نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

بزرگداشت دکتر آرمن حق نظریان

نویسنده: کارینه داوتیان

Click to enlarge
     
 به یاد و خاطرۀ مردی که زندگیاش را صرف حقیقتجویی و زنده نگاه داشتن فرهنگ و تاریخ ملتی کرد که آثار آن همانند صاحبانش در معرض نژادکشی قرار گرفته است.

دکتر آرمن حق نظریان، معمار و باستانشناس، در فوریۀ 2009م، پس از آنکه چندی در بستر بیماری گرفتار بود، دارفانی را وداع گفت، بزرگ مردی که زندگیاش آکنده از حس وظیفهشناسی و تعهد نسبت به ملت ارمنی و ثبت آثار باقیمانده از نسلکشی فرهنگی بود. به یاد این انسان شریف مراسم بزرگداشتی، در 2 نوامبر 2009م/ 11 آبان 1388ش، در باشگاه فرهنگی ـ ورزشی آرارات تهران با حمایت شورای خلیفهگری ارامنۀ تهران و به همت مؤسسۀ ترجمه و تحقیق هور برگزار شد.

در ابتدای این مراسم، حاضران به یاد و احترام دکتر حقنظریان سکوت اختیار کردند. سپس، مجری برنامه، روبرت مارکاریان، سخنان دوست و همکار نزدیک آن مرحوم، ساموئل کاراپتیان، متخصص آثار باستانی از ارمنستان را، که برای حضور در این مراسم دعوت شده بود، به زبان فارسی قرائت کرد. متن سخنان ایشان در پایان این گزارش آمده است.

Click to enlarge
دکتر آیدا هوانسیان     
در این مراسم، رئیس شورای خلیفهگری ارمنیان تهران، دکتر آیدا هوانسیان و نیز اسقف اعظم ارمنیان تهران و شمال، سبو سرکسیان، به ایراد سخنرانی پرداختند. این مراسم همچنین با نمایش فیلمی از زندگی مرحوم حقنظریان و اجرای قطعاتی از آهنگسازان شهیر با اجرای کیانا شفیعی همراه بود.

دکتر هوانسیان ضمن گرامیداشت یاد مرحوم دکتر حق نظریان فرمودند:

((انسانهایی هستند که معیار سنجش عمرشان طول سالیانی نیست که زیستهاند بلکه کاری است که طی این سالهای هرچند شاید کوتاه موفق به انجام آن شدهاند. انسانهایی هستند که در زندگی رسالت خود را مییابند و همت خود را بر انجام آنچه رسالت خود میدانند میگذارند. آرمن حق نظریان چنین انسانی بود.

آخرین بار در ایروان او را دیدم، چند ماه قبل از مرگش. نگران بود از اینکه به دلیل مشکلات مالی کاری را که آغاز و بیش از نیمی از عمر خود را صرف آن کرده نیمهکاره بماند. میگفت که میخواهد قطعه زمینی را که دارد بفروشد و درآمد آن را به ادامۀ این کار اختصاص دهد. اما چرا؟ چرا انسانی مانند آرمن با تمام امکانات، تحصیلات و تواناییهایی که دارد و میتواند به معماری بسیار موفق و پردرآمد تبدیل شود به جای اینکه این راه را برگزیند راهی را انتخاب میکند که دشوار است و پرخطر. آرمن بارها با این خطرات مواجه شده و از آنها جان سالم به در برده بود.

شنیده بودم آرمن از خانوادهای بود که از جانبهدربردگان قتلعام ارمنیان بودند اما اگر این گونه هم نبود، فرقی نمیکرد چراکه هنر، ادب و فرهنگ هر ملتی جزئی از شخصیت تکتک افراد آن است و تاریخ هر قوم و ملتی و فجایعی که در طی تاریخ بر مردمان آن میگذرد نسل به نسل در حافظۀ تاریخی آنها منتقل میشود و در شکلگیری شخصیت اعضای آن جامعه مؤثر است. این گونه است که خاطرۀ تاریخی نژادکشی ارمنیان امروز، بعد از 95 سال، هنوز برای فرزندان ما زنده است.

