نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

ایـران و نژادکـشی ارمنیــان

نویسنده: ایساک یونانسیان[1]

آگاهی جامعۀ ایرانی از رویدادهای اوایل قرن بیستم در ارمنستان غربی که تحت سلطۀ امپراتوری ‏عثمانی به وقوع پیوست و منجر به نژادکشی ارمنیان شد، مرهون نوشته  ها و گزارش  های ‏روشنفکران، مورخان و شاهدان عینی ایرانی است که از این وقایع بر جای مانده است. البته، دلیل دیگر ‏آشنا بودن ایرانیان با غم بزرگ ارمنیان همجواری و همسایگی با کشور ترکیه است؛ زیرا ایران یکی از ‏اولین کشورهایی بود که با آغوش باز پذیرای بازماندگان نژادکشی ارمنیان شد. در این مقاله سعی ‏شده است تا ضمن پرداختن به این نوشته  ها و گزارش  ها و سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال نژادکشی ارمنیان، اظهارات برخی از سیاست  مداران ایرانی نیز بازگو و ارزیابی شود. ‏

 

مشاهدات و نوشته  های شاهدان عینی ایرانی از نژادکشی ارمنیان

ـ سید محمدعلی جمال زاده

Click to enlarge
سید محمد علی جمال زاده

سیـد محمد علـی جمـال زاده، نویسندۀ سرشنـاس ایرانـی و پدر داستان  نویـسی نویـن فارسی، درست در ‏روزهـایی که نـژادکشی ارمنیان در امپراتـوری عثمـانی در جــریان بود، از طریق ترکیـه به بغداد سفر می  کرد. وی مشاهدات ‏خود را با عنـوان «مشاهدات شخصی من در جنگ جهانی اول» به رشتـۀ تحریـر در آورده است، قسمتی ‏از مشاهدات جمال زاده را می  خوانیم:‏

‏«با گاری و ارابه از بغداد و حلب به جانب استانبول به راه افتادیم. از همان منزل اول با گروههای زیاد از ‏ارمنیان مواجه شدیم که به صورت عجیبی که باور کردنی نیست، ژاندارمهای مسلح و سوارۀ ترک آنها را ‏پیاده به جانب مرگ و هلاکت می  راندند. ابتدا موجب نهایت تعجب ما گردید ولی کمکم عادت کردیم که ‏حتی دیگر گاهی نگاه هم نمیکردیم و الحق که نگاه کردن هم نداشت. صدها زنان و مردان ارمنی را با ‏کودکانشان بحال زاری بضرب شلاق و اسلحه پیاده و ناتوان به جلو می  راندند.‏

در میان مردها جوان دیده نمیشد چون تمام جوانان را یا به میدان جنگ فرستاده یا محض احتیاط (ملحق ‏شدن به قشون روس) به قتل رسانده بودند. دختران ارمنی موهای خود را از ته تراشیده بودند وکاملاً کچل ‏بودند و علت آن بود که مبادا مردان ترک و عرب بجان آنها بیفتند.‏

دو سه تن ژاندارم بر اسب سوار این گروهها را درست مانند گله گوسفند به ضرب شلاق به جلو می  راند. ‏اگر کسی از آن اسیران از فرط خستگی و ناتوانی و یا برای قضای حاجت به عقب میماند، برای ابد به عقب ‏مانده بود و ناله و زاری کسانش بی  ثمر بود و از این  رو فاصله به فاصله کسانی از زن و مرد ارمنی را ‏می  دیدیم که در کنار جاده افتادهاند و مردهاند و یا در حال جان دادن و نزع بودند. بعدها شنیده شد که بعضی ‏از ساکنان جوان آن صفحات در طریق اطفا آتش شهوات حرمت دخترانی از ارامنه را که در حال نزع بوده ‏و یا مرده بودند نگاه نداشته بوده  اند. خود ما که خط سیرمان در طول ساحل غربی فرات بود و گاهی به فرات نزدیک و گاهی دور می  شدیم، روزی ‏نمیگذشت که نعشهایی را در رودخانه نمی  دیدیم که آب آنها را با خود نمیبرد.‏

شبی از شب  ها در جایی منزل کردیم که نسبتاً آباد بود و توانستیم از ساکنان آن برهای بخریم و سر ببریم و ‏کباب کنیم دل و روده بره را همان نزدیکی خالی کرده بودیم. مایع سبز رنگی بود بشکل آش مایعی. ‏ناگهان دیدیم که جمعی از ارامنه که ژاندارم  ها آنها را در جوار ما منزل داده بودند با حرص و ولع هرچه ‏تمام تر بروی آن مایع افتادهاند و مشغول خوردن آن هستند. منظرهای بود که هرگز فراموشم نشده است.‏

‏ باز روزی دیگر در جایی اتراق کردیم که قافلۀ بزرگی از همین ارامنه در تحت مراقبت سوارهای پلیس ‏عثمانی در آنجا اقامت داشتند. یک زن ارمنی با صورت و قیافۀ مردگان به من نزدیک شد و به زبان فرانسه ‏گفت: ‏

ـ تو را به خدا این دو نگین الماس را از من بخر و در عوض قدری خوراکی به ما بده که بچههایم از گرسنگی ‏دارند هلاک میشوند.

باور بفرمایید که الماس  ها را نگرفتم و قدری خوراک به او دادم. خوراک خودمان ‏هم کمکم ته کشیده بود و چون هنوز روزها مانده بود که به حلب برسیم دچار دست تنگی شده بودیم.

به ‏حلب رسیدیم.‏ در مهمانخانۀ بزرگی منزل کردیم که مهمانخانۀ پرنس نام داشت و صاحبش یک نفر ارمنی بود. هراسان ‏نزد ما آمد که جمال پاشا وارد حلب شده و در همین مهمانخانه منزل دارد و میترسم مرا بگیرند و به قتل ‏برسانند و مهمانخانه را ضبط نمایند. با التماس و تضرع درخواست مینمود که ما به نزد جمال پاشا، که به ‏قساوت معروف شده بود، رفته و وساطت کنیم. میگفت شما اشخاص محترمی هستید و ممکن است ‏وساطت شما بی اثر نماند. ولی بی  اثر ماند و چند ساعت پس از آن معلوم شد که آن مرد ارمنی را گرفته ‏و به بیروت و آن حوالی فرستادهاند و معروف بود که در آنجا قتلگاه بزرگی تشکیل یافته است. خلاصه ‏آنکه روزهای عجیبی را گذراندیم. حکم یک کابوس بسیار هولناکی را برای من پیدا کرده است که گاهی ‏به مناسبتی بر وجودم تسلط پیدا میکند و ناراحتم میسازد و آزارم میدهد.‏

