری را در نواری برروی گنبد در حدود منطقۀ گریو نیز مشاهده میکنیم.

در مرکز دو ترنج پیشانی ایوان عبارت زیر قبل مشاهده است:

((در یک هزار و سیصد و شش مشهدی کریم محکم نمود خانۀ ایمان مستقیم تعمیر طاق گنبد مسجد تمام شد

عهد جناب حاجی حسین از دل صمیم

محمد رضا)) .

در لوحهای متعدد تزیینات کاشیکاری برروی دو جرز دو طرف تاریخ 1305 و 1306ق به کررات تکرار شده است. این اقدام بین 1305 ـ 1306ق، در عهد جناب حاج حسین، به دست محمدرضا نامی و به عمل حاج حسنعلی و رقم میرزا محمدعلی صورت گرفته است.

از این زمان به بعد است که نام علی به گونههای مختلف بر دیوارهها، بدنه و گنبد به وفور مشاهده میشود. از آن جمله است نقاشی نام علی به صورت درشت و متقارن بر جرز جنوبی فاصل بین گنبدخانه و شبستان غربی.

 

کتیبههای از بین رفتۀ ایوانهای جنوبی و شمالی

با توجه به مدارک موجود و به استناد عکسهای قدیمی به نظر میرسد تغییرات عمدتاً متوجۀ نمای شمالی صحن و ورودی گنبدخانه اصلی بوده و شمای جنوبی صحن را متأثر نساخته است. بررسی دقیق عکسهای به یادگار مانده از 1877م/1294ق حاکی از آن است که هر دو جبهۀ ایوان دارای کتیبه بوده. کتیبۀ ایوان جنوبی، که امکان قرائت آن از روی عکس وجود دارد، مشتمل بر تمام سورۀ الدهر است که دور تا دور بخش مرکزی نما را دور میزند و انتهای آن قابل خواندن نیست اما در پایان کتیبه نام حسینعلی خان قاجار و سنۀ 1179 قابل رؤیت است. کتیبه به خط ثلث نوشته شده و از کاشی هفترنگ است. پیچی از کاشی برخاسته از گلدان ظریفی دور دهانۀ ورودی ایوان به شبستان زیر گنبد را فراگرفته است. پیشانی ایوان در زیر بخش افقی کتیبه ترکیبی از قوسهای کلیل همراه با کادربندی است. دو جرز دو طرف ایوان را دو طاقنمای کمعمق آجری زینت بخشیده است. امکان وجود کتیبه و طاقنماهای روی جرزهای دو طرف در زیر تزیینات فعلی هست.

کتیبۀ ایوان شمالی در سراسر لبۀ فوقانی و پیشانی قرار گرفته که آن هم از کاشی هفترنگ و خط ثلث بوده اما امکان خواندن آن از روی عکس ممکن نیست. این کتیبه هنگام ساختن گنبد خراب شده است.

 

اشخاص و سازمانهای ناظر و مجری طرحهای تعمیراتی مسجد جامع کبود

عبدالرحمان وهاب زاده به منزلۀ نمایندۀ سازمان میراث فرهنگی و دکتر عبدالجبل عاملی با سفرهای مکرر خود به ارمنستان در امور اجرایی و مطالعاتی نقشی عمده داشتهاند. آقای نیککار در نظارت بر اجرای طرحهای تعمیراتی و تهیۀ مدارک و مستندات مربوط به مسجد جامع ایروان از قبیل عکسهای تاریخی و نقشههای مهندسی و آقای نعلبندیان، کارشناس مرمت ادارۀ کل حفاظت بناهای تاریخی ارمنستان و عضو هیئت علمی دانشگاه ایروان، کمک مؤثری در تعمیر بنا کردهاند و به منزلۀ مهندس ناظر مقیم در ایروان همراه با آقای تنباکوچی، نمایندۀ بنیاد مستضعفان و مجری طرح، همکاری مؤثر و صبورانهای داشتهاند. شایان ذکر است تعمیرات مسجد جامع ایروان و مطالعه برروی این بنا، که کار عمدۀ آن تا کنون صورت گرفته، سرآغاز همکاری و تشریک مساعیای بینظیر بین مسؤلان ایرانی و ارمنی بوده که نقش مهم و اساسی را در این زمینه بنیاد مستضعفان، بهخاطر سرمایهگذاری سخاوتمندانهاش، برعهدهداشته و این مهم از تاریخ 25مرداد 1375 در ایروان جامۀ عمل پوشیده است.

ادارۀ حفاظت بناهای تاریخی ارمنستان و به طور اخص، آقای غفاریان، مدیر کل این اداره، با درایتی قابل تحسین پشتیبان این طرح بودهاند و مسؤلان تراز اول ارمنستان، از جمله معاون فرهنگی رئیس جمهوری، آقای هراند باکراتیان و معاون اول وزارت امور خارجه، آقای آرا کیراگزیان، نیز شهردار ایروان، آقای واماک خاچاطوریان، همگی با علاقهای خاص و با همکاری معنوی خود این اقدام فرهنگی را حمایت کردهاند. هرچند بحث این اقدامات از 1369ش آغاز شد تعمیرات عملاً با حضور آقای تنباکوچی، نمایندۀ اجرایی بنیاد مستضعفان و آقای وهابزاده، ناظر سازمان میراث فرهنگی کشور، از 25مرداد 1375، در ایروان، آغاز شد.

در پایان، یاد زنده یاد دکتر باقرآیتالله شیرازی را، که مطالب فوق خلاصهای از مقاله و گزارشی به نام ((مطالعه و مرمت مسجد جامع ایروان)) به نگارش آن مرحوم است، گرامی میداریم.

 

منابع

اف،هانس. ارمنستان و خاور نزدیك، پاریس: [بینا]، 1828.

دید. شهر ایروان، پایتخت ارمنستان، روسیه:[بینا]، 1833.

ام فون، تلمن. سفر در قفقاز، ایران و تركیه در آسیا، لندن: [بینا]، 1875.

اف،دوملی. چهارده ماه در روسیه، بیجا: [بینا]، 1878، ج1.

شانتر. در عبور از ارمنستان، [بیجا]، [بینا]،1891، ج2.

لینج. ارمنستان، سفرها و مطالعات، لندن: [بینا]، 1901.

 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 7221