 اما آنچه در 1915م به اوج خود رسید در 1915م آغاز نشده بود. از دهههای آخر قرن نوزدهم میلادی، در بسیاری از روستاها و شهرهای ارمنینشین سرزمین باستانی ارمنیان، روستاهای آنان تخریب و ساکنان ارمنی این روستاها و شهرها نیست و نابود شدند. امسال صدمین سالگرد قتلعام ارمنیان آداناست و چند روز قبل، به همین مناسبت، سمیناری در سیلیسیۀ لبنان برگزار شد. وقایعی که در 1915م به اوج خود رسید بعد از آن نیز ادامه پیدا کرد.

وقتی افرادی از قومی و ملتی هویت ملی خود را از دست میدهند این خود نشانۀ ادامۀ قتلعامی است که شاید صد سال پیش شروع شده است. یکی از طرق ادامۀ این نژادکشی از بین بردن آثار فرهنگی ارمنیان در سرزمینهای ترکیۀ شرقی؛ یعنی، در موطن اصلی ارمنیان در سرزمینهای ارمنستان غربی است. دیدیم که چگونه آثار تاریخی از کلیسا، زیارتگاه و عبادتگاه گرفته تا برج و بارو به نابودی کشانده شدهاند و اثری از بسیاری از ساختمانهای تاریخی باقی نمانده است.

کلیسای تادئوس مقدس در ایران نه تنها به همت دولت ایران پیوسته مرمت و تعمیر شده بلکه آرمن نیز در انجام این کار نقش بسیار مؤثری بر عهده داشته و اکنون نیز با همت دولت ایران در شمار آثار حمایت شدۀ یونسکو قرار گرفته. این کلیسا با کلیسای بارتولیمئو مقدس، در ترکیۀ امروزی، در ارمنستان غربی، همزاد است اما متأسفانه امروزه تقریباً چیزی از این کلیسای قدیمی باقی نمانده.

آرمن رسالت خود را در مستندسازی از طریق تصویربرداری از این آثار باستانی قرار داد، نه به انگیزۀ شخصی بلکه به این منظورکه آثاری که امروزه در ترکیه از بین برده میشود از یاد و خاطرۀ ارمنیان و فرهنگ جهانی محو و نابود نشود. کاری که آرمن شروع کرد باید ادامه یابد. کار سختی است اما باید ادامه پیدا کند زیرا کاری که آن زمان، در تخریب این آثار و ابنیه شروع شده بود، امروز نیز ادامه دارد.

آنچه را که مواد منفجره انجام نداده، آنچه را که بیل و کلنگ روستاییان و افراد سودجو انجام نداده الآن نیروهای طبیعت، باد و باران انجام میدهند و صرف اینکه دولتی جلوی تخریب این آثار تاریخی را نمیگیرد خود به معنای کمک به انهدام فرهنگی است و نوعی نابودی فرهنگی محسوب میشود. شایسته و به حق است که در مقابل کار عظیمی که آرمن و همکارانش کردهاند سر تعظیم فرود آوریم و یاد آرمن را همیشه گرامی بداریم)).

Click to enlarge

اسقف اعظم، سبو سرکسیان و

روبرت مارکاریان

   

در اختتامیۀ مراسم نیز اسقف اعظم، سبو سرکسیان، به ایراد سخنرانی پرداختند و در آغاز با تشکر از مؤسسۀ هور فرمودند:

((در وهلۀ اول میخواهم از مؤسسۀ ترجمه و تحقیق هور تشکر و قدردانی کنم که به واسطۀ تلاشهای این مؤسسه در روزهای اخیر ما هم خوشبختی و سعادت این را داشتیم تا افتخار کنیم به ثروتهای فرهنگی گذشتۀمان و هم غم عظیمی را تجربه کنیم به خاطر ثروتها و آثاری که داشتیم و از دست دادیم.