                                              ژنو، 25 خرداد 1350، سید محمد علی جمال زاده».[2]

 

ـ عبدالحسین شیبانی ملقب به وحید الملک

Click to enlarge
عبد الحسین شیبانی

عبدالحسین شیبـانی، ملقـب به وحید الملک، از رجـال سیـاسی و فرهنگی ایران، در کاشان ‏متولد شد. تحصیلات عالـی او در انگلستـان به پایان رسید. وی مـدتی سمت دستیـاری پرفسور ادوارد ‏براون را در دانشگـاه کمبریـج برعهده داشت. شیبانی در دوران مهـاجرت سیاسی، در 1294ش ‏مـصادف بـا 1915م، شاهـد عینـی نژادکـشی ارمنیـان بوده است. وی مشاهـدات خـود را در کتابـی به نام ‏خاطرات مهاجرت[3] نگاشته است. در اینجا قسمت  هایی از کتـاب را، که دربارۀ سفـر او به ترکیـه و مشاهداتـش از نژادکشی ارمنیان است، نقل می  کنیم.‏ [4]

صفحۀ 82 کتاب:‏

«ظلم سربازگیری در اینجا زیاد است. از منطقۀ حدیثه به آن طرف خانواده  های ارمنی در بیابان  ها متفرق و ‏از گرسنگی جان می  سپارند. یک دختر پنج شش سالۀ ارمنی را خود می  خواستم به دو لیره بخرم اما عربی ‏نیم لیره بالا کرده او را خرید. مادرها بدین طریق دخترهای نازنینشان را مفت به مسافران می  بخشند که از ‏گرسنگی و فشار ترک  ها خلاص شوند».‏

‏ صفحۀ 86 کتاب :‏

«چیزی که امروز جلب توجه می  کند وجود عده  ای از ارمنیان می  باشد. اینها مقدمۀ گروه ارامنه  اند که از ‏اطراف بغاز داردانل به کنار فرات رانده شده  اند. بچه  های زیادی دارند. بیشتر آنها از طبقۀ کشاورز می  ‏باشند. چند نفر از آنها تمام روز پیش ما بودند. بدیهی است اهالی محل و به خصوص مامورین دولت خوش ‏نداشتند که ما با آنها صحبت کنیم. بیم آن هم بود که پس از رفتن ما آنها را اذیت کنند. یکی از آنها می  ‏گفت در اول دولت نفری یک قران هر روز به آنها اعاشه می  داد ولی سه ماه گذشته بود که آن اعاشه هم ‏قطع گردید. این بیچاره  ها در زیر درختان خرما منزل دارند»‏.

صفحۀ 87 و 88 کتاب:‏

«بعد از ظهر مدتی از سیاست صحبت می  کردیم مخصوصاً راجع به ارمنیان صبحت در میان بود. دولت ‏عثمانی می  گفت تقصیر از خود ارمنیان است. بعضی دیگر از دولت عثمانی تنقید  می  کردند».‏

‏ چهارشنبه 21 ژوئن:‏

«در اول منزل دیشب راه صاف بود ولی بعد به پست و بلندی افتاده مورث زحمت گردید.سه چهار پل  های شکسته روی گودال  های عمیق زده  اند که باعث خطر زیاد می  باشد، در اینجا ارمنیان را به پل  سازی ‏بازداشته بودند».‏

‏ صفحۀ 90 و 91 کتاب:‏

«در نزدیکی ابوکمال سایبان  ها و چادرهای زیاد از ارمنیان دیده می  شد. حالت اینها فی  الحقیقه تأثرآور ‏است. عده زیادتری از آنها زن و بچه هستند معدودی مردهای کهن  سال میان آنها دیده می  شوند. همین که ‏ما نزدیک شدیم عدۀ زیادی دور ما را گرفته با صدای بلند پول و خوردنی طلب می  کردند. ما هر قدر پول ‏خرد داشتیم به آنها دادیم ولی متأسفانه این جزئی پول نمی  توانست صدها مردم عریان و گرسنه را از ‏چنگال بدبختی نجات دهد.‏

پیرزنی میان آنها با گریه به زبان ترکی می  گفت خانه  های ما را خراب کردند و آنچه هم مانده بود به ‏اسرای انگلیسی و فرانسوی داده و ما را به صحراها بدین حالت انداخته  اند، چرا ماها را یک دفعه نکشتند ‏تا بدین ترتیب زجرکش نشویم. زنی را دیدم بچۀ کوچکی در بغل داشت، هر دو گریه  کنان فریاد از ‏گرسنگی می  زدند».‏

‏ صفحۀ 123 کتاب:‏

«ملاقات با طلعت بیک به کلی دوستانه بود. وقت برخاستن هم تا دم درب به مشایعت ما آمد. سپس، به ‏مرکز حزب اتحاد و ترقی رفته با آقایان مدحت شوکت و دکتر ناظم بیک، که از اعضای مهم حزب اتحاد و ‏ترقی هستند، ملاقات و مدتی با آنها صبحت کردیم. از ارمنیان صحبت به میان آمد. دکتر ناظم بیک از آنها ‏خیلی تکذیب می  کرد. می  گفت باید موضوع ارامنه در این جنگ حل شود و برای بعد از جنگ ‏نماند. ملاقات با حضرات یک ساعت طول کشید».‏

 

 

ـ حسین کاظم زاده،معروف به ایرانشهر 

Click to enlarge
حسین کاظم زاده (ایرانشهر)

حسیـن کاظـم  زاده، فرزند حـاج میـرزا کاظم طبیب تبریزی، در20 دی 1262ش، در تبـریز چـشـم بـه جـهان گشـود. وی از ‏نویسنـدگان مشهـور ایرانی است که از 1315ش، در ایالت سن  گالنسوئیس، شروع به تألیف و نگارش ‏کتابهای گوناگون کرد.‏ ‏

شـهرت او بـهایرانـشهر، به دلیـل انتـشار مجلـه  ای به همیـن نام بـود که در برلیـن، با همکاری ابراهیـم پـورداوود ‏و چند تن دیگر، منتشر میکرد.‏

کاظم زاده در یکی از مقالات خود، که در واقع دیباچۀ رسالۀ وی به نام «معارف در عثمانی» است و آن را ‏در بخش اجتماعی نشریۀ ایرانشهر، در 1302ش/1924م، به چاپ رسانده، با طبع ادبی خاص خود، به ‏تحلیل عثمانی 1917م و جمهوری نوپای ترکیه و مقایسۀ آن با عثمانی1910م، پرداخته است.‏