مایلام در این خصوص به سه مورد اشاره کنم. نکتۀ اول، در خصوص شادروان دکتر آرمن حقنظریان است. در کتاب مقدس آمده: ,,آن کس که ایمان دارد در صورت فوت نیز زنده میماند،،. ایمان در تعالیم حضرت مسیح تنها احساس نیست بلکه زندگی و عشق است. در واقع، کسی که ایمان دارد زندگیاش را طوری میگذراند که معنا و مفهوم ارزشمندی داشته باشد و شاید مطابق همین تعریف مسیح است که شاعر بزرگ ارمنی، هوهانس تومانیان، میگوید: ,,ما ازآن مرگ هستیم و مرگ ازآن ما و فقط کار انسانهاست که زنده میماند،،.

آرمن حق نظریان امروز، از لحاظ فیزیکی، در بین ما نیست ولی حیات معنوی و ارزشمندی که با او زندگی کرد و فعالیتها و آثاری که از خود برجای گذاشت زنده خواهد بود. تا حدی که من با ایشان آشنایی داشتم زمانی که از ابنیۀ تاریخی ارمنیان صحبت میکرد با آن زندگی میکرد و همیشه، در صحبتهای خود، به عنوان شهروند جمهوری اسلامی ایران به این موضوع افتخار میکرد که ایران به عنوان وارث فرهنگی غنی همیشه، بدون در نظر گرفتن تفاوتهای مذهبی و دینی، ابنیۀ تاریخی دیگر مذاهب را پاس داشته و به مرمت آنها پرداخته و آنها را حفظ کرده است.

من میخواهم از دوستان ایرانی خودم، که در این جمع حضور دارند، تشکر و قدردانی کنم زیرا که ایران نیز به نوبۀ خود یکی از مهدهای تمدنهای بشری محسوب میشود و بسیاری از مناطق ایران را میتوان به عنوان موزهای باز در زیر آسمان تلقی کرد. آرمن حقنظریان نیز، که در یک چنین فضا و فرهنگی رشد کرده بود، در واقع میخواست که این میراث بر جای مانده را حفظ و نگهداری کند. شما دیگر با جزئیات زندگی و فعالیتهای آن مرحوم آشنا هستید.

در وهلۀ دوم، میخواستم از جناب آقای ساموئل کاراپتیان قدردانی کنم. هنگامی که ایشان را میبینم همیشه تداعیکنندۀ بنایی تاریخی و سنگنبشتهای ارزشمند هستند. حضور ایشان در کنار این سنگنبشتهها و این بناهای تاریخی غیر قابل انکار است. در این روزها، که شاهد انهدام فرهنگی آثارمان هستیم و غم دوری از موطن آبا و اجدادی خود را داریم، وقتی نظارهگر چنین برنامههایی هستیم غممان تا حدی کاهش مییابد.

شما در اینجا شاهد عکسهایی هستید که حاصل دسترنج دکتر آرمن حقنظریان و آقای ساموئل کاراپتیان است و در واقع، وقتی به این عکسها نگاه میکنیم این جمله در ذهنمان تداعی میشود که ترکها از اینجا هم گذشتهاند.

Click to enlarge
خانم دکتر آیدا هوانسیان اشاره کردند که طی این روزها، در مرکز آنتیلیاس، در بیروت، سمیناری به مناسبت صدمین سال نسلکشی و قتلعام ارمنیان آدانا برگزار شده است. عکسهایی که در آنجا از کشتارهای صورت گرفته و بناهای تاریخی نابود شده به نمایش گذاشته شد در واقع کاملاً با عکسهایی که در اینجا میبینیم مشابهت داشتند و بیانگر وسعت تخریبهای صورت گرفته بودند. همۀ این شواهد حافظۀ تاریخی ملت ماست و برای اینکه زندگی امروز ما مستحکم باشد و هیچگاه سرتعظیم فرود نیاوریم باید که این حافظۀ تاریخی را پاس بداریم. وای به حال ملتی که تاریخ خود را به فراموشی میسپارد.