وی در بخشی از رسالۀ خود به صورت همه  جانبه راهکارها و روش  های اجرایی سیاست ملی  گرای حکومت حزب اتحاد و ترقی در عثمانی ‏را مورد بررسی قرار می  دهد و می  گوید:‏

«پیش از همه یک تصفیۀ سیاسی و اقتصادی از مدتی است شروع شده و به خصوص در این موقع جنگ، ‏که بهترین وسیله به دست حکومت  ها در اجرای مقاصد خود داده شده، این کار تصفیه به تندی به عمل ‏می  آید. دست عناصر مختلف مملکت و تبعۀ خارجه را، که نفوذ و تسلط زیاد در امور تجارتی و ‏اقتصادی مملکت داشته باشند، کوتاه می  کنند. عناصر غیر ترک مملکت را، با اینکه اتباع دولت عثمانی ‏هستند، مضر سیاست و استقلال خود شناخته از پا در می آورند و از میان برمی  دارند تا میدان را برای ‏ترک نژادان خالی کنند و تجارت را از دست اتباع خارجه، به خصوص آنهایی که مانند، ارمنیان، ایرانیان و ‏یونانیان محروم از حمایت دولت خود هستند، با وسایل گوناگون بربایند.

خلاصه گفتم اگر این کار تصفیه بدین قرار پیش برود، پس از اختتام جنگ در خاک عثمانی جز نژاد ترک ‏عنصر دیگری نخواهد ماند و تمام کارهای ثروتی و تجاری و اقتصادی به دست آنها خواهد افتاد و از ‏کشمکش و مقاصد خفی و فعالیت عناصر استقلال خواه و افراق  جوی دیگر مانند ارمنیان و یونانیان و ‏اعراب و غیره آسوده خواهند شد».[5]

 

ـ محمد علی فروغی

محمد علی فروغی، از نخست وزیران اسبق ایران، برهه  ای از زندگی  اش را در سمت سفیر ایران ‏در ترکیه به سر برده است. وی مطالبی را از مقاله  های روزنامۀ گلوب،[6] چاپ لندن ترجمه کرده و در رسالۀ خود (نسخۀ خطی) ‏به تفصیل از علل اغتشاش ارمنیان در دولت عثمانی و سبب قتل عام آنها به دست ترک  ها سخن گفته ‏است. فروغی در سال  های اقامتش در ترکیه با کمال آتاتورک، رئیس جمهور و عصمت اینونو، نخست وزیر ‏و سایر مقامات ترک روابط بسیار خوب و نزدیکی ایجادکرده بود. رسالۀ مورد نظر علاوه بر تاریخ ارمنی، ‏مطالب مفصلی دربارۀ جغرافیای مناطق ارمنی نشین نیز دارد. ‏

محمد علی فروغی در این رساله، که در حال حاضر به صورت نسخۀ خطی است و احتیاج به بازخوانی و تحقیق ‏مفصل دارد، سعی کرده است برای این سؤال که آیا طغیان ارمنیان به خودی خود ‏واقع شده؟ پاسخ قانع کننده  ای پیدا کند. وی پس از مطالعه و بررسی مطالب شماره  های مختلف روزنامۀ گلوب به این نتیجه می  رسد ‏که طرح طغیان ارمنیان در برخی از کانون  ها و انجمن  های سیاسی لندن ریخته و بعد از آن با دستور ویژه به محل و مقصد معین خود فرستاده می  شد.‏

‏ این نتیجه  گیری باعث شد تا محمد علی فروغی، به قول خودش، از سرگردانی بزرگ بیرون آید. البته، ‏این رجل سیاسی در تدوین رسالۀ خود تا آخر هم در سرگردانی به سر برد و نتوانست برای سؤالاتی که ‏مطرح کرده بود پاسخ  هایی مبتنی بر مستندات به دست آورد.‏

محمد علی فروغی در نامه  ای به تاریخ 2 آذر 1306ش، که در مجلۀ یغما (ش3، خرداد 1330، ص4) ‏انتشار یافته، می  گوید:‏

«ترک  ها عدم تجانس ملت، یعنی وجود عناصر یونانی و ارمنی و صرب و بلغار و عرب را علت بدبختی  های خود در ازمنۀ گذشته دانسته و سعی در احتراز از تجدید این ابتلا در زندگی جدید دارند... صرب و ‏بلغار و عرب که از دستشان رفته و ارمنی را در ترکیه تمام کرده  اند، یونانی  ها را هم می  کوچانند و بیرون ‏می  کنند و می  خواهند از شر اکراد خلاص شوند که به واسطۀ وجود کُرد آن همه زحمات که برای تشکیل ‏یک ترکیه جدید خالی از اغیار کشیدند هدر نرود».‏ ‏[7]

 

ـ رضا علی دیوان بیگی

رضا علی دیوان بیگی، ملقب به میرزا حسین خان، از  سیاست  مداران عصر قاجار بود که در سفر ‏گروهی از آزادی  خواهان به بغداد و عثمانی و تشکیل دولت موقت شرکت داشت. وی با تیزبینی خاصی به ‏تحلیل وقایع عثمانی پرداخته و ریشه  های تفکر پان  ترکیسم دولتمردان عثمانی و بهانههایی را که آنان ‏برای اعمال وحشیانه و خشونت  بار خویش میآورند مورد بررسی قرار داده است. او در یادداشت  های دوران ‏زندگی سیاسی خود دربارۀ ترک  های جوان می  نویسد:‏

«آن موقع امور ترکیه در دست فرقۀ ترک اجاقی یا به عبارت دیگر ترک  های جوان می  بود. رهبری این ‏فرقه تندرو را طلعت پاشا و انور پاشا به عهده داشتند. یکی به اصطلاح روز وزیر اعظم بود،یعنی نخست ‏وزیر و دیگری وزیر جنگ و هر دو فرمانروای مطلق. اینها شش سال قبل از شروع جنگ جهانی اول به ‏اتفاق جمال پاشا، انقلاب راه انداختند. سلطان عبدالحمید مستبد را وادار به صدور فرمان مشروطیت ‏نمودند. بعد او را کنار گذاشتند، سلطان محمد درویش و گوشه  گیر را خلیفه کردند و خود حکومت را در ‏دست گرفته برای انجام اصلاحات داخلی اتصالاً از دولت امپراتوری آلمان کمک مالی و فنی دریافت ‏نمودند. آن قدر که بر اثر نفوذ مستشاران آلمانی عاقبت دولت عثمانی مجبور شد به طرف داری از دولت ‏آلمان با روس و انگلیس بجنگد.‏