در وهلۀ آخر باید مؤسسۀ هور را تقدیر کنیم که در این سالهای آخر نماد زندۀ فعالیتها و حقطلبیهای ماست)).

  

                                  آرمن حق نظریان، زندگی ای آکنده از حس تعهد و وظیفه[1]

Click to enlarge
    ساموئل کاراپتیان 
تاریخ قومهای فرهنگساز گواه بر آن است که میهن، گنجخانۀ مقدسِ یادگارهای پیشینیان آنها، پایه و اساس هستی و پشتوانۀ معنوی موجودیت آنهاست. قومی برخاسته و بالیده از سرزمین نیکان، که با عشق به زادگاه زندگی میکند، در وهلۀ نخست با ایجاد آثاری از ویژگیهای فرهنگی و محفوظ داشتن آن برای آیندگان سرزمین خود به مسیر و محتوای وجود غنا میبخشد.

واقعۀ نژادکشی 1915م ارمنیان منجر به انضمام عُدوانی بیشترین بخش سرزمین آنها به ترکیه و آذربایجان شد که تحت حمایت ترکیه به وجود آمده بود. این واقعه ارمنیان را هم از حفاظت میراث فرهنگی پیشینیان خود و هم از انجام وظیفۀ پرسعادت پژوهش این آثار در مهد اصلی آنها و در نهایت نیز از امکان کاملاً طبیعی ایجاد ارزشهای نوین در سرزمین نیاکان خود محروم ساخت.

در نتیجۀ تحولات تاریخی مشخص و تغییر در مرزهای سیاسی، سرزمین ارمنیان پس از 1920م در مساحتی کمتر از یک دوازدهم موطن تاریخی آنان (آرمنیا ماژور و آرمنیا مینور یا ارمنستان کبیر و ارمنستان صغیر) شکل گرفت و حاصل آنکه میراثی از آثار بیشمار فرهنگ مادی ساکنان گسترهای وسیع و تاریخی اجباراً بیکس و بیسرپرست شد.

وقایع دهههای اخیر نشان داد که برنامههای دولتی ترکها، با محوریت اسکان مجدد ولایات متعدد و متروک این سرزمین با اقوام ترک و دیگر قبایل مهاجرت داده شده از نقاط دور دست (نظیر شبه جزایر بالکان و بینالنهرین) و با هدف یکپارچه کردن مناطق به دست آمده و خالی از سکنه، مستقیماً با مسئلۀ بغرنج حضور ساکنان بومی قتلعام شده روبهرو میشد. علت این حضور وجود آثار بیشمار فرهنگ مادی اهالی پیشین آن مناطق بود. در این مرحله بود که ترکیۀ کمالی[2] راه ترکهای جوان را ادامه داد و دست بهکار نژادکشی جدیدی شد تا برنامۀ نابودسازی میراث فرهنگی ملتی قتلعام شده را عملی سازد، برنامهای که ماهیت آن قتلعام مجدد یک ملت پس از نابودی آن بود.

سردمداران حکومت ترکیه از سالهای دهۀ1930 و به صورت گسترده و برنامهریزیشدهتر طی دهههای1940ـ1960، در سراسر منطقۀ ارمنستان غربی، برنامههای دولتی انهدام آثار فرهنگی باقی مانده را اجرا کردند. تخریب بناهای تاریخی، که هویت بارز ملی داشت، از جمله بناهای عبادی، مقبرهها، دیرها، کلیساها، بقعهها، گورستانها، سنگصلیبها، سنگ قبرها و...، در اولویت قرار گرفت. در این مرحله، قلعهها، پلها، چشمهها، بناهای مسکونی برجایمانده و دیگر ابنیۀ اجتماعی و غیرمذهبی اکثراً محفوظ ماندند اما سنگنبشتههای ارمنیزبان روی آنها، که اکثراً دربارۀ خود بنا بود، معدوم شد.

این عملیات تا اواخر دهۀ 1960 مطابق یک برنامه فرهنگستیزانۀ ویرانگرانه منجر به نابودی مراکز متعدد فرهنگی ـ مذهبی و دارالتعلیمهای برجایمانده از سدههای اولیۀ مسیحیت شد. دیر تثلیت مقدس تِکور،[3] دیر هووهان مقدس (تأسیس 631 م، دارای سه ناو و گنبد)، کلیساهای آگراک[4] (کلیسای یک ناوی با سبک بازیلیک قرن پنجم و کلیسای جنب آن با گنبد مرکزی قرن هفتم)، کلیساهای اسقفنشین آلامان[5] (قرون ششم و هفتم میلادی)، آلگینا[6] و شیراکاوان[7] (قرون نهم و دهم میلادی)، مجتمع مذهبی خسکونک[8] (قرون هفتم تا سیزدهم میلادی)، کلیساهای گئورگ مقدس، اِررنا،[9] ساهاک مقدس، واقع در جزیرۀ لیم، در دریاچۀ وان، کلیسای کرونک،[10] واقع در سِوستان،[11] کلیسایمریم مقدس، در کروپاش،[12] کلیساهای نارِگ، چاراهان و سپیداک در گِواش (وستان سابق)، کلیسای مریم مقدس در شوشانتس، کلیسای سالناپات در کوقب، کلیسای کاراپت مقدس، واقع در موش، کلیسای هووهان مقدس در یقردود،[13] کلیسای آراکلوتس (حواریون)، هاروتیون (عروج)، دیر متسوپاوانک،[14] کلیسای کارمیر (سرخ) و موتورکو،[15] واقع در هینزک[16] و بسیاری دیرها و کلیساهای دیگر، که تا 1915م استثنائاً به صورت مراکز فعال فرهنگی برجای مانده بودند، در برهۀ زمانی یاد شده نابود شدند. سرنوشتی به مراتب سبعانهتر نیز برای چندین هزار قبرستان ارمنیان رقم خورد. نمونههای انگشتشماری از آنها در حالتی ویران و هتک حرمت شده با هزاران نشانه از غارت به طمع یافتن گنج در آنها هنوز وجود دارد.

نکتۀ قابل اهمیت آن است که در طول این سالها عملیات نابودی کلیۀ آثار معماری و ابنیۀ باستانی ارمنی به دست نیروهای نظامی و در شرایط ممنوعیت اکید ورود خارجیها به ایالات شرقی ترکیه صورت گرفت و هنگامی که در اواخر دهۀ 1960 صاحبنظران فرهنگی اروپایی، پس از نیم قرن، برای بازدیدهای توریستی یا مطالعات علمی، تحت نظارت و حراست شدید امنیتی، پا به ارمنستان غربی نهادند بسیاری از نشانههای ارزشمند و ابنیۀ تاریخی ارمنیان نابود شده بودند.

نشانۀ فاحش تیرهبختی ملت ارمنی آن است که مطالعات صورت گرفته طی سه دهه (1970 ـ 2000م)، در ارمنستان غربی، این واقعیت را به اثبات رساند که تخریب آثار و نشانههای فرهنگی ارمنیان در سراسر منطقۀ مذکور، گرچه بدون تلاش و شدت سالهای 1940 ـ 1960، در سالهای پس از آن نیز ادامه داشته است با این تفاوت که در این دوره عملیات نابودسازی نه به دست دولت و نیروی نظامی بلکه با تبلیغات و تمهیدات حکومت؛ یعنی، با ایجاد تب جست و جوی ثروت در میان ساکنان ترک و کرد منطقه از راه تخریب بقیۀ بناها، به امید واهی دست یافتن به داراییهای ارمنیان، ادامه داشته است.