مرام فرقه ترک اجاقی از این قرار بود:‏

اول: حفظ مملکت پهناور عثمانی در مقابل تحریکات دول استعمار طلب اروپایی

دوم: اجرای پان ترکیسم یعنی احیاء و اشاعۀ فرهنگ ترکی در مناطق ترک  زبان و سرانجام انضمام آن ‏مناطق به امپراتوری عثمانی

سوم: گسترش نفوذ خلیفۀ عثمانی در ممالک اسلامی که به این ترتیب عثمانی به اوج قدرت برسد».‏[8]

دیوان  بیگی، که خود شاهد تبعید ارمنیان و وضع غم  انگیز آنان بوده است، گوشهای از ماجرای تبعید را نیز شرح ‏میدهد و میگوید:‏

«اکنون می  دانیم که این تبعیدها پایان و مقصدی ندارد بلکه هدف این بود که قربانیان در جریان این ‏آوارگی  ها زیر پوشش تبعید نابود شوند. در آن سفر چیزی که مایۀ تأسف و تحیر گردید جریان کوچ چند ‏صد هزار خانواده نگون بخت ارمنی که پس از وقوع قتل و غارت ارامنه در ولایت وان جدا شده بودند و ‏اکثراً پیر زن و زن و بچه پا برهنه و گرسنه بودند که سربازان ترک آنها را در زیر آفتاب سوزان پای پیاده ‏در بیابان  ها می  گرداندند».[9]

یادداشت  های دیوان بیگی هنگام ورود به بادکوبه، در عین حال که بیان  گر خشونت  های عثمانی در ‏قبال ارمنیان است، نشان می  دهد که کارپردازان حکومت چگونه از این دستاویز، یعنی ادعای خیانت ارمنیان به ‏امپراتوری عثمانی، به بهترین وجه بهره  برداری می  کردند.‏

«در اواخر تابستان قشون ترک موفق گردید بادکوبه را بگیرد. من، بیست و چهار ساعت بعد، شبانه با یک ‏قطار سرباز بر عازم آن شهر شدم ... صبح آن شب آفتاب تازه طلوع کرده بود که از ایستگاه راه  آهن ‏بادکوبه با کمک دژبانان ترک، یک درشکه مرا به قنسولخانه ایران رساند.شهر خالی از جمعیت به نظر می  ‏آمد.در بعضی نقاط تعفن اجساد ارمنیان کفن و دفن نشده هوا را مسموم نموده بود».‏[10]

دیوان بیگی، که خود از شقاوت عثمانیها نسبت به ارمنیان متأثر شده بود، در ملاقات با رئیس ستاد ‏لشکریان عثمانی به این جنایات اعتراض میکند. شرح این ماجرا در جلد اول یادداشتهای دوران زندگی ‏وی چنین آمده است:‏

« هنوز در گوشه و کنار شرح کشتن ارمنیها با شقاوت و قساوت ادامه دارد تروریست  های محلۀ کارگران ‏نفت (چونی گورود)، که ‏آنها را قورشچی مینامند، اطفال بی  گناه ارمنی را کت بسته ردیف به زانو می  نشاندند و شرط میبستند که ‏هرکس بتواند با یک ضربه قمه سر از تن آن فلک  زدهها جدا کند هزار منات، یعنی یک تومان، جایزه ‏میگیرد».‏[11]

 

ـ حسن اسفندیاری، ملقب بهمحتشمالسلطنه  

حـسن اسفندیـاری، سیاستمدارایرانـی رئیسمجـلس شورای ملی، وزیروسفیر کبیرایران بوده است. وی در تلگرافی به وزارت خارجۀ ایران به یک صد هزار ارمنی مقتول دراستان ایگدیرو ‏دیگر نواحی آناتولی، که به دست عثمانیها قلع و قمع شدند، اشاره کرده است. وی همچنین، به ارمنیانی اشاره کرده است که متوحش از تعقیب قشون عثمانی به شهرستان  های نقده و سلدوزدر ایران پناهنده شده بودند.‏ [12]

 

Click to enlarge
حسین اسفندیاری

 

ـ اسماعیل رائین

Click to enlarge
اسماعیل رائین

اسماعیل رائین، محقق و مورخ بوشهری و نویسندۀ کتاب قتل  عام ارمنیان، می  نویسد:‏

«دولت عثمانی سعی میکرد به این فجایع و تجاوزات، عنوانمهاجرتبدهد. آنان بسیاری از آبادیها را ‏یکجا وادار به تخلیه میکردند و حتی مسئولان و مقامات محلی برای آنان آرزوی موفقیت و سفری ‏خوش میکردند. بسیاری از این ساده  دلان هم که نمیدانستند چه بر سر دیگران آمده و چه بر سر ‏خودشان خواهد آمد به امید آنکه اگر زادگاه و سرزمین مادری خود را به اجبار ترک میکنند، جای دیگری ‏را اگرچه سالیان دراز طول بکشد، آباد خواهند کرد.

علیرغم ادعای مقامات ترک عثمانی، که ارمنیان را به جنگ مسلحانه علیه عثمانی متهم میکردند، ارمنیان ‏برای دفاع از خود فقط در دو مورد امکان مقاومت مسلحانه یافتند. یکی مورد موفقیت آمیزانطاکیهکه در ‏آن کشاورزان ارمنی به تپهها رفتند و مدت هفت هفته پشت به دریا جنگیدند تا آنکه تقریباً به طرزی ‏معجزه  آسا توسط ناوگانفرانسهنجات یافتند و مورد دیگر عملیات قهرمانانه و در عین حال ‏نومیدانهشابین قره حصار، شهری واقع در اراضی پشت ساحلترابیزون بود که در آنجا چهار هزار ارمنی ‏با شنیدن خبر تبعید خود اسلحه به دست گرفتند و از اواسط ماه مه تا آغاز ژوئیه با سربازان عثمانی به زد ‏و خورد پرداختند. در برابر این مقاومت، عثمانی  ها به اعزام افراد و مهمات پرداختند و شهر را با آتش ‏توپخانه تصرف کردند»[13].