نابودی تدریجی آثار فرهنگی ارمنی، در ارمنستان غربی، به خودی خود اهمیت و ارزش تلاشهای کارشناسان برای شناسایی و ثبت این آثار را تشدید میکند. عملیات تخریب حتی در سالهای 1960 ـ 1980 نیز ادامه یافت.

در زمرۀ اولین نجاتبخشان نشانههای میراث فرهنگی پیشینیان، هرچند برروی اوراق کاغذی، باید نام و یاد ژان میشل تیئری، پزشک فرانسوی، را پاس بداریم. تیئری در نیمههای دهۀ 1950 پای به ارمنستان غربی گذاشت و در نتیجۀ تلاشهای بیوقفه، طی دهۀهای متوالی، از طریق عکسبرداری و اندازهگیری بسیاری از آثار برجای ماندۀ ارمنیان، که امروزه اکثراً منهدم شدهاند، آنها را به ثبت رساند. معمارانی نظیر پائولو کونهاو، توماس بره چیا، فراتا دوکی و هوانس مرزبانیان نیز به مطالعه و ثبت مواردی خاص از این آثار پرداختند.

مطالعات بسیاری از کارشناسان به علت وجود موانع مشخص، به یک یا چند سفر و مطالعۀ مجموعهای از آثار موجود محدود شد اما در سراسر دوران نیمۀ دوم قرن بیستم فقط دو نفر به طور مداوم به این کار مهم پرداختند: ژان میشل تیئری، پزشک فرانسوی و دکتر آرمن حق نظریان، مهندس معمار ارمنی ـ ایرانی، که با نادیده گرفتن خطرات و موانع تصنعی متعددی که عوامل دولت ترکیه ایجاد میکردند سفرهای مطالعاتی بسیاری را تدارک دیدند و موفق به پیشبرد فعالیتهای هدفمند و برنامهریزی شدۀ خود شدند. آنها صدها نمونه از آثار معماری را (اغلب برای اولین بار) مورد مطالعه قرار دادند و آرشیوهایی بیهمتا ایجاد کردند.

برخلاف همکار فرانسوی، که دستآوردهای سفرهای مطالعاتیاش یکی پس از دیگری منتشر میشد و به ثمر میرسید، دکتر آرمن حق نظریان به این نکتۀ حساس برخورد که ارمنیالأصل بودنش مانع تداوم فعالیتهایش در آن مرز و بوم خواهد بود و ضرورت را در آن دید که نتایج حاصل از مطالعات خود را تا مدتها منتشر نسازد. این مصلحتاندیشی هنگامی که از سوی مقامات ترکیه عنصر نامطلوب شناخته شد و سفرهای علمی گروهیاش بدون شرکت او صورت گرفت نیز ادامه یافت.

امروز دکتر آرمن حق نظریان دیگر در میان ما نیست، کسی که با درک مسئولیت و ایثاری بی پایان نسبت به یادگارهای فرهنگی پیشینیان خود بخش مفیدی از زندگیاش را وقف ثبت ذره ذرۀ این آثار و ماندگارسازی هویت آن یادگارها کرد.

اعتقاد عمیق من این است: هنگامی میتوان عاملان و مرتکبان نژادکشی را کامیاب تلقی کرد که قربانیان آنها از تغذیه و تقویت شدن از ریشههای پیشینیان خود باز مانند.

 

پی نوشت ها:

1.متن ترجمه شدۀ سخنان ساموئل کاراپتیان در مراسم بزرگداشت دکتر آرمن حق نظریان.

2. منظور کمال آتاتورک است.

Tekor .3

Agrak .4

Alaman .5

Algina .6

Shirakavan .7

[1]Khtzkonk .8

Ererna .9

Krunk .10

Tsvesdan .11

Krupash .12

Yegherdud .13

Metsopavank .14

Muturku .15

Hinzk .16

                                                                                                                                                               

 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 5890