 

ـ یحیی دولت آبادی

یحیی دولتآبادی،نمایندۀ مجلس شورای ملی ایران، در هنگام جنگ جهانی اول از راهآذربایجانوحلببهقسطنطنیهرفته و از این رهگذر اوضاع فلاکت  بار ‏ساکنان ارمنی مستقر در سرزمین  های عثمانی را به چشم دیده است. او در کتاب خود با نام حیات یحیی دربارۀ وضعیت آنها مینویسد:‏

Click to enlarge
یحیی دولت آبادی

«این جمعیت در صحراهای اطراف شط فرات از حلب تا آنات متفرق شدند. بعضی تلف شده و بعضی ‏با حالت بسیار بد در خارج از آبادیها در خرابهها یا در زیر درختان و در سایۀ چادرهای مندرس، ‏زندگانی مینمایند. دختران آنها به بهای بخس داد و ستد میشوند. اطفال آنها اغلب به گدایی برای یک ‏لقمه نان به عابرین زحمت میدهند. اگر چه مسیحیان متمول اکنون بی  نوایند جزای اعمال ناهنجار خویش ‏است که میبینند و امکانات دهری است که به آنها میرسد لکن دیدار اوضاع و احوال آنها دلخراش است ‏و تنها دلخوشی این بدبختان این است که جنگ تمام شود به خانههای خود بازگشت نمایند.

ارمنیهای آواره شده شاید زیاده از دویست هزار نفر بوده باشند. هرجا قافلۀ ما ایست میکرد، مخصوصاً ‏در نزدیک آبادیها، اطفال کوچک دختر و پسر این قوم اطراف ما جمع میشدند برای گرفتن لقمه نان و ‏دیده میشد که بعضی از آنها در همان حال هجوم آوردن برای گرفتن نان غش کرده برزمین میافتادند و ‏بعضی از آنها میمردند».‏[14]

 

دانشنامۀ ایران و نژادکشی ارمنیان ‏

در دانشنامۀ ایران دربارۀ نژادکشی ارمنیان چنین آمده است:

«بزرگترین رویداد مصیبتبار در تاریخ ارمنیان با آغازجنگ جهانی اولروی داد. در 1915م ‏دولتترک  های جوانتصمیم گرفت همۀ جمعیت ارمنی 1,750,000 نفری کشور را ‏بهسوریهومیانرودانانتقال دهد. آنانارمنیهای ساکن در امپراتوری عثمانی را، به رغم وفاداری بسیاری از آنان ‏به کشور، عناصر خطرناک خارجی و شریک در توطئۀ دشمن مسیحیگرای تزاری، برای برهم زدن ‏فعالیت  های عثمانی در شرق، میدانستند. در آنچه بعدها نخستین نژادکشی سدۀ بیستم میلادی خوانده شد، صدها ‏هزار ارمنی که از خانههای خود رانده شده بودند، یا قتلعام شدند یا در خلال جابهجایی قومی، آن قدر ‏پیاده راه پیمودند تا جان باختند. شمار کشتهشدگان ارمنی در ترکیه طی سال  های 1915ـ1923م، بین ‏‏600,000 (در منابع رسمی ترکیه) تا یک و نیم میلیون تن برآورد شده است. علاوه بر این، طی این مدت ده  ‏ها هزار تن از آنان به روسیه،لبنان، سوریه،فرانسهوایالات متحده امریکامهاجرت کردند».‏ [15]

 

جمهوری اسلامی ایران و نژادکشی ارمنیان

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دربارۀ مواردی از قبیل نژادکشی به طور عام و موضع و دیدگاه ایران نسبت به مسئلۀ ارمنیان به ‏طور خاص، برگرفته از اهداف و آرمان  های انقلاب و فرامین و احکام دین مبین اسلام است که به بهترین ‏شکل ممکن در قانون اساسی ایران انعکاس یافته است.‏ [16]

براساس قانون اساسی ایران، اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به استناد بند شانزدهم ‏از اصل سوم و اصل 152 و با نگاهی به مقدمۀ این قانون به شرح زیر است:‏

« بر طبق بند شانزده اصل سه تنظیمات سیاست خارجی کشور باید بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه ‏نسبت به همۀ مسلمانان،حمایت بی  دریغ از مستضعفان جهان صورت گیرد. اصل152هم سیاست ‏خارجی جمهوری اسلامی ایران را مبتنی نفی هرگونه سلطه  جویی و سلطه  پذیری، حفظ استقلال همه ‏جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همۀ مسلمانان،عدم تعهد در برابر قدرت  های سلطه  ‏گر، روابط صلح  آمیز متقابل با دول غیر محارب اعلام می  کند.‏

از این  رو، با استناد به اصول مطروحه قانون اساسی و خط مشی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران‏، نظام اسلامی خود را مکلف به حمایت از مستضعفین و مظلومان جهان و نفی هرگونه ظلم و ستم می  داند. لذا ایران نه تنها در قضیۀ ارمنیان بلکه در مورد تمامی انسان  هایی که در سراسر جهان گرفتار ظلم و ‏اجحاف شده چنین دیدگاهی دارد. اما به اقتضای امنیت و منافع ملی و در چارچوب سه اصل ‏عزت، حکمت و مصلحت کوشیده است تا ضمن پرهیز از ایجاد بی  اعتمادی و تشنج در خصوص مسئلۀ ‏نژادکشی ارمنیان راه میانه و معقولی در پیش بگیرد و از سیاسی کردن تاریخ خود داری کند».‏

با همۀ این تفاسیر، موضع  گیری دولت  های ایران در قبال مسئله نژادکشی ارمنیان از همان ابتدای ‏بروز آن واقعه نمود یافته است، چراکه ایران پذیرای جمع زیادی از ارمنی  هایی بود که از این کشتار جان سالم به در برده و آواره شده بودند.‏

اولین شخصی که در جمهوری اسلامی ایران از نژادکشی ارمنیان سخن به میان آورده امام ‏راحل، بنیان  گذار جمهوری اسلامی ایران، است.‏

«‏ ایران مملکتی نیست که قتل  عام تازه  ای برای ارامنه تدارک ببیند و ایرانیان نیز چنین ملتی نیستند».‏[17]

این سخنان را آیت الله روح الله خمینی، رهبر انقلاب و بنیان  گذار جمهوری اسلامی ایران، در بهمن ‏‏1357ش، در آستانۀ سقوط نظام شاهنشاهی و بازگشت از پاریس به تهران ایراد کرده است. ‏

نیکلای هوهانیسیان، از چهره  های سرشناس تاریخ، خاورشناسی و روابط بین  الملل ارمنستان، از دیداری ‏که در سال 1357ش با شهید مصطفی چمران داشته است چنین می  نویسد:‏

«این سخنان آیت الله خمینی را، که اهمیتی تاریخی دارد، مصطفی چمران ـ یکی از نزدیک ترین هم رزمان ‏ایشان ـ به من بازگو کرد.چمران در دولت تازۀ ایران وزیر دفاع و سپس عضو شورای عالی انقلاب ‏شد. دیدار ما با چمران در بیروت، در منزل حسین حسینی، رهبر شیعیان لبنان و رهبر سیاسی امل و رئیس ‏آتی مجلس لبنان، انجام شد. ما با وی روابطی دوستانه داشتیم و در زمینه  های گوناگون همکاری می  ‏کردیم. این پاسخ آیت الله خمینی بود به ابراز نگرانی برخی محافل ایرانی ـ ارمنی که ما توسط مصطفی ‏چمران به آیت الله خمینی اطلاع داده بودیم.‏

 

Click to enlarge
آیت الله روح الله خمینی

 

چمران پس از بازگویی سخنان آیت الله خمینی به من، گفت که آیت الله خمینی، ملت ایران و رهبرانش ‏با تاریخ ملت ارمنی و فاجعۀ سال 1915م، که او آن را قتل  عام نامید، به خوبی آشنا هستند.‏

از چمران پرسیدم آیا می  توانم دیدگاه آیت الله خمینی را به آگاهی ارمنیان،مردم و رهبران ارمنستان ‏برسانم یا خیر؟ او پاسخ داد که نه تنها می  توانم بلکه این خواست خود آیت الله خمینی است تا ارمنیان و ‏رهبرانشان آگاهی روشنی از سیاست رهبران جدید ایران نسبت به ارمنیان از جمله مسئلۀ قتل  عام داشته ‏باشند».‏[18]

در دورۀ اصلاحات می توان اندکی تمایل به سمت تصدیق مسئله نژادکشی ارمنیان نزد دولتمردان ایران ‏مشاهده کرد. برای نمونه در گردهمایی اعتراض  آمیز تهران، در 24 فروردین 1381ش، علیه تجاوزات اسرائیل ‏بر ضد فلسطینیان سید علی اکبر محتشمی  پور و سید هادی خامنه  ای، دو تن از نمایندگان تهران در ‏مجلس شورای اسلامی، در سخنرانی خود به موضوع قتل  عام ارمنیان اشاره کردند. ‏محتشمی پور در بخشی از سخنان خود گفت:‏  ‏

«در آغاز قرن بیستم شاهد قتل  عام ارمنیان مظلوم در ترکیه بودیم که روح و روان بشریت را در طول ‏هشتاد سال گذشته همواره آزرده بود و بشریت آن قتل  عام را محکوم کرده و ما نیز آن را محکوم می  کنیم».

 

Click to enlarge
سید علی اکبر محتشمی پور

 

سید هادی خامنه  ای نیز در بخشی از سخنان خود گفت:‏‏

«سلسله جنایاتی که در گذشته تا به امروز صورت گرفتـه در مقطعی شامـل حال ارمنیـان تحت امـر کشور ‏عثمانی بوده که ما با آنها همدردی کرده و می  کنیم. همه ساله صدای عزیزان ما به عنوان اعتراض به این ‏کشتار وحشیانه عثمانی شنیده می  شود». ‏

همچنیـن، بـرای اولیـن بـار در 1381ش، سـی تـن ازنمایندگان مجلس ششمبا امضای طوماری ‏نژادکشی ارمنیان را در 1915م، در ترکیۀ عثمانی محکوم کردند.‏

 

Click to enlarge
سید هادی خامنه ای

 

بعـدها نیز سید محـمد خاتـمی، رئیس جـمهور وقـت، درشهریور 1383ش، در سفـر بـه ارمنستـان در مـحل بنـای ‏یادبود نژادکشی ارمنیان حاضر شد و با نثار گل به قربانیان این فاجعه ادای احترام کرد. [19]

 

Click to enlarge
سید محمد خانمی

 

 

در دولت محـمود احمدی نـژاد، با توجـه به مقتـضیات جدید منطقه  ای، تلاش شد سیاست ایران در ‏قبال ارمنیان کمتر تحت تأثیر جو روانی نژادکشی قرار گیرد. بر این اساس، محمود احمدی نژاد، در ‏‏30 مهر 1386ش هنگام سفر به ارمنستان از بنای یادبود نژادکشی ارمنیان دیدن نکرد و تنها پس از ‏سخنرانی در دانشگاه دولتی ایروان در نشست پرسش و پاسخ با زبانی دیپلماتیک گفت:‏

«باید براى زندگى بهتر در آینده از تاریخ درس عبرت گرفت. ما ظلم  ها را توسط هرکس، در هر کجا و ‏در هر مکان محکوم مى  کنیم».‏

Click to enlarge
محمود احمدی نژاد

رئیس جمهور ایران، در ادامه، با اشاره به اینکه هر ساله به همین مناسبت مراسم یادبود و تظاهرات گسترده  ای در ‏ایران برگزار می  شود، افزود:

«ما در کنار ملت ارمنستان به آینده  ای روشن پر از دوستى و برادرى بین ملت  ها مىاندیشیم. موضع تهران در مقابل حوادث تاریخی بسیار روشن است و ما همۀ ظلم  ها در طول تاریخ بشری ‏را محکوم می  کنیم».‏[20]

بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و شواهد ذکر شده و همچنین صدور مجوزهای ‏راهپیمایی و برگزاری مراسم یادبود نژادکشی نشان دهندۀ این است که جمهوری اسلامی ایران ‏واقعیت نژادکشی ارمنیان را پذیرفته است.‏

با اینکه موضع  گیری  های جمهوری اسلامی ایران در این زمینه بسیار مثبت است اما نیاز است تا برپایۀ قانون اساسی کشور، که خود را مکلف به نفی هرگونه ظلم و ستم می  داند، ‏گام را فراتر نهاده و به صورت رسمی و حقوقی این مسئله را محکوم کند، هرچند شاید برخی ملاحظات ‏سیاسی مانع از انجام آن در آینده شود.

امروز ما شاهد آنیم که دولت ترکیه و شخص اردوغان نه تنها در برابر جنایات ددمنشانه و قتل  عام  های گروه  های تروریستی سکوت کرده  اند بلکه به حمایت همه جانبۀ آنها می  پردازند. بدون شک دولت ترکیه در قتل  عامی که امروز در سوریه در جریان است  دخالت داشته زیرا از روز اول بر آن بوده که با دخالت در امور این کشور، ضمن انهدام دولت و نابودسازی ملت سوریه، سیاست پان  ترکیستی خود را نیز در این کشور برقرار سازد، پان  ترکیسمی که متأسفانه ‏ ایران نیز از آن بی  نصیب نمانده است. بخشهای غربی ایران و به  ویژه منطقۀ قفقاز و ‏آذربایجان، در طول تاریخ بارها مورد حمله و هجوم عثمانی قرار گرفته است. طی این تجاوزها، بسیاری از شهرها و ‏روستاهای مناطق یاد شده تصرف و تخریب شدند و مساجد بسیاری در شهرهای ابهر و تبریز به آتش کشیده شده و افراد ‏بی  شماری نیز قتل  عام شده  اند.‏ 

‏ از این  رو و به دلیل سرنوشت تقریباً مشابهی که ایرانیان و ارمنیان در طول تاریخ با آن مواجه بوده  اند، ‏موضوع نژادکشی ارمنیان می  بایست در دستور کار دولت و مجلس ایران قرار گیرد. ایران میتواند ‏بهعنوان مهد اولین منشور حقوق بشر و تنها کشور منطقه که در طول چند صد سال گذشته به خاک هیچ کشوری تجاوز نکرده و خود بارها مورد تجاوز همسایگان، به ویژه ترکیۀ عثمانی ‏واقع شده است، در زمینۀ اجرای عدالت در بین کشورهای اسلامی، بعد از لبنان، اولین ‏کشوری لقب گیرد که نژادکشی ارمنیان را از لحاظ حقوقی محکوم میکند. این خواسته درواقع، ‏درخواست همۀ ارمنیان از دولت و مجلس محترم و همچنین مردم شریف ایران است.‏

 

اظهارات برخی دولتمردان جمهوری اسلامی ایران

ـ حجت السلام ابوترابی فرد، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی

حجت السلام ابوترابی فرد، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، در اردیبهشت 1392ش، در سخنرانی خود به مناسبت نود و هشتمین سالگرد نژادکشی، در جمع ارمنیان و نمایندگان مجلس گفته است:

«کسانی که دیروز دستشان به ‏خون ارامنه آلوده شده، امروز دستشان به خون برادران و خواهرانمان در سوریه آلوده میباشد، کسانی که ‏در فلسطین جنایت کردند و باعث کشتار مردم و آواره شدن میلیونها نفر شدند، هماکنون مورد دفاع ‏قدرتمندان هستند، متأسفانه قدرت در دست کسانی است کـه بر سـلاح تکیه دارند و با انسانیت و عدالت ‏جز در لفظ و کلام ارتباطی ندارند.‏ متأسفانه قدرت سیاسی ـ نظامی و ثروت اگر با ارزشهای متعالی ‏انسانی و الهی همراه نشود جنایات هولناکی مانند نسلکشی ارمنیان را به همراه خواهد داشت».‏[21]

 

Click to enlarge
حجت الاسلام ابوترابی فرد

 

ـ علی یونسی،دستیار ویژۀ رئیس جمهور در امور اقلیت  های مذهبی

«در تاریخ پرافتخار ایران هیچ اثری از قوم  کشی وجود ندارد و این در حالی است که شما ببینید که در ‏پاکستان و عراق و ترکیه چه می  گذرد، ترک  های عثمانی متهم هستنـد کـه میلیــون  ها نفر ارمنی را قتل  عـام ‏کردند. اما در ایران چنین خبرهایـی وجود ندارد؛ چرا که اقوام ایرانی، که زیاد هم هستند، همه در حفظ ‏اصالت ایرانی کاملاً هماهنگ و متحد عمل کرده  اند.‏ در تاریخ پر افتخار ایران هیچ اثری از قوم  کشی ‏وجود ندارد و این در حالی است که ترک  های عثمانی متهم هستند که میلیون  ها نفر ارمنی را قتل  عام ‏کردند».‏[22]

 

Click to enlarge
علی یونسی

 

ـ حمید بقایی، معاون محمود احمدی نژاد

 حمیـد بـقایی، در کنـفرانس ایـران پـل پیـروزی، در جملاتـی ضمن اشـاره به مناقشـۀ ‏طولانی مـدت ترک  ها و ارمنیـان گفته بود: «امپراتوری عثمانی صد سال قبل علیه گروهی از ارمنی  ها ‏نژادکشی کرد».

البته، این اظهارنظر با واکنش دولت ترکیه مواجه شد. منوچهر متکی، وزیر وقت خارجه، در گفت وگویی ‏تلفنی با احمد داوود اغلو، وزیر وقت خارجۀ ترکیه، با اشاره به اینکه موضوع همایش مزبور اساساً دربارۀ ‏جنگ جهانی دوم بوده و ارتباطی با جنگ جهانی اول نداشته است به همتای ترک خود اطمینان می  دهد که موضع ‏ایران دربارۀ مسئله ارمنیان همان موضع سابق بوده و ایران در پی وارد ساختن خلل به روابط دوستانه دو ‏کشور نیست. [23]

 

Click to enlarge
حمید بقایی

 

ـ روح الله حسینیان، نمایندۀ مردم تهران در مجلس شورای اسلامی

روح الله حسینیان، نمایندۀ مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، در بخشی از پیام خود به مناسبت صدو یکمین سالگرد ‏نژادکشی ارمنیان چنین گفته:

«سالگرد فاجعۀ انسانی قتل  عام ارامنه توسط دولت عثمانی را خدمت همۀ مسیحیان جهان به ویژه ارامنۀ ‏هم  وطنم تسلیت عرض می  نمایم. کسانی که با فرهنگ قرآن آشنا باشند تعجب می  کنند چـطور مـمکن ‏است که عـده  ای به نام مسلمـان دست به کشتار بی  رحمانۀ مردمی مهربان با پیوند عاطفی با مسلمانان زنند.‏

البته، مسیحیان ارامنــه در حکومــت عثمانــی تنها قربانیـان تنگ  نظری  های جنایتکاران تاریخ نبوده  اند. ده  ها ‏هزار شیعه به جرم محبت اهل بیت پیامبر (ص) در حکومت عثمانی قتل  عام شده  اند».‏[24]

 

Click to enlarge
روح الله حسینیان

 

دکتر عماد افروغ، نمایندۀ سابق مردم تهران و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس

Click to enlarge
دکتر عماد افروغ

دکتر عماد افروغ، که در مراسم نود و یکمین سالگرد نژادکشی ارمنیان حضور داشت، در سخنانی گفت:‏

«یک پندار نیست. یک خیال نیست. اتفاقی افتاده. محاکمه  ای هم صورت گرفته. متهمان درجه یک و ‏ردیف دومی هم داشته، متهمان هم محکوم شدند اما به سزای اعمالشان نرسیدند تا اینکه خود ارامنه اقدام ‏می  کنند و در جاهای مختلف آنها را به قتل می  رسانند. تا آنجایی که بنده اطلاع پیدا کردم طلعت و شاکر ‏در برلین به قتل رسیدند و جمال بیگ هم در تفلیس و انور هم در امیرنشین بخارا، دکتر کاظم هم به جرم ‏دست داشتن در توطئه علیه آتاترک به دار آویخته می  شود.‏

ما حق داریم بشناسیم. حق داریم در تاریخ کنکاش کنیم و چه اشکالی دارد دولت  مردان هم به استقبال ‏این حق بروند. هر جامعه  ای که زودتر به حق آگاهی و حق شناخت برسد به نظر من می  تواند به جامعۀ ‏خود پویایی و پایایی بیشتری بدهد و گذشتۀ خود را اصلاح کند. بگذارید تحقیق شود. بگذارید اسنادی ‏که هست در اختیار محققان قرار گیرد و این قدر رشید باشید که اگر واقعاً در این خصوص یک جنایت ‏عمدی و ارادی و اثبات شده  ای صورت گرفته اعتراف کنید که ما اشتباه کردیم و اصلاح کنیم گذشته را. ‏این نهایت رشد است.

امیدوارم مظلومیت تاریخی ارامنه در اثر تلاش محققانه به ثمر برسد و ترکیه هم باید با روی باز بیاید و ‏اجازۀ تحقیقات لازم را بدهد».[25]

 

پی‌نوشت‌ها:

1-پژوهشگر مسائل قفقاز و ترکیه.

2- ر.ک: مهرداد مهرین، کاروان مرده  های متحرک: سرگذشت و کار جمالزاده (تهران: کانون معرفت، 1342).      

3- عبدالحسین شیبانی (وحیدالملک)، خاطرات مهاجرت: از دولت موقت کرمانشاه تا کمیتۀ ملیون برلن، به کوشش ایرج افشار و کاوه بیات (تهران: نشر و پژوهش شیرازه، 1378).       

4- http://www.hoosk.net/fa/armenian-genocide/articles/item/.html

5-حسین کاظم زاده، «معارف در عثمانی»، ایرانشهر، ش 3 (بهمن 1302/ ژانویۀ 1924م): 132؛ نیز ر.ک: کارن خانلری، «نژادکشی ارمنیان و سیاست  های پان  ترکیستی از دیدگاه حسین کاظم زاده (ایرانشهر)»، پیمان، س16، ش59 (بهار 1391): 179 ـ 184.

6-Globe 

7- http://iranchehr.com/?p=5399

8- رضا علی دیوان بیگی، سفر مهاجرت در نخستین جنگ جهانی (تهران: بی  نا، 1351)، ص128و 129‏.

9- همان، 136.

10- همان، 131.

11- همان، ص 129 و 130.

12- سازمان اسناد ملی ایران، سند شمارۀ 4-293003692‏.

13- اسماعیل رائین، قتل  عام ارمنیان (تهران: امیر کبیر، 1357)، ص 62 و 63.

14- یحیی دولت آبادی، تاریخ معاصر یا حیات یحیی (تهران: عطار؛ فردوسی، 1362)، ج4، ص 62 و 63.

15-دانشنامۀ ایران، «ارمنستان»، ج. 2. تهران: بنیاد دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی، 1386‏.

16- عباس توکلی، «چالش  های سیاست خارجی ایران»، همشهری (26 خرداد 1388)(http://hamshahrionline.ir)

17- نیکلای هوُهانیسیان، نسل  کشی ارمنیان در پژوهش  های تاریخ  شناسان عرب ، ترجمۀ گارون سارکسیان (تهران: کتاب سیامک، 1387)، ص23.‏

18- هوهانیسیان، همان، ص23 و 24.

19-محمد رضا دبیری،«کشتار و کوچ اجباری ارامنه: نسل  کشی یا ضرورت جنگی»، دیپلماسی ایرانی (17 اردیبهشت 1389) (http://www.irdiplomacy.ir).

20- همان.

21- http://www.yjc.ir/fa/news/4349117 

22- http://www.alikonline.ir/fa/fa/news/armenians/item

23- http://www.asriran.com/fa/news

24- http://www.alikonline.ir/fa/fa/news/social/item/941

25- کارینه داویدیان، «مراسم یادبود آوریل 1915م، نود و یکمین ساگرد نژادکشی ارمنیان»، پیمان، س10، ش35 (بهار1385): 109 ـ 115.

 

منابع:

توکلی، عباس. «چالش های سیاست خارجی ایران». همشهری. 26 خرداد 1388.

خانلری، کارن. «نژادکشی ارمنیان و سیاست  های پان  ترکیستی از دیدگاه حسین کاظم زاده (ایرانشهر)». پیمان. س15. ش59. بهار 1391.

دانشنامۀ ایران. «ارمنستان».ج. 2. تهران: بنیاد دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی، 1386‏.

داویدیان، کارینه. «مراسم یادبود آوریل 1915م، نود و یکمین ساگردنژادکشی ارمنیان». پیمان. س10. ش35. بهار1385. دبیری، محمد رضا. «کشتار و کوچ اجباری ارامنه: نسل  کشی یا ضرورت جنگی». دیپلماسی ایرانی. 17 اردیبهشت 1389.

دولت آبادی، یحیی. تاریخ معاصر یا حیات یحیی. تهران: عطار؛ فردوسی، 1362.

دیوان بیگی، رضا علی. سفر مهاجرت در نخستین جنگ جهانی. تهران: بی  نا، 1351.

رائین، اسماعیل. قتل  عام ارمنیان. تهران: امیر کبیر، 1357.

سازمان اسناد ملی ایران، سند شمارۀ 4-293003692‏.

شیبانی، عبدالحسین (وحیدالملک). خاطرات مهاجرت: از دولت موقت کرمانشاه تا کمیتۀ ملیون برلن. به کوشش ایرج افشار و کاوه بیات. تهران: نشر و پژوهش شیرازه، 1378.

کاظم زاده، حسین. «معارف در عثمانی». ایرانشهر. ش 3 . بهمن 1302/ ژانویۀ 1924م.

مهرین، مهرداد.کاروان مرده  های متحرک: سرگذشت و کار جمالزاده. تهران: کانون معرفت، 1342.

هُوهانسیان، نیکلای. نسل  کشی ارمنیان در پژوهش  های تاریخ  شناسان عرب. ترجمۀ گارون سارکسیان. تهران: کتاب سیامک، 1387.

www.hoosk.net/fa/armenian-genocide/articles/item/.html  

iranchehr.com/?p=5399‎                

www.yjc.ir/fa/news/4349117       

www.alikonline.ir/fa/fa/news/armenians/item ‎       

www.asriran.com/fa/news                      

www.alikonline.ir/fa/fa/news/social/item/941       

hamshahrionline.ir       

www.irdiplomacy.ir 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 